گزارش یک قتل
روزنامه «شرق» گزارشی از شکنجه و قتل «سیدمحمد میرموسوی» جوان لنگرودی، منتشر کرد.
مریم لطفی، خبرنگار شرق در گزارشی میدانی مینویسد:
«سر درگیری و نزاعی که درگرفته بود، سیدمحمد را به درختی بسته بودند و ماشینش را آتش میزنند».
یکی از همکلاسیهای سیدمحمد میرموسوی در گفتوگو با «شرق» میگوید:
«بچه بااخلاق و باادب و خوشرو و خوشخندهای بود. او را برده بودند سمت پاسگاه ناصر کیاده لاهیجان و با نامردی تمام کشتنش».
یکی دیگر از شاهدان میگوید:
«بدن خوب و ورزشکاری داشت. از عکسهای جسدش هم مشخص است. او را میبرند به پاسگاه محل و کتکش میزنند. ظاهرا آنجا پنج مأمور بوده و به او میگویند که به مأمور دولتی فحاشی کرده پس باید کتک بخورد. بعضی از اهالی هم رفته بودند برای مداخله، اما به آنها اجازه ورود به پاسگاه را نمیدهند. پس از چند دقیقه صدای شلیک تیر میشنوند. در فیلمی که از غسالخانه منتشر شده هم جای تیر روی کمرش مشخص است.»
این روایت قتل تنها یک مورد از شکنجه و قتلهایی ست که توسط ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی اعمال شده است.
آثار شکنجه دررفتگی کتف و جای عمیق دستبند بر دستان محمد نشان میدهد او را بسته بودند و شکنجه کرده بودند. اما شلیک به کمر محمد در حالی که در بازداشت بوده درحالی که دستانش را با دستبند فلزی بسته بودند.
این روایت زندگی معمولی! ایرانیان است زیر سایه حاکمیت جمهوری اسلامی.
#یاری_مدنی_توانا
#سیدمحمد_میرموسوی
#نه_به_شكنجه
#لاهیجان
#یاری_مدنی_توانا
📱 Tavaana
📱 Tavaana
📱 Tavaana
📱 Tavaana
📱 tavaana
📱 Beshkan
📱 Dialogue
📱 tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
روزنامه «شرق» گزارشی از شکنجه و قتل «سیدمحمد میرموسوی» جوان لنگرودی، منتشر کرد.
مریم لطفی، خبرنگار شرق در گزارشی میدانی مینویسد:
«سر درگیری و نزاعی که درگرفته بود، سیدمحمد را به درختی بسته بودند و ماشینش را آتش میزنند».
یکی از همکلاسیهای سیدمحمد میرموسوی در گفتوگو با «شرق» میگوید:
«بچه بااخلاق و باادب و خوشرو و خوشخندهای بود. او را برده بودند سمت پاسگاه ناصر کیاده لاهیجان و با نامردی تمام کشتنش».
یکی دیگر از شاهدان میگوید:
«بدن خوب و ورزشکاری داشت. از عکسهای جسدش هم مشخص است. او را میبرند به پاسگاه محل و کتکش میزنند. ظاهرا آنجا پنج مأمور بوده و به او میگویند که به مأمور دولتی فحاشی کرده پس باید کتک بخورد. بعضی از اهالی هم رفته بودند برای مداخله، اما به آنها اجازه ورود به پاسگاه را نمیدهند. پس از چند دقیقه صدای شلیک تیر میشنوند. در فیلمی که از غسالخانه منتشر شده هم جای تیر روی کمرش مشخص است.»
این روایت قتل تنها یک مورد از شکنجه و قتلهایی ست که توسط ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی اعمال شده است.
آثار شکنجه دررفتگی کتف و جای عمیق دستبند بر دستان محمد نشان میدهد او را بسته بودند و شکنجه کرده بودند. اما شلیک به کمر محمد در حالی که در بازداشت بوده درحالی که دستانش را با دستبند فلزی بسته بودند.
این روایت زندگی معمولی! ایرانیان است زیر سایه حاکمیت جمهوری اسلامی.
#یاری_مدنی_توانا
#سیدمحمد_میرموسوی
#نه_به_شكنجه
#لاهیجان
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔51👍12🕊4
«علیه فراموشی و جهت تلطیف فضا و آرامش روح و روان»
تصاویر کمتر دیده شده از روزهای پر شور خیزش انقلابی ۱۴۰۱ که به تازگی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
جوانان پر شوری که با شهامت زیاد به خیابانها آمدند و برای همه مردم الهامبخش بودهاند. هنوز این جوانان مترصد فرصتی برای حضور دوباره در خیابان و بازپسگیری عرصه عمومی از حکومت هستند.
ویدیوها از اکانت «کولکاپیس» در شبکه اجتماعی ایکس
- شما هم اگر تصاویر منتشر نشدهای دارید برای ما بفرستید.
#زن_زندگی_آزادی #رشت #لاهیجان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تصاویر کمتر دیده شده از روزهای پر شور خیزش انقلابی ۱۴۰۱ که به تازگی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است.
جوانان پر شوری که با شهامت زیاد به خیابانها آمدند و برای همه مردم الهامبخش بودهاند. هنوز این جوانان مترصد فرصتی برای حضور دوباره در خیابان و بازپسگیری عرصه عمومی از حکومت هستند.
ویدیوها از اکانت «کولکاپیس» در شبکه اجتماعی ایکس
- شما هم اگر تصاویر منتشر نشدهای دارید برای ما بفرستید.
#زن_زندگی_آزادی #رشت #لاهیجان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍34❤9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام جواد رضایی، در حوالی سالگرد ازدواجش، توسط جمهوری اسلامی کشته شد. همسر او، طاهره خوشکلام، به مناسبت سالگرد ازدواجش او نوشت:
«چه سخت بدست آوردمت و چه سخت تر از دست دادمت😔
چیز زیادی از زندگی نمیخواستیم و همین که در کنار هم بودیم با تموم سختی هاش بازم دلمون خوش بود که با هم هستیم
اما داره میشه دوسال که هر کجا رو که نگاه میکنم نمیبینمت
هر صدایی که درمیاد صدای تو نیست
دوساله که تو فکرم تو خواب و بیداریم
تو هرلحظه که مشغول به کاری هستم تو ذهنم هستی
و این تصویر تو لحظهای ازم جدا نمیشه
میدونی چرا؟
چون من لحظه ای هم فکرش رو نمیکردم که بدون تو زندگی کنم
زمانی تو زندگیمون بود که ترس از دست دادنت رو داشتم ولی دست و پنجه میزدم نگهت دارم که بمونی برام که باشی پیشم
جواد من بلد نیستم به تو فکر نکنم
من بلد نیستم بدون تو زندگی کنم
من نمیتونم یاد بگیرم که بدون تو باید تا آخر عمرم سر کنم
جواد من به اینا حتی فکر هم نمیکردم چه برسه که بخوام انجامشون بدم
جواد من نمیتونم
بدون تو نمیتونم
عاشقتم پسر
عاشقتم تا ابد
تنها عشق زندگیم بودی و تنها عشق زندگیم باقی میمونی
سالگرد یکی شدنمون مبارکت باشه قشنگ ترین عشق زندگیم
جمعه 11 آبان 1380
جمعه 11 آبان 1403»
#جوادرضایی #جواد_رضایی
#آبان
#علیه_فراموشی
#لاهیجان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«چه سخت بدست آوردمت و چه سخت تر از دست دادمت😔
چیز زیادی از زندگی نمیخواستیم و همین که در کنار هم بودیم با تموم سختی هاش بازم دلمون خوش بود که با هم هستیم
اما داره میشه دوسال که هر کجا رو که نگاه میکنم نمیبینمت
هر صدایی که درمیاد صدای تو نیست
دوساله که تو فکرم تو خواب و بیداریم
تو هرلحظه که مشغول به کاری هستم تو ذهنم هستی
و این تصویر تو لحظهای ازم جدا نمیشه
میدونی چرا؟
چون من لحظه ای هم فکرش رو نمیکردم که بدون تو زندگی کنم
زمانی تو زندگیمون بود که ترس از دست دادنت رو داشتم ولی دست و پنجه میزدم نگهت دارم که بمونی برام که باشی پیشم
جواد من بلد نیستم به تو فکر نکنم
من بلد نیستم بدون تو زندگی کنم
من نمیتونم یاد بگیرم که بدون تو باید تا آخر عمرم سر کنم
جواد من به اینا حتی فکر هم نمیکردم چه برسه که بخوام انجامشون بدم
جواد من نمیتونم
بدون تو نمیتونم
عاشقتم پسر
عاشقتم تا ابد
تنها عشق زندگیم بودی و تنها عشق زندگیم باقی میمونی
سالگرد یکی شدنمون مبارکت باشه قشنگ ترین عشق زندگیم
جمعه 11 آبان 1380
جمعه 11 آبان 1403»
#جوادرضایی #جواد_رضایی
#آبان
#علیه_فراموشی
#لاهیجان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40👍11❤3🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۲ آبان، سالگرد جانباختن جاویدنام عرفان زمانی بود
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط »
این آخرین جملهای بود که عرفان زمانی،معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
منبعی آگاه از روز حادثه اینگونه تعریف میکند: «عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» لاهیجان از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
عرفان اهل سیاهکل بود و برای شرکت در اعتراضها به لاهیجان میرفت. وقتی سه ساله بود، پدرش آنها را ترک کرد و او همراه مادرش از تهران به ولایت اجدادی کوچ کردند. از نوجوانی اهل کار بود و از کابینتسازی تا ساختمانسازی، شغلهای مختلفی را تجربه کرده بود. همزمان درس هم میخواند و دانشجو بود.»
عرفان قبل از کشتهشدن، اسم دخترش را انتخاب کرده بود، «روشنا»، اما به او اجازه ندادند که پدر شود.
یکی از مخاطبان درباره عرفان میگوید: «از سمیه ابراهیمپور، مادر عرفان بنویسبد، او در در تنهایی عظیمی فرو رفته است که با تنهایی خود در تمام سالهای بزرگ کردن عرفان بدون پدر، قابل مقایسه نیست. مثل یک کشتی بیلنگر، مثل غریقی در دل اقیانوس، سمیه با موجها میرود و از درون مویه میکند.»
۱۳ آبان ۱۴۰۱ شهروندان محل کشتهشدن عرفان را گلباران کردند. عکس یادگاری او با علی کریمی، اسطوره فوتبال ایران، بازخورد بسیاری در شبکههای اجتماعی داشت.
#عرفان_زمانی #لاهیجان #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط »
این آخرین جملهای بود که عرفان زمانی،معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
منبعی آگاه از روز حادثه اینگونه تعریف میکند: «عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» لاهیجان از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
عرفان اهل سیاهکل بود و برای شرکت در اعتراضها به لاهیجان میرفت. وقتی سه ساله بود، پدرش آنها را ترک کرد و او همراه مادرش از تهران به ولایت اجدادی کوچ کردند. از نوجوانی اهل کار بود و از کابینتسازی تا ساختمانسازی، شغلهای مختلفی را تجربه کرده بود. همزمان درس هم میخواند و دانشجو بود.»
عرفان قبل از کشتهشدن، اسم دخترش را انتخاب کرده بود، «روشنا»، اما به او اجازه ندادند که پدر شود.
یکی از مخاطبان درباره عرفان میگوید: «از سمیه ابراهیمپور، مادر عرفان بنویسبد، او در در تنهایی عظیمی فرو رفته است که با تنهایی خود در تمام سالهای بزرگ کردن عرفان بدون پدر، قابل مقایسه نیست. مثل یک کشتی بیلنگر، مثل غریقی در دل اقیانوس، سمیه با موجها میرود و از درون مویه میکند.»
۱۳ آبان ۱۴۰۱ شهروندان محل کشتهشدن عرفان را گلباران کردند. عکس یادگاری او با علی کریمی، اسطوره فوتبال ایران، بازخورد بسیاری در شبکههای اجتماعی داشت.
#عرفان_زمانی #لاهیجان #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔55👍5🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طاهره خوشکلام، همسر جاویدنام جواد رضایی، محل جانباختن همسرش را گلباران کرده و این ویدیو را منتشر کرده و نوشته:
.
«"این رد خون هیچوقت پاک نمیشه"
خطابم به توست بی وجود بی صفتی که تو همین کوچه به کمر جوادم شلیک کردی با تو هستم
تو اومدی رو خط قرمز من پا گذاشتی و جواد رو ازم گرفتی
من برا اینکه جواد رو نگه دارم خیلی خون دل خوردم خیلی صبر کردم
هفت سال برا رسیدن به همدیگه صبر کردیم
سالها تحمل کردم که سلامتش رو به دست بیاره
میخوام بگم تو هر دوتاش موفق شدم چون جواد برام متفاوت بود
الانم به تو دارم میگم حرومزاده من از این خونی که توی بی وجود ریختی نمیگذرم یه روزی خیلی زود به چنگم میوفتی باهات تسویه حساب شخصی دارم
پیدات میکنم و حالیت میکنم که چه غلطی کردی
مطمئن باش تو پیدا کردن تو هم موفق میشم
دنبالتم کثافت دنبالتم
این گردن کج کرده هومن و خشم درونش و این ناله های من و نفرین هام دامن خودت و دودمانت رو میگیره
منتظر روز حساب باش😡
پ.ن: گلباران محل کشته شدن جواد رضایی »
#جواد_رضایی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #لاهیجان #یاری_مدنی_توانا
📱 Tavaana
📱 Tavaana
📱 Tavaana
📱 Tavaana
📱 tavaana
📱 Beshkan
📱 Dialogue
📱 tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
.
«"این رد خون هیچوقت پاک نمیشه"
خطابم به توست بی وجود بی صفتی که تو همین کوچه به کمر جوادم شلیک کردی با تو هستم
تو اومدی رو خط قرمز من پا گذاشتی و جواد رو ازم گرفتی
من برا اینکه جواد رو نگه دارم خیلی خون دل خوردم خیلی صبر کردم
هفت سال برا رسیدن به همدیگه صبر کردیم
سالها تحمل کردم که سلامتش رو به دست بیاره
میخوام بگم تو هر دوتاش موفق شدم چون جواد برام متفاوت بود
الانم به تو دارم میگم حرومزاده من از این خونی که توی بی وجود ریختی نمیگذرم یه روزی خیلی زود به چنگم میوفتی باهات تسویه حساب شخصی دارم
پیدات میکنم و حالیت میکنم که چه غلطی کردی
مطمئن باش تو پیدا کردن تو هم موفق میشم
دنبالتم کثافت دنبالتم
این گردن کج کرده هومن و خشم درونش و این ناله های من و نفرین هام دامن خودت و دودمانت رو میگیره
منتظر روز حساب باش😡
پ.ن: گلباران محل کشته شدن جواد رضایی »
#جواد_رضایی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #لاهیجان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔44👍2❤1😍1
امروز زادروز جاویدنام جواد رضایی است.
جواد رضایی را یادتان هست؟ همان که تصویرش چند روز قبل از کشته شدن در چالش مشت و شکلات به طور اتفاقی منتشر شده بود، ... پدر دو فرزند بود. او سنگکار و کاشیکاری بود که به دلیل مشکل کمر، دست از این کار کشیده و در یک کیوسک حوالی میدان انتظام لاهیجان مشغول به کار شده بود.
«من اگه نرم تو خیابون، تو اگه نری، پس کی بره؟ تو هم باید بیای. من که آماده مردنم. بالاترین افتخارم میشه که حتی همین امشب کشته بشم.»
این جملاتی از جواد رضایی با صورتی اصلاحکرده خطاب به دوستش در مغازهای در لاهیجان است، حوالی ساعت ۶ و نیم عصر روز ۲۵ آبانماه؛ ساعاتی پیش از آنکه با کاپشن مشکی چرمی بر تن، در خیابان شیشهگران با گلوله ماموران حکومتی کشته شود.
طاهره خوشکلام، همسر داغدار جواد رضایی، چندی پیش ویدیویی منتشر کرده و نوشته بود:
" بماند که بعد از تو دیگر ندارم نفس
بماند که یکباره داغت به جانم نشست
بماند که بعد از تو تنها ترین آدمم
بماند که شوقی ندارم به هرچی که هست
بماند که حس میشود جای خالی تو
بماند که جا مانده ام در حوالی تو
بماند که یک دم نبردم ز خاطر تو
بماند که غم شد یادگاری تو "
#جواد_رضایی
#لاهیجان
#علیه_فراموشی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جواد رضایی را یادتان هست؟ همان که تصویرش چند روز قبل از کشته شدن در چالش مشت و شکلات به طور اتفاقی منتشر شده بود، ... پدر دو فرزند بود. او سنگکار و کاشیکاری بود که به دلیل مشکل کمر، دست از این کار کشیده و در یک کیوسک حوالی میدان انتظام لاهیجان مشغول به کار شده بود.
«من اگه نرم تو خیابون، تو اگه نری، پس کی بره؟ تو هم باید بیای. من که آماده مردنم. بالاترین افتخارم میشه که حتی همین امشب کشته بشم.»
این جملاتی از جواد رضایی با صورتی اصلاحکرده خطاب به دوستش در مغازهای در لاهیجان است، حوالی ساعت ۶ و نیم عصر روز ۲۵ آبانماه؛ ساعاتی پیش از آنکه با کاپشن مشکی چرمی بر تن، در خیابان شیشهگران با گلوله ماموران حکومتی کشته شود.
طاهره خوشکلام، همسر داغدار جواد رضایی، چندی پیش ویدیویی منتشر کرده و نوشته بود:
" بماند که بعد از تو دیگر ندارم نفس
بماند که یکباره داغت به جانم نشست
بماند که بعد از تو تنها ترین آدمم
بماند که شوقی ندارم به هرچی که هست
بماند که حس میشود جای خالی تو
بماند که جا مانده ام در حوالی تو
بماند که یک دم نبردم ز خاطر تو
بماند که غم شد یادگاری تو "
#جواد_رضایی
#لاهیجان
#علیه_فراموشی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍17💔12🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم تولد پنجاه سالگی جاویدنام جواد رضایی با حضور خانوادههای دادخواه گیلان، بر سر مزارش برگزار شد
طاهره خوشکلام ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
.«جواد عزیزم امروز جان عزیزت در کنارمان نبود که شمع ۵۰ سالگی ات را فوت کنی
به یادت در سالروز تولدت جمع شدیم و زادروزت را گرامی داشتیم
یاد تو و شهامتت تا همیشه در دلمان می ماند
قهرمان وطنم
رفیق همیشگی ام
عشق جاودانه ام
زادروزت مبارک ❤️✌️
به وقت ۱۴ اسفند ۱۴۰۳»
«من اگه نرم تو خیابون، تو اگه نری، پس کی بره؟ تو هم باید بیای. من که آماده مردنم. بالاترین افتخارم میشه که حتی همین امشب کشته بشم.»
این جملاتی از جواد رضایی با صورتی اصلاحکرده خطاب به دوستش در مغازهای در لاهیجان است، حوالی ساعت ۶ و نیم عصر روز ۲۵ آبانماه؛ ساعاتی پیش از آنکه با کاپشن مشکی چرمی بر تن، در خیابان شیشهگران با گلوله ماموران حکومتی کشته شود.
#جواد_رضایی #دادخواهی
#علیه_فراموشی #لاهیجان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طاهره خوشکلام ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
.«جواد عزیزم امروز جان عزیزت در کنارمان نبود که شمع ۵۰ سالگی ات را فوت کنی
به یادت در سالروز تولدت جمع شدیم و زادروزت را گرامی داشتیم
یاد تو و شهامتت تا همیشه در دلمان می ماند
قهرمان وطنم
رفیق همیشگی ام
عشق جاودانه ام
زادروزت مبارک ❤️✌️
به وقت ۱۴ اسفند ۱۴۰۳»
«من اگه نرم تو خیابون، تو اگه نری، پس کی بره؟ تو هم باید بیای. من که آماده مردنم. بالاترین افتخارم میشه که حتی همین امشب کشته بشم.»
این جملاتی از جواد رضایی با صورتی اصلاحکرده خطاب به دوستش در مغازهای در لاهیجان است، حوالی ساعت ۶ و نیم عصر روز ۲۵ آبانماه؛ ساعاتی پیش از آنکه با کاپشن مشکی چرمی بر تن، در خیابان شیشهگران با گلوله ماموران حکومتی کشته شود.
#جواد_رضایی #دادخواهی
#علیه_فراموشی #لاهیجان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔25🕊5👍2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز جاویدنام عرفان زمانی
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط»
این آخرین جملهای بود که عرفان زمانی،معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
«عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» لاهیجان از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
#عرفان_زمانی #لاهیجان #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط»
این آخرین جملهای بود که عرفان زمانی،معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
«عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» لاهیجان از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
#عرفان_زمانی #لاهیجان #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔34❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساخت تندیس شنی جاویدنام عرفان زمانی در سواحل عمان
کاری از فرهاد پوریاری
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط»
این آخرین جملهای بود که عرفان زمانی،معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
«عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» لاهیجان از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
#عرفان_زمانی #لاهیجان #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کاری از فرهاد پوریاری
«بچهها تیرخوردم، نمیرم فقط»
این آخرین جملهای بود که عرفان زمانی،معترض اهل سیاهکل، قبل از به قتلرسیدن با شلیک گلولههای ماموران بر زبان آورد، همان مأمورانی که بالای سر عرفان ایستادند، اجازه ندادند کسی به او کمک کند و جاندادنش را تماشا کردند.
«عرفان زمانی، کارگر ۲۳ ساله که در محله «شعرباف» لاهیجان از فاصله نزدیک با شاتگان هدف قرار گرفت. گلوله از پشت به پهلو و کلیه عرفان آسیب زده بود و شاهدان میگویند او در آن لحظه به گیلکی گفته بود: «بچهها من تیر خوردم. فقط نمیرم.»
او نگران بوده است که کسی به مادرش خبر ندهد.
از این محل تا بیمارستان «شفا» فاصله زیادی نیست و میشد جان عرفان را نجات داد اما به گفته شاهدان، وقتی او کف خیابان افتاده و در حال خونریزی بوده است، ماموران بالای سرش ایستاده و با تهدید مردم و شلیک هوایی، مانع از رساندن عرفان به بیمارستان شده بودند.
در تصاویر ثبت شده از این جنایت، یکی از ماموران را میبینیم که پایش را روی گردن او گذاشته و مثل شکارچیان، ژست پیروزی گرفته است.
#عرفان_زمانی #لاهیجان #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرگ بر دیکتاتور
لاهیجان، ۱۶ دی ۱۴۰۴
شب گذشته جمعی از معترضان در شهر لاهیجان شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند و بدین وسیله مخالفت خود را با نظام دیکتاتوری حاکم ابراز کردند.
تعداد شهرهایی که به اعتراضات پیوستهاند هر روز بیشتر و بیشتر میشود عده بیشتری از مردم جرات حضور در خیابان پیدا میکنند.
دور نیست روزی که همه خیابانهای ایران در تسخیر معترضان درآید و حکومت استبدادی پایان یابد.
#لاهیجان #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مرگ بر دیکتاتور
لاهیجان، ۱۶ دی ۱۴۰۴
شب گذشته جمعی از معترضان در شهر لاهیجان شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند و بدین وسیله مخالفت خود را با نظام دیکتاتوری حاکم ابراز کردند.
تعداد شهرهایی که به اعتراضات پیوستهاند هر روز بیشتر و بیشتر میشود عده بیشتری از مردم جرات حضور در خیابان پیدا میکنند.
دور نیست روزی که همه خیابانهای ایران در تسخیر معترضان درآید و حکومت استبدادی پایان یابد.
#لاهیجان #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤16👍3🕊1
🕯 جاویدنام مهران رفیعی، از جانباختگان اعتراضات لاهیجان در ۱۸ دی ۱۴۰۴
مهران رفیعی، آرایشگر و از شهروندان لاهیجان، روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی این شهر و در محدوده میدان انقلاب جان خود را از دست داد.
او اهل روستای زمیدان بود و به گفته منابع محلی، در حالی کشته شد که در اعتراضات خیابانی حضور داشت. مهران رفیعی یکی دیگر از قربانیان سرکوب خشونتبار معترضان است؛ شهروندی عادی که برای مطالبه آزادی و حق زندگی بهتر به خیابان آمده بود.
قتل او بار دیگر نشان میدهد که جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم و استفاده از خشونت مرگبار، به اعتراضات مسالمتآمیز مردم پاسخ میدهد و جان شهروندان بیدفاع را هدف قرار میدهد.
#مهران_رفیعی #لاهیجان #انقلاب_۱۴۰۴ #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
🕯 جاویدنام مهران رفیعی، از جانباختگان اعتراضات لاهیجان در ۱۸ دی ۱۴۰۴
مهران رفیعی، آرایشگر و از شهروندان لاهیجان، روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی این شهر و در محدوده میدان انقلاب جان خود را از دست داد.
او اهل روستای زمیدان بود و به گفته منابع محلی، در حالی کشته شد که در اعتراضات خیابانی حضور داشت. مهران رفیعی یکی دیگر از قربانیان سرکوب خشونتبار معترضان است؛ شهروندی عادی که برای مطالبه آزادی و حق زندگی بهتر به خیابان آمده بود.
قتل او بار دیگر نشان میدهد که جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم و استفاده از خشونت مرگبار، به اعتراضات مسالمتآمیز مردم پاسخ میدهد و جان شهروندان بیدفاع را هدف قرار میدهد.
#مهران_رفیعی #لاهیجان #انقلاب_۱۴۰۴ #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤8💔8
جاویدنام میثم فرهمند یعقوبیپور در لاهیجان هنگام کمک به مجروحان اعتراضات مورد هدف گلوله جنگی قرار گرفت
میثم فرهمند یعقوبیپور، از جانباختگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ اهل لاهیجان روستای حسنعلیده، در جریان اعتراضات مردمی این شهر و هنگام کمکرسانی به یک مادر و دختر مجروح، از ناحیه سینه هدف شلیک گلوله جنگی سرکوبگران قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این شهروند در روز هجدهم دیماه مجروح شد و پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد. میثم فرهمند یعقوبی پدر یک دختر هشتماهه بود و بنا به روایت نزدیکان، در آخرین لحظات زندگیاش به همسر و فرزندش گفته بود «در آینده به من افتخار خواهید کرد.»
خانواده او توانستند پیکر وی را پیش از انتقال به رشت، با ارائه ضمانت تحویل بگیرند و برای خاکسپاری به روستای حسنعلیده منتقل کنند. مراسم خاکسپاری با حضور گسترده اهالی روستا برگزار شد و آنها سنگ تمام گذاشتند و هیچ نیروی امنیتی جرأت حضور در روستا را پیدا نکرد.
#لاهیجان #میثم_فرهمند_یعقوبی_پور #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
میثم فرهمند یعقوبیپور، از جانباختگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ اهل لاهیجان روستای حسنعلیده، در جریان اعتراضات مردمی این شهر و هنگام کمکرسانی به یک مادر و دختر مجروح، از ناحیه سینه هدف شلیک گلوله جنگی سرکوبگران قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، این شهروند در روز هجدهم دیماه مجروح شد و پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد. میثم فرهمند یعقوبی پدر یک دختر هشتماهه بود و بنا به روایت نزدیکان، در آخرین لحظات زندگیاش به همسر و فرزندش گفته بود «در آینده به من افتخار خواهید کرد.»
خانواده او توانستند پیکر وی را پیش از انتقال به رشت، با ارائه ضمانت تحویل بگیرند و برای خاکسپاری به روستای حسنعلیده منتقل کنند. مراسم خاکسپاری با حضور گسترده اهالی روستا برگزار شد و آنها سنگ تمام گذاشتند و هیچ نیروی امنیتی جرأت حضور در روستا را پیدا نکرد.
#لاهیجان #میثم_فرهمند_یعقوبی_پور #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊11❤1👍1
جاویدنام علیرضا توکلی، جوان ۲۰ ساله، در اعتراضات ۱۸ دیماه در لاهیجان کشته شد
علیرضا توکلی، ۲۰ ساله، ساکن لاهیجان و با اصالت اصفهانی، در جریان سرکوب مردم در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شهر لاهیجان مورد هدف نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، علیرضا توکلی در یک کافه کار میکرد. پیکر او حدود یک هفته پس از جانباختن و با پیگیریهای انجامشده، توسط خانواده تحویل گرفته شد. مراسم خاکسپاری این جوان جانباخته با حضور گسترده مردم برگزار شد و به گفته شاهدان، با وجود محدودیتها، مراسم بسیار شلوغ بوده است.
تاریخ تولد علیرضا توکلی ۹ بهمنماه بود.
در روزهای پر التهاب دی ماه ۱۴۰۴ حکومت در آستانه سقوط قرار گرفت، اینترنت و تلفنها را قطع کرد و به دستور خامنهای معترضان را قتلعام کرد، به مجروحان تیر خلاص زد و هزاران نفر از شهروندان را به قتل رساند.
علیرضا توکلی مثل میلیونها ایرانی دیگر خواهان یک زندگی با عزت و کرامت بود، ولی پاسخ حکومت با گلوله بود.
#علیرضا_توکلی #لاهیجان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
علیرضا توکلی، ۲۰ ساله، ساکن لاهیجان و با اصالت اصفهانی، در جریان سرکوب مردم در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شهر لاهیجان مورد هدف نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات دریافتی، علیرضا توکلی در یک کافه کار میکرد. پیکر او حدود یک هفته پس از جانباختن و با پیگیریهای انجامشده، توسط خانواده تحویل گرفته شد. مراسم خاکسپاری این جوان جانباخته با حضور گسترده مردم برگزار شد و به گفته شاهدان، با وجود محدودیتها، مراسم بسیار شلوغ بوده است.
تاریخ تولد علیرضا توکلی ۹ بهمنماه بود.
در روزهای پر التهاب دی ماه ۱۴۰۴ حکومت در آستانه سقوط قرار گرفت، اینترنت و تلفنها را قطع کرد و به دستور خامنهای معترضان را قتلعام کرد، به مجروحان تیر خلاص زد و هزاران نفر از شهروندان را به قتل رساند.
علیرضا توکلی مثل میلیونها ایرانی دیگر خواهان یک زندگی با عزت و کرامت بود، ولی پاسخ حکومت با گلوله بود.
#علیرضا_توکلی #لاهیجان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊22💔17❤4