جاویدنام محمدمهدی جارچی؛ مرد ۳۸ سالهای که در فردیس کرج با شلیک به قلب کشته شد
محمدمهدی جارچی، ۳۸ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه حوالی ساعت ۲۰:۳۰ در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی به ناحیه قلب جان خود را از دست داد.
او تکپسر خانواده بود و نزدیکانش از علاقه عمیقش به ایران و موسیقی یاد میکنند.
بر اساس روایت همراه او، محمدمهدی جارچی در واپسین لحظات زندگی چنین گفته است:
«فکر کنم دارم میمیرم… مراقب خودت باش. دوستت دارم.»
یاد و نام او در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از زندگیهای ناتمام و اندوه خانوادهها در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمدمهدی_جارچی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavsanaTech
محمدمهدی جارچی، ۳۸ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه حوالی ساعت ۲۰:۳۰ در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی به ناحیه قلب جان خود را از دست داد.
او تکپسر خانواده بود و نزدیکانش از علاقه عمیقش به ایران و موسیقی یاد میکنند.
بر اساس روایت همراه او، محمدمهدی جارچی در واپسین لحظات زندگی چنین گفته است:
«فکر کنم دارم میمیرم… مراقب خودت باش. دوستت دارم.»
یاد و نام او در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از زندگیهای ناتمام و اندوه خانوادهها در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمدمهدی_جارچی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavsanaTech
💔52🕊8❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لونا کرمانینژاد در اعتراضات ۱۸دی۱۴۰۴ در مشهد با شلیک گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در آغوش همسرش جان باخت.
همسرش ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«همسر زیبا و مهربونم ۱۸ دی توی دستای خودم رفت… ولی کوه آرزوها و هدفهاش رو هم با خودش برد…
لونا دو سال تموم، هر روز ساعت ۸ صبح میرفت باشگاه.
لونا همیشه به بدنش اهمیت میداد، رژیمش رو جدی میگرفت و وقتی مربیش یه برنامه میداد، اولین کسی بود که قبول میکرد و انجام میداد.
لونا برای هر روزش برنامه داشت، حتی برای کارهای سادهی خونه یا خرید روزانه.
لونا عاشق موسیقی و موزیک بود، هر آهنگ و ریتمی که دوست داشت، با دل و جان گوش میداد و زندگیشو پر از شور میکرد.
لونا عاشق کتاب بود توی چندین گروه کتاب خوانی مختلف بود بیشتر ۱۰۰ کتاب مختلف خونده بود، یکی از بهترین هدیه ها برای لونا کتاب بود
لونا توی نقاشی استعداد فوقالعادهای داشت و سالها از همین استعدادش به زندگی ما کمک کرد و رنگ و روح به روزهای ما میبخشید.
لونا عاشق یادگیری بود، مخصوصاً زبان انگلیسی، و برای کلاسهاش با شور و اشتیاقی بینظیر آماده میشد.
لونا تازه گواهینامه گرفته بود و رانندگی یاد گرفته بود، هر روز پیشرفت میکرد و از تأییدهای من ذوق میکرد و خوشحال میشد.
لونا همیشه دوست داشت مستقل باشه، درآمد داشته باشه و موفق باشه… و موفق هم بود.
لونا دلش میخواست روی پای خودش وایسه، همیشه به آینده امید داشت و برای رسیدن به اهدافش تلاش میکرد.
لونا همیشه به خانوادهاش فکر میکرد و به آدمهای دور و برش عشق میورزید، مهربون و دوستداشتنی بود.
لونا همیشه آرزوی ایران آباد و آزاد داشت، دلش میخواست ایران جایی بهتر باشه و میخواست سهم خودش رو داشته باشه که چیزی جز آزادی و آرامش نبود …
و حالا، وقتی به نبودنش نگاه میکنم، احساس میکنم همه ی عمرم رفت، عمری که فقط باید کنار اون سپری میشد ....»
#جنایت_علیه_بشریت
#لونا_کرمانی_نژاد
#فاطمه_کرمانی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
همسرش ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«همسر زیبا و مهربونم ۱۸ دی توی دستای خودم رفت… ولی کوه آرزوها و هدفهاش رو هم با خودش برد…
لونا دو سال تموم، هر روز ساعت ۸ صبح میرفت باشگاه.
لونا همیشه به بدنش اهمیت میداد، رژیمش رو جدی میگرفت و وقتی مربیش یه برنامه میداد، اولین کسی بود که قبول میکرد و انجام میداد.
لونا برای هر روزش برنامه داشت، حتی برای کارهای سادهی خونه یا خرید روزانه.
لونا عاشق موسیقی و موزیک بود، هر آهنگ و ریتمی که دوست داشت، با دل و جان گوش میداد و زندگیشو پر از شور میکرد.
لونا عاشق کتاب بود توی چندین گروه کتاب خوانی مختلف بود بیشتر ۱۰۰ کتاب مختلف خونده بود، یکی از بهترین هدیه ها برای لونا کتاب بود
لونا توی نقاشی استعداد فوقالعادهای داشت و سالها از همین استعدادش به زندگی ما کمک کرد و رنگ و روح به روزهای ما میبخشید.
لونا عاشق یادگیری بود، مخصوصاً زبان انگلیسی، و برای کلاسهاش با شور و اشتیاقی بینظیر آماده میشد.
لونا تازه گواهینامه گرفته بود و رانندگی یاد گرفته بود، هر روز پیشرفت میکرد و از تأییدهای من ذوق میکرد و خوشحال میشد.
لونا همیشه دوست داشت مستقل باشه، درآمد داشته باشه و موفق باشه… و موفق هم بود.
لونا دلش میخواست روی پای خودش وایسه، همیشه به آینده امید داشت و برای رسیدن به اهدافش تلاش میکرد.
لونا همیشه به خانوادهاش فکر میکرد و به آدمهای دور و برش عشق میورزید، مهربون و دوستداشتنی بود.
لونا همیشه آرزوی ایران آباد و آزاد داشت، دلش میخواست ایران جایی بهتر باشه و میخواست سهم خودش رو داشته باشه که چیزی جز آزادی و آرامش نبود …
و حالا، وقتی به نبودنش نگاه میکنم، احساس میکنم همه ی عمرم رفت، عمری که فقط باید کنار اون سپری میشد ....»
#جنایت_علیه_بشریت
#لونا_کرمانی_نژاد
#فاطمه_کرمانی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
💔49🕊9❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
اختلال در حق ارتباط
مسدودسازی سیمکارتهای روزنامهنگاران و فعالان فضای مجازی
در روزهایی که جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری از صداهای معترض میترسد، اینبار نوبت به سیمکارتها رسیده است. روایتهای متعدد کاربران نشان میدهد که خطوط تلفن همراه، بهویژه در شبکه همراه اول، به شکلی سازمانیافته و هدفمند مسدود شدهاند؛ نه به دلیل بدهی یا نقص فنی، بلکه صرفا به خاطر انتشار مطالب سیاسی و اجتماعی.
وبسایت «پیام ما» در گزارشی تازه از مسدودسازی هدفمند سیمکارتهای روزنامهنگاران و فعالان فضای مجازی پرده برداشته است. در این گزارش آمده:
"روز شنبه، ۲۰ دی، بود که ساعت ۱۰ صبح «حامد بیدی»، مدیرعامل کارزار و فعال حق اینترنت، متوجه مسدودشدن سیمکارتش آنهم بدون هیچ اطلاعرسانی قبلی شد. او در گفتوگو با «پیام ما» این اقدام را اینطور شرح میدهد: «بعد از آن هم هیچ اطلاعرسانی نشد. پس از چندین روز پیگیری از نهادهای مختلف، از سوی یک نهاد امنیتی تماس گرفته شد و گفتند خط را مسدود کردهاند و دلیلی برای این اقدام ذکر نکردند. فقط گفتند یک اقدام تنبیهی است. هنوز هم هیچ جلسهای برای این اتفاق با من گذاشته نشده است.»
او تاکنون مسدودشدن سیمکارت را تجربه نکرده، اما به تعداد زیادی از فعالان و کنشگران برخورده که در گذشته یا در همین بازه زمانی اخیر با مسدودسازی سیمکارتشان مواجه شدهاند و درباره پیگیریهای خود توضیح میدهد: «در همان روز شنبه که سیمکارت قطع شد، با پیگیری از اپراتورها من را به شماره تماسی از دادستانی ارجاع دادند. آن شماره تماس میگفت در پیامرسان ایتا درخواست را ثبت کنید تا در نوبت بررسی قرار بگیرد. این درحالیاست که در همان روزها و روزهای بعد تمام پیامرسانهای داخلی مسدود بودند و اصلاً امکان ثبت چنین درخواستی وجود نداشت.»
بهگفته بیدی، زمانی که سیمکارتهای یک فرد مسدود میشود، اساساً امکان برقراری ارتباط با آن فرد از بین میرود: «حتی در این شرایط اگر دستور قضائی در سامانه ثنا به او ابلاغ شود، متوجه این موضوع نمیشود.»
چنین انسداد ارتباطی برای او مشکلات دیگری هم ایجاد کرده است: «سیمکارتهای من دسترسیام به زیرساختهای پلتفرم و حسابهای بانکی کارزار مهیا میکند. بنابراین، مسدودسازی سیمکارت من صرفاً یک تنبیه شخصی قلمداد نمیشود، بلکه باعث زمینخوردن کل کسبوکار و مجموعه میشود.»
«الهه خسروی»، روزنامهنگار، هم یکی دیگر از افرادی است که با این اقدام و بدون اطلاعرسانی قبلی مواجه شده است: «مدتی پیش یک روز صبح متوجه شدم خطم را مسدود کردهاند. ازآنجاکه پیشتر هم این اتفاق برای من افتاده بود، با شماره ارتباط مردمی نهاد امنیتی تماس گرفتم و گفتند با شما برای احضار و پیگیری تماس میگیرند. اما دیگر تماسی نگرفتند.»
خسروی پیشتر هم دوبار چنین اتفاقی را تجربه کرده بود: «دو بار دیگر سیمکارت من را مسدود کردهاند. یکبار پارسال بود و با احضار از سوی مقامات امنیتی از من خواسته شد توییتها و پستهای اینستاگرامم را حذف کنم.»
او میگوید پیگیریای برای اتصال خط سیمکارتش برای دفعات گذشته انجام نداده است: «اما برای دوستانم که این مشکل پیش آمده بود، بعد از حذف پستهایشان، یک ماه زمان برد تا خط تلفنشان وصل شود.»
از دیدگاه خسروی، تفاوت قطعی سیمکارت اینبار با دفعات گذشته در این است که در این بازه زمانی اینترنت هم قطع بوده است: «زندگی ما مختل شد و در کارهای روزمره به مشکل برمیخوریم؛ به این معنی که نه ماشین اینترنتی میتوانیم بگیریم و نه کارهای بانکی انجام دهیم.»"
لینک کامل این گزارش 📎
این رویه که دقیقا شبیه به محاکمههای صحرایی است، اپراتور تلفن همراه را از یک بنگاه اقتصادی خدماتی به یک بازوی اجرایی امنیتی تبدیل کرده است.
اینکه شهروندان را مجبور کنید برای پس گرفتن حق بدیهی و مالکیت شخصی خود (سیمکارت)، در راهروهای دادسرا و نهادهای امنیتی سرگردان شوند و ندانند با کدام نهاد طرف هستند و در نهایت مجبور به امضای تعهدنامههای اجباری شوند، دهنکجی به میلیونها شهروند ایرانی است.
💸 tavaanatech
مسدودسازی سیمکارتهای روزنامهنگاران و فعالان فضای مجازی
در روزهایی که جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری از صداهای معترض میترسد، اینبار نوبت به سیمکارتها رسیده است. روایتهای متعدد کاربران نشان میدهد که خطوط تلفن همراه، بهویژه در شبکه همراه اول، به شکلی سازمانیافته و هدفمند مسدود شدهاند؛ نه به دلیل بدهی یا نقص فنی، بلکه صرفا به خاطر انتشار مطالب سیاسی و اجتماعی.
وبسایت «پیام ما» در گزارشی تازه از مسدودسازی هدفمند سیمکارتهای روزنامهنگاران و فعالان فضای مجازی پرده برداشته است. در این گزارش آمده:
"روز شنبه، ۲۰ دی، بود که ساعت ۱۰ صبح «حامد بیدی»، مدیرعامل کارزار و فعال حق اینترنت، متوجه مسدودشدن سیمکارتش آنهم بدون هیچ اطلاعرسانی قبلی شد. او در گفتوگو با «پیام ما» این اقدام را اینطور شرح میدهد: «بعد از آن هم هیچ اطلاعرسانی نشد. پس از چندین روز پیگیری از نهادهای مختلف، از سوی یک نهاد امنیتی تماس گرفته شد و گفتند خط را مسدود کردهاند و دلیلی برای این اقدام ذکر نکردند. فقط گفتند یک اقدام تنبیهی است. هنوز هم هیچ جلسهای برای این اتفاق با من گذاشته نشده است.»
او تاکنون مسدودشدن سیمکارت را تجربه نکرده، اما به تعداد زیادی از فعالان و کنشگران برخورده که در گذشته یا در همین بازه زمانی اخیر با مسدودسازی سیمکارتشان مواجه شدهاند و درباره پیگیریهای خود توضیح میدهد: «در همان روز شنبه که سیمکارت قطع شد، با پیگیری از اپراتورها من را به شماره تماسی از دادستانی ارجاع دادند. آن شماره تماس میگفت در پیامرسان ایتا درخواست را ثبت کنید تا در نوبت بررسی قرار بگیرد. این درحالیاست که در همان روزها و روزهای بعد تمام پیامرسانهای داخلی مسدود بودند و اصلاً امکان ثبت چنین درخواستی وجود نداشت.»
بهگفته بیدی، زمانی که سیمکارتهای یک فرد مسدود میشود، اساساً امکان برقراری ارتباط با آن فرد از بین میرود: «حتی در این شرایط اگر دستور قضائی در سامانه ثنا به او ابلاغ شود، متوجه این موضوع نمیشود.»
چنین انسداد ارتباطی برای او مشکلات دیگری هم ایجاد کرده است: «سیمکارتهای من دسترسیام به زیرساختهای پلتفرم و حسابهای بانکی کارزار مهیا میکند. بنابراین، مسدودسازی سیمکارت من صرفاً یک تنبیه شخصی قلمداد نمیشود، بلکه باعث زمینخوردن کل کسبوکار و مجموعه میشود.»
«الهه خسروی»، روزنامهنگار، هم یکی دیگر از افرادی است که با این اقدام و بدون اطلاعرسانی قبلی مواجه شده است: «مدتی پیش یک روز صبح متوجه شدم خطم را مسدود کردهاند. ازآنجاکه پیشتر هم این اتفاق برای من افتاده بود، با شماره ارتباط مردمی نهاد امنیتی تماس گرفتم و گفتند با شما برای احضار و پیگیری تماس میگیرند. اما دیگر تماسی نگرفتند.»
خسروی پیشتر هم دوبار چنین اتفاقی را تجربه کرده بود: «دو بار دیگر سیمکارت من را مسدود کردهاند. یکبار پارسال بود و با احضار از سوی مقامات امنیتی از من خواسته شد توییتها و پستهای اینستاگرامم را حذف کنم.»
او میگوید پیگیریای برای اتصال خط سیمکارتش برای دفعات گذشته انجام نداده است: «اما برای دوستانم که این مشکل پیش آمده بود، بعد از حذف پستهایشان، یک ماه زمان برد تا خط تلفنشان وصل شود.»
از دیدگاه خسروی، تفاوت قطعی سیمکارت اینبار با دفعات گذشته در این است که در این بازه زمانی اینترنت هم قطع بوده است: «زندگی ما مختل شد و در کارهای روزمره به مشکل برمیخوریم؛ به این معنی که نه ماشین اینترنتی میتوانیم بگیریم و نه کارهای بانکی انجام دهیم.»"
لینک کامل این گزارش 📎
این رویه که دقیقا شبیه به محاکمههای صحرایی است، اپراتور تلفن همراه را از یک بنگاه اقتصادی خدماتی به یک بازوی اجرایی امنیتی تبدیل کرده است.
اینکه شهروندان را مجبور کنید برای پس گرفتن حق بدیهی و مالکیت شخصی خود (سیمکارت)، در راهروهای دادسرا و نهادهای امنیتی سرگردان شوند و ندانند با کدام نهاد طرف هستند و در نهایت مجبور به امضای تعهدنامههای اجباری شوند، دهنکجی به میلیونها شهروند ایرانی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯11🕊5💔4❤1
Forwarded from دانشجویان متحد
⭕️ ششمین روز اعتراضات دانشجویان علوم پزشکی شیراز
🔻 بنا بر گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، برای روز ششم دست به تجمع اعتراضی زدند و خواستار آزادی کادر درمان شدند.
🔻از جمله شعارهای دانشجویان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
خط مقدم جان، فداییان ایران
دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد
سعید جوانبخت، آزاد باید گردد
قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان
🔻 اطلاعات مربوط به دانشجویان جانباخته و بازداشتشده، کمیتههای دانشگاه و اخبار مرتبط با دانشگاه را برای ما ارسال کنید.
ارتباط با ما:
@Public_anjmotahed
🆔 @anjmotahed
🔻 بنا بر گزارشهای رسیده به دانشجویان متحد، جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، برای روز ششم دست به تجمع اعتراضی زدند و خواستار آزادی کادر درمان شدند.
🔻از جمله شعارهای دانشجویان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
خط مقدم جان، فداییان ایران
دانشجو میمیرد، ذلت نمیپذیرد
سعید جوانبخت، آزاد باید گردد
قسم به خون یاران ایستادهایم تا پایان
🔻 اطلاعات مربوط به دانشجویان جانباخته و بازداشتشده، کمیتههای دانشگاه و اخبار مرتبط با دانشگاه را برای ما ارسال کنید.
ارتباط با ما:
@Public_anjmotahed
🆔 @anjmotahed
❤42🕊6💯4
نگرانی جدی درباره ناپدید شدن کوکب بداغی پس از مراجعه به اداره اطلاعات ایذه
بر اساس گزارشهای موثق، کوکب بداغی، فعال صنفی، پس از مراجعه به اداره اطلاعات ایذه برای ارائه توضیحات درباره پروندهای با اتهام «تبلیغ علیه نظام»، ناپدید شده و تاکنون هیچ اطلاع رسمی از وضعیت، محل نگهداری یا سلامت او در دسترس نیست.
طبق اعلام خانواده، بامداد روز سهشنبه ۷ بهمن، ساعت ۵ صبح، افرادی که خود را وابسته به اطلاعات سپاه معرفی کرده بودند، با صورتهای پوشیده با ماسک بدون ارائه کارت شناسایی و از طریق ورود غیرقانونی از دیوار، وارد منزل این خانواده شده و تلفن همراه، لپتاپ، شناسنامه و سایر مدارک شخصی را ضبط کردهاند.
همچنین به کوکب بداغی اعلام شده بود که ساعت ۸ صبح همان روز برای پیگیری پرونده خود به اداره اطلاعات مراجعه کند. او پیشتر نیز در دو نوبت مشابه برای ارائه توضیحات درباره فعالیتهای صنفیاش در این نهاد حضور یافته بود، اما پس از آخرین مراجعه، دیگر به منزل بازنگشته است.
در پی ادامه بیخبری از سرنوشت او، همسر کوکب بداغی با مراجعه به مراجع قضایی، به طور رسمی شکایت اعلام مفقودی ثبت کرده است.
کوکب بداغی، مادر یک کودک خردسال است که در دفعات پیشین بازداشت مادرش یا هجوم به خانهشان از نظر روحی آسیب دیده است.
حالا خانم بداغیرمفقود شده و هیچ نهادی بازداشت ایشان را تقبل نمیکند.
#کوکب_بداغی #ایذه
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای موثق، کوکب بداغی، فعال صنفی، پس از مراجعه به اداره اطلاعات ایذه برای ارائه توضیحات درباره پروندهای با اتهام «تبلیغ علیه نظام»، ناپدید شده و تاکنون هیچ اطلاع رسمی از وضعیت، محل نگهداری یا سلامت او در دسترس نیست.
طبق اعلام خانواده، بامداد روز سهشنبه ۷ بهمن، ساعت ۵ صبح، افرادی که خود را وابسته به اطلاعات سپاه معرفی کرده بودند، با صورتهای پوشیده با ماسک بدون ارائه کارت شناسایی و از طریق ورود غیرقانونی از دیوار، وارد منزل این خانواده شده و تلفن همراه، لپتاپ، شناسنامه و سایر مدارک شخصی را ضبط کردهاند.
همچنین به کوکب بداغی اعلام شده بود که ساعت ۸ صبح همان روز برای پیگیری پرونده خود به اداره اطلاعات مراجعه کند. او پیشتر نیز در دو نوبت مشابه برای ارائه توضیحات درباره فعالیتهای صنفیاش در این نهاد حضور یافته بود، اما پس از آخرین مراجعه، دیگر به منزل بازنگشته است.
در پی ادامه بیخبری از سرنوشت او، همسر کوکب بداغی با مراجعه به مراجع قضایی، به طور رسمی شکایت اعلام مفقودی ثبت کرده است.
کوکب بداغی، مادر یک کودک خردسال است که در دفعات پیشین بازداشت مادرش یا هجوم به خانهشان از نظر روحی آسیب دیده است.
حالا خانم بداغیرمفقود شده و هیچ نهادی بازداشت ایشان را تقبل نمیکند.
#کوکب_بداغی #ایذه
@Tavaana_TavaanaTech
❤20💔12🕊6
آرش صادقی، فعال حقوق بشر، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از «شرمِ زندهبودن» در روزهای مرگ و فاجعه نوشت و دیماه ۱۴۰۴ را زخمی دانست که نه با گذر زمان التیام مییابد و نه با عادت فراموش میشود. او در این یادداشت تأکید کرد که هیچ ایده و ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد و ارزش جان آدمی والاتر از هر باور و نظام فکری است؛ اصلی که فرو ریختن آن، به گفته او، به معنای قربانیشدن خود انسان و معنای زندگی خواهد بود.
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊6❤4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام نازنین اسمیخانی؛ ۱۸ سال داشت که هدف گلوله تکتیرانداز قرار گرفت و کشته شد
براساس گزارشی که رادیوفردا از طریق یکی از بستگان نازنین اسمی خانی به دست آورده، او شب ۱۹ دی ماه همراه با پدر و مادرش در مسیر بازگشت به خانه در شهر محمدیه استان قزوین، هدف گلوله تکتیرانداز قرار گرفته و جان باخت.
دیاکو مافی، پسرعموی نازنین اسمیخانی، به رادیوفردا گفته است:
نازنین اسمیخانی متولد ۱۳ آذر ۱۳۸۶ و دانش آموز سال آخر دبیرستان بود. او عکاسی میخواند همزمان در یک آتلیه عکاسی کار میکرد، گیتار و سه تار میزد و بسیار دختر شادی بود.
#نازنین_اسمی_خانی
💸 tavaanatech
براساس گزارشی که رادیوفردا از طریق یکی از بستگان نازنین اسمی خانی به دست آورده، او شب ۱۹ دی ماه همراه با پدر و مادرش در مسیر بازگشت به خانه در شهر محمدیه استان قزوین، هدف گلوله تکتیرانداز قرار گرفته و جان باخت.
دیاکو مافی، پسرعموی نازنین اسمیخانی، به رادیوفردا گفته است:
«تک تیرانداز از پشت سر نازنین را هدف گرفته بود و نازنین در آغوش پدرش بود که یک پژوی ۴۰۵ او را با خود میبرد.
همچنین برای تحویل پیکر نازنین، ۳۰۰ میلیون تومان پول به همراه طلاهایی که خود نازنین داشت از خانواده او گرفتهاند.»
نازنین اسمیخانی متولد ۱۳ آذر ۱۳۸۶ و دانش آموز سال آخر دبیرستان بود. او عکاسی میخواند همزمان در یک آتلیه عکاسی کار میکرد، گیتار و سه تار میزد و بسیار دختر شادی بود.
#نازنین_اسمی_خانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔47🕊5
جاویدنام محمد مرادی؛ جوان ۲۵ سالهای که در مشهد با شلیک گلوله جنگی کشته شد
محمد مرادی، ۲۵ ساله، در منطقه امامت مشهد در حالیکه با دست خالی در خیابان حضور داشت، هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به ناحیه شکم جان خود را از دست داد.
او بهتازگی دوران خدمت سربازی را به پایان رسانده بود و با امیدها و آرزوهای بسیار در انتظار دریافت کارت پایان خدمت خود بود. محمد مرادی در شب ۱۸ دیماه هدف گلوله قرار گرفت و نزدیک بامداد به خانوادهاش اطلاع داده شد که در بیمارستان بستری است. بنا بر روایت نزدیکان، مادرش هنگامی که بر بالین او رسید و فرزندش را بوسید، محمد مرادی اندکی بعد جان سپرد.
گزارشها حاکی است کفشهای او آغشته به خون بوده و پیکرش سه روز در انتظار شستوشو در سردخانه مانده است؛ وضعیتی که بهگفته نزدیکان، نشاندهنده شمار بالای جانباختگان در آن روزهاست.
کارت پایان خدمت او نیز در حالی به درِ خانه خانواده رسید که خود پیشتر به خاک سپرده شده بود.
یاد و نام محمد مرادی، جوانی عاشق زندگی و میهن، در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمد_زمانی #مشهد #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محمد مرادی؛ جوان ۲۵ سالهای که در مشهد با شلیک گلوله جنگی کشته شد
محمد مرادی، ۲۵ ساله، در منطقه امامت مشهد در حالیکه با دست خالی در خیابان حضور داشت، هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به ناحیه شکم جان خود را از دست داد.
او بهتازگی دوران خدمت سربازی را به پایان رسانده بود و با امیدها و آرزوهای بسیار در انتظار دریافت کارت پایان خدمت خود بود. محمد مرادی در شب ۱۸ دیماه هدف گلوله قرار گرفت و نزدیک بامداد به خانوادهاش اطلاع داده شد که در بیمارستان بستری است. بنا بر روایت نزدیکان، مادرش هنگامی که بر بالین او رسید و فرزندش را بوسید، محمد مرادی اندکی بعد جان سپرد.
گزارشها حاکی است کفشهای او آغشته به خون بوده و پیکرش سه روز در انتظار شستوشو در سردخانه مانده است؛ وضعیتی که بهگفته نزدیکان، نشاندهنده شمار بالای جانباختگان در آن روزهاست.
کارت پایان خدمت او نیز در حالی به درِ خانه خانواده رسید که خود پیشتر به خاک سپرده شده بود.
یاد و نام محمد مرادی، جوانی عاشق زندگی و میهن، در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمد_زمانی #مشهد #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔35🕊4
جاویدنام محمود کاظمی؛ گرافیست ۳۱ سالهای که در قزوین با شلیک به سر کشته شد
محمود کاظمی، ۳۱ ساله و مجرد، در تاریخ ۱۸ دیماه در محدوده چهارراه فلسطین قزوین بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.
او بهعنوان گرافیست و طراح سنگ مزار فعالیت میکرد و بنا بر روایت نزدیکان، از حامیان سگهای بیسرپرست بود. گفته میشود لحظه شلیک در برابر دیدگان دوستان و برادرش رخ داده است.
پیکر این جانباخته صبح روز شنبه ۲۰ دی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری در همان روز برگزار شد.
یاد و نام محمود کاظمی در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از زندگیهای ناتمام و اندوه بازماندگان در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمود_کاظمی #قزوین #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
محمود کاظمی، ۳۱ ساله و مجرد، در تاریخ ۱۸ دیماه در محدوده چهارراه فلسطین قزوین بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.
او بهعنوان گرافیست و طراح سنگ مزار فعالیت میکرد و بنا بر روایت نزدیکان، از حامیان سگهای بیسرپرست بود. گفته میشود لحظه شلیک در برابر دیدگان دوستان و برادرش رخ داده است.
پیکر این جانباخته صبح روز شنبه ۲۰ دی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری در همان روز برگزار شد.
یاد و نام محمود کاظمی در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از زندگیهای ناتمام و اندوه بازماندگان در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمود_کاظمی #قزوین #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊5
تداوم بازداشت فرانک حجاریزاده در تهران؛ نگهداری در بند ۲۰۹ زندان اوین
فرانک حجاریزاده، ۳۰ ساله، کارشناس بهداشت محیط و مدرس زبان آلمانی، روز ۱۸ دیماه در خیابان کاشانی تهران بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، او پس از بازداشت به زندان اوین منتقل شده و هماکنون در بند ۲۰۹ این زندان نگهداری میشود.
#فرانک_حجاری_زاده
@Tavaana_TavaanaTech
فرانک حجاریزاده، ۳۰ ساله، کارشناس بهداشت محیط و مدرس زبان آلمانی، روز ۱۸ دیماه در خیابان کاشانی تهران بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات رسیده، او پس از بازداشت به زندان اوین منتقل شده و هماکنون در بند ۲۰۹ این زندان نگهداری میشود.
#فرانک_حجاری_زاده
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18💔13
قربان بهزادیاننژاد یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۷ نفره بازداشت شد
اردشیر امیرارجمند، در شبکه ایکس با اعلام این خبر نوشت:
نظام استبداد دینی با «دشمن» خارجی مذاکره میکند اما حاضر به تحمل مخالفان میهن پرست نیست و آنها را به جرم آزادیخواهی سرکوب می کند.
آقای بهزادیاننژاد یکی دیگر از امضا کنندگان بیانیه ۱۷ تن است که طی روزهای گذشته بازداشت میشود.
تا کنون چهار نفر از اعضای این بیانیه بازداشت شدند.
ویدا ربانی، عبدالله مؤمنی، مهدی محمودیان و قربان بهزادیاننژاد
آقای بهزادیاننژاد در سال ۱۳۸۸ از مشاوران آقای میرحسین موسوی بود.
#قربان_بهزادیان_نژاد #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
اردشیر امیرارجمند، در شبکه ایکس با اعلام این خبر نوشت:
نظام استبداد دینی با «دشمن» خارجی مذاکره میکند اما حاضر به تحمل مخالفان میهن پرست نیست و آنها را به جرم آزادیخواهی سرکوب می کند.
آقای بهزادیاننژاد یکی دیگر از امضا کنندگان بیانیه ۱۷ تن است که طی روزهای گذشته بازداشت میشود.
تا کنون چهار نفر از اعضای این بیانیه بازداشت شدند.
ویدا ربانی، عبدالله مؤمنی، مهدی محمودیان و قربان بهزادیاننژاد
آقای بهزادیاننژاد در سال ۱۳۸۸ از مشاوران آقای میرحسین موسوی بود.
#قربان_بهزادیان_نژاد #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکوفه عبدی، متولد ۶۷ اهل شازند و ساکن اراک، ۱۹ دی ۱۴۰۳ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد. شکوفه عکاس بود و در یک آتلیه عکاسی در شهر اراک مشغول به کار بود. پیکر او بە خانوادە تحویل و در زادگاهش شهر شازند بە خاک سپردە شد.
#راهت_ادامه_دارد
#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #شکوفه_عبدی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
#راهت_ادامه_دارد
#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #شکوفه_عبدی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊7❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عرشیا نرجآبادی نوجوان ورزشکار، تنها ۱۸ سال سن داشت. او در ۱۹ دی ۱۴۰۴ در تهران با شلیک گلوله جاودانه شد.
۱۲ آذر زادروزش بود و آرزوهای بزرگ و زیبایی داشت.
عرشیا. در خانواده و اقوام محبوب بود و همه به او امید داشتند. جوانی پر انرژی، پر انگیزه و مهربان که حالا فقط یادش داغ دل و خشم علیه قاتلانش را زنده میکند.
خواهرش ضمن انتشار این ویدیو چند روز پیش نوشت:
«قربون قد و بالات، قربون چشای رنگیت قربون ادب ومهربونیت
کاش آنقدر شاد و پر انرژی نبودی،کاش آنقدر خوب نبودی😭
امروز بیست روزه که نیستی دیگه توان زندگی کردن ندارم 😭
قبلا خوشگل من و فرزین بودی الان خوشگل یه ایران شدی🖤🖤»
#۱۹_دی
#عرشیا_نرج_آبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
۱۲ آذر زادروزش بود و آرزوهای بزرگ و زیبایی داشت.
عرشیا. در خانواده و اقوام محبوب بود و همه به او امید داشتند. جوانی پر انرژی، پر انگیزه و مهربان که حالا فقط یادش داغ دل و خشم علیه قاتلانش را زنده میکند.
خواهرش ضمن انتشار این ویدیو چند روز پیش نوشت:
«قربون قد و بالات، قربون چشای رنگیت قربون ادب ومهربونیت
کاش آنقدر شاد و پر انرژی نبودی،کاش آنقدر خوب نبودی😭
امروز بیست روزه که نیستی دیگه توان زندگی کردن ندارم 😭
قبلا خوشگل من و فرزین بودی الان خوشگل یه ایران شدی🖤🖤»
#۱۹_دی
#عرشیا_نرج_آبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊7❤4
از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتلعام در گفتار علی خامنهای
پیام همراهان
در نظامهای اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمیشود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب میگیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته میشود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته میماند، بهدست نهادهای قهری تفسیر و اجرا میشود.
علی خامنهای در بزنگاههای اعتراض و نافرمانی مدنی، بهندرت دستور صریح سرکوب میدهد. در عوض، با نامگذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را میسازد. واژههایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلالگر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی مینشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازاتها باز میکند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل میشوند. دادگاهها، نیروهای انتظامی و شبهنظامیان، این زبان را نه بهمثابه استعاره، بلکه بهعنوان چراغ سبز تلقی میکنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژهها جان میگیرند و به گلوله بدل میشوند، گوینده نمیتواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آنکه ماشه چکانده شود، این واژهها هستند که شلیک کردهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه
@Tavaana_TavaanaTech
از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتلعام در گفتار علی خامنهای
پیام همراهان
در نظامهای اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمیشود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب میگیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته میشود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته میماند، بهدست نهادهای قهری تفسیر و اجرا میشود.
علی خامنهای در بزنگاههای اعتراض و نافرمانی مدنی، بهندرت دستور صریح سرکوب میدهد. در عوض، با نامگذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را میسازد. واژههایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلالگر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی مینشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازاتها باز میکند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل میشوند. دادگاهها، نیروهای انتظامی و شبهنظامیان، این زبان را نه بهمثابه استعاره، بلکه بهعنوان چراغ سبز تلقی میکنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژهها جان میگیرند و به گلوله بدل میشوند، گوینده نمیتواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آنکه ماشه چکانده شود، این واژهها هستند که شلیک کردهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14👍3❤2
پلیس کانادا ناپدید شدن مسعود مسجودی را «جنایت هدفمند» اعلام کرد
ناپدید شدن مسعود مسجودی، فعال سیاسی ۴۵ ساله و ساکن برنابی در استان بریتیشکلمبیای کانادا، از اوایل فوریه توجه رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی را جلب کرده است. پلیس ابتدا این ناپدید شدن را «غیرعادی و مشکوک» توصیف و پرونده را به تیم یکپارچه تحقیقات قتل (IHIT) ارجاع داد؛ روندی که در ادامه با تقویت ظن وقوع جرم، به تغییر رسمی ماهیت پرونده از «مفقودی» به تحقیق جنایی با فرض قتل هدفمند انجامید. با این حال، تاکنون هیچ اطلاعات قطعی درباره سرنوشت او یا انگیزه احتمالی این رخداد منتشر نشده و تحقیقات همچنان ادامه دارد. آخرین نشانه علنی از حضور او، بازنشر مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس در نخستین روز فوریه بود و پس از آن فعالیتی از او در این فضا ثبت نشده است.
مسجودی دارای پیشینه دانشگاهی در رشته ریاضیات تا مقطع دکتراست و پیشتر در فعالیتهای پژوهشی و انتشار مقالات علمی مشارکت داشته است. در کنار این مسیر علمی، او طی سالهای گذشته در برخی مباحث و فعالیتهای سیاسی ایرانیان خارج از کشور نیز نقش داشته و نامش در میان بخشی از جریانهای اپوزیسیون مطرح شده بود. او از امضاکنندگان نامهای خطاب به دونالد ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری او به شمار میرفت و از اعضای شبکه فرشگرد بود، هرچند بعدها از این جریان فاصله گرفت.
در حوزه حقوقی نیز مسجودی طی سالهای گذشته پروندههای متعددی را در دادگاههای بریتیشکلمبیا ثبت کرده بود؛ از جمله پیگیریهایی مرتبط با محیطهای دانشگاهی و نگرانی درباره حضور نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در دانشگاههای کانادا و شکایت حقوقی از برخی افراد اپوزیسیون.
این اقدامات حقوقی، همراه با فعالیت رسانهای و حضور پررنگ او در شبکههای اجتماعی، سبب شده بود نامش گهگاه در بحثهای سیاسی و عمومی مطرح شود.
بر اساس توضیحات پلیس، تمرکز کنونی تحقیقات بر بازسازی جدول زمانی دقیق رویدادهای پیش از ناپدید شدن، بررسی دادههای ارتباطی و فعالیتهای آنلاین، گفتوگو با نزدیکان و تحلیل تصاویر دوربینهای مداربسته است؛ مجموعه شواهدی که به گفته مقامهای تحقیقاتی نشان میدهد این رخداد نمیتواند صرفاً یک ناپدید شدن تصادفی تلقی شود. با وجود گمانهزنیهای گسترده در فضای مجازی، دادههای تأییدشده همچنان محدود به اطلاعات رسمی منتشرشده از سوی پلیس است و بسیاری از ابعاد سرنوشت کنونی مسعود مسجودی در هالهای از ابهام باقی مانده است، ابهامی که تنها با روشن شدن نتایج تحقیقات میتواند برطرف شود.
#مسعود_مسجودی
@Tavaana_TavaanaTech
ناپدید شدن مسعود مسجودی، فعال سیاسی ۴۵ ساله و ساکن برنابی در استان بریتیشکلمبیای کانادا، از اوایل فوریه توجه رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی را جلب کرده است. پلیس ابتدا این ناپدید شدن را «غیرعادی و مشکوک» توصیف و پرونده را به تیم یکپارچه تحقیقات قتل (IHIT) ارجاع داد؛ روندی که در ادامه با تقویت ظن وقوع جرم، به تغییر رسمی ماهیت پرونده از «مفقودی» به تحقیق جنایی با فرض قتل هدفمند انجامید. با این حال، تاکنون هیچ اطلاعات قطعی درباره سرنوشت او یا انگیزه احتمالی این رخداد منتشر نشده و تحقیقات همچنان ادامه دارد. آخرین نشانه علنی از حضور او، بازنشر مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس در نخستین روز فوریه بود و پس از آن فعالیتی از او در این فضا ثبت نشده است.
مسجودی دارای پیشینه دانشگاهی در رشته ریاضیات تا مقطع دکتراست و پیشتر در فعالیتهای پژوهشی و انتشار مقالات علمی مشارکت داشته است. در کنار این مسیر علمی، او طی سالهای گذشته در برخی مباحث و فعالیتهای سیاسی ایرانیان خارج از کشور نیز نقش داشته و نامش در میان بخشی از جریانهای اپوزیسیون مطرح شده بود. او از امضاکنندگان نامهای خطاب به دونالد ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری او به شمار میرفت و از اعضای شبکه فرشگرد بود، هرچند بعدها از این جریان فاصله گرفت.
در حوزه حقوقی نیز مسجودی طی سالهای گذشته پروندههای متعددی را در دادگاههای بریتیشکلمبیا ثبت کرده بود؛ از جمله پیگیریهایی مرتبط با محیطهای دانشگاهی و نگرانی درباره حضور نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در دانشگاههای کانادا و شکایت حقوقی از برخی افراد اپوزیسیون.
این اقدامات حقوقی، همراه با فعالیت رسانهای و حضور پررنگ او در شبکههای اجتماعی، سبب شده بود نامش گهگاه در بحثهای سیاسی و عمومی مطرح شود.
بر اساس توضیحات پلیس، تمرکز کنونی تحقیقات بر بازسازی جدول زمانی دقیق رویدادهای پیش از ناپدید شدن، بررسی دادههای ارتباطی و فعالیتهای آنلاین، گفتوگو با نزدیکان و تحلیل تصاویر دوربینهای مداربسته است؛ مجموعه شواهدی که به گفته مقامهای تحقیقاتی نشان میدهد این رخداد نمیتواند صرفاً یک ناپدید شدن تصادفی تلقی شود. با وجود گمانهزنیهای گسترده در فضای مجازی، دادههای تأییدشده همچنان محدود به اطلاعات رسمی منتشرشده از سوی پلیس است و بسیاری از ابعاد سرنوشت کنونی مسعود مسجودی در هالهای از ابهام باقی مانده است، ابهامی که تنها با روشن شدن نتایج تحقیقات میتواند برطرف شود.
#مسعود_مسجودی
@Tavaana_TavaanaTech
💔9🕊3