آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
جاویدنام محمود کاظمی؛ گرافیست ۳۱ ساله‌ای که در قزوین با شلیک به سر کشته شد

محمود کاظمی، ۳۱ ساله و مجرد، در تاریخ ۱۸ دی‌ماه در محدوده چهارراه فلسطین قزوین بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.

او به‌عنوان گرافیست و طراح سنگ مزار فعالیت می‌کرد و بنا بر روایت نزدیکان، از حامیان سگ‌های بی‌سرپرست بود. گفته می‌شود لحظه شلیک در برابر دیدگان دوستان و برادرش رخ داده است.

پیکر این جان‌باخته صبح روز شنبه ۲۰ دی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری در همان روز برگزار شد.

یاد و نام محمود کاظمی در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، به‌عنوان نمادی از زندگی‌های ناتمام و اندوه بازماندگان در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.

#محمود_کاظمی #قزوین #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊5
تداوم بازداشت فرانک حجاری‌زاده در تهران؛ نگهداری در بند ۲۰۹ زندان اوین

فرانک حجاری‌زاده، ۳۰ ساله، کارشناس بهداشت محیط و مدرس زبان آلمانی، روز ۱۸ دی‌ماه در خیابان کاشانی تهران بازداشت شد.

بر اساس اطلاعات رسیده، او پس از بازداشت به زندان اوین منتقل شده و هم‌اکنون در بند ۲۰۹ این زندان نگهداری می‌شود.

#فرانک_حجاری_زاده

@Tavaana_TavaanaTech
🕊18💔13
قربان بهزادیان‌نژاد یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۷ نفره بازداشت شد

اردشیر امیرارجمند، در شبکه ایکس با اعلام این خبر نوشت:

نظام استبداد دینی با «دشمن» خارجی مذاکره می‌کند اما حاضر به تحمل مخالفان میهن پرست نیست و آنها را به جرم آزادیخواهی سرکوب می کند.
‏⁧
آقای بهزادیان‌نژاد یکی دیگر از امضا کنندگان بیانیه ۱۷ تن است که طی روزهای گذشته بازداشت می‌شود.

تا کنون چهار نفر از اعضای این بیانیه بازداشت شدند.

ویدا ربانی، عبدالله مؤمنی، مهدی محمودیان و قربان بهزادیان‌نژاد

آقای بهزادیان‌نژاد در سال ۱۳۸۸ از مشاوران آقای میرحسین موسوی بود.

#قربان_بهزادیان_نژاد #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔12🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکوفه عبدی، متولد ۶۷ اهل شازند و ساکن اراک، ۱۹ دی ۱۴۰۳ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته‌ شد. شکوفه عکاس بود و در یک آتلیه عکاسی در شهر اراک مشغول به کار بود. پیکر او بە خانوادە تحویل و در زادگاهش شهر شازند بە خاک سپردە شد.

#راهت_ادامه_دارد
#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #شکوفه_عبدی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊71
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عرشیا نرج‌آبادی نوجوان ورزشکار، تنها ۱۸ سال سن داشت. او در ۱۹ دی ۱۴۰۴ در تهران با شلیک گلوله جاودانه شد.
۱۲ آذر زادروزش بود و آرزوهای بزرگ و زیبایی داشت.
عرشیا. در خانواده و اقوام محبوب بود و همه به او امید داشتند. جوانی پر انرژی، پر انگیزه و مهربان که حالا فقط یادش داغ دل و خشم علیه قاتلانش را زنده می‌کند.

خواهرش ضمن انتشار این ویدیو چند روز پیش نوشت:
⁨ «قربون قد و بالات، قربون چشای رنگیت قربون ادب ومهربونیت
کاش آنقدر شاد و پر انرژی نبودی،کاش آنقدر خوب نبودی😭
امروز بیست روزه که نیستی دیگه توان زندگی کردن ندارم 😭
قبلا خوشگل من و فرزین بودی الان خوشگل یه ایران شدی🖤🖤»

#۱۹_دی⁩⁩
#عرشیا_نرج_آبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊74

از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتل‌عام در گفتار علی خامنه‌ای

پیام‌ همراهان

در نظام‌های اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمی‌شود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب می‌گیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته می‌شود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته می‌ماند، به‌دست نهادهای قهری تفسیر و اجرا می‌شود.
علی خامنه‌ای در بزنگاه‌های اعتراض و نافرمانی مدنی، به‌ندرت دستور صریح سرکوب می‌دهد. در عوض، با نام‌گذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را می‌سازد. واژه‌هایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلال‌گر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی می‌نشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازات‌ها باز می‌کند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل می‌شوند. دادگاه‌ها، نیروهای انتظامی و شبه‌نظامیان، این زبان را نه به‌مثابه استعاره، بلکه به‌عنوان چراغ سبز تلقی می‌کنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژه‌ها جان می‌گیرند و به گلوله بدل می‌شوند، گوینده نمی‌تواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آن‌که ماشه چکانده شود، این واژه‌ها هستند که شلیک کرده‌اند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊14👍32
پلیس کانادا ناپدید شدن مسعود مسجودی را «جنایت هدفمند» اعلام کرد

ناپدید شدن مسعود مسجودی، فعال سیاسی ۴۵ ساله و ساکن برنابی در استان بریتیش‌کلمبیای کانادا، از اوایل فوریه توجه رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی را جلب کرده است. پلیس ابتدا این ناپدید شدن را «غیرعادی و مشکوک» توصیف و پرونده را به تیم یکپارچه تحقیقات قتل (IHIT) ارجاع داد؛ روندی که در ادامه با تقویت ظن وقوع جرم، به تغییر رسمی ماهیت پرونده از «مفقودی» به تحقیق جنایی با فرض قتل هدفمند انجامید. با این حال، تاکنون هیچ اطلاعات قطعی درباره سرنوشت او یا انگیزه احتمالی این رخداد منتشر نشده و تحقیقات همچنان ادامه دارد. آخرین نشانه علنی از حضور او، بازنشر مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس در نخستین روز فوریه بود و پس از آن فعالیتی از او در این فضا ثبت نشده است.

مسجودی دارای پیشینه دانشگاهی در رشته ریاضیات تا مقطع دکتراست و پیش‌تر در فعالیت‌های پژوهشی و انتشار مقالات علمی مشارکت داشته است. در کنار این مسیر علمی، او طی سال‌های گذشته در برخی مباحث و فعالیت‌های سیاسی ایرانیان خارج از کشور نیز نقش داشته و نامش در میان بخشی از جریان‌های اپوزیسیون مطرح شده بود. او از امضاکنندگان نامه‌ای خطاب به دونالد ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری او به شمار می‌رفت و از اعضای شبکه فرشگرد بود، هرچند بعدها از این جریان فاصله گرفت.

در حوزه حقوقی نیز مسجودی طی سال‌های گذشته پرونده‌های متعددی را در دادگاه‌های بریتیش‌کلمبیا ثبت کرده بود؛ از جمله پیگیری‌هایی مرتبط با محیط‌های دانشگاهی و نگرانی درباره حضور نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در دانشگاه‌های کانادا و شکایت حقوقی از برخی افراد اپوزیسیون.

این اقدامات حقوقی، همراه با فعالیت رسانه‌ای و حضور پررنگ او در شبکه‌های اجتماعی، سبب شده بود نامش گهگاه در بحث‌های سیاسی و عمومی مطرح شود.

بر اساس توضیحات پلیس، تمرکز کنونی تحقیقات بر بازسازی جدول زمانی دقیق رویدادهای پیش از ناپدید شدن، بررسی داده‌های ارتباطی و فعالیت‌های آنلاین، گفت‌وگو با نزدیکان و تحلیل تصاویر دوربین‌های مداربسته است؛ مجموعه شواهدی که به گفته مقام‌های تحقیقاتی نشان می‌دهد این رخداد نمی‌تواند صرفاً یک ناپدید شدن تصادفی تلقی شود. با وجود گمانه‌زنی‌های گسترده در فضای مجازی، داده‌های تأییدشده همچنان محدود به اطلاعات رسمی منتشرشده از سوی پلیس است و بسیاری از ابعاد سرنوشت کنونی مسعود مسجودی در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است، ابهامی که تنها با روشن شدن نتایج تحقیقات می‌تواند برطرف شود.

#مسعود_مسجودی

@Tavaana_TavaanaTech
💔9🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مراسم جاویدنام افشین میارکیانی، با ترانه «سوگند» به افتخارش دست زدند و با آرمان‌های او تجدید میثاق کردند

افشین میارکیانی، قهرمان تکواندو، مقابل کلانتری چالوس با شلیک گلوله کشته شد

افشین میارکیانی، تکواندوکار و مربی ورزشی، پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات چالوس و در برابر ساختمان کلانتری، با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی جان باخت.

بر اساس روایت‌های منتشرشده، افشین میارکیانی در حالی همراه خانواده‌اش در اعتراضات حضور داشت که هدف تیراندازی قرار گرفت. گفته می‌شود نخستین گلوله به ناحیه کلیه او اصابت کرد، اما با وجود جراحت همچنان تلاش می‌کرد از اطرافیان مراقبت کند. در ادامه، دو گلوله دیگر از پشت به او شلیک شد و در نهایت جان خود را از دست داد.

افشین میارکیانی، مهندس، قهرمان تکواندو و پدر دو فرزند دانشجو به نام‌های آرمان و آرمین بود. نزدیکان و آشنایان او از وی به‌عنوان فردی مهربان، انسان‌دوست و ایران‌دوست یاد می‌کنند. او در ماه‌های پیش از کشته‌شدن نیز در صفحه اینستاگرام خود از رنج مردم ایران می‌نوشت و یاد جان‌باختگانی چون نیکا شاکرمی، مهسا امینی، کیان پیرفلک و زندانیانی چون خانواده قره‌حسنلو را گرامی می‌داشت.

#افشین_میارکیانی #چالوس #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊54
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام محمد نعمتی، تک‌پسر خانواده، در اعتراضات اصفهان با شلیک از پشت سر کشته شد

جاویدنام محمد نعمتی، ۳۷ ساله و اهل شهر ابریشم اصفهان، در جریان اعتراضات ۱۹ دی‌ماه با اصابت گلوله قناصه از پشت سر جان باخت؛ پیکر او پس از یک هفته به خانواده تحویل داده شد و در شب تولدش به خاک سپرده شد.

بر اساس گزارش‌های رسیده، محمد نعمتی در جریان اعتراضات مردمی در اصفهان هدف تیراندازی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله از پشت سر کشته شد. خانواده او یک هفته در انتظار تحویل پیکر فرزندشان بودند و سرانجام هم‌زمان با شب تولدش، او را به خاک سپردند؛ وداعی تلخ برای پدر و مادری که تنها فرزند خود را از دست داده‌اند.

نزدیکان محمد نعمتی می‌گویند او تک‌پسر خانواده بود و فقدانش اندوهی عمیق برای والدینش بر جای گذاشته است. او همچنین از دنبال‌کنندگان صفحه اینستاگرام «آموزشکده توانا» به شمار می‌رفت.

#محمد_نعمتی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی


@Tavaana_TavaanaTech
💔25🕊62
عذرا بهادری‌نژاد، مادر دو فرزند، در سبزوار با شلیک مستقیم گلوله کشته شد

عذرا بهادری‌نژاد، ۳۹ ساله و مادر دو فرزند ۸ و ۱۶ ساله، در جریان وقایع دی‌ماه در محله بعثت سبزوار با اصابت مستقیم گلوله به شاهرگ گردن جان باخت؛ پیکر او پس از چهار روز و با محدودیت‌های امنیتی به خاک سپرده شد.

بر اساس روایت‌های رسیده از نزدیکان، عذرا بهادری‌نژاد شامگاه ۱۹ دی‌ماه در حالی هدف تیراندازی قرار گرفت که برای کمک به دو جوان زخمی، درِ خانه خود را گشود تا آنان را از ضرب‌وشتم نجات دهد. گفته می‌شود گلوله‌ای مستقیم به ناحیه گردن او اصابت کرد و در همان‌جا جان خود را از دست داد.

پیکر او پس از چهار روز و پس از طی مراحل اداری از جمله انتقال به مرکز استان برای دریافت گواهی پزشکی قانونی، با گرفتن تعهداتی از خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری نیز با محدودیت در زمان، شمار حاضران و نحوه برگزاری، در سکوت و به‌صورت کوتاه در مصلای قدیمی شهر سبزوار انجام شد.
عذرا بهادری‌نژاد نویسنده و کارشناس ادبیات بود و به نوشتن داستان کوتاه می‌پرداخت. نزدیکانش می‌گویند دغدغه ایران و آینده کودکان همواره در نوشته‌ها و زندگی‌اش حضور داشت. او پیش از آنکه نامش در شمار جان‌باختگان ثبت شود، انتخاب کرده بود در کنار مردم بایستد و در یکی از روایت‌هایش گفته بود:
«مگه خون من رنگین‌تر از بقیه جوون‌های این شهره؟»
به گفته نزدیکان، او در شب‌های پیش از کشته‌شدن نیز برای یاری رساندن به دیگران از خانه خارج می‌شد. در همان شب آخر، ساعاتی را در ترس و پنهان‌شدن گذراند، اما باز هم بازنگشت؛ تصمیمی که به گفته نزدیکانش از باور او به مسئولیت در برابر جوانان شهر سرچشمه می‌گرفت.

#عذرا_بهادری_نژاد #سبزوار #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊43
مرگ را داغ عزیزان بر من آسان کرده است؛
استاد خوشنویسی مشهد، پس از ۴۵ روز بازداشت، فردا آخرین دفاع خود را ارائه می‌دهد

صادق منصوری، استاد خوشنویسی انجمن خوشنویسان مشهد، که در تاریخ سی‌اُم آذرماه به‌دلیل حضور در مراسم هفتم جاویدنام خسرو علی‌کردی بازداشت شده بود، پس از بیش از چهل‌وپنج روز بازداشت، سرانجام فردا بیستم بهمن‌ماه برای ارائهٔ آخرین دفاع به شعبهٔ ۹۰۲ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مشهداحضار شده است.

این در حالی‌ است که آقای منصوری پیش‌تر به‌دلیل حضور بر مزار جاویدنام ابوالفضل آدینه‌زاده، با پرونده‌ای قضایی مواجه و به دو سال پابند الکترونیکی محکوم شده بود.

پس از بازداشت اخیر خانواده او بارها برای پیگیری مراجعه کردند و تنها پاسخی که شنیدند این بود: «باید منتظر بماند».
در این مدت، اقساط مربوط به پابند الکترونیکی نیز از سوی خانواده و به‌صورت حضوری پرداخت می‌شد.
صادق منصوری نه فعال خشونت‌طلب است، نه تهدیدی برای جامعه؛ او معلم خوشنویسی است، هنرمندی آرام، انسانی شریف که جرمش تنها «حضور» و «همدلی» بوده است. در همان مراسم، برگه‌ای را با خط نستعلیق خوش و دستان خودش نوشته بود؛ جمله‌ای که امروز بیش از همیشه معنای تلخ خود را آشکار می‌کند:

«مرگ را داغِ عزیزان بر من آسان کرده است»

پرسش ساده و دردناک اینجاست:
چرا انسان‌هایی از این جنس باید در زندان باشند؟
در کشوری که رنج، داغ و سوگ همه‌گیر است، آیا همدردی هم جرم است؟
آیا نوشتن، ایستادن، و سکوتِ محترمانه در کنار بازماندگان، باید به حبس و پرونده‌سازی منتهی شود؟
نگه‌داشتن صادق منصوری در زندان، نه عدالت را تقویت می‌کند و نه امنیت را؛ تنها شکاف بی‌اعتمادی را عمیق‌تر می‌سازد و معنای «شرافت» را مجازات می‌کند.

منبع: از دوستان صادق منصوری

#صادق_منصوری #خسرو_علیکردی #مشهد

@Tavaana_TavaanaTech
🕊19💔147
تداوم بازداشت ابوالفضل دوخت، فوتبالیست ۱۸ ساله اهل شفت، در رشت

ابوالفضل دوخت، نوجوان ۱۸ ساله و فوتبالیست اهل شفت، روز ۱۹ دی‌ماه در محدوده یخ‌سازی شهر رشت بازداشت شد و دوستان او می‌گویند تنها اطلاع موجود، نگهداری‌اش در زندان لاکان رشت است.

بر اساس اطلاعات رسیده از نزدیکان، ابوالفضل دوخت در جریان وقایع ۱۹ دی‌ماه در شهر رشت بازداشت شده و از زمان بازداشت تاکنون اطلاع دقیقی از وضعیت او در دست نیست. نزدیکان این نوجوان تنها مطلع شده‌اند که او در زندان لاکان رشت نگهداری می‌شود.

به گفته دوستانش، در پی پیگیری‌های پدر ابوالفضل، به او گفته شده که ممکن است اتهام «محاربه» برای فرزندش در نظر گرفته شود؛ موضوعی که نگرانی‌های جدی درباره وضعیت حقوقی و سرنوشت این نوجوان ایجاد کرده است.


پیش‌تر مقامات قضایی جمهوری اسلامی گفته بودند که اتهام اکثر افراد بازداشت شده محاربه است، موضوعی که موجب نگرانی از صدور فله‌ای احکام سنگین را افزایش می‌دهد.

#ابوالفضل_دوخت #رشت

@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊6
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران امروز با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد شمار کودکان و نوجوانانی که در جریان انقلاب ملی جان خود را از دست داده‌اند، دست‌کم به ۲۰۰ نفر رسیده است.

در این بیانیه تأکید شده است: «این فهرست آرشیو مرگ نیست؛ کیفرخواستی است علیه سیستمی که کودک را نه صاحب زندگی، بلکه مانعی برای بقای خود می‌بیند.»

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان با اشاره به نقش آموزش در مواجهه با این خشونت ساختاری، در بخش دیگری از اطلاعیه خود نوشته است:
«ما این نام‌ها را می‌نویسیم تا آموزش از بی‌طرفی دروغین بیرون بیاید و جامعه بداند تا وقتی مرگ کودک بی‌هزینه است، هیچ نظم سیاسی‌ای مشروع نیست.
این فهرست فقط برای سوگواری نیست؛ برای بیدار ماندن است، برای فراموش‌نکردن این حقیقت که کودک‌کشی، سیاست است.»

#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران
#دو_صد_نیمکت_خالی #کودک‌کشی_سیستماتیک

@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊7
قتل عام کودکان به اندازه یک مدرسه کامل

محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان نوشت:

دیگر صحبت از «نیمکت» و «کلاس» نیست؛
با رسیدن به عدد ۲۰۰، حالا رسماً یک «مدرسه کامل» را قتل‌عام کرده‌اند.

تصور کنید: زنگ مدرسه‌ای را می‌زنند، اما حیاط خالی است.
۲۰۰ دانش‌آموز، ۲۰۰ کیف، ۲۰۰ آینده که زیر خاک رفت.

این لیست، کارنامه مردودیِ حکومتی است که پاسخِ سوال را با گلوله داد.

ـ بسیاری از جان‌باختگان جنایت حکومت در دی ماه ۱۴۰۴ کودک بودند، حتی تعدادی نوزاد هم در بین جان‌باختگان مشاهده شده است.
هر روز با شناسایی بیشتر قربانیان جنایت جمهوری اسلامی، بر این تعداد افزوده می‌شود.

حکومتی که برای بقای خود، از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و جان انسان برایش ارزشی ندارد.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔383🕊3
ناخودآگاهِ جمعیِ ناتوان از کنش؛

ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!
شامِ تاریکِ ما را سحر کن

پیام همراهان

ناخودآگاهِ جمعی ما آکنده از رنج است، اما تهی از کنش. ما درد را به‌خوبی می‌شناسیم، آن را روایت کرده‌ایم، آوازش را خوانده‌ایم و برایش اشک ریخته‌ایم؛ اما هنگامی که نوبت به خشم می‌رسد، به آن نیروی مرزگذار و تغییرساز، ناگهان زبانمان می‌گیرد. به‌جایش آه می‌کشیم، ناله می‌کنیم و چشم به جایی بیرون از خود می‌دوزیم.
«ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!» این فراخوان جمعی، بیش از آنکه دعایی ساده باشد، نشانه‌ی یک الگوی روانیِ ریشه‌دار است: عادت به واگذاری عاملیت. گویی تاریکی بی‌فاعل است و سحر باید از جایی بیرون از انسان نازل شود. در این الگو، ما نه کنشگران تاریخ، که تماشاگران تقدیر هستیم؛ محکومانِ صبوری که امید را جانشین مسئولیت کرده‌ایم.
فرهنگ عاطفی ما خشم را یا خطرناک دانسته یا نازیبا. خشم باید تلطیف شود، به ناله بدل گردد، یا در قالب عرفان و رضا حل شود تا نظم نمادین بر هم نخورد. نتیجه، شکل‌گیری نوعی مظلومیت اخلاقی است: رنج می‌کشیم، پس حق داریم، اما کنش نمی‌کنیم. این مظلومیت آرام‌بخش است، اما ناتوان‌کننده.
نقد ناخودآگاه جمعی، درست از همین‌جا آغاز می‌شود: از بازشناسی این حقیقت که بدون خشمِ آگاهانه، هیچ تغییری ممکن نیست. خشمی که فریاد نیست، ویرانگری نیست، بلکه مطالبه است؛ خشمی که خطاب دارد، مسئول را نشانه می‌گیرد و از جهان پاسخ می‌خواهد.
شاید وقت آن رسیده که به‌جای التماس برای سحر،
جرئت کنیم تاریکی را نام‌گذاری کنیم
و سهم خودمان را در ساختن صبح بپذیریم

#خشم #کنشگری #مسئولیت_پذیری #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍9🕊3💔3👌2