آموزشکده توانا
48.6K subscribers
42.2K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
پیام های دریافتی از همراهان توانا درباره انتشار تصاویر بدون حجاب آزاده نامداری؛

۱۵-"برای توضیح این مسئله باید سیستم و ساختار حکومت رو مورد بررسی قرار دهیم.
حکومت های ایدئولوژیک به دنبال آن هستند که از طریق ترویج ایدئولوژی خود بقای نظام سیاسی خود را تامین کنند و برای آن هزینه های گزاف می پردازند.
در ادامه بحث باید اشاره کرد وجود داشتن یک ایدئولوژی و تبین و شرح همه مسائل با همان نگاه حکومتی یکی از صفت های حکومت های توتالیتار یا تمامیت خواه می باشد.
در این نوع حکومت رسانه دولتی وجود دارد و ابزار لازم برای ترویج آن نگاه حکومتی.
و آن نگاه و ایدیولوژی می خواهد ارزش های مورد قبول خود را در جامعه تزریق کند.
و باید ذکر کرد اجبار و اعمال قدرت صرف برای ترویج آن ایدولوژی وجود دارد.
می توان به مسئله حجاب اشاره کرد.
حجاب نزدیک به 37 سال در ایران اجباری می باشد.
و حکومت در این 37 سال راه هایی زیادی را انتخاب کرده برای تحمیل این مسئله به مردم.
حال با هزینه های گزاف به دنبال تبلیغ حجاب از طریق رسانه افتاده است.
و ازاده نامداری ها و ... افرادی هستند برای ترویح این نوع نگاه.
و حکومت به دنبال افرادی است که ارزش های مورد قبول خود را تبلیغ کند.
ازادی نامداری یکی از همان افراد می باشد. اما همان طور که گفته شد این نوع سیستم نوعی تضاد و دورویی را در جامعه به وجود می آورد.
زیرا قاعده ی بازی در این نوع حکومت ها بر همین اساس می باشد. این مجری به حجاب افتخار می کند و آن را عقیده و ارزش خود می داند.
اما مشکل از آن جایی به وجود می آید که می خواهد این ارزش و عقیده خود را به مردم تحمیل کند و به همه بگوید حجاب پوشش برتر است اما این نمی تواند ارزش و عقیده او باشد
زیرا دارد از طریق رسانه ملی که ابزار لازم حکومت می باشد ارزش جمهوری اسلامی را تبلیغ می کند.
و وقتی عکس های بدون حجاب او منتشر می شود به این معنی است که حجاب برای او هیچ اهمیتی ندارد و او هم مانند افراد دیگر که برای این سیستم فعالیت می کنند با نوعی تزویر و دورویی منافع شخصی خود را تامین می کند."

@Tavaana_TavaanaTech
از پیام های ارسالی همراهان توانا درباره موضوع انتشار تصاویر بدون حجاب آزاده نامداری؛

۱۶- "با حجاب یا بی حجاب
تشکر از خدا و یا شاکی از اجبارِ مدعیان قانونِ خدا
مومن یا کافر

هرچی و هرکسی که باشیم، در دنیایی کوچک و بدور از هرگونه معصومیتِ معجزه گونه زندگی می‌کنیم. دنیایی که نباید کسی باشی که نمی‌خواهی...
چون درغیر این صورت تنها فرصتی را که برای زندگی در اختیار داری، ا ز دست می‌دهی.
وقتی در نمایشی از روی سناریوی تکراری و نوشته دیگران، بازی می‌کنی که خودت، ایده‌ال‌هایت، آرزوها و خواسته‌هایت نقشی در نوشتن آن ندارند، آدمی میشی که به جای زندگی واقعی نقش عروسکی کوکی و تنظیم شده رو پذیرفتی.
در این صحنه نمی‌تونی در نظرات صحنه‌پرداز، کارگردان، تهیه کننده و .... دخالت کنی، چون وارد صحنه و نقشی که خودت نوشته باشی، نشدی!

توی جامعه‌ ما که زنان برای رسیدن به حداقل حقوق‌شون به شدت تحت فشارند (از جهات مختلف: دین، قانون، عرف، خانواده و حتی هم جنسان) و در این زمینه جزو ابتدایی‌ترین جوامع انسانی محسوب میشیم و یکی از مهمترین اختلافات در بین رده‌های بالای تصمیم‌گیری تعیین محدوده خصوصی (داخل خودرو) برای ورود ماموران قانون هست، وقتی خانمی به خانم دیگه توصیه میکنه که:
«شايد اگر يه كم با حجاب‌تر بودى اين مشكلات برات پيش نميومد...»
این ناآگاهی نسبت به خودمون (به عنوان انسان) و نیازهامون و نسبت به جامعه و مسئولیت‌های اجتماعی که در قبال بقیه داریم، خسارت‌های زیادی رو متوجه ما می‌کنه، که به صرف عدم شناخت و این باورِ غلط که شکر خدا واسه ما پیش نمیاد، نمی‌تونیم از زیر بار مسئولیتش شانه خالی کنیم...

اگر خانم نامداری در رسانه عمومی و برای ساختن باور تماشاگران (مخاطب عام) چنین توصیه‌ای که خودش باور نداشت، رو به دیگران نمی‌کرد، الان نمی‌تونستیم بهش بگیم:
خانمِ مومنِِ چادری نمیشه تو محیط عمومی که امکان ورود عکاس و فیلمبردار و هر نامحرم دیگه‌ای در اون هست، با محارمت راحت و بدون حجاب بشینی و نوشیدنی غیرمجاز بخوری و ما هم به شما نگیم که
«شاید اگر برای تفریح و گذروندن تعطیلات، کشور خودت و قوانینِ پوشش و نوشیدنی و مراوداتِ اجتماعیِ اون رو انتخاب و رعایت می‌کردی، اين مشكلات برات پيش نميومد...»

مهم‌ترین حریم خصوصی روی سرمون نیست،
توی سرمونه..."

@Tavaana_TavaanaTech
از مطالب ارسالی همراهان توانا درباره موضوع انتشار تصاویر بدون حجاب آزاده نامداری:

۱۷- "آزاده نامدارى قربانى ،كه خود قربانى مى گرفت .

تصوير را كه ديدم، دلم مى خواست فتوشاپ باشد. باورش سخت بود تصوير زنى روبه رويم بود، كه چادر را در صدا و سيما ،در جامعه تبديل به برند كرده بود،زنى كه حجاب را نعمت مى دانست و حالا تصوير اگرچه همچنان پوشيده اما بى حجابش، بى چادرش، مبهوت كننده بود. جوانتر كه بودم و او هم جوانتر بود، اولين برنامه اش كه رفت روى آنتن، با آن همه اعتماد به نفس و آن چادرى كه كاملا مسلط بود در پوشيدنش، باعث مى شد گاهى با خودم بگويم؛ چادر هم بد نيست ها.
بعدترها پا فراتر گذاشت، براى مدح چادرش سخنان لطيف و شاعرانه اى سر داد و رفت داخل آن دسته بندى كه حكومت كرده بود؛ زنان با حجابى كه فعاليت چشمگير در اجتماع دارند. همان دسته بندى كه سردمداران تحجر، چماقش مى كردند و مى كوبيدند برسرِ آنانى كه مخالف ِاجبار به حجاب بودند.
سالها از اولين برنامه اش گذشته بود و حالا استايل آزاده نامدارى نه در صدا و سيما، بلكه در جامعه تبديل به يك شاخص شده بود، زن نجيبِ امروزى، زن نجيبى كه راه را بر هر گونه تعريف ديگرى از نجابت مى بست.

در يكى از همان روزهاى پُر تب و تابش،تهيه كننده و مجرى برنامه آبان هم بود. زنانِ راه و رسم دار جامعه را مى نشاند روبه رويش، سوال مى پرسيد و به چالش مى كشيد. يكى از اينان ترانه سراى ممنوع الكار و ممنوع الخروج، مونا برزويى بود. حالا آزاده نامدارى، زنى لطيف و برازنده ميانِ چادر، با اقتدار نشسته روبه روى، مونا برزويى كه نه تنها چادر ندارد بلكه زلفهايش هم تا دلت بخواهد بيرون است و طرد شده از طرف حكومت، نامدارى پيشنهاد مى دهد كه براى رزق و روزى بيشتر، كمى از موهايش را هم بسپارد به آن تكه پارچه روى سرش بد نيست و برزويى با اعتراض از هرگز سانسور نكردن خودش به هر قيمتى مى گويد، و تقابل اين دو نگاه ببينده را متحير مى كند.
آن روزها اين ديالوگ حتى در ذهن كسى باقى نماند، اما اين روزها دست به دست مى چرخد و به مجموعه عكسهاى بى حجاب خانم مجرى افزوده مى شود كه؛ پيشنهاد بى شرمانه را ببين.
كسى آن روزها توجه نكرد كه آن حجابى كه نامدارى مفتخر به داشتنش بود، نان آور خانه‌اش بود نه زينتى و موهبتى كه در هر تريبون و رسانه اى با همان ظاهرش، تبليغش را مى كرد، حتى اگر هيچ حرف پُر پيمانى هم از آن زينت نمى زد.
آزاده نامدارى، قربانى سيستمى بود كه به زن امر مى كرد براى بقا و رشد درون اين خانه يا بايد راه آسانِ حجاب را در پيش بگيرى، يا به خيل آنانى بپيوندى كه داغِ حمايت را بر دلشان گذاشته ايم، به بهانه تن ندادن به اجبارِ حجاب.
او اگر چه معتقد نبود، اما اعتقاد نداشته اش، انگشت اتهامى شد به سمت آنانى كه نمى خواستند مثل او باشند ،او مثالى شد براى زنِ موفق اما محجبه.
و اين روزها با پخش شدنِ تصاويرش،
خيلِ عظيم قربانيانش، قربانيان حجاب اجبارى،قربانيان خفقان. مست اند و پايكوبى مى كنند كه بيا و ببين چه پرده اى برافتاده است.
اگر چه آزاده نامدارى،قربانى مى گرفت و قربانى هم شد. اما ميان سر و صداى پايكوبى هايمان، اين را هم بدانيم، كه ما همگى نامدارى و برزويى هم ندارد، قربانى تفكرى هستيم كه توانسته طى اين سالها، درونمان ديوى را پرورش دهد كه تشنه انتقام و دريدن است، حواسمان باشد،كه اين ديو به هرتلنگرى تنوره مى كشد و قربانى مى گيرد، حواسمان باشد كه شايد روزى اين شعله هاى انتقام و خشم دامن خانمان ما را هم بگيرد، آن روز را بعيد و دور نبينيم، از آنچه كه فكر مى كنيد نزديكتر است. به جاى قهقهه مستانه، به جاى نشانه گرفتنِ يك قربانى ديگر، مبارزه مدنى را تمرين كنيم، مبارزه اى كه شايد به طول بيانجامد و شايد حتى عمر ما به بارور شدنش قد ندهد، اما قطعا جامعه را جاى بهترى براى زيستن ِ نسل هاى بعد خواهد كرد، نسلى كه فرزندان ما هستند. بياييد به خاطر آنان هم كه شده #از_خودمان_شروع_كنيم "

الى خرسندفر

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اپلیکیشن ارتباطی «ایمو» اپلیکیشنی امن است و از سیستم رمزگذاری استفاده می‌کند و کلیه مکالمات و پیام‌ها را رمزگذاری می‌کند.
goo.gl/MHQECn
پاسخگویی تواناتک به سوالات:
tech@tavaana.org

@tavaanatech
روزنامه «ایران» گزارشی درباره خودکشی و خودسوزی از استان ایلام تهیه کرده است. یعنی استانی که رتبه نخست خودسوزی در دنیا و رتبه نخست خودکشی در ایران را دارد. بخش هایی از این گزارش را برای شما برگزیده ایم؛

- از اهالی ایوان است.‌‌ همان شهری که می‌گویند بیشترین آمار خودکشی استان ایلام را دارد. مرد جوان چشم‌های روشن‌اش را به نقطه‌ای دور می‌دوزد؛‌‌ همان جا که بلوط‌ها با فاصله کمی از هم قرار گرفته و نواری سبز را به وجود آورده‌اند: «برادرم نخستین بار ۲۴ سالش بود که خودکشی کرد، با قرص. نجاتش دادند. بعد از آن دوبار دیگر هم خودکشی کرده به خاطر بیکاری. باز هم نجات پیدا کرد. الان ۳۴ سالش است؛ افسرده و بیکار. اینجا مرد‌ها به خاطر بیکاری و بی‌پولی خودشان را می‌کشند، زن‌ها هم یک جور دیگر. دختر دایی‌ام ۲۴ سالش بود، طلاق گرفته بود. برادر‌هایش دائم سرکوفت می‌زدند که تو طلاق گرفته‌ای و برای ما بد است. قرص خورد و خودش را کشت؛ ۳ سال پیش. دختر عمویم هم از دست شوهرش خودکشی کرد. دو سال و نیم پیش بود. ۲۵ ساله بود. شوهرش می‌خواست زن دوم بگیرد، طاقت نیاورد خودش را حلق آویز کرد. هردویشان همین جا دفن هستند.»

- زن سربند سیاهش را مرتب می‌کند و می‌گوید: «اینجا خیلی‌ها خودشان را می‌کشند. آدم جرأت نمی‌کند بچه نوجوانش را در خانه تنها بگذارد. پسر خودم دوم راهنمایی بود که می‌خواست خودش را بکشد، ۱۵ سال پیش. دیر رسیده بودیم کار خودش را تمام کرده بود. بعد از آن خیلی مراقبش بودیم. اینجا جوان‌ها زیاد خودکشی می‌کنند. همه‌اش مال بیکاری است. هیچ تفریحی ندارند. در کل استان یک سینما پیدا نمی‌شود. بچه‌های ما در عمرشان سینما نرفته‌اند.» تفریح نداشتن، یعنی اینکه جوان‌ها عصر که می‌شود، چندتایی دور هم جمع می‌شوند. کجا؟ دم در خانه‌ها. گاهی قلیانی چاق می‌کنند و این، دیگر آخرِ تفریحشان است. مشکلشان اما فقط همین نیست؛ از هر که دلیل بپرسید می‌گوید: «بیکاری.» علی می‌گوید: «اینجا قبلاً زن‌ها بیشتر خودکشی می‌کردند. الان مرد‌ها بیشتر خودشان را می‌کشند.»

- جوان است؛ ۳۲ ساله، لیسانسه. خودش «چرداول» زندگی می‌کند. در مسیری مخالف ایوان. هردو شهر از ایلام حدود ۴۰ دقیقه فاصله دارند. در دو جهت مختلف. آنجور که می‌گوید، بار‌ها به خودکشی فکر کرده: «آمار خودکشی اینجا بالا‌تر است، دره شهر هم همینطور. اینجا جوان‌ها بیشترشان تحصیلکرده‌اند، مردم باهوشی دارد. من خودم لیسانس عمران دارم. به خاطر بیکاری مجبور بودم چند سال وردست کسی کارگری کنم که سواد نداشت. خیلی برایم سخت بود، ناچار بودم. حالا در یک شرکت پیمانکاری کار می‌کنم. مادرم ایوانی است. زبان ایوانی‌ها، کلهر است. یکی از شاخه‌های زبان کردی. اینجا آب و هوای خوبی دارد اما محروم است. امکاناتش از جاهای دیگر کمتر است. تقریباً هیچ امکاناتی ندارد. به اینجا نمی‌رسند. انگار ایوان از روی نقشه محو شده. حتی مسیر عبور زائران را جوری قرار داده‌اند که از اینجا گذر نکنند. در این شرایط تنها کاری که به ذهن خیلی‌ها می‌رسد، خودکشی است. اصلاً خیلی وقت‌ها جوان‌ها که دور هم جمع می‌شوند، وقتی می‌خواهند از هم خداحافظی کنند، به شوخی می‌گویند: خب من بروم خودم را از دره پرت کنم. این شوخی‌ها را بار‌ها عملی کرده‌اند. دوست دوران بچگی خودم چند سال پیش به همین شکل خودش را کشت. درست روز عقدکنانش. روزی که باید بهترین روز زندگی آدم باشد. نامزدش گفته بود من خانه پدرت نمی‌آیم زندگی کنم. او هم چون پول نداشت برای زنش خانه بگیرد، خودش را کشت. اگر جوان‌ها کار داشته باشند، اگر پول داشته باشند، زن می‌گیرند و به زندگی امید پیدا می‌کنند.»

- برای مرد شاغل در قبرستان، خودکشی یعنی رفیق‌اش که تئا‌تر کار می‌کرد و یک روز قرص خورد و دیگر بیدار نشد. یعنی‌‌ همان مردی که از عذاب وجدان مرگ زنش، خودش را در دستشویی قبرستان حلق آویز کرد. یعنی پسر همسایه که ورزشکار بود و هیکلی اما عمداً با ماشین کوبید به دیوار و جابه‌جا تمام کرد. خودکشی او را یاد سه رفیقی می‌اندازد که باهم قرار گذاشتند در فاصله یک ماه، یکی یکی خودشان را بکشند و همین کار را هم کردند؛ سم خوردند و حالا در همین قبرستان کنار هم آرمیده‌اند. می‌گوید: «اینجا قرار خودکشی دسته جمعی می‌گذارند. شنیده‌ام که گروه تلگرامی درست می‌کنند و آنجا قرار می‌گذارند که از فلان تاریخ تا فلان تاریخ، خودشان را بکشند. همه‌اش هم از بیکاری و افسردگی. اینجا چند تا کارخانه داشتیم که تعطیل شده. حالا نه اینکه فکر کنید خیلی کارگر داشته، بعضی‌ها با هزار بدبختی ماشین می‌خرند که مسافرکشی کنند، مسافر هم نیست. بعضی‌ها رفتند آلمان پناهنده شدند. اگر مانده بودند، آن‌ها هم خودشان را می‌کشتند. اینجا مثل تبعیدگاه است.»
goo.gl/ntMdB5

وبینار "خودسوزی زنان"
bit.ly/1twFlzS

با فردی که قصد خودکشی دارد چه باید کرد؟
اثر دکتر ریچل پروچنو
bit.ly/1NJwMRR

@Tavaana_TavaanaTech
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می کنند

کارتون از مانا نیستانی/ «ایران‌وایر»


دروغ ممنوع:
http://bit.ly/2ekebke

@Tavaana_TavaanaTech
نامبرده از حجاب برتر رضایت داشت.

کارتون از توکا نیستانی
منبع tableau_mag
سی و پنج سال در حجاب؛ نقض گسترده حقوق زنان در ایران
goo.gl/txi0CD

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎵ترانه : تبانى
🔹خواننده و آهنگساز : سعيد مدرس
🔸همخوان و كاخُن : مهرناز دبيرزاده
🔹ترانه سرا : رويا شكيب

@Tavaana_TavaanaTech
«ز صحن میکده دوشش به دوش می‌بُردند
امام شهر که سجاده می‌کشید به دوش

انتشار عکس‌های بی‌حجاب آزاده نامداری که او را در حال خوردن آب‌جو در خارج از ایران نشان می‌دهد بحث‌های فراوانی را در فضای مجازی ایجاد کرده است. گروهی این را افشای حریم خصوصی یک فرد دانسته‌اند و عده‌ای دیگر نیز نه. آن‌چه مسلم است پارک را نمی‌توان فضای خصوصی دانست. بسیاری از کسانی که به انتشار این عکس‌ها معترض هستند در عین اذعان به این‌که پارک حریم خصوصی نیست خصوصا برای فردی که «سلبریتی» و «پابلیک فیگور» است می‌گویند انتشار این عکس‌ها می‌تواند برای آزاده نامداری پیامدهای خوبی نداشته باشد.

آزاده نامداری یک فرد نیست. کسی که با رسانه‌های وابسته به سپاه پاسداران گفت‌وگو می‌کند و در جامعه‌ای که گشت ارشاد سالانه میلیون‌ها زن ایرانی را مواخده می‌کند و با محدودیت مواجه می‌سازد می‌گوید «خدا را شکر چادری‌ام» و به شکلی رانت چادری‌بودن خود را می‌خورد دیگر یک فرد ساده نیست.

او مروج حجاب اجباری است. مروج یکی از پایه‌های استواری نظام اسلامی است. او سبک زندگی بدون چادر و حجاب اسلامی را در گفت‌وگوهایش رد می‌کند اما خودش در پارکی در سوئیس بی‌حجاب الکل می‌نوشد. او پس از منتشرشدن عکس‌هایش با همان پوشش چادر رانتی مقابل دوربین می‌آید و به دیگران درس اخلاق و دین می‌هد. این‌که او حجاب بر سر داشته باشد یا نه و یا الکل بنوشد یا نه امری کاملا شخصی است و به کسی ارتباطی ندارد اما این‌که از حجاب اجباری دفاع کند و به چادری‌بودنش افتخار کند و آنگاه در اروپا می بخورد و زلف بر باد دهد بی‌شک به میلیون‌ها انسانی که قربانی سیستم تبعیض نظام اسلامی هستند کاملا مربوط است.

آن‌چه برای آزاده نامداری مشکل‌آفرین شده است نه می‌خواری او در اروپا است و نه بی‌حجابی او. کافی است تصور کنیم که برای مثال عکس‌های بی‌حجاب لیلا حاتمی در اروپا منتشر می‌شد. نهایتش چند روزی در رسانه‌های زرد دست‌به‌دست می‌شد و ماجرا تمام می‌شد. آنچه برای آزاده نامداری درد سرساز شده است ریاکاری و مروج حجاب اجباری‌بودن او در برنامه‌ها و گفته‌هایش است و انگاه خلاف این عمل کردن.

زمان حافظ بسیاری مِی می‌نوشیدند و شاید حافظ نیز خود یکی از می‌خواران بوده است اما آن‌چه موجب شده حافظ می‌خواری امام شهرشان را در شعرش و کلامش فریاد بزند ترکیب نامتجانس سجاده بردوش‌کشیدن و به دوش‌کشیدن امام به دلیل مستی است. این‌ همه افرادی که زمان حافظ شراب خوردند در هیچ کجای شعر او جا نگرفته‌اند و تنها عکسی از پس ِ قرون منتشر شده است که حافظ از امام شهرشان در حال می‌خواری تصویر کرده است. حافظ وارد حریم خصوصی امام شهر نشده است. امام شهر مصداق بارز ریاکاری و نان‌به‌نرخ‌روز‌خوری و سرکوب است و حافظ این تصویر را منتشر کرده است.»

goo.gl/oXP7RK

- این مطلب از تلگرام بهزاد مهرانی برداشته شده است:
https://t.me/behzadmehrani/1381

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شصت ثانیه: محوکردن چهره‌ها در عکس

بارها برایمان پیش آمده که خواسته‌ایم عکسی را منتشر کنیم اما خواسته‌ایم که چهره‌ی برخی افراد در تصویر شطرنجی یا تار باشد.
goo.gl/1t2HEe

@tavaanatech
- گرگ در خانه

آقای «شارمین میمندی نژاد» - موسس جمعیت امام علی - در این مطلب به روایت زندگی دخترکی به نام «نظیفه» می پردازد که پدرش او را مجبور به گدایی کرده است و به دلیل توهم ناشی از اعتیادش به او تجاوز نیز می کند.

«نامش آتناست و چه تلخ است تجاوز بر این نام و اگر این نام از آن کودکی باشد، چه قیامت و یوم‌الدینِ سختی خواهد بود. نامش «نظیفه» است. یکی از هزاران کودک آسیب‌دیده از تجاوز که به‌تازگی از سوی جمعیت شناسایی شده است؛ ١٠ ساله. در گیره سوخته انگشتان دستش، تعدادی کاغذ فال، پیوست شده است. در دست دیگرش سطل اسفند خاکسترشده. آن دختربچه هبوط کرده بر صندلیِ سرد، نشسته و ثانیه‌های درگذر را به سکوت طولانی‌اش، پُردرد و تحمل‌ناپذیر می‌کند. از دهان نیمه‌بازش هیچ کلامی نمی‌آید و نگاه ماتمش خشکیده بر گوشه خالی اتاق. ١٠ساله مُردگی است که زندگانش تازیانه‌اش زده‌اند. اگرچه نظیفه، زیر رسوبی از دردها، ظرافتِ کودکی‌اش را هنوز حفظ کرده، اگرچه بی‌گناهی و بی‌پناهی‌اش جانت را چنگ می‌زند، اگرچه چون شمع می‌سوزد، پروانه عشقت را به پریدنِ سوختن وامی‌دارد، اما دردِ داستان زندگی‌اش، همه احساسات انسانی را در تو کیش و مات می‌کند. تنها در پی چیستی و چرایی و چگونگیِ اتفاق‌افتادن داستان‌هایی از این‌دست، برای این کودکان هستی؛ داستان‌های بی‌پایانی که آرزو می‌کنی تمام شوی که تمام شوند، نباشی که نشنوی. اما داستان هرروزه نظیفه؛ دختربچه اگر تا انتهای شب ٥٠ هزار تومان پول از گدایی و اسفند دودکردن و فال‌فروشی به خانه نبرد، پدر در به روی او نمی‌گشاید. چه داستان غریبی است. خانه جای ناامنی شده. دیگر این بُزک زنگوله‌پا نیست که در را به فریبِ دستان آردزده گرگِ هار باز می‌کند؛ بلکه گرگ در خانه است و هر شب بعد از درکوبیِ کودک، ابتدا ٥٠ هزارتومان را می‌بیند و بعد در را باز می‌کند! چه دربازکردنی! نه اثری از گرمای مهر در آن خانه است، نه نان و آبی و نه تختی نرم و امن برای یکی خوابِ کودکِ ١٠‌ساله. بعد از توبیخ و تشر و توهین و ضرب‌وشتم و تازیانه، آن زمان که نظیفه، نیم‌بسمل ‌مرغِ حنجره بریده جنونِ پدر می‌شود و به گوشه‌ای به خواب می‌رود، پدر در توهم شیشه، برمی‌خیزد و به سراغ فرزند می‌آید و آن بچه را در پیشِ چشم خواهر و برادر و مادرش، نوبتِ تجاوز می‌پردازد. نظیفه همچون خواهران و برادران دیگرش، آزارِ جنونِ شیشه‌ای را دارد که حتی به پرتابِ سنگ معصومیتِ کودکانه هم نمی‌شکند. چرا این شب این‌گونه صبح شد؟ چیست این خانه و چگونه است این پدر؟

سؤال‌های بی‌جوابِ این روزگار است. اذان بر سر گلدسته مسجد نزده، صبح به کوچه‌ها نریخته، نظیفه از خانه بیرون می‌زند؛ فال آیندگان به دست، اسفندِ سوختنِ چشم‌زخم به دست دیگر، بر گذر می‌ایستد تا بینِ صدها ماشین در رفت‌وآمد و یکی، دوتا فال فروخته‌شده، راننده‌ای با نسیمِ هرزه‌ورزِ نگاهش بایستد و به او بگوید همه اسفندهایت را بر زخم چشمانم بسوزان، کل فال‌هایت را می‌خرم اگر... و همین اگرِ گرگِ گرسنه بر لباسِ گوسپند است که برزخمان شده و چه دانی که تکرار تلخِ تجاوزِ پدر و کاسبکاران بر سر گذر، با کودکیِ یک کودک چه می‌کند؟! و کیست که نداند مرگ آنی که به لحظه‌ای طومار دردها را در هم بپیچد، ترجیح دارد بر برزخِ نمک بر زخم‌پاشیدن هرروزه و چه تلخ است این ترجیح. پس می‌خوانم زیرلب این دعا را: ربنا عطا کن مرگی سریع را بر آتنایِ وجودِ ما که سخت است روزمره‌شدن تجاوز بر نظیفه‌ها و کودکان بر گذر و عذابِ نارِ خود را برقرار کن در قیامت و یوم‌الدین، بر هرکس که گرگِ در لباس گوسپندِ خانه ما گشته است!»

- تصویر تزیینی ست.
goo.gl/meXBDW

- ویدیوهای کامل جلسات «سلامت روح و روان» که مربوط به خشونت جنسی علیه کودکان و راه های پیشگیری از آن است را در اینجا می یابید؛
https://tavaana.org/fa/Mental-Health

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ارسالی همراهان:

"آیت‌الله جنتی:
باید ندای مظلومیت کودکان فلسطینی به جهانیان برسد.
سوال من از ایشان این است که چرا صدای کودکان مظلوم ایران را نمی‌شنوید؟
ویدئو، کوه سفید سراوان، بلوچستان ایران"
"این که امروز در چه جامعه ای زندگی میکنیم نتیجه آن است که بعنوان شهروند تا چه اندازه در مقابل ظلم و ناهنجاری های اجتماعی از خود واکنش نشان داده ایم. اگر امروز کسانی در کشور ما تحمیل عقیده خود درباره نوع پوشش مردم را حق مسلم خود میدانند، بدین علت است که 38 سال سکوت،ترس و بی تفاوتی تنها پاسخی بوده است که در قبال سرکوب و تصمیمات تمامیت خواهانه خود دریافت کرده اند.
این بار اما همراهان کمپین #چهارشنبه_های_سفید قصد دارند تا پس از سالها انتخاب دیگری را تجربه کنند. مبارزه ای که هدفش ایجاد فرهنگ حق خواهی و مطالبه گری است وتنها سلاحش صدای بلند حق طلبی ماست.
همراهان کمپین مصمم اند که از این پس در مقابل ناهنجاریهای اجتماعی سکوت نکنند. #حق_انتخاب_پوشش اولین قدم ماست تا یکدیگر را پیدا کنیم. راه طولانی است اما دریافته ایم که از نشستن به مقصد نخواهیم رسید. دهمین هفته #چهارشنبه_های_سفید را با نماد و شال سفید به نشانه اعتراض به #حجاب_اجباری آغاز میکنیم. در کنار هم دیگریم، در کنار هم خواهیم ماند و یقین داریم که می توانیم موفق شویم. وقتی صدای حق طلبیمان هر روز بلند تر میشود، آن که باید بشنود ناگزیرصدای ما را خواهد شنید."
goo.gl/3AbJ2f

مطالب مرتبط:
سی و پنج سال در حجاب؛ نقض گسترده حقوق زنان در ایران
https://goo.gl/txi0CD
سخنرانی مسیح علی‌نژاد در کنفرانس «زنان در جهان»
https://goo.gl/OPMJem
هما دارابی، استادی که در اعتراض به حجاب اجباری خود را آتش زد
https://goo.gl/FF90kE

@Masih_alinejad

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حق انتخاب پوشش، اولین و کمترین حق زنان ایران است. پویش #چهارشنبه_های_سفید گامی در جهت احقاق حقوق تضییع شده زنان.

سخنرانی مسیح علی‌نژاد در کنفرانس «زنان در جهان»
goo.gl/OPMJem

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این همراه #چهارشنبه_های_سفید یادگیری خود از گاندی را سهیم شده است.
در فیلم گاندی به زمانی که به آفریقای جنوبی رفته بود اشاره شده است.
خواندنی:
http://bit.ly/1twksJY
@Tavaana_Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ یک همراه #چهارشنبه_های_سفید به کسانی که می‌گویند #حجاب_اجباری مساله مهمی نیست و مسایل مهمتری برای فعالیت کردن وجود دارد.

استادی که در اعتراض به حجاب اجباری خود را آتش زد
goo.gl/FF90kE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما می خواستیم بگیم با افرایش گشت ارشاد و توقیف ماشین هامون نمی تونن ما رو ساکت کنند و یا ما رو از حق انتخابمون محروم کنند
#چهارشنبه_های_سفید
#نه_به_حجاب_اجباری
@masih_alinejad
دست‌درازی
طرح مانا نیستانی
goo.gl/fBrb4w

آموزشکده توانا به زودی دوره‌ی حمایتگری از دختران آسیب‌پذیر را برگزار می‌کند.

از هم‌اکنون ثبت‌نام کنید.

کلاس در کانال تلگرام این دوره به این نشانی برگزار می‌شود:
https://t.me/Vulnerablegirls

برای ثبت‌نام:

نشانی گوگل‌فرم:
http://bit.ly/2tiINJy
نشانی وب‌سایت:
http://bit.ly/1EmIDO2

@Tavaana_TavaanaTech

شرکت برای عموم آزاد است
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا باید حقوق کودک داشته باشیم؟

عمده‌ی کودک‌آزاری‌ها و حتا کودک‌کُشی‌ها به وسیله والدین صورت می‌گیرد!
goo.gl/2iXunK
ویدئوی کامل:
bit.ly/2tAE2Hy
فایل های وبینار حقوق کودک:
t.me/Tavaana/854

@tavaana
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#چهارشنبه_های_سفید
واقعا خیلی زور داره در گرمای اهواز زنان ایران ناچار به رعایت #حجاب_اجباری باشند.

نقض حقوق زنان با حجاب اجباری
goo.gl/txi0CD

@Tavaana_TavaanaTech