آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram

از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتل‌عام در گفتار علی خامنه‌ای

پیام‌ همراهان

در نظام‌های اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمی‌شود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب می‌گیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته می‌شود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته می‌ماند، به‌دست نهادهای قهری تفسیر و اجرا می‌شود.
علی خامنه‌ای در بزنگاه‌های اعتراض و نافرمانی مدنی، به‌ندرت دستور صریح سرکوب می‌دهد. در عوض، با نام‌گذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را می‌سازد. واژه‌هایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلال‌گر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی می‌نشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازات‌ها باز می‌کند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل می‌شوند. دادگاه‌ها، نیروهای انتظامی و شبه‌نظامیان، این زبان را نه به‌مثابه استعاره، بلکه به‌عنوان چراغ سبز تلقی می‌کنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژه‌ها جان می‌گیرند و به گلوله بدل می‌شوند، گوینده نمی‌تواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آن‌که ماشه چکانده شود، این واژه‌ها هستند که شلیک کرده‌اند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊13👍2
Forwarded from گفت‌وشنود
اطاعت مقدس، خشونت مشروع

پیام همراهان

در حکومت‌های ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه به‌تدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف می‌شود. وقتی فرمان‌برداری از قدرت با ایمان گره می‌خورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی می‌شود. این جابه‌جاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم می‌کند که در بزنگاه‌های بحرانی، آماده‌ی اعمال خشونت علیه جامعه‌ی خود هستند.

نظام آموزشی، رسانه‌های رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزاره‌هایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولی‌فقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل می‌کنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار می‌کند. در چنین ساختاری، خشونت نه به‌عنوان نقض ارزش‌های انسانی، بلکه به‌مثابه انجام «وظیفه» فهم می‌شود. این همان نقطه‌ای است که فرد از تعریف‌های معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیت‌پذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله می‌گیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف می‌شود.

حکومت دینی تمامیت‌خواه، با دوگانه‌سازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنه‌گر»، فرایند انسان‌زدایی از معترضان را تسهیل می‌کند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نه‌تنها مجاز، بلکه فضیلت‌مند جلوه داده می‌شود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجهه‌ی اخلاقی با رنج دیگری معاف می‌کند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله می‌دهد.

پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیان‌های اعتماد عمومی است. جامعه‌ای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل می‌شود، نه‌تنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست می‌دهد، بلکه در برابر چرخه‌های تکرارشونده‌ی خشونت ناتوان می‌ماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ می‌کند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل می‌دهد و جامعه را در برابر خشونت سازمان‌یافته بی‌دفاع‌تر می‌سازد.

#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
8👍4🕊1