Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امیر الوندیمهر جوانی ۲۶ ساله بود که در روز ۲۶ آبانماه ۹۸ در شیراز با شلیک مستقیم گلوله توسط نیروهای امنیتی جان باخت.
مادر دادخواه امیر الوندیمهر ضمن انتشار این ویدئو در اینستاگرام خود نوشت:
«آبان تمام نشده است.
آبان در قلب ما جاریست؛
در خاطرات، در درد مشترک، و در حقیقتی که خاموش نمیشود.»
دادخواهی نقطه اتصال و پیوند دهنده انسانهای بیشماری در جامعه ایران شده است، افرادی که مورد ستم حکومت واقع شده و از جور ظالمان آسیب دیدهاند. جنبش دادخواهی نیروی پیشران حرکت مردم ایران به سوی آزادی شده است.
صفحه این مادر دادخواه در اینستاگرام
madare.amiram
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #آبان_خونین
@Tavaana_TavaanaTech
مادر دادخواه امیر الوندیمهر ضمن انتشار این ویدئو در اینستاگرام خود نوشت:
«آبان تمام نشده است.
آبان در قلب ما جاریست؛
در خاطرات، در درد مشترک، و در حقیقتی که خاموش نمیشود.»
دادخواهی نقطه اتصال و پیوند دهنده انسانهای بیشماری در جامعه ایران شده است، افرادی که مورد ستم حکومت واقع شده و از جور ظالمان آسیب دیدهاند. جنبش دادخواهی نیروی پیشران حرکت مردم ایران به سوی آزادی شده است.
صفحه این مادر دادخواه در اینستاگرام
madare.amiram
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی #آبان_خونین
@Tavaana_TavaanaTech
💔36
«ساعت حدودا ده صبح بود. دفتر موسسه حقوقی را در شهر زیبا تعطیل کردم. برف سنگینی باریده بود. تردد تقریبا مشکل بود. خود را به خیابان کاشانی رساندم. خیابان از ماشینهای پارکشده و جمعیت موج میزد. تعدادی از جوانان با روشنکردن آتش، شعار «مرگ بردیکتاتور» سر میدادند. بهیکباره هیجان بر وجودم مستولی شد، وسط جمعیت پریدم و یک عمر عقده انباشتهشده را آزاد کردم و با صدای رعدآسایی فریاد «مرگ بر دیکتاتور» سر دادم. جوانها اولش جا خوردند، بعدش که فریادهای وحشتناک مرا بهخوبی شنیدند، بهناگهان همنوایی شروع شد. تعدادی از گاردیهای یگان ویژه، که در فاصله چندین متری، آرایش دفاعی گرفته بودند و قصد یورش را داشتند با شنیدن فریادهای جوانان که با حرکتهای غیرعادی من به وجد آمده و از ته دل فریاد میکشیدند، صحنه را به آهستگی ترک کردند و من تقریبا تا فلکه دوم صادقیه پرچمدار جمعیت بودم. هنوز که هنوز است، با یادآوری آن خاطره بر خود میبالم.
به یاد دلاوریها و رشادت جوانان ایرانی در آبان ۹۸.»
ـ متن بالا یکی از دهها روایتی است که از مخاطبان توانا دریافت کردهایم. هنوز آبان ۹۸ ناگفتههای بسیاری دارد. صحنه های بسیاری جنایتهای حکومت و رشادت و شهامت مردم هنوز ثبت و مستند نشده است.
شما هم اگر خاطرهای از آبان ۹۸ دارید با ما در میان بگذارید.
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #از_آبان_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«ساعت حدودا ده صبح بود. دفتر موسسه حقوقی را در شهر زیبا تعطیل کردم. برف سنگینی باریده بود. تردد تقریبا مشکل بود. خود را به خیابان کاشانی رساندم. خیابان از ماشینهای پارکشده و جمعیت موج میزد. تعدادی از جوانان با روشنکردن آتش، شعار «مرگ بردیکتاتور» سر میدادند. بهیکباره هیجان بر وجودم مستولی شد، وسط جمعیت پریدم و یک عمر عقده انباشتهشده را آزاد کردم و با صدای رعدآسایی فریاد «مرگ بر دیکتاتور» سر دادم. جوانها اولش جا خوردند، بعدش که فریادهای وحشتناک مرا بهخوبی شنیدند، بهناگهان همنوایی شروع شد. تعدادی از گاردیهای یگان ویژه، که در فاصله چندین متری، آرایش دفاعی گرفته بودند و قصد یورش را داشتند با شنیدن فریادهای جوانان که با حرکتهای غیرعادی من به وجد آمده و از ته دل فریاد میکشیدند، صحنه را به آهستگی ترک کردند و من تقریبا تا فلکه دوم صادقیه پرچمدار جمعیت بودم. هنوز که هنوز است، با یادآوری آن خاطره بر خود میبالم.
به یاد دلاوریها و رشادت جوانان ایرانی در آبان ۹۸.»
ـ متن بالا یکی از دهها روایتی است که از مخاطبان توانا دریافت کردهایم. هنوز آبان ۹۸ ناگفتههای بسیاری دارد. صحنه های بسیاری جنایتهای حکومت و رشادت و شهامت مردم هنوز ثبت و مستند نشده است.
شما هم اگر خاطرهای از آبان ۹۸ دارید با ما در میان بگذارید.
#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #از_آبان_بگو #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤35💯5