آموزشکده توانا
49.2K subscribers
41.5K photos
41.7K videos
2.57K files
21.8K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میزگرد "آزار جنسی زنان"

تعریف آزار جنسی و خشونت جنسی چیست؟ مرز آزار جنسی با تجاوز و تعرض کجاست؟

در یوتیوب:
youtu.be/9acGlKyrryc

@Tavaana_TavaanaTech
- دو روایت از آزار جنسی از زبان دو تن از زنان جوان همراه توانا

«سلام
میخواستم منم در مورد یه تجربه تلخ تو کودکیم صحبت کنم. البته واسه من به بدی دیگران تموم نشد.
۸-۹ ساله بودم که تو همسایگیمون یه پسر ۱۸-۱۹ساله بود و‌من با دختری که مستاجر اونا بود دوست بودم.
حیاط خونشون مشترک بود. بیشتر اوقات من با دوستم تو خونشون یا خونمون بازی میکردیم اما کاملا اتفاقی مادرش واسه خرید بیرون رفت و از من که چند سال از دخترشون بزرگتر بودم خواست با اون تووی خونشون بمونم. برحسب اتفاق اون پسرم تو خونه تنها بود.
صدامون زد‌ که بریم داخل خونشون. من با اکراه با دوستم داخل رفتم. اون بعد از کمی بازی کردن با ما اول دوستم و بعد من رو روی پاهاش نشوند و شروع به بالا و پایین کردن دوستم و بعد من کرد. کاملا الت تناسلیش رو حس میکردم و‌ احساس کردم که داره به من دست درازی میکنه.
توی اون برهه زمانی من سه تا خواهر بزرگتر از خودم داشتم که تو این زمینه ها به شدت مراقب من بوذن و تموم چیزای لازم رو بهم میگفتن.
با فکر کردن به این موضوع سریعا دست دوستم رو گرفتم و بردمش تو کوچه و خلاصه تقریبا به خیر گذشت. بعد از اون ماجرا همیشه با اخم به پسره نگا میکردم و اصلا به خونشون نمیرفتم.
الان من ۲۵سالمه و اون پسر ازدواج کرده و بچه داره و وقتایی که به خونه پدریش میاد بازم میبینمش اما اصلا اذیت نمیشم چون یه احساس پیروزی جلوش دارم و بابت این خیلی خوشحالم چون شاید اون روز اگه من جسور نبودم کلی اتفاق ترسناک در انتظارم بود.
واقعا اموزشای خانواده و اینکه این حس رو به بچه هامون بدیم که از ما نترسن و درمورد خیلی مسائل با ما صحبت کنن خیلی مهمه مخصوصا واسه یه دختر که تو هر سنی در خطره».

«سلام
حدودا ۱۶ سالم بود(۲سال پیش)که با مامانم تو ایستگاه مترو بودیم. خیلی شلوغ بود. ما داشتیم میرفتیم که سوار بشیم که یهو یه آقایی که حدودا۴۰ سالش بود از پشت سینه های منو لمس کرد.
هیچ کس اون لحظه رو ندید. حتی من نمیتونستم اون موقع از خودم دفاع کنم فقط سریع رفتم داخل مترو. بعد دیدم اون آقا هم دنبالمون اومد و باما سوار شد! اونم تو بخش زنانه یه سری اعتراض کردن ولی گوش نداد.. یه روزنامه هم دستش بود خودش رو به من نزدیک کرد روزنامش رو گرفت جلوی دستش و با دستش شروع به لمس کردن پاهام کرد.
من اون لحظه هیچ کاری نتونستم بکنم فقط از اون اقا تا جایی که امکان داشت دور شدم و دیگه نیومد دنبالم‌‌. یعنی اون شب بدترین شب زندگی من بود. به سختی خوابم برد اون شب. همیشه اون صحنه جلوی چشممه و هیچ وقتم فراموش نمیشه. حتی فکر میکنم اون لحظه که ما میخواستیم سوار مترو بشیم مامانم رو هم لمس کرده بود ولی مامانم هم هیچی نتونست بگه. بعد از اون ماجرا مامانم چادری شد. مامانم یه آدم تقریبا مذهبیه ولی هیچ وقت چادر سر نمی کرد ولی بعد از اون روز همیشه چادر سر میکنه.
یه ماجرای دیگه هم هست که میخوام بگم. برای مسافرت رفته بودیم مشهد. فکر میکنم ۱۳ یا ۱۴ سالم بود. تو پیاده رو بودیم. حجابم کامل بود. یه درگیری شد. همه مردم ایستاده بودن و نگاه میکردن. یهو من حس کردم یکی باسنم رو لمس کرد. گفتم شاید دستش خورده حواسش نبوده و به قضیه جدی نگاه نکردم. یه چند ثانیه گذشت و دیدم دوباره تکرار شد و تازه با مدت زمان طولانی تری لمس کرد. هیچی نگفتم. حتی قیافه اون ادم رو هم ندیدم که مبادا همیشه قیافش تو ذهنم بمونه.‌‌
خانواده م هیچ کدوم اون صحنه رو ندیدن‌.دفعه دوم که دیدم عمدا بوده خودم رو کشیدم کنار از اون جمعیت و دیدم که یارو رفت و همش حواسم به دور و برم بود. حجابم کامل کامل بود ولی باز... اون زمان بود که فهمیدم این موضوعات هیچ ربطی به حجاب نداره‌».

- این دو متن را دو تن از همراهان ما فرستاده اند. پس از اتفاق فاجعه بار تجاوز ناظم مدرسه ای در در تهران به چند دانش آموز، چندتن از همراهان برای ما از اتفاقات تلخ مربوط به خودشان نوشتند که به مرور منتشر می‌کنیم.
bit.ly/2LTorwp

این گزارش را درباره کودک آزاری جنسی در سال های اخیر در مدارس ایران از دست ندهید:
https://bit.ly/2sytjhF

مطالب مرتبط

کودک آزاری و تاثیرش بر کودکان
http://bit.ly/2dIkOvx
آزار جنسی کودکان در ایران
http://bit.ly/1z9LZEC
تجربه خشونت جنسی در کودکی و تاثیرش بر کودک
http://bit.ly/2eLvkQq
حقوق کودک و نوجوان: از تولد تا هجده سالگی
حسین رئیسی
http://bit.ly/1fGyUup

#تجاوز_به_دانش‌آموزان #کودک_آزاری_جنسی

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"ما انسانیم، "

سخنان این کودک را بشنوید.

کودکان حق دارند در محیطی امن و شاد و سالم زندگی کنند...

حقوق کودک و نوجوان از تولد تا ۱۸ سالگی
bit.ly/1fGyUup

@Tavaana_TavaanaTech
پاسخ مریم شریعتمداری، از دختران خیابان انقلاب، به سید مصطفی تاج‌زاده که چندی پیش گفته بود که دختران خیابان انقلاب بهتر است با داشتن حجاب به حجاب اجباری اعتراض کنند.

نافرمانی مدنی
bit.ly/1oqL9bw
… شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم…
طرح از اسد بیناخواهی/ رادیو زمانه

مرتبط
نگاهی به #کودک_آزاری جنسی در مدارس ایران
https://bit.ly/2sytjhF
اسید روسی، سعید طوسی!
goo.gl/tGwcrR

@Tavaana_TavaanaTech
برای هاله سحابی
کارتون از مانا نیستانی

خواندنی:
عزت هاله
http://bit.ly/1LUzP3I

هاله سحابی دختر زنده یاد عزت الله سحابی ۷ سال پیش در تشییع پدر به قتل رسید...
@Tavaana_TavaanaTech
عزت ِ هاله
goo.gl/D9TCIx

پدر و دختر به فاصله‌ی یک روز از یک‌دیگر رفتند. نام پدر، عزت‌الله سحابی، متولد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۰۹ در تهران، تاریخ درگذشت ۱۰ خردادماه ۱۳۹۰ در تهران. نام دختر هاله سحابی، زاده‌ی ۱۵ بهمن‌ماه ۱۳۳۶ در تهران و تاریخ درگذشت ۱۱ خردادماه ۱۳۹۰.

هاله سحابی در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ به دو سال زندان محکوم شد و در زندان به سر می‌برد که پدر درگذشت. برای شرکت در مراسم ختم پدر به او مرخصی دادند. او شب بر پیکر پدر نشست و تا صبح عبادت کرد. روز تشییع پیکر عزت‌الله سحابی ماموران امنیتی با هاله سحابی درگیر شدند، هاله بر زمین افتاد و جان سپرد. منابع حکومتی مرگ او را به دلیل فشارهای ناشی از مرگ پدر و سکته‌ی قلبی دانستند و خانواده‌ی او را برای تایید این خبر تحت فشار قرار دادند.

هاله سحابی در روز تحلیف احمدی‌نژاد، ۱۴ مردادماه ۱۳۸۸، در میدان بهارستان پس از این‌که مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از ناحیه‌ی پیشانی مجروح شد توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. هاله سحابی از سوی شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق شرکت در تجمعات غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی محاکمه و به دو سال حبس تعزیری محکوم شد. پدر که در بستر بیماری افتاد، مقامات زندان از هاله خواستند تا با نوشتن تعهدنامه به مرخصی برود تا بر بالین پدر حاضر شود. هاله نپذیرفت و در زندان ماند و نتوانست در آخرین لحظات عمر پدر در کنار او باشد.

فاجعه‌ی مرگ هاله سحابی که به دنبال درگذشت پدر رخ داد به همین‌جا ختم نشد. هدی صابر، روزنامه‌نگار و پژوهش‌گر و فعال ملی مذهبی که در زندان به سر می‌بُرد در ۱۲ خردادماه در اعتراض به مرگ هاله سحابی و بدرفتاری ماموران حکومتی دست به اعتصاب غذای خشک زد.

هدی صابر در ۲۱ خردادماه ۱۳۹۰ پس از انتقال از زندان به بیمارستان مدرس در تهران، بر اثر نارسایی قلبی درگذشت. آن‌طور که گفته شده است هدی صابر نیز هنگام انتقال به بیمارستان از سوی ماموران حکومتی مورد ضرب و شتم و بی‌احترامی قرار گرفت. هدی صابر ۲۴ اسفند ۱۳۳۷ به دنیا آمد. مرگ این سه فعال ملی مذهبی با فاصله‌ای کوتاه بسیار متاثرکننده بود. حکومت جمهوری اسلامی هیچ‌گاه مسئولیت مرگ هاله سحابی را نپذیرفت و تلاش کرد مرگ او را کاملا طبیعی جلوه دهد.
.
احمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری که در مراسم تشییع عزت‌الله سحابی حضور داشت، مرگ هاله سحابی را طبیعی نمی‌داند و می‌گوید: «مرگ هاله سحابی بر اثر خشونت و ضربهٔ ماموران بود؛ مقامات نظام باید فوراً رسیدگی کنند… دقیقا هم ضرب و شتم همراه با هتاکی بود و من که در چند متری ایشان بودم، از قول تمام حضار که در کنار وی بودند متوجه شدم که یکی از چند ماموری که قصد داشت تصویر بزرگ مهندس سحابی را که در دستان دخترش (هاله) بود بگیرد، با کشیدن آن تصویر از دست هاله، بر اثر مقاومت و اعتراضی که وی انجام داد، با آرنج خود محکم به پهلوی هاله زد و او را نقش بر زمین کرد. بلافاصله نیز وی را به همراهی یک پزشک به بیمارستان منتقل کردند، که متاسفانه ایشان درگذشتند.»

بیش‌تر بخوانید:
http://bit.ly/1LUzP3I

@Tavaana_TavaanaTech
«محمد جواد ظریف» در شورای روابط خارجی آمریکا وقتی خواست از حجاب اجباری در ایران دفاع کند، نگفت حجاب اجباری را اسلام توصیه کرده است یا اکثریت مردم آن را می خواهند. او گفت حجاب اجباری یک «قانون» است؛ همانطور که کسی در کانادا نمی تواند لخت به خیابان برود!

اما پرسش اصلی این است که آیا حکومت می تواند با قانونگذاری حق انتخاب پوشش را سلب کند؟ آیا قانون می تواند به ما بگوید چه بپوشیم و چه نپوشیم؟!

«حسین رییسی» یکی از وکلای حقوق بشر است که در ایران، وکالت زنان متعددی را برعهده داشته است و اکنون استاد دانشگاه کارلتون کاناداست و به این پرسش مهم پاسخ می دهد.

لینک یوتیوب این ویدئو:
https://bit.ly/2Ju95vZ

@Tavaana_TavaanaTech
اعتراض عده‌ای از مردم میبد به سخنان یک روحانی که گفته است: «هرکس صورت خود را با تیغ بتراشد، مثل این است که هفتاد بار با مادرش زنا کرده باشد.»

ارسال‌کننده تصویر اطلاع داده است که این اعتراض به امام جمعه داده شده، ولی هیچ پاسخی دریافت نکرده‌اند.

bit.ly/2LlWBrn
مطالب مرتبط

شریعت، حکومت اسلامی و حقوق بشر
bit.ly/2h5DS5B
پاسخگویی، مسئولیت و شفافیت- محمدرضا نیک‌فر
bit.ly/1kTEw1O
مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری
هانا آرنت
goo.gl/oxSc0f
انسان‌ها در عصر ظلمت
هانا آرنت
goo.gl/Zg8dPx

@Tavaana_TavaanaTech
این‌جا غزه است و سفره افطاری جمهوری اسلامی برای اهالی این منطقه برپاست. شهروندان خوشحالند و قدردان جمهوری اسلامی.
به یاد آورید کودکان زباله‌گرد ایرانی را، به یاد آورید کودکان سیستان و بلوچستان را، به یاد آورید کولبران و کارگران و معلمان و بازنشستگان و کشاورزان و کامیون‌داران و دیگر اقشار ایرانی را.
سرمایه‌ای که می‌تواند کودکی از دست رفته فرزندان ایران را بازگرداند، کجا خرج می‌شود؟
البته این بخش کوچکی از کمک‌های جمهوری اسلامی به دیگر کشورها ست.

bit.ly/2J7nh2q
مطالب مرتبط

«فرهنگ سیاسی و سیاست خارجی؛ اصلاح یا انقلاب؟»
bit.ly/1IJbVZC
میلیونها فقیر ایرانی و هیولای گرسنگی
goo.gl/PLhYV7
اقتصاد دولتی:عامل اصلی فساد گسترده در اقتصاد ایران
bit.ly/2eaybD0
فساد اقتصادی در ایران
bit.ly/2cmC8Gd
زندگی در حدفاصل بیکاری و خودکشی
bit.ly/2iYpYBI
داغ فقر بر کلیه مردم
goo.gl/kHYzHg


#غزه #زباله_گردی
#فقر #سیستان_بلوچستان

@Tavaana_TavaanaTech
«امروز یه ویدیو منتشر کردین از سفره‌های افطاری که جمهوری اسلامی توی غزه پهن می‌کنه. حالا این کودک کار خرمشهری رو ببینین که به جای بازی و شادی، باید اینطوری توی خیابونا بچرخه و نون دربیاره.
جنس این مسئولانی جمهوری اسلامی - از بالا تا پایین و از اصولگرا تا اصلاح‌طلب - از چیه که روزگار مردم ایران رو این‌طور سیاه کردن؟»

این متن و تصویر را یکی از همراهان توانا برای ما ارسال کرده است.

به نظر شما دلیل بی‌توجهی مسئولان به مصائب شهروندان ایرانی چیست و چگونه است که سرمایه ملی ایرانیان را در کشورهای دیگر هدر می‌دهند؟
https://bit.ly/2HhbiJG

مطالب مرتبط

کودکان کار، ستمدیدگان بی‌صدا
https://bit.ly/1nUB4YK
کارتون: کودک کار
https://bit.ly/2suglC2
میلیونها فقیر ایرانی و هیولای گرسنگی
goo.gl/PLhYV7

@Tavaana_TavaanaTech
"مخاطرات بی‌تفاوتی"

سخنرانی ايلی ويزل

وبسایت توانا:
goo.gl/qur8ZX
فایل پی دی اف:
bit.ly/2HiKclJ

@tavaana

@Tavaana_TavaanaTech
- انقلاب مخملی: پایان مسالمت آمیز کمونیسم در چکسلواکی
bit.ly/2kLU3Yg

پس از تظاهرات دانشجویی، اعتراضات انبوه در چند شهر چکسلواکی برگزار شد. بازیگران و نمایشنامه‌نویسان در جنبش اعتراضی، نقشی برجسته داشتند و به همین لحاظ سالن‌های تئاتر به محل گردهمایی تبدیل شدند. در این سالن‌ها فعالان سیاسی به شکل دادن راهبردهای سیاسی و بحث آزاد می‌پرداختند

گروه منشور ۷۷ بیانیه‌ای نوشت و از رژیم خواست تا به تعهدات حقوق بشری بین‌المللی‌ خود عمل کند. این اقدام باعث شد که حکومت، اعضای گروه را زندانی کرده و انتشار سند ۷۷ را ممنوع سازد. هاول در نوامبر ۱۹۸۹، تریبون مدنی را پایه‌گذاری کرد...هدف از این تریبون متحد کردن مخالفان چکسلواک، برای براندازی رژیم کمونیستی بود.

با شکل‌گیری تریبون مدنی در کمتر از ۴۸ ساعت بعد از اولین اعتراضات، اکثر دانشجویان، کارکنان و بازیگران تئاتر بلافاصله اعتصاب کردند...اما برای افزایش پشتیبانی ملی برای جنبش، پیام تازه‌ای به مردم چک باید شکل می‌گرفت. هاول که معتقد بود عدم همکاری اجتماعی و اقتصادی به شکل اعتصاب می‌تواند کاراترین عمل علیه حکومت باشد، به دنبال سازماندهی یک اعتصاب در ۲۷ نوامبر ۱۹۸۹، در سرتاسر چکسلواکی بود.

هاول با هماهنگ کردن موفقیت‌آمیز سلسله‌ای از تظاهرات عمومی و اعتصابات در یک دورۀ سه هفته‌ای، به چهره اصلی مخالفان چک مبدل شده و این گروه را در مذاکرات با دولت در اوایل دسامبر ۱۹۸۹ هدایت کرد. ....

بیش‌تر بخوانید:
https://bit.ly/1xGT9IJ

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرمون فرمون که می‌گفتن، سکانس آخر را بازی کرد و رفت

این ویدیو نگاهی گذرا است به زندگی هنرپیشه سرشناس ایرانی، ناصر ملک‌مطیعی.
او که پس از انقلاب ممنوع‌التصویر شد...
bit.ly/2HiW0nU
#اسلایدشو #ناصر_ملک_مطیعی

@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from انتخابات آزاد و منصفانه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جلسه هفتم: چگونگی و چیستی تبلیغات سیاسی جمهوری‌اسلامی در دوران بیعت (در سطح خارجی)

bit.ly/2LhNxnm

@FreeElection

@Tavaana_TavaanaTech
«باز هم افاضات استمرارطلبان: تغییر وضعیت امنیتی به وضعیت سیاسی؟ بازداشت و کشتن شهروندای عادی مثل سینا قنبری، پیشرفت حساب می‌شه؟ کشته‌ها و زندانیای تظاهرات دی‌ماه هم توی این وضعیت سیاسی جا می‌گیرن؟ به خاک و خون کشیدن دراویش چطور؟ بازداشت فعالان محیط زیست هم سیاسی بود؟ برخورد شدید با کارگران و کشاورزان چی؟ کازرون که نزدیک‌ترین نمونه ست. کشتن و مجروح‌کردن مردم، رفتار سیاسی دولت‌تون بود؟
شما استمرارطلبا خوب فهمیدین که با مردم بودن، منفعتی براتون نداره و باید توی بغل رهبر و حکومت و انقلابتون غش کنین.»

این متن و تصویر توییت را یکی از همراهان توانا برایمان ارسال کرده است.

به نظر شما دولت حسن روحانی تا کنون چه دستاوردهایی داشته است؟
https://bit.ly/2Jd5rLp

مطالب مرتبط

شریعت، حکومت اسلامی و حقوق بشر
bit.ly/2h5DS5B
انسان‌ها در عصر ظلمت
هانا آرنت
goo.gl/Zg8dPx
استبداد، مردم‌سالاری و توسعه
goo.gl/nl3yCo

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#شصت_ثانیه؛ عبور از فیلترینگ از طریق پروکسی بات تلگرام

در این ویدئو می‌آموزیم که چگونه از پروکسی‌بات تلگرام برای عبور از فیلترینگ تلگرام استفاده کنیم.
bit.ly/2xEExqD

@beshkan

@tavaanatech
هفده سال از تجربه تلخ من می‌گذره و هنوز آثارش هست

«منم می‌خوام یه روایت از تجاوز جنسی که تو بچگی برام اتفاق افتاده رو بگم‌ که هنوز هم دارم از تبعاتش رنج می‌برم.
کلاس اول راهنمایی بودم که مادرم‌ من و خواهرم رو کلاس موسیقی ثبت نام کرد. من ساز ویلون رو انتخاب کردم و خواهرم هم که شش سال بزرگتر از من بود گیتار رو. کلاس سازهای ما خصوصی بود ولی یک کلاس سولفژ هم بود که گروهی در اون شرکت می‌کردیم. معلم ویلون من از قضا صاحب اون آموزشگاه موسیقی هم بود. توی کلاس سولفژ هیچ اتفاق خاصی از نظر من نمی‌افتاد ولی خواهرم بعد از یه مدت گفت: نگاه معلم سنگینه و بعضی وقتا بیخودی به شونمون می‌زنه و من احساس راحتی نمی‌کنم و نمیام.
من هم از عشق موسیقی و سازی که داشتم یاد می‌گرفتم به رفتن کلاس ادامه دادم که‌ کم کم داستان شروع شد. توی کلاس خصوصی که توی آموزشگاه هم برقرار می‌شد کم‌کم متوجه لمس‌کردن‌های بی‌موقع شدم ولی باز هم گفتم شاید حس شاگرد و استادی هستش. چون آقای مثلا استاد، اون زمان موهای سفید بلندی داشت و جای پدربزرگ من بود. من هم دختر ۱۳ - ۱۴ ساله بودم.
این ماجراهای دست‌درازی ادامه داشت تا این که گفت که من برای آموزش ویلون باید تسلط به پیانو هم داشته باشم و چون توی آموزشگاه پیانو نبود، من رو پشت ارگ بزرگی می‌نشوند رو به دیوار، و پشت من می‌ایستاد و مثلا به من درس می‌داد. من هم شروع به زدن‌ می کردم و خودش و آلت تناسلیشو به پشت من می‌مالید.
اون دو ساعت در هفته برای من عذاب‌آورترین لحظات عمرم بود و به مدت حدود شش ماه هم ادامه داشت و من در این مدت بیشتر و بیشتر تو خودم فرو می‌رفتم و به هر بهانه‌ای که می‌شد می‌خواستم نرم کلاس، ولی مادرم که از هیچ چیز باخبر نبود به من فشار می‌آورد و من هم مجبور بودم که به رفتن کلاس ادامه بدم.
اوایل اکتفا می‌کرد به مالیدن خودش به پشت من از روی شلوارش، ولی بعدتر صدای بازشدن کمربندش رو‌ هم می‌شنیدم وخودش رو‌ مستقیم به من می‌مالید. من هیچ چیز جز دیوار نمی‌دیدم و فکر می‌کردم کثیف شدم و مشکل از من هستش. برای همین به خانواده اطلاع نمی‌دادم. بعضی وقتا هم که در حین عمل شیطانیش کسی در می‌زد و یا کارش داشت، سریع با دستش در رو‌ می‌گرفت و شلوارشو‌ می‌کشید بالا.
این ماجرا تا اونجایی پیش رفت که من به یکی از دوستانم در مدرسه موضوع رو‌ گفتم و اون هم منو مجبور کرد که برای خواهرم نامه بنویسم و ماجرا رو توضیح بدم. من هم همین کار رو کردم، با وجود این‌که باز هم فکر می‌کردم شاید مشکل، من بودم.
خلاصه خواهرم هم همه ماجرا رو به مادرم گفت و همگی رفتیم آموزشگاه و‌مسئله رو رو در رو کردیم‌. منم همه کارایی‌ که با من کرده بود رو در حضور زن اون مرد - که منشی آموزشگاه بود - و خود متجاوزش گفتم.
نمی‌دونم چرا شکایت نکردیم، نمی‌دونم چرا خانواده من پی ماجرا رو نگرفتن و فقط به رودررو کردن و عوض‌کردن معلم موسیقی راضی شدن. شاید فکر می‌کردن که با مسائل قانونی ایران، حقی برای من نمی‌مونه و یا شاید پیرمرد متجاوز مجازات نمی‌شه، ولی مطمئنم که اون مرد زندگی خیلی از همسن‌های من رو تحت تاثیر قرار داده و داره می‌ده و توی اون آموزشگاه داره به کار خودش ادامه می‌ده.

ازتون خواهش می‌کنم که این مطلب رو بازنشر بدید. الان حدود ۱۷ سال از اون زمان می‌گذره و من هنوز از فیدبک اون عذابی که این پیرمرد متجاوز به من وارد کرده رنج می‌کشم توی رابطم با جنس مخالف هم صدمه زده و اصلا یه آدم عادی و سالم نیستم.»

این متن را یکی از همراهان توانا برای ما نوشته است. متن‌های زیادی از این دست، به ما رسیده که به مرور منتشر می‌کنیم.

https://bit.ly/2HkAKOA
مطالب مرتبط

گزارشی درباره کودک‌آزاری جنسی در سال های اخیر در مدارس ایران:
https://bit.ly/2sytjhF
کودک آزاری و تاثیرش بر کودکان
http://bit.ly/2dIkOvx
آزار جنسی کودکان در ایران
http://bit.ly/1z9LZEC
تجربه خشونت جنسی در کودکی و تاثیرش بر کودک
http://bit.ly/2eLvkQq
حقوق کودک و نوجوان: از تولد تا هجده سالگی
حسین رئیسی
http://bit.ly/1fGyUup

@Tavaana_TavaanaTech
- تا چشم کار می‌کنه اعتصاب اعتصاب!

طرحی از رضا ریش
bit.ly/2Hip2Eg

در طی هفته های اخیر، اعتصاب سراسری کامیونداران و اعتصاب تاکسی رانان دو اعتصاب برجسته ای بود که فضای سیاسی کشور را متوجه خود ساخت.

کامیون‌داران به ثابت بودن کرایه‌ها، افزایش قیمت بیمه‌ها، افزایش عوارض اتوبان‌ها، کمیسیون بالای باربری‌ها، هزینه بالای تعمیرات و قیمت بالای لوازم یدکی معترض بودند.

صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه ایران دوشنبه ۷ خرداد همزمان با هفتمین روز اعتصاب سراسری رانندگان کامیون در ایران، آنان را تهدید کرده بود که: «نظام فقط نظاره‌گر نخواهد بود و به شدت با آنان برخورد می‌کند».

bit.ly/2LVKzpM
مطالب مرتبط

کنش‌های کوچک ایستادگی
goo.gl/meeP0A
مسئولیت شخصی در دوران دیکتاتوری
هانا آرنت
goo.gl/oxSc0f
نافرمانی مدنی، اثر هنری دیوید ثورو
bit.ly/1oqL9bw
کارتون: اعتصاب کامیون‌داران ایران
https://bit.ly/2s5zzOm
کارتون: اعتصاب کامیون‌داران
https://bit.ly/2J4dUQa

#اعتصاب_سراسری
#اعتصاب_کامیون_داران
#کارتون

@Tavaana_TavaanaTech