مرثیهای برای صحنهی خاموش
به بهانه ۲۷ مارس، روز جهانی تئاتر
✍️سیاوش آبان
در سرزمینی که کلمات را تیغ میزنند و پردهها، پیش از آنکه بالا روند، فرو میافتند، دیگر تئاتر آیینه نیست؛ تابوتیست که هر شب، اندیشهای نو در آن مدفون میشود.
نویسنده، کاغذ را با واژههایی پُر میکند که باید خط بخورند، باید حذف شوند و نباشند. کارگردان و بازیگر، با هزار امید، نقشی را میپرورانند که هرگز اجازهی تولد نمییابد. و اما مسئولینی که از هنر و اصطلاحاتش، تنها اسامیاش را آنهم ناقص، میشناسند و مینشیند پشت میزی بلند و بر بودن یا نبودن ما، حکم میدهند.
ظاهرا در اکثر کشورهای دنیا، میگویند تئاتر زنده است، اما در ایران، تئاتر در اتاقهای بیهوا، سرد و بیروح، زیر نگاههای بیاحساس با سانسورهایی که از مغز استخوان هم عبور میکند، زندهبهگور میشود.
اما ما هنوز بازی میکنیم، نه برای دیده شدن
بلکه برای آنکه هرچند در حاشیه، هرچند در سکوت، هرچند در غریبخانه وطن و شاید در تبعید، فراموش نکنیم که زندهایم.
نمایش ما، نمایش سایههاست، نمایش نجواها و نیافتههاست! اما هنوز، نمایش است و هنوز، جان دارد. نمایش ما چیزی شبیه به خودمان است؛ خسته، خفه، تبعیدی، اما هنوز نمرده است.
ما در زیرزمینهای نمور، در اتاقهایی تاریک، سرد و در ذهنهایمان با واژههایی که هنوز سانسور نشدهاند، تمرین میکنیم؛ زیرا امید داریم که هنوز چشمهایی هست که میفهمند، هرچند خاموش و هنوز قلبهایی هست که میتپند برای روزی که پرده دوباره بالا رود، البته نه با مجوز بلکه با حقیقت در روز آزادی.
#تئاتر #ممیزی #سانسور #آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
به بهانه ۲۷ مارس، روز جهانی تئاتر
✍️سیاوش آبان
در سرزمینی که کلمات را تیغ میزنند و پردهها، پیش از آنکه بالا روند، فرو میافتند، دیگر تئاتر آیینه نیست؛ تابوتیست که هر شب، اندیشهای نو در آن مدفون میشود.
نویسنده، کاغذ را با واژههایی پُر میکند که باید خط بخورند، باید حذف شوند و نباشند. کارگردان و بازیگر، با هزار امید، نقشی را میپرورانند که هرگز اجازهی تولد نمییابد. و اما مسئولینی که از هنر و اصطلاحاتش، تنها اسامیاش را آنهم ناقص، میشناسند و مینشیند پشت میزی بلند و بر بودن یا نبودن ما، حکم میدهند.
ظاهرا در اکثر کشورهای دنیا، میگویند تئاتر زنده است، اما در ایران، تئاتر در اتاقهای بیهوا، سرد و بیروح، زیر نگاههای بیاحساس با سانسورهایی که از مغز استخوان هم عبور میکند، زندهبهگور میشود.
اما ما هنوز بازی میکنیم، نه برای دیده شدن
بلکه برای آنکه هرچند در حاشیه، هرچند در سکوت، هرچند در غریبخانه وطن و شاید در تبعید، فراموش نکنیم که زندهایم.
نمایش ما، نمایش سایههاست، نمایش نجواها و نیافتههاست! اما هنوز، نمایش است و هنوز، جان دارد. نمایش ما چیزی شبیه به خودمان است؛ خسته، خفه، تبعیدی، اما هنوز نمرده است.
ما در زیرزمینهای نمور، در اتاقهایی تاریک، سرد و در ذهنهایمان با واژههایی که هنوز سانسور نشدهاند، تمرین میکنیم؛ زیرا امید داریم که هنوز چشمهایی هست که میفهمند، هرچند خاموش و هنوز قلبهایی هست که میتپند برای روزی که پرده دوباره بالا رود، البته نه با مجوز بلکه با حقیقت در روز آزادی.
#تئاتر #ممیزی #سانسور #آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍26❤7
بیستم فروردین سالروز تولد مهشید امیرشاهی، نویسنده ایرانی، است.
شاید بشود گفت که او تنها روشنفکری بود که پیش از در رسیدن انقلاب اسلامی و سیطرهی اسلام انقلابی بر ایران علیه اسلامگرایان موضع گرفت و از شاپور بختیار حمایت کرد.
امیرشاهی در مورد نوشتن این مقاله که از معدود مقالههای او در حوزهی سیاست است میگوید:
«من خودم میدانم چرا آن راهی را که رفتم، رفتم. برای اینکه اعتقاد راسخی به لائیسیته داشتم و دارم. همیشه در پی عدالت اجتماعی بودم و هستم. بسیار هم خوب میدانستم که آرمانها و خواستههایم برای وطنم، زادگاهم بدون جدایی دین از دولت و بدون عدالت اجتماعی میسر نیست. در مذهبی بودن انقلاب از ابتدا هم که نمیشد شک کرد. برای اینکه رهبرش، کارگردانهایش، نمادهایش، شعارهایش شکی در این مسئله باقی نمیگذاشت که در چه راهی دارد میرود. احتمال دارد بسیاری، یا مختصری، نمیدانم چگونه فکر میکردند که این راه دیگریست و در آن دموکراسی و این جور چیزها هست.من مطلقا و اصلا چنین چیزی را نمیدیدم. مسئله دیگری هم که دربارهاش شکی نداشتم این است که ذات مذهب زورگو و تام گرا و انحصارطلب است و من این جور چیزها را برای مملکتم نمیخواستم.»
مهشید امیرشاهی پیش از انقلاب به نویسنده مطرحی تبدیل شد.
پس از انقلاب رمانهای «در حضر» و «در سفر» و رمان چهار جلدی یا «چارپاره مادران و دختران» را به چاپ رساند.
هیچکدام از آثار او پس از انقلاب در ایران اجازه انتشار پیدا نکردند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Mahshid_Amirshahi
#زنان #مهشید_امیرشاهی
#جمهوری_اسلامی #سانسور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شاید بشود گفت که او تنها روشنفکری بود که پیش از در رسیدن انقلاب اسلامی و سیطرهی اسلام انقلابی بر ایران علیه اسلامگرایان موضع گرفت و از شاپور بختیار حمایت کرد.
امیرشاهی در مورد نوشتن این مقاله که از معدود مقالههای او در حوزهی سیاست است میگوید:
«من خودم میدانم چرا آن راهی را که رفتم، رفتم. برای اینکه اعتقاد راسخی به لائیسیته داشتم و دارم. همیشه در پی عدالت اجتماعی بودم و هستم. بسیار هم خوب میدانستم که آرمانها و خواستههایم برای وطنم، زادگاهم بدون جدایی دین از دولت و بدون عدالت اجتماعی میسر نیست. در مذهبی بودن انقلاب از ابتدا هم که نمیشد شک کرد. برای اینکه رهبرش، کارگردانهایش، نمادهایش، شعارهایش شکی در این مسئله باقی نمیگذاشت که در چه راهی دارد میرود. احتمال دارد بسیاری، یا مختصری، نمیدانم چگونه فکر میکردند که این راه دیگریست و در آن دموکراسی و این جور چیزها هست.من مطلقا و اصلا چنین چیزی را نمیدیدم. مسئله دیگری هم که دربارهاش شکی نداشتم این است که ذات مذهب زورگو و تام گرا و انحصارطلب است و من این جور چیزها را برای مملکتم نمیخواستم.»
مهشید امیرشاهی پیش از انقلاب به نویسنده مطرحی تبدیل شد.
پس از انقلاب رمانهای «در حضر» و «در سفر» و رمان چهار جلدی یا «چارپاره مادران و دختران» را به چاپ رساند.
هیچکدام از آثار او پس از انقلاب در ایران اجازه انتشار پیدا نکردند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Mahshid_Amirshahi
#زنان #مهشید_امیرشاهی
#جمهوری_اسلامی #سانسور #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤26👍4