براون در برابر هیئت آموزشی توپکا: چگونه نظام قضایی مستقل، از شهروندان آسیبپذیر در برابر حکومت دفاع میکند؟
ترجمه: آموزشکده توانا
وقتی یک مدرسه ابتدایی دولتی در کانزاس در ایالات متحده، حاضر نشد لیندا براون را به خاطر سیاهپوست بودنش ثبتنام کند، الیور براون پدر لیندا تصمیم گرفت برای احقاق حق دخترش از دادگاه کمک بگیرد. پروندهای که او به دادگاه ارائه کرد در نهایت به یکی از مهمترین احکام دادگاه ایالات متحده آمریکا تبدیل شد و راه را برای پایان دادن به تبعیض در پذیرش دانشآموزان هموار نمود.
براون و سایر کسانی که موافق رفع تبعیض بودند، استدلال میکردند که مدارسی که از نظر نژادی تفکیک شده باشند، مغایر اصلاحیه چهاردهم قانون اساسی آمریکا هستند که تساوی برابر قانون تضمین می کند. در هفدهم می 1954، أعضاء دادگاه عالی ایالات متحده به اتفاق آرا (9 در برابر صفر) حکم دادند که مدارس دولتی که از نظر نژادی جدا شده اند، خلاف قانون اساسی هستند. این رای با این وجود صادر شد که دادگاه اولیه در کانزاس بر أساس دیدگاه "جدا اما برابر"، با رفع تبعیض موافقت نکرده بود. دادگاه در تصمیم تاریخی خود اعلام کرد که مدارس تفکیک شده باعث ایجاد احساس حقارت در میان کودکان سیاهپوست می شود و بنابراین از أساس موجب نابرابری میان شهروندان آمریکایی خواهند بود. این حکم جداسازی نژادی را نه تنها در آموزش، بلکه در سایر زمینه های زندگی عمومی نیز به چالش کشید. این پرونده به عنوان نقطه عطفی در تاریخ حقوقی آمریکا باقی مانده است و گواهی بر قدرت قانون اساسی کارا و یک قوهقضاییه مستقل و سازمانیافته، در پیشبرد پیشرفت اجتماعی، پاسداری از ارزشهای برابری و عدالت، و حفاظت از شهروندان آسیبپذیر در برابر قدرت دستگاههای حکومتی یا نهادهای دیگر است.
#ترجمه_توانا #نظام_قضایی_مستقل #یاری_حقوقی_توانا
منبع: https://www.history.com/
@Tavaana_TavaanaTech
ترجمه: آموزشکده توانا
وقتی یک مدرسه ابتدایی دولتی در کانزاس در ایالات متحده، حاضر نشد لیندا براون را به خاطر سیاهپوست بودنش ثبتنام کند، الیور براون پدر لیندا تصمیم گرفت برای احقاق حق دخترش از دادگاه کمک بگیرد. پروندهای که او به دادگاه ارائه کرد در نهایت به یکی از مهمترین احکام دادگاه ایالات متحده آمریکا تبدیل شد و راه را برای پایان دادن به تبعیض در پذیرش دانشآموزان هموار نمود.
براون و سایر کسانی که موافق رفع تبعیض بودند، استدلال میکردند که مدارسی که از نظر نژادی تفکیک شده باشند، مغایر اصلاحیه چهاردهم قانون اساسی آمریکا هستند که تساوی برابر قانون تضمین می کند. در هفدهم می 1954، أعضاء دادگاه عالی ایالات متحده به اتفاق آرا (9 در برابر صفر) حکم دادند که مدارس دولتی که از نظر نژادی جدا شده اند، خلاف قانون اساسی هستند. این رای با این وجود صادر شد که دادگاه اولیه در کانزاس بر أساس دیدگاه "جدا اما برابر"، با رفع تبعیض موافقت نکرده بود. دادگاه در تصمیم تاریخی خود اعلام کرد که مدارس تفکیک شده باعث ایجاد احساس حقارت در میان کودکان سیاهپوست می شود و بنابراین از أساس موجب نابرابری میان شهروندان آمریکایی خواهند بود. این حکم جداسازی نژادی را نه تنها در آموزش، بلکه در سایر زمینه های زندگی عمومی نیز به چالش کشید. این پرونده به عنوان نقطه عطفی در تاریخ حقوقی آمریکا باقی مانده است و گواهی بر قدرت قانون اساسی کارا و یک قوهقضاییه مستقل و سازمانیافته، در پیشبرد پیشرفت اجتماعی، پاسداری از ارزشهای برابری و عدالت، و حفاظت از شهروندان آسیبپذیر در برابر قدرت دستگاههای حکومتی یا نهادهای دیگر است.
#ترجمه_توانا #نظام_قضایی_مستقل #یاری_حقوقی_توانا
منبع: https://www.history.com/
@Tavaana_TavaanaTech
👍48❤3👏1
رقصیدن قهرمانان زیر زنجیر: تغییر نگرش جامعه به زندانیان سیاسی
- ترجمه: آموزشکدهی توانا
نگرش جامعه به زندانیان سیاسی همواره ثابت و یکشکل نیست. جامعه، همانند یک موجود زنده، به تدریج از گذشته خود درس میگیرد و میآموزد. بخشی از این یادگیری، در تغییر نگرشها نمود مییابد. در حالی که ممکن است در گذشته زندانیان سیاسی افراد مقصری قلمداد شوند که «لابد کار بدی کردهاند»، نگرش جامعه به آنان ممکن است بعدا شامل تحسین و احترام شود.
یک نمونه تاریخی این تغییر، در جریان جنبش همبستگی در لهستان در ابتدای دهه هشتاد میلادی اتفاق افتاد. زمانی که بازداشت به دلایل سیاسی امری رایج شده بود. پادرِک کِنی، نویسنده و استاد تاریخ در دانشگاه ایندیانا، در کتاب خود «رقصیدن زیر زنجیر»، در این باره مینویسد بعضی در ورشو به این فکر افتاده بودند که چگونه میتوانند این افتخار، یعنی بازداشت شدن را به دست آورند. کنی همچنین به این اشاره میکند که گفته میشد بعضی شهروندان تا آن جا پیش رفتند که برای کسب احترام در جمع دوستانشان، طوری رفتار میکردند که گویی هر لحظه ممکن است توسط ماموران دستگیر شوند. این امر حتی شامل خرید مسواکهای اضافی برای با خود به زندان بردن هم میشد، چیزی که فرد را در نظر دیگران، آماده برای زندان رفتن نشان میداد.
- اقتباس از «رقصیدن زیر زنجیر»، نوشته پادرک کنی
#ترجمه_توانا #زندانیان_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
- ترجمه: آموزشکدهی توانا
نگرش جامعه به زندانیان سیاسی همواره ثابت و یکشکل نیست. جامعه، همانند یک موجود زنده، به تدریج از گذشته خود درس میگیرد و میآموزد. بخشی از این یادگیری، در تغییر نگرشها نمود مییابد. در حالی که ممکن است در گذشته زندانیان سیاسی افراد مقصری قلمداد شوند که «لابد کار بدی کردهاند»، نگرش جامعه به آنان ممکن است بعدا شامل تحسین و احترام شود.
یک نمونه تاریخی این تغییر، در جریان جنبش همبستگی در لهستان در ابتدای دهه هشتاد میلادی اتفاق افتاد. زمانی که بازداشت به دلایل سیاسی امری رایج شده بود. پادرِک کِنی، نویسنده و استاد تاریخ در دانشگاه ایندیانا، در کتاب خود «رقصیدن زیر زنجیر»، در این باره مینویسد بعضی در ورشو به این فکر افتاده بودند که چگونه میتوانند این افتخار، یعنی بازداشت شدن را به دست آورند. کنی همچنین به این اشاره میکند که گفته میشد بعضی شهروندان تا آن جا پیش رفتند که برای کسب احترام در جمع دوستانشان، طوری رفتار میکردند که گویی هر لحظه ممکن است توسط ماموران دستگیر شوند. این امر حتی شامل خرید مسواکهای اضافی برای با خود به زندان بردن هم میشد، چیزی که فرد را در نظر دیگران، آماده برای زندان رفتن نشان میداد.
- اقتباس از «رقصیدن زیر زنجیر»، نوشته پادرک کنی
#ترجمه_توانا #زندانیان_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤27👍8🔥4🕊2