This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شورش دفتر و کتاب: مرثیهای بر نظام آموزشی طبقاتی و فاسد
✍️کوکب بداغی پگاه -معلم ایذه
آنجا که قلم دیگر نمینویسد و واژهها از تکرار بیمعنا تهی میشوند، شورش آغاز میشود؛ شورشی از جنس پاره کردن،، خاک کردن کتابهایی که نه دانایی میسازند و نه افق میگشایند. آن روز که دانشآموزان، با دستان خود دفترهای زنگزده تعلیم را تکهتکه کردند، نه بیادبی کردند، نه بیاحترامی به علم؛ بلکه پرده از حقیقتی هولناک برداشتند: نظام آموزشی کشور، دیگر مُرده است و جنازهاش سالهاست بر دوش نسلها سنگینی میکند.
چه کسی میتواند آن تصویر را ببیند و منقلب نشود؟ کتابهایی که باید پنجرهای به جهان باز میکردند، به خاک افتادهاند و دانشآموز، که باید جوینده آگاهی باشد، امروز مجبور شده برای نفس کشیدن، به آتش زدن زنجیرهای کاغذی روی آورد. آیا این پیام کافی نیست؟ آیا نباید آن پارهپارهها را نه به چشم کفر به دانش، بلکه بهعنوان اعتراض به تحقیر فهم و فراموشی عدالت خواند؟
نظامی که یادگیری را به کالایی طبقاتی بدل کرده، فرزندان طبقات محروم را وادار کرده تا روی نیمکتهایی بنشینند که به جای علم، ایدئولوژی خشک و حافظهمحور تزریق میکند، دیر یا زود باید منتظر طغیان باشد.
در جهانی که عدالت آموزشی، حق پایهای انسان است، در ایران، آموزش به حراج گذاشته شده است؛ جایی که مدارسی با شهریههای چندصد میلیونی در کنار مدارس فرسوده بیمعلم، آینده را نه براساس استعداد، که با کارت بانکی تقسیم میکنند.
اقدام دانشآموزان در پاره کردن کتابها، یک کنش اجتماعی آگاهانه است؛ پاسخی طبیعی و البته شریف، به سیستمی که فهم را تحقیر، تفکر را سرکوب و خلاقیت را مجازات میکند. این کار، نه توهین به معلم است، نه نفی علم، بلکه فریادی از گلوگاه نسلی خسته، زیر پای نظامی فاسد و پوسیده است که سالهاست هیچکس جرات نکرده آن را به چالش بکشد.
و ما، نه تنها باید این خشم را بفهمیم، بلکه باید آن را ستایش کنیم. باید بایستیم و با صدای بلند بگوییم:
آفرین بر نسلی که فهمید کتابِ بیفکر، کتابِ تحمیلی، کتابِ طبقاتی، ابزار سلطه است، نه وسیله رهایی.
آفرین بر آنان که در سنین نوجوانی، چیزی را فهمیدند که بسیاری از سیاستگذارانِ پیر، هنوز درک نکردهاند:
علم، اگر در خدمت قدرت باشد، جهل است.
ـ برگرفته از اینستاگرام خانم بداغی
#نظام_آموزشی #کوکب_بداغی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️کوکب بداغی پگاه -معلم ایذه
آنجا که قلم دیگر نمینویسد و واژهها از تکرار بیمعنا تهی میشوند، شورش آغاز میشود؛ شورشی از جنس پاره کردن،، خاک کردن کتابهایی که نه دانایی میسازند و نه افق میگشایند. آن روز که دانشآموزان، با دستان خود دفترهای زنگزده تعلیم را تکهتکه کردند، نه بیادبی کردند، نه بیاحترامی به علم؛ بلکه پرده از حقیقتی هولناک برداشتند: نظام آموزشی کشور، دیگر مُرده است و جنازهاش سالهاست بر دوش نسلها سنگینی میکند.
چه کسی میتواند آن تصویر را ببیند و منقلب نشود؟ کتابهایی که باید پنجرهای به جهان باز میکردند، به خاک افتادهاند و دانشآموز، که باید جوینده آگاهی باشد، امروز مجبور شده برای نفس کشیدن، به آتش زدن زنجیرهای کاغذی روی آورد. آیا این پیام کافی نیست؟ آیا نباید آن پارهپارهها را نه به چشم کفر به دانش، بلکه بهعنوان اعتراض به تحقیر فهم و فراموشی عدالت خواند؟
نظامی که یادگیری را به کالایی طبقاتی بدل کرده، فرزندان طبقات محروم را وادار کرده تا روی نیمکتهایی بنشینند که به جای علم، ایدئولوژی خشک و حافظهمحور تزریق میکند، دیر یا زود باید منتظر طغیان باشد.
در جهانی که عدالت آموزشی، حق پایهای انسان است، در ایران، آموزش به حراج گذاشته شده است؛ جایی که مدارسی با شهریههای چندصد میلیونی در کنار مدارس فرسوده بیمعلم، آینده را نه براساس استعداد، که با کارت بانکی تقسیم میکنند.
اقدام دانشآموزان در پاره کردن کتابها، یک کنش اجتماعی آگاهانه است؛ پاسخی طبیعی و البته شریف، به سیستمی که فهم را تحقیر، تفکر را سرکوب و خلاقیت را مجازات میکند. این کار، نه توهین به معلم است، نه نفی علم، بلکه فریادی از گلوگاه نسلی خسته، زیر پای نظامی فاسد و پوسیده است که سالهاست هیچکس جرات نکرده آن را به چالش بکشد.
و ما، نه تنها باید این خشم را بفهمیم، بلکه باید آن را ستایش کنیم. باید بایستیم و با صدای بلند بگوییم:
آفرین بر نسلی که فهمید کتابِ بیفکر، کتابِ تحمیلی، کتابِ طبقاتی، ابزار سلطه است، نه وسیله رهایی.
آفرین بر آنان که در سنین نوجوانی، چیزی را فهمیدند که بسیاری از سیاستگذارانِ پیر، هنوز درک نکردهاند:
علم، اگر در خدمت قدرت باشد، جهل است.
ـ برگرفته از اینستاگرام خانم بداغی
#نظام_آموزشی #کوکب_بداغی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍35❤9
طبق ابلاغیهای که خانم کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال مدنی اهل ایذه، در اینستاگرام خود منتشر کرده است، برای رسیدگی به اتهامات ایشان وقت رسیدگی برای حدودا پنج ماه دیگر تعیین شده است.
در این ابلاغیه اتهامات ایشان به شرح زیر آمده است:
«نشر اکاذیب»، «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»، «عضویت در دسته یا جمعیت یا شعبه جمعیتهایی که در داخل کشور با هدف برهم زدن امنیت کشور تشکیل شده است» «اغوا یا تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم برضد امنیت داخلی / خارجی»
خانم بداغی در واکنش به این ابلاغیه و اتهامات صادره مطلبی به شرح زیر در صفحه اینستاگرام خود منتشر کردهاند:
«ای صاحبان قدرت و منصب،
آیا چون من لب به سخن گشودم، ملکتان بلرزه افتاد؟
من آنم که بر سفرهی مردم نشستهام، نه بر تختِ زر.
من نه از بهر غوغا برخاستم، که از برای روشنگری.
نه شمشیر کشیدم، نه آتشی افروختم؛
جز قلم چه در دست من دیدید که اینگونه بر من تاختید؟
گفتید که علیه امنیت نوشت،
اگر نوشتن، زلزله در امنیت میاندازد، وای بر آن امنیت!
اگر نقد، تیشه بر ریشهتان میزند، ریشهها را دریابید، نه تیشه را.
من با خِرد برخاستم، نه با خنجر؛
با مردم ایستادم، نه با مزدوران.
و بدانید،
حقیقت را اگر هزار بار هم به بند کشید،
دوباره از دل خاک سر خواهد زد،
چونان بذر نور در زمین شب.
ما فرزندان خیابانیم، نه شاگردان سکوت!
شما ما را متهم میکنید؟
به چه؟
به اینکه فریاد شدیم وقتی همه نجوا بودند؟
اگر حقیقت گفتن، جرم است،
اگر مردم را آگاه کردن وکنار آنها بودن ، فتنه است،
اگر افشای دروغ، تبلیغ علیه نظام است،
پس آری! ما مجرمیم
ما وارثان خونهایی هستیم که روزی فریاد زدند «آزادی»
و امروز، همان واژه، در گلوی ما خفه میشود.
مرا متهم کردهاید به واژه، به حقیقت، به پرسش!
گفتهاید که با واژهها امنیتتان لرزید؛ اگر چنین است، پس بدانید آنچه شما امنیت مینامید، من آن را سکوت قبرستان میدانم.
شما از من میخواهید که در برابر دروغ، سر خم کنم؛ اما من فرزند این خاکم،فرزند ایذه ،
نه زادهی ترس. مرا با زنجیر نمیتوان خاموش کرد. مرا به تهمت نمیتوان شکست.
شما از امنیت سخن میگویید؛ اما امنیت، نه با سانسور بهدست میآید، نه با تهدید، نه با زندان. امنیت را عدالت میسازد، نه ارعاب.
شما گفتید من اغوا میکنم؟ نه آقایان! من بیدار میکنم. من فریاد خوابرفتگانی هستم که چشم بر حقیقت بستهاند. اگر پرسیدن، جرم است، پس تاریخ را محاکمه کنید، اگر نوشتن، خیانت است، قلم را از دست همهی پیامبران بگیرید.
من متهمم؟ بله، متهم به ایستادن! به نگفتنِ دروغ! به نفروختنِ شرافت در بازار مصلحت! من متهمم به دفاع از مردمی که صدا ندارند، نان ندارند، و حقِ فریاد هم از آنان گرفته شده.
من از سلالهی سکوتگران نیستم. من از تبار آنانم که پیشانیشان زخمی است از سجده بر خاک حقیقت.
شما اگر از صدای من میهراسید، این لرزش از دیوار صدای من نیست، از سستی ستونهای شماست.
حاضرم، اما نه برای دفاع از خود؛ برای افشای آنچه پنهان کردهاید.
اگر قرار است محاکمهای در کار باشد، بگذارید حقیقت بر مسند قضاوت بنشیند.
و اگر سزای بیدار کردن مردم، زنجیر است، پس این افتخار از آنِ من.»
#کوکب_بداغی #کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #معلم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در این ابلاغیه اتهامات ایشان به شرح زیر آمده است:
«نشر اکاذیب»، «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»، «عضویت در دسته یا جمعیت یا شعبه جمعیتهایی که در داخل کشور با هدف برهم زدن امنیت کشور تشکیل شده است» «اغوا یا تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور» و «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم برضد امنیت داخلی / خارجی»
خانم بداغی در واکنش به این ابلاغیه و اتهامات صادره مطلبی به شرح زیر در صفحه اینستاگرام خود منتشر کردهاند:
«ای صاحبان قدرت و منصب،
آیا چون من لب به سخن گشودم، ملکتان بلرزه افتاد؟
من آنم که بر سفرهی مردم نشستهام، نه بر تختِ زر.
من نه از بهر غوغا برخاستم، که از برای روشنگری.
نه شمشیر کشیدم، نه آتشی افروختم؛
جز قلم چه در دست من دیدید که اینگونه بر من تاختید؟
گفتید که علیه امنیت نوشت،
اگر نوشتن، زلزله در امنیت میاندازد، وای بر آن امنیت!
اگر نقد، تیشه بر ریشهتان میزند، ریشهها را دریابید، نه تیشه را.
من با خِرد برخاستم، نه با خنجر؛
با مردم ایستادم، نه با مزدوران.
و بدانید،
حقیقت را اگر هزار بار هم به بند کشید،
دوباره از دل خاک سر خواهد زد،
چونان بذر نور در زمین شب.
ما فرزندان خیابانیم، نه شاگردان سکوت!
شما ما را متهم میکنید؟
به چه؟
به اینکه فریاد شدیم وقتی همه نجوا بودند؟
اگر حقیقت گفتن، جرم است،
اگر مردم را آگاه کردن وکنار آنها بودن ، فتنه است،
اگر افشای دروغ، تبلیغ علیه نظام است،
پس آری! ما مجرمیم
ما وارثان خونهایی هستیم که روزی فریاد زدند «آزادی»
و امروز، همان واژه، در گلوی ما خفه میشود.
مرا متهم کردهاید به واژه، به حقیقت، به پرسش!
گفتهاید که با واژهها امنیتتان لرزید؛ اگر چنین است، پس بدانید آنچه شما امنیت مینامید، من آن را سکوت قبرستان میدانم.
شما از من میخواهید که در برابر دروغ، سر خم کنم؛ اما من فرزند این خاکم،فرزند ایذه ،
نه زادهی ترس. مرا با زنجیر نمیتوان خاموش کرد. مرا به تهمت نمیتوان شکست.
شما از امنیت سخن میگویید؛ اما امنیت، نه با سانسور بهدست میآید، نه با تهدید، نه با زندان. امنیت را عدالت میسازد، نه ارعاب.
شما گفتید من اغوا میکنم؟ نه آقایان! من بیدار میکنم. من فریاد خوابرفتگانی هستم که چشم بر حقیقت بستهاند. اگر پرسیدن، جرم است، پس تاریخ را محاکمه کنید، اگر نوشتن، خیانت است، قلم را از دست همهی پیامبران بگیرید.
من متهمم؟ بله، متهم به ایستادن! به نگفتنِ دروغ! به نفروختنِ شرافت در بازار مصلحت! من متهمم به دفاع از مردمی که صدا ندارند، نان ندارند، و حقِ فریاد هم از آنان گرفته شده.
من از سلالهی سکوتگران نیستم. من از تبار آنانم که پیشانیشان زخمی است از سجده بر خاک حقیقت.
شما اگر از صدای من میهراسید، این لرزش از دیوار صدای من نیست، از سستی ستونهای شماست.
حاضرم، اما نه برای دفاع از خود؛ برای افشای آنچه پنهان کردهاید.
اگر قرار است محاکمهای در کار باشد، بگذارید حقیقت بر مسند قضاوت بنشیند.
و اگر سزای بیدار کردن مردم، زنجیر است، پس این افتخار از آنِ من.»
#کوکب_بداغی #کوکب_بداغی_پگاه #ایذه #معلم #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👌41💔9❤8🕊3
برای دکتر حسن باقرینیا؛
نام تو روشنی است، در سرزمینی که کلمات را در قفس میاندازند.
دکتر باقرینیا را به جرم روشنگری به بند کشیدهاند. او نه سلاحی بر دوش داشت، نه بانگی جز صدای راستی در گلویش. تنها سلاحش اندیشه بود و تنها گناهش این است که مسیرش، آگاهیست.
وکیلآباد (زندان وکیلآباد مشهد) اکنون نامی نیست؛ نشانیست از رنج، از دردی که بر تن انسانهای آزادیخواه آوار شده و از صبری که، چون کوه، زیر بار ظلم نمیکشند: فاطمه سپهری، دکتر باقرینیا، عباس واحدیان شاهرودی، فرزانه قرهحسنلو، محمد حسین سپهری، جواد لعلمحمدی و هاشم خواستار.
اما ما خاموش نمیمانیم. نام او را با افتخار میگوییم، نه با زمزمه، با صدایی بلند:
دکتر باقرینیا!
ای که حقیقت را آسان نفروختی، به قامتت درود میفرستم. تو را به بند کشیدند، لیک راهت، آزادتر از همیشه، در دلها جاریست. زندانی که اندیشه را در خود جای دهد، هرگز فاتح نیست. و آنانی که از گفتوگو هراس دارند، بدون شک به پرتگاه سقوط میکنند.
این خاک افرادی چون تو را کم ندارد، اما همیشه نیاز دارد به کسی که، به وقت سکوت، بایستد.
تو ایستادی و ما پشت تو ایستادهایم.
کوکب بداغی – پگاه، معلم ایذه
ـ لازم به ذکر است، دکتر حسن باقرینیا در تاریخ ۲۸ خردادماه در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش در مشهد بازداشت شد. همسر او، فاطمه نورادی، نیز در همان زمان بازداشت و یک روز بعد آزاد شد.
سه اتهام زیر به دکتر باقرینیا تفهیم شده است:
ـ «فعالیت تبلیغی علیه نظام و فعالیت تبلیغی در حمایت از رژیم منحوس»
ـ «توهین به رهبر»
ـ «تشویش اذهان عمومی و تحریک افراد به اغتشاش علیه جمهوری اسلامی»
او تا کنون سه تماس کوتاه با خانواده داشته و گفته که نمیتواند بگوید که کجا است. به نظر میرسد او همچنان در بازداشتگاه نهاد امنیتی در حال بازجویی شدن است، هرچند در ابتدای بازداشت به قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد منتقل شده بود.
پیشتر دکتر باقرینیا به دلیل فعالیتهای انتقادی خود، مجموعاً به ده سال و نه ماه حبس محکوم شده بود که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، شش سال آن قابل اجرا است. از این مدت، پنج سال حبس بهصورت تعلیقی صادر شده که در صورت تشخیص ارتکاب مجدد جرم از سوی حکومت، اجرا خواهد شد. همچنین او به دو سال محرومیت از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و دو سال ممنوعالخروجی محکوم شده بود.
دکتر باقرینیا پیشتر نیز به دلیل حمایت از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ممنوعالتدریس شده بود.
#حسن_باقری_نیا #کوکب_بداغی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نام تو روشنی است، در سرزمینی که کلمات را در قفس میاندازند.
دکتر باقرینیا را به جرم روشنگری به بند کشیدهاند. او نه سلاحی بر دوش داشت، نه بانگی جز صدای راستی در گلویش. تنها سلاحش اندیشه بود و تنها گناهش این است که مسیرش، آگاهیست.
وکیلآباد (زندان وکیلآباد مشهد) اکنون نامی نیست؛ نشانیست از رنج، از دردی که بر تن انسانهای آزادیخواه آوار شده و از صبری که، چون کوه، زیر بار ظلم نمیکشند: فاطمه سپهری، دکتر باقرینیا، عباس واحدیان شاهرودی، فرزانه قرهحسنلو، محمد حسین سپهری، جواد لعلمحمدی و هاشم خواستار.
اما ما خاموش نمیمانیم. نام او را با افتخار میگوییم، نه با زمزمه، با صدایی بلند:
دکتر باقرینیا!
ای که حقیقت را آسان نفروختی، به قامتت درود میفرستم. تو را به بند کشیدند، لیک راهت، آزادتر از همیشه، در دلها جاریست. زندانی که اندیشه را در خود جای دهد، هرگز فاتح نیست. و آنانی که از گفتوگو هراس دارند، بدون شک به پرتگاه سقوط میکنند.
این خاک افرادی چون تو را کم ندارد، اما همیشه نیاز دارد به کسی که، به وقت سکوت، بایستد.
تو ایستادی و ما پشت تو ایستادهایم.
کوکب بداغی – پگاه، معلم ایذه
ـ لازم به ذکر است، دکتر حسن باقرینیا در تاریخ ۲۸ خردادماه در پی یورش مأموران امنیتی به منزلش در مشهد بازداشت شد. همسر او، فاطمه نورادی، نیز در همان زمان بازداشت و یک روز بعد آزاد شد.
سه اتهام زیر به دکتر باقرینیا تفهیم شده است:
ـ «فعالیت تبلیغی علیه نظام و فعالیت تبلیغی در حمایت از رژیم منحوس»
ـ «توهین به رهبر»
ـ «تشویش اذهان عمومی و تحریک افراد به اغتشاش علیه جمهوری اسلامی»
او تا کنون سه تماس کوتاه با خانواده داشته و گفته که نمیتواند بگوید که کجا است. به نظر میرسد او همچنان در بازداشتگاه نهاد امنیتی در حال بازجویی شدن است، هرچند در ابتدای بازداشت به قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد منتقل شده بود.
پیشتر دکتر باقرینیا به دلیل فعالیتهای انتقادی خود، مجموعاً به ده سال و نه ماه حبس محکوم شده بود که طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، شش سال آن قابل اجرا است. از این مدت، پنج سال حبس بهصورت تعلیقی صادر شده که در صورت تشخیص ارتکاب مجدد جرم از سوی حکومت، اجرا خواهد شد. همچنین او به دو سال محرومیت از تدریس در دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و دو سال ممنوعالخروجی محکوم شده بود.
دکتر باقرینیا پیشتر نیز به دلیل حمایت از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ممنوعالتدریس شده بود.
#حسن_باقری_نیا #کوکب_بداغی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤40🕊9👎2👌1
کوکب بداغی، از فعالان مدنی در ایذه، در یادداشتی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد، از عدم توجه رسانهها به معلمان ایدهای که احکام سنگینی دریافت کردهاند، انتقاد کرد و این موضوع را مربوط به موضع رادیکال معلمان خوزستانی دانست و بیان کرد که رسانههایی (داخلی) این معلمان را بایکوت کردهاند.
متن این نوشته به شرح زیر است:
«حقیقت دفنشده در غبار قدرت
🖊️ کوکب بداغی پگاه، معلم #ایذه
در این سرزمین، گنجشک را رنگ میکنند و به جای قناری قالب میکنند. #دروغ را زینت میدهند و به نام #حقیقت میفروشند. عدالت را پشت ویترین میگذارند، اما در عمل، فقط برای اهل #رابطه و #رفاقت است، نه برای کسانی که بهای ایستادگیشان را با حبس، تبعید و بایکوت پرداخت کردهاند.
در همین خاک، چهار معلم #خوزستانی با مجموع ۲۴ سال حبس، بهای صدای رسا و #بیمصلحتشان را پرداختهاند؛ صدایی که نه برای امتیاز بود، نه برای سهمخواهی. آنها نهتنها تسلیم نشدند، بلکه پرده از چهرهی سیستمی برداشتند که عدالت را ابزاری میبیند برای حفظ سلطه، نه برای احقاق حق. و دیگر فعالان خوزستانی نیز زیر تیغ پروندههای باز، روز به روز بیشتر تحت فشارند، بیآنکه هشتگی بدرقهشان کند یا طوماری برایشان امضا شود.
اما آنسوتر، بعضی از رفقای محفلی، با یک احضار ساده، موج هشتگسازی به راه میاندازند، بیانیه پشت بیانیه. تفاوت در چیست؟ صداقت آنها خطرناک بود، چون قرار نبود ساکت بمانند، چون آمده بودند برای مبارزه با ظلم، نه بزک کردن سیستم پوسیدهای که تنها تظاهر به عدالت دارد.
در این میدان، مبارزه با ظلم مترادف شده با #مجازات، با #حذف، با #سکوت_تحمیلی. و بدتر آنکه همصنفان، همقطاران، کسانی که باید صدای دادخواهی باشند، خود شریک بایکوت شدهاند. نهتنها سکوت کردهاند، بلکه با بزک چهرهی قلابی #عدالت، به پنهانکاری کمک کردهاند.
ما در پی اصلاح نیستیم. ما این سیستم را قبول نداریم. ما ایستادهایم نه برای تغییر رنگ چهرهی ظلم، بلکه برای برچیدن بنیان آن. آنچه ما را در حاشیه نگه داشته، ترس آنان از صداییست که به هیچ قیمتی، فروخته نمیشود. ما گنجشک رنگشده نیستیم. ما همان قناریهای در بندیم که آوازمان، خواب اهل قدرت را آشفته کرده است.
و بدانند:
با بایکوت، با حذف رسانهای، نمیتوان حقیقت را خاموش کرد.
حقیقت شاید به خاک سپرده شود، اما هرگز نمیپوسد.»
لازم به ذکر است، چهار معلم و فعال صنفی ایذهای، شامل کوکب بداغی پگاه، پیروز نامی، علی کروشات و سیامک صادقی چهرازی به اتهامهای واهی به مجموع ۲۴ سال زندان محکوم شدهاند.
#ایذه #کوکب_بداغی
@Tavaana_TavaanaTech
متن این نوشته به شرح زیر است:
«حقیقت دفنشده در غبار قدرت
🖊️ کوکب بداغی پگاه، معلم #ایذه
در این سرزمین، گنجشک را رنگ میکنند و به جای قناری قالب میکنند. #دروغ را زینت میدهند و به نام #حقیقت میفروشند. عدالت را پشت ویترین میگذارند، اما در عمل، فقط برای اهل #رابطه و #رفاقت است، نه برای کسانی که بهای ایستادگیشان را با حبس، تبعید و بایکوت پرداخت کردهاند.
در همین خاک، چهار معلم #خوزستانی با مجموع ۲۴ سال حبس، بهای صدای رسا و #بیمصلحتشان را پرداختهاند؛ صدایی که نه برای امتیاز بود، نه برای سهمخواهی. آنها نهتنها تسلیم نشدند، بلکه پرده از چهرهی سیستمی برداشتند که عدالت را ابزاری میبیند برای حفظ سلطه، نه برای احقاق حق. و دیگر فعالان خوزستانی نیز زیر تیغ پروندههای باز، روز به روز بیشتر تحت فشارند، بیآنکه هشتگی بدرقهشان کند یا طوماری برایشان امضا شود.
اما آنسوتر، بعضی از رفقای محفلی، با یک احضار ساده، موج هشتگسازی به راه میاندازند، بیانیه پشت بیانیه. تفاوت در چیست؟ صداقت آنها خطرناک بود، چون قرار نبود ساکت بمانند، چون آمده بودند برای مبارزه با ظلم، نه بزک کردن سیستم پوسیدهای که تنها تظاهر به عدالت دارد.
در این میدان، مبارزه با ظلم مترادف شده با #مجازات، با #حذف، با #سکوت_تحمیلی. و بدتر آنکه همصنفان، همقطاران، کسانی که باید صدای دادخواهی باشند، خود شریک بایکوت شدهاند. نهتنها سکوت کردهاند، بلکه با بزک چهرهی قلابی #عدالت، به پنهانکاری کمک کردهاند.
ما در پی اصلاح نیستیم. ما این سیستم را قبول نداریم. ما ایستادهایم نه برای تغییر رنگ چهرهی ظلم، بلکه برای برچیدن بنیان آن. آنچه ما را در حاشیه نگه داشته، ترس آنان از صداییست که به هیچ قیمتی، فروخته نمیشود. ما گنجشک رنگشده نیستیم. ما همان قناریهای در بندیم که آوازمان، خواب اهل قدرت را آشفته کرده است.
و بدانند:
با بایکوت، با حذف رسانهای، نمیتوان حقیقت را خاموش کرد.
حقیقت شاید به خاک سپرده شود، اما هرگز نمیپوسد.»
لازم به ذکر است، چهار معلم و فعال صنفی ایذهای، شامل کوکب بداغی پگاه، پیروز نامی، علی کروشات و سیامک صادقی چهرازی به اتهامهای واهی به مجموع ۲۴ سال زندان محکوم شدهاند.
#ایذه #کوکب_بداغی
@Tavaana_TavaanaTech
👍40❤5🕊1
هجوم وحشیانه ماموران امنیتی به منزل کوکب بداغی، فعال صنفی معلمان، در شهرستان ایذه و ضرب و شتم او مقابل دیدگان فرزندش
فواد چوبین، از بازداشتشدگان ایذه در سال ۱۴۰۱ و دایی جاویدنام آرتین رحمانی، در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد:
«امروز، ۲۱ مهر، حوالی ساعت ۳ بعدازظهر، ۹ مأمور لباسشخصی به منزل شخصی کوکب بداغی معلم و فعال صنفی در ایذه حمله کردند. مأموران در مقابل کودک خردسالش، او و همسرش را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادند و تلفنهای همراهشان را نیز با خود بردند. حال جسمی هر دو بسیار وخیم است.»
ـ کوکب بداغی دبیر ورزش است. او اخیرا توسط هیات تخلفات اداری به چهار ماه انفصال از خدمت محکوم شد و عملا برای یک سال امکان کار و تدریس را از دست داد.
او در واکنش به این حکم نوشته بود:
«خدمتگزارِهیچ نهادی نیستیم، پرورشدهندگانِ نسلِ آزادهای هستیم که برای سرفرازیِ میهن میکوشند. داورانِ ناعادل سوتهایشان را برای خاموشیِ ما میزنند
اما غافل از آن که هر سوتِ آنان، فریادِ ما را رساتر میکند.
و من، کوکب بداغی پگاه در زمین زندگی ایستادهام
برای پاسداری از شرافتی که نسلبهنسل به ما سپرده شده است.
داوریِ نهایی با مردم است و مردم کارت قرمز خود را روزی به دستان تاریخ خواهند سپرد »
لازم به ذکر است، بر اساس شکایت سپاه پاسداران و با رای دادگاه انقلاب اهواز، چهار نفر از معلمان خوزستانی، خانم کوکب بداغی پگاه و آقایان پیروز نامی، علی کروشات، و سیامک صادقی چهرازی به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام" به یک سال و به اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور" به پنج سال حبس تعزیری محکوم شدهاند. در مجموع، برای این چهار فعال صنفی ۲۴ سال زندان تعیین شده است.
خانم کوکب بداغی، از جمله فعالان مدنی و صنفی ایذه است که همواره برای مطالبات به حق معلمان ایستادگی کرده است.
#کوکب_بداغی
#ایذه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
فواد چوبین، از بازداشتشدگان ایذه در سال ۱۴۰۱ و دایی جاویدنام آرتین رحمانی، در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد:
«امروز، ۲۱ مهر، حوالی ساعت ۳ بعدازظهر، ۹ مأمور لباسشخصی به منزل شخصی کوکب بداغی معلم و فعال صنفی در ایذه حمله کردند. مأموران در مقابل کودک خردسالش، او و همسرش را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادند و تلفنهای همراهشان را نیز با خود بردند. حال جسمی هر دو بسیار وخیم است.»
ـ کوکب بداغی دبیر ورزش است. او اخیرا توسط هیات تخلفات اداری به چهار ماه انفصال از خدمت محکوم شد و عملا برای یک سال امکان کار و تدریس را از دست داد.
او در واکنش به این حکم نوشته بود:
«خدمتگزارِهیچ نهادی نیستیم، پرورشدهندگانِ نسلِ آزادهای هستیم که برای سرفرازیِ میهن میکوشند. داورانِ ناعادل سوتهایشان را برای خاموشیِ ما میزنند
اما غافل از آن که هر سوتِ آنان، فریادِ ما را رساتر میکند.
و من، کوکب بداغی پگاه در زمین زندگی ایستادهام
برای پاسداری از شرافتی که نسلبهنسل به ما سپرده شده است.
داوریِ نهایی با مردم است و مردم کارت قرمز خود را روزی به دستان تاریخ خواهند سپرد »
لازم به ذکر است، بر اساس شکایت سپاه پاسداران و با رای دادگاه انقلاب اهواز، چهار نفر از معلمان خوزستانی، خانم کوکب بداغی پگاه و آقایان پیروز نامی، علی کروشات، و سیامک صادقی چهرازی به اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام" به یک سال و به اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور" به پنج سال حبس تعزیری محکوم شدهاند. در مجموع، برای این چهار فعال صنفی ۲۴ سال زندان تعیین شده است.
خانم کوکب بداغی، از جمله فعالان مدنی و صنفی ایذه است که همواره برای مطالبات به حق معلمان ایستادگی کرده است.
#کوکب_بداغی
#ایذه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40❤4👎1
کوکب بداغی فعال صنفی معلمان از خوزستان به دادگاه انقلاب شهرستان ایذه احضار شد.
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، این فعال صنفی معلمان و عضو کانون صنفی معلمان خوزستان باید ظرف پنج روز آینده به دادگاه انقلاب شهرستان ایذه مراجعه کند.
در احضاریه ارسال شده، اتهام این فعال صنفی معلمان، تبلیغ علیه نظام درج شده است و نوشته شده که داشتن کارت ملی الزامی است. احضاریه برای وکیل ایشان ارسال نشده است و در احضاریه نوشته نشده که وکیل میتواند همراه ایشان باشد. گفته میشود این بدان معناست که ایشان از حق داشتن وکیل در این جلسه محروم است!
اخیرا خانم بداغی همراه سه فعال صنفی دیگر خوزستان در دادگاه تجدیدنظر از کلیه اتهامات انتسابی تبرئه شده بودند و حکم سنگینی که علیه ایشان صادر شده بود، ملغی شده است. ولی حالا به فاصله چند هفته دوباره درگیر یک پرونده دیگر شدهاند در حالی که فعالیت خاصی انجام ندادهاند.
نهادهای امنیتی با پروندهسازی مکرر علیه فعالان مدنی، آنها و خانوادهشان را تحت آزار روانی و استرس قرار میدهد تا صدایشان را خاموش کند.
#ایذه #کوکب_بداغی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
کوکب بداغی فعال صنفی معلمان از خوزستان به دادگاه انقلاب شهرستان ایذه احضار شد.
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، این فعال صنفی معلمان و عضو کانون صنفی معلمان خوزستان باید ظرف پنج روز آینده به دادگاه انقلاب شهرستان ایذه مراجعه کند.
در احضاریه ارسال شده، اتهام این فعال صنفی معلمان، تبلیغ علیه نظام درج شده است و نوشته شده که داشتن کارت ملی الزامی است. احضاریه برای وکیل ایشان ارسال نشده است و در احضاریه نوشته نشده که وکیل میتواند همراه ایشان باشد. گفته میشود این بدان معناست که ایشان از حق داشتن وکیل در این جلسه محروم است!
اخیرا خانم بداغی همراه سه فعال صنفی دیگر خوزستان در دادگاه تجدیدنظر از کلیه اتهامات انتسابی تبرئه شده بودند و حکم سنگینی که علیه ایشان صادر شده بود، ملغی شده است. ولی حالا به فاصله چند هفته دوباره درگیر یک پرونده دیگر شدهاند در حالی که فعالیت خاصی انجام ندادهاند.
نهادهای امنیتی با پروندهسازی مکرر علیه فعالان مدنی، آنها و خانوادهشان را تحت آزار روانی و استرس قرار میدهد تا صدایشان را خاموش کند.
#ایذه #کوکب_بداغی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤21🕊9💔1
نگرانی جدی درباره ناپدید شدن کوکب بداغی پس از مراجعه به اداره اطلاعات ایذه
بر اساس گزارشهای موثق، کوکب بداغی، فعال صنفی، پس از مراجعه به اداره اطلاعات ایذه برای ارائه توضیحات درباره پروندهای با اتهام «تبلیغ علیه نظام»، ناپدید شده و تاکنون هیچ اطلاع رسمی از وضعیت، محل نگهداری یا سلامت او در دسترس نیست.
طبق اعلام خانواده، بامداد روز سهشنبه ۷ بهمن، ساعت ۵ صبح، افرادی که خود را وابسته به اطلاعات سپاه معرفی کرده بودند، با صورتهای پوشیده با ماسک بدون ارائه کارت شناسایی و از طریق ورود غیرقانونی از دیوار، وارد منزل این خانواده شده و تلفن همراه، لپتاپ، شناسنامه و سایر مدارک شخصی را ضبط کردهاند.
همچنین به کوکب بداغی اعلام شده بود که ساعت ۸ صبح همان روز برای پیگیری پرونده خود به اداره اطلاعات مراجعه کند. او پیشتر نیز در دو نوبت مشابه برای ارائه توضیحات درباره فعالیتهای صنفیاش در این نهاد حضور یافته بود، اما پس از آخرین مراجعه، دیگر به منزل بازنگشته است.
در پی ادامه بیخبری از سرنوشت او، همسر کوکب بداغی با مراجعه به مراجع قضایی، به طور رسمی شکایت اعلام مفقودی ثبت کرده است.
کوکب بداغی، مادر یک کودک خردسال است که در دفعات پیشین بازداشت مادرش یا هجوم به خانهشان از نظر روحی آسیب دیده است.
حالا خانم بداغیرمفقود شده و هیچ نهادی بازداشت ایشان را تقبل نمیکند.
#کوکب_بداغی #ایذه
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای موثق، کوکب بداغی، فعال صنفی، پس از مراجعه به اداره اطلاعات ایذه برای ارائه توضیحات درباره پروندهای با اتهام «تبلیغ علیه نظام»، ناپدید شده و تاکنون هیچ اطلاع رسمی از وضعیت، محل نگهداری یا سلامت او در دسترس نیست.
طبق اعلام خانواده، بامداد روز سهشنبه ۷ بهمن، ساعت ۵ صبح، افرادی که خود را وابسته به اطلاعات سپاه معرفی کرده بودند، با صورتهای پوشیده با ماسک بدون ارائه کارت شناسایی و از طریق ورود غیرقانونی از دیوار، وارد منزل این خانواده شده و تلفن همراه، لپتاپ، شناسنامه و سایر مدارک شخصی را ضبط کردهاند.
همچنین به کوکب بداغی اعلام شده بود که ساعت ۸ صبح همان روز برای پیگیری پرونده خود به اداره اطلاعات مراجعه کند. او پیشتر نیز در دو نوبت مشابه برای ارائه توضیحات درباره فعالیتهای صنفیاش در این نهاد حضور یافته بود، اما پس از آخرین مراجعه، دیگر به منزل بازنگشته است.
در پی ادامه بیخبری از سرنوشت او، همسر کوکب بداغی با مراجعه به مراجع قضایی، به طور رسمی شکایت اعلام مفقودی ثبت کرده است.
کوکب بداغی، مادر یک کودک خردسال است که در دفعات پیشین بازداشت مادرش یا هجوم به خانهشان از نظر روحی آسیب دیده است.
حالا خانم بداغیرمفقود شده و هیچ نهادی بازداشت ایشان را تقبل نمیکند.
#کوکب_بداغی #ایذه
@Tavaana_TavaanaTech
❤20💔11🕊6