عباس اکبرپور، راننده ۳۸ ساله اصفهانی، با اصابت گلوله جنگی در ملکشهر جان باخت
عباس اکبرپور، ۳۸ ساله، اهل اصفهان، راننده ماشین سنگین و مجرد بود.
او در تاریخ ۱۸ دیماه در ملکشهر اصفهان هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، یک گلوله جنگی به پهلوی راست او اصابت کرده و از سمت چپ بدنش خارج شده است. شدت جراحت موجب مرگ وی شد.
پیکر عباس اکبرپور پس از شش روز به خانواده تحویل داده شد. بنا بر اعلام نزدیکان، برای تحویل پیکر هیچ مبلغی از خانواده دریافت نشده است.
عباس اکبرپور، در ۳۸ سالگی، جان خود را در ۱۸ دیماه از دست داد و نامش در شمار جانباختگان آن روز ثبت شد.
#عباس_اکبرپور #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
عباس اکبرپور، ۳۸ ساله، اهل اصفهان، راننده ماشین سنگین و مجرد بود.
او در تاریخ ۱۸ دیماه در ملکشهر اصفهان هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، یک گلوله جنگی به پهلوی راست او اصابت کرده و از سمت چپ بدنش خارج شده است. شدت جراحت موجب مرگ وی شد.
پیکر عباس اکبرپور پس از شش روز به خانواده تحویل داده شد. بنا بر اعلام نزدیکان، برای تحویل پیکر هیچ مبلغی از خانواده دریافت نشده است.
عباس اکبرپور، در ۳۸ سالگی، جان خود را در ۱۸ دیماه از دست داد و نامش در شمار جانباختگان آن روز ثبت شد.
#عباس_اکبرپور #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام علی ایازی در اصفهان برگزار شد
برادرش میگفت کل بکشید، جوانان شعار میدادند، مادرش میگفت «افتخار میکنم به همتون به پسرم افتخار میکنم.» آهنگی که دوست داشت برای دامادیاش پخش شود را گذاشتند، عمهاش میگفت داماد نداریم....
جاویدنام علی ایازی، ۲۱ ساله و بازیکن تیم جوانان سپاهان، با شلیک گلوله جنگی ماموران حکومتی در اصفهان جانباخت
علی ایازی، ۲۱ ساله، بازیکن تیم فوتبال جوانان سپاهان اصفهان، روز ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات مردمی در اصفهان با اصابت گلولههای جنگی نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد.
بر اساس گزارشهای رسیده، او در حالی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت که غیرمسلح بوده و هیچ تهدیدی متوجه نیروهای امنیتی نمیکرد. کشتهشدن این ورزشکار جوان، بار دیگر استفاده از سلاحهای جنگی علیه شهروندان غیرنظامی و معترضان را برجسته میکند.
علی ایازی یکی از استعدادهای فوتبال اصفهان بود که آینده ورزشی روشنی در پیش داشت، اما زندگی و آرزوهایش در نتیجه سرکوب خونین اعتراضات مردمی به شکلی خشونتآمیز پایان یافت.
در جریان قتلعام مردم ایران، تا کنون عده زیادی از اعضای جامعه ورزش ایران، توسط جمهوری اسلامی کشته شدهاند. آنها نه تروریست بودند و نه عامل دستگاه اطلاعاتی کشورهای دیگر. آنها معترضانی بودند که بقای جمهوری اسلامی را موجب گسترش بیشتر فقر و فلاکت و سرکوب در ایران میدیدند.
#علی_ایازی #اصفهان #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
برادرش میگفت کل بکشید، جوانان شعار میدادند، مادرش میگفت «افتخار میکنم به همتون به پسرم افتخار میکنم.» آهنگی که دوست داشت برای دامادیاش پخش شود را گذاشتند، عمهاش میگفت داماد نداریم....
جاویدنام علی ایازی، ۲۱ ساله و بازیکن تیم جوانان سپاهان، با شلیک گلوله جنگی ماموران حکومتی در اصفهان جانباخت
علی ایازی، ۲۱ ساله، بازیکن تیم فوتبال جوانان سپاهان اصفهان، روز ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات مردمی در اصفهان با اصابت گلولههای جنگی نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد.
بر اساس گزارشهای رسیده، او در حالی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت که غیرمسلح بوده و هیچ تهدیدی متوجه نیروهای امنیتی نمیکرد. کشتهشدن این ورزشکار جوان، بار دیگر استفاده از سلاحهای جنگی علیه شهروندان غیرنظامی و معترضان را برجسته میکند.
علی ایازی یکی از استعدادهای فوتبال اصفهان بود که آینده ورزشی روشنی در پیش داشت، اما زندگی و آرزوهایش در نتیجه سرکوب خونین اعتراضات مردمی به شکلی خشونتآمیز پایان یافت.
در جریان قتلعام مردم ایران، تا کنون عده زیادی از اعضای جامعه ورزش ایران، توسط جمهوری اسلامی کشته شدهاند. آنها نه تروریست بودند و نه عامل دستگاه اطلاعاتی کشورهای دیگر. آنها معترضانی بودند که بقای جمهوری اسلامی را موجب گسترش بیشتر فقر و فلاکت و سرکوب در ایران میدیدند.
#علی_ایازی #اصفهان #جنایت_عليه_بشريت #نه_به_جمهورى_اسلامى #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔15❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام جلیل میلانلویی پنجشنبه، ۱۸ دی ماه
با صدایی آرام از تعبیرِ خوابش و از وطن گفت، او پادشاه فقید ایران را در خواب دیده بود.
به مسیری رفت که باور داشت و جانش را در راه آزادی داد.
ساعاتی پیش از رفتنش، و کشته شدنش این جمله را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده بود:
«وقتی ظلم عادی شود، صدای عدالت شبیه اغتشاش شنیده میشود…»
جاویدنام جلیل میلانلویی در اسفراین، با شلیک مستقیم کشته شد
آن شب در اسفراین، جلیل میلانلویی را با خونریزی شدید به بیمارستان رساندند. گلوله جنگی از پشت بام کلانتری به بدنش شلیک شده بود. شاهدان میگویند پیش از آنکه به اتاق احیا منتقل شود، با صدایی که هنوز توان داشت گفت:
«علی خامنهای، ننگ بر تو.
ببین با این مردم چه کردی.»
او نه چهرهای سیاسی بود و نه فعال رسانهای. پدری بود با دو دختر. کمتر از یک سال پیش، همسرش را بر اثر سرطان از دست داده بود و بارِ خانه و زندگی را به تنهایی به دوش میکشید. میتوانست با این دلیل که فرزندانش مادر ندارند و به او نیاز دارند، از اعتراض دور بماند. میتوانست بگوید اکنون وقتِ ماندن در خانه است.
اما انتخاب دیگری کرد؛ کنار مردم ایستاد.
جلیل شهروندی مسئول و دغدغهمند بود. مدرس دانشگاه، رئیس بانک رسالت در شعبه مرکزی اسفراین. اقتصاد و مدیریت درس میداد، زندگی معمولی داشت، شغلش مشخص بود و چیزی کموکسر نداشت. اعتراضش نه از سر هیجان، که از احساس مسئولیت نسبت به آینده کشور و هموطنانش بود.
مردی که همسرش را از دست داده بود، دو دختر چشمانتظار در خانه داشت، شغلی ثابت داشت و میتوانست کنار بکشد، اما کنار نکشید.
تنش افتاد.
اما صدایش ایستاد
#جلیل_میلانلویی
#اسفراین #جلیل_اسفراین_راهت_ادامه_دارد #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
با صدایی آرام از تعبیرِ خوابش و از وطن گفت، او پادشاه فقید ایران را در خواب دیده بود.
به مسیری رفت که باور داشت و جانش را در راه آزادی داد.
ساعاتی پیش از رفتنش، و کشته شدنش این جمله را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده بود:
«وقتی ظلم عادی شود، صدای عدالت شبیه اغتشاش شنیده میشود…»
جاویدنام جلیل میلانلویی در اسفراین، با شلیک مستقیم کشته شد
آن شب در اسفراین، جلیل میلانلویی را با خونریزی شدید به بیمارستان رساندند. گلوله جنگی از پشت بام کلانتری به بدنش شلیک شده بود. شاهدان میگویند پیش از آنکه به اتاق احیا منتقل شود، با صدایی که هنوز توان داشت گفت:
«علی خامنهای، ننگ بر تو.
ببین با این مردم چه کردی.»
او نه چهرهای سیاسی بود و نه فعال رسانهای. پدری بود با دو دختر. کمتر از یک سال پیش، همسرش را بر اثر سرطان از دست داده بود و بارِ خانه و زندگی را به تنهایی به دوش میکشید. میتوانست با این دلیل که فرزندانش مادر ندارند و به او نیاز دارند، از اعتراض دور بماند. میتوانست بگوید اکنون وقتِ ماندن در خانه است.
اما انتخاب دیگری کرد؛ کنار مردم ایستاد.
جلیل شهروندی مسئول و دغدغهمند بود. مدرس دانشگاه، رئیس بانک رسالت در شعبه مرکزی اسفراین. اقتصاد و مدیریت درس میداد، زندگی معمولی داشت، شغلش مشخص بود و چیزی کموکسر نداشت. اعتراضش نه از سر هیجان، که از احساس مسئولیت نسبت به آینده کشور و هموطنانش بود.
مردی که همسرش را از دست داده بود، دو دختر چشمانتظار در خانه داشت، شغلی ثابت داشت و میتوانست کنار بکشد، اما کنار نکشید.
تنش افتاد.
اما صدایش ایستاد
#جلیل_میلانلویی
#اسفراین #جلیل_اسفراین_راهت_ادامه_دارد #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔26🕊6❤4
علیه فراموشی
حسن نوروزی، عضو پیشین مجلس شورای اسلامی، درباره کشتار ۱۳۹۸ گفته بود:
«یکی از آنهایی که به مردم (در آبان ۹۸) شلیک کرد من بودم، ما کُشتیم. حالا چه کسی را میخواهید محاکمه کنید؟»
این سخنان در حالی مطرح میشود که سرکوب اعتراضات سراسری در سالهای اخیر، به کشتهشدن دهها هزار شهروند ایرانی انجامیده است؛ سرکوبهایی که هنوز درباره ابعاد کامل آنها شفافسازی نشده و هیچ سازوکار مستقلی برای پاسخگویی عاملان آن وجود ندارد.
اظهاراتی از این دست، که در آن بهصراحت از شلیک به مردم سخن گفته میشود، نشان میدهد فاصله میان حاکمیت و بخش بزرگی از جامعه تا چه اندازه عمیق شده است؛ فاصلهای که با نبود شفافیت، عدم رسیدگی قضایی مستقل و تداوم سرکوب، هر روز بیشتر میشود.
اما تاریخ، این جملات را ثبت میکند. حافظه جمعی جامعه پاک نخواهد شد و مطالبه دادخواهی خاموش نمیشود. روزی که امکان رسیدگی مستقل و عادلانه فراهم شود، آمران و عاملان کشتار باید پاسخگوی اعمال خود باشند. عدالت، هرچند به تأخیر بیفتد، مطالبهای ماندگار است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
حسن نوروزی، عضو پیشین مجلس شورای اسلامی، درباره کشتار ۱۳۹۸ گفته بود:
«یکی از آنهایی که به مردم (در آبان ۹۸) شلیک کرد من بودم، ما کُشتیم. حالا چه کسی را میخواهید محاکمه کنید؟»
این سخنان در حالی مطرح میشود که سرکوب اعتراضات سراسری در سالهای اخیر، به کشتهشدن دهها هزار شهروند ایرانی انجامیده است؛ سرکوبهایی که هنوز درباره ابعاد کامل آنها شفافسازی نشده و هیچ سازوکار مستقلی برای پاسخگویی عاملان آن وجود ندارد.
اظهاراتی از این دست، که در آن بهصراحت از شلیک به مردم سخن گفته میشود، نشان میدهد فاصله میان حاکمیت و بخش بزرگی از جامعه تا چه اندازه عمیق شده است؛ فاصلهای که با نبود شفافیت، عدم رسیدگی قضایی مستقل و تداوم سرکوب، هر روز بیشتر میشود.
اما تاریخ، این جملات را ثبت میکند. حافظه جمعی جامعه پاک نخواهد شد و مطالبه دادخواهی خاموش نمیشود. روزی که امکان رسیدگی مستقل و عادلانه فراهم شود، آمران و عاملان کشتار باید پاسخگوی اعمال خود باشند. عدالت، هرچند به تأخیر بیفتد، مطالبهای ماندگار است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊8💔3❤1💯1
تداوم بازداشت امید حمیدی، امیرحسین حسنی دوک اهل سوق؛ نگرانی خانوادهها از بلاتکلیفی و فشارهای امنیتی
بر اساس گزارشهای دریافتی، امید حمیدی، ۲۸ ساله و اهل شهر سوق در استان کهگیلویه و بویراحمد، از تاریخ ۳ بهمنماه بازداشت و تاکنون حدود چهل روز در زندان دهدشت در بازداشت بهسر میبرد.
به گفته نزدیکان او، امید حمیدی در این مدت تماسهایی با خانواده خود داشته، اما تاکنون توضیح شفافی درباره اتهامات یا روند رسیدگی به پروندهاش به خانواده ارائه نشده است. خانواده او میگویند روند آزادی وی بهصورت «هفته به هفته» به تعویق انداخته میشود و این بلاتکلیفی موجب نگرانی جدی آنان شده است.
بر اساس اطلاعات موجود، اتهامهایی نظیر «حضور در اجتماعات علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» برای برخی بازداشتشدگان این پرونده مطرح شده است. با این حال، جزئیات دقیق اتهامات منتسب به امید حمیدی بهطور رسمی اعلام نشده است. گفته میشود دیگر افرادی که همزمان با او بازداشت شده بودند، آزاد شدهاند و ادامه بازداشت وی موجب افزایش نگرانی خانوادهاش شده است.
همچنین گزارش شده که امید حمیدی سه روز پیش از زندان به بازداشتگاه اطلاعات سپاه منتقل شده و پس از آن مجدداً به زندان بازگردانده شده است. درباره جزئیات این انتقال و شرایط نگهداری او اطلاعات رسمی منتشر نشده است.
در همین ارتباط، نام امیرحسین حسنیدوک نیز بهعنوان یکی دیگر از بازداشتشدگان مطرح شده که همچنان در بازداشت بهسر میبرد و گفته میشود در رابطه با شرکت در فراخوان ۱۸ دیماه تحت فشار قرار گرفته است.
#امید_حمیدی #امیرحسین_حسنی_دوک #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای دریافتی، امید حمیدی، ۲۸ ساله و اهل شهر سوق در استان کهگیلویه و بویراحمد، از تاریخ ۳ بهمنماه بازداشت و تاکنون حدود چهل روز در زندان دهدشت در بازداشت بهسر میبرد.
به گفته نزدیکان او، امید حمیدی در این مدت تماسهایی با خانواده خود داشته، اما تاکنون توضیح شفافی درباره اتهامات یا روند رسیدگی به پروندهاش به خانواده ارائه نشده است. خانواده او میگویند روند آزادی وی بهصورت «هفته به هفته» به تعویق انداخته میشود و این بلاتکلیفی موجب نگرانی جدی آنان شده است.
بر اساس اطلاعات موجود، اتهامهایی نظیر «حضور در اجتماعات علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» برای برخی بازداشتشدگان این پرونده مطرح شده است. با این حال، جزئیات دقیق اتهامات منتسب به امید حمیدی بهطور رسمی اعلام نشده است. گفته میشود دیگر افرادی که همزمان با او بازداشت شده بودند، آزاد شدهاند و ادامه بازداشت وی موجب افزایش نگرانی خانوادهاش شده است.
همچنین گزارش شده که امید حمیدی سه روز پیش از زندان به بازداشتگاه اطلاعات سپاه منتقل شده و پس از آن مجدداً به زندان بازگردانده شده است. درباره جزئیات این انتقال و شرایط نگهداری او اطلاعات رسمی منتشر نشده است.
در همین ارتباط، نام امیرحسین حسنیدوک نیز بهعنوان یکی دیگر از بازداشتشدگان مطرح شده که همچنان در بازداشت بهسر میبرد و گفته میشود در رابطه با شرکت در فراخوان ۱۸ دیماه تحت فشار قرار گرفته است.
#امید_حمیدی #امیرحسین_حسنی_دوک #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊9
Forwarded from گفتوشنود
گرسنگی اجباری و آزار صوتی
توصیف صادق هدایت از ماه رمضان
«هوایش الان ۳۵ درجه است به طوری که مگس و پشههایش یا مردهاند و یا از مکه معظمه به مدینه طیبه مهاجرت کردهاند. ماه مبارک رمضان هم هست. همه کافهها بسته شده و مذهبِ خیلی دموکرات و آزادیخواه اسلام، به موجبِ نهی از منکر، همه جور تظاهر به روزه خوردن را قدغن کرده. تقیه، دروغ مصلحت آمیز و [...]. مثل این که اگر من مُسهل میخورم، همه مجبورند مسهل بخورند، و یا ادای مسهل خوردن را دربیاورند. اینها عنعنات* است...
همه اینها به درَک، جلو خانهمان یک قهوهخانه است علاوه بر سر و صدایش، شبها از یک بعد از نصف شب تا ساعت ۴ یا ۵، تمام برنامه ماه مبارک را، که عبارت از اذان و مناجات و زوزههای ربّانی و [...] سبحانی است باید [...] کنم و لای سبیل بگذارم... پس در این صورت از حق کپه مرگ گذاشتن [خوابیدن] هم محرومم، حقی که اقلاً شپش و خرچسونه دارند. این را چه اسمی میشود رویش گذاشت؟» (نامه صادق هدایت به شهید نورایی، تابستان ۱۳۲۹)
صادق هدایت در نوشتههای خود بارها به جد یا به طنز و طعنه به مذهب رایج در ایران نقد و انتقاد وارد کردهاست. به غیر از کتابهایش، هدایت در نامهنگاریهایش نیز به اوضاع زمانه خود اشاره میکند. بخش بالا قسمتی از نامه او به حسن شهید نورایی، حقوقدان و نویسنده ایرانی است. در این بخش از نامه هدایت اوضاع زندگی خودش در ماه رمضان را توصیف میکند؛ اوضاعی که شباهتی زیاد به اوضاع امروز ایران دارد.
*عنعنات اصطلاحی است به معنی روایات و سنتهای تاریخی، از کلمه «عنعنه» (در حدیثشناسی) به معنای استفاده مکرر از واژه «عن» در روایت کردن است. عن در عربی به معنای «از» است. مثلا روایت فلانی از فلانی از فلانی... در حدیث به شکل «قال فلان عن فلان عن فلان...» عنوان میشود.
به دلیل محدودیتهای شبکههای اجتماعی به جای برخی کلمات از [...] استفاده شده است. اصل نامه در منابع اینترنتی در دسترس است.
#صادق_هدایت #روزه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
توصیف صادق هدایت از ماه رمضان
«هوایش الان ۳۵ درجه است به طوری که مگس و پشههایش یا مردهاند و یا از مکه معظمه به مدینه طیبه مهاجرت کردهاند. ماه مبارک رمضان هم هست. همه کافهها بسته شده و مذهبِ خیلی دموکرات و آزادیخواه اسلام، به موجبِ نهی از منکر، همه جور تظاهر به روزه خوردن را قدغن کرده. تقیه، دروغ مصلحت آمیز و [...]. مثل این که اگر من مُسهل میخورم، همه مجبورند مسهل بخورند، و یا ادای مسهل خوردن را دربیاورند. اینها عنعنات* است...
همه اینها به درَک، جلو خانهمان یک قهوهخانه است علاوه بر سر و صدایش، شبها از یک بعد از نصف شب تا ساعت ۴ یا ۵، تمام برنامه ماه مبارک را، که عبارت از اذان و مناجات و زوزههای ربّانی و [...] سبحانی است باید [...] کنم و لای سبیل بگذارم... پس در این صورت از حق کپه مرگ گذاشتن [خوابیدن] هم محرومم، حقی که اقلاً شپش و خرچسونه دارند. این را چه اسمی میشود رویش گذاشت؟» (نامه صادق هدایت به شهید نورایی، تابستان ۱۳۲۹)
صادق هدایت در نوشتههای خود بارها به جد یا به طنز و طعنه به مذهب رایج در ایران نقد و انتقاد وارد کردهاست. به غیر از کتابهایش، هدایت در نامهنگاریهایش نیز به اوضاع زمانه خود اشاره میکند. بخش بالا قسمتی از نامه او به حسن شهید نورایی، حقوقدان و نویسنده ایرانی است. در این بخش از نامه هدایت اوضاع زندگی خودش در ماه رمضان را توصیف میکند؛ اوضاعی که شباهتی زیاد به اوضاع امروز ایران دارد.
*عنعنات اصطلاحی است به معنی روایات و سنتهای تاریخی، از کلمه «عنعنه» (در حدیثشناسی) به معنای استفاده مکرر از واژه «عن» در روایت کردن است. عن در عربی به معنای «از» است. مثلا روایت فلانی از فلانی از فلانی... در حدیث به شکل «قال فلان عن فلان عن فلان...» عنوان میشود.
به دلیل محدودیتهای شبکههای اجتماعی به جای برخی کلمات از [...] استفاده شده است. اصل نامه در منابع اینترنتی در دسترس است.
#صادق_هدایت #روزه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👌2
تداوم بازداشت فروزان یکتایی در رشت
فروزان یکتایی، معلم و عکاس ساکن رشت، روز ۱۹ دیماه در این شهر بازداشت شده است.
بر اساس گزارشهی منتشر شدها، بازداشت این معلم به دلیل حضور در تجمعات شهری و عکاسی در شبهای شلوغ رشت صورت گرفته و برای او پروندهای با ماهیت امنیتی تشکیل شده است. منابع نزدیک به خانواده فروزان یکتایی میگویند که او حدود ۲۰ روز را در سلول انفرادی سپری کرده است.
همچنین گفته شده درخواست خانواده برای آزادی موقت با قرار وثیقه تاکنون با موافقت مقام قضایی روبهرو نشده است.
فروزان یکتایی در حال حاضر در زندان لاکان رشت نگهداری میشود.
بازداشت یک معلم به دلیل حضور در تجمعات و فعالیتهای مرتبط با عکاسی، در حالی صورت میگیرد که طی سالهای اخیر فشار بر معلمان، فعالان صنفی و کنشگران مدنی افزایش یافته و بسیاری از آنان با پروندههای امنیتی مواجه شدهاند؛ روندی که نگرانیها درباره محدودیت آزادیهای مدنی و حق فعالیت صنفی را تشدید کرده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
فروزان یکتایی، معلم و عکاس ساکن رشت، روز ۱۹ دیماه در این شهر بازداشت شده است.
بر اساس گزارشهی منتشر شدها، بازداشت این معلم به دلیل حضور در تجمعات شهری و عکاسی در شبهای شلوغ رشت صورت گرفته و برای او پروندهای با ماهیت امنیتی تشکیل شده است. منابع نزدیک به خانواده فروزان یکتایی میگویند که او حدود ۲۰ روز را در سلول انفرادی سپری کرده است.
همچنین گفته شده درخواست خانواده برای آزادی موقت با قرار وثیقه تاکنون با موافقت مقام قضایی روبهرو نشده است.
فروزان یکتایی در حال حاضر در زندان لاکان رشت نگهداری میشود.
بازداشت یک معلم به دلیل حضور در تجمعات و فعالیتهای مرتبط با عکاسی، در حالی صورت میگیرد که طی سالهای اخیر فشار بر معلمان، فعالان صنفی و کنشگران مدنی افزایش یافته و بسیاری از آنان با پروندههای امنیتی مواجه شدهاند؛ روندی که نگرانیها درباره محدودیت آزادیهای مدنی و حق فعالیت صنفی را تشدید کرده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊4👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در جریان پنجاهویکمین مراسم اهدای جوایز سزار، معادل فرانسوی اسکار، که شامگاه چهارشنبه در سالن المپیا پاریس برگزار شد، گلشیفته فراهانی هنرمند بینالمللی ایرانی، که برای اهدای جایزه «بهترین فیلمنامه اورجینال» روی صحنه حاضر شده بود، بخشی از سخنان خود را به وضعیت ایران اختصاص داد. او گفت در حالی که نگاهها به صحنهای «پر از ستاره» دوخته شده، قلبش با مردمی است که با سرکوب و خشونت مواجهاند.
او با اشاره به رویدادهای اخیر در ایران، از کشتهشدن، بازداشت و زخمیشدن معترضان سخن گفت و تأکید کرد که کشور در سوگ است.
او گفت:
«اخیراً رژیم دهها هزار نفر را به وحشیانهترین شکل ممکن کشته است. بسیاری دیگر زخمی، دستگیر یا شکنجه شدهاند. این چرخهای است که سالها تکرار میشود، اما این بار ارقام فراتر از تصور است. کل کشور در عزا است، هزاران زندگی بیگناه از دست رفته.
با قلبی غایب و نامهایی که جرأت بر زبان آوردنشان را نداریم، بازماندگان میرقصند تا جلادان بدانند: آنها میتوانند بدنها را بکشند اما هرگز به روحها دست پیدا نمیکنند. آنها میرقصند و از من و شما میپرسند: آیا ما را میبینید؟ همیشه ایستاده، همیشه در مبارزه، همیشه در امید، درخشان حتی در دل درد.
مردم ایران دهههاست برای آزادیشان میجنگند. میدانم که با وجود تمام کمکی که هرگز از قدرتمندان این جهان دریافت نکردهاند، در نهایت پیروز خواهند شد؛ چون جستجوی آزادی در قلب انسان میتپد و قلبی زنده هرگز تسلیم نمیشود.»
فراهانی همچنین از جعفر پناهی به عنوان یکی از چهرههای شاخص مقاومت در سینمای ایران نام برد و ابراز امیدواری کرد که مردم ایران در مسیر دستیابی به آزادی موفق خواهند شد. سخنان او با تشویق ممتد و ایستادن بخشی از حاضران همراه شد.
#گلشیفته_فراهانی #نه_به_جمهورى_اسلامى #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
در جریان پنجاهویکمین مراسم اهدای جوایز سزار، معادل فرانسوی اسکار، که شامگاه چهارشنبه در سالن المپیا پاریس برگزار شد، گلشیفته فراهانی هنرمند بینالمللی ایرانی، که برای اهدای جایزه «بهترین فیلمنامه اورجینال» روی صحنه حاضر شده بود، بخشی از سخنان خود را به وضعیت ایران اختصاص داد. او گفت در حالی که نگاهها به صحنهای «پر از ستاره» دوخته شده، قلبش با مردمی است که با سرکوب و خشونت مواجهاند.
او با اشاره به رویدادهای اخیر در ایران، از کشتهشدن، بازداشت و زخمیشدن معترضان سخن گفت و تأکید کرد که کشور در سوگ است.
او گفت:
«اخیراً رژیم دهها هزار نفر را به وحشیانهترین شکل ممکن کشته است. بسیاری دیگر زخمی، دستگیر یا شکنجه شدهاند. این چرخهای است که سالها تکرار میشود، اما این بار ارقام فراتر از تصور است. کل کشور در عزا است، هزاران زندگی بیگناه از دست رفته.
با قلبی غایب و نامهایی که جرأت بر زبان آوردنشان را نداریم، بازماندگان میرقصند تا جلادان بدانند: آنها میتوانند بدنها را بکشند اما هرگز به روحها دست پیدا نمیکنند. آنها میرقصند و از من و شما میپرسند: آیا ما را میبینید؟ همیشه ایستاده، همیشه در مبارزه، همیشه در امید، درخشان حتی در دل درد.
مردم ایران دهههاست برای آزادیشان میجنگند. میدانم که با وجود تمام کمکی که هرگز از قدرتمندان این جهان دریافت نکردهاند، در نهایت پیروز خواهند شد؛ چون جستجوی آزادی در قلب انسان میتپد و قلبی زنده هرگز تسلیم نمیشود.»
فراهانی همچنین از جعفر پناهی به عنوان یکی از چهرههای شاخص مقاومت در سینمای ایران نام برد و ابراز امیدواری کرد که مردم ایران در مسیر دستیابی به آزادی موفق خواهند شد. سخنان او با تشویق ممتد و ایستادن بخشی از حاضران همراه شد.
#گلشیفته_فراهانی #نه_به_جمهورى_اسلامى #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام محمد جمشیدی، مربی بوکس و پدر دو کودک خردسال، که با گلولههای جنگی کشته شد
جاویدنام محمد جمشیدی، ۴۲ ساله، مربی بوکس و پدر دو کودک ۸ و ۳ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده اشرفی اصفهانی تهران با شلیک مستقیم گلولههای جنگی نیروهای سرکوبگر، جان باخت.
بر اساس روایت دریافتی، نخستین گلوله از روبهرو به زانوی او اصابت کرد و گلوله دوم از پشت به قفسه سینهاش شلیک شد که به مرگ او انجامید.
حدود ساعت ۱۲ شب، همسر محمد با تلفن همراه او تماس میگیرد و پس از چند بار بیپاسخ ماندن تماس، فردی پاسخ میدهد و خبر میدهد که محمد هدف گلوله قرار گرفته و او را به بیمارستان منتقل میکنند، اما احتمال میدهند که جان خود را از دست داده باشد.
خانواده با شنیدن این خبر به بیمارستان مراجعه میکنند، اما نامی از او در میان مجروحان ثبت نشده بود. آنان با اصرار از یکی از کارکنان سردخانه میخواهند با توجه به عکس و نشانه خالکوبی دستش بررسی کند. مسئول سردخانه اعلام میکند حدود ۱۵۰ پیکر مجهولالهویه در آنجا وجود دارد و پس از جستوجو تأیید میکند که پیکر محمد در میان کشتهشدگان است.
با این حال، صبح روز بعد هنگام مراجعه خانواده برای تحویل پیکر، مسئولان اعلام میکنند تنها پنج پیکر در سردخانه وجود دارد و محمد در میان آنان نیست و خانواده را به کهریزک ارجاع میدهند.
خانواده از صبح جمعه تا شنبه در کهریزک به جستوجو ادامه میدهند، اما اثری از پیکر او نمییابند تا اینکه پس از دو روز جستوجو، سرانجام پیکر محمد جمشیدی در بهشتزهرا با عنوان «مرد ناشناس شماره ۱۱۷۰۳» شناسایی میشود.
به گفته نزدیکان، خانواده تحت فشار قرار میگیرند که یا او را در قطعهای مشخص در بهشتزهرا، بدون سنگ قبر و مراسم، دفن کنند یا پیکر را به شهرستانی دیگر منتقل کرده و بدون برگزاری مراسم خاکسپاری کنند.
در نهایت، محمد جمشیدی در تاریخ ۲۲ دیماه، تحت فشارهای امنیتی و بدون برگزاری مراسم عمومی، در یکی از شهرستانهای اطراف تهران به خاک سپرده شد.
در مراسم چهلم محمد جمشیدی، حاضران سرود ای ایران خواندند،
#محمد_جمشیدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محمد جمشیدی، مربی بوکس و پدر دو کودک خردسال، که با گلولههای جنگی کشته شد
جاویدنام محمد جمشیدی، ۴۲ ساله، مربی بوکس و پدر دو کودک ۸ و ۳ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده اشرفی اصفهانی تهران با شلیک مستقیم گلولههای جنگی نیروهای سرکوبگر، جان باخت.
بر اساس روایت دریافتی، نخستین گلوله از روبهرو به زانوی او اصابت کرد و گلوله دوم از پشت به قفسه سینهاش شلیک شد که به مرگ او انجامید.
حدود ساعت ۱۲ شب، همسر محمد با تلفن همراه او تماس میگیرد و پس از چند بار بیپاسخ ماندن تماس، فردی پاسخ میدهد و خبر میدهد که محمد هدف گلوله قرار گرفته و او را به بیمارستان منتقل میکنند، اما احتمال میدهند که جان خود را از دست داده باشد.
خانواده با شنیدن این خبر به بیمارستان مراجعه میکنند، اما نامی از او در میان مجروحان ثبت نشده بود. آنان با اصرار از یکی از کارکنان سردخانه میخواهند با توجه به عکس و نشانه خالکوبی دستش بررسی کند. مسئول سردخانه اعلام میکند حدود ۱۵۰ پیکر مجهولالهویه در آنجا وجود دارد و پس از جستوجو تأیید میکند که پیکر محمد در میان کشتهشدگان است.
با این حال، صبح روز بعد هنگام مراجعه خانواده برای تحویل پیکر، مسئولان اعلام میکنند تنها پنج پیکر در سردخانه وجود دارد و محمد در میان آنان نیست و خانواده را به کهریزک ارجاع میدهند.
خانواده از صبح جمعه تا شنبه در کهریزک به جستوجو ادامه میدهند، اما اثری از پیکر او نمییابند تا اینکه پس از دو روز جستوجو، سرانجام پیکر محمد جمشیدی در بهشتزهرا با عنوان «مرد ناشناس شماره ۱۱۷۰۳» شناسایی میشود.
به گفته نزدیکان، خانواده تحت فشار قرار میگیرند که یا او را در قطعهای مشخص در بهشتزهرا، بدون سنگ قبر و مراسم، دفن کنند یا پیکر را به شهرستانی دیگر منتقل کرده و بدون برگزاری مراسم خاکسپاری کنند.
در نهایت، محمد جمشیدی در تاریخ ۲۲ دیماه، تحت فشارهای امنیتی و بدون برگزاری مراسم عمومی، در یکی از شهرستانهای اطراف تهران به خاک سپرده شد.
در مراسم چهلم محمد جمشیدی، حاضران سرود ای ایران خواندند،
#محمد_جمشیدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech