آموزشکده توانا
48.1K subscribers
42.9K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
محمد رفیع صادقی، معلم بازنشسته و فعال اجتماعی، بازداشت شد

محمد رفیع صادقی، معلم بازنشسته، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در گزارشی نوشت، محمد رفیع صادقی بازداشت شد.

براساس این گزارش، آقای صادقی که از وضعیت جسمانی مناسبی نیز برخوردار نیست، توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت و سپس به مکان نامعلومی منتقل شده است.

در این گزارش به محل بازداشت این معلم بازنشسته اشاره‌ای نشده است.
تا لحظه تنظیم این گزارش از محل نگهداری، دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه محمد رفیع صادقی اطلاعی حاصل نشده است.

آقای صادقی پس از بازنشستگی، بخش مهمی از فعالیت‌های خود را به ترویج صلح، گفت‌وگو، همزیستی، دفاع از حقوق شهروندان و حمایت از زندانیان، به‌ویژه زندانیان سیاسی و فرهنگیان در بند، معطوف کرده بود. همچنین بنا بر گزارش‌های رسیده، او در مناطق مختلف، به‌ویژه مناطق محروم از جمله منوجان، جیرفت و عنبرآباد، در زمینه میانجی‌گری، آشتی، آزادی زندانیان و کاهش خشونت اجتماعی فعالیت داشته است.


#محمد_رفیع_صادقی #از_بازداشتیها_بگو
🕊12💔5
سرکوب برون‌مرزی مخالفان؛
توقیف ۲۴۰ مورد اموال و ۱۸۲ حساب بانکی خبرنگاران، فعالان و منتقدان جمهوری اسلامی

ماشین سرکوب جمهوری اسلامی ابعاد تازه‌ای از فشار برون‌مرزی را به نمایش گذاشته است؛ به گزارش خبرگزاری میزان، نهادهای قضایی تاکنون با استناد به «قانون تشدید مجازات جرم جاسوسی و همکاری با کشورهای متخاصم»، دست‌کم ۲۴۰ مورد از اموال و املاک مخالفان حکومت که بخش عمده‌ای از آن متعلق به خبرنگاران رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، روزنامه‌نگاران و چهره‌های سرشناس است را توقیف و ۱۸۲ حساب بانکی را مسدود کرده‌اند.

این اقدامات خصمانه در حالی تشدید شده است که مقام‌های قضایی، از جمله اسدالله جعفری، رئیس کل دادگستری اصفهان، با صراحت هدف از این مصادره‌ها را تلاش برای به زانو درآوردن منتقدان ساکن خارج و خالی کردن تجمع‌های اعتراضی دانسته‌اند؛ اعترافی آشکار که نشان می‌دهد توقیف دارایی‌ها نه یک روند حقوقی، بلکه ابزاری عریان برای ارعاب و مجازات است. گزارش‌ها حاکی از آن است که با راه‌اندازی سامانه‌های دیجیتال نظیر «سهام» و تشکیل پرونده برای هزاران شهروند از اقشار مختلف از جمله روزنامه‌نگاران، بازیگران و ورزشکاران ، این روند شتابی خطرناک به خود گرفته است.

در همین حال، سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر و نهادهای ناظر، این رویکرد را مصداق بارز «سرکوب برون‌مرزی» و نقض فاحش حقوق بنیادین انسان‌ها دانسته‌اند. فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، این مصادره‌های گسترده را محکوم کرده و نهادهای اروپایی نیز بر لزوم برخورد با این رویه‌های سرکوبگرانه تأکید کرده‌اند؛ بومی‌سازیِ قانونیِ توقیف اموال، بار دیگر سیمای حکومتی را به تصویر می‌کشد که حتی پس از تبعید و دور شدن شهروندان از مرزها، چنگال غارت و تلافی را به سوی دارایی آنان دراز کرده است.

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔6🕊1
Forwarded from گفت‌وشنود
مونا، دختری که تا ابد هفده ‌ساله ماند

در اواخر تابستان سال ۱۳۴۴ دختری به دنیا آمد که نامش را مونا گذاشتند. کسی نمی‌دانست این نوزاد روزی به نمادی از رنج و شجاعت یک نسل بدل خواهد شد.

مونا در سایه‌ مهر خانواده بزرگ شد؛ دختری پرشور و مهربان که از کودکی دلش می‌خواست روزی معلم شود و به کودکان درس بدهد، همان‌طور که بعدها در کلاس‌های اخلاق به بچه‌های بهایی درس می‌داد.

اما تندبادی که پس از استقرار جمهوری اسلامی بر جامعه‌ بهاییان ایران وزیده بود، در خانه‌ آن‌ها را نیز کوبید. مونا همراه با پدرش، یدالله، بازداشت شد؛ دختر و پدر، هر دو تنها به جرم باور به دینشان.

چند ماه بعد، در دی‌ماه ۱۳۶۱، مقامات قضایی به مادر مونا، فرخنده انوری، خبر دادند که اگر وثیقه‌ای سنگین بپردازد، دخترش آزاد خواهد شد. مادر با امید به آغوش‌کشیدن دوباره‌ فرزندش، سند خانه را برداشت و به اداره‌ مربوطه برد. اما آنچه در انتظارش بود، نه آزادی مونا که بازداشت خود او بود.

مادر را گرفتند و به زندان عادل‌آباد شیراز فرستادند؛ زندانی که اکنون هر سه عضو خانواده در آن گرفتار بودند.

چندی نگذشت که در ۲۲ اسفند ۱۳۶۱، یدالله، پدر مونا، اعدام شد. مونا در حالی که هنوز داغ پدر بر دلش تازه بود، ماه‌ها شکنجه و تحقیر را در سلول‌های همان زندان تحمل کرد، بی‌آنکه از باورش دست بکشد.

سرانجام روز ۲۸ خرداد ۱۳۶۲، او را همراه با نُه زن بهایی دیگر، به میدان چوگان شیراز بردند. مونا که کوچک‌ترین آنان بود، ناچار شد نخست شاهد به‌دار آویخته‌شدن دوستانش باشد.
وقتی نوبت او رسید، برای آخرین بار از او خواستند باورش را انکار کند.
مونا نپذیرفت.
سپس دست مامور اعدام را بوسید و گفت: «در دین ما بوسیدن دست‌ها ممنوع است، اما ما مجازیم دست کسانی را که ما را به خاطر عقیده‌مان می‌کشند، ببوسیم.» آن‌گاه طناب دار را بوسید، آن را دور گردن خود انداخت و در حالی که لبخندی بر لب داشت، جان سپرد؛ دختری هفده‌ساله که هرگز فرصت نیافت به آرزوهایش برسد.

سال‌ها گذشت، اما نامش زنده ماند؛ یادآور دخترکی که در برابر بیداد، تنها ایمانش را داشت و از آن دست نکشید.

#مونا_محمودنژاد #داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران

@Dialogue1402
💔253🕊3
امجد امینی در چهارمین سالگرد قتل حکومتی ژینا (مهسا):
چهار سال است که جای خالی‌ات را هر ساعت با خود حمل می‌کنیم

امجد امینی، پدر ژینا (مهسا) امینی، در آستانه چهارمین سالگرد قتل حکومتی فرزندش، دل‌نوشته‌ای پردرد منتشر کرد؛ روایتی از چهار سال داغی که کهنه نمی‌شود، رنجی که با زمان فر نمی‌نشیند و همبستگی مردمی که هزاران فرزند را به این خانواده داغ‌دیده بخشیده است.

امجد امینی نوشته:
ژینای نازنینم، چهار سال گذشته، اما داغت نه کهنه شده و نه حتی برای دمی آرام گرفته. برای ما، تو هنوز همان فرشته‌ای هستی که با هر لبخند، با هر نگاه، دست مهربانی روزگار را بر زندگی ما می‌کشیدی.
در این ایام بیش از همیشه به تو فکر می‌کنیم؛ در روزگاری که هر روز تلخ‌تر و امیدها کم‌رنگ‌تر شده، بیش از همه قلب‌مان در گرو آرزوهای جوانی‌ات همچون توست. اگر امروز در میان ما بودی چه می‌کردی؟ آیا هنوز همان شور زندگی را در چشمانت می‌دیدیم؟ آیا هنوز از فردا حرف می‌زدی و برای روزهای پیش رو رویا می‌بافتی؟
ژینا جان، برای ما، تو پیش از هر چیز، دخترمان بودی. دختری که با آمدنش زندگی‌مان رنگ دیگری گرفت و با رفتنش زخمی بر دل‌مان ماند که هیچ واژه‌ای توان بیانش را ندارد. اما سرنوشت تو به گونه‌ای رقم خورد که نامت از خانه کوچک ما فراتر رفت.
در این چهار سال، بارها با خود اندیشیده‌ایم که ما یک دختر داشتیم و او را از ما گرفتند؛ اما مهر مردم، هزاران فرزند دیگر را به خانواده ما آورد. در میان این همه رنج، چیزی که هرگز فراموش نمی‌کنیم، همدلی و مهری است که میان مردم این سرزمین تکثیر شد.
ژینای عزیزم، چهار سال است که جای خالی‌ات را هر روز و هر ساعت با خود حمل می‌کنیم. گاهی یک عکس، یک خاطره، یک نگاه و حتی شنیدن نامت کافی است تا همه چیز دوباره از ابتدا در برابر چشمانمان زنده شود. برای دیگران شاید چهار سال گذشته باشد، اما برای پدر و مادری که فرزندش را از دست داده، زمان معنای دیگری دارد. بعضی داغ‌ها با گذشت روزها کوچک نمی‌شوند؛ فقط انسان می‌آموزد چگونه آن‌ها را با خود به دوش بکشد.
با این همه، در تمام این سال‌ها چشمی پرخون به خاک داشته‌ایم و چشمی به روزی که حقیقت آشکار شود. باور داریم راز سه‌به‌مهری که تو و همه عزیزان خفته در این خاک با خود دارید، برای همیشه پنهان نخواهد ماند.
ژینا جان، دختر نازنینم، نام و یادت تا آخرین نفس با ماست.
یارب چه ها به سینه این خاکدان در است
کس نیست واقف این همه راز نهفته را
امجد امینی
پدر زنده‌یاد ژینا (مهسا) امینی

#مهسا_امینی #ژینا_امینی

@Tavaana_TavaanaTech
💔366
اتهام سنگین «بغی» علیه محمدپارسا گلچین، دانشجوی دانشگاه تهران و دارنده طلای المپیاد

محمدپارسا گلچین، دانشجوی ورودی ۱۴۰۳ کارشناسی ادبیات دانشگاه تهران و دارنده مدال طلای المپیاد ادبی، با اتهام سنگین «بغی» (عضویت در گروه باغی) مواجه شد.

به گزارش فعالان حقوق دانشجویان، علاوه بر این اتهام، عناوین دیگری چون «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی» و «اقدام تبلیغی علیه امنیت ملی» نیز در پرونده این دانشجوی نخبه مطرح شده و وی برای آخرین دفاع به شعبه ۲۶۸ بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد احضار شده است.

آقای گلچین در ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ به همراه شماری از دانشجویان در جریان یک بازدید دوستانه در مشهد، با یورش مأموران مسلح و به شکلی خشونت‌آمیز بازداشت شده بود.

پرونده این دانشجوی زندانی و سایر هم‌پرونده‌ای‌های او در حالی با اتهامات سنگین امنیتی روبه‌روست که نهادهای مدنی بارها نسبت به روند فزاینده پرونده‌سازی و سرکوب دانشجویان و نخبگان علمی کشور هشدار داده‌اند.

#محمد_پارسا_گلچین #بغی #محاربه #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊11💔10
Forwarded from گفت‌وشنود
ارتداد: مردود شدن در دین!
امری که در جمهوری اسلامی مجازاتش مرگ است
ورق بزنید

اداره یک کانال تلگرامی در جمهوری اسلامی می‌تواند به قیمت جانتان تمام شود. در اردیبهشت ۱۴۰۲، یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارعی صرفا به‌خاطر مدیریت کانال‌هایی با محتوای انتقادی از اسلام اعدام شدند؛ اتهامشان «سب‌النبی» و «ارتداد فطری» بود. جالب اینکه همان رسانه دولتی که خبر اعدام را داد، جایی دیگر نوشته بود «بیش‌ترین جعلیات درباره ائمه از سوی برخی منبری‌هاست»!

ارتداد چیست؟
ارتداد یعنی بازگشت، در اصطلاح دینی یعنی انکار دین یا خروج از آن؛ در مسیحیت و یهودیت نیز معادلی دارد که با مجازات سخت یا طرد اجتماعی همراه بوده است. در فقه اسلامی، ارتداد دو دسته دارد: «فطری» (زاده خانواده مسلمان که اسلام را ترک کرده) و «ملی» (کسی که ابتدا غیرمسلمان بوده و بعد اسلام را کنار گذاشته).

در قرآن و فقه شیعه
قرآن در آیه ۲۱۷ سوره بقره، بر عواقب اخروی ارتداد تاکید دارد و روایات اسلامی آن را از بزرگ‌ترین گناهان می‌دانند. در فقه شیعه، مجازات ارتداد اعدام برای مردان و حبس ابد برای زنان است. با این حال، حسینعلی منتظری پیشنهاد داد مجازات ارتداد به مسائل مدنی محدود شود؛ او تغییر عقیده را غیر از ارتداد می‌دانست.

قربانیان ارتداد در ایران
پس از استقرار جمهوری اسلامی، احکام اعدام بسیاری بر پایه ارتداد صادر شد: چپ‌گرایانی در دهه شصت به جرم الحاد اعدام شدند، علی دشتی زیر شکنجه در بیمارستان درگذشت و منتقدانی مانند برقعی و قلمداران بارها ترور شدند. حکم ارتداد گاه علنی نمی‌شود اما در خفا اجرا می‌گردد؛ احکام مشابهی علیه بهاییان و نوکیشان مسیحی نیز صادر شده است.

ارتداد فراتر از مرزهای ایران
حکم ارتداد مرزهای ایران را نیز درنوردیده است. خمینی در ۱۹۸۹ سلمان رشدی را به خاطر رمان «آیات شیطانی» مرتد و مهدورالدم اعلام کرد؛ فتوایی که به قتل هیتوشی ایگاراشی، مترجم ژاپنی و حمله به رشدی در ۲۰۲۲ انجامید. در آذربایجان نیز، پس از فتوای یک مرجع تقلید ایرانی علیه رافق تقی، نویسنده منتقد اسلام، او در ۲۰۱۱ با چاقو کشته شد.

پرسشی که هنوز باز است
منتقدان حقوق بشر، قوانین ارتداد را ناقض آزادی بیان و آزادی دین می‌دانند و برخی فقها معتقدند مجازات آن تنها در صورت اختلال اجتماعی موجه است. پرسش بنیادین همچنان باقی است: آیا تغییر عقیده جرم است؟ برخی متفکران بر این باورند که ارتداد بیش از آنکه مسئله دینی باشد، ابزاری سیاسی برای سرکوب مخالفان و کنترل اجتماعی بوده است.


نسخه کامل این یادداشت را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید
ارتداد: مردود شدن در دین!

https://dialog.tavaana.org/apostasy-2/

#ارتداد #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍12🕊2
رسول جلیلی، عضو شورای عالی فضای مجازی: رفع فیلتر اینستاگرام خلاف عقل و انصاف است

رسول جلیلی، عضو حقیقی شورای عالی فضای مجازی، بار دیگر مقابل رفع فیلتر اینستاگرام ایستاد؛ این بار با این استدلال که بازگشایی آن با عقلانیت، انصاف و مصوبات قبلی سازگار نیست. او در گفت‌وگو با مهر، شبکه‌های اجتماعی آمریکایی را ابزار جنگ علیه جمهوری اسلامی معرفی کرد و گفت رفع محدودیت اینستاگرام، مشکلات اقتصادی را حل نمی‌کند و به بحران‌های امنیتی و فرهنگی دامن می‌زند.

🔸البته از کسی با سابقه جلیلی، دفاع از حق دسترسی مردم چندان انتظار نمی‌رود. وزارت خزانه‌داری آمریکا در اطلاعیه تحریم او در سال ۲۰۱۲، از نقش جلیلی در مسدودسازی وب‌سایت‌ها و همکاری با سانسور اینترنت در ایران گفته بود. در همان سند، شرکت مرتبط با او، «امن‌افزار»، از عرضه‌کنندگان سیستم‌های فیلترینگ به حکومت معرفی شده است.

🔸رسول جلیلی را با نام «پدر فیلترینگ هوشمند» در ایران می‌شناسند، او عضو هیات علمی و استاد دانشکده علوم کامپیوتر دانشگاه شریف است. یکی از اولین اعضایی است که خود خامنه‌ای پس از دستور تشکیل شورای عالی فضای مجازی در سال ۱۳۹۰، در ۱۷ اسفند همان سال،به‌عنوان عضو حقیقی این شورای سیاست‌گذاری کلان که آزادی‌های مردم ایران را در فضای اینترنت سرکوب می‌کند، منسوب کرده است.

📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊6👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خیال‌پردازی و توهم به نام تحلیل!

کارشناس صداوسیما مدعی شده آمریکایی‌ها بارها گفته‌اند با حمله به تاسیسات ایران، ظهور امام زمان را عقب انداخته‌اند!
کدام مقام آمریکایی، کجا و چه زمانی چنین حرفی زده؟ در کدام رسانه یا خبرگزاری آمریکایی چنین ادعایی شده؟
ظاهرا در صداوسیما همین که ادعایی به اندازه کافی عجیب باشد، دیگر نیازی به سند ندارد.

این دقیقا خیال‌پردازی و حتی توهم است که به نام تحلیل در صداوسیما منتشر می‌شود و بارها چنین ادعاهای پوچ و بی‌اساس توسط افرادی به نام کارشناس عنوان شده است.
کاربری نوشته:
«لابد در پنتاگون هم بخشی برای تنظیم تقویم ظهور دارند که این کارشناس از جلسات محرمانه‌اش باخبر است!»


📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊5
درخواست برادر مهسا امینی از ماموران گشت ارشاد در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱:
خواهرم را نبرید، ما اینجا غریبیم!


«خواهرم را نبرید، ما اینجا غریبیم.» این درخواست برادر مهسا از مامورانی بود که عصر ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، نزدیک ایستگاه مترو حقانی تهران، خواهر ۲۲ ساله‌اش را بازداشت کردند. به او گفتند مهسا فقط به یک «کلاس توجیهی» می‌رود و یک ساعت دیگر آزاد می‌شود. انتظار برای بازگشت خواهر، اما به انتظار پشت درهای بیمارستان تبدیل شد.

🔸شاهدان عینی گفته‌اند یکی از ماموران مرد با کوبیدن سر او، مهسا را وادار به پیاده شدن از ون کرد. خود مهسا نیز پیش از بیهوش شدن، چند بار به اطرافیان گفته بود که مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
پوشش کامل او باعث شگفتی بسیاری از حاضران شده بود. مهسا بارها از ماموران خواسته بود به برادرش اطلاع دهند یا توضیح دهند ایراد پوشش او چیست. اما هر بار با پرخاشگری و توهین ماموران زن روبه‌رو شد.

🔸آخرین بار، وقتی به سوی یکی از ماموران رفت، ناگهان سرش را گرفت و بر زمین افتاد. حاضران درخواست آوردن پزشک کردند، اما ماموران بی‌تفاوت بودند و وضعیت او را «تمارض» می‌خواندند. وقتی پزشک رسید، دیگر دیر شده بود.

مهسا، ژینا امینی، از سقز به تهران آمده بود. بازداشت به بهانه پوشش، او را به بازداشتگاه وزرا کشاند؛ جایی که به روایت شاهدان، با ضرب‌وشتم و توهین روبه‌رو شد و سپس از هوش رفت. هیات حقیقت‌یاب سازمان ملل نیز بعدتر نتیجه گرفت که خشونت جسمی در بازداشت به مرگ او منجر شده و حکومت ایران مسئول آن بوده است.

🔸سه روز بعد، در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، مهسا در بیمارستان جان باخت. خبر جان‌باختن او آغازگر اعتراضاتی شد که از مخالفت با حجاب اجباری فراتر رفت و به خیزشی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شد.

مهسا به خانه برنگشت، اما نامش با فریاد «زن، زندگی، آزادی» در خیابان‌ها ماند.

🔸در این میان، شبکه‌های اجتماعی در رساندن خبر بازداشت و جان‌باختن مهسا به افکار عمومی نقشی مهم داشتند. انتشار عکس او روی تخت بیمارستان، روایت خانواده و گزارش‌های روزنامه‌نگاران باعث شد آنچه بر سر این دختر جوان آمده بود، پشت روایت رسمی حکومت پنهان نماند.
کسی منتظر فراخوان نماند. همین همراهی باعث شد افراد بیشتری در ایران و جهان بفهمند چه اتفاقی افتاده است.
کاربران با بازنشر خبرها، ترجمه روایت‌ها و استفاده از هشتگ نام مهسا و ترند شدن میلیونی این هشتگ، خبر را از مرزهای ایران فراتر بردند.

#مهسا_امینی


📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔196🕊4