This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرمین، برادر جاویدنام دکتر آیدا رستمی، به یاد خواهرش نوشت:
«برای خواهرم، دکتر آیدا رستمی🎖️
خواهرم، فرشتهی سپیدپوش آزادی🕊️
تو برای زندگی جنگیدی، برای درمان زخمهای مردم، اما نامردمان، تو را از ما گرفتند. دستانت که روزی مرهم دردها بود، حالا یادگار سرزمینی است که آزادی را با خون مینویسد. تو را کشتند، اما اندیشهات، راهت، و فداکاریات زنده است، در قلبهایی که هنوز برای حقیقت میتپد.
آیدا جان، نبودنت زخمی است که بر جان ما نشسته، اما نامت فریادی است که در تاریخ میپیچد. دلتنگت هستیم، اما سوگند که راهت را ادامه خواهیم داد.
روحت جاودانه، نامت ماندگار، یادت همیشه در قلب ما».🌱
#دکتر_آیدا_رستمی
#زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«برای خواهرم، دکتر آیدا رستمی🎖️
خواهرم، فرشتهی سپیدپوش آزادی🕊️
تو برای زندگی جنگیدی، برای درمان زخمهای مردم، اما نامردمان، تو را از ما گرفتند. دستانت که روزی مرهم دردها بود، حالا یادگار سرزمینی است که آزادی را با خون مینویسد. تو را کشتند، اما اندیشهات، راهت، و فداکاریات زنده است، در قلبهایی که هنوز برای حقیقت میتپد.
آیدا جان، نبودنت زخمی است که بر جان ما نشسته، اما نامت فریادی است که در تاریخ میپیچد. دلتنگت هستیم، اما سوگند که راهت را ادامه خواهیم داد.
روحت جاودانه، نامت ماندگار، یادت همیشه در قلب ما».🌱
#دکتر_آیدا_رستمی
#زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔35❤9👍2🕊2
آرمین، برادر جاویدنام آیدا رستمی شعر زیر را از زبان آیدا، برای نگار کورکور نوشته است
قولی در حلقهای ناتمام
(از زبان آیدا، برای نگار)
نگار عزیزم…
انگشتر کوچکی داشتم،
نه از طلا،
بلکه از تکههای ایمانِ شکستهام ساخته شده بود.
میخواستم آن را به تو بدهم،
در روزی روشن،
وقتی لبخندت کامل باشد
و چشمانت بیهراس.
اما زود رفتی…
نه وقتِ خداحافظی بود،
نه وقتِ هدیه دادن.
حالا این حلقه در دست من نمانده،
در دستان تو هم نیست…
میان ماست،
آویخته بر سکوتِ این سرزمین.
هر زنی که صدای تو را بشنود،
هر دختری که راه تو را دنبال کند،
انگشتر را از نو به انگشت میکند.
تو شاید دیگر نباشی، نگار،
اما حلقهای که برایت نگه داشته بودم،
حالا به گرد جهان افتاده؛
و هر بار که دستی بالا میرود برای داد،
نور این حلقه دوباره زنده میشود.
armin_rst69
#نگار_کورکور #مجاهد_کورکور #دکتر_آیدا_رستمی #آرمین_رستمی #دادخواهی_ادامه_دارد #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
قولی در حلقهای ناتمام
(از زبان آیدا، برای نگار)
نگار عزیزم…
انگشتر کوچکی داشتم،
نه از طلا،
بلکه از تکههای ایمانِ شکستهام ساخته شده بود.
میخواستم آن را به تو بدهم،
در روزی روشن،
وقتی لبخندت کامل باشد
و چشمانت بیهراس.
اما زود رفتی…
نه وقتِ خداحافظی بود،
نه وقتِ هدیه دادن.
حالا این حلقه در دست من نمانده،
در دستان تو هم نیست…
میان ماست،
آویخته بر سکوتِ این سرزمین.
هر زنی که صدای تو را بشنود،
هر دختری که راه تو را دنبال کند،
انگشتر را از نو به انگشت میکند.
تو شاید دیگر نباشی، نگار،
اما حلقهای که برایت نگه داشته بودم،
حالا به گرد جهان افتاده؛
و هر بار که دستی بالا میرود برای داد،
نور این حلقه دوباره زنده میشود.
armin_rst69
#نگار_کورکور #مجاهد_کورکور #دکتر_آیدا_رستمی #آرمین_رستمی #دادخواهی_ادامه_دارد #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤32💔11🕊2👍1
آرمین، برادر جاویدنام آیدا رستمی، این تصاویر را به اشتراک گذاشت و نوشت:
«آخرین اعلامیههایی که دکتر آیدا با دست خط خودش نوشت
چند روز قبل از انکه جاودانه شود.
یه روز از سر کار برگشتم خونه ...
در خونه رو که باز کردم، انگار وارد سنگر انقلاب شدم.
آیدا پشت میز نشسته بود،
اطرافش پر از کاغذ، چند تا ماژیک رنگی،
و دستخطی که خودش فریاد بود، نه نوشته.
مینوشت:
«زن، زندگی، آزادی – مرد، میهن، آبادی»
📌برای فراخوان اعتراضات سراسری در تاریخ ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر ....
سال ۱۴۰۱.
دقیقاً چند روز پیش از اونکه گلولههای وحشت، تن پاکش رو هدف بگیرن.
با دل آشوب، با بغضی در گلو گفتم:
«آیدا... ما پشت و پناهی نداریم، اگه بلایی سرت بیاد..........!!!!!»
آروم نگاهم کرد.
چشماش مثل شعله میسوخت.
گفت:
«تهش مرگه؟
مرگ کوچیکتر از آرمانیه که ما براش میجنگیم.
ما از مرگ نمیترسیم،
مرگ از ما باید بترسه.»
بعد نفس عمیقی کشید و ادامه داد:
«نسلی که بیدار شده، دیگه خواب نمیره.
این راه برگشت نداره.
ما برای پیروزی بلند شدیم،
برای نجات، برای ساختن، برای آزادی.»
و باز شروع کرد به نوشتن…
کلمههاش گلوله نبود، نور بود.
هر اعلامیه، نوری توی شب تار.
و اون، فانوسبهدست، پیشاپیش همه میرفت…
بیتردید. بیتوقف. بیتسلیم.
مراعهدیست با جانان......»
#دکتر_آیدا_رستمی
#آرمین_رستمی #دادخواهی_ادامه_دارد
#آیدا_رستمی #پزشکان_شریف #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«آخرین اعلامیههایی که دکتر آیدا با دست خط خودش نوشت
چند روز قبل از انکه جاودانه شود.
یه روز از سر کار برگشتم خونه ...
در خونه رو که باز کردم، انگار وارد سنگر انقلاب شدم.
آیدا پشت میز نشسته بود،
اطرافش پر از کاغذ، چند تا ماژیک رنگی،
و دستخطی که خودش فریاد بود، نه نوشته.
مینوشت:
«زن، زندگی، آزادی – مرد، میهن، آبادی»
📌برای فراخوان اعتراضات سراسری در تاریخ ۱۴، ۱۵ و ۱۶ آذر ....
سال ۱۴۰۱.
دقیقاً چند روز پیش از اونکه گلولههای وحشت، تن پاکش رو هدف بگیرن.
با دل آشوب، با بغضی در گلو گفتم:
«آیدا... ما پشت و پناهی نداریم، اگه بلایی سرت بیاد..........!!!!!»
آروم نگاهم کرد.
چشماش مثل شعله میسوخت.
گفت:
«تهش مرگه؟
مرگ کوچیکتر از آرمانیه که ما براش میجنگیم.
ما از مرگ نمیترسیم،
مرگ از ما باید بترسه.»
بعد نفس عمیقی کشید و ادامه داد:
«نسلی که بیدار شده، دیگه خواب نمیره.
این راه برگشت نداره.
ما برای پیروزی بلند شدیم،
برای نجات، برای ساختن، برای آزادی.»
و باز شروع کرد به نوشتن…
کلمههاش گلوله نبود، نور بود.
هر اعلامیه، نوری توی شب تار.
و اون، فانوسبهدست، پیشاپیش همه میرفت…
بیتردید. بیتوقف. بیتسلیم.
مراعهدیست با جانان......»
#دکتر_آیدا_رستمی
#آرمین_رستمی #دادخواهی_ادامه_دارد
#آیدا_رستمی #پزشکان_شریف #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤39🕊7👍5💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حضور و صدای جاویدنام دکتر آیدا رستمی، وقتی در خیابان شعار میداد
آرمین رستمی، این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:
«لحظههایی از دکتر آیدا رستمی، همون وقتی که نه فقط با دستهاش درمان میکرد، بلکه با صداش هم فریاد میزد.
تو خیابون، کنار مردم، علیه رژیم جنایتکار آخوندی.
آیدا، صدای روشن فردا
در دل تاریکی، نوری لرزید.
نه از خورشید، نه از چراغ،
بلکه از گلویی ظریف، صدایی محکم اما پرغرور:
توپ، تانک، فشفشه… آخوند باید گم بشه.
آیدا بود، دختری جوان با دلی بزرگتر از تمام خیابان.
گوشی را بالا گرفت، لرزش دستانش را پنهان نکرد،
اما صدایش… صدایش، کوبنده بود، رساتر از هر شعار،
شفافتر از هر گلوله.
او از نسل نسیم بود،
اما در برابر طوفان ایستاد.
او میدانست خطر چیست، ترس کجاست،
ولی تصمیم گرفت نترسد… فقط برای چند ثانیه، فقط برای ثبت حقیقت.
و حالا این تصویر،
مثل پرچم، در دست تاریخ میلرزد.
یادگاری از دختری که نهتنها شجاع بود،
بلکه صدایش، ارتشی را به لرزه انداخت.
ما صدای آیدا را تکرار میکنیم.
تا روزی که حقیقت، پیروز شود.
مراعهدیست با جانان .....»
🌱🕊️🩸
#دکتر_آیدا_رستمی #آیدا_رستمی #یاری_مدنی_توانا
#آرمین_رستمی #دادخواهی_ادامه_دارد
#پزشکان_شریف #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
#علیه_فراموشی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
آرمین رستمی، این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:
«لحظههایی از دکتر آیدا رستمی، همون وقتی که نه فقط با دستهاش درمان میکرد، بلکه با صداش هم فریاد میزد.
تو خیابون، کنار مردم، علیه رژیم جنایتکار آخوندی.
آیدا، صدای روشن فردا
در دل تاریکی، نوری لرزید.
نه از خورشید، نه از چراغ،
بلکه از گلویی ظریف، صدایی محکم اما پرغرور:
توپ، تانک، فشفشه… آخوند باید گم بشه.
آیدا بود، دختری جوان با دلی بزرگتر از تمام خیابان.
گوشی را بالا گرفت، لرزش دستانش را پنهان نکرد،
اما صدایش… صدایش، کوبنده بود، رساتر از هر شعار،
شفافتر از هر گلوله.
او از نسل نسیم بود،
اما در برابر طوفان ایستاد.
او میدانست خطر چیست، ترس کجاست،
ولی تصمیم گرفت نترسد… فقط برای چند ثانیه، فقط برای ثبت حقیقت.
و حالا این تصویر،
مثل پرچم، در دست تاریخ میلرزد.
یادگاری از دختری که نهتنها شجاع بود،
بلکه صدایش، ارتشی را به لرزه انداخت.
ما صدای آیدا را تکرار میکنیم.
تا روزی که حقیقت، پیروز شود.
مراعهدیست با جانان .....»
🌱🕊️🩸
#دکتر_آیدا_رستمی #آیدا_رستمی #یاری_مدنی_توانا
#آرمین_رستمی #دادخواهی_ادامه_دارد
#پزشکان_شریف #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی
#علیه_فراموشی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊42❤19💔9👍3
آرمین، برادر جاویدنام دکتر آیدا رستمی، تصویری از چت او را منتشر کرد و نوشت:
«آیدا رستمی؛ دختری با دستانی پر از زندگی، در میانهی مرگ در روزگاری که مرگ حاکم بود، آیدا رستمی زندگی را در دستانش حمل میکرد. نه سرباز بود، نه سیاستمدار، او یک پزشک بود… اما بیشتر از هر سربازی، در دل میدان ایستاد. وقتی صدای گلوله خواب شهر را ربوده بود، او صدای تپش قلب زخمیها را شنید. وقتی همه راه فرار میجستند، او راه نجات میرفت. در پیامی نوشت:
📌"امروز دوبار مورد نشونه قرار گرفتم ... قسر در رفتم."
این جمله را بنویس… با خون بنویس… چون این جمله، حکم مرگش بود در جمهوری اسلامی. او را ربودند، شکنجه کردند، کشتند… اما نتوانستند نامش را خاموش کنند. آیدا رستمی، بانوی سفیدپوش میدان عدالت، نام تو فریاد ماست. تو رفتی، اما هزار آیدا برخاسته. تو خاموش شدی، اما آتش شدی در رگهای خشم و امید یک ملت. ما فراموش نمیکنیم. ما نمیبخشیم. و ما ادامه میدهیم.»
#دکتر_آیدا_رستمی #پزشکان_شریف #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«آیدا رستمی؛ دختری با دستانی پر از زندگی، در میانهی مرگ در روزگاری که مرگ حاکم بود، آیدا رستمی زندگی را در دستانش حمل میکرد. نه سرباز بود، نه سیاستمدار، او یک پزشک بود… اما بیشتر از هر سربازی، در دل میدان ایستاد. وقتی صدای گلوله خواب شهر را ربوده بود، او صدای تپش قلب زخمیها را شنید. وقتی همه راه فرار میجستند، او راه نجات میرفت. در پیامی نوشت:
📌"امروز دوبار مورد نشونه قرار گرفتم ... قسر در رفتم."
این جمله را بنویس… با خون بنویس… چون این جمله، حکم مرگش بود در جمهوری اسلامی. او را ربودند، شکنجه کردند، کشتند… اما نتوانستند نامش را خاموش کنند. آیدا رستمی، بانوی سفیدپوش میدان عدالت، نام تو فریاد ماست. تو رفتی، اما هزار آیدا برخاسته. تو خاموش شدی، اما آتش شدی در رگهای خشم و امید یک ملت. ما فراموش نمیکنیم. ما نمیبخشیم. و ما ادامه میدهیم.»
#دکتر_آیدا_رستمی #پزشکان_شریف #زن_زندگی_آزادی #علیه_فراموشی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍32❤20💔13🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرمین، برادر جاویدنام دکتر آیدا رستمی، این ویدیو را منتشر کرده است.
او صدای ضبط شده از اعتراف اجباری، زیر فشار، تهدید و وحشت و سخنان بازجویان را منتشر کرده است.
او گفته:
«این فقط پنج دقیقه از مکالماتی است که ضبط شده، این صدا فقط یک افشاگری نیست بلکه سند جنایات جمهوری اسلامی است.
آنها میخواستند از من ابزار بسازند،
اما من از آنها مدرک جنایت دارم.»
آرمین رستمی همچنین نوشته:
«با وجود همهی سختیها و فشارهایی که از همه جوانب بر روی من بود صبوری کردم، تحمل کردم و محکم ایستادم.
برای وظیفه و رسالتی که بر گردن داشتم تا این امر مهم را به درستی انجام دهم.
نه تنها برای خودم، بلکه برای همهی خانوادههایی که صدایشان را خفه کردند، برای همهی کسانی که قربانی اعترافات اجباری شدهاند.»
آرمین رستمی در انتها نوشته:
«🩸ما هنوز ایستادهایم، فریاد میزنیم، جان میدهیم و خون میدهیم
برای چشمهایی که نمیبینند و گوش هایی که نمیشنوند.
برای آزادی سرزمینمان ایران از چنگال خونخواران »
🌱🕊️🩸
این فایل سند مهمی است، از روش جمهوری اسلامی برای سرپوشگذاشتن بر جنایاتی که انجام داده است.
#دکتر_آیدا_رستمی #آیدا_رستمی
#آرمین_رستمی #دادخواهی
#پزشک_اکباتان #پزشکان_شریف #پزشک_بدون_مرز
#زن_زندگی_آزادی #آبان_خونین #ااعتراف_اجباری #افشاگری
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او صدای ضبط شده از اعتراف اجباری، زیر فشار، تهدید و وحشت و سخنان بازجویان را منتشر کرده است.
او گفته:
«این فقط پنج دقیقه از مکالماتی است که ضبط شده، این صدا فقط یک افشاگری نیست بلکه سند جنایات جمهوری اسلامی است.
آنها میخواستند از من ابزار بسازند،
اما من از آنها مدرک جنایت دارم.»
آرمین رستمی همچنین نوشته:
«با وجود همهی سختیها و فشارهایی که از همه جوانب بر روی من بود صبوری کردم، تحمل کردم و محکم ایستادم.
برای وظیفه و رسالتی که بر گردن داشتم تا این امر مهم را به درستی انجام دهم.
نه تنها برای خودم، بلکه برای همهی خانوادههایی که صدایشان را خفه کردند، برای همهی کسانی که قربانی اعترافات اجباری شدهاند.»
آرمین رستمی در انتها نوشته:
«🩸ما هنوز ایستادهایم، فریاد میزنیم، جان میدهیم و خون میدهیم
برای چشمهایی که نمیبینند و گوش هایی که نمیشنوند.
برای آزادی سرزمینمان ایران از چنگال خونخواران »
🌱🕊️🩸
این فایل سند مهمی است، از روش جمهوری اسلامی برای سرپوشگذاشتن بر جنایاتی که انجام داده است.
#دکتر_آیدا_رستمی #آیدا_رستمی
#آرمین_رستمی #دادخواهی
#پزشک_اکباتان #پزشکان_شریف #پزشک_بدون_مرز
#زن_زندگی_آزادی #آبان_خونین #ااعتراف_اجباری #افشاگری
#نه_به_جمهوری_اسلامی #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔66❤6👌3🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیر ماه، زادروز پزشک شریف، جاویدنام دکتر آیدا رستمی
آرمین، برادر آیدا، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«امروز سومین زادروز آسمانی توست، آیدای عزیز...
سه سال است که تو را نداریم،
اما حتی یک لحظه بی تو نگذشته.
اسمت مثل نبض در رگهای ما میزند،
و چهرهات مثل ماه، هنوز شبهای ما را روشن میکند.
آیدا جان،
تو فقط دختر ما نبودی،
تو قلب تپندهی یک نسل بودی.
تو مرهم بودی، وقتی تمام این خاک زخمی بود.
تو امید بودی، وقتی همه چیز رو به تاریکی میرفت.
آنها تو را بردند،
اما نتوانستند خاموشت کنند.
نتوانستند از دل ما پاکت کنند.
نتوانستند حتی یک روز بی نام تو را زندگی کنند.
امروز، تولدت را در آسمان جشن میگیرند.
با نور، با آرامش، با لبخند خدا.
و ما روی زمین، ایستادهایم با اشک در چشم و غرور در دل،
که خواهری چون تو، دختری چون تو، هممیهنی چون تو داشتیم.
تولدت مبارک،
ای روشنیِ روزهای تار ما،
ای صدای خاموشنشدنیِ داد،
ای جاودانهی وطن...
مرا عهدیست باجانان........»
#دکتر_آیدا_رستمی #آیدا_رستمی
#آرمین_رستمی #دادخواهی_ادامه_دارد #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آرمین، برادر آیدا، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«امروز سومین زادروز آسمانی توست، آیدای عزیز...
سه سال است که تو را نداریم،
اما حتی یک لحظه بی تو نگذشته.
اسمت مثل نبض در رگهای ما میزند،
و چهرهات مثل ماه، هنوز شبهای ما را روشن میکند.
آیدا جان،
تو فقط دختر ما نبودی،
تو قلب تپندهی یک نسل بودی.
تو مرهم بودی، وقتی تمام این خاک زخمی بود.
تو امید بودی، وقتی همه چیز رو به تاریکی میرفت.
آنها تو را بردند،
اما نتوانستند خاموشت کنند.
نتوانستند از دل ما پاکت کنند.
نتوانستند حتی یک روز بی نام تو را زندگی کنند.
امروز، تولدت را در آسمان جشن میگیرند.
با نور، با آرامش، با لبخند خدا.
و ما روی زمین، ایستادهایم با اشک در چشم و غرور در دل،
که خواهری چون تو، دختری چون تو، هممیهنی چون تو داشتیم.
تولدت مبارک،
ای روشنیِ روزهای تار ما،
ای صدای خاموشنشدنیِ داد،
ای جاودانهی وطن...
مرا عهدیست باجانان........»
#دکتر_آیدا_رستمی #آیدا_رستمی
#آرمین_رستمی #دادخواهی_ادامه_دارد #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔105❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در روز پزشک یادی کنیم از جاویدنام آیدا رستمی که در دوران کودکی پدرش را در اثر قصور پزشکی از دست داد و این موضوع انگیزه او برای پزشکشدن شد.
آیدا به قول برادرش «از یازده سالگی با آن بنیه ضعیف و اندام ظریفش از ۵ صبح تا پاسی از نیمه شب بیوقفه مشغول به درسخواندن بود و در جواب اعتراض ما میگفت "تا جایی که بتوانم اجازه نخواهم داد شخص دیگری درد و حسرت مرا تجربه کند"»
آیدا رستمی با تلاش و کوشش زیاد و با رتبه بالا در رشته پزشکی دانشگاه شاهد تهران قبول شد و با شایستگی و نمرات بالا فارغ التحصیل شد.
آیدا رستمی پزشک شریفی شد که با شهامت به مداوای مجروحان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ میپرداخت و علاوه بر آن در فعالیتهای انقلابی میدانی هم شرکت داشت.
آیدا رستمی، شرافت مجسم بود، او شرافتمندانه مجروحان انقلاب را درمان میکرد، تسلیم فشار سرکوبگران برای او دادن مجروحان نشد و توسط عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسید.
#آیدا_رستمی #دکتر_آیدا_رستمی #پزشک_شریف #شرافت
#روز_پزشک #آدم_حسابی #سوگند_پزشکی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آیدا به قول برادرش «از یازده سالگی با آن بنیه ضعیف و اندام ظریفش از ۵ صبح تا پاسی از نیمه شب بیوقفه مشغول به درسخواندن بود و در جواب اعتراض ما میگفت "تا جایی که بتوانم اجازه نخواهم داد شخص دیگری درد و حسرت مرا تجربه کند"»
آیدا رستمی با تلاش و کوشش زیاد و با رتبه بالا در رشته پزشکی دانشگاه شاهد تهران قبول شد و با شایستگی و نمرات بالا فارغ التحصیل شد.
آیدا رستمی پزشک شریفی شد که با شهامت به مداوای مجروحان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ میپرداخت و علاوه بر آن در فعالیتهای انقلابی میدانی هم شرکت داشت.
آیدا رستمی، شرافت مجسم بود، او شرافتمندانه مجروحان انقلاب را درمان میکرد، تسلیم فشار سرکوبگران برای او دادن مجروحان نشد و توسط عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسید.
#آیدا_رستمی #دکتر_آیدا_رستمی #پزشک_شریف #شرافت
#روز_پزشک #آدم_حسابی #سوگند_پزشکی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔52❤11🕊4