This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حسن باقرینیا در واکنش به سخنان اخیر رهبر جمهوری اسلامی در این ویدیو میگوید:
«علی خامنهای در سخنان اخیر خود بار دیگر نگرانیاش را از آنچه “فتنه داخلی” مینامد ابراز کرده است. در ادبیات او، “فتنه” رمز اعتراضات مردمی است. او سالهاست، بهویژه پس از اعتراضات مسالمتآمیز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، همهی کنشهای اعتراضی مردم را “فتنه” مینامد.
اگر بخواهیم سخنان او را صورتبندی کنیم، باید بگوییم: اعتراض مردمی = فتنه، فتنه بدتر از قتل است. بر اساس برخی تفاسیر قرآنی که او به آنها استناد میکند، «الفتنه اشدّ من القتل» و «الفتنه اکبر من القتل»، یعنی فتنه از قتل هم شدیدتر و بزرگتر است.
در نتیجه، در گفتمان آقای خامنهای، اعتراض نهتنها مجاز نیست، بلکه از قتل هم بدتر شمرده میشود.
در اینجا، میتوان به یک مفهوم شناختهشده در علوم سیاسی اشاره کرد: آزمون میدان شهر یا Town Square Test. این آزمون میگوید اگر کسی در جامعهای زندگی میکند که نمیتواند دیدگاههایش را بدون ترس از دستگیری، زندان یا آسیب بدنی در میدان اصلی شهر بیان کند، آن فرد در جامعهای سرکوبگر و مرعوب زندگی میکند.»
#زن_زندگی_آزادی #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«علی خامنهای در سخنان اخیر خود بار دیگر نگرانیاش را از آنچه “فتنه داخلی” مینامد ابراز کرده است. در ادبیات او، “فتنه” رمز اعتراضات مردمی است. او سالهاست، بهویژه پس از اعتراضات مسالمتآمیز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، همهی کنشهای اعتراضی مردم را “فتنه” مینامد.
اگر بخواهیم سخنان او را صورتبندی کنیم، باید بگوییم: اعتراض مردمی = فتنه، فتنه بدتر از قتل است. بر اساس برخی تفاسیر قرآنی که او به آنها استناد میکند، «الفتنه اشدّ من القتل» و «الفتنه اکبر من القتل»، یعنی فتنه از قتل هم شدیدتر و بزرگتر است.
در نتیجه، در گفتمان آقای خامنهای، اعتراض نهتنها مجاز نیست، بلکه از قتل هم بدتر شمرده میشود.
در اینجا، میتوان به یک مفهوم شناختهشده در علوم سیاسی اشاره کرد: آزمون میدان شهر یا Town Square Test. این آزمون میگوید اگر کسی در جامعهای زندگی میکند که نمیتواند دیدگاههایش را بدون ترس از دستگیری، زندان یا آسیب بدنی در میدان اصلی شهر بیان کند، آن فرد در جامعهای سرکوبگر و مرعوب زندگی میکند.»
#زن_زندگی_آزادی #حسن_باقری_نیا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«عیدها و۱۳ بدرها میآیند و میروند به مانند روزهای خوب و بد زندگی و باید زندگی کرد لذت برد، ولی یادمان باشد خیلیها در کنارمان دو سالی میشود که دیگر نیستند که بتوانند این لذت از زندگی را بار دیگر تجربه کنند..۱۳ بدر مبارک🫶»
تندیس شنی پریسا عسکری، در سواحل عمان
اجرا از فرهاد پوریاری
پریسا عسگری، جوان۲۶ ساله، اهل الیگودرز، در روز ۲۱ مهرماه ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سپاه کشته شد.
پریسا دانشجوی دانشگاه تهران بود و آرزوهای زیادی برای ادامه تحصیل و آینده داشت اما سربازان آتش به اختیار خامنهای به رویاهایش شلیک کردند.
او یک معترض بود و با مردم آزادیخواه در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همراه شد و جانش را در راه آزادی داد. ما امتداد صدای پریسا هستیم و دادخواه خون او و همه کشته شدگان انقلاب میمانیم.
#پریسا_عسکری #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تندیس شنی پریسا عسکری، در سواحل عمان
اجرا از فرهاد پوریاری
پریسا عسگری، جوان۲۶ ساله، اهل الیگودرز، در روز ۲۱ مهرماه ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم گلوله نیروهای سپاه کشته شد.
پریسا دانشجوی دانشگاه تهران بود و آرزوهای زیادی برای ادامه تحصیل و آینده داشت اما سربازان آتش به اختیار خامنهای به رویاهایش شلیک کردند.
او یک معترض بود و با مردم آزادیخواه در انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همراه شد و جانش را در راه آزادی داد. ما امتداد صدای پریسا هستیم و دادخواه خون او و همه کشته شدگان انقلاب میمانیم.
#پریسا_عسکری #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرمین، برادر جاویدنام دکتر آیدا رستمی، به یاد خواهرش نوشت:
«برای خواهرم، دکتر آیدا رستمی🎖️
خواهرم، فرشتهی سپیدپوش آزادی🕊️
تو برای زندگی جنگیدی، برای درمان زخمهای مردم، اما نامردمان، تو را از ما گرفتند. دستانت که روزی مرهم دردها بود، حالا یادگار سرزمینی است که آزادی را با خون مینویسد. تو را کشتند، اما اندیشهات، راهت، و فداکاریات زنده است، در قلبهایی که هنوز برای حقیقت میتپد.
آیدا جان، نبودنت زخمی است که بر جان ما نشسته، اما نامت فریادی است که در تاریخ میپیچد. دلتنگت هستیم، اما سوگند که راهت را ادامه خواهیم داد.
روحت جاودانه، نامت ماندگار، یادت همیشه در قلب ما».🌱
#دکتر_آیدا_رستمی
#زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«برای خواهرم، دکتر آیدا رستمی🎖️
خواهرم، فرشتهی سپیدپوش آزادی🕊️
تو برای زندگی جنگیدی، برای درمان زخمهای مردم، اما نامردمان، تو را از ما گرفتند. دستانت که روزی مرهم دردها بود، حالا یادگار سرزمینی است که آزادی را با خون مینویسد. تو را کشتند، اما اندیشهات، راهت، و فداکاریات زنده است، در قلبهایی که هنوز برای حقیقت میتپد.
آیدا جان، نبودنت زخمی است که بر جان ما نشسته، اما نامت فریادی است که در تاریخ میپیچد. دلتنگت هستیم، اما سوگند که راهت را ادامه خواهیم داد.
روحت جاودانه، نامت ماندگار، یادت همیشه در قلب ما».🌱
#دکتر_آیدا_رستمی
#زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهسا یزدانی، مادر جاویدنام محمدجواد زاهدی، در ویدیوئی که در اینستاگرام صفحه دخترش منتشر شده، اعلام کرد که روز ۱۴ فروردینماه از زندان دیکتاتور جمهوری اسلامی آزاد شده است.
مهسا یزدانی از سوی دادگاه انقلاب ساری به ۱۳ سال حبس تعزیری (پنج سال قابل اجرا) محکوم شده بود که با پابند در حبس خانگی به سر میبرد.
او از حمایت جامعه ایران سپاسگزاری کرد.
معصومه (مهسا) یزدانی ولشکلایی، مادر محمد جواد زاهدی ساروی، به پنج سال حبس بابت اتهام «اهانت به مقدسات» و «تحریک مردم به برهم زدن امنیت ملی» و دو سال حبس تعزیزی به اتهام «توهین به رهبری» و از محل «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به حبس محکوم شده بود.
محمدجواد زاهدی، فرزند خانم یزدانی در روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در ساری و در جریان اعتراضات پس از کشتهشدن مهسا امینی بر اثر اصابت گلوله به قتل رسیده بود.
اکانت ایشان در اینستاگرام
@_mitratattoo_
#مادران_دادخواه
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_یزدانی
#محمدجواد_زاهدی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
مهسا یزدانی از سوی دادگاه انقلاب ساری به ۱۳ سال حبس تعزیری (پنج سال قابل اجرا) محکوم شده بود که با پابند در حبس خانگی به سر میبرد.
او از حمایت جامعه ایران سپاسگزاری کرد.
معصومه (مهسا) یزدانی ولشکلایی، مادر محمد جواد زاهدی ساروی، به پنج سال حبس بابت اتهام «اهانت به مقدسات» و «تحریک مردم به برهم زدن امنیت ملی» و دو سال حبس تعزیزی به اتهام «توهین به رهبری» و از محل «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به حبس محکوم شده بود.
محمدجواد زاهدی، فرزند خانم یزدانی در روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در ساری و در جریان اعتراضات پس از کشتهشدن مهسا امینی بر اثر اصابت گلوله به قتل رسیده بود.
اکانت ایشان در اینستاگرام
@_mitratattoo_
#مادران_دادخواه
#زن_زندگی_آزادی
#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#مهسا_یزدانی
#محمدجواد_زاهدی
#دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
سارا سیاهپور، معلم و فعال مدنی، ضمن انتشار تصویری از خود که شعار «زن، زندگی، آزادی» روی سرش نقش بسته، نوشت:
بگیرید، ببندید، حبس کنید، پروندهسازی کنید،
اخراج کنید، تهدید کنید، اما بدانید که ما،
ما زنانِ ایران، هرگز از مسیر خود باز نخواهیم گشت.
شما نمیتوانید ارادهمان را بشکنید.
ما شکستناپذیریم.
ما همچون سیلابی خروشان خواهیم بود که دیوارها را فرو میریزد و هیچ مانعی نمیتواند سد راهمان شود.
هر سنگی که در مسیر آزادی و برابری بگذارید،
ما با عزم و ارادهای قویتر از آن عبور خواهیم کرد.
هر فشاری که وارد کنید، صدای ما بلندتر خواهد شد،
چرا که ما دیگر از هیچچیز نمیترسیم. صدای ما، صدای آزادی است.
ما این مسیر را با گامهای استوار و بدون توقف ادامه خواهیم داد،
تا به آزادی و برابری برسیم.
شعار ما همیشه و در هر شرایطی این خواهد بود:
زن، زندگی، آزادی.
ما ایستادهایم و هرگز نخواهیم نشست،
چرا که در این راه، هر گام ما گامی به سوی رهایی است.
و سپاس از آن مرد آرایشگر جنوبی که چنین هنرمندانه،
پیامی از قدرت، شجاعت و اتحاد را بر سر من نقش زد.
که همان نماد و نشانهای است از انقلابی بزرگ،
که در دل هر زن و مرد آزادیخواهی در این سرزمین شعلهور است.
ما نسلهایی هستیم که صدای زنان آزادیخواه این سرزمین را در گوش داریم.
صدای آنان همچنان در رگهای ما پژواک دارد.
خوشا آن روز و آن لحظه که با هم بایستیم، که با هم فریاد بزنیم،
که ظلم و نابرابری هیچگاه نمیتواند بر ما غلبه کند.
ما به این مبارزه ادامه خواهیم داد،
و روزی فرا خواهد رسید که آزادی و برابری را در کنار هم جشن بگیریم.
ما دست در دست هم، یکصدا فریاد خواهیم زد تا ظلم را از ریشه بکنیم.
«همراه هم، در مسیر آزادی خواهیم بود، تا روز پیروزی.»
ـ سارا سیاهپور، فعال صنفی و معلمی است که بارها بازداشت شد و سرانجام از آموزش و پرورش اخراج شد.
سارا سیاهپور، پس از دریافت حکم اخراج خود، در اینستاگرام نوشت که «امروز حکم شرافتم را گرفتم، من حکم اخراجم را مدالی خواهم کرد و به گردنم میآویزم.» او گفته دلیل اخراجش «انتشار عکس بیحجاب و حمایت از خیزش زن، زندگی، آزادی» بوده است.
#سارا_سیاهپور #زن_زندگی_آزادی #ما_ادامه_داریم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بگیرید، ببندید، حبس کنید، پروندهسازی کنید،
اخراج کنید، تهدید کنید، اما بدانید که ما،
ما زنانِ ایران، هرگز از مسیر خود باز نخواهیم گشت.
شما نمیتوانید ارادهمان را بشکنید.
ما شکستناپذیریم.
ما همچون سیلابی خروشان خواهیم بود که دیوارها را فرو میریزد و هیچ مانعی نمیتواند سد راهمان شود.
هر سنگی که در مسیر آزادی و برابری بگذارید،
ما با عزم و ارادهای قویتر از آن عبور خواهیم کرد.
هر فشاری که وارد کنید، صدای ما بلندتر خواهد شد،
چرا که ما دیگر از هیچچیز نمیترسیم. صدای ما، صدای آزادی است.
ما این مسیر را با گامهای استوار و بدون توقف ادامه خواهیم داد،
تا به آزادی و برابری برسیم.
شعار ما همیشه و در هر شرایطی این خواهد بود:
زن، زندگی، آزادی.
ما ایستادهایم و هرگز نخواهیم نشست،
چرا که در این راه، هر گام ما گامی به سوی رهایی است.
و سپاس از آن مرد آرایشگر جنوبی که چنین هنرمندانه،
پیامی از قدرت، شجاعت و اتحاد را بر سر من نقش زد.
که همان نماد و نشانهای است از انقلابی بزرگ،
که در دل هر زن و مرد آزادیخواهی در این سرزمین شعلهور است.
ما نسلهایی هستیم که صدای زنان آزادیخواه این سرزمین را در گوش داریم.
صدای آنان همچنان در رگهای ما پژواک دارد.
خوشا آن روز و آن لحظه که با هم بایستیم، که با هم فریاد بزنیم،
که ظلم و نابرابری هیچگاه نمیتواند بر ما غلبه کند.
ما به این مبارزه ادامه خواهیم داد،
و روزی فرا خواهد رسید که آزادی و برابری را در کنار هم جشن بگیریم.
ما دست در دست هم، یکصدا فریاد خواهیم زد تا ظلم را از ریشه بکنیم.
«همراه هم، در مسیر آزادی خواهیم بود، تا روز پیروزی.»
ـ سارا سیاهپور، فعال صنفی و معلمی است که بارها بازداشت شد و سرانجام از آموزش و پرورش اخراج شد.
سارا سیاهپور، پس از دریافت حکم اخراج خود، در اینستاگرام نوشت که «امروز حکم شرافتم را گرفتم، من حکم اخراجم را مدالی خواهم کرد و به گردنم میآویزم.» او گفته دلیل اخراجش «انتشار عکس بیحجاب و حمایت از خیزش زن، زندگی، آزادی» بوده است.
#سارا_سیاهپور #زن_زندگی_آزادی #ما_ادامه_داریم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ کوتاهی که مژگان افتخاری، مادر جاویدنام مهسا امینی در استوری اینستاگرام خود منتشر کرد.
هفت آسمان را بر درم
وز هفت دریا بگذارم
ای شعلهی تابان من
هم رهزنی هم رهبری
شعر: مولانا
آواز: هایده
آهنگساز: انوشیروان روحانی
مهسا امینی، هرگز فراموش نمیشود، دختری که با لباسی عادی به پایتخت ایران، رفته بود، توسط نیروهای گشت ارشاد به جرم بدحجابی بازداشت و کشته شد. حکومت تلاش کرد مرگ او را در اثر بیماری زمینهای قلمداد کند و کمپین تحریف واقعیت راه انداخت، ولی با مجاهدت روزنامهنگاران و ایستادگی خانوادهاش این تحریف واقعیت ناکام ماند. نام او در سراسر جهان پیچید و صدای مظلومیت مردم ایران شد و انقلابی شکل گرفت که هیمنه رژیم را بیش از پیش فرو ریخت.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
هفت آسمان را بر درم
وز هفت دریا بگذارم
ای شعلهی تابان من
هم رهزنی هم رهبری
شعر: مولانا
آواز: هایده
آهنگساز: انوشیروان روحانی
مهسا امینی، هرگز فراموش نمیشود، دختری که با لباسی عادی به پایتخت ایران، رفته بود، توسط نیروهای گشت ارشاد به جرم بدحجابی بازداشت و کشته شد. حکومت تلاش کرد مرگ او را در اثر بیماری زمینهای قلمداد کند و کمپین تحریف واقعیت راه انداخت، ولی با مجاهدت روزنامهنگاران و ایستادگی خانوادهاش این تحریف واقعیت ناکام ماند. نام او در سراسر جهان پیچید و صدای مظلومیت مردم ایران شد و انقلابی شکل گرفت که هیمنه رژیم را بیش از پیش فرو ریخت.
#مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
هویت یکی دیگر از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، شناسایی شد
الهه سعیدی، نوجوانی که هنوز به ۱۴ سالگی نرسیده بود.
فرهاد محمودی، برادر جاویدنام فریدون محمودی از جانباختگان سقز، در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
الهه سعیدی؛ نوجوانی که در سقز به ضرب گلوله کشته شد
الهه سعیدی، نوجوانی که تنها چهار ماه تا تولد ۱۴سالگیاش باقی مانده بود، در تاریخ ۱۵ مهر ۱۴۰۱ در شهر سقز با گلوله جنگی جان باخت. بر اساس اطلاعات موجود، او مقابل یک رستوران هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد. متأسفانه اطلاعات زیادی دربارهی او در دسترس نیست، اما یکی از بستگان نزدیکش تأیید کرده که او به دست نیروهای جمهوری اسلامی کشته شده است. اگر کسی اطلاعات بیشتری دربارهی این جنایت دارد، میتواند با ما به اشتراک بگذارد. نباید اجازه دهیم که این جنایات فراموش شوند.
#الهه_سعیدی #سقز #فریدون_محمودی #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #نه_به_حکومت_بچه_کش #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
الهه سعیدی، نوجوانی که هنوز به ۱۴ سالگی نرسیده بود.
فرهاد محمودی، برادر جاویدنام فریدون محمودی از جانباختگان سقز، در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
الهه سعیدی؛ نوجوانی که در سقز به ضرب گلوله کشته شد
الهه سعیدی، نوجوانی که تنها چهار ماه تا تولد ۱۴سالگیاش باقی مانده بود، در تاریخ ۱۵ مهر ۱۴۰۱ در شهر سقز با گلوله جنگی جان باخت. بر اساس اطلاعات موجود، او مقابل یک رستوران هدف قرار گرفت و جان خود را از دست داد. متأسفانه اطلاعات زیادی دربارهی او در دسترس نیست، اما یکی از بستگان نزدیکش تأیید کرده که او به دست نیروهای جمهوری اسلامی کشته شده است. اگر کسی اطلاعات بیشتری دربارهی این جنایت دارد، میتواند با ما به اشتراک بگذارد. نباید اجازه دهیم که این جنایات فراموش شوند.
#الهه_سعیدی #سقز #فریدون_محمودی #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی #دادخواهی #نه_به_حکومت_بچه_کش #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شانزدهم فروردین ماه، زادروز جاویدنام آرام حبیبی بود. خانوادههای دادخواه سنندج در کنار مادرش بر سر مزار او تولدش را گرامی داشتند.
آرام حبیبی در ۱۶ فروردین ۱۳۷۴ در محله جورآباد سنندج چشم به جهان گشود.
او عاشق خانواده و دوستانش بود؛ در شادیها و غمها همدل مردم بود و همواره در مراسمهای دوستان و آشنایان مشارکت میکرد.
در سال ۱۳۹۲ وارد دانشگاه شد و تحصیل در رشته معماری را آغاز کرد. پس از گذراندن دوره کاردانی، به دلیل بیعدالتیهای موجود در بازار کار کردستان – جایی که پروژههای ساختمانی تنها به غیر بومیها داده میشد – ناچار شد دانشگاه را نیمهتمام رها کند. با این حال، فعالیت خود را در زمینه ساخت سازههای فلزی آغاز کرد و با وجود سن کم، در کارش موفق و مستقل بود.
آرام دلباخته طبیعت و طبیعتگردی بود؛ در سفرهای خانوادگی همیشه مسئول آشپزی و چای بود. پسر کوچک خانواده بود و پس از درگذشت پدر، تکیهگاه مادر پیرش شد؛ مادری که با بیعدالتی، فرزندی را از دست داد که تمام دنیایش بود.
آرام در روز ۲۶ آبان ۱۴۰۱، در چهلم برادران جانباختهاش، برای دادخواهی به میدان رفت و توسط عوامل حکومت کشته شد.
او در روز جانباختن، با شکمی گرسنه از خانه بیرون رفت و به مادر چشمانتظارش قول داد که دو ساعت دیگر بازمیگردد؛ اما هیچگاه بازنگشت...
#آرام_حبیبی #سنندج #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آرام حبیبی در ۱۶ فروردین ۱۳۷۴ در محله جورآباد سنندج چشم به جهان گشود.
او عاشق خانواده و دوستانش بود؛ در شادیها و غمها همدل مردم بود و همواره در مراسمهای دوستان و آشنایان مشارکت میکرد.
در سال ۱۳۹۲ وارد دانشگاه شد و تحصیل در رشته معماری را آغاز کرد. پس از گذراندن دوره کاردانی، به دلیل بیعدالتیهای موجود در بازار کار کردستان – جایی که پروژههای ساختمانی تنها به غیر بومیها داده میشد – ناچار شد دانشگاه را نیمهتمام رها کند. با این حال، فعالیت خود را در زمینه ساخت سازههای فلزی آغاز کرد و با وجود سن کم، در کارش موفق و مستقل بود.
آرام دلباخته طبیعت و طبیعتگردی بود؛ در سفرهای خانوادگی همیشه مسئول آشپزی و چای بود. پسر کوچک خانواده بود و پس از درگذشت پدر، تکیهگاه مادر پیرش شد؛ مادری که با بیعدالتی، فرزندی را از دست داد که تمام دنیایش بود.
آرام در روز ۲۶ آبان ۱۴۰۱، در چهلم برادران جانباختهاش، برای دادخواهی به میدان رفت و توسط عوامل حکومت کشته شد.
او در روز جانباختن، با شکمی گرسنه از خانه بیرون رفت و به مادر چشمانتظارش قول داد که دو ساعت دیگر بازمیگردد؛ اما هیچگاه بازنگشت...
#آرام_حبیبی #سنندج #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech