This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جعفر جاویدی جانباختهای با چشمان باز...
جاویدنام جعفر جاویدی، با شلیک مستقیم گلوله جنگی سرکوبگران در مشهد کشته شد
جاویدنام جعفر جاویدی، ۲۹ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه حوالی ساعت ۲۱ در مشهد، مقابل کلانتری هفتتیر، با شلیک مستقیم گلوله جنگی از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس روایت نزدیکان، شدت اصابت بهحدی بوده که محل ورود گلوله حدود ۷ سانتیمتر دچار تخریب شده است.
جعفر جاویدی ساکن خیابان سیدرضی مشهد بود و در زمینه فروش و تعمیرات تلفن همراه فعالیت میکرد. او کمتر از شش ماه پیش نامزد کرده بود. پیکر او صبح جمعه و در شرایطی غریبانه، تنها با حضور خواهرش، به خاک سپرده شد.
به گفته اطرافیان، جعفر جوانی خوشاخلاق، مؤدب و آرام بود و هیچگاه از او رفتار خشن یا بیاحترامی دیده نشده است. در اعتراضات سال ۱۴۰۱ بازداشت و با قید وثیقه آزاد شده بود. حدود سه ماه پیش نیز حکم قضایی او صادر شده و به سه سال و یک ماه حبس محکوم شده بود.
یاد و نامش جاوید.
#جعفر_جاویدی #جنایت_علیه_بشریت #مشهد #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام جعفر جاویدی، با شلیک مستقیم گلوله جنگی سرکوبگران در مشهد کشته شد
جاویدنام جعفر جاویدی، ۲۹ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه حوالی ساعت ۲۱ در مشهد، مقابل کلانتری هفتتیر، با شلیک مستقیم گلوله جنگی از پشت هدف قرار گرفت و جان باخت.
بر اساس روایت نزدیکان، شدت اصابت بهحدی بوده که محل ورود گلوله حدود ۷ سانتیمتر دچار تخریب شده است.
جعفر جاویدی ساکن خیابان سیدرضی مشهد بود و در زمینه فروش و تعمیرات تلفن همراه فعالیت میکرد. او کمتر از شش ماه پیش نامزد کرده بود. پیکر او صبح جمعه و در شرایطی غریبانه، تنها با حضور خواهرش، به خاک سپرده شد.
به گفته اطرافیان، جعفر جوانی خوشاخلاق، مؤدب و آرام بود و هیچگاه از او رفتار خشن یا بیاحترامی دیده نشده است. در اعتراضات سال ۱۴۰۱ بازداشت و با قید وثیقه آزاد شده بود. حدود سه ماه پیش نیز حکم قضایی او صادر شده و به سه سال و یک ماه حبس محکوم شده بود.
یاد و نامش جاوید.
#جعفر_جاویدی #جنایت_علیه_بشریت #مشهد #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔39🕊5❤4
بکش، اما عذاب وجدان نداشته باش
کدام خدا به خشونتِ بیمسئولیت نیاز دارد؟
پیام همراهان
اخیراً یکی از حامیان حکومت، حسامالدین حائریزاده یزدی، در سخنانی که با ارجاعهای دینی همراه است، صحنهی اعتراض خیابانی را «میدان جنگ» مینامد و کشتنِ معترض را امری مفروض میگیرد. مسئلهی اصلی در این روایت نه حرمت جان انسان، بلکه «حالِ دلِ قاتل» است: اینکه پس از کشتن، مبادا از خشم و نفرت بر پیکر بیجان لگد بزند؛ نه از سرِ احترام به جان انسان، بلکه چون داشتن نفرت، نشانهی «شرک» و خلل در «توحید» معرفی میشود. پیام پنهان روشن است: بکش، اما با قلبِ «پاک».
این جابهجاییِ خطرناک، نقطهی کانونی خشونتِ سازمانیافته است. پرسش اساسیِ اخلاقی ـ «آیا حق داشتی بکشی؟» ـ حذف میشود و جایش را پرسشی روانشناختی میگیرد: «با چه نیتی کشتی؟» وقتی فعلِ قتل از دایرهی مسئولیت بیرون رانده شد، وجدان هم به مانع تبدیل میشود؛ دلسوزی «ضعف» میشود و تردید «گناه».
در گام بعد، زبانِ انسانزدایی وارد میشود: جامعه به حق و باطل، پاک و ناپاک، خبیث و طیب تقسیم میگردد. معترض دیگر شهروند نیست؛ «آلودگی» است. و وقتی طرف مقابل ذاتاً آلوده معرفی شد، حذفش جنایت نیست؛ «پالایش» است. سپس خشونت به «طرح الهی» متصل میشود: کشتار صحنهی آزمون است، مرگها «تمییز»اند، و گلولهها اجزای نقشهای مقدس. در این روایت، قاتل قاتل نیست؛ ابزار است.
اما ابزار مسئولیت ندارد. ابزار شرم نمیکند، تردید نمیکند، و شب راحت میخوابد. این همان مهندسی اعتقادی است که انسانِ فاعل را تهی میکند تا خشونت بیعذابوجدان تولید شود. پرسشِ واقعی اینجاست: کدام خدا به تعطیلِ وجدان، به قتلِ بیمسئولیت، و به انسانِ ابزارشده نیاز دارد؟ اگر پاسخ روشن است، پس باید شجاعت بازگرداندن مسئولیت به انسان را داشت؛ جایی که اخلاق آغاز میشود.
#اخلاق #جنایت_علیه_بشریت #جنایت_مقدس #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
کدام خدا به خشونتِ بیمسئولیت نیاز دارد؟
پیام همراهان
اخیراً یکی از حامیان حکومت، حسامالدین حائریزاده یزدی، در سخنانی که با ارجاعهای دینی همراه است، صحنهی اعتراض خیابانی را «میدان جنگ» مینامد و کشتنِ معترض را امری مفروض میگیرد. مسئلهی اصلی در این روایت نه حرمت جان انسان، بلکه «حالِ دلِ قاتل» است: اینکه پس از کشتن، مبادا از خشم و نفرت بر پیکر بیجان لگد بزند؛ نه از سرِ احترام به جان انسان، بلکه چون داشتن نفرت، نشانهی «شرک» و خلل در «توحید» معرفی میشود. پیام پنهان روشن است: بکش، اما با قلبِ «پاک».
این جابهجاییِ خطرناک، نقطهی کانونی خشونتِ سازمانیافته است. پرسش اساسیِ اخلاقی ـ «آیا حق داشتی بکشی؟» ـ حذف میشود و جایش را پرسشی روانشناختی میگیرد: «با چه نیتی کشتی؟» وقتی فعلِ قتل از دایرهی مسئولیت بیرون رانده شد، وجدان هم به مانع تبدیل میشود؛ دلسوزی «ضعف» میشود و تردید «گناه».
در گام بعد، زبانِ انسانزدایی وارد میشود: جامعه به حق و باطل، پاک و ناپاک، خبیث و طیب تقسیم میگردد. معترض دیگر شهروند نیست؛ «آلودگی» است. و وقتی طرف مقابل ذاتاً آلوده معرفی شد، حذفش جنایت نیست؛ «پالایش» است. سپس خشونت به «طرح الهی» متصل میشود: کشتار صحنهی آزمون است، مرگها «تمییز»اند، و گلولهها اجزای نقشهای مقدس. در این روایت، قاتل قاتل نیست؛ ابزار است.
اما ابزار مسئولیت ندارد. ابزار شرم نمیکند، تردید نمیکند، و شب راحت میخوابد. این همان مهندسی اعتقادی است که انسانِ فاعل را تهی میکند تا خشونت بیعذابوجدان تولید شود. پرسشِ واقعی اینجاست: کدام خدا به تعطیلِ وجدان، به قتلِ بیمسئولیت، و به انسانِ ابزارشده نیاز دارد؟ اگر پاسخ روشن است، پس باید شجاعت بازگرداندن مسئولیت به انسان را داشت؛ جایی که اخلاق آغاز میشود.
#اخلاق #جنایت_علیه_بشریت #جنایت_مقدس #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤6🕊6👍1
سحرگاه امروز دوشنبه ۱۳ بهمن، احکام اعدام دستکم ۱۰ زندانی در زندانهای مختلف کشورمان اجرا شد. این اعدامها در زندانهای گرگان، نیشابور، قائمشهر، دورود، زنجان، کاشان، ساوه، کرمان، اصفهان و نوشهر انجام شده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری «هرانا» هویت افراد اعدامشده به این شرح احراز شده است:
آرمان کوشکی، حسین نجار، باقر محبی، آرین شوخی، محمد جامع شورانی، ستار خالوند، مهدیپور شهباز، شریف مردانپور، یاشار رضایی و سهراب رفعتی.
اجرای گسترده احکام اعدام بخشی از سیاست دیرپای ارعاب و سرکوب در جمهوری اسلامی است؛ سیاستی که از همان روزهای نخست استقرار این نظام با اعدامهای گسترده، تیربارانهای میدانی و حذف فیزیکی مخالفان آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است. اعدام، بهمثابه ابزاری برای ایجاد رعب اجتماعی و خاموشکردن صداهای معترض، طی بیش از چهار دهه بهطور سیستماتیک به کار گرفته شده است.
صدای ایران باشیم
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش خبرگزاری «هرانا» هویت افراد اعدامشده به این شرح احراز شده است:
آرمان کوشکی، حسین نجار، باقر محبی، آرین شوخی، محمد جامع شورانی، ستار خالوند، مهدیپور شهباز، شریف مردانپور، یاشار رضایی و سهراب رفعتی.
اجرای گسترده احکام اعدام بخشی از سیاست دیرپای ارعاب و سرکوب در جمهوری اسلامی است؛ سیاستی که از همان روزهای نخست استقرار این نظام با اعدامهای گسترده، تیربارانهای میدانی و حذف فیزیکی مخالفان آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است. اعدام، بهمثابه ابزاری برای ایجاد رعب اجتماعی و خاموشکردن صداهای معترض، طی بیش از چهار دهه بهطور سیستماتیک به کار گرفته شده است.
صدای ایران باشیم
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊8❤4
سلامت ذهن و روان در شرایط دشوار، ۴- شناخت آسیبها
محیط زندان برای سلامت روان خطرناک است.
طبق آمارهای سال ۱۳۹۶ شیوع اختلالهای روانی میان زندانیان دست کم تا سه برابر بیشتر از میزان شیوع آن در جمعیت کشور است.
ورق بزنید و این اینفوگرافی را دنبال کنید.
https://tavaana.org/mental-health-for-prisoners-4/
#روانشناسی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
محیط زندان برای سلامت روان خطرناک است.
طبق آمارهای سال ۱۳۹۶ شیوع اختلالهای روانی میان زندانیان دست کم تا سه برابر بیشتر از میزان شیوع آن در جمعیت کشور است.
ورق بزنید و این اینفوگرافی را دنبال کنید.
https://tavaana.org/mental-health-for-prisoners-4/
#روانشناسی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤4🕊4
خمینی آمد...
طرح از اسد بیناخواهی
https://tavaana.org/fa/KhomCom
#خمینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از اسد بیناخواهی
https://tavaana.org/fa/KhomCom
#خمینی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔16👍4💯3
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
آزار و اذیت و مجبور کردن مخالفان به حذف محتوای اعتراضی پس از تهدید خانوادهها در داخل ایران
جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که سرکوب برایش مرز جغرافیایی ندارد. وقتی دیگر نه زندان کافی است، نه فیلترینگ، نه پروندهسازی، مستقیم میرود سراغ خانوادهها. تهدید، احضار، فشار امنیتی و ارعاب نزدیکان در داخل ایران به ابزار رسمی حکومت برای خاموشکردن صدای مخالفان در خارج از کشور تبدیل شده است. این دیگر برخورد امنیتی نیست؛ بلکه گروگانگیری آشکار است
🔹برای مثال، دو بلاگر ایرانی ساکن تورنتو، که در هفتههای گذشته بهطور مداوم جنایت، سرکوب و کشتار مردم ایران را مستند و بازنشر میکردند، بهیکباره تمام فعالیت اعتراضی خود را متوقف کردند. نه توضیحی، نه شفافیتی؛ فقط چند استوری کوتاه و خاموشی کامل. سکوتی که کاملا مشخص است از «انتخاب» نیامده، بلکه از تهدید زاده شده است.
این اتفاق، یک مورد استثنایی یا تصادفی نیست. سالهاست جمهوری اسلامی برای ساکتکردن مخالفان خارج از کشور، همان الگوی تکراری را اجرا میکند: ترور، قتل، یا اگر به خود فرد دسترسی ندارد، خانوادهاش را تحت فشار میگذارد؛ احضار، تهدید، ایجاد پرونده، محدودیتهای شغلی و حتی تهدید جانی، ابزارهایی هستند که حکومت بدون هیچ شرمی از آن برای افراد خانوادهها استفاده میکند تا پیامش را منتقل کند:
🔹اما تجربه سالها سرکوب نشان داده که تهدید، ارعاب و اجبار هرگز پاسخ نداده و نخواهد داد. جمهوری اسلامی بارها کوشیده با شیوههای قرون وسطایی فشار بر خانوادهها و خاموشکردن اجباری صداها، حقیقت را پنهان کند، اما هر بار نتیجه معکوس گرفته است. حقیقت با حذف پست و بستن صفحه از بین نمیرود.
💸 tavaanatech
جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که سرکوب برایش مرز جغرافیایی ندارد. وقتی دیگر نه زندان کافی است، نه فیلترینگ، نه پروندهسازی، مستقیم میرود سراغ خانوادهها. تهدید، احضار، فشار امنیتی و ارعاب نزدیکان در داخل ایران به ابزار رسمی حکومت برای خاموشکردن صدای مخالفان در خارج از کشور تبدیل شده است. این دیگر برخورد امنیتی نیست؛ بلکه گروگانگیری آشکار است
🔹برای مثال، دو بلاگر ایرانی ساکن تورنتو، که در هفتههای گذشته بهطور مداوم جنایت، سرکوب و کشتار مردم ایران را مستند و بازنشر میکردند، بهیکباره تمام فعالیت اعتراضی خود را متوقف کردند. نه توضیحی، نه شفافیتی؛ فقط چند استوری کوتاه و خاموشی کامل. سکوتی که کاملا مشخص است از «انتخاب» نیامده، بلکه از تهدید زاده شده است.
این اتفاق، یک مورد استثنایی یا تصادفی نیست. سالهاست جمهوری اسلامی برای ساکتکردن مخالفان خارج از کشور، همان الگوی تکراری را اجرا میکند: ترور، قتل، یا اگر به خود فرد دسترسی ندارد، خانوادهاش را تحت فشار میگذارد؛ احضار، تهدید، ایجاد پرونده، محدودیتهای شغلی و حتی تهدید جانی، ابزارهایی هستند که حکومت بدون هیچ شرمی از آن برای افراد خانوادهها استفاده میکند تا پیامش را منتقل کند:
«یا ساکت میشوی، یا هزینهاش را عزیزانت میدهند».
🔹اما تجربه سالها سرکوب نشان داده که تهدید، ارعاب و اجبار هرگز پاسخ نداده و نخواهد داد. جمهوری اسلامی بارها کوشیده با شیوههای قرون وسطایی فشار بر خانوادهها و خاموشکردن اجباری صداها، حقیقت را پنهان کند، اما هر بار نتیجه معکوس گرفته است. حقیقت با حذف پست و بستن صفحه از بین نمیرود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊15👍3❤2
یک شاهد عینی از سرکوب خونین اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در اسلامشهر و نازیآباد میگوید؛ جایی که نیروهای سرکوبگر با شلیک مستقیم و رگباری به معترضان، تعقیب افراد در کوچهپسکوچهها، و جمعآوری شبانه اجساد، شهر را به صحنهای از کشتار خیابانی تبدیل کردند و حتی مجروحان نیز از تیراندازی در امان نماندند.
متن ارسال شده برای آموزشکده توانا به شرح زیر است:
«درود، امیدوارم حالتان خوب باشد.
خواستم از اوضاع اسلامشهر و نازیآباد برایتان بگویم. شما میتوانید صدای ما باشید و هستید.
من روز ۱۸ دیماه همراه خواهرم و دامادمان به اعتراضات پیوستیم. به نازیآباد رفتیم؛ جمعیت بهشدت زیاد بود، طوری که انتهای آن مشخص نبود. تقریباً تا ساعت ۹ و خردهای فقط از دور گاز اشکآور میزدند و حتی جرأت یورش نداشتند. اما وقتی مردم شروع به پیشروی کردند، کمکم پراکندهسازی آغاز شد.
شدت درگیری بسیار زیاد شد. ما به همراه عدهای دیگر به کوچهای رفتیم و به پارکینگ یک ساختمان پناه بردیم. تا جایی که میشد ساکت ماندیم و همه چراغها را خاموش کردیم. صدای سرکوبگران میآمد که وارد کوچه شدند و بعد از مدتی صدای تیراندازی رگباری شنیده شد. خیلی سریع هم انگار محل را ترک کردند.
وقتی از ساختمان بیرون آمدیم، کوچه پر از افراد تیرخورده و جسد بود؛ بیشترشان از پشت هدف قرار گرفته بودند. یکی از همسایههای همان ساختمان کمک کرد و چند نفر را به پارکینگ منتقل کردیم، بعد سریع رفتیم تا به ماشین برسیم و از آنجا خارج شویم. شیشه ماشین تقریباً شکسته بود، اما بههرحال توانستیم برویم.
این اتفاق مربوط به ۱۸ دیماه است؛ روزی که متأسفانه زنده ماندم، با بار سنگین بازماندن. در حالی که در اسلامشهر، خیلی از دوستانم و آدمهایی که میشناختم از بین رفتند. چند نفر از دوستانم بازداشت شدند و تا آخر هفته، اجسادشان را به خانوادهها تحویل دادند.
روز ۱۹ دیماه هم در اسلامشهر بیرون بودم. از همان ابتدای شب، حوالی ساعت ۸، بیرحمانه تیراندازی میکردند. واوان، قائمیه، باغفیض، زرافشان و بیستمتری کاشانی پر از جمعیت بود. کار به جایی رسید که یک تویوتا با تیربار نصبشده را از سپاه اسلامشهر آوردند.
در واوان، بعد از اینکه مردم کلانتری محل را تصرف کردند، میتوانم بگویم نزدیک ۴۰ تا ۵۰ نفر را به گلوله بستند. شب ۱۹ دی بیشتر تلاشمان این بود که به زخمیها و کسانی که ساچمه خورده بودند کمک کنیم، چون عملاً امکان تجمع نبود. مستقیم تیر میزدند و اگر کسی مجروح میشد، دوباره شلیک میکردند تا مطمئن شوند زنده نمانده است.
خیلی از مردم اسلامشهر نتوانستند پیکر عزیزانشان را تحویل بگیرند، چون مبالغ زیادی مطالبه میشد و در نهایت آنها را بهعنوان بسیجی دفن کردند. هر دو شبی که در اسلامشهر کشتار انجام شد، مزدوران با وانت جسدها را جمع میکردند و خیابانها را میشستند.
حتی در روزهای ۲۰ و ۲۱ دی، عصرها مأموران به خیابان میآمدند و تهدید میکردند که اگر در خیابان باشید، حکم داریم و میکشیم. اگر به آنها نزدیک میشدی، موبایل را چک میکردند و بازداشت میکردند.
خواهش میکنم نگذارید این اتفاقات عادی شود. هر کاری که میتوانید بکنید. ما بازماندهها با چیزهایی که دیدهایم، واقعاً شب و روز نداریم.»
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
متن ارسال شده برای آموزشکده توانا به شرح زیر است:
«درود، امیدوارم حالتان خوب باشد.
خواستم از اوضاع اسلامشهر و نازیآباد برایتان بگویم. شما میتوانید صدای ما باشید و هستید.
من روز ۱۸ دیماه همراه خواهرم و دامادمان به اعتراضات پیوستیم. به نازیآباد رفتیم؛ جمعیت بهشدت زیاد بود، طوری که انتهای آن مشخص نبود. تقریباً تا ساعت ۹ و خردهای فقط از دور گاز اشکآور میزدند و حتی جرأت یورش نداشتند. اما وقتی مردم شروع به پیشروی کردند، کمکم پراکندهسازی آغاز شد.
شدت درگیری بسیار زیاد شد. ما به همراه عدهای دیگر به کوچهای رفتیم و به پارکینگ یک ساختمان پناه بردیم. تا جایی که میشد ساکت ماندیم و همه چراغها را خاموش کردیم. صدای سرکوبگران میآمد که وارد کوچه شدند و بعد از مدتی صدای تیراندازی رگباری شنیده شد. خیلی سریع هم انگار محل را ترک کردند.
وقتی از ساختمان بیرون آمدیم، کوچه پر از افراد تیرخورده و جسد بود؛ بیشترشان از پشت هدف قرار گرفته بودند. یکی از همسایههای همان ساختمان کمک کرد و چند نفر را به پارکینگ منتقل کردیم، بعد سریع رفتیم تا به ماشین برسیم و از آنجا خارج شویم. شیشه ماشین تقریباً شکسته بود، اما بههرحال توانستیم برویم.
این اتفاق مربوط به ۱۸ دیماه است؛ روزی که متأسفانه زنده ماندم، با بار سنگین بازماندن. در حالی که در اسلامشهر، خیلی از دوستانم و آدمهایی که میشناختم از بین رفتند. چند نفر از دوستانم بازداشت شدند و تا آخر هفته، اجسادشان را به خانوادهها تحویل دادند.
روز ۱۹ دیماه هم در اسلامشهر بیرون بودم. از همان ابتدای شب، حوالی ساعت ۸، بیرحمانه تیراندازی میکردند. واوان، قائمیه، باغفیض، زرافشان و بیستمتری کاشانی پر از جمعیت بود. کار به جایی رسید که یک تویوتا با تیربار نصبشده را از سپاه اسلامشهر آوردند.
در واوان، بعد از اینکه مردم کلانتری محل را تصرف کردند، میتوانم بگویم نزدیک ۴۰ تا ۵۰ نفر را به گلوله بستند. شب ۱۹ دی بیشتر تلاشمان این بود که به زخمیها و کسانی که ساچمه خورده بودند کمک کنیم، چون عملاً امکان تجمع نبود. مستقیم تیر میزدند و اگر کسی مجروح میشد، دوباره شلیک میکردند تا مطمئن شوند زنده نمانده است.
خیلی از مردم اسلامشهر نتوانستند پیکر عزیزانشان را تحویل بگیرند، چون مبالغ زیادی مطالبه میشد و در نهایت آنها را بهعنوان بسیجی دفن کردند. هر دو شبی که در اسلامشهر کشتار انجام شد، مزدوران با وانت جسدها را جمع میکردند و خیابانها را میشستند.
حتی در روزهای ۲۰ و ۲۱ دی، عصرها مأموران به خیابان میآمدند و تهدید میکردند که اگر در خیابان باشید، حکم داریم و میکشیم. اگر به آنها نزدیک میشدی، موبایل را چک میکردند و بازداشت میکردند.
خواهش میکنم نگذارید این اتفاقات عادی شود. هر کاری که میتوانید بکنید. ما بازماندهها با چیزهایی که دیدهایم، واقعاً شب و روز نداریم.»
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔36🕊5❤4
بهادر مؤمنیزاده در شهر رشت بازداشت شد
بهادر مؤمنیزاده، برادر جاویدنام محمد رسول مؤمنیزاده از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، ظهر امروز دوشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ با یورش مأموران به منزل شخصیاش در. شهر رشت بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، مأموران بدون ارائه توضیح رسمی بهادر مؤمنیزاده را بازداشت و از محل منتقل کردهاند. تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ اطلاعی درباره علت بازداشت، اتهامات انتسابی یا محل نگهداری او در دست نیست و هیچ نهاد مسئولی پاسخگو نبوده است.
محمد رسول مؤمنیزاده در جریان خیزش ۱۴۰۱ جان باخت؛ بهادر شاهد لحظه جانباختن برادرش بود و محمد رسول در آغوش او جان خود را از دست داد. پس از آن، بهادر همواره در کنار مادرشان حضور داشته و از او مراقبت میکرده است.
اکنون این مادر، که یک فرزند خود را از دست داده، در پی بازداشت فرزند دیگرش در نگرانی و اضطراب شدید بهسر میبرد.
#بهادر_مؤمنی_زاده #محمدرسول_مومنی_زاده #رشت
@Tavaana_TavaanaTech
بهادر مؤمنیزاده، برادر جاویدنام محمد رسول مؤمنیزاده از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، ظهر امروز دوشنبه ۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۴ با یورش مأموران به منزل شخصیاش در. شهر رشت بازداشت شد.
بر اساس گزارشهای دریافتی، مأموران بدون ارائه توضیح رسمی بهادر مؤمنیزاده را بازداشت و از محل منتقل کردهاند. تا لحظه تنظیم این خبر، هیچ اطلاعی درباره علت بازداشت، اتهامات انتسابی یا محل نگهداری او در دست نیست و هیچ نهاد مسئولی پاسخگو نبوده است.
محمد رسول مؤمنیزاده در جریان خیزش ۱۴۰۱ جان باخت؛ بهادر شاهد لحظه جانباختن برادرش بود و محمد رسول در آغوش او جان خود را از دست داد. پس از آن، بهادر همواره در کنار مادرشان حضور داشته و از او مراقبت میکرده است.
اکنون این مادر، که یک فرزند خود را از دست داده، در پی بازداشت فرزند دیگرش در نگرانی و اضطراب شدید بهسر میبرد.
#بهادر_مؤمنی_زاده #محمدرسول_مومنی_زاده #رشت
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊6
سید مسعود ناصری در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در قزوین با اصابت گلوله توسط سرکوبگران کشته شد
سیدمسعود ناصری، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در قزوین، شامگاه هجدهم دیماه بین ساعات ۱۰ تا ۱۲ شب، در نزدیکی محل سکونت خود هدف اصابت گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفت و بر اثر شدت جراحات جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، سید مسعود ناصری فردی خیر و فعال اجتماعی بود که با همکاری دیگر نیکوکاران، در تهیه و توزیع سبدهای کمک معیشتی برای خانوادههای کمبضاعت نقش فعالی داشت. او متولد ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۷، ۴۷ ساله و دارای شغل آزاد بود و یک بوتیک پوشاک را اداره میکرد.
یکی از دوستان او گزارش داده که نیروهای امنیتی تا مدتی از تحویل پیکر وی به خانوادهاش جلوگیری کرده و از آنان خواسته بودند او را بهعنوان عضو بسیج معرفی کنند و برایش کارت بسیج صادر شود.
دوستان و بستگان سید مسعود ناصری تأکید کردهاند که او به هیچ عنوان عضو بسیج نبوده است.
تلاش برای جعل هویت و مصادره کشتهشدهها به نفع رژیم، الگویی است که به صورت سیستماتیک در خصوص کشتهشدهها با گروگان گرفتن پیکر آنها اعمال شده است و یکی از مصادیق نقض حقوق شهروندان است.
#مسعود_ناصری #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
سیدمسعود ناصری، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در قزوین، شامگاه هجدهم دیماه بین ساعات ۱۰ تا ۱۲ شب، در نزدیکی محل سکونت خود هدف اصابت گلوله نیروهای امنیتی قرار گرفت و بر اثر شدت جراحات جان باخت.
بر اساس گزارشهای دریافتی، سید مسعود ناصری فردی خیر و فعال اجتماعی بود که با همکاری دیگر نیکوکاران، در تهیه و توزیع سبدهای کمک معیشتی برای خانوادههای کمبضاعت نقش فعالی داشت. او متولد ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۷، ۴۷ ساله و دارای شغل آزاد بود و یک بوتیک پوشاک را اداره میکرد.
یکی از دوستان او گزارش داده که نیروهای امنیتی تا مدتی از تحویل پیکر وی به خانوادهاش جلوگیری کرده و از آنان خواسته بودند او را بهعنوان عضو بسیج معرفی کنند و برایش کارت بسیج صادر شود.
دوستان و بستگان سید مسعود ناصری تأکید کردهاند که او به هیچ عنوان عضو بسیج نبوده است.
تلاش برای جعل هویت و مصادره کشتهشدهها به نفع رژیم، الگویی است که به صورت سیستماتیک در خصوص کشتهشدهها با گروگان گرفتن پیکر آنها اعمال شده است و یکی از مصادیق نقض حقوق شهروندان است.
#مسعود_ناصری #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊8