This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم تولد امید رضایی، از جانباختگان آبان ۹۸، بر سر مزارش برگزار شد.
مادرش ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«پسر قهرمانم با چشمهایت حرف دارم…!
می خواهم ناگفتههای بسیاری را
برایت بگویم
از#آبان۹۸ از#۲۴دیماه ،
از بغضهای نبودنت،
از نامههای چشمانم
که همیشه بی جواب ماند
باور نمیکنی؟!
تمام این روزها
با لبخندت آفتابی بود
امادلتنگی آغوشت رهایم نمیکند..
زادروزت درآسمانها مبارک جگرگوشم😭😭
کاش میشد که برگردی🥺🥺»
madare.omid_rezaii
امید رضایی در ۲۶ آبان ۹۸ توسط نیروهای امنیتی کشته شد.
#امید_رضایی #آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادرش ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«پسر قهرمانم با چشمهایت حرف دارم…!
می خواهم ناگفتههای بسیاری را
برایت بگویم
از#آبان۹۸ از#۲۴دیماه ،
از بغضهای نبودنت،
از نامههای چشمانم
که همیشه بی جواب ماند
باور نمیکنی؟!
تمام این روزها
با لبخندت آفتابی بود
امادلتنگی آغوشت رهایم نمیکند..
زادروزت درآسمانها مبارک جگرگوشم😭😭
کاش میشد که برگردی🥺🥺»
madare.omid_rezaii
امید رضایی در ۲۶ آبان ۹۸ توسط نیروهای امنیتی کشته شد.
#امید_رضایی #آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همسر حمزهعلی نعمتی، از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸، در ویدیویی گفت: «۲۶ آبان ۹۸ به همسرم شلیک کردند و او را زنده در سردخانه شهر قدس گذاشتند.» او افزود علی خامنهای را نمیبخشد و پنج سال و دو ماه است که من و فرزندم آواره شده است.
جاویدنام حمزهعلی نعمتی از جانباختگان آبان ۱۳۹۸ در شهر قدس (قلعهحسنخان) بود.
حمزه علینعمتی جانباز جنگ ایران و عراق در اعتراضات آبان ۹۸ گلوله خورد؛ در بیمارستان به او رسیدگی نشد و بدن نیمهجانش به سردخانه منتقل شد و در آنجا جان باخت.
دهها نفر از معترضان آبان۹۸ از جمله علی سرتیپی، وحید دامور و برهان منصورنیا نیز به دلیل عدم رسیدگی در بیمارستان جان باختند.
حمزه پدری۵۴ ساله بود، که روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ با شلیک گلوله به سرش در شهرقدس مجروح شد ، وقتی او را به بیمارستان منتقل کردند هنوز زنده بود.
ولی بدلیل مانع تراشیها و عدم رسیدگی، او را در همان وضعیت به سردخانه بیمارستان ۱۲ بهمن شهرقدس منتقل کردند تا اینکه همانجا جان باخت.
حمزه اصالتا اهل #زنجان بود او در جریان جنگ ایران و عراق چندین سال در جبهه بود و از مجروحین جنگی آن زمان بود و در آخرین ایام عمرش نیز بازنشسته شرکت کاشی ایرانا بود
خانواده او بعد از پیگیریهای زیاد نهایتا موفق شدند جسد او را تحویل گرفته و شبانه دفن کنند
پیکر حمزه در بهشت فاطمه شهر قدس و تحت تدابیر امنیتی به آغوش خاک سپرده شد
همسر جاویدنام نعمتی میگوید:
«یک بچه یتیم مونده رو دستم. من دادخواهم... زدندگی ام رو نابود کردند. زندگی بچه یتیمم رو نابود کردند...من هیچ وقت قاتلان شوهرم رونمیبخشم.»
#آبان_ادامه_دارد
#آبان۹۸ #حمزه_علی_نعمتی
#آبان_خونین
#دادخواهی
##یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
همسر حمزهعلی نعمتی، از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸، در ویدیویی گفت: «۲۶ آبان ۹۸ به همسرم شلیک کردند و او را زنده در سردخانه شهر قدس گذاشتند.» او افزود علی خامنهای را نمیبخشد و پنج سال و دو ماه است که من و فرزندم آواره شده است.
جاویدنام حمزهعلی نعمتی از جانباختگان آبان ۱۳۹۸ در شهر قدس (قلعهحسنخان) بود.
حمزه علینعمتی جانباز جنگ ایران و عراق در اعتراضات آبان ۹۸ گلوله خورد؛ در بیمارستان به او رسیدگی نشد و بدن نیمهجانش به سردخانه منتقل شد و در آنجا جان باخت.
دهها نفر از معترضان آبان۹۸ از جمله علی سرتیپی، وحید دامور و برهان منصورنیا نیز به دلیل عدم رسیدگی در بیمارستان جان باختند.
حمزه پدری۵۴ ساله بود، که روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ با شلیک گلوله به سرش در شهرقدس مجروح شد ، وقتی او را به بیمارستان منتقل کردند هنوز زنده بود.
ولی بدلیل مانع تراشیها و عدم رسیدگی، او را در همان وضعیت به سردخانه بیمارستان ۱۲ بهمن شهرقدس منتقل کردند تا اینکه همانجا جان باخت.
حمزه اصالتا اهل #زنجان بود او در جریان جنگ ایران و عراق چندین سال در جبهه بود و از مجروحین جنگی آن زمان بود و در آخرین ایام عمرش نیز بازنشسته شرکت کاشی ایرانا بود
خانواده او بعد از پیگیریهای زیاد نهایتا موفق شدند جسد او را تحویل گرفته و شبانه دفن کنند
پیکر حمزه در بهشت فاطمه شهر قدس و تحت تدابیر امنیتی به آغوش خاک سپرده شد
همسر جاویدنام نعمتی میگوید:
«یک بچه یتیم مونده رو دستم. من دادخواهم... زدندگی ام رو نابود کردند. زندگی بچه یتیمم رو نابود کردند...من هیچ وقت قاتلان شوهرم رونمیبخشم.»
#آبان_ادامه_دارد
#آبان۹۸ #حمزه_علی_نعمتی
#آبان_خونین
#دادخواهی
##یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
منوچهر بختیاری
۲۵ آبان ۱۳۹۸، دومین روز اعتراضات گسترده مردم به گرانی بنزین، پویا بختیاری، مهندس ۲۷ ساله، جوان و ایراندوست، به میان مردم معترض کرج میرود. او در حالی که فیلمی از خود ضبط کرده و استوری میکند، مردم را به شهامت فراخوانده و میگوید:
«من هم پسر کسی هستم! میدونید اومدم اینجا جونم رو به خطر گذاشتم. مادرا، پدرا، شما هم بچههاتون رو بگید بیان بیرون! یکبار برای همیشه این رژیم فاسد و تبهکار رو که چهل ساله مردم عزیز ایران رو بدبخت کرده، از بین ببریم! مردم این فرصت رو از دست ندید.»
دقایقی بعد از ملحق شدن پویا به جمعیت معترض، در مقابل چشمان مادرش ناهید شیربیشه، با تیری که به سرش اصابت کرد، بر زمین میافتد.
برای خانواده بختیاری، زندگی از ۲۵ آبان ۱۳۹۸ به بعد یک معنا داشت: دادخواهی.
پدر پویا نگذاشت پرچم محبوب فرزندش که آن را درفش حقیقی ایران میدانست بر زمین بیفتد. هر جایی که پا میگذاشت، به نام پویا، به مردم پرچم شیر و خورشید میبخشید.
منوچهر بختیاری کارزار بینالمللی برای #دادخواهی جان فرزندش و کلیهٔ جانباختگان نظام جمهوری اسلامی را به راه انداخت و لحظهای از پا ننشست.
او در چهلمین روز مرگ فرزندش، با نوشتن نامهای به میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از مرگ فرزند جوان خود و آزارهایی که کل خانواده بختیاری از بازداشت تا بیکاری و تهدید متحمل شدند، خبر داد.
در دیماه ۱۳۹۸، وقتی با زور و تهدید منوچهر بختیاری و برادرش مهرداد را به تشییع جنازه قاسم سلیمانی بردند، او در پیامی ویدئویی، قاسم سلیمانی را «مزدور و آلتدست ملاها» نامید و حضور خود را از سر اجبار و با تهدید نیروهای امنیتی اعلام کرد.
منوچهر بختیاری هماکنون در زندان، محکوم به ۳ سال و نیم حبس، ۲ سال و نیم تبعید، و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور، «به جرم دادخواهی» و پیگیری پرونده کشته شدن پسرش است. او این حکم را «ناعادلانه» میداند و تأکید کرده است که در جریان رسیدگی به پرونده خود، از داشتن وکیل بیبهره بوده و هیچگاه از زمان برگزاری جلسات نیز اطلاعی نداشته است.
او در آبان ۱۴۰۳، به دنبال وخامت بیماری و عدم دریافت امکانات پزشکی، اعتصاب غذا کرد که به درخواست شاهزاده رضا پهلوی، بعد از ۹ روز به اعتصاب خود پایان داد.
#منوچهر_بختیاری، پدری دادخواه است که رژیم جمهوری اسلامی از هیچ شکنجه و آسیبی در حق او و خانوادهاش دریغ نکرده است. امروز وظیفه خود میدانیم او را به یاد آوریم و مقاومتش در برابر بیداد جمهوری اسلامی را ارج بگذاریم، تا روز آزادی او و همهی دادخواهان.
از صفحه مانا نیستانی
#منوچهر_بختیاری #دادخواهی #پویا_بختیاری #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
۲۵ آبان ۱۳۹۸، دومین روز اعتراضات گسترده مردم به گرانی بنزین، پویا بختیاری، مهندس ۲۷ ساله، جوان و ایراندوست، به میان مردم معترض کرج میرود. او در حالی که فیلمی از خود ضبط کرده و استوری میکند، مردم را به شهامت فراخوانده و میگوید:
«من هم پسر کسی هستم! میدونید اومدم اینجا جونم رو به خطر گذاشتم. مادرا، پدرا، شما هم بچههاتون رو بگید بیان بیرون! یکبار برای همیشه این رژیم فاسد و تبهکار رو که چهل ساله مردم عزیز ایران رو بدبخت کرده، از بین ببریم! مردم این فرصت رو از دست ندید.»
دقایقی بعد از ملحق شدن پویا به جمعیت معترض، در مقابل چشمان مادرش ناهید شیربیشه، با تیری که به سرش اصابت کرد، بر زمین میافتد.
برای خانواده بختیاری، زندگی از ۲۵ آبان ۱۳۹۸ به بعد یک معنا داشت: دادخواهی.
پدر پویا نگذاشت پرچم محبوب فرزندش که آن را درفش حقیقی ایران میدانست بر زمین بیفتد. هر جایی که پا میگذاشت، به نام پویا، به مردم پرچم شیر و خورشید میبخشید.
منوچهر بختیاری کارزار بینالمللی برای #دادخواهی جان فرزندش و کلیهٔ جانباختگان نظام جمهوری اسلامی را به راه انداخت و لحظهای از پا ننشست.
او در چهلمین روز مرگ فرزندش، با نوشتن نامهای به میشل باشله، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از مرگ فرزند جوان خود و آزارهایی که کل خانواده بختیاری از بازداشت تا بیکاری و تهدید متحمل شدند، خبر داد.
در دیماه ۱۳۹۸، وقتی با زور و تهدید منوچهر بختیاری و برادرش مهرداد را به تشییع جنازه قاسم سلیمانی بردند، او در پیامی ویدئویی، قاسم سلیمانی را «مزدور و آلتدست ملاها» نامید و حضور خود را از سر اجبار و با تهدید نیروهای امنیتی اعلام کرد.
منوچهر بختیاری هماکنون در زندان، محکوم به ۳ سال و نیم حبس، ۲ سال و نیم تبعید، و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور، «به جرم دادخواهی» و پیگیری پرونده کشته شدن پسرش است. او این حکم را «ناعادلانه» میداند و تأکید کرده است که در جریان رسیدگی به پرونده خود، از داشتن وکیل بیبهره بوده و هیچگاه از زمان برگزاری جلسات نیز اطلاعی نداشته است.
او در آبان ۱۴۰۳، به دنبال وخامت بیماری و عدم دریافت امکانات پزشکی، اعتصاب غذا کرد که به درخواست شاهزاده رضا پهلوی، بعد از ۹ روز به اعتصاب خود پایان داد.
#منوچهر_بختیاری، پدری دادخواه است که رژیم جمهوری اسلامی از هیچ شکنجه و آسیبی در حق او و خانوادهاش دریغ نکرده است. امروز وظیفه خود میدانیم او را به یاد آوریم و مقاومتش در برابر بیداد جمهوری اسلامی را ارج بگذاریم، تا روز آزادی او و همهی دادخواهان.
از صفحه مانا نیستانی
#منوچهر_بختیاری #دادخواهی #پویا_بختیاری #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز زادروز علیرضا انجوی، از جانباختگان آبان ۹۸ است.
علیرضا انجوی، جوان ۲۶ سالهای بود که در رشته معماری فارغالتحصیل شده بود. او نور چشم و تنها فرزند مادر بود؛ دو برادر علیرضا سالها پیش، از دنیا رفته بودند و پدر جانبازش هم شهید شده بود.
تنها همدم و یار مادر، علیرضا بود. علیرضا پس از تحصیلات دانشگاهی، مکانی را اجاره کرده بود تا با ارائه مشاوره به دانشجویان معماری، مخارج زندگی را تأمین کند. اما در روز ۲۵ آبان ۹۸، علیرضا انجوی، در حالی که در راه بین محل کار و منزل در شهر صدرا شیراز بود، مزدوران جمهوریاسلامی به پیشانی او شلیک مستقیم کردند و جهان آرزوها و رویاهای علیرضا و مادرش را برای همیشه به تاریکی کشاندند.
@alireza.enji_aban98
@madare_alireza_enjvi_aban_98
#علیرضا_انجوی #شیراز #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
علیرضا انجوی، جوان ۲۶ سالهای بود که در رشته معماری فارغالتحصیل شده بود. او نور چشم و تنها فرزند مادر بود؛ دو برادر علیرضا سالها پیش، از دنیا رفته بودند و پدر جانبازش هم شهید شده بود.
تنها همدم و یار مادر، علیرضا بود. علیرضا پس از تحصیلات دانشگاهی، مکانی را اجاره کرده بود تا با ارائه مشاوره به دانشجویان معماری، مخارج زندگی را تأمین کند. اما در روز ۲۵ آبان ۹۸، علیرضا انجوی، در حالی که در راه بین محل کار و منزل در شهر صدرا شیراز بود، مزدوران جمهوریاسلامی به پیشانی او شلیک مستقیم کردند و جهان آرزوها و رویاهای علیرضا و مادرش را برای همیشه به تاریکی کشاندند.
@alireza.enji_aban98
@madare_alireza_enjvi_aban_98
#علیرضا_انجوی #شیراز #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز زادروز جاویدنام آرشام ابراهیمی از جانباختگان آبان ۹۸ بود.
خواهر آرشام نوشت:
«من نمیخواستم بره این کلافهام کرده
حاضرم زندگیمو بدم که فقط برگرده
۲۶ سالت شد داداش
از شمع ۲۰ سالگی به بعدتو فوت نکردیا هر سالی که گذشت کلی مو برات سفید کردم به جای شمعهایی که نبودی🩵
دوستت دارم تا ابد🙂🖤
۲۰ بهمن ۷۷»
@arsham_ebrahimi77
آرشام ابراهیمی، دانشجوی دندانپزشکی
۲۵ آبان ۹۸ در اصفهان با اصابت گلوله نیروهای حکومتی، جان باخت.
قامتی رشید داشت و تنها پسر خانواده بود. تازه یک سال از تحصیلش در رشته دندانپزشکی میگذشت. چه رویاهایی که برای روزهای پایان تحصیلش در سر نمیپروراند. در راه خانه بود و مادر و پدر و دو خواهرش چشم به راهش بودند. اما گلوله سرکوبگران یکراست بر پشتش نشست. با همان تن مجروح بازداشتش کردند و آنقدر او را زدند تا جان باخت.
خانواده آرشام بعد از این واقعه تحت فشار زیادی قرار گرفتند، خواهرش احضار شد.....
#آرشام_ابراهیمی #آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خواهر آرشام نوشت:
«من نمیخواستم بره این کلافهام کرده
حاضرم زندگیمو بدم که فقط برگرده
۲۶ سالت شد داداش
از شمع ۲۰ سالگی به بعدتو فوت نکردیا هر سالی که گذشت کلی مو برات سفید کردم به جای شمعهایی که نبودی🩵
دوستت دارم تا ابد🙂🖤
۲۰ بهمن ۷۷»
@arsham_ebrahimi77
آرشام ابراهیمی، دانشجوی دندانپزشکی
۲۵ آبان ۹۸ در اصفهان با اصابت گلوله نیروهای حکومتی، جان باخت.
قامتی رشید داشت و تنها پسر خانواده بود. تازه یک سال از تحصیلش در رشته دندانپزشکی میگذشت. چه رویاهایی که برای روزهای پایان تحصیلش در سر نمیپروراند. در راه خانه بود و مادر و پدر و دو خواهرش چشم به راهش بودند. اما گلوله سرکوبگران یکراست بر پشتش نشست. با همان تن مجروح بازداشتش کردند و آنقدر او را زدند تا جان باخت.
خانواده آرشام بعد از این واقعه تحت فشار زیادی قرار گرفتند، خواهرش احضار شد.....
#آرشام_ابراهیمی #آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد #آبان_خونین #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساعاتی پیش محبوبه رمضانی، مادر جاویدنام پژمان قلیپور از جانباختگان آبان ۹۸، در جلسهای در حضور برخی مقامات آلمانی، از آنها خواست تا اعضای سفارت خود را از ایران خارج کنند، وابستگان به جمهوری اسلامی را از آلمان اخراج کنند و در کنار مردم ایران بایستند و از آنها برای آزادی ایران حمایت کنند.
#محبوبه_رمضانی #پژمان_قلی_پور #آبان_ادامه_دارد #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#محبوبه_رمضانی #پژمان_قلی_پور #آبان_ادامه_دارد #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ساخت تندیس شنی جاویدنام پژمان قلیپور در سواحل عمان توسط فرهاد پوریاری
پژمان قلیپور ملاطی (۷ شهریور ۱۳۸۰ – ۲۶ آبان ۱۳۹۸) معترض ایرانی بود که در جریان اعتراضات آبان خونین ۱۳۹۸ كشته شد.
پژمان فقط ۱۸ سال سن داشت...
#پژمان_قلی_پور #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #آبان_خونین #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
پژمان قلیپور ملاطی (۷ شهریور ۱۳۸۰ – ۲۶ آبان ۱۳۹۸) معترض ایرانی بود که در جریان اعتراضات آبان خونین ۱۳۹۸ كشته شد.
پژمان فقط ۱۸ سال سن داشت...
#پژمان_قلی_پور #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #آبان_خونین #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سکینه احمدی، مادر جاویدنام ابراهیم کتابدار، با استوری کردن یک پست قدیمی از صفحه اینستاگرام ناهید شیرپیشه مادر دادخواه پویا بختیاری، نوشت:
آبان (دادخواهی مادران آبان) با شجاعت ناهید شیرپیشه شروع شد و حتی با اسارتش به پایان نرسید
طبق خبرهای دریافتی، خانم شیرپیشه در زندان زنجان در اعتصاب غذا به سر میبرد. مونا دخترش هفته پیش خبر داده بود که خانم شیرپیشه اقدام به خودکشی کرده بود.
مادری که بیرق دادخواهی را از مادران ۸۸ گرفت و برافراشت و با شهامت خود بقیه مادران را به دادخواهی فراخواند. این مادر به خاطر شجاعتش و به خاطر دادخواهیاش چند سال است که در زندان است و این موضوع لکه ننگی است بر دامان جمهوری اسلامی که هرگز پاک نمیشود.
فرزندش را جلوی چشمش با شلیک به سرش کشتند، مادر دادخواه و پدر دادخواهش و دایی و عموی دادخواه پویا را زندانی کردهاند.
#ناهید_شیرپیشه #پویا_بختیاری #دادخواهی #ابراهیم_کتابدار #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
آبان (دادخواهی مادران آبان) با شجاعت ناهید شیرپیشه شروع شد و حتی با اسارتش به پایان نرسید
طبق خبرهای دریافتی، خانم شیرپیشه در زندان زنجان در اعتصاب غذا به سر میبرد. مونا دخترش هفته پیش خبر داده بود که خانم شیرپیشه اقدام به خودکشی کرده بود.
مادری که بیرق دادخواهی را از مادران ۸۸ گرفت و برافراشت و با شهامت خود بقیه مادران را به دادخواهی فراخواند. این مادر به خاطر شجاعتش و به خاطر دادخواهیاش چند سال است که در زندان است و این موضوع لکه ننگی است بر دامان جمهوری اسلامی که هرگز پاک نمیشود.
فرزندش را جلوی چشمش با شلیک به سرش کشتند، مادر دادخواه و پدر دادخواهش و دایی و عموی دادخواه پویا را زندانی کردهاند.
#ناهید_شیرپیشه #پویا_بختیاری #دادخواهی #ابراهیم_کتابدار #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر دادخواه فرزاد انصاریفر در روز تولد فرزاد بر سر مزارش از قلب شکسته خواهر در نبود برادر میگوید:
تو قلب من بودی فرزاد، و چقدر همیشه ترس ازدستدادنت را داشتم؛ عشق بین ما، نه مردنیست و نه خاموشیپذیر برادرم. آنقدر تو را میشناسم که میدانم امشب در کنار ما هستی باوفاترین. تا ابد اسمت را فریاد میزنم و قاتلانت را نه میبخشم و نه فراموش میکنم.
فرزاد انصاریفر ۲۸ ساله بود، ساکن بهبهان، شغلش سرامیککاری بود، و از نوجوانی برای محیا کردن یک زندگی ساده عصای دست خانواده و پدر جانبازش بود. فرزاد چهارمین فرزند خانواده و پسری آرام و بهدور از حاشیه بود. او تنها به فکر تامین مخارج زندگی خود و خانواده اش بود؛ صبح ها سر کار میرفت و عصر برمیگشت. اما جمهوریاسلامی تمام آرزوهای او را به خاک و خون کشاند.
در ۲۵ آبان ۹۸ فرزاد حدود ساعت یک بعدازظهر، پس از اتمام کارش، در مسیر بازگشت به منزل و در حوالی خانه از پشتسر مورد اصابت گلوله مزدوران جمهوری اسلامی قرار میگیرد و اینچنین نظام ظلم و سرکوب جمهوریاسلامی، امیدهای یک خانواده را به تباهی میکشاند.
در این مدت پس از آبان ۹۸ خانواده فرزاد تحت فشارهای امنیتی زیادی بودند؛ از شرایط سخت تحویل پیکر فرزاد و شرایط امنیتی در خاک سپاری تا روند دادخواهی خون فرزاد. شکایتهای خانواده انصاریفر در دادگستری نهتنها هیچگاه رسیدگی نشد، بلکه فرزانه، خواهر فرزاد نیز به جرم دادخواهی خون برادرش دائما مورد آزارواذیت نیروهای امنیتی است. برای فرزانه پرونده قضایی تشکیل شده که به موجب آن چندین روز هم در زندان اهواز در بازداشت جمهوریاسلامی بوده است.
یاد فرزاد همیشه در قلب ماست. قاتلانت را نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم.
متن از صفحه خانوادههای آبان
ویدیو از استوری فرزانه انصاریفر
#آبان_ادامه_دارد
#فرزاد_انصاری_فر #دادخواهی #بهبهان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
تو قلب من بودی فرزاد، و چقدر همیشه ترس ازدستدادنت را داشتم؛ عشق بین ما، نه مردنیست و نه خاموشیپذیر برادرم. آنقدر تو را میشناسم که میدانم امشب در کنار ما هستی باوفاترین. تا ابد اسمت را فریاد میزنم و قاتلانت را نه میبخشم و نه فراموش میکنم.
فرزاد انصاریفر ۲۸ ساله بود، ساکن بهبهان، شغلش سرامیککاری بود، و از نوجوانی برای محیا کردن یک زندگی ساده عصای دست خانواده و پدر جانبازش بود. فرزاد چهارمین فرزند خانواده و پسری آرام و بهدور از حاشیه بود. او تنها به فکر تامین مخارج زندگی خود و خانواده اش بود؛ صبح ها سر کار میرفت و عصر برمیگشت. اما جمهوریاسلامی تمام آرزوهای او را به خاک و خون کشاند.
در ۲۵ آبان ۹۸ فرزاد حدود ساعت یک بعدازظهر، پس از اتمام کارش، در مسیر بازگشت به منزل و در حوالی خانه از پشتسر مورد اصابت گلوله مزدوران جمهوری اسلامی قرار میگیرد و اینچنین نظام ظلم و سرکوب جمهوریاسلامی، امیدهای یک خانواده را به تباهی میکشاند.
در این مدت پس از آبان ۹۸ خانواده فرزاد تحت فشارهای امنیتی زیادی بودند؛ از شرایط سخت تحویل پیکر فرزاد و شرایط امنیتی در خاک سپاری تا روند دادخواهی خون فرزاد. شکایتهای خانواده انصاریفر در دادگستری نهتنها هیچگاه رسیدگی نشد، بلکه فرزانه، خواهر فرزاد نیز به جرم دادخواهی خون برادرش دائما مورد آزارواذیت نیروهای امنیتی است. برای فرزانه پرونده قضایی تشکیل شده که به موجب آن چندین روز هم در زندان اهواز در بازداشت جمهوریاسلامی بوده است.
یاد فرزاد همیشه در قلب ماست. قاتلانت را نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم.
متن از صفحه خانوادههای آبان
ویدیو از استوری فرزانه انصاریفر
#آبان_ادامه_دارد
#فرزاد_انصاری_فر #دادخواهی #بهبهان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مراسم زادروز جاویدنام محسن جعفرپناه از جانباختگان آبان ۹۸ بر سر مزارش برگزار شد. مادر داغدارش بر سر مزار فرزندش میگوید: پسرم را کشتید ولی من هستم و انتقام او را از باعث و بانی این جنایت میگیرم.
محسن جعفرپناه متولد ۹ اسفند ۱۳۶۷ در تاریخ یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
محسن جعفرپناه وقتی در اعتراضات آبان ۹۸ گلوله خورد ۲۹ساله بود و پدر یک فرزند
#محسن_جعفرپناه #آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محسن جعفرپناه متولد ۹ اسفند ۱۳۶۷ در تاریخ یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
محسن جعفرپناه وقتی در اعتراضات آبان ۹۸ گلوله خورد ۲۹ساله بود و پدر یک فرزند
#محسن_جعفرپناه #آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نهم اسفند ماه زادروز جاویدنام محسن جعفرپناه از جانباختگان آبان ۹۸ بود. خواهرش سمیه، ضمن انتشار این کلیپ نوشت:
«مگر میشود
دنیا آمدنت را جشن بگیرم
وقتی تو در زیر خراورها خاک آرمیده ای..
چه جشنی؟
جشن عزا!
جشن دلتنگی!
جشن جوان مرگ شدنت!!
ما بعد از تو، برادر دردانهام، هیچوقت، هیچ جشنی، هیچ سور وبزمی نداریم و نخواهیم داشت...
مگر جشن پایان ظلم، درد، ستم
نفرین به این سرما
نفرین به این درد
نفرین به این ستم
این درد، این نداشتنت، این جای خالیت، این قلب شکسته، این ماتم، این سوگ نه کم شد! نه تمام! و نه فراموش
در اسمانها جشن بگیر
که در زمین تا ابد عزادارتم برادر جوانمرگم
زاد روز زمینی شدنت در آسمانها مبارک🥺»
#محسن_جعفرپناه #آبان_ادامه_دارد #آبان_٩٨ #دادخواهی #آبان۹۸ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«مگر میشود
دنیا آمدنت را جشن بگیرم
وقتی تو در زیر خراورها خاک آرمیده ای..
چه جشنی؟
جشن عزا!
جشن دلتنگی!
جشن جوان مرگ شدنت!!
ما بعد از تو، برادر دردانهام، هیچوقت، هیچ جشنی، هیچ سور وبزمی نداریم و نخواهیم داشت...
مگر جشن پایان ظلم، درد، ستم
نفرین به این سرما
نفرین به این درد
نفرین به این ستم
این درد، این نداشتنت، این جای خالیت، این قلب شکسته، این ماتم، این سوگ نه کم شد! نه تمام! و نه فراموش
در اسمانها جشن بگیر
که در زمین تا ابد عزادارتم برادر جوانمرگم
زاد روز زمینی شدنت در آسمانها مبارک🥺»
#محسن_جعفرپناه #آبان_ادامه_دارد #آبان_٩٨ #دادخواهی #آبان۹۸ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، همراه با پدر و مادر جاویدنام مصطفی کریمبیگی، بر سر مزار تعدادی از جاویدنامان ایران، حضور یافتند.
خانم محمدی، ضمن انتشار این تصاویر نوشت:
«آخرین دیدارم با مادر توران صدیقی، مادر فرهاد مجدم در کنار ناهید شیرپیشه و سایر مادران در منزل پوران ناظمی بود. روزی که دستانمان را برای ایستادن برای دادخواهی در دستان هم گذاشتیم.
مادر مجدم تا آخرین دقایق عمرش برای دادخواهی مبارزه کرد. او در مسیری که برای شرکت در دادگاه منوچهر بختیاری پدر دادخواه می رفت، تصادف کرد و جان باخت.
اکنون برای دیدار با مادر توران و یادآوری عهد و پیمانمان بر سر مزارش ایستاده ایم.
در کنار پدر و مادر دادخواه، شهناز اکملی و محمد کریم بیگی بر سر مزار کشته شدگان اعتراضات رفتیم.
نامشان جاودانه
نرگس محمدی
۱۱ اسفند ۱۴»
#فرهاد_مجدم #مصطفی_کریمبیگی #توران_صدیقی #ناهید_شیرپیشه #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، همراه با پدر و مادر جاویدنام مصطفی کریمبیگی، بر سر مزار تعدادی از جاویدنامان ایران، حضور یافتند.
خانم محمدی، ضمن انتشار این تصاویر نوشت:
«آخرین دیدارم با مادر توران صدیقی، مادر فرهاد مجدم در کنار ناهید شیرپیشه و سایر مادران در منزل پوران ناظمی بود. روزی که دستانمان را برای ایستادن برای دادخواهی در دستان هم گذاشتیم.
مادر مجدم تا آخرین دقایق عمرش برای دادخواهی مبارزه کرد. او در مسیری که برای شرکت در دادگاه منوچهر بختیاری پدر دادخواه می رفت، تصادف کرد و جان باخت.
اکنون برای دیدار با مادر توران و یادآوری عهد و پیمانمان بر سر مزارش ایستاده ایم.
در کنار پدر و مادر دادخواه، شهناز اکملی و محمد کریم بیگی بر سر مزار کشته شدگان اعتراضات رفتیم.
نامشان جاودانه
نرگس محمدی
۱۱ اسفند ۱۴»
#فرهاد_مجدم #مصطفی_کریمبیگی #توران_صدیقی #ناهید_شیرپیشه #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #علیه_فراموشی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین پنجشنبه سال، بر سر مزار جاویدنام علیرضا استوان، از جانباختگان آبان ۹۸
«پنچ شنبه آخر سال شد
دلم بیشتر هواتو کرده
جای خالیتو بیشتر احساس میکنم
پسر قشنگم دورت بگردم دلتنگتم 🥀🕊»
علیرضا استوان، ۱۸ ساله بود و در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ توسط جمهوری اسلامی کشته شد.
یکی از شاهدان کشته شدن علیرضا میگوید:
«اولش تیر مشقی میزدن که یهو تیر جنگی شروع شد. اونایی که جلوتر بودن میگفتن چند نفر افتادن رو زمین. یک بچه تو جمعیت خیلی ترسیده بود. نگهش داشتیم ازش پرسیدیم چی شده؟ با لرز گفت با تیر زدن تو سر پسر بغلیم. بعدا فهمیدیم اون پسر علیرضا استوان بود.»
علیرضای ۱۸ ساله که در آبان۹۸ کشته شد
#علیرضا_استوان #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«پنچ شنبه آخر سال شد
دلم بیشتر هواتو کرده
جای خالیتو بیشتر احساس میکنم
پسر قشنگم دورت بگردم دلتنگتم 🥀🕊»
علیرضا استوان، ۱۸ ساله بود و در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ توسط جمهوری اسلامی کشته شد.
یکی از شاهدان کشته شدن علیرضا میگوید:
«اولش تیر مشقی میزدن که یهو تیر جنگی شروع شد. اونایی که جلوتر بودن میگفتن چند نفر افتادن رو زمین. یک بچه تو جمعیت خیلی ترسیده بود. نگهش داشتیم ازش پرسیدیم چی شده؟ با لرز گفت با تیر زدن تو سر پسر بغلیم. بعدا فهمیدیم اون پسر علیرضا استوان بود.»
علیرضای ۱۸ ساله که در آبان۹۸ کشته شد
#علیرضا_استوان #آبان_ادامه_دارد #آبان۹۸ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام حمزهعلی نعمتی از جانباختگان آبان ۱۳۹۸ در شهر قدس (قلعهحسنخان) بود.
حمزه علینعمتی ، پدر دو فرزند و جانباز جنگ ایران و عراق در اعتراضات آبان ۹۸ گلوله خورد؛ در بیمارستان به او رسیدگی نشد و بدن نیمهجانش به سردخانه منتقل شد و در آنجا جان باخت.
دهها نفر از معترضان آبان۹۸ از جمله علی سرتیپی، وحید دامور و برهان منصورنیا نیز به دلیل عدم رسیدگی در بیمارستان جان باختند.
حمزه پدری۵۴ ساله بود، که روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ با شلیک گلوله به سرش در شهرقدس مجروح شد ، وقتی او را به بیمارستان منتقل کردند هنوز زنده بود.
ولی بدلیل مانع تراشیها و عدم رسیدگی، او را در همان وضعیت به سردخانه بیمارستان ۱۲ بهمن شهرقدس منتقل کردند تا اینکه همانجا جان باخت.
حمزه اصالتا اهل #زنجان بود او در جریان جنگ ایران و عراق چندین سال در جبهه بود و از مجروحین جنگی آن زمان بود و در آخرین ایام عمرش نیز بازنشسته شرکت کاشی ایرانا بود
خانواده او بعد از پیگیریهای زیاد نهایتا موفق شدند جسد او را تحویل گرفته و شبانه دفن کنند
پیکر حمزه در بهشت فاطمه شهر قدس و تحت تدابیر امنیتی به آغوش خاک سپرده شد
همسر جاویدنام نعمتی میگوید:
«یک بچه یتیم مونده رو دستم. من دادخواهم... زدندگی ام رو نابود کردند. زندگی بچه یتیمم رو نابود کردند...من هیچ وقت قاتلان شوهرم رونمیبخشم.»
@tanhaiiiy1398_8_26
#آبان_ادامه_دارد
#آبان۹۸ #حمزه_علی_نعمتی
#آبان_خونین
#دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام حمزهعلی نعمتی از جانباختگان آبان ۱۳۹۸ در شهر قدس (قلعهحسنخان) بود.
حمزه علینعمتی ، پدر دو فرزند و جانباز جنگ ایران و عراق در اعتراضات آبان ۹۸ گلوله خورد؛ در بیمارستان به او رسیدگی نشد و بدن نیمهجانش به سردخانه منتقل شد و در آنجا جان باخت.
دهها نفر از معترضان آبان۹۸ از جمله علی سرتیپی، وحید دامور و برهان منصورنیا نیز به دلیل عدم رسیدگی در بیمارستان جان باختند.
حمزه پدری۵۴ ساله بود، که روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ با شلیک گلوله به سرش در شهرقدس مجروح شد ، وقتی او را به بیمارستان منتقل کردند هنوز زنده بود.
ولی بدلیل مانع تراشیها و عدم رسیدگی، او را در همان وضعیت به سردخانه بیمارستان ۱۲ بهمن شهرقدس منتقل کردند تا اینکه همانجا جان باخت.
حمزه اصالتا اهل #زنجان بود او در جریان جنگ ایران و عراق چندین سال در جبهه بود و از مجروحین جنگی آن زمان بود و در آخرین ایام عمرش نیز بازنشسته شرکت کاشی ایرانا بود
خانواده او بعد از پیگیریهای زیاد نهایتا موفق شدند جسد او را تحویل گرفته و شبانه دفن کنند
پیکر حمزه در بهشت فاطمه شهر قدس و تحت تدابیر امنیتی به آغوش خاک سپرده شد
همسر جاویدنام نعمتی میگوید:
«یک بچه یتیم مونده رو دستم. من دادخواهم... زدندگی ام رو نابود کردند. زندگی بچه یتیمم رو نابود کردند...من هیچ وقت قاتلان شوهرم رونمیبخشم.»
@tanhaiiiy1398_8_26
#آبان_ادامه_دارد
#آبان۹۸ #حمزه_علی_نعمتی
#آبان_خونین
#دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام پژمان قلیپور، از جانباختگان آبان ۹۸، روز گذشته این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:
«یکشنبهی سیاه…
آخرین یکشنبهی سال که برای همه شاید بوی عید بدهد، برای من بوی خون پژمانم را میدهد.
آخرین یکشنبهای که زمین از خون پاک پسر ۱۸ سالهام سیراب شد،
آخرین یکشنبهای که قلبم از تپش افتاد و جانم برای همیشه پرپر شد.
یکشنبهای که خیابانها بوی فریاد آزادی میداد و پژمانم با چشمهایش آرزوی فردای روشن را میدید،
اما گلولهای آمد و قلبش را نشانه گرفت،
پژمانم در خیابان افتاد و من…
من دور از او، دور از دستانش، دور از نفسهایش…
چگونه این درد را به زبان بیاورم؟
چگونه این زخم را به دوش بکشم؟
یکشنبهی سیاه…
روزی که مادران زیادی عزادار شدند،
روزی که خیابانها صدای خون شدند و ما مادران،
سرگردان میان بغض و فریاد،
میان دادخواهی و انتقام،
میان خاطرهی پسرانمان و نگاه سرد قاتلانشان.
پنج سال و چهار ماه است که هر یکشنبه برای من، یکشنبهی سیاه است،
اما این یکشنبه، آخرین یکشنبهی سال،
دوباره مرا میبرد به همان ۲۶ آبان،
دوباره صدای تیر میپیچد در گوشم،
دوباره پژمانم بر زمین میافتد،
دوباره دستانش سرد میشود و من…
من نیستم، من دورم،
و این درد را با هیچ واژهای نمیتوان گفت.
پژمانم…
عید برای من معنایی ندارد،
نوروز برای من عزاست،
سفرهی هفتسینم پر از اشک است و جای تو،
جای تو همیشه خالی…
اما من زندهام، پژمانم.
من زندهام که صدای تو باشم،
من زندهام که داد تو را بگیرم،
من زندهام برای روزی که این زمین،
از خون تو و تمام بیگناهانی که جانشان را برای آزادی دادند،
دادخواهی کند.#
پژمانم…
یکشنبهی سیاهت را فراموش نمیکنم،
نامت را فراموش نمیکنم،
خونت را فراموش نمیکنم.
و این آخرین یکشنبهی سال را،
با تمام دردش، به یاد تو نفس میکشم…»
#پژمان_قلی_پور
#آبان_خونین_۹۸
#آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«یکشنبهی سیاه…
آخرین یکشنبهی سال که برای همه شاید بوی عید بدهد، برای من بوی خون پژمانم را میدهد.
آخرین یکشنبهای که زمین از خون پاک پسر ۱۸ سالهام سیراب شد،
آخرین یکشنبهای که قلبم از تپش افتاد و جانم برای همیشه پرپر شد.
یکشنبهای که خیابانها بوی فریاد آزادی میداد و پژمانم با چشمهایش آرزوی فردای روشن را میدید،
اما گلولهای آمد و قلبش را نشانه گرفت،
پژمانم در خیابان افتاد و من…
من دور از او، دور از دستانش، دور از نفسهایش…
چگونه این درد را به زبان بیاورم؟
چگونه این زخم را به دوش بکشم؟
یکشنبهی سیاه…
روزی که مادران زیادی عزادار شدند،
روزی که خیابانها صدای خون شدند و ما مادران،
سرگردان میان بغض و فریاد،
میان دادخواهی و انتقام،
میان خاطرهی پسرانمان و نگاه سرد قاتلانشان.
پنج سال و چهار ماه است که هر یکشنبه برای من، یکشنبهی سیاه است،
اما این یکشنبه، آخرین یکشنبهی سال،
دوباره مرا میبرد به همان ۲۶ آبان،
دوباره صدای تیر میپیچد در گوشم،
دوباره پژمانم بر زمین میافتد،
دوباره دستانش سرد میشود و من…
من نیستم، من دورم،
و این درد را با هیچ واژهای نمیتوان گفت.
پژمانم…
عید برای من معنایی ندارد،
نوروز برای من عزاست،
سفرهی هفتسینم پر از اشک است و جای تو،
جای تو همیشه خالی…
اما من زندهام، پژمانم.
من زندهام که صدای تو باشم،
من زندهام که داد تو را بگیرم،
من زندهام برای روزی که این زمین،
از خون تو و تمام بیگناهانی که جانشان را برای آزادی دادند،
دادخواهی کند.#
پژمانم…
یکشنبهی سیاهت را فراموش نمیکنم،
نامت را فراموش نمیکنم،
خونت را فراموش نمیکنم.
و این آخرین یکشنبهی سال را،
با تمام دردش، به یاد تو نفس میکشم…»
#پژمان_قلی_پور
#آبان_خونین_۹۸
#آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام مهدی دائمی، از جانباختگان آبان ۹۸، این ویدیو را منتشر کرد و نوشت:
«همه منتظر نوروز سال وجدید هستن.ولی من دلتنگ چهرهای هستم که دیگه کنارم نیست....بیست و پنج آخر سال شد باز یاد آور اون روز تلخ که برای همیشه ازکنارم رفتی پنج سال وچهار ماه شد اما ذره ای ازدلتنگیت کم نشد ازایزد منان میخوام این سال جدید قاتلینت به جزای اعمالشون برسن 😔»
ـ جنایت آبان ۹۸ و قهرمانانی چون مهدی دائمی هرگز فراموش نمیشوند....
#مهدی_دائمی #آبان_خونین_۹۸
#دادخواهی
#زندگی_کن_اما_فراموش_نکن
#دادخواهم
#آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«همه منتظر نوروز سال وجدید هستن.ولی من دلتنگ چهرهای هستم که دیگه کنارم نیست....بیست و پنج آخر سال شد باز یاد آور اون روز تلخ که برای همیشه ازکنارم رفتی پنج سال وچهار ماه شد اما ذره ای ازدلتنگیت کم نشد ازایزد منان میخوام این سال جدید قاتلینت به جزای اعمالشون برسن 😔»
ـ جنایت آبان ۹۸ و قهرمانانی چون مهدی دائمی هرگز فراموش نمیشوند....
#مهدی_دائمی #آبان_خونین_۹۸
#دادخواهی
#زندگی_کن_اما_فراموش_نکن
#دادخواهم
#آبان_ادامه_دارد #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این تصاویر از رقص جاویدنام مهرداد معینفر را مادر او، ایران اللهیاری، در اینستاگرام پیشتر منتشر کرده بود. تصاویر مربوط به اسفند ماه سال ۱۳۹۷ و آخرین چهارشنبهسوری زندگی مهرداد است.
مهرداد معینفر در آبان ۱۳۶۶ به دنیا آمد و در آبان ۱۳۹۸ توسط نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به قتل رسید. «جرم» او اعتراض به وضعیت نامناسب کشور بود. ۳۲ ساله بود، لیسانس شیمی داشت و در داروخانهای در محله عبدآباد در شهریار کرج مشغول بود. خانوادهای کوچک داشت و جز او تنها یک دختر، دیگر فرزند خانواده بود. جوانی که سراسر شور زندگی بود و به گفته یکی از بستگاناش قرار بود در آذر ۹۸ در مسابقات پرورش اندام در ترکیه شرکت کند.
دلبستگیهای ورزشی مهرداد ولی دلیلی نشده بود که او از جامعه خود بریده باشد. یکی از آشنایان او گفته بود: «مهرداد معترض بود و از وضعیت اقتصادی و نداری مردم و وضعیتی که حکومت درست کرده رنج میبرد. میگفت از دیدن خانمی که برای گرفتن فقط چند نان، کارت یارانهاش را در نانوایی گذاشته رنج میبرد یا از دیدن مردی که در قصابی پولی برای خرید گوشت نداشت و دنبال گرفتن پسماندهها بود.»
#آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد #کدام_آبان #از_آبان_بگو #آبان_خونین #چهارشنبه_سوری #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مهرداد معینفر در آبان ۱۳۶۶ به دنیا آمد و در آبان ۱۳۹۸ توسط نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به قتل رسید. «جرم» او اعتراض به وضعیت نامناسب کشور بود. ۳۲ ساله بود، لیسانس شیمی داشت و در داروخانهای در محله عبدآباد در شهریار کرج مشغول بود. خانوادهای کوچک داشت و جز او تنها یک دختر، دیگر فرزند خانواده بود. جوانی که سراسر شور زندگی بود و به گفته یکی از بستگاناش قرار بود در آذر ۹۸ در مسابقات پرورش اندام در ترکیه شرکت کند.
دلبستگیهای ورزشی مهرداد ولی دلیلی نشده بود که او از جامعه خود بریده باشد. یکی از آشنایان او گفته بود: «مهرداد معترض بود و از وضعیت اقتصادی و نداری مردم و وضعیتی که حکومت درست کرده رنج میبرد. میگفت از دیدن خانمی که برای گرفتن فقط چند نان، کارت یارانهاش را در نانوایی گذاشته رنج میبرد یا از دیدن مردی که در قصابی پولی برای خرید گوشت نداشت و دنبال گرفتن پسماندهها بود.»
#آبان۹۸ #آبان_ادامه_دارد #کدام_آبان #از_آبان_بگو #آبان_خونین #چهارشنبه_سوری #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محبوبه رمضانی، مادر جاویدنام پژمان قلیپور، در جمع ایرانیان هامبورگ آلمان، در حالی که عکس مادر دادخواه جاویدنام پویا بختیاری، ناهید شیرپیشه، را در دست دارد، ضمن یادآوری پویا بختیاری و مادرش رندانیاش، از شجاعت ابول کورکور سخن میگوید که ایستاده مردن را یاد داده است.
او همچنین خطاب به خامنهای و رژیم میگوید که مادران دادخواه چه در خارج و چه در داخل، کابوس شما هستند. و کلام معروفش را تکرار میکند که «خودتون میدونید که با آبان نابود شدید و این آبان ادامه داره»
#دادخواهی #ابول_کورکور #اوول_کورکور #آبان_ادامه_دارد #پژمان_قلی_پور #پویا_بختیاری #ناهید_شیرپیشه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او همچنین خطاب به خامنهای و رژیم میگوید که مادران دادخواه چه در خارج و چه در داخل، کابوس شما هستند. و کلام معروفش را تکرار میکند که «خودتون میدونید که با آبان نابود شدید و این آبان ادامه داره»
#دادخواهی #ابول_کورکور #اوول_کورکور #آبان_ادامه_دارد #پژمان_قلی_پور #پویا_بختیاری #ناهید_شیرپیشه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر دادخواه جاویدنام محسن جعفرپناه، در این ویدیو نوروز را تبریک میگوید
محسن جعفرپناه متولد ۹ اسفند ۱۳۶۷ در تاریخ یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸ توسط نیروهای سرکوبگر کشته شد.
محسن جعفرپناه وقتی در اعتراضات آبان ۹۸ گلوله خورد ۲۹ساله بود و پدر یک فرزند خردسال.
#محسن_جعفرپناه #آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #نوروز #نوروز۱۴۰۴ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محسن جعفرپناه متولد ۹ اسفند ۱۳۶۷ در تاریخ یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸ توسط نیروهای سرکوبگر کشته شد.
محسن جعفرپناه وقتی در اعتراضات آبان ۹۸ گلوله خورد ۲۹ساله بود و پدر یک فرزند خردسال.
#محسن_جعفرپناه #آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #نوروز #نوروز۱۴۰۴ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعیت این است که هر رویدادی حتی شادی و جشن نوروز، برای خانوادههای دادخواه تداعیگر خاطراتی است که از عزیزشان دارند و آنوقت است که جای خالی او بیشتر احساس میشود و دلتنگی، آخ دلتنگی ... که میآید سراغ آدم و رها نمیکند...
مادر محمدحسین عرفان، به مناسبت سال نو نوشت:
«عید من دیدن دوباره توست
بوسیدن رویت.....
من بدون تو عیدی ندارم
عيدت مبارک عزیزم»
جاویدنام محمد حسین عرفان در زمان آسیبدیدن چشمانش ۲۴ سال داشت.
در آبان ۹۸ و در فردیس شهر کرج در اعترضات به گرانی بنزین، برق منطقه قطع شده بود و نیروهای سرکوبگر یگان ویژه با موتور به مردم حملهور شده بودند، مردم در حال فرار بودند.
دو دختر روی زمین و زیر مشت و لگد مامورها بودند که محمدحسین با چند نفر دیگر به کمک آنها میروند که با شلیک مستقیم ساچمه از ناحیه دو چشم و سر و صورت آسیب میبیند. چشم چپ بینایی را کامل از دست میدهد و چشم راست با وجود بینایی ۳۰ درصدی به مرور زمان ضعیفتر میشود.
محمدحسین در اعترضات ۱۴۰۱ نیز با همان بینایی محدود به خیابان آمد و بارها کتک خورد تا نهایتا چشمانش عفونت کرد و در ۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۲ در سن ۲۹ سالگی در بیمارستان به علت ورود عفونت در خون، جان خود را از دست داد و در سوم اسفند به خاک سپرده شد.
نیروهای امنیتی در آبان ۹۸ در بیمارستان محمدحسین را تحت فشار قرار میدهند و پس از آن با گرفتن برگه رضایت حق هر گونه شکایت را از او میگیرند و در چهلم وی با حضور بر مزار او با فشار بر خانواده، جو را امنیتی میکنند.
محمد در شرف ازدواج بود و به جای لباس دامادی در جشن عروسی، لباس خواستگاری او در کنار قاب عکس مراسم سوگواری او قرار گرفت.
او بر روی تصاویری از چشمانش نوشته بود.
«قیمت چشم تو چند است که در کشور من، هر چه مرغوب و نفیس است، بهایش جان است»
او در کار تاسیساتی شاغل بود.
#محمد_حسین_عرفان #محمدحسین_عرفان #آبان_خونین_98 #آبان_خونین_۹۸ #آبان_ادامه_دارد #چشم_برای_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
#نوروز #زن_زندگی_آزادی #عمو_نوروز_نیا_اینجا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر محمدحسین عرفان، به مناسبت سال نو نوشت:
«عید من دیدن دوباره توست
بوسیدن رویت.....
من بدون تو عیدی ندارم
عيدت مبارک عزیزم»
جاویدنام محمد حسین عرفان در زمان آسیبدیدن چشمانش ۲۴ سال داشت.
در آبان ۹۸ و در فردیس شهر کرج در اعترضات به گرانی بنزین، برق منطقه قطع شده بود و نیروهای سرکوبگر یگان ویژه با موتور به مردم حملهور شده بودند، مردم در حال فرار بودند.
دو دختر روی زمین و زیر مشت و لگد مامورها بودند که محمدحسین با چند نفر دیگر به کمک آنها میروند که با شلیک مستقیم ساچمه از ناحیه دو چشم و سر و صورت آسیب میبیند. چشم چپ بینایی را کامل از دست میدهد و چشم راست با وجود بینایی ۳۰ درصدی به مرور زمان ضعیفتر میشود.
محمدحسین در اعترضات ۱۴۰۱ نیز با همان بینایی محدود به خیابان آمد و بارها کتک خورد تا نهایتا چشمانش عفونت کرد و در ۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۲ در سن ۲۹ سالگی در بیمارستان به علت ورود عفونت در خون، جان خود را از دست داد و در سوم اسفند به خاک سپرده شد.
نیروهای امنیتی در آبان ۹۸ در بیمارستان محمدحسین را تحت فشار قرار میدهند و پس از آن با گرفتن برگه رضایت حق هر گونه شکایت را از او میگیرند و در چهلم وی با حضور بر مزار او با فشار بر خانواده، جو را امنیتی میکنند.
محمد در شرف ازدواج بود و به جای لباس دامادی در جشن عروسی، لباس خواستگاری او در کنار قاب عکس مراسم سوگواری او قرار گرفت.
او بر روی تصاویری از چشمانش نوشته بود.
«قیمت چشم تو چند است که در کشور من، هر چه مرغوب و نفیس است، بهایش جان است»
او در کار تاسیساتی شاغل بود.
#محمد_حسین_عرفان #محمدحسین_عرفان #آبان_خونین_98 #آبان_خونین_۹۸ #آبان_ادامه_دارد #چشم_برای_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
#نوروز #زن_زندگی_آزادی #عمو_نوروز_نیا_اینجا #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech