Forwarded from گفتوشنود
نوال السعداوی
زنی که زخم کودکیاش را به کتابی تبدیل کرد که یک جهان را تکان داد
نوال السعداوی (۱۹۳۱-۲۰۲۱)، پزشک، روانپزشک و نویسندهی مصری، در ششسالگی قربانی ختنه زنان شد؛ رسمی که در خانوادهاش و در بیشتر جوامع مسلمان و مسیحی منطقه، طبیعی و حتی لازم شمرده میشد.
او بعدها پزشکی خواند، مدیرکل بهداشت عمومی مصر شد، و از همان جایگاه رسمی، به افشای آسیبهای جسمی و روانی رسومی پرداخت که خودش تجربه کرده بود.
سال ۱۹۷۷، السعداوی کتاب چهره پنهان حوا را منتشر کرد؛ نخستین اثری از این دست که بهصراحت، ختنهی زنان، خشونت خانگی، ازدواج کودکان و سرکوب جنسی را نه رسمی فرهنگی بیخطر، بلکه نظامی بههمپیوسته از کنترل بدن زن معرفی کرد، نظامی که او آن را محصول مشترک دین، سنت قبیلهای و اقتصاد پدرسالار میدانست.
نکته کلیدی تحلیل او این بود که این سرکوب را نباید محدود به کشورهای عربی دانست؛ او صراحتا نوشت ختنهی زنان در جوامع مسلمان از سومالی و سودان تا اندونزی و بخشهایی از ایران دیده میشود، و اینطور نیست که اسلام بهتنهایی عامل آن باشد، این رسم در میان برخی مسیحیان و پیروان ادیان بومی آفریقا نیز رواج دارد.
او ریشهی اصلی را نه در متن دینی، بلکه در تفسیرهای پدرسالارانه از آن جستوجو کرد.
به باور او، «نظام پدرسالار، دینی و سرمایهداری» در سراسر جهان اسلام و فراتر از آن، یک ساختار مشترک و جهانی است.
انتشار کتاب بهایی سنگین داشت: او از سمت دولتیاش برکنار شد، مجلهاش توقیف شد، و در ۱۹۸۱ به دستور انور سادات بدون محاکمه زندانی شد.
در زندان، با مدادی قاچاقی روی کاغذ توالت، خاطراتش را نوشت. دههها بعد، تهدیدهای مرگ از سوی گروههای افراطی او را به تبعید موقت در آمریکا واداشت.
السعداوی تا پایان عمر تاکید داشت فمینیسم، کالایی وارداتی از غرب نیست؛ زنان مسلمان و عرب، قرنها پیش از او نیز علیه همین نظام شوریده بودند.
او همچنین نقدی یکسان بر قدرتهای خارجی داشت و نوشت امپریالیسم غربی و پدرسالاری بومی، در عمل، دو روی یک سکهاند که زنان جوامع مسلمان را همزمان له میکنند.
دیدگاههای او امروز، در هر گفتگویی درباره ختنهی زنان و پدرسالاری دینی در سراسر جهان اسلام، همچنان زنده و مرجع است.
#نقد_دین #نوال_السعداوی #ختنه_زنان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
زنی که زخم کودکیاش را به کتابی تبدیل کرد که یک جهان را تکان داد
نوال السعداوی (۱۹۳۱-۲۰۲۱)، پزشک، روانپزشک و نویسندهی مصری، در ششسالگی قربانی ختنه زنان شد؛ رسمی که در خانوادهاش و در بیشتر جوامع مسلمان و مسیحی منطقه، طبیعی و حتی لازم شمرده میشد.
او بعدها پزشکی خواند، مدیرکل بهداشت عمومی مصر شد، و از همان جایگاه رسمی، به افشای آسیبهای جسمی و روانی رسومی پرداخت که خودش تجربه کرده بود.
سال ۱۹۷۷، السعداوی کتاب چهره پنهان حوا را منتشر کرد؛ نخستین اثری از این دست که بهصراحت، ختنهی زنان، خشونت خانگی، ازدواج کودکان و سرکوب جنسی را نه رسمی فرهنگی بیخطر، بلکه نظامی بههمپیوسته از کنترل بدن زن معرفی کرد، نظامی که او آن را محصول مشترک دین، سنت قبیلهای و اقتصاد پدرسالار میدانست.
نکته کلیدی تحلیل او این بود که این سرکوب را نباید محدود به کشورهای عربی دانست؛ او صراحتا نوشت ختنهی زنان در جوامع مسلمان از سومالی و سودان تا اندونزی و بخشهایی از ایران دیده میشود، و اینطور نیست که اسلام بهتنهایی عامل آن باشد، این رسم در میان برخی مسیحیان و پیروان ادیان بومی آفریقا نیز رواج دارد.
او ریشهی اصلی را نه در متن دینی، بلکه در تفسیرهای پدرسالارانه از آن جستوجو کرد.
به باور او، «نظام پدرسالار، دینی و سرمایهداری» در سراسر جهان اسلام و فراتر از آن، یک ساختار مشترک و جهانی است.
انتشار کتاب بهایی سنگین داشت: او از سمت دولتیاش برکنار شد، مجلهاش توقیف شد، و در ۱۹۸۱ به دستور انور سادات بدون محاکمه زندانی شد.
در زندان، با مدادی قاچاقی روی کاغذ توالت، خاطراتش را نوشت. دههها بعد، تهدیدهای مرگ از سوی گروههای افراطی او را به تبعید موقت در آمریکا واداشت.
السعداوی تا پایان عمر تاکید داشت فمینیسم، کالایی وارداتی از غرب نیست؛ زنان مسلمان و عرب، قرنها پیش از او نیز علیه همین نظام شوریده بودند.
او همچنین نقدی یکسان بر قدرتهای خارجی داشت و نوشت امپریالیسم غربی و پدرسالاری بومی، در عمل، دو روی یک سکهاند که زنان جوامع مسلمان را همزمان له میکنند.
دیدگاههای او امروز، در هر گفتگویی درباره ختنهی زنان و پدرسالاری دینی در سراسر جهان اسلام، همچنان زنده و مرجع است.
#نقد_دین #نوال_السعداوی #ختنه_زنان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌8💯1
یک یادگیری دردناک در ذهن
وقتی «ما» میشکند، «من» هم میلرزد
یک روز بیدار میشوی و میبینی همهچیز سر جایش است؛ اما چیزی در تو جابهجا شده. دیرتر عصبانی میشوی یا زودتر.
خبر نمیخوانی، یا نمیتوانی نخوانی.
به آدمهایی که دوستشان داری کمتر اعتماد میکنی. و نمیدانی چرا.
اینها بیدلیل نیست. ذهن تو دارد با زخمی کار میکند که فقط مال تو نیست.
▪️مغز، آژیر را خاموش نمیکند
وقتی تهدید بزرگ و تکرارشونده است، مغز در حالت هشدار میماند. پژوهشهای روانشناسی استرس نشان دادهاند که مواجهه طولانی با تهدید میتواند خواب، تمرکز، حافظه و خلقوخو را مختل کند. این خرابی نیست؛ سیستمی است که برای بقا ساخته شده و فقط زیادی بیدار مانده است.
▪️ذهن، ولوم را پایین میآورد
وقتی بار احساسی بیشتر از ظرفیت است، بسیاری از ما بیحس میشویم. متخصصان تروما این را نوعی سازوکار دفاعی میدانند: فاصلهگرفتن عاطفی برای تحملپذیر کردن غیرقابلتحمل. بیحسی یعنی ذهن در حال نجات دادن توست.
▪️اعتماد اولین قربانی است
جامعهشناس کای اریکسون پس از بررسی بازماندگان یک سیل مرگبار دید که آسیب اصلی فقط از دست دادن خانه و عزیزان نبود؛ بافت اجتماعی فروپاشیده بود: اعتماد، همیاری و حس «ما». او نام این پدیده را «ترومای جمعی» گذاشت. به همین دلیل بعد از فاجعههای بزرگ، بدگمانی و انزوا شایع میشود، حتی بین کسانی که قبلاً نزدیک بودند.
▪️وقتی تلاشها بینتیجه میماند، دست میکشیم
مارتین سلیگمن در پژوهشهای معروفش نشان داد وقتی مردم بارها میبینند کنششان اثری ندارد، یاد میگیرند دست از تلاش بکشند. به این پدیده «درماندگی آموختهشده» میگویند. دلسردی اجتماعی بعد از شکستهای بزرگ، بیشباهت به آن نیست. تنبلی یا بیتفاوتی نیست؛ یک یادگیری دردناک است.
▪️سوگی که فرصت ادا شدن نیافته
وقتی سوگ را نتوان آزادانه ابراز کرد یا روایت رسمی آن را انکار کند، غم از بین نمیرود؛ معلق میماند و گاهی به خشم فروخورده یا خستگی مزمن تبدیل میشود.
▪️خبر خوب؟
همین پژوهشها نشان میدهند بسیاری از آدمها با گذر زمان و داشتن حتی چند رابطه امن، بهتدریج بهبود پیدا میکنند. نامگذاری احساس («من سوگوارم»، «من خستهام») و صحبت با یک نفر مطمئن، از سادهترین قدمهاست.
ذهن تو خراب نشده. دارد کاری را که در برابر زخم برنامهریزی شده انجام میدهد.
🔷این متن جایگزین مشاوره و درمان تخصصی نیست. اگر نشانهها شدید یا طولانی شد، از یک متخصص کمک بگیر.
#سوگ_جمعی #ترومای_جمعی #همدلی #اعتماد
@Tavaana_TavaanaTech
وقتی «ما» میشکند، «من» هم میلرزد
یک روز بیدار میشوی و میبینی همهچیز سر جایش است؛ اما چیزی در تو جابهجا شده. دیرتر عصبانی میشوی یا زودتر.
خبر نمیخوانی، یا نمیتوانی نخوانی.
به آدمهایی که دوستشان داری کمتر اعتماد میکنی. و نمیدانی چرا.
اینها بیدلیل نیست. ذهن تو دارد با زخمی کار میکند که فقط مال تو نیست.
▪️مغز، آژیر را خاموش نمیکند
وقتی تهدید بزرگ و تکرارشونده است، مغز در حالت هشدار میماند. پژوهشهای روانشناسی استرس نشان دادهاند که مواجهه طولانی با تهدید میتواند خواب، تمرکز، حافظه و خلقوخو را مختل کند. این خرابی نیست؛ سیستمی است که برای بقا ساخته شده و فقط زیادی بیدار مانده است.
▪️ذهن، ولوم را پایین میآورد
وقتی بار احساسی بیشتر از ظرفیت است، بسیاری از ما بیحس میشویم. متخصصان تروما این را نوعی سازوکار دفاعی میدانند: فاصلهگرفتن عاطفی برای تحملپذیر کردن غیرقابلتحمل. بیحسی یعنی ذهن در حال نجات دادن توست.
▪️اعتماد اولین قربانی است
جامعهشناس کای اریکسون پس از بررسی بازماندگان یک سیل مرگبار دید که آسیب اصلی فقط از دست دادن خانه و عزیزان نبود؛ بافت اجتماعی فروپاشیده بود: اعتماد، همیاری و حس «ما». او نام این پدیده را «ترومای جمعی» گذاشت. به همین دلیل بعد از فاجعههای بزرگ، بدگمانی و انزوا شایع میشود، حتی بین کسانی که قبلاً نزدیک بودند.
▪️وقتی تلاشها بینتیجه میماند، دست میکشیم
مارتین سلیگمن در پژوهشهای معروفش نشان داد وقتی مردم بارها میبینند کنششان اثری ندارد، یاد میگیرند دست از تلاش بکشند. به این پدیده «درماندگی آموختهشده» میگویند. دلسردی اجتماعی بعد از شکستهای بزرگ، بیشباهت به آن نیست. تنبلی یا بیتفاوتی نیست؛ یک یادگیری دردناک است.
▪️سوگی که فرصت ادا شدن نیافته
وقتی سوگ را نتوان آزادانه ابراز کرد یا روایت رسمی آن را انکار کند، غم از بین نمیرود؛ معلق میماند و گاهی به خشم فروخورده یا خستگی مزمن تبدیل میشود.
▪️خبر خوب؟
همین پژوهشها نشان میدهند بسیاری از آدمها با گذر زمان و داشتن حتی چند رابطه امن، بهتدریج بهبود پیدا میکنند. نامگذاری احساس («من سوگوارم»، «من خستهام») و صحبت با یک نفر مطمئن، از سادهترین قدمهاست.
ذهن تو خراب نشده. دارد کاری را که در برابر زخم برنامهریزی شده انجام میدهد.
🔷این متن جایگزین مشاوره و درمان تخصصی نیست. اگر نشانهها شدید یا طولانی شد، از یک متخصص کمک بگیر.
#سوگ_جمعی #ترومای_جمعی #همدلی #اعتماد
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤1🕊1
۱رونمایی از بنر همبستگی با نرگس محمدی در پاریس؛ درخواست برای فراموشنکردن مردم ایران
شهرداری پاریس روز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، در مراسمی با حضور مقامهای منتخب، نمایندگان پارلمان، فعالان حقوق بشر و اعضای خانواده نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، از بنری در حمایت و همبستگی با او رونمایی کرد.
به گزارش صفحه اینستاگرام نرگس محمدی، در این مراسم که مقابل ساختمان شهرداری پاریس برگزار شد، مونا آرمند، وکیل و فعال حقوق بشر، پیام محمدی را که از تهران ارسال شده بود، قرائت کرد.
نرگس محمدی در بخشی از پیام خود خطاب به روزنامهنگاران، سیاستمداران، فعالان جامعه مدنی و زنان فرانسه گفت: «مردم ایران را فراموش نکنید. ما در حال گذراندن دوران فوقالعاده دشواری هستیم. من به شدت نگران آینده کودکان هستم. به شدت نگران آینده مردم ایران هستم.»
علی رحمانی، فرزند نرگس محمدی و رئیس بنیاد نرگس، نیز در این مراسم با اشاره به افزایش نگرانیها درباره اجرای احکام اعدام در ایران، از جامعه جهانی خواست در برابر نقض حقوق بشر و سرکوب شهروندان ایرانی سکوت نکند.
او با اشاره به کشتارهای ۱۸ و ۱۹ دیماه گفت شمار زیادی از شهروندان ایرانی، که بیشتر آنان جوان هستند، با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو هستند و خانوادههای بسیاری هر روز با نگرانی از سرنوشت عزیزان خود اخبار را دنبال میکنند.
رحمانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «اگر مادرم اینجا بود، فقط یک چیز میگفت: صدای آنها باشید. صدای این مادران و خانوادههایشان باشید. ستم بر آنها را افشا و محکوم کنید.»
او همچنین با یادآوری لغو مجازات اعدام در فرانسه در سال ۱۹۸۱، از شهروندان این کشور خواست به ارزشهای حقوق بشری خود پایبند بمانند و تأکید کرد: «هرگز و هرگز به رنجهای ملت دیگری که از ما دور است عادت نکنیم.»
این مراسم در حالی برگزار شد که پیشتر منابع حقوق بشری از بازداشت کمیل محمدی، برادرزاده نرگس محمدی، در مشهد خبر داده بودند. بر اساس این گزارشها، او روز پنجشنبه ۹ مهرماه توسط نیروهای حکومتی بازداشت و پس از بازجویی به زندان منتقل شده است.
کمیل محمدی کارگر است و تاکنون گزارشی از سابقه فعالیت سیاسی یا اجتماعی او منتشر نشده است.
#نرگس_محمدی #کمیل_محمدی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
شهرداری پاریس روز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵، در مراسمی با حضور مقامهای منتخب، نمایندگان پارلمان، فعالان حقوق بشر و اعضای خانواده نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، از بنری در حمایت و همبستگی با او رونمایی کرد.
به گزارش صفحه اینستاگرام نرگس محمدی، در این مراسم که مقابل ساختمان شهرداری پاریس برگزار شد، مونا آرمند، وکیل و فعال حقوق بشر، پیام محمدی را که از تهران ارسال شده بود، قرائت کرد.
نرگس محمدی در بخشی از پیام خود خطاب به روزنامهنگاران، سیاستمداران، فعالان جامعه مدنی و زنان فرانسه گفت: «مردم ایران را فراموش نکنید. ما در حال گذراندن دوران فوقالعاده دشواری هستیم. من به شدت نگران آینده کودکان هستم. به شدت نگران آینده مردم ایران هستم.»
علی رحمانی، فرزند نرگس محمدی و رئیس بنیاد نرگس، نیز در این مراسم با اشاره به افزایش نگرانیها درباره اجرای احکام اعدام در ایران، از جامعه جهانی خواست در برابر نقض حقوق بشر و سرکوب شهروندان ایرانی سکوت نکند.
او با اشاره به کشتارهای ۱۸ و ۱۹ دیماه گفت شمار زیادی از شهروندان ایرانی، که بیشتر آنان جوان هستند، با خطر اجرای حکم اعدام روبهرو هستند و خانوادههای بسیاری هر روز با نگرانی از سرنوشت عزیزان خود اخبار را دنبال میکنند.
رحمانی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «اگر مادرم اینجا بود، فقط یک چیز میگفت: صدای آنها باشید. صدای این مادران و خانوادههایشان باشید. ستم بر آنها را افشا و محکوم کنید.»
او همچنین با یادآوری لغو مجازات اعدام در فرانسه در سال ۱۹۸۱، از شهروندان این کشور خواست به ارزشهای حقوق بشری خود پایبند بمانند و تأکید کرد: «هرگز و هرگز به رنجهای ملت دیگری که از ما دور است عادت نکنیم.»
این مراسم در حالی برگزار شد که پیشتر منابع حقوق بشری از بازداشت کمیل محمدی، برادرزاده نرگس محمدی، در مشهد خبر داده بودند. بر اساس این گزارشها، او روز پنجشنبه ۹ مهرماه توسط نیروهای حکومتی بازداشت و پس از بازجویی به زندان منتقل شده است.
کمیل محمدی کارگر است و تاکنون گزارشی از سابقه فعالیت سیاسی یا اجتماعی او منتشر نشده است.
#نرگس_محمدی #کمیل_محمدی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10❤5💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هادی فروغ؛ دانشجوی دانشگاه بهشتی و پدر یک کودک سهساله، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
هادی فروغ، ۴۳ ساله، بازیکن و مربی بسکتبال و دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزشی دانشگاه بهشتی، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در منطقه آریاشهر تهران جان باخت.
پس از جانباختن او، خانوادهاش دو روز در جستوجوی پیکرش بودند و برای یافتن او ناچار شدند کیسههای سیاه حاوی پیکر جانباختگان را در کهریزک یکبهیک باز کنند. پیکر هادی سرانجام پیدا شد و در زادگاهش، اسدآباد استان همدان، به خاک سپرده شد.
هادی فروغ پدر پسری سهساله به نام «آوش» بود؛ نامی به معنای آب که آن را با آرزوی بارش باران و آبادانی سرزمینش برای فرزندش انتخاب کرده بود.
او علاوه بر فعالیت ورزشی و تحصیل، صاحب فروشگاه لپتاپ و تجهیزات کامپیوتری «فرنام تک» در پاساژ نور تهران بود. هادی با وجود برخورداری از زندگی و کسبوکاری باثبات، به دلیل باور به آزادی و ضرورت تغییر شرایط کشور در اعتراضات شرکت کرد.
هادی فروغ سالها مسئولیت مراقبت از پدر و مادر ناتوان خود را نیز بر عهده داشت. با وجود مشغلههای کاری، تحصیلی و خانوادگی، هفتهای دو جلسه به کودکان کمبرخوردار دارای مشکلات حرکتی کمک میکرد و با آنان تمرینهای اصلاحی انجام میداد.
او تنها چند روز با دفاع از پایاننامه کارشناسی ارشد خود فاصله داشت. قصد داشت در آزمون دکتری شرکت کند و پس از ادامه تحصیل، کلینیکی برای ارائه خدمات حرکات اصلاحی به سالمندان راهاندازی کند؛ آرزویی که با جانباختنش ناتمام ماند.
هادی پیشتر با اشاره به سرنوشت ستار بهشتی، کارگر و وبلاگنویسی که در بازداشت جان باخت، هشدار داده بود کسانی که به ستار بهشتی رحم نکردند، روزی به سراغ دیگران نیز خواهند آمد.
همسر هادی در مراسم خاکسپاری او، با اندوه و خشم از کشتهشدن همسرش سخن گفت و خواستار دادخواهی شد. خانواده او نیز در ماههای گذشته با فشارهایی روبهرو بودهاند و بر پیگیری دادخواهی و روشنشدن حقیقت جانباختن هادی تأکید داشتهاند.
در روزهای اخیر نیز، همزمان با اعتراض به حضور مسعود پزشکیان در دانشگاه شهید بهشتی، تصاویری از هادی فروغ در محوطه دانشگاه نصب شد. دانشجویان معترض با یادآوری نام این دانشجوی جانباخته، مخالفت خود را با حضور پزشکیان اعلام کردند.
هادی فروغ تنها یکی از نامهای فهرست جانباختگان دیماه نیست. او پدر کودکی سهساله، همسر، فرزند، مربی و دانشجویی بود که برای آینده خود و دیگران برنامه داشت؛ انسانی که در کنار کار و زندگی، برای کمک به کودکان کمبرخوردار و سالمندان نیز دغدغه داشت.
هادی فروغ فرصت دفاع از پایاننامهاش را نیافت، آرزوی تأسیس کلینیکش ناتمام ماند و آوش سهساله از داشتن پدر محروم شد. نام او و مطالبه دادخواهی برای جانباختنش نباید فراموش شود.
#هادی_فروغ #دادخواهی #اعتراضات_دی۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
هادی فروغ، ۴۳ ساله، بازیکن و مربی بسکتبال و دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزشی دانشگاه بهشتی، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات مردمی در منطقه آریاشهر تهران جان باخت.
پس از جانباختن او، خانوادهاش دو روز در جستوجوی پیکرش بودند و برای یافتن او ناچار شدند کیسههای سیاه حاوی پیکر جانباختگان را در کهریزک یکبهیک باز کنند. پیکر هادی سرانجام پیدا شد و در زادگاهش، اسدآباد استان همدان، به خاک سپرده شد.
هادی فروغ پدر پسری سهساله به نام «آوش» بود؛ نامی به معنای آب که آن را با آرزوی بارش باران و آبادانی سرزمینش برای فرزندش انتخاب کرده بود.
او علاوه بر فعالیت ورزشی و تحصیل، صاحب فروشگاه لپتاپ و تجهیزات کامپیوتری «فرنام تک» در پاساژ نور تهران بود. هادی با وجود برخورداری از زندگی و کسبوکاری باثبات، به دلیل باور به آزادی و ضرورت تغییر شرایط کشور در اعتراضات شرکت کرد.
هادی فروغ سالها مسئولیت مراقبت از پدر و مادر ناتوان خود را نیز بر عهده داشت. با وجود مشغلههای کاری، تحصیلی و خانوادگی، هفتهای دو جلسه به کودکان کمبرخوردار دارای مشکلات حرکتی کمک میکرد و با آنان تمرینهای اصلاحی انجام میداد.
او تنها چند روز با دفاع از پایاننامه کارشناسی ارشد خود فاصله داشت. قصد داشت در آزمون دکتری شرکت کند و پس از ادامه تحصیل، کلینیکی برای ارائه خدمات حرکات اصلاحی به سالمندان راهاندازی کند؛ آرزویی که با جانباختنش ناتمام ماند.
هادی پیشتر با اشاره به سرنوشت ستار بهشتی، کارگر و وبلاگنویسی که در بازداشت جان باخت، هشدار داده بود کسانی که به ستار بهشتی رحم نکردند، روزی به سراغ دیگران نیز خواهند آمد.
همسر هادی در مراسم خاکسپاری او، با اندوه و خشم از کشتهشدن همسرش سخن گفت و خواستار دادخواهی شد. خانواده او نیز در ماههای گذشته با فشارهایی روبهرو بودهاند و بر پیگیری دادخواهی و روشنشدن حقیقت جانباختن هادی تأکید داشتهاند.
در روزهای اخیر نیز، همزمان با اعتراض به حضور مسعود پزشکیان در دانشگاه شهید بهشتی، تصاویری از هادی فروغ در محوطه دانشگاه نصب شد. دانشجویان معترض با یادآوری نام این دانشجوی جانباخته، مخالفت خود را با حضور پزشکیان اعلام کردند.
هادی فروغ تنها یکی از نامهای فهرست جانباختگان دیماه نیست. او پدر کودکی سهساله، همسر، فرزند، مربی و دانشجویی بود که برای آینده خود و دیگران برنامه داشت؛ انسانی که در کنار کار و زندگی، برای کمک به کودکان کمبرخوردار و سالمندان نیز دغدغه داشت.
هادی فروغ فرصت دفاع از پایاننامهاش را نیافت، آرزوی تأسیس کلینیکش ناتمام ماند و آوش سهساله از داشتن پدر محروم شد. نام او و مطالبه دادخواهی برای جانباختنش نباید فراموش شود.
#هادی_فروغ #دادخواهی #اعتراضات_دی۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔31❤2
سعید ایجادی، از بازداشتشدگان اعتراضات، به ۲۱ سال حبس محکوم شد
سعید شروین ایجادی، از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات سال ۱۴۰۱، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب قزوین به ریاست قاضی اسدی، به مجموعاً ۲۱ سال حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم در ارتباط با پروندهای موسوم به «جوانان مبارز قزوین» صادر شده و با اعتراض به رأی، پرونده در مرحله فرجامخواهی در دیوان عالی کشور قرار گرفته است.
بر اساس دادنامه صادرشده، ایجادی به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائم علیه امنیت داخلی کشور» به پنج سال حبس، «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال حبس، «عضویت در گروههای معاند نظام با هدف برهم زدن امنیت کشور» به پنج سال حبس و «مشارکت در تحریق عمدی اموال عمومی» به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.
مطابق رأی دادگاه، با اعمال مقررات تعدد جرم، در صورت قطعیشدن حکم، تنها مجازات اشد، یعنی ۱۰ سال حبس، قابل اجرا خواهد بود. همچنین دادگاه او را به دو سال ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
سعید ایجادی، متولد سال ۱۳۶۸ و اهل شهرستان سنقر در استان کرمانشاه، در سال ۱۴۰۲ بازداشت شد. یکی از نزدیکان او با اشاره به اینکه ایجادی پیش از بازداشت حدود یک سال زندگی مخفیانه داشته، از برخورد خشونتآمیز مأموران هنگام دستگیری او خبر داده است.
به گفته این منبع مطلع، مأموران هنگام بازداشت، ایجادی را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادند؛ بهگونهای که او بیهوش شد و وضعیت جسمانیاش چنان نامناسب بود که زندان چوبیندر قزوین در ابتدا از پذیرش او خودداری کرد.
این منبع همچنین گفته است که ایجادی در دوران بازداشت تحت فشار قرار داشته و هنگام بازجویی ناچار به امضای اوراقی شده که از محتوای آنها آگاهی کافی نداشته است.
به گفته این فرد نزدیک به خانواده، قاضی اسدی، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب قزوین، در جریان رسیدگی به پرونده با ایجادی برخوردی تهدیدآمیز داشته و به او گفته است: «نقرهداغت میکنم تا عبرت بشی.»
بر اساس اطلاعات دریافتی، ایجادی پس از حدود یک سال بازداشت موقت، با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی آزاد شد. در این مدت، خانواده او نیز با فشارهای روحی شدیدی مواجه شدند. به گفته منبع مطلع، مادر ایجادی که برای مدتی از وضعیت و محل نگهداری فرزندش بیخبر بود و موضوع مفقودشدن او را پیگیری میکرد، دچار سکته شد.
این منبع همچنین از شرایط دشوار زندگی ایجادی پس از آزادی خبر داده و گفته است که او طی سالهای گذشته با مشکلات اقتصادی، بیکاری، دوری از خانواده و بلاتکلیفی طولانیمدت پرونده قضایی روبهرو بوده است.
بر اساس دادنامه، پرونده موسوم به «جوانان مبارز قزوین» دارای چندین متهم است که شماری از آنان با احکام سنگین حبس مواجه شدهاند. اتهامات مطرحشده علیه متهمان شامل اجتماع و تبانی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت یا اداره گروههای مخالف جمهوری اسلامی و در مواردی توهین به رهبر جمهوری اسلامی است.
به گفته منبع مطلع، صدور حکم ۲۱ سال حبس پس از گذشت چند سال از تشکیل پرونده، فشار روانی مضاعفی بر ایجادی وارد کرده است. درخواست فرجامخواهی نسبت به این حکم ارائه شده و پرونده اکنون در انتظار رسیدگی در دیوان عالی کشور است.
#سعید_ایجادی #قزوین #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
سعید شروین ایجادی، از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات سال ۱۴۰۱، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب قزوین به ریاست قاضی اسدی، به مجموعاً ۲۱ سال حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم در ارتباط با پروندهای موسوم به «جوانان مبارز قزوین» صادر شده و با اعتراض به رأی، پرونده در مرحله فرجامخواهی در دیوان عالی کشور قرار گرفته است.
بر اساس دادنامه صادرشده، ایجادی به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرائم علیه امنیت داخلی کشور» به پنج سال حبس، «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال حبس، «عضویت در گروههای معاند نظام با هدف برهم زدن امنیت کشور» به پنج سال حبس و «مشارکت در تحریق عمدی اموال عمومی» به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.
مطابق رأی دادگاه، با اعمال مقررات تعدد جرم، در صورت قطعیشدن حکم، تنها مجازات اشد، یعنی ۱۰ سال حبس، قابل اجرا خواهد بود. همچنین دادگاه او را به دو سال ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
سعید ایجادی، متولد سال ۱۳۶۸ و اهل شهرستان سنقر در استان کرمانشاه، در سال ۱۴۰۲ بازداشت شد. یکی از نزدیکان او با اشاره به اینکه ایجادی پیش از بازداشت حدود یک سال زندگی مخفیانه داشته، از برخورد خشونتآمیز مأموران هنگام دستگیری او خبر داده است.
به گفته این منبع مطلع، مأموران هنگام بازداشت، ایجادی را بهشدت مورد ضربوشتم قرار دادند؛ بهگونهای که او بیهوش شد و وضعیت جسمانیاش چنان نامناسب بود که زندان چوبیندر قزوین در ابتدا از پذیرش او خودداری کرد.
این منبع همچنین گفته است که ایجادی در دوران بازداشت تحت فشار قرار داشته و هنگام بازجویی ناچار به امضای اوراقی شده که از محتوای آنها آگاهی کافی نداشته است.
به گفته این فرد نزدیک به خانواده، قاضی اسدی، رئیس شعبه اول دادگاه انقلاب قزوین، در جریان رسیدگی به پرونده با ایجادی برخوردی تهدیدآمیز داشته و به او گفته است: «نقرهداغت میکنم تا عبرت بشی.»
بر اساس اطلاعات دریافتی، ایجادی پس از حدود یک سال بازداشت موقت، با تودیع وثیقه دو میلیارد تومانی آزاد شد. در این مدت، خانواده او نیز با فشارهای روحی شدیدی مواجه شدند. به گفته منبع مطلع، مادر ایجادی که برای مدتی از وضعیت و محل نگهداری فرزندش بیخبر بود و موضوع مفقودشدن او را پیگیری میکرد، دچار سکته شد.
این منبع همچنین از شرایط دشوار زندگی ایجادی پس از آزادی خبر داده و گفته است که او طی سالهای گذشته با مشکلات اقتصادی، بیکاری، دوری از خانواده و بلاتکلیفی طولانیمدت پرونده قضایی روبهرو بوده است.
بر اساس دادنامه، پرونده موسوم به «جوانان مبارز قزوین» دارای چندین متهم است که شماری از آنان با احکام سنگین حبس مواجه شدهاند. اتهامات مطرحشده علیه متهمان شامل اجتماع و تبانی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت یا اداره گروههای مخالف جمهوری اسلامی و در مواردی توهین به رهبر جمهوری اسلامی است.
به گفته منبع مطلع، صدور حکم ۲۱ سال حبس پس از گذشت چند سال از تشکیل پرونده، فشار روانی مضاعفی بر ایجادی وارد کرده است. درخواست فرجامخواهی نسبت به این حکم ارائه شده و پرونده اکنون در انتظار رسیدگی در دیوان عالی کشور است.
#سعید_ایجادی #قزوین #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
💔10🕊5❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کیوان ساکت، نوازنده و آهنگساز، قطعه «افسوس» را به یاد علیسینا مصطفوی نواخت
یک روز پس از اعلام اعدام علیسینا مصطفوی، کیوان ساکت با نواختن قطعه «افسوس» یاد شاگردش را گرامی داشت. این نوازنده تار و سهتار، پنجشنبه ۲۳ مهر ویدئوی اجرای خود را در استوری اینستاگرام منتشر کرد.
علیسینا مصطفوی، متولد ۱۳۶۶ و ۳۹ ساله، متاهل و پدر یک فرزند دختر بود. او اهل موسیقی و طبیعت و عاشق زیبایی بود. جوانی سختکوش از شهر بم در استان کرمان که اغلب قلههای ایران و برخی از قلههای مرتفع جهان از جمله اورست را فتح کرده بود؛ او همچنین از شاگردان تار کیوان ساکت بود.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی چهارشنبه ۲۲ مهر از اعدام او در کرمان خبر داد. دوستان مصطفوی از هفته پیش درباره خطر اجرای حکم هشدار داده بودند و سهشنبه نیز خبر انتقال او به سلول انفرادی منتشر شده بود.
خبرگزاری میزان، خبرگزاری قوه قضاییه، اتهاماتی مثل اقدام مسلحانه به نفع رژیم اسرائیل در طی جنگ چهل روزه را به این کوهنورد و موزیسین اهل کرمان نسبت داد.
این در حالی است که اطلاعی از روند دادرسی پرونده او تا کنون منتشر نشده بود. مشخص نیست که آیا از وکیل انتخابی برخوردار بوده یا خیر، شرایط نگهداری او چگونه بود و ....
💸 tavaanatech
یک روز پس از اعلام اعدام علیسینا مصطفوی، کیوان ساکت با نواختن قطعه «افسوس» یاد شاگردش را گرامی داشت. این نوازنده تار و سهتار، پنجشنبه ۲۳ مهر ویدئوی اجرای خود را در استوری اینستاگرام منتشر کرد.
علیسینا مصطفوی، متولد ۱۳۶۶ و ۳۹ ساله، متاهل و پدر یک فرزند دختر بود. او اهل موسیقی و طبیعت و عاشق زیبایی بود. جوانی سختکوش از شهر بم در استان کرمان که اغلب قلههای ایران و برخی از قلههای مرتفع جهان از جمله اورست را فتح کرده بود؛ او همچنین از شاگردان تار کیوان ساکت بود.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی چهارشنبه ۲۲ مهر از اعدام او در کرمان خبر داد. دوستان مصطفوی از هفته پیش درباره خطر اجرای حکم هشدار داده بودند و سهشنبه نیز خبر انتقال او به سلول انفرادی منتشر شده بود.
خبرگزاری میزان، خبرگزاری قوه قضاییه، اتهاماتی مثل اقدام مسلحانه به نفع رژیم اسرائیل در طی جنگ چهل روزه را به این کوهنورد و موزیسین اهل کرمان نسبت داد.
این در حالی است که اطلاعی از روند دادرسی پرونده او تا کنون منتشر نشده بود. مشخص نیست که آیا از وکیل انتخابی برخوردار بوده یا خیر، شرایط نگهداری او چگونه بود و ....
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔35❤4👌3🕊1
هشدار ۱۴زندانی و فعال سیاسی درباره خطر اعدام امیرحسین موسوی
۱۴ فعال و زندانی سیاسی در بیانیهای که نسخهای از آن در اختیار ایرانوایر قرار گرفته، درباره خطر صدور حکم اعدام برای امیرحسین موسوی، زندانی سیاسی و فعال شبکههای اجتماعی، هشدار دادهاند. امضاکنندگان از جامعه خواستهاند در برابر اعدام شهروندان بیدفاع موضع بگیرد و اجازه ندهد تکرار این احکام به امری عادی تبدیل شود.
در این بیانیه، پرونده موسوی نمونهای از فشار نهادهای امنیتی و نقض حقوق متهمان توصیف شده است. امضاکنندگان میگویند او از آذر ۱۴۰۳ در بازداشت است و پس از حدود شش ماه نگهداری در سلول انفرادی، با اتهامهای متعددی روبهرو شده است. به نوشته آنان، اتهامهای «محاربه» و «افساد فیالارض» پس از پخش گزارش صداوسیمای جمهوری اسلامی از اعترافات او به پرونده افزوده شد؛ اتهامهایی که میتوانند به صدور حکم اعدام منجر شوند.
امیرحسین موسوی، که با نام کاربری «جیمز بیدین» در شبکه اجتماعی ایکس فعال بود، پس از پخش این ویدیو در مهر ۱۴۰۴، در نامهای از زندان گفته اظهاراتش پس از ۱۴۸ روز انفرادی، ضربوجرح، بازداشت همسرش و تهدید به ادامه فشارها ضبط شده است. مادر او نیز گفته بود پس از پخش گزارش تلویزیونی، اتهام «همکاری با دولت متخاصم» به پرونده اضافه شد. خانواده موسوی از صداوسیما و رسانههایی که ویدیو را بازنشر کردند، شکایت کردهاند.
موسوی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با اتهامهای «محاربه» و «افساد فیالارض» روبهرو شده است. لازم به ذکر است، سومین جلسه رسیدگی به پرونده امیرحسین موسوی در ۳۰ شهریور برگزار شده است.
امضاکنندگان بیانیه میگویند در سالهای اخیر، همزمان با تشدید بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، قوانینی شتابزده تصویب شده که به نقض حقوق شهروندان انجامیده است. آنان هشدار دادهاند که در برخی پروندهها، حتی لایککردن یا نوشتن کامنت در شبکههای اجتماعی نیز با مجازاتهای سنگین روبهرو شده است.
در پایان بیانیه آمده است: «جان انسان محل آزمون و خطا نیست.» امضاکنندگان از مردم خواستهاند در برابر اعدام شهروندان بیدفاع مسئولانه موضع بگیرند و صدای آنان باشند.
این بیانیه را سیامک ابراهیمی، مطلب احمدیان، سیامک امینی، مرتضی پروین، مصطفی تاجزاده، افشین حیرتیان، رضا خندان، کیوان رحیمیان، حسین شنبهزاده، ابوالفضل قدیانی، سپهر ضیائی، بیژن کاظمی، محمد نجفی و رضا ولیزاده امضا کردهاند.
#امیرحسین_موسوی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
هشدار ۱۴زندانی و فعال سیاسی درباره خطر اعدام امیرحسین موسوی
۱۴ فعال و زندانی سیاسی در بیانیهای که نسخهای از آن در اختیار ایرانوایر قرار گرفته، درباره خطر صدور حکم اعدام برای امیرحسین موسوی، زندانی سیاسی و فعال شبکههای اجتماعی، هشدار دادهاند. امضاکنندگان از جامعه خواستهاند در برابر اعدام شهروندان بیدفاع موضع بگیرد و اجازه ندهد تکرار این احکام به امری عادی تبدیل شود.
در این بیانیه، پرونده موسوی نمونهای از فشار نهادهای امنیتی و نقض حقوق متهمان توصیف شده است. امضاکنندگان میگویند او از آذر ۱۴۰۳ در بازداشت است و پس از حدود شش ماه نگهداری در سلول انفرادی، با اتهامهای متعددی روبهرو شده است. به نوشته آنان، اتهامهای «محاربه» و «افساد فیالارض» پس از پخش گزارش صداوسیمای جمهوری اسلامی از اعترافات او به پرونده افزوده شد؛ اتهامهایی که میتوانند به صدور حکم اعدام منجر شوند.
امیرحسین موسوی، که با نام کاربری «جیمز بیدین» در شبکه اجتماعی ایکس فعال بود، پس از پخش این ویدیو در مهر ۱۴۰۴، در نامهای از زندان گفته اظهاراتش پس از ۱۴۸ روز انفرادی، ضربوجرح، بازداشت همسرش و تهدید به ادامه فشارها ضبط شده است. مادر او نیز گفته بود پس از پخش گزارش تلویزیونی، اتهام «همکاری با دولت متخاصم» به پرونده اضافه شد. خانواده موسوی از صداوسیما و رسانههایی که ویدیو را بازنشر کردند، شکایت کردهاند.
موسوی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران با اتهامهای «محاربه» و «افساد فیالارض» روبهرو شده است. لازم به ذکر است، سومین جلسه رسیدگی به پرونده امیرحسین موسوی در ۳۰ شهریور برگزار شده است.
امضاکنندگان بیانیه میگویند در سالهای اخیر، همزمان با تشدید بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، قوانینی شتابزده تصویب شده که به نقض حقوق شهروندان انجامیده است. آنان هشدار دادهاند که در برخی پروندهها، حتی لایککردن یا نوشتن کامنت در شبکههای اجتماعی نیز با مجازاتهای سنگین روبهرو شده است.
در پایان بیانیه آمده است: «جان انسان محل آزمون و خطا نیست.» امضاکنندگان از مردم خواستهاند در برابر اعدام شهروندان بیدفاع مسئولانه موضع بگیرند و صدای آنان باشند.
این بیانیه را سیامک ابراهیمی، مطلب احمدیان، سیامک امینی، مرتضی پروین، مصطفی تاجزاده، افشین حیرتیان، رضا خندان، کیوان رحیمیان، حسین شنبهزاده، ابوالفضل قدیانی، سپهر ضیائی، بیژن کاظمی، محمد نجفی و رضا ولیزاده امضا کردهاند.
#امیرحسین_موسوی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14💔11
مسدود شدن حسابهای بانکی کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی تحت نظارت پابند الکترونیکی
حسابهای بانکی کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی و از امضاکنندگان بیانیه ۱۴، با دستور مقام قضایی مسدود و موجودی آنها توقیف شده است. این اقدام در حالی صورت گرفته که جعفری یزدی با پابند الکترونیکی خارج از زندان به سر میبرد و همچنان با مشکلات جسمانی ناشی از دوران جنگ و سالهای حبس مواجه است.
بر اساس پیام ارسالی به این زندانی سیاسی، حسابهای بانکی او به موجب دستور قضایی مسدود و موجودی آنها بلوکه شده است. تاکنون دلیل صدور این دستور و مرجع قضایی صادرکننده آن مشخص نشده است.
کمال جعفری یزدی، از جانبازان و آزادگان جنگ ایران و عراق و برادر یکی از جانباختگان این جنگ است که سابقه حضور در عملیاتهای غواصی و تخریب را دارد. او در سالهای گذشته به دلیل فعالیتها و مواضع سیاسی خود بارها بازداشت شده و سالهای طولانی را در زندان گذرانده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره وضعیت این زندانی سیاسی، او علاوه بر محدودیتهای ناشی از پابند الکترونیکی، با مشکلات درمانی و معیشتی روبهرو است و مسدود شدن حسابهای بانکی، دسترسی او به منابع مالی و تأمین هزینههای زندگی و درمان را با دشواری بیشتری مواجه میکند.
همچنین گزارش شده است که جعفری یزدی در سالهای گذشته با محدودیتهایی در زندگی خانوادگی مواجه بوده و مدتهاست از همسر و تنها فرزند خود دور مانده است.
مسدود شدن حسابهای بانکی این زندانی سیاسی در شرایطی رخ داده که او روز ۲۲ مهرماه ۱۴۰۵، در بیانیهای خطاب به جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری، خواستار اقدام فوری برای توقف اعدامها، سرکوب و صدور احکام سنگین حبس علیه شهروندان ایرانی شده بود.
جعفری یزدی در این بیانیه ضمن انتقاد از سکوت جامعه جهانی در برابر نقض حقوق بشر در ایران، با هرگونه حمله نظامی به زیرساختهای کشور، مدارس و غیرنظامیان نیز مخالفت کرده و تأکید کرده بود: «مردم ایران نه قربانی جمهوری اسلامی میخواهند و نه قربانی جنگ و مداخله نظامی بیگانگان.»
او همچنین آزادی، دموکراسی، حاکمیت قانون، استقلال و حفظ تمامیت ارضی ایران را از مطالبات اساسی مردم دانسته و بر مخالفت خود با اعدام، سرکوب و مداخله نظامی خارجی تأکید کرده است.
توقیف حسابهای بانکی جعفری یزدی، در کنار محدودیتهای قضایی و مشکلات درمانی او، نگرانیهایی درباره وضعیت معیشتی و امکان دسترسی این زندانی سیاسی به خدمات درمانی ایجاد کرده است.
#کمال_جعفری_یزدی
@Tavaana_TavaanaTech
مسدود شدن حسابهای بانکی کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی تحت نظارت پابند الکترونیکی
حسابهای بانکی کمال جعفری یزدی، زندانی سیاسی و از امضاکنندگان بیانیه ۱۴، با دستور مقام قضایی مسدود و موجودی آنها توقیف شده است. این اقدام در حالی صورت گرفته که جعفری یزدی با پابند الکترونیکی خارج از زندان به سر میبرد و همچنان با مشکلات جسمانی ناشی از دوران جنگ و سالهای حبس مواجه است.
بر اساس پیام ارسالی به این زندانی سیاسی، حسابهای بانکی او به موجب دستور قضایی مسدود و موجودی آنها بلوکه شده است. تاکنون دلیل صدور این دستور و مرجع قضایی صادرکننده آن مشخص نشده است.
کمال جعفری یزدی، از جانبازان و آزادگان جنگ ایران و عراق و برادر یکی از جانباختگان این جنگ است که سابقه حضور در عملیاتهای غواصی و تخریب را دارد. او در سالهای گذشته به دلیل فعالیتها و مواضع سیاسی خود بارها بازداشت شده و سالهای طولانی را در زندان گذرانده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره وضعیت این زندانی سیاسی، او علاوه بر محدودیتهای ناشی از پابند الکترونیکی، با مشکلات درمانی و معیشتی روبهرو است و مسدود شدن حسابهای بانکی، دسترسی او به منابع مالی و تأمین هزینههای زندگی و درمان را با دشواری بیشتری مواجه میکند.
همچنین گزارش شده است که جعفری یزدی در سالهای گذشته با محدودیتهایی در زندگی خانوادگی مواجه بوده و مدتهاست از همسر و تنها فرزند خود دور مانده است.
مسدود شدن حسابهای بانکی این زندانی سیاسی در شرایطی رخ داده که او روز ۲۲ مهرماه ۱۴۰۵، در بیانیهای خطاب به جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری، خواستار اقدام فوری برای توقف اعدامها، سرکوب و صدور احکام سنگین حبس علیه شهروندان ایرانی شده بود.
جعفری یزدی در این بیانیه ضمن انتقاد از سکوت جامعه جهانی در برابر نقض حقوق بشر در ایران، با هرگونه حمله نظامی به زیرساختهای کشور، مدارس و غیرنظامیان نیز مخالفت کرده و تأکید کرده بود: «مردم ایران نه قربانی جمهوری اسلامی میخواهند و نه قربانی جنگ و مداخله نظامی بیگانگان.»
او همچنین آزادی، دموکراسی، حاکمیت قانون، استقلال و حفظ تمامیت ارضی ایران را از مطالبات اساسی مردم دانسته و بر مخالفت خود با اعدام، سرکوب و مداخله نظامی خارجی تأکید کرده است.
توقیف حسابهای بانکی جعفری یزدی، در کنار محدودیتهای قضایی و مشکلات درمانی او، نگرانیهایی درباره وضعیت معیشتی و امکان دسترسی این زندانی سیاسی به خدمات درمانی ایجاد کرده است.
#کمال_جعفری_یزدی
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊3❤2
محسن امیریوسفی در جشنواره فیلم لندن: «نفرین توقیف» را به هزاران جانباخته اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ تقدیم میکنم
متن صحبتهای محسن امیریوسفی پیش از نخستین نمایش جهانی فیلم «نفرین توقیف» در جشنواره فیلم لندن:
🔸 من محسن امیریوسفی هستم، کارگردان، نویسنده و تهیهکننده فیلم "نفرین توقیف". متأسفم که به دلایلی خارج از ارادهام، امشب نتوانستم در کنارتان باشم و فیلمم را همراه شما تماشا کنم.
🔸 امشب و همزمان با نمایش فیلم برای شما احساساتی دوگانه و متناقض دارم. از یک سو خوشحالم که شاهد نخستین نمایش جهانی《نفرین توقیف》در جشنواره قدیمی لندن و در حضور شما تماشاگران پرشور هستم، اما از سوی دیگر سخت غمگینم، غمگینم چون نمیتوانم به نمایش فیلمم در کشور خودم، ایران، امیدوار باشم. غمگینم چون میدانم، مانند آثار قبلیام، سانسور و توقیف نه اجازه اکران این فیلم را در ایران میدهد و نه ساختن فیلمی بدون مجوز را تحمل میکند.
🔸 در واقع مسئله مهم سینمای امروز ایران، نبرد بر سر بودن یا نبودن سینمای مستقل است. تلاش برای «بودن» از سوی سینماگرانی که میخواهند آزادانه در ایران و درباره واقعیتهای جامعه و مردم آن فیلم بسازند، در برابر حاکمان سینمایی که «نبودن» سینمای آزاد را میخواهند.
🔸 "نفرین توقیف" فقط داستان یک شخص یا داستان سینمای ایران در زیر بار توقیف و سانسور نیست. این فیلم، داستان یک کشور و مردمی است که سالها توقیف، سرکوب، فشارهای اجتماعی و رنج جنگ را تحمل کردهاند، اما همچنان با قدرت تلاش میکنند به زندگی آرام و آزادی برسند که شایسته آن هستند و در این راه مبارزه میکنند و هزینه میدهند.
🔸 به همین دلیل، مایلم نمایش امشب این فیلم را به هزاران نفر از مردم کشورم، ایران، تقدیم کنم که در دو شب تلخ دیماه ۱۴۰۴، در جریان تظاهرات اعتراضی در شهرهای ایران، جان خود را از دست دادند و در این فیلم نیز از آن اتفاق تلخ یاد میشود.
🔸 از شما تماشاگران عزیز میخواهم به یاد هزاران جانباخته این واقعه دردناک، لحظاتی سکوت کنید........ یادشان گرامی.
🔸 در پایان، از همه همکاران و عوامل سازنده فیلم «نفرین توقیف» صمیمانه تشکر میکنم که با وجود همه سختیها، مشکلات و نگرانیهای دوران ساخت فیلم، در کنار من ماندند و با هم این فیلم را ساختیم.
🔸 از جشنواره فیلم لندن و از شما تماشاگران عزیز که امشب برای دیدن این فیلم در اینجا حضور دارید نیز تشکر می کنم.
@Tavaana_TavaanaTech
متن صحبتهای محسن امیریوسفی پیش از نخستین نمایش جهانی فیلم «نفرین توقیف» در جشنواره فیلم لندن:
🔸 من محسن امیریوسفی هستم، کارگردان، نویسنده و تهیهکننده فیلم "نفرین توقیف". متأسفم که به دلایلی خارج از ارادهام، امشب نتوانستم در کنارتان باشم و فیلمم را همراه شما تماشا کنم.
🔸 امشب و همزمان با نمایش فیلم برای شما احساساتی دوگانه و متناقض دارم. از یک سو خوشحالم که شاهد نخستین نمایش جهانی《نفرین توقیف》در جشنواره قدیمی لندن و در حضور شما تماشاگران پرشور هستم، اما از سوی دیگر سخت غمگینم، غمگینم چون نمیتوانم به نمایش فیلمم در کشور خودم، ایران، امیدوار باشم. غمگینم چون میدانم، مانند آثار قبلیام، سانسور و توقیف نه اجازه اکران این فیلم را در ایران میدهد و نه ساختن فیلمی بدون مجوز را تحمل میکند.
🔸 در واقع مسئله مهم سینمای امروز ایران، نبرد بر سر بودن یا نبودن سینمای مستقل است. تلاش برای «بودن» از سوی سینماگرانی که میخواهند آزادانه در ایران و درباره واقعیتهای جامعه و مردم آن فیلم بسازند، در برابر حاکمان سینمایی که «نبودن» سینمای آزاد را میخواهند.
🔸 "نفرین توقیف" فقط داستان یک شخص یا داستان سینمای ایران در زیر بار توقیف و سانسور نیست. این فیلم، داستان یک کشور و مردمی است که سالها توقیف، سرکوب، فشارهای اجتماعی و رنج جنگ را تحمل کردهاند، اما همچنان با قدرت تلاش میکنند به زندگی آرام و آزادی برسند که شایسته آن هستند و در این راه مبارزه میکنند و هزینه میدهند.
🔸 به همین دلیل، مایلم نمایش امشب این فیلم را به هزاران نفر از مردم کشورم، ایران، تقدیم کنم که در دو شب تلخ دیماه ۱۴۰۴، در جریان تظاهرات اعتراضی در شهرهای ایران، جان خود را از دست دادند و در این فیلم نیز از آن اتفاق تلخ یاد میشود.
🔸 از شما تماشاگران عزیز میخواهم به یاد هزاران جانباخته این واقعه دردناک، لحظاتی سکوت کنید........ یادشان گرامی.
🔸 در پایان، از همه همکاران و عوامل سازنده فیلم «نفرین توقیف» صمیمانه تشکر میکنم که با وجود همه سختیها، مشکلات و نگرانیهای دوران ساخت فیلم، در کنار من ماندند و با هم این فیلم را ساختیم.
🔸 از جشنواره فیلم لندن و از شما تماشاگران عزیز که امشب برای دیدن این فیلم در اینجا حضور دارید نیز تشکر می کنم.
@Tavaana_TavaanaTech
❤19👍5😍2👌1💯1