فشار بیسابقه معاونت هنری وزارت ارشاد بر رسانهها
پس از صدور کارت زرد نمایندگان برای سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل ضعف مدیریتی، ناکارامدی و حاشیههای بیپایان نادره رضایی معاون هنری وزیر، مدیران زیرمجموعه فشار بیسابقهای را به رسانههای منتقد وارد میآورند تا از انتشار مطالب نقادانه جلوگیری کرده تا بر ضعفها ناکارآمدیهای معاون هنری سرپوش بگذارند.
همچنین آنها با فشار بر رسانههای دولتی آنها را مجبور به تهیه مصاحبه و گزارشهایی در تعریف و تمجید از عملکرد این معاون حاشیهساز کردند و چنین مطالبی را با فشار و تهدید در سایر رسانهها هم منتشر میکنند با این خیال که انتشار چنین مطالب سفارشی به نفع معاون وزیر تمام خواهد شد.
این درحالی است که انتشار این مطالب در رسانههایی که تا دیروز منتقد عملکرد رضایی بودند، آنقدر گلدرشت و غلوآمیز به نظر میرسد که سفارشی بودن آنها بیش از خود مطالب به چشم میآید و اتفاقا تاثیر عکس و منفی برجا خواهد گذاشت. همه اینها از کمهوشی این مدیران ناشی میشود که حتی دفاع از مدیر بالادستی خود را به تخریب او بدل میکند.
به همه اینها عملکرد برخی از معاونتهای وزارت ارشاد و مدیر روابط عمومی آن را هم بیافزایید.
صالحی از ابتدای آمدنش به وزارتخانه فردی را به عنوان رییس مرکز روابط عمومی خود انتخاب کرد که از دوستان و همکاران قدیمیاش بود. نیکنام حسینیپور به واسطه حضور در موسسه هنرمندان پیشکسوت و فعالیت به عنوان مشاور مدیرعامل صندوق اعتباری هنر چهرهای ناشناس در میان هنرمندان نبود. اما کاش پیشنهاد رفیق قدیمی خود را نمیپذیرفت، به روابط عمومی وزارت ارشاد نمیآمد و در همان سمتهایی فعالیت میکرد که به نفع و کمک اهالی هنر باشد.
منش و روش حسینیپور تفاوتهای آشکار و تازهای با دیگر مدیران روابط عمومی وزارتخانه دارد و فعالیتهایی انجام میدهد که در طول این بیش از چهل سال این وزراتخانه، حتی در دوران مدیران تندرو سیاسی هم بینظیر است. او از ارتباط معاونان و مدیران این وزارتخانه استفاده کرده و مطالبی که علیه و مخالف وزارت ارشاد منتشر میشود از روی خروجی خبرگزاریها و سایتها حذف میکند. اتفاقی که پیش از این به ندرت و تنها در موارد محدود مربوط به مطالب سیاسی تهدیدکننده امنیت ملی و... رخ میداد.
جالب اینجاست که مدیر روابط عمومی وزارت ارشاد حتی به خود زحمت تکذیب و یا توضیح درباره چنین مطالبی را هم نمیدهد و تنها درصدد حذف آنهاست. جالبتر اینکه او نه تنها چنین اقداماتی را ناپسند و قبیح نمیداند، بلکه از این کار به عنوان افتخارات مدیریتی خود نام میبرد و در جمعهای مختلف با نام بردن از مطالبی که باعث حذف آنها شده، چنین کاری را جز فعالیتهای برتر خود عنوان میکند.
نمونههایش هم کم نیستند، گزارشی با عنوان «چه کسی حکم وزیر ارشاد را دستکاری کرد» روی خروجی خبرآنلاین منتشر شد اما چند ساعت پس از انتشار با فشار مدیران و معاونان همراه حسینیپور از روی این خبرگزاری محو شد. یا نامه سرگشاده رییس هیات مدیره انجمن مستندسازان ایران که به همین سرنوشت دچار اما نویسنده آن با قراردادن تصویر نامه منتشر شده بر خبرآنلاین در صفحه مجازیاش از حذف آن توسط مدیران سازمان سینمایی و وزارت ارشاد خبر داد. این دو گزارش هنوز روی خروجی برخی سایتهای موجود است.
معلوم نیست سیدعباس صالحی تا چه زمانی میخواهد از چنین مدیرانی که او را تا لبه استیضاح پیش بردند، حمایت کند و مدافع آنان باشد. انتخاب معاونی ناکارآمد و مدیران میانی ضعیف تبدیل به پاشنهآشیل وزیری شده که تا همین یک سال پیش یکی از وزرای خوشنام و باسابقه بود و هزینههای را برای او و کل وزارتخانه بوجود آوردند که منجر به تخریب آبرو و عملکردش و این وزارتخانه شده. کاش صالحی بیش از اینکه دیر شود، فکری به حال خود و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کند و مانع از ایجاد هزینههای بیشتر برای آن شود.
ـ مطلب فوق را یکی از مخاطبان توانا، از روزنامهنگاران ایران، ارسال کرده است.
#سانسور #وزارت_ارشاد #ممیزی #آزادی_بیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پس از صدور کارت زرد نمایندگان برای سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به دلیل ضعف مدیریتی، ناکارامدی و حاشیههای بیپایان نادره رضایی معاون هنری وزیر، مدیران زیرمجموعه فشار بیسابقهای را به رسانههای منتقد وارد میآورند تا از انتشار مطالب نقادانه جلوگیری کرده تا بر ضعفها ناکارآمدیهای معاون هنری سرپوش بگذارند.
همچنین آنها با فشار بر رسانههای دولتی آنها را مجبور به تهیه مصاحبه و گزارشهایی در تعریف و تمجید از عملکرد این معاون حاشیهساز کردند و چنین مطالبی را با فشار و تهدید در سایر رسانهها هم منتشر میکنند با این خیال که انتشار چنین مطالب سفارشی به نفع معاون وزیر تمام خواهد شد.
این درحالی است که انتشار این مطالب در رسانههایی که تا دیروز منتقد عملکرد رضایی بودند، آنقدر گلدرشت و غلوآمیز به نظر میرسد که سفارشی بودن آنها بیش از خود مطالب به چشم میآید و اتفاقا تاثیر عکس و منفی برجا خواهد گذاشت. همه اینها از کمهوشی این مدیران ناشی میشود که حتی دفاع از مدیر بالادستی خود را به تخریب او بدل میکند.
به همه اینها عملکرد برخی از معاونتهای وزارت ارشاد و مدیر روابط عمومی آن را هم بیافزایید.
صالحی از ابتدای آمدنش به وزارتخانه فردی را به عنوان رییس مرکز روابط عمومی خود انتخاب کرد که از دوستان و همکاران قدیمیاش بود. نیکنام حسینیپور به واسطه حضور در موسسه هنرمندان پیشکسوت و فعالیت به عنوان مشاور مدیرعامل صندوق اعتباری هنر چهرهای ناشناس در میان هنرمندان نبود. اما کاش پیشنهاد رفیق قدیمی خود را نمیپذیرفت، به روابط عمومی وزارت ارشاد نمیآمد و در همان سمتهایی فعالیت میکرد که به نفع و کمک اهالی هنر باشد.
منش و روش حسینیپور تفاوتهای آشکار و تازهای با دیگر مدیران روابط عمومی وزارتخانه دارد و فعالیتهایی انجام میدهد که در طول این بیش از چهل سال این وزراتخانه، حتی در دوران مدیران تندرو سیاسی هم بینظیر است. او از ارتباط معاونان و مدیران این وزارتخانه استفاده کرده و مطالبی که علیه و مخالف وزارت ارشاد منتشر میشود از روی خروجی خبرگزاریها و سایتها حذف میکند. اتفاقی که پیش از این به ندرت و تنها در موارد محدود مربوط به مطالب سیاسی تهدیدکننده امنیت ملی و... رخ میداد.
جالب اینجاست که مدیر روابط عمومی وزارت ارشاد حتی به خود زحمت تکذیب و یا توضیح درباره چنین مطالبی را هم نمیدهد و تنها درصدد حذف آنهاست. جالبتر اینکه او نه تنها چنین اقداماتی را ناپسند و قبیح نمیداند، بلکه از این کار به عنوان افتخارات مدیریتی خود نام میبرد و در جمعهای مختلف با نام بردن از مطالبی که باعث حذف آنها شده، چنین کاری را جز فعالیتهای برتر خود عنوان میکند.
نمونههایش هم کم نیستند، گزارشی با عنوان «چه کسی حکم وزیر ارشاد را دستکاری کرد» روی خروجی خبرآنلاین منتشر شد اما چند ساعت پس از انتشار با فشار مدیران و معاونان همراه حسینیپور از روی این خبرگزاری محو شد. یا نامه سرگشاده رییس هیات مدیره انجمن مستندسازان ایران که به همین سرنوشت دچار اما نویسنده آن با قراردادن تصویر نامه منتشر شده بر خبرآنلاین در صفحه مجازیاش از حذف آن توسط مدیران سازمان سینمایی و وزارت ارشاد خبر داد. این دو گزارش هنوز روی خروجی برخی سایتهای موجود است.
معلوم نیست سیدعباس صالحی تا چه زمانی میخواهد از چنین مدیرانی که او را تا لبه استیضاح پیش بردند، حمایت کند و مدافع آنان باشد. انتخاب معاونی ناکارآمد و مدیران میانی ضعیف تبدیل به پاشنهآشیل وزیری شده که تا همین یک سال پیش یکی از وزرای خوشنام و باسابقه بود و هزینههای را برای او و کل وزارتخانه بوجود آوردند که منجر به تخریب آبرو و عملکردش و این وزارتخانه شده. کاش صالحی بیش از اینکه دیر شود، فکری به حال خود و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کند و مانع از ایجاد هزینههای بیشتر برای آن شود.
ـ مطلب فوق را یکی از مخاطبان توانا، از روزنامهنگاران ایران، ارسال کرده است.
#سانسور #وزارت_ارشاد #ممیزی #آزادی_بیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍21❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کتایون ریاحی:
غیبت ناصر تقوایی، پررنگترین حضورش در تاریخ سینمای ایران بود
در پی درگذشت ناصر تقوایی، کارگردان بزرگ و مؤلف سینمای ایران، کتایون ریاحی در پیامی صوتی از او به عنوان هنرمندی یاد کرد که «غیبتش پررنگترین حضورش در تاریخ سینمای ایران» بود.
ریاحی گفت:
«هنرمند دو هویت مجزا دارد؛ یکی برآمده از آثارش و دیگری شخصیت حقیقی او، فارغ از حرفه و هنر. اگر شخصیت واقعی هنرمند هموزن آثارش نباشد، با مرگش تنها میمیرد. اما اگر شخصیت او به بزرگی و گرانمایگی آثارش باشد، مرگش برای جامعه، حتی برای آنان که آثارش را ندیدهاند، یک فقدان محسوب میشود.»
او در ادامه افزود:
«آثار یک هنرمند فقط یک فیلم فاخر، تابلو ماندگار یا قطعه موسیقی نیست. گاه غیبت خودخواسته در برههای از تاریخ، ارزشمندترین اثر اوست. ناصر تقوایی چنین هنرمندی بود؛ کسی که غیبتش، پررنگترین حضورش در تاریخ سینمای این سرزمین است. یادش و راهش جاودان.»
ناصر تقوایی گفته بود:
«من نوشتههای زیادی دارم امّا کجا باید چاپش کنم؟ کجای دنیا واژهها مجرم شدهاند. مدام سر خودمان را به چیزهایی گرم میکنیم که دور باطل است. تا وقتی سانسور است اثری از من منتشر نخواهد شد؛ بگذارید کارهایم کهنه بشوند.»
ناصر تقوایی درباره فیلمهای نیمهتمامش که متوقف شد میگوید: «سه فیلم من پیدرپی ناتمام ماند، هیچ گلایهای از هیچ کس ندارم و توقع ندارم کسی در این راه با من همراهی میکرد؛ اما فکر میکنم کسانی که جلوی این کار را گرفتند و مانع ساخت این نوع فیلمها شدند، بعضی وقتها یک کارمند بودند و نه سیاستمدار، بنابراین این اتفاق تاثیر یک سلیقه است. در هر محیط فرهنگی که مدیرانی دلسوز فرهنگ وجود داشته باشند، انجام کار مستقل متوقف نمیشود و زمانی که این شرایط فراهم نبود، ما در خانه نشستیم و فیلم نساختیم. شاید هم اگر حرمتی هماکنون در جامعه داریم به همین علت است که در حد گذران زندگی هم به فیلمسازی نگاه نکردیم.»
تقوایی در مصاحبهای گفته بود:
«من در خانه نشستن و خواندن و نوشتن را به ساختن فيلمی که مورد علاقهام نبوده است، ترجيح میدهم. به همين فيلمسازان جوان هم میگويم. وقتی نمیگذارند يا نمیشود فيلم خودت را بسازی، میتوانی بروی سرت را به کار ديگری گرم کنی. تا لااقل حرمت هنرت را نگه داشته باشی. وقتی نمیتوانم فيلم دلخواهم را بسازم میروم عکاسی میکنم. عکاسی نشد، میروم فيلمسازی تدريس میکنم. مشکل من و امثال من که چند نفر حرفهای هستيم فقط در کار سينما و فيلمسازی نيست. در عالم ادبيات و انتشارات اوضاع از اين هم بدتر است. مميزی ما که روزگاری روی حذفهای محتوايی تمرکز داشت، حالا شکل غريب و نادرتری پيدا کرده. مميزی ما شده مميزی واژگانی. واژهها خوب و بد شدهاند، واژهها حلال و حرام شدهاند. تا جايی که میشود گفت نيمی از واژههای لغتنامه مرحوم دهخدا از زبان فارسی حذف شدهاند. چرا که استفاده از آنها جرم است. به همين علت نمیتوانم نوشتههايم را منتشر کنم. من و همنسلهايم همه در چند حرفه توانايی داريم، هرگز براي امرار معاش درنماندهايم.»
درباره ناصر تقوایی بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/naser_taghvai/
#ناصر_تقوایی #سانسور #ممیزی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
غیبت ناصر تقوایی، پررنگترین حضورش در تاریخ سینمای ایران بود
در پی درگذشت ناصر تقوایی، کارگردان بزرگ و مؤلف سینمای ایران، کتایون ریاحی در پیامی صوتی از او به عنوان هنرمندی یاد کرد که «غیبتش پررنگترین حضورش در تاریخ سینمای ایران» بود.
ریاحی گفت:
«هنرمند دو هویت مجزا دارد؛ یکی برآمده از آثارش و دیگری شخصیت حقیقی او، فارغ از حرفه و هنر. اگر شخصیت واقعی هنرمند هموزن آثارش نباشد، با مرگش تنها میمیرد. اما اگر شخصیت او به بزرگی و گرانمایگی آثارش باشد، مرگش برای جامعه، حتی برای آنان که آثارش را ندیدهاند، یک فقدان محسوب میشود.»
او در ادامه افزود:
«آثار یک هنرمند فقط یک فیلم فاخر، تابلو ماندگار یا قطعه موسیقی نیست. گاه غیبت خودخواسته در برههای از تاریخ، ارزشمندترین اثر اوست. ناصر تقوایی چنین هنرمندی بود؛ کسی که غیبتش، پررنگترین حضورش در تاریخ سینمای این سرزمین است. یادش و راهش جاودان.»
ناصر تقوایی گفته بود:
«من نوشتههای زیادی دارم امّا کجا باید چاپش کنم؟ کجای دنیا واژهها مجرم شدهاند. مدام سر خودمان را به چیزهایی گرم میکنیم که دور باطل است. تا وقتی سانسور است اثری از من منتشر نخواهد شد؛ بگذارید کارهایم کهنه بشوند.»
ناصر تقوایی درباره فیلمهای نیمهتمامش که متوقف شد میگوید: «سه فیلم من پیدرپی ناتمام ماند، هیچ گلایهای از هیچ کس ندارم و توقع ندارم کسی در این راه با من همراهی میکرد؛ اما فکر میکنم کسانی که جلوی این کار را گرفتند و مانع ساخت این نوع فیلمها شدند، بعضی وقتها یک کارمند بودند و نه سیاستمدار، بنابراین این اتفاق تاثیر یک سلیقه است. در هر محیط فرهنگی که مدیرانی دلسوز فرهنگ وجود داشته باشند، انجام کار مستقل متوقف نمیشود و زمانی که این شرایط فراهم نبود، ما در خانه نشستیم و فیلم نساختیم. شاید هم اگر حرمتی هماکنون در جامعه داریم به همین علت است که در حد گذران زندگی هم به فیلمسازی نگاه نکردیم.»
تقوایی در مصاحبهای گفته بود:
«من در خانه نشستن و خواندن و نوشتن را به ساختن فيلمی که مورد علاقهام نبوده است، ترجيح میدهم. به همين فيلمسازان جوان هم میگويم. وقتی نمیگذارند يا نمیشود فيلم خودت را بسازی، میتوانی بروی سرت را به کار ديگری گرم کنی. تا لااقل حرمت هنرت را نگه داشته باشی. وقتی نمیتوانم فيلم دلخواهم را بسازم میروم عکاسی میکنم. عکاسی نشد، میروم فيلمسازی تدريس میکنم. مشکل من و امثال من که چند نفر حرفهای هستيم فقط در کار سينما و فيلمسازی نيست. در عالم ادبيات و انتشارات اوضاع از اين هم بدتر است. مميزی ما که روزگاری روی حذفهای محتوايی تمرکز داشت، حالا شکل غريب و نادرتری پيدا کرده. مميزی ما شده مميزی واژگانی. واژهها خوب و بد شدهاند، واژهها حلال و حرام شدهاند. تا جايی که میشود گفت نيمی از واژههای لغتنامه مرحوم دهخدا از زبان فارسی حذف شدهاند. چرا که استفاده از آنها جرم است. به همين علت نمیتوانم نوشتههايم را منتشر کنم. من و همنسلهايم همه در چند حرفه توانايی داريم، هرگز براي امرار معاش درنماندهايم.»
درباره ناصر تقوایی بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/naser_taghvai/
#ناصر_تقوایی #سانسور #ممیزی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤28🕊6💔3