This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش بهداشت جنسی، واکسن تجاوز به کودکان است
ویدئو از عصر ایران
مروری بر کودکآزاری جنسی در مدارس ایران
bit.ly/2siGHa8
@Tavaana_TavaanaTech
ویدئو از عصر ایران
مروری بر کودکآزاری جنسی در مدارس ایران
bit.ly/2siGHa8
@Tavaana_TavaanaTech
- تعرض جنسی، سن و جنسیت نمیشناسد
«حدودا ده ساله بودم که تعطیلات عید به خونه ی مادربزگم رفته بودیم. عصر ها برای اینکه من تنها نباشم به دختر هجده ساله یکی از اقوام درجه دوم - که البته باهاشون زیاد رفت و آمد داشتند - گفته بودن که بیاد و با من بازی کنه تا عصر که اونا میرن بیرون من تنها نباشم و اون هم قبول کرده بود. توی حیاط یه انباری بود که هیچ چراغی هم نداشت. قایم باشک که بازی می کردیم من توی انباری قایم شده بودم وقتی پیدام کرد منو سفت نگه داشت. بدنم رو فشار می داد و و دستشو برد زیر لباسم ...من گنگ شده بودم.
اصلا نمیدونستم داره چه اتفاقی میفته و وقتی که زبونشو تو حلقم فروبرد هرچی دست و پا می زدم هیچ فایده ای نداشت. می دونستم یه چیزی اشتباهه ولی نمی دونستم چی.. کارش که تموم شد گفت جزو بازی بوده و منم هیچی نگفتم..تا چند روز نمی تونستم حرف بزنم اصلا نمی دونستم چی بگم. این انباری تاریک و دردای اون روز تا سال ها کابوس من بود بزرگتر که شدم و فهمیدم چه اتفاقی افتاده از اونجا که با خانواده مون دوست و اقوام بودن و رفت و آمد داشتن چیزی نگفتم. اتفاقا دختری بود که همه دوستش داشتن... این خاطره همیشه یادم بود.
و با این که سعی کرده بودم فراموشش کنم گاهی آزارم میده . تعرض جنسیت و سن نمیشناسه. دو سال پیش که دوباره به شهر مادربزگم اینا رفته بودیم عروسیش بود من رفتم تبریک گفتم. اونم تشکر کرد. قبلش هم همین بود بارها دیدمش و خودم رو بیخیال نشون دادم ولی هر وقت می بینمش تا چند هفته پریشونم. گیر کردم توی یه خاطره تلخ. از اینکه هیچ وقت به هیچ کس چیزی نگفتم بیشتر اذیت میشم . حرف هام رو اینجا زدم . اتفاقاتی که این روز ها خبرساز شدن اتفاقاتی هست که در طول این سال ها به مراتب تکرار شدن.
خوشحالم که دنیای مجازی انسان رو قوی تر کرده و به اون صدایی داده که دنیا رو از اونچه که باید بهش توجه بشه آگاه کنه. با تشکر از صفحه خوبتون».
- این متن را یکی از همراهان خانم ما فرستاده است. پس از اتفاق فاجعه بار تجاوز ناظم مدرسهای در در تهران به چند دانش آموز، چندتن از همراهان برای ما از اتفاقات تلخ مربوط به خودشان نوشتند که به مرور منتشر میکنیم.
bit.ly/2xrHD0Z
این گزارش را درباره اتفاقات سال های اخیر در مدارس از دست ندهید:
https://bit.ly/2sytjhF
#تجاوز_به_دانشآموزان
@Tavaana_TavaanaTech
«حدودا ده ساله بودم که تعطیلات عید به خونه ی مادربزگم رفته بودیم. عصر ها برای اینکه من تنها نباشم به دختر هجده ساله یکی از اقوام درجه دوم - که البته باهاشون زیاد رفت و آمد داشتند - گفته بودن که بیاد و با من بازی کنه تا عصر که اونا میرن بیرون من تنها نباشم و اون هم قبول کرده بود. توی حیاط یه انباری بود که هیچ چراغی هم نداشت. قایم باشک که بازی می کردیم من توی انباری قایم شده بودم وقتی پیدام کرد منو سفت نگه داشت. بدنم رو فشار می داد و و دستشو برد زیر لباسم ...من گنگ شده بودم.
اصلا نمیدونستم داره چه اتفاقی میفته و وقتی که زبونشو تو حلقم فروبرد هرچی دست و پا می زدم هیچ فایده ای نداشت. می دونستم یه چیزی اشتباهه ولی نمی دونستم چی.. کارش که تموم شد گفت جزو بازی بوده و منم هیچی نگفتم..تا چند روز نمی تونستم حرف بزنم اصلا نمی دونستم چی بگم. این انباری تاریک و دردای اون روز تا سال ها کابوس من بود بزرگتر که شدم و فهمیدم چه اتفاقی افتاده از اونجا که با خانواده مون دوست و اقوام بودن و رفت و آمد داشتن چیزی نگفتم. اتفاقا دختری بود که همه دوستش داشتن... این خاطره همیشه یادم بود.
و با این که سعی کرده بودم فراموشش کنم گاهی آزارم میده . تعرض جنسیت و سن نمیشناسه. دو سال پیش که دوباره به شهر مادربزگم اینا رفته بودیم عروسیش بود من رفتم تبریک گفتم. اونم تشکر کرد. قبلش هم همین بود بارها دیدمش و خودم رو بیخیال نشون دادم ولی هر وقت می بینمش تا چند هفته پریشونم. گیر کردم توی یه خاطره تلخ. از اینکه هیچ وقت به هیچ کس چیزی نگفتم بیشتر اذیت میشم . حرف هام رو اینجا زدم . اتفاقاتی که این روز ها خبرساز شدن اتفاقاتی هست که در طول این سال ها به مراتب تکرار شدن.
خوشحالم که دنیای مجازی انسان رو قوی تر کرده و به اون صدایی داده که دنیا رو از اونچه که باید بهش توجه بشه آگاه کنه. با تشکر از صفحه خوبتون».
- این متن را یکی از همراهان خانم ما فرستاده است. پس از اتفاق فاجعه بار تجاوز ناظم مدرسهای در در تهران به چند دانش آموز، چندتن از همراهان برای ما از اتفاقات تلخ مربوط به خودشان نوشتند که به مرور منتشر میکنیم.
bit.ly/2xrHD0Z
این گزارش را درباره اتفاقات سال های اخیر در مدارس از دست ندهید:
https://bit.ly/2sytjhF
#تجاوز_به_دانشآموزان
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - تعرض جنسی، سن و جنسیت نمیشناسد . «حدودا ده ساله بودم که تعطیلات عید به خونه ی مادربزگم رفته بودیم. عصر ها برای اینکه من تنها نباشم به دختر هجده ساله یکی از اقوام درجه دوم - که البته باهاشون زیاد رفت و آمد داشتند - گفته بودن که بیاد و با من بازی کنه تا…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مگسک: تعلیم و تجاوز عبادت است!
متجاوزی که در حیطه استحفاظی مقام رهبری است از مصونیت برخوردار است و اساسا تجاوزش عبادت محسوب میشود.
bit.ly/2struSR
#تجاوز_به_دانش_آموزان
@Tavaana_TavaanaTech
متجاوزی که در حیطه استحفاظی مقام رهبری است از مصونیت برخوردار است و اساسا تجاوزش عبادت محسوب میشود.
bit.ly/2struSR
#تجاوز_به_دانش_آموزان
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from بشکن Beshkan
چگونه از پل، برای دورزدن فیلترینگ در تور استفاده کنیم؟
تواناتک: تور یکی از ابزارهای قوی برای عبور از فیلترینگ است و شما از طریق آن میتوانید به صورت کاملا امن وبگردی کنید. در این مقاله به شما آموزش میدهیم که چگونه با استفاده از پل، به شبکه تور وصل شوید.
ابتدا فیلترشکن تور را دانلود کنید.
اکنون به سایت رسمی تور برای دریافت پل مراجعه کنید. در صفحهای که باز میشود، در قسمت
?Do you need a Pluggable Transport میتوانید یکی از گزینههای obfs 3 یا obfs 4 را انتخاب کنید و در نهایت گزینه Get Bridge را بزنید.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
https://bit.ly/2H8vfm0
لینک مطلب در سایت تواناتک:
https://tech.tavaana.org/fa/TorBridge
عضویت در بشکن:
goo.gl/A7DbzA
سوالات خود را از tech@tavaana.org بپرسید.
#بشکن یکی از خدماتی است که آموزشکده توانا ارائه میدهد.
برای اطلاع بیشتر از سایر فعالیتهای آموزشکده توانا به سایت توانا مراجعه کنید:
www.tavaana.org
کانال آموزشکده توانا:
t.me/Tavaana_TavaanaTech
کانال تواناتک:
t.me/tavaanatech
تواناتک در اینستاگرام:
https://Instagram.com/_u/tavaanatech
توانا در اینستاگرام
https://Instagram.com/_u/tavaana
تواناتک در توییتر:
https://twitter.com/tavaanatech
توانا در توئیتر:
https://twitter.com/tavaana
#فیلترشکن
@beshkan
تواناتک: تور یکی از ابزارهای قوی برای عبور از فیلترینگ است و شما از طریق آن میتوانید به صورت کاملا امن وبگردی کنید. در این مقاله به شما آموزش میدهیم که چگونه با استفاده از پل، به شبکه تور وصل شوید.
ابتدا فیلترشکن تور را دانلود کنید.
اکنون به سایت رسمی تور برای دریافت پل مراجعه کنید. در صفحهای که باز میشود، در قسمت
?Do you need a Pluggable Transport میتوانید یکی از گزینههای obfs 3 یا obfs 4 را انتخاب کنید و در نهایت گزینه Get Bridge را بزنید.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
https://bit.ly/2H8vfm0
لینک مطلب در سایت تواناتک:
https://tech.tavaana.org/fa/TorBridge
عضویت در بشکن:
goo.gl/A7DbzA
سوالات خود را از tech@tavaana.org بپرسید.
#بشکن یکی از خدماتی است که آموزشکده توانا ارائه میدهد.
برای اطلاع بیشتر از سایر فعالیتهای آموزشکده توانا به سایت توانا مراجعه کنید:
www.tavaana.org
کانال آموزشکده توانا:
t.me/Tavaana_TavaanaTech
کانال تواناتک:
t.me/tavaanatech
تواناتک در اینستاگرام:
https://Instagram.com/_u/tavaanatech
توانا در اینستاگرام
https://Instagram.com/_u/tavaana
تواناتک در توییتر:
https://twitter.com/tavaanatech
توانا در توئیتر:
https://twitter.com/tavaana
#فیلترشکن
@beshkan
Telegraph
چگونه از پل، برای دورزدن فیلترینگ در تور استفاده کنیم؟
05/31/2018 كانال تلگرام تواناتک: تور یکی از ابزارهای قوی برای عبور از فیلترینگ است و شما از طریق آن میتوانید به صورت کاملا امن وبگردی کنید. در این مقاله به شما آموزش میدهیم که چگونه با استفاده از پل، به شبکه تور وصل شوید. ابتدا فیلترشکن تور را دانلود کنید.…
«چندین تن از هنرمندان در مراسم افطاری حسن روحانی شرکت نکردند و با انتقاد و اعتراض گفتند ما نمیرویم. آن ها سمت مردم ایستادند، اما امثال محمود دولت آبادی و جمشید مشایخی به این مراسم رفتنند. این فیلم آقای مشایخی شاید نشون بده ایشون چرا رفتند! آخه اگر روحانی انتخاب نمیشد، اصلا مشایخی ایران نمیموند. خودش میگه! باور ندارید ببینید!»
این متن و ویدئو را یکی از همراهان ارسال کرده است.
شما درباره مراسم افطاری حسن روحانی و شرکت بعضی هنرمندان در آن چه فکر میکنید؟
https://bit.ly/2H8Ggnp
منابع مرتبط:
مسئولیت شهروندی در دموکراسی:
bit.ly/2cuJk0O
حقوق و مسئولیتهای شهروندان دموکراتیک:
bit.ly/1zUZf9R
انسانها در عصر ظلمت
هانا آرنت
goo.gl/Zg8dPx
مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری
هانا آرنت
goo.gl/oxSc0f
کتاب زندان در ایران
bit.ly/2j0rDrL
آتنا دائمی،عصیانگری که از بیان حقیقت نمیترسد:
goo.gl/YpGP6G
@Tavaana_TavaanaTech
این متن و ویدئو را یکی از همراهان ارسال کرده است.
شما درباره مراسم افطاری حسن روحانی و شرکت بعضی هنرمندان در آن چه فکر میکنید؟
https://bit.ly/2H8Ggnp
منابع مرتبط:
مسئولیت شهروندی در دموکراسی:
bit.ly/2cuJk0O
حقوق و مسئولیتهای شهروندان دموکراتیک:
bit.ly/1zUZf9R
انسانها در عصر ظلمت
هانا آرنت
goo.gl/Zg8dPx
مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری
هانا آرنت
goo.gl/oxSc0f
کتاب زندان در ایران
bit.ly/2j0rDrL
آتنا دائمی،عصیانگری که از بیان حقیقت نمیترسد:
goo.gl/YpGP6G
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. «چندین تن از هنرمندان در مراسم افطاری حسن روحانی شرکت نکردند و با انتقاد و اعتراض گفتند ما نمیرویم. آن ها سمت مردم ایستادند، اما امثال محمود دولت آبادی و جمشید مشایخی به این مراسم رفتنند. این فیلم آقای مشایخی شاید نشون بده ایشون چرا رفتند! آخه اگر روحانی…
- وقتی توسط پدربزرگم مورد تعرض قرار میگرفتم
.
«این عکس به همراه چند عکس دیگه از گفتههای بنیان گذار جمهوری اسلامی امروز در چند ایستگاه مترو نصب شده. عکسی که بیشتر از همه توجه من رو به عنوان یک خانم جلب کرد همین عکس بود.
البته عکسهای دیگهای از احترام به جایگاه خانواده (فقط در این صورت که در منزل باشید!) و احترام به همسر و... هم بود.
این خاطره روی عکس از کتاب نوهی امام خمینی برداشته شده و من رو یاد خاطره خودم انداخت. وقتی ۵ ساله بودم توسط پدر بزرگم مورد تعرض قرار گرفتم...اون موقع به مادرم گفتم و مادرم فکر میکرد من دارم بزرگش میکنم!
به من گفت بابا بزرگ فقط تو رو بغل کرده در صورتی که من تو سن ۵ سالگی می دونستم بغل شامل دست درازی به اندامهایی که مادرمم همیشه میگفت باید اونها رو بپوشونی نمیشه.
من بزرگ شدم و با وجود روانشناسی خوندن هنوزم این زخم در زندگی من هست و همیشه خواهد بود. خیلی دوست داشتم به این خانم میگفتم مصونیت در مقابل مریضهای جنسی این نیست که زنی تا قبل از ازدواج عطر نزنه حتی دست و صورتش رو هم بپوشونه حتی زنهایی که چنین فکری دارند هم در معرض خطر هستند.
کاش خانوادهها یاد بگیرند به صحبتهای بچههاشون توجه کنند.
و کاش به جای این عکسها توصیههایی برای بچههایی که در معرض خطر هستند، مادرهایی که نمیدونن چطور از فرزنداشون محافظت کنند گذاشته میشد.
حداقل اینطوری شاید دیگه شاهد چنین رفتارهایی نبودیم.
ممنون از پیج خوبتون».
عکس در اینستاگرام توانا:
bit.ly/2J0pFrB
- این متن را یکی از همراهان ما فرستاده است. پس از اتفاق فاجعه بار تجاوز ناظم مدرسهای در در تهران به چند دانشآموز، چندتن از همراهان برای ما از اتفاقات تلخ مربوط به خودشان نوشتند که به مرور منتشر میکنیم.
این گزارش را درباره کودک آزاری جنسی در سال های اخیر در مدارس ایران از دست ندهید:
bit.ly/2sytjhF
#تجاوز_به_دانش_آموزان
@Tavaana_TavaanaTech
.
«این عکس به همراه چند عکس دیگه از گفتههای بنیان گذار جمهوری اسلامی امروز در چند ایستگاه مترو نصب شده. عکسی که بیشتر از همه توجه من رو به عنوان یک خانم جلب کرد همین عکس بود.
البته عکسهای دیگهای از احترام به جایگاه خانواده (فقط در این صورت که در منزل باشید!) و احترام به همسر و... هم بود.
این خاطره روی عکس از کتاب نوهی امام خمینی برداشته شده و من رو یاد خاطره خودم انداخت. وقتی ۵ ساله بودم توسط پدر بزرگم مورد تعرض قرار گرفتم...اون موقع به مادرم گفتم و مادرم فکر میکرد من دارم بزرگش میکنم!
به من گفت بابا بزرگ فقط تو رو بغل کرده در صورتی که من تو سن ۵ سالگی می دونستم بغل شامل دست درازی به اندامهایی که مادرمم همیشه میگفت باید اونها رو بپوشونی نمیشه.
من بزرگ شدم و با وجود روانشناسی خوندن هنوزم این زخم در زندگی من هست و همیشه خواهد بود. خیلی دوست داشتم به این خانم میگفتم مصونیت در مقابل مریضهای جنسی این نیست که زنی تا قبل از ازدواج عطر نزنه حتی دست و صورتش رو هم بپوشونه حتی زنهایی که چنین فکری دارند هم در معرض خطر هستند.
کاش خانوادهها یاد بگیرند به صحبتهای بچههاشون توجه کنند.
و کاش به جای این عکسها توصیههایی برای بچههایی که در معرض خطر هستند، مادرهایی که نمیدونن چطور از فرزنداشون محافظت کنند گذاشته میشد.
حداقل اینطوری شاید دیگه شاهد چنین رفتارهایی نبودیم.
ممنون از پیج خوبتون».
عکس در اینستاگرام توانا:
bit.ly/2J0pFrB
- این متن را یکی از همراهان ما فرستاده است. پس از اتفاق فاجعه بار تجاوز ناظم مدرسهای در در تهران به چند دانشآموز، چندتن از همراهان برای ما از اتفاقات تلخ مربوط به خودشان نوشتند که به مرور منتشر میکنیم.
این گزارش را درباره کودک آزاری جنسی در سال های اخیر در مدارس ایران از دست ندهید:
bit.ly/2sytjhF
#تجاوز_به_دانش_آموزان
@Tavaana_TavaanaTech
- پارلمان دانمارک پوشیدن برقع و نقاب را ممنوع اعلام کرد
دانمارک پوشیدن برقع و نقاب برای زنان را ممنوع اعلام کرد. پارلمان این کشور با ۷۵ رای موافق در مقابل ۳۰ رای مخالف این قانون را تصویب کرد. ۷۴ نماینده نیز رای ممتنع دادند.
طرفداران این قانون جدید این مساله را نقض آزادی مذهبی نمیدانند بلکه آن را قانونی برای «ممانعت از پوشاندن کامل صورت» معرفی میکنند. قانونی که قرار است امنیت عمومی را افزایش دهد.
بنابراین قانون جدید افراد صرفا به دلایل موجه همچون سرمای شدید و یا گذاشتن کلاه ایمنی می توانند صورت خود را بپوشانند. تشخیص موجه یا غیرموجه بودن پوشش صورت نیز به عهده افسران پلیس است.
برای نقض این قانون که از ماه مرداد اجرایی می شود، ۱۱۸ یورو تا شش ماه زندان پیش بینی شده است.
پیش از دانمارک، کشورهایی همچون فرانسه و بلژیک نیز قوانینی مشابه را وضع کرده بودند.
.
- شما درباره این تصمیم پارلمان دانمارک چه فکر می کنید؟ آیا به نظر شما ممنوعیت برقع و نقاب اسلامی، نقض آزادی پوشش است؟
https://bit.ly/2H7J5Fv
مطلب مرتبط
مسئولیت شهروندی در دموکراسی
http://bit.ly/2cuJk0O
وبینار دموکراسی و نقش شهروندان
http://bit.ly/2d6CP5B
مرکز آموزش شهروندی: بنیادهای دموکراسی
http://bit.ly/2dtq5HZ
@Tavaana_TavaanaTech
دانمارک پوشیدن برقع و نقاب برای زنان را ممنوع اعلام کرد. پارلمان این کشور با ۷۵ رای موافق در مقابل ۳۰ رای مخالف این قانون را تصویب کرد. ۷۴ نماینده نیز رای ممتنع دادند.
طرفداران این قانون جدید این مساله را نقض آزادی مذهبی نمیدانند بلکه آن را قانونی برای «ممانعت از پوشاندن کامل صورت» معرفی میکنند. قانونی که قرار است امنیت عمومی را افزایش دهد.
بنابراین قانون جدید افراد صرفا به دلایل موجه همچون سرمای شدید و یا گذاشتن کلاه ایمنی می توانند صورت خود را بپوشانند. تشخیص موجه یا غیرموجه بودن پوشش صورت نیز به عهده افسران پلیس است.
برای نقض این قانون که از ماه مرداد اجرایی می شود، ۱۱۸ یورو تا شش ماه زندان پیش بینی شده است.
پیش از دانمارک، کشورهایی همچون فرانسه و بلژیک نیز قوانینی مشابه را وضع کرده بودند.
.
- شما درباره این تصمیم پارلمان دانمارک چه فکر می کنید؟ آیا به نظر شما ممنوعیت برقع و نقاب اسلامی، نقض آزادی پوشش است؟
https://bit.ly/2H7J5Fv
مطلب مرتبط
مسئولیت شهروندی در دموکراسی
http://bit.ly/2cuJk0O
وبینار دموکراسی و نقش شهروندان
http://bit.ly/2d6CP5B
مرکز آموزش شهروندی: بنیادهای دموکراسی
http://bit.ly/2dtq5HZ
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - پارلمان دانمارک پوشیدن برقع و نقاب را ممنوع اعلام کرد دانمارک پوشیدن برقع و نقاب برای زنان را ممنوع اعلام کرد. پارلمان این کشور با ۷۵ رای موافق در مقابل ۳۰ رای مخالف این قانون را تصویب کرد. ۷۴ نماینده نیز رای ممتنع دادند. طرفداران این قانون جدید این مساله…
Forwarded from آموزشکده توانا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کودک آزاری فقط آزار جنسی و کتک زدن نیست، عدم رعایت حریم شخصی و به زور بوسیدن هم مصداق کودک آزاری است.
حقوق کودک و نوجوان از تولد تا ۱۸سالگی
bit.ly/1fGyUup
@Tavaana_TavaanaTech
حقوق کودک و نوجوان از تولد تا ۱۸سالگی
bit.ly/1fGyUup
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موردی تلخ از سرنوشت یک کودکآزاری جنسی به دلیل خلاء قانونی
کودکآزاری جنسی در همهی جای دنیا اتفاق میافتد اما در ایران برای اثبات جرم کودکآزاری جنسی موانع قانونی بسیار وجوددارد.
@Tavaana_TavaanaTech
کودکآزاری جنسی در همهی جای دنیا اتفاق میافتد اما در ایران برای اثبات جرم کودکآزاری جنسی موانع قانونی بسیار وجوددارد.
@Tavaana_TavaanaTech
۳۵ سال زیستن با یک کابوس
«۱. هر خبر آزار جنسی کابوس نیمخفتهام را بیدار میکند. کابوس دو بار آزار جنسی. اولی سیوپنج سال و دومی سیوچهار سال پیش. هر دو آزار عورتنمایی و انزال بود. به زحمت خودم را از آن موقعیت تاریک و پروحشت خلاص کردم و در این سیوچند سال با دقت تلاش کردم پنهان بماند. هر خبر آزار جنسی کابوس تازهای است؛ آلتهای افراشته که در کف دستی بزرگ با سرعت حرکت میکند. و صدای نفسزدنهای پس از انزال. میخواهم فرار کنم اما دست دیگر مانعم میشود تا سستی سراغش میآید. به هوای آزاد که میرسم، چشمانم را پاک میکنم، به خودم نگاه میکنم و تلاش میکنم فراموشش کنم و تنها موفق میشوم پنهانش کنم.
۲. همان روزها که مدرسه راهنمایی شهید توپچی میرفتم. در نماز اجباری ناظم یا مربی پرورشی، درست یادم نیست، پشت آخرین نمازگزاران به اجبار میایستاد تا موقع رکوع و سجود به کون بچههای دوازده سیزده ساله نگاه کند. پدرم از بازار شام مجاور حرم زینب برایم شلوار جین سوغات آورده بود. من هم سرخوشانه پوشیدم و مدرسه رفتم. همان ناظم یا مربی پرورشی صدایم کرد و گفت این شلوار را نپوش. شلوار جین در زمره ممنوعات بیشمار زندگیمان نبود. پرسیدم چرا؟ به عکس خرگوش کنار جیب عقب اشاره کرد و از مارک پلیبوی آن گفت. من در عالم بچگیام پلیبوی را ترجمه کرده بودم توپبازی. بچهها از آن مرد سیوچند ساله فراری بودند، همین اشاره نگرانم کرد و کابوس آزار جنسی که آن موقع هنوز زخمی تازه بود، سر باز کرد.
۳. میگفتند دو پسربچه گیر همان ناظم یا نمیدانم هر چه افتاده بودند. بچهها میدانستند اما پدرمادرها مثل همیشه بیخبر. بر سر آن دو قربانی چه آمد؟ قربانیتر شدند. در بین بچههای دوازده تا چهاردهساله راهنمایی همیشه سه چهار نفری بود که چندین بار رد شده بودند و هفده هجده سالی داشتند. شدند قربانی دایمی آنها. زنگهای تفریح کابوس آن دو بچه بود. مدام انگشتشان میکردند و آن دو مچالهتر و مچالهتر میشدند. الان مردانی چهل و چند سالهاند. چه میکنند، نمیدانم. اما یک چیز را میدانم، کابوسی سیوپنج ساله رهایشان نکرده است.
۴. تازه دانشگاه قبول شده بودم و لبریز عطش خواندن در دنیای جدیدی که کشف کرده بودم. با تاریخ شناسنامهای هجده سال و دو ماه داشتم اما در واقع یک ماهی تا هجده سالگیام مانده بود. در مغازهای که کتابهای دستدوم و چاپ قدیم میفروخت، پرسه میزدم. مردی نزدیک به پنجاه سال هم آنجا بود. به جایی که من بودم، نردیک شد. جلوی من بود، دستش را عقب آورد و با آلتم بازی کرد. خودم را عقب کشیدم و دلخوشانه گفتم سهوی بود. دوباره دستش را حس کردم. این بار بیرون زدم. کودک نبودم اما تمام قدرتم در فرار از این موقعیت خلاصه میشد. احساس بیقدرتی میکردم و هر واکنشی از توانم خارج بود.
۵. من زیاد پرواز میکنم و هفتهای نیست که حس نکنم به من تجاوز میشود. وقتی از گیت عبور میکنی، با دست بین پاهایت را وارسی میکنند، درست مثل همان مرد پنجاه ساله کتابفروشی و من همچنان احساس بیقدرتی میکنم. هیچ وقت جرات نکردهام وقتی به من دست میزنند، به چشمان آن مامور نگاه کنم و به سقف خیره شدم. به سقف خیره ماندم تا کارش تمام شود. در فرودگاه اهواز در گیت اول نیروی انتظامی بیش از همه حس تجاوز دارم. حتا یکی دو بار بیضههایم را در دستش گرفته است، طوری که چند دقیقهای درد میکرد. اما مرد چهل و شش ساله امروز هم به سقف خیره شده است تا جوانی بیست و یکی دو ساله به بهانه بازرسی او را بیازارد.
۶. سیوپنج سال با این کابوسها زیستهام، و فقط قصهاش را با خودم بارها و بارها روایت کردهام. هیچ وقت جرات نکردم با کسی بگویم، با هیچکس جز خودم. تا سالها فکر میکردم باید پنهانش کنم و گرنه سرنوشتم میشود مثل همان دو بچهای که دلشان میخواست زنگتفریحی نباشد. بعدها هم که فهمیدم کابوسهای زیادی هست که با وسواسی شدید پنهان میشوند، باز هم از گفتنش ترسیدم. ترس از قضاوت شدن. ترس از این که وقتی احمقی در وزارت آموزشوپرورش برای رفع مسئولیتش در آزار جنسی معلمی میگوید کشش دوطرفه بوده است، عدهای زیادی برای انتقاد از وی میگویند حتمن وقتی بچه بوده کشش دوطرفه داشته و فکر میکنند الان حسابی با اراجیف وی مبارزه کردهاند.
۷. هنوز هم میترسم. شجاعت گفتن را با خواندن تجربه آزار جنسی دوستی پیدا کردم، حوالی همان سیوچند سال پیش. در روایتش هنوز ترس و تردید موج میزد. وقتی میخواندم انگار روایت خودم بود. خواندنش به من قدرت داد.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
bit.ly/2kBMROe
این گزارش را درباره کودک آزاری جنسی در سال های اخیر در مدارس ایران از دست ندهید:
bit.ly/2sytjhF
#تجاوز_به_دانشآموزان
@Tavaana_TavaanaTech
«۱. هر خبر آزار جنسی کابوس نیمخفتهام را بیدار میکند. کابوس دو بار آزار جنسی. اولی سیوپنج سال و دومی سیوچهار سال پیش. هر دو آزار عورتنمایی و انزال بود. به زحمت خودم را از آن موقعیت تاریک و پروحشت خلاص کردم و در این سیوچند سال با دقت تلاش کردم پنهان بماند. هر خبر آزار جنسی کابوس تازهای است؛ آلتهای افراشته که در کف دستی بزرگ با سرعت حرکت میکند. و صدای نفسزدنهای پس از انزال. میخواهم فرار کنم اما دست دیگر مانعم میشود تا سستی سراغش میآید. به هوای آزاد که میرسم، چشمانم را پاک میکنم، به خودم نگاه میکنم و تلاش میکنم فراموشش کنم و تنها موفق میشوم پنهانش کنم.
۲. همان روزها که مدرسه راهنمایی شهید توپچی میرفتم. در نماز اجباری ناظم یا مربی پرورشی، درست یادم نیست، پشت آخرین نمازگزاران به اجبار میایستاد تا موقع رکوع و سجود به کون بچههای دوازده سیزده ساله نگاه کند. پدرم از بازار شام مجاور حرم زینب برایم شلوار جین سوغات آورده بود. من هم سرخوشانه پوشیدم و مدرسه رفتم. همان ناظم یا مربی پرورشی صدایم کرد و گفت این شلوار را نپوش. شلوار جین در زمره ممنوعات بیشمار زندگیمان نبود. پرسیدم چرا؟ به عکس خرگوش کنار جیب عقب اشاره کرد و از مارک پلیبوی آن گفت. من در عالم بچگیام پلیبوی را ترجمه کرده بودم توپبازی. بچهها از آن مرد سیوچند ساله فراری بودند، همین اشاره نگرانم کرد و کابوس آزار جنسی که آن موقع هنوز زخمی تازه بود، سر باز کرد.
۳. میگفتند دو پسربچه گیر همان ناظم یا نمیدانم هر چه افتاده بودند. بچهها میدانستند اما پدرمادرها مثل همیشه بیخبر. بر سر آن دو قربانی چه آمد؟ قربانیتر شدند. در بین بچههای دوازده تا چهاردهساله راهنمایی همیشه سه چهار نفری بود که چندین بار رد شده بودند و هفده هجده سالی داشتند. شدند قربانی دایمی آنها. زنگهای تفریح کابوس آن دو بچه بود. مدام انگشتشان میکردند و آن دو مچالهتر و مچالهتر میشدند. الان مردانی چهل و چند سالهاند. چه میکنند، نمیدانم. اما یک چیز را میدانم، کابوسی سیوپنج ساله رهایشان نکرده است.
۴. تازه دانشگاه قبول شده بودم و لبریز عطش خواندن در دنیای جدیدی که کشف کرده بودم. با تاریخ شناسنامهای هجده سال و دو ماه داشتم اما در واقع یک ماهی تا هجده سالگیام مانده بود. در مغازهای که کتابهای دستدوم و چاپ قدیم میفروخت، پرسه میزدم. مردی نزدیک به پنجاه سال هم آنجا بود. به جایی که من بودم، نردیک شد. جلوی من بود، دستش را عقب آورد و با آلتم بازی کرد. خودم را عقب کشیدم و دلخوشانه گفتم سهوی بود. دوباره دستش را حس کردم. این بار بیرون زدم. کودک نبودم اما تمام قدرتم در فرار از این موقعیت خلاصه میشد. احساس بیقدرتی میکردم و هر واکنشی از توانم خارج بود.
۵. من زیاد پرواز میکنم و هفتهای نیست که حس نکنم به من تجاوز میشود. وقتی از گیت عبور میکنی، با دست بین پاهایت را وارسی میکنند، درست مثل همان مرد پنجاه ساله کتابفروشی و من همچنان احساس بیقدرتی میکنم. هیچ وقت جرات نکردهام وقتی به من دست میزنند، به چشمان آن مامور نگاه کنم و به سقف خیره شدم. به سقف خیره ماندم تا کارش تمام شود. در فرودگاه اهواز در گیت اول نیروی انتظامی بیش از همه حس تجاوز دارم. حتا یکی دو بار بیضههایم را در دستش گرفته است، طوری که چند دقیقهای درد میکرد. اما مرد چهل و شش ساله امروز هم به سقف خیره شده است تا جوانی بیست و یکی دو ساله به بهانه بازرسی او را بیازارد.
۶. سیوپنج سال با این کابوسها زیستهام، و فقط قصهاش را با خودم بارها و بارها روایت کردهام. هیچ وقت جرات نکردم با کسی بگویم، با هیچکس جز خودم. تا سالها فکر میکردم باید پنهانش کنم و گرنه سرنوشتم میشود مثل همان دو بچهای که دلشان میخواست زنگتفریحی نباشد. بعدها هم که فهمیدم کابوسهای زیادی هست که با وسواسی شدید پنهان میشوند، باز هم از گفتنش ترسیدم. ترس از قضاوت شدن. ترس از این که وقتی احمقی در وزارت آموزشوپرورش برای رفع مسئولیتش در آزار جنسی معلمی میگوید کشش دوطرفه بوده است، عدهای زیادی برای انتقاد از وی میگویند حتمن وقتی بچه بوده کشش دوطرفه داشته و فکر میکنند الان حسابی با اراجیف وی مبارزه کردهاند.
۷. هنوز هم میترسم. شجاعت گفتن را با خواندن تجربه آزار جنسی دوستی پیدا کردم، حوالی همان سیوچند سال پیش. در روایتش هنوز ترس و تردید موج میزد. وقتی میخواندم انگار روایت خودم بود. خواندنش به من قدرت داد.
ادامهی مطلب در لینک زیر:
bit.ly/2kBMROe
این گزارش را درباره کودک آزاری جنسی در سال های اخیر در مدارس ایران از دست ندهید:
bit.ly/2sytjhF
#تجاوز_به_دانشآموزان
@Tavaana_TavaanaTech
Telegraph
۳۵ سال زیستن با یک کابوس
«۱. هر خبر آزار جنسی کابوس نیمخفتهام را بیدار میکند. کابوس دو بار آزار جنسی. اولی سیوپنج سال و دومی سیوچهار سال پیش. هر دو آزار عورتنمایی و انزال بود. به زحمت خودم را از آن موقعیت تاریک و پروحشت خلاص کردم و در این سیوچند سال با دقت تلاش کردم پنهان…
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سواد تکنولوژیک در قرن بیستویکم
به چه کسی میگوییم باسواد و به چه کسی میگوئیم بیسواد. این تعریف امروز تفاوت آشکاری با گذشته دارد.
goo.gl/zgRx3o
#اسلایدشو
@tavaanatech
به چه کسی میگوییم باسواد و به چه کسی میگوئیم بیسواد. این تعریف امروز تفاوت آشکاری با گذشته دارد.
goo.gl/zgRx3o
#اسلایدشو
@tavaanatech
شوخی «علیرضا رضایی» - طنزپرداز - با «محمود دولت آبادی»!
گفتنی ست رمان «کلنل» از محمود دولت آبادی سال هاست از انتشار بازمانده است و حتی با وجود وعده های «حسن روحانی»، این رمان هنوز منتشر نشده است.
محمود دولتآبادی همچنین در یادداشتی که در روزنامه «اعتماد» منتشر کرده بود اعلام کرده بود که در مراسم افطاری حسن روحانی شرکت میکند.
این در حالی بود که جمعی از بازیگران سینما و تلویزیون با بیان انتقادات خود نسبت به حسن روحانی اعلام کردند که در این مراسم شرکت نخواهند کرد.
https://bit.ly/2LeiNnp
منابع مرتبط:
حقوق و مسئولیتهای شهروندان دموکراتیک:
bit.ly/1zUZf9R
انسانها در عصر ظلمت
هانا آرنت
goo.gl/Zg8dPx
مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری
هانا آرنت
goo.gl/oxSc0f
@Tavaana_TavaanaTech
گفتنی ست رمان «کلنل» از محمود دولت آبادی سال هاست از انتشار بازمانده است و حتی با وجود وعده های «حسن روحانی»، این رمان هنوز منتشر نشده است.
محمود دولتآبادی همچنین در یادداشتی که در روزنامه «اعتماد» منتشر کرده بود اعلام کرده بود که در مراسم افطاری حسن روحانی شرکت میکند.
این در حالی بود که جمعی از بازیگران سینما و تلویزیون با بیان انتقادات خود نسبت به حسن روحانی اعلام کردند که در این مراسم شرکت نخواهند کرد.
https://bit.ly/2LeiNnp
منابع مرتبط:
حقوق و مسئولیتهای شهروندان دموکراتیک:
bit.ly/1zUZf9R
انسانها در عصر ظلمت
هانا آرنت
goo.gl/Zg8dPx
مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری
هانا آرنت
goo.gl/oxSc0f
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. شوخی «علیرضا رضایی» - طنزپرداز - با «محمود دولت آبادی»! گفتنی ست رمان «کلنل» از محمود دولت آبادی سال هاست از انتشار بازمانده است و حتی با وجود وعده های «حسن روحانی»، این رمان هنوز منتشر نشده است. محمود دولتآبادی همچنین در یادداشتی که در روزنامه «اعتماد»…
اگر ماهواره های دشمن می توانند در این روستای کپری در بلوچستان ایران نفوذ کنند، چرا کمک و توسعه و پیشرفت شما به این روستا نمیتواند نفوذ کند؟!
گوشهای از رنجی که بلوچستان میبرد
bit.ly/1pDc63f
گوشهای از رنجی که بلوچستان میبرد
bit.ly/1pDc63f
- اولین بوسه سینمای ایران؛ ویدا قهرمانی و ناصر ملک مطیعی
«ما دویدیم به طرف همدیگه. ناصر من رو بغل کرد و لبش رو گذاشت روی لب من. من فکر کردم که اگر مقاومتی بکنم فیلم خراب میشه. در نتیجه کاری نکردم تا ساموئل (خاچیکیان) کات داد. وقتی کات داد من شروع کردم گریه کردن…
من و پدرم در لژ (سینما) نشسته بودیم و من قلبم بالا و پائین می رفت که الان چی میشه و اون بوسه کجاست. بابام اگه ببینه چی میشه. فیلم به آخر رسید و آخر فیلم صحنه بوسه اومد. فیلم فریز موند برای مدتی و لغت پایان روی اون اومد. هیچکس هم از جاش تکون نمیخورد. همه نشسته بودند. من یواش به بابام نگاه کردم. پدرم با یک نگاه ستایشآمیز گفت: «سد رو شکستی».
ویدا قهرمانی و ناصر ملک مطیعی اولین بوسه سینمای ایران را ثبت کردند. در فیلم «چهارراه حوادث» به کارگردانی «ساموئل خاچیکیان»؛ یکی از نخستین فیلمهای سینمای ایران که در سال ۱۳۳۳ ( ۶۴ سال پیش) ساخته شده و نخستین فیلمی است که «ویدا قهرمانی» در آن بازی کرده است.
https://bit.ly/2H9Ukgk
درباره ویدا قهرمانی و اولین بوسه سینمای ایران بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Vida_Ghahremani
@Tavaana_TavaanaTech
«ما دویدیم به طرف همدیگه. ناصر من رو بغل کرد و لبش رو گذاشت روی لب من. من فکر کردم که اگر مقاومتی بکنم فیلم خراب میشه. در نتیجه کاری نکردم تا ساموئل (خاچیکیان) کات داد. وقتی کات داد من شروع کردم گریه کردن…
من و پدرم در لژ (سینما) نشسته بودیم و من قلبم بالا و پائین می رفت که الان چی میشه و اون بوسه کجاست. بابام اگه ببینه چی میشه. فیلم به آخر رسید و آخر فیلم صحنه بوسه اومد. فیلم فریز موند برای مدتی و لغت پایان روی اون اومد. هیچکس هم از جاش تکون نمیخورد. همه نشسته بودند. من یواش به بابام نگاه کردم. پدرم با یک نگاه ستایشآمیز گفت: «سد رو شکستی».
ویدا قهرمانی و ناصر ملک مطیعی اولین بوسه سینمای ایران را ثبت کردند. در فیلم «چهارراه حوادث» به کارگردانی «ساموئل خاچیکیان»؛ یکی از نخستین فیلمهای سینمای ایران که در سال ۱۳۳۳ ( ۶۴ سال پیش) ساخته شده و نخستین فیلمی است که «ویدا قهرمانی» در آن بازی کرده است.
https://bit.ly/2H9Ukgk
درباره ویدا قهرمانی و اولین بوسه سینمای ایران بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Vida_Ghahremani
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - اولین بوسه سینمای ایران؛ ویدا قهرمانی و ناصر ملک مطیعی . «ما دویدیم به طرف همدیگه. ناصر من رو بغل کرد و لبش رو گذاشت روی لب من. من فکر کردم که اگر مقاومتی بکنم فیلم خراب میشه. در نتیجه کاری نکردم تا ساموئل (خاچیکیان) کات داد. وقتی کات داد من شروع کردم…
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"اگه بابام صحنه بوسه آخر فیلم را ببیند چه واکنشی نشان میدهد؟"
ویدا قهرمانی، بازیگر #سینما از خاطرات 61 سال پیش و عواقب یک #بوسه سینمایی در جامعه ایران میگوید.
بی بی سی فارسی
@Tavaana_Tavaanatech
ویدا قهرمانی، بازیگر #سینما از خاطرات 61 سال پیش و عواقب یک #بوسه سینمایی در جامعه ایران میگوید.
بی بی سی فارسی
@Tavaana_Tavaanatech
- پنج ساله بودم که برادرم به من تعرض کرد
.
«سلام. من پنج ساله بودم که برادر بزرگم من رو میبرد اتاقش و لختم میکرد و یه چیز بزرگی از بدنش که بعدها فهمیدم چیه میمالوند بهم.
همیشه اون تصویر تو ذهنمه. الان ازدواج کرده دوتا بچه داره و بدون اینکه به کسی چیزی بگم دوازده ساله که باهاش حرف نمییزنم نه با خودش نه با بچه ها و زنش.
نفرینش کردم و الان معتاد صفر شده. زنش همه چی رو بنام خودش کرده و هر وقت دعوا میکنن برادرم رو عین یه برده میندازه بیرون. میدونم که داره تقاص کاری که با من کرده رو میده.
همیشه از بچگی بشدت کتکم میزد و تهدید میکرد که تو دختر بدی هستی و خرابی. اذیت کنی به مامان می گم لخت اومدی پیشم و من چون خانواده مذهبی و متعصبی داشتم میترسیدم. فکر میکردم تقصیر منه.
اما الان که خواهرزادههام بچه هستن و با اینکه خواهرم اصرار داشت چیزی از مسائل جنسی ندونن، من بهشون یواشکی همه تذکرات جنسی رو دادم».
.
- این متن را یکی از همراهان ما فرستاده است. پس از اتفاق فاجعه بار تجاوز ناظم مدرسه ای در در تهران به چند دانش آموز، چندتن از همراهان برای ما از اتفاقات تلخ مربوط به خودشان نوشتند که به مرور منتشر میکنیم.
https://bit.ly/2JnZjiL
-تعداد مطالب ارسالی بسیار زیاد است.
جان و روان رنجور و زخم خوردهی جامعه مان نیاز به ترمیم دارد.
این گزارش را درباره کودک آزاری جنسی در سال های اخیر در مدارس ایران از دست ندهید:
https://bit.ly/2sytjhF
#تجاوز_به_دانشآموزان
آزار جنسی کودکان در ایران
http://bit.ly/1z9LZEC
تجربه خشونت جنسی در کودکی و تاثیرش بر کودک
http://bit.ly/2eLvkQq
حقوق کودک و نوجوان: از تولد تا هجده سالگی
حسین رئیسی
http://bit.ly/1fGyUup
@Tavaana_TavaanaTech
.
«سلام. من پنج ساله بودم که برادر بزرگم من رو میبرد اتاقش و لختم میکرد و یه چیز بزرگی از بدنش که بعدها فهمیدم چیه میمالوند بهم.
همیشه اون تصویر تو ذهنمه. الان ازدواج کرده دوتا بچه داره و بدون اینکه به کسی چیزی بگم دوازده ساله که باهاش حرف نمییزنم نه با خودش نه با بچه ها و زنش.
نفرینش کردم و الان معتاد صفر شده. زنش همه چی رو بنام خودش کرده و هر وقت دعوا میکنن برادرم رو عین یه برده میندازه بیرون. میدونم که داره تقاص کاری که با من کرده رو میده.
همیشه از بچگی بشدت کتکم میزد و تهدید میکرد که تو دختر بدی هستی و خرابی. اذیت کنی به مامان می گم لخت اومدی پیشم و من چون خانواده مذهبی و متعصبی داشتم میترسیدم. فکر میکردم تقصیر منه.
اما الان که خواهرزادههام بچه هستن و با اینکه خواهرم اصرار داشت چیزی از مسائل جنسی ندونن، من بهشون یواشکی همه تذکرات جنسی رو دادم».
.
- این متن را یکی از همراهان ما فرستاده است. پس از اتفاق فاجعه بار تجاوز ناظم مدرسه ای در در تهران به چند دانش آموز، چندتن از همراهان برای ما از اتفاقات تلخ مربوط به خودشان نوشتند که به مرور منتشر میکنیم.
https://bit.ly/2JnZjiL
-تعداد مطالب ارسالی بسیار زیاد است.
جان و روان رنجور و زخم خوردهی جامعه مان نیاز به ترمیم دارد.
این گزارش را درباره کودک آزاری جنسی در سال های اخیر در مدارس ایران از دست ندهید:
https://bit.ly/2sytjhF
#تجاوز_به_دانشآموزان
آزار جنسی کودکان در ایران
http://bit.ly/1z9LZEC
تجربه خشونت جنسی در کودکی و تاثیرش بر کودک
http://bit.ly/2eLvkQq
حقوق کودک و نوجوان: از تولد تا هجده سالگی
حسین رئیسی
http://bit.ly/1fGyUup
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - پنج ساله بودم که برادرم به من تعرض کرد . «سلام. من پنج ساله بودم که برادر بزرگم من رو میبرد اتاقش و لختم میکرد و یه چیز بزرگی از بدنش که بعدها فهمیدم چیه میمالوند بهم. همیشه اون تصویر تو ذهنمه. الان ازدواج کرده دوتا بچه داره و بدون اینکه به کسی چیزی…
پوری بنایی؛ از ستاره سینمای دیروز تا زن نیکوکار امروز
bit.ly/2J2eGy0
پوری بنایی از جمله بازیگران فیلم «قیصر» بود. فیلمی با هنرنمایی زنده یاد «ناصر ملک مطیعی»، «بهروز وثوقی» و نیز «پوری بنایی».
صدیقه بنایی با نام هنری پوری در ۱۹ مهر ۱۳۱۹در اراک به دنیا آمد. هفت خواهر و یک برادر دارد. چهار سال داشت که پدرش تصمیم می گیرد به تهران بیاید. دبیرستان را در تهران تمام می کند دیپلم خیاطی و گل سازی دارد. چند سال در کلاس های لیلی لازازیان باله کار کرد دوسال ستنور کار کرد. عاشق کارهای هنری و ورزش بود. اسب سواری می کرد و قهرمان کورس تهران بود. تنیس و اسکی نیز از دیگر فعالیت های ورزشی او بود.
او هرگر ازدواج نکرد و در این باره می گوید: «من یک عشق خوب و مقدس داشتم – بهروز وثوقی- که قسمت نشد ازدواج کنیم و پس از آن هیچ وقت عاشق نشدم.» در فیلم «خداحافظ تهران» با بهروز وثوق آشنا شد و از آنجا بود که به هم علاقمند شدند ولی این علاقه منجر به ازدواج نشد.
او از دبیرستان تیاتر کار می کرد و به هنر و هنرپیشگی علاقه داشت پدر و مادرش نیز از او حمایت می کردند. به دعوت آقای وحدت – که از آشنایان دور ایشان بود- در سال ۱۳۴۳ اولین فیلمش «عروس فرنگی» را بازی کرد. این فیلم بسیار موفق بود در فستیوال های مختلف جایزه گرفت و پوری بنایی در مسکو دیپلم افتخار دریافت کرد و پس از آن بود که سیل قراردادهای کاری به سمت خانم بنایی سرازیر شد.
او در پاسخ به اینکه چرا دیگر کار نمی کند گفت: «من عاشق ایران هستم و دوست دارم کارهای خیر کنم. امور خیریه را از بنیاد خیریه فرح پهلوی شروع کردم و کارهای خیر ایشان بسیار من را تخت تاثیر قرار داد». او در توضیح بیشتر از تاثیرپذیری خود از شهبانو فرح پهلوی در کار خیر می گوید: «یک روز مجله زن روز را ورق می زدم که عکسی از فرح پهلوی با یک بچه جذامی دیدم که صورت به صورت بودند و این عکس خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد. به دفتر بنیاد خیریه رفتم و آمادگی خودم را برای فعالیت در خیریه اعلام کردم. برای جذامخانه های مشهد و تبریز، برای بی سرپرستان و کر و لال ها فعالیت کردم و تا امروز هم ادامه دارد».
درباره پوری بنایی و فعالیت های او بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2xCa9ge
#پوری_بنایی
@Tavaana_TavaanaTech
bit.ly/2J2eGy0
پوری بنایی از جمله بازیگران فیلم «قیصر» بود. فیلمی با هنرنمایی زنده یاد «ناصر ملک مطیعی»، «بهروز وثوقی» و نیز «پوری بنایی».
صدیقه بنایی با نام هنری پوری در ۱۹ مهر ۱۳۱۹در اراک به دنیا آمد. هفت خواهر و یک برادر دارد. چهار سال داشت که پدرش تصمیم می گیرد به تهران بیاید. دبیرستان را در تهران تمام می کند دیپلم خیاطی و گل سازی دارد. چند سال در کلاس های لیلی لازازیان باله کار کرد دوسال ستنور کار کرد. عاشق کارهای هنری و ورزش بود. اسب سواری می کرد و قهرمان کورس تهران بود. تنیس و اسکی نیز از دیگر فعالیت های ورزشی او بود.
او هرگر ازدواج نکرد و در این باره می گوید: «من یک عشق خوب و مقدس داشتم – بهروز وثوقی- که قسمت نشد ازدواج کنیم و پس از آن هیچ وقت عاشق نشدم.» در فیلم «خداحافظ تهران» با بهروز وثوق آشنا شد و از آنجا بود که به هم علاقمند شدند ولی این علاقه منجر به ازدواج نشد.
او از دبیرستان تیاتر کار می کرد و به هنر و هنرپیشگی علاقه داشت پدر و مادرش نیز از او حمایت می کردند. به دعوت آقای وحدت – که از آشنایان دور ایشان بود- در سال ۱۳۴۳ اولین فیلمش «عروس فرنگی» را بازی کرد. این فیلم بسیار موفق بود در فستیوال های مختلف جایزه گرفت و پوری بنایی در مسکو دیپلم افتخار دریافت کرد و پس از آن بود که سیل قراردادهای کاری به سمت خانم بنایی سرازیر شد.
او در پاسخ به اینکه چرا دیگر کار نمی کند گفت: «من عاشق ایران هستم و دوست دارم کارهای خیر کنم. امور خیریه را از بنیاد خیریه فرح پهلوی شروع کردم و کارهای خیر ایشان بسیار من را تخت تاثیر قرار داد». او در توضیح بیشتر از تاثیرپذیری خود از شهبانو فرح پهلوی در کار خیر می گوید: «یک روز مجله زن روز را ورق می زدم که عکسی از فرح پهلوی با یک بچه جذامی دیدم که صورت به صورت بودند و این عکس خیلی مرا تحت تاثیر قرار داد. به دفتر بنیاد خیریه رفتم و آمادگی خودم را برای فعالیت در خیریه اعلام کردم. برای جذامخانه های مشهد و تبریز، برای بی سرپرستان و کر و لال ها فعالیت کردم و تا امروز هم ادامه دارد».
درباره پوری بنایی و فعالیت های او بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2xCa9ge
#پوری_بنایی
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. پوری بنایی؛ از ستاره سینمای دیروز تا زن نیکوکار امروز پوری بنایی از جمله بازیگران فیلم «قیصر» بود. فیلمی با هنرنمایی زنده یاد «ناصر ملک مطیعی»، «بهروز وثوقی» و نیز «پوری بنایی». صدیقه بنایی با نام هنری پوری در ۱۹ مهر ۱۳۱۹در اراک به دنیا آمد. هفت خواهر و…
- جرمی به نام رقص
bit.ly/2J14vJT
از اوایل اردیبهشت امسال بررسی بر روی ۵۱ هزار صفحه اینستاگرام آغاز شد. « پلیس فتا» اعلام کرد این طرح به منظور شناسایی پیج های ایسنتاگرامی با محتوای مستهجن و مبتذل اجرا می شود و پلیس در حال شناسایی ادمین این پیج ها است. در پی این طرح در اوائل خرداد ۱۳۹۷ پیج اینستاگرامی چند مربی رقص بسته شد. تمام ویدئوهای رقص از صفحاتشان پاک شد و نوشته شد: «این صفحه حسب دستور مقام محترم قضایی به علت انتشار محتوای مجرمانه مسدود گردید».
چرا رقص که یک رشته هنری است و ایرانیان در آن ید طولایی دارند، ممنوع می شود؟ این پرسشی ست که شاید برای بسیاری از علاقمندان مطرح باشد. یادمان نرفته است که «محمد خردادیان» - رقصنده مشهور ایرانی - در بازگشت به ایران بازداشت شد صرفا چون در رشته رقص فعالیت می کرد.
نه تنها رقص در ایران ممنوع است بلکه هرآنچه که این رشته هنری نزدیک است، نیز ممنوع است. پنجم خرداد ۱۳۹۷ اجرای سرود ناشنوایان در مصلی تهران به دلیل شباهت با رقص متوقف شد. این سرود مذهبی که محتوای مذهبی داشت توسط زنانی با حجاب چادر اجرا شد، اما پس از دو اجرا از ادامه آن جلوگیری به عمل آمد.
پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بسیاری از هنرها از جمله رقص ممنوع اعلام شدند و به پشتوانه تصویب قوانین اسلامی از فعالیت در این رشته های هنری جلوگیری به عمل آمد. در آن دوران بسیاری از اماکن هنری بسته شدند. «آرام بیات» که پیش از انقلاب مربی رقص در یکی از هنرستان های تهران بود، با بسته شدن فضا برای فعالیت در رشته هنریش تصمیم به مهاجرت میگیرد.
بیات در کانادا کلاس رقص «خورشید خانم» را دایر کرد. او در مصاحبه ای گفت:«از نظر من، در همان بهمن ۱۳۵۷ که انقلاب به وقوع پیوست، رقص در ایران مُرد. همانطور که "هایده چنگیزیان" در یک مصاحبه اشاره کرد که در بهمن ۱۳۵۷، رقص را در یک سطل زباله نهادند و پشت در گذاشتند تا آشغالی آن را ببرد».
اما با این حال هنرمندانی در حوزه رقص سعی کردند در ایران بمانند و فعالیت خود را پی بگیرند. «فرزانه کابلی» نمونه ای از این رقصنده ها است. او که پس از انقلاب بیکار شده بود مدتی به بازیگری روی آورد اما این کار و علاقه اصلی او نبود. او در نهایت مربی ایروبیک شد و در آرزوی این است که بتواند روزی طراحی ها و اجراهایش را به روی صحنه ببرد.
درباره ممنوعیت رقص در ایران بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2J3NA9A
#رقص #فرزانه_کابلی #آرام_بیات
@Tavaana_TavaanaTech
bit.ly/2J14vJT
از اوایل اردیبهشت امسال بررسی بر روی ۵۱ هزار صفحه اینستاگرام آغاز شد. « پلیس فتا» اعلام کرد این طرح به منظور شناسایی پیج های ایسنتاگرامی با محتوای مستهجن و مبتذل اجرا می شود و پلیس در حال شناسایی ادمین این پیج ها است. در پی این طرح در اوائل خرداد ۱۳۹۷ پیج اینستاگرامی چند مربی رقص بسته شد. تمام ویدئوهای رقص از صفحاتشان پاک شد و نوشته شد: «این صفحه حسب دستور مقام محترم قضایی به علت انتشار محتوای مجرمانه مسدود گردید».
چرا رقص که یک رشته هنری است و ایرانیان در آن ید طولایی دارند، ممنوع می شود؟ این پرسشی ست که شاید برای بسیاری از علاقمندان مطرح باشد. یادمان نرفته است که «محمد خردادیان» - رقصنده مشهور ایرانی - در بازگشت به ایران بازداشت شد صرفا چون در رشته رقص فعالیت می کرد.
نه تنها رقص در ایران ممنوع است بلکه هرآنچه که این رشته هنری نزدیک است، نیز ممنوع است. پنجم خرداد ۱۳۹۷ اجرای سرود ناشنوایان در مصلی تهران به دلیل شباهت با رقص متوقف شد. این سرود مذهبی که محتوای مذهبی داشت توسط زنانی با حجاب چادر اجرا شد، اما پس از دو اجرا از ادامه آن جلوگیری به عمل آمد.
پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بسیاری از هنرها از جمله رقص ممنوع اعلام شدند و به پشتوانه تصویب قوانین اسلامی از فعالیت در این رشته های هنری جلوگیری به عمل آمد. در آن دوران بسیاری از اماکن هنری بسته شدند. «آرام بیات» که پیش از انقلاب مربی رقص در یکی از هنرستان های تهران بود، با بسته شدن فضا برای فعالیت در رشته هنریش تصمیم به مهاجرت میگیرد.
بیات در کانادا کلاس رقص «خورشید خانم» را دایر کرد. او در مصاحبه ای گفت:«از نظر من، در همان بهمن ۱۳۵۷ که انقلاب به وقوع پیوست، رقص در ایران مُرد. همانطور که "هایده چنگیزیان" در یک مصاحبه اشاره کرد که در بهمن ۱۳۵۷، رقص را در یک سطل زباله نهادند و پشت در گذاشتند تا آشغالی آن را ببرد».
اما با این حال هنرمندانی در حوزه رقص سعی کردند در ایران بمانند و فعالیت خود را پی بگیرند. «فرزانه کابلی» نمونه ای از این رقصنده ها است. او که پس از انقلاب بیکار شده بود مدتی به بازیگری روی آورد اما این کار و علاقه اصلی او نبود. او در نهایت مربی ایروبیک شد و در آرزوی این است که بتواند روزی طراحی ها و اجراهایش را به روی صحنه ببرد.
درباره ممنوعیت رقص در ایران بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2J3NA9A
#رقص #فرزانه_کابلی #آرام_بیات
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - جرمی به نام رقص از اوایل اردیبهشت امسال بررسی بر روی ۵۱ هزار صفحه اینستاگرام آغاز شد. « پلیس فتا» اعلام کرد این طرح به منظور شناسایی پیج های ایسنتاگرامی با محتوای مستهجن و مبتذل اجرا می شود و پلیس در حال شناسایی ادمین این پیج ها است. در پی این طرح در…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کودکان؛ شاهدان خاموش مرگ
کودکانی که مرگ دیگران را دیدهاند دچار تروما میشوند.کودکان نظارهگر اعدام یا خودکشی باید تحت مداوای روانشناس قرار بگیرند.
bit.ly/2J2KjaT
#اسلایدشو
@Tavaana_TavaanaTech
کودکانی که مرگ دیگران را دیدهاند دچار تروما میشوند.کودکان نظارهگر اعدام یا خودکشی باید تحت مداوای روانشناس قرار بگیرند.
bit.ly/2J2KjaT
#اسلایدشو
@Tavaana_TavaanaTech
#کارتون؛ تاکسیداران هم به اعتصاب کامیونداران پیوستند
کارتونیست: بهنام محمدی
bit.ly/2Jlfxct
#اعتصاب_رانندگان_تاکسی
#دومینوی_اعتصابات
#IranStrikes
@Tavaana_TavaanaTech
کارتونیست: بهنام محمدی
bit.ly/2Jlfxct
#اعتصاب_رانندگان_تاکسی
#دومینوی_اعتصابات
#IranStrikes
@Tavaana_TavaanaTech