آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
ادعای اعدام یک بازداشت‌شده با تماس تلفنی ناشناس؛ مراجعه خانواده به پزشکی قانونی بی‌نتیجه ماند

در حالی‌که بی‌خبری از سرنوشت یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر ادامه دارد، گزارش‌های تازه حاکی از آن است که در روزهای گذشته تماسی تلفنی با خانواده این فرد برقرار شده و در آن ادعا شده است که او صبح همان روز اعدام شده و خانواده برای تحویل پیکر مراجعه کنند.

این تماس، خانواده را در شوک و اضطراب شدید فرو برده و آنان را تا صبح روز بعد در وضعیت بلاتکلیفی و نگرانی مطلق نگه داشته است. خانواده صبح روز بعد به پزشکی قانونی جنوب تهران مراجعه کردند، اما پیکری که به آنان نشان داده شد متعلق به فرد دیگری بوده و هیچ توضیح روشنی درباره سرنوشت بازداشت‌شده ارائه نشده است.

با گذشت چند روز از این رویداد، همچنان هیچ اطلاعات معتبری درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی، نهاد بازداشت‌کننده یا اتهامات احتمالی مطرح‌شده علیه این بازداشت‌شده در دسترس نیست.

بر اساس گزارش‌های پیشین، این شهروند هنگام خروج از منزل توسط چند فرد لباس‌شخصی با استفاده از خودروهای بدون پلاک و با خشونت بازداشت شده بود. تداوم بی‌خبری و انتشار چنین تماس‌هایی، نگرانی‌های جدی درباره امنیت جانی بازداشت‌شدگان و نبود پاسخ‌گویی نهادهای مسئول را تشدید کرده است.

اکنون پرسش‌های مهمی بی‌پاسخ مانده است:
این بازداشت‌شده در کجا نگهداری می‌شود؟
چه نهادی مسئول بازداشت اوست و با چه هدفی چنین تماس هولناکی با خانواده برقرار شده است؟
و پیکری که به خانواده نشان داده شد متعلق به چه کسی بوده است؟

ادامه این وضعیت، ضرورت اطلاع‌رسانی شفاف درباره سرنوشت بازداشت‌شدگان و تضمین امنیت جانی آنان را بیش از پیش برجسته می‌کند.

#از_بازداشتیها_بگو #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊73👍2
بر اساس گزارش‌ منتشرشده از سوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، امیر رحیمی، مدیر و آموزگار مقطع ابتدایی در شهرستان ازنا، در تاریخ ۱۲ دی‌ماه بازداشت شده و در حالی‌که به‌صورت غیرقانونی در زندان دورود نگهداری می‌شده، بدون حضور وکیل برای او دادگاه تشکیل شده است. بنا بر این گزارش، در نهایت حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال تبعید برای وی صادر شده است.
طبق مستندات ارائه‌شده، آقای رحیمی از ناحیه هر دو پا دارای معلولیت شدید بوده و تحت پوشش سازمان بهزیستی قرار دارد؛ وضعیتی که تحمل شرایط زندان را برای او دشوار و رنج‌آور می‌کند.

یکی از همکاران او در توضیح جزئیات بازداشت اعلام کرده است که شامگاه ۱۲ دی‌ماه، یک روز پس از اعتراضات خونین در ازنا، وی هنگام مشاهده ضرب‌وشتم یک دانش‌آموز توسط نیروهای یگان ویژه، از خودرو پیاده شده و برای محافظت از آن کودک مداخله می‌کند. به‌گفته این منبع، نیروهای یگان ویژه پس از این اقدام، او را با باتوم مورد ضرب‌وشتم قرار داده، به خودرویش آسیب زده و سپس وی را به اداره اطلاعات ازنا منتقل کرده‌اند.
بر اساس همین گزارش، بدون اطلاع‌رسانی به خانواده، حدود ساعت چهار بامداد او را به زندان دورود انتقال داده‌اند و پس از نزدیک به ۴۰ روز، بدون آن‌که امکان دسترسی به وکیل برای او یا خانواده‌اش فراهم شود، پرونده به دادگستری خرم‌آباد ارسال و حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال تبعید به شهرستان خوی به وی ابلاغ شده است.

با توجه به شرایط جسمانی و محدودیت‌های حرکتی این معلم، نگرانی‌ها درباره وضعیت سلامت و توانایی او برای تحمل دوران حبس افزایش یافته است. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان خواستار توجه به وضعیت این شهروند و رسیدگی عادلانه به پرونده او شده است.

#امیر_رحیمی #ازنا #اعتراضات_سراسری #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊73
قتل علی فاتحی با شلیک جنگی در تهران و فشار بر خانواده برای تحریف علت مرگ

جاویدنام علی فاتحی، متولد ۱۹ بهمن ۱۳۸۱، روز ۱۸ دی‌ماه در خیابان پیروزی تهران هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت. بنا بر گزارش‌های دریافتی، ابتدا گلوله‌ای به ران او اصابت کرده و پس از آن، در حالی‌که افراد حاضر از محل گریخته بودند و او امکان دفاع از خود نداشت، دو شلیک دیگر به نزدیکی پهلوهایش صورت گرفته است.

پس از کشته‌شدن، پیکر علی به نهادهای وابسته به سپاه منتقل شده و به خانواده اعلام شده که فرزندتان اینجاست. مادر او برای شناسایی به کلانتری مراجعه کرده و سپس پیکر فرزندش به کهریزک انتقال داده شده است. بر اساس این گزارش، از خانواده برای هر گلوله شلیک‌شده مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان مطالبه شده و در نهایت پس از دو روز، پیکر به آنان تحویل داده شده است.

همچنین خانواده تحت فشار قرار گرفته‌اند تا با امضای مدارکی، علت مرگ علی را «تصادف» اعلام کنند؛ موضوعی که با شواهد موجود و زمان‌بندی کشته‌شدن او در ۱۸ دی و تحویل پیکر در ۲۰ دی مغایرت دارد. این رویداد نمونه‌ای دیگر از نگرانی‌های جدی درباره نحوه برخورد با جان‌باختگان و فشار بر خانواده‌ها برای تغییر روایت رسمی از علت مرگ محسوب می‌شود.

#علی_فاتحی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊42
روایت شاهدان از دو روز خونین در اصفهان؛ نشانه‌هایی از جنایت علیه بشریت

شهادت‌ها از کشتار و خشونت سیستماتیک در اصفهان نشان می‌دهد که این شهر در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ صحنه یکی از خونین‌ترین سرکوب‌های تاریخ معاصر ایران به دست جمهوری اسلامی بوده است. اطلاعات خود را از خانواده‌ها، دوستان قربانیان و پرستاران و پزشکان بیمارستان‌های میلاد، الزهرا، کاشانی و صدوقی و چند صد نفر شاهدان عینی جمع‌آوری کرده‌ایم.

طبق گزارش‌های میدانی و بیمارستانی، هر محله اصفهان بین ۵۰ تا ۱۰۰ کشته داشته است. یک منبع که در سازمان بهداشت استان اصفهان مشغول به کار است و خواسته به علت امنیت جانی نامش فاش نشود، گفته تعداد کشته‌های اصفهان ۱۲۰۰۰ نفر است، به‌جز آن‌هایی که گمنام شده‌اند.

شاهدان عینی می‌گویند نیروهای حکومتی با لباس‌های نظامی، لباس نیروی انتظامی و بسیج در خیابان‌های اصفهان حضور داشتند و با بی‌سیم دستور کشتار دریافت می‌کردند.

تیراندازی‌ها کاملاً هدفمند و سیستماتیک بود: شلیک مستقیم به سر، قلب، سیاهرگ ران و قفسه سینه برای کشتن؛ ساچمه به چشم‌ها برای کور کردن؛ و شلیک به بیضه‌های مردان و واژن زنان برای ایجاد وحشت و تحقیر جنسی سیستماتیک. چندین شاهد مستقل از نقاط مختلف شهر گزارش داده‌اند که وقتی تیر جنگی تمام می‌شد، با چاقو سر معترضان به دست بسیج بریده می‌شد. به‌علاوه، یکی از شاهدان سردخانه باغ رضوان می‌گوید تعداد زیادی جسد بدون سر دیده است و اکثر آن‌ها دختر بودند.

یک شاهد ۶۰ ساله نیز روایت می‌کند که هنگام فرار از دست نیروهای سپاه زمین خورده و سربازان با پوتین به صورت و بدن او کوبیده‌اند. زن قربانی به سربازان گفته است: «من جای مادر شما هستم»، اما سرباز پاسخ داده است: «تو هرزه‌ای که می‌خواهی رژیم عوض شود و باید امثال شما منقرض شوند.»

حکومت از تحویل جنازه‌ها هفته‌ها خودداری کرده است. چندین خانواده در اصفهان نیز تأیید کرده‌اند که دولت آن‌ها را مجبور کرده تا قبول کنند فرزندشان به‌عنوان شهید بسیجی ثبت شود یا مبلغ یک میلیارد تومان به‌عنوان «حق تیر» برای هر تیر جنگی که با جسم فرزندشان اصابت داشته پرداخت کنند تا جنازه تحویل داده شود. خانواده کشته‌شدگان زن نیز مجبور شده‌اند علت مرگ را «مرگ طبیعی» یا «تصادف» برای زنان امضا کنند.

طبق گزارشات پرستاران و پزشکان بیمارستان‌های اصفهان، به دست نیروهای سپاه و بسیج تیر خلاص به مجروحان روی تخت بیمارستان‌ها زده می‌شد. خانواده‌ها هنگام تحویل جنازه متوجه می‌شدند که تیر تازه‌ای، به‌عنوان تیر خلاص، به بدن زده شده است. کسانی که در خیابان‌ها برای کمک و انتقال زخمی‌ها اقدام می‌کردند نیز هدف قرار می‌گرفتند.

یک پرستارِ شاهد عینی شهادت داده است که نیروهای سپاه در بیمارستان‌ها آمپول‌هایی به پرستاران می‌دادند تا به مجروحان تزریق کنند. اگر پرستار امتناع می‌کرد یا سؤال می‌پرسید، با اسلحه تهدید می‌شد. به گفته این شاهد، آمپول‌ها باعث درد شدید و وخیم‌تر شدن حال مجروح می‌شد.

شاهدان متعددی گزارش داده‌اند که اجساد را در گودال‌های بزرگ در دامنه کوه‌های اصفهان و کنار باغ رضوان دفن می‌کردند و برخی اجساد را به شهرهای دیگر منتقل کرده و در قبرهای قدیمی و ناشناس دفن می‌کردند تا شناسایی نشوند. در بازار سبزی اصفهان اجساد نگه‌داری می‌شد و سپس کامیون‌ها آن‌ها را منتقل می‌کردند. چند شاهد عینی می‌گویند حتی صدای ناله‌ای از میان اجساد شنیده می‌شد که نشان می‌دهد برخی هنوز زنده بوده‌اند. سه شاهد عینی از وجود گورهای دسته‌جمعی در اطراف باغ رضوان خبر داده‌اند و یکی از کارگرانی که در دفن اجساد به سپاه کمک کرده گفته است چشم کارگران بسته شده و به مکان کوهستانی برده شدند تا گودال‌ها کنده شود و کامیونی پر از اجساد تخلیه شد. به گفته این شاهد، لباس‌های خون‌آلود اجساد هم با آن‌ها دفن شد.

در جریان سرکوب، تیراندازی نیروی سپاه، پلیس، ارتش و بسیج از پل‌ها، مساجد، بانک‌ها و مقرهای سپاه گزارش شده است. خودروهای غیرنظامی نیز هدف تیراندازی قرار گرفتند، حتی اگر کودک در داخل خودرو بود. گزارش‌هایی از کشته شدن خانواده‌ها داخل ماشین موجود است. خانه‌ها مورد حمله قرار گرفتند تا افراد پناهنده و صاحب‌خانه دستگیر یا جنازه‌های مخفی‌شده توسط مردم، به دست مأموران حکومتی ربوده شود. مردم بدون سلاح کشته شدند و تنها امیدشان مداخله جامعه جهانی و سرنگونی رژیم بوده است.

خیابان‌ها پوشیده از خون بود و شاهدان فیلم‌هایی از شلیک به سر و سینه قربانیان ارسال کرده‌اند.

ادامه را در اسلایدها یا در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/isfahan-iran-protest-december-2025-massacres/

#اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔277🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت کشته‌شدن علیرضا موسوی‌نور و بهروز بیگدلی در بهارستان اصفهان؛ جزئیاتی از یک سرکوب مرگبار

بر پایه اطلاعات رسیده از نزدیکان و آشنایان علیرضا موسوی‌نور و دوست صمیمی‌اش بهروز بیگدلی، این دو شهروند در ساعات ابتدایی اعتراضات شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در بهارستان اصفهان بر اثر شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داده‌اند. بنا بر این روایت‌ها، با آغاز تجمعات اعتراضی، تیراندازی مأموران شروع شده و بهروز بیگدلی با اصابت گلوله به سینه و علیرضا موسوی‌نور با اصابت گلوله به پهلو هدف قرار گرفته‌اند.

گفته می‌شود هر دو در همان شب به درمانگاهی کوچک در بهارستان منتقل شده‌اند؛ جایی که بهروز بیگدلی جان باخته و علیرضا موسوی‌نور نیز به‌دلیل خونریزی شدید و نبود تجهیزات کافی درمانی جان خود را از دست داده است. بر اساس گزارش‌ها، به اطرافیان توصیه شده پیکرها را به باغ رضوان منتقل کنند تا از انتقال آن‌ها توسط مأموران جلوگیری شود. همچنین پزشکی که تلاش کرده بود به علیرضا موسوی‌نور کمک کند، بازداشت شده و تاکنون اطلاعی از وضعیت او در دست نیست.

شاهدان عینی روایت کرده‌اند که خیابان از دو سو بسته شده و راه فراری برای معترضان باقی نمانده بود؛ به‌گونه‌ای که به گفته آنان در مدت حدود یک ساعت ده‌ها نفر هدف تیراندازی قرار گرفته و کشته شده‌اند.

بهروز بیگدلی از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه آفرود و مسابقات رمل‌نوردی اصفهان بود و به‌عنوان کاپیتان و مسئول فنی این رقابت‌ها فعالیت داشت. او به‌همراه برادرش یک گاراژ فعال داشت و شماری از جوانان از طریق کار در کنار او امرار معاش می‌کردند.

همچنین ویدیویی منتشر شده که نشان می‌دهد در نخستین ماه‌گرد جان‌باختن این دو دوست، در محل کشته‌شدنشان مراسم یادبودی برگزار و آیین سوگواری سنتی اجرا شده است؛ نشانه‌ای از تداوم یاد و مطالبه دادخواهی برای قربانیان آن شب خونین.

#بهروز_بیگدلی #علیرضا_موسوی_نور #اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔405🕊4
جاویدنام امیرحسین وقری، جوان ۲۰ ساله، با اصابت گلوله جنگی در فردیس کرج جان باخت

امیرحسین وقری، ۲۰ ساله، در جریان اعتراضات روز ۱۸ دی‌ماه در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی نیروهای حکومتی کشته شد. بنا بر گزارش‌های دریافتی، سه گلوله به او شلیک شد که یکی از آن‌ها از ناحیه قفسه سینه وارد و از بدنش خارج شده بود.
او پس از انتقال به بیمارستان، دو روز بعد جان خود را از دست داد و پیکرش با تأخیر به خانواده تحویل داده شد. این جوان جان‌باخته یکی دیگر از قربانیان سرکوب مرگبار اعتراضات سراسری در ایران به شمار می‌رود.

#امیرحسین_وقری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔163👍3
علی طاهری‌کیا دانشجوی ارشد رشته کارگردانی به دو سال حبس محکوم شد

بیانیه تشکل‌های دانشجویی هنرهای زیبای دانشگاه تهران در اعتراض به بازداشت و محکومیت علی طاهری‌کیا

تشکل‌های دانشجویی و شورای صنفی دانشکدگان هنرهای زیبای دانشگاه تهران با انتشار بیانیه‌ای، بازداشت و صدور حکم حبس برای علی طاهری‌کیا، دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی، را محکوم کرده و خواستار پیگیری فوری وضعیت او و دیگر دانشجویان بازداشتی شدند.

بر اساس این بیانیه، علی طاهری‌کیا در تاریخ ۱۳ دی‌ماه و در محدوده خوابگاه، بدون حضور در تجمعات، بازداشت شده و تاکنون بدون ارائه دلایل روشن در بازداشت به‌سر می‌برد. همچنین اعلام شده است که دادگاه بدون ارائه مستندات کافی، حکم دو سال حبس برای این دانشجو صادر کرده است.
دانشجویان از مسئولان حوزه ریاست و نهاد رهبری دانشگاه تهران خواسته‌اند پیگیری جدی و حضوری پرونده قضایی این دانشجو را در دستور کار قرار دهند و از رئیس دانشگاه انتظار دارند نماینده‌ای را برای پیگیری نزد قاضی پرونده یا مراجع مرتبط با دانشجویان بازداشتی اعزام کند.
در این بیانیه همچنین به بازداشت دو دانشجوی دیگر دانشگاه تهران، مبین صفدری و عباس یوسفی، اشاره شده که در مسیر خوابگاه و منزل دستگیر شده‌اند و بیش از یک ماه از بازداشت آنان می‌گذرد.
تشکل‌های دانشجویی تأکید کرده‌اند که مسئولیت پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشتی بر عهده مدیریت دانشگاه است و در پایان با تصریح اینکه «جای دانشجو در زندان نیست»، خواستار آزادی فوری علی طاهری‌کیا و دیگر دانشجویان بازداشتی شده‌اند.

#علی_طاهری_کیا #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊6👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

ویدیوهای دریافت شده از شیراز نشان می‌دهد که همزمان با جشن حکومتی به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، مردم علیه جمهوری اسلامی شعار سر دادند.

در حالی که مردم ایران سوگوار برای ده‌ها هزار جان شیفته آزادی هستند، حکومت بی‌شرمانه برای ۲۲ بهمن جشن می‌گیرد. روزی که یادآور آغاز فلاکت و سقوط ایران است.
و این خشم بسیاری از هموطنان را برانگیخته است.

#شیراز #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👌162💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعار شبانه مرگ بر خامنه‌ای
همزمان با جشن‌های حکومتی

اصفهان، ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

#اصفهان #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍13🥰2
معلمان و مسئولیت دادخواهی خون‌های به‌ناحق‌ریخته
نامه‌ مشترک مسعود فرهیخته و عزیز قاسم‌زاده

مسعود فرهیخته، معلم زندانی محبوس در زندان مرکزی کرج، و عزیز قاسم‌زاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق، در متنی مشترک دادخواهی خون‌های به‌ناحق‌ریخته را که با هزاران آرزو و امید و با بی‌رحمی تمام به دست دژخیمان حاکم به خاکی سرد سپرده شدند، وظیفه اخلاقی و معلمانه و مهم‌ترین رسالت صنفی امروز معلمان نامیده‌اند.

متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
صمیمانه با اعضای محترم شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران و معلمان آزادیخواه:

کنشگران صنفی در طول بیش از دو دهه فعالیت خود بیش از همه بر حقوق دانش‌آموزان تأکید کرده‌اند و دانش‌آموز را همواره خط قرمز خود دانسته‌اند. این خط قرمز در راستای دفاع از حقوقی چون آموزش رایگان، امکانات تحصیلی مناسب و برابر برای همه کودکان و نوجوانان این سرزمین، تلاش برای برچیده شدن مدارس کپری در مناطق حاشیه‌ای، دغدغه سرنوشت کودکان کار و کولبر و کودکان با سوءتغذیه و مواردی از این دست را شامل می‌شد. شاید آن روز که ما می‌گفتیم دانش‌آموزان ما خط قرمز ما هستند، هرگز گمان نمی‌کردیم در این سرزمین روزهای شومی از راه برسند که در طی چند ساعت در دو شبانه‌روز، در کنار اقشار به‌جان‌آمده از آحاد ملت اعم از زنان و مردان و ورزشکاران و هنرمندان و کارگران و محرومان، بی‌شمار جوانان و بالای دویست دانش‌آموز نوجوان و کودک هم با گلوله‌های بی‌رحمانه دژخیمان حاکم به خاک و خون کشیده شوند و در کمال مظلومیت، بسیاری از خانواده‌های این فرزندان شجاع و مظلوم وطن حتی از حق سوگواری و برگزاری مراسم برای عزیزانشان هم محروم باشند.

بی‌تردید اقدام شایسته شورای هماهنگی در مستند کردن دانش‌آموزان و معلمان جاویدنام‌شده در خیزش خونین ۱۴۰۴ ملت به‌پاخاسته ایران، در خور تقدیر و تشکر است؛ اما آنچه حیاتی و ضروری است، دادخواهی خون به‌ناحق‌ریخته این فرزندان عزیز ماست که با هزاران آرزو و امید، با بی‌رحمی تمام به دست شقی‌ترین‌ها به خاکی سرد سپرده شدند. با کمال تأسف، در کنار جوانان و ورزشکاران و هنرمندان و مردم محروم و کارگران ستمدیده که در این دی‌ماه خونین جان نازنین خود را از دست دادند، شماری از معلمان آزادیخواه هم در راه آزادی و آبادی این ملک به خاک و خون کشیده شدند.

بی‌تردید خانواده‌های مظلوم جان‌باختگان از همه وجدان‌های بیدار و به‌ویژه ما معلمان کنشگر توقع دارند در مسیر دادخواهی عزیزانشان کنارشان باشیم. برآورده ساختن این خواسته بی‌توقع و منّت باید هم وظیفه اخلاقی و معلمانه ما و هم مهم‌ترین رسالت صنفی امروز ما تعریف شود.

مردم ما شاهد بوده‌اند که ما برای مطالبات معیشتی و شغلی خود و حقوق مادی و معنوی دانش‌آموزان، کلاس‌های درس را به طنین پرخروش حمایت از آنان مبدل کرده‌ایم و خیابان‌ها را فریاد و خروش دفاع از آموزش رایگان و همگانی ساخته‌ایم؛ همان خیابان‌هایی که دی‌ماه امسال خون پاک جوانان و فرزندان این خاک را رنگین و خونین کرد. دردناک‌تر اینکه علاوه بر ستاندن جان این همه دانش‌آموز، خبرها حاکی از بازداشت گسترده و ربودن تعداد زیادی از آنان از مدارس در مناطق مختلف کشور است.

امید می‌رود در شرایطی که آموزش‌وپرورش ویران ایران تمام‌قد در کنار نیروهای سرکوب علیه آینده‌سازان این کشور، سیاه‌ترین کارنامه خود را در همه ادوار تاریخ رقم می‌زند، شورای هماهنگی و تمامی تشکل‌های صنفی و همه معلمان آزاده و مبارز ایران در این روزهای سخت و اندوهناک سرزمین ما، حق‌خواهی و به‌ویژه دادخواهی خون‌های مظلومان و اقشار مختلف این سرزمین، به‌ویژه دانش‌آموزان جامانده از پشت میزهای کلاس درس، را در دستور کار خود قرار دهند. در این مسیر ضروری است یک کمیته حقیقت‌یاب مستقل برای مشخص شدن ابعاد مختلف این جنایت وحشتناک و شناسایی آمران و عاملان این کشتار، با همراهی شورای هماهنگی و سایر داغدیدگان دی‌ماه خونین شکل گیرد.

مسعود فرهیخته، فعال صنفی معلمان، زندان مرکزی کرج
عزیز قاسم‌زاده، فعال صنفی معلمان و زندانی سابق
سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴

#عزیز_قاسم_زاده #مسعود_فرهیخته #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #جنایت_علیه_بشریت #دادخواهی

@Tavaana_TavaanaTech
👍73
مصطفی شریفی؛ جوانی که حین نجات یک زن میانسال هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت

مصطفی شریفی، متولد ۱۳۶۴ و مجرد، شامگاه ۱۸ دی‌ماه در محدوده آریاشهر تهران، هم‌زمان با حضور نیروهای سرکوب و حمله موتورسواران از سه جهت و پرتاب گسترده گاز اشک‌آور به سوی مردم، هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.

بر اساس روایت‌های رسیده، یکی از کپسول‌های گاز اشک‌آور در مقابل پای یک زن میانسال سقوط می‌کند. مصطفی شریفی که در حال دویدن بوده، با مشاهده این صحنه بازمی‌گردد، کپسول اشک‌آور را برمی‌دارد و به سمت نیروهای حکومتی پرتاب می‌کند؛ اقدامی که بلافاصله با تیراندازی مستقیم به سوی او همراه می‌شود و به کشته‌شدنش می‌انجامد.

پیکر این جان‌باخته ابتدا به بیمارستان ابن‌سینا در آریاشهر منتقل می‌شود. بامداد ۱۹ دی‌ماه حدود ساعت ۵ صبح، تصویری از پیکر او به برادرش نشان داده و از خانواده خواسته می‌شود برای تحویل مدارک مراجعه کنند؛ اما با مراجعه دوباره اعلام می‌شود که «چنین فردی وجود ندارد» و حتی گفته می‌شود تصاویر ثبت‌شده حذف شده‌اند.

خانواده مصطفی شریفی شش شبانه‌روز به‌طور مداوم در مراکز مختلف از جمله کهریزک جست‌وجو می‌کنند تا سرانجام پیکر او را در سردخانه نیروی انتظامی می‌یابند. در ابتدا برگه‌ای با عنوان «اغتشاشگر» برای او ثبت شده و شرط دفن شبانه مطرح می‌شود، اما خانواده پس از پیگیری‌های فراوان و با سپردن تعهد، موفق می‌شوند پیکر را تحویل بگیرند؛ با این الزام که اعلام شود او «عابر» بوده، مراسمی برگزار نشود و خاکسپاری در سکوت انجام گیرد.

گفته می‌شود مصطفی شریفی از سال ۱۴۰۱ ارادت ویژه‌ای به جان‌باختگان راه آزادی داشت و تصویر پروفایل خود را که نشانی از پیروزی و یاد آنان بود، هرگز تغییر نداد. یاد همه جان‌باختگان آزادی گرامی باد.

#مصطفی_شریفی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊31
جاویدنام طاها نادری، نوجوان ۱۸ ساله در شهرضا، پس از دو روز جراحات ناشی از گلوله جان باخت

طاها نادری، ۱۸ ساله، در جریان رویدادهای ۱۸ دی‌ماه در شهرضای اصفهان بر اثر اصابت گلوله جنگی به‌شدت مجروح شد. بنا بر اطلاعات موجود، گلوله به شاهرگ پای او برخورد کرده بود و وی پس از انتقال به مرکز درمانی تحت چندین عمل جراحی قرار گرفت.
پزشکان در تلاش برای نجات جان او ناچار به قطع پایش در روز ۲۰ دی‌ماه شدند، اما شدت جراحات مانع ادامه حیات شد و این نوجوان همان روز جان خود را از دست داد.
طاها نادری یکی دیگر از جان‌باختگان رخدادهای خونین دی‌ماه در ایران به‌شمار می‌رود.

#طاها_نادری #شهرضا #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
🕊9