Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در روزهای سرنوشتسازی به سر میبریم. جمهوری اسلامی پس از حملات اسرائیل به سران و مراکز هستهای و نظامیاش در ضعیفترین حالت خود قرار گرفته است. برخی مراکز سرکوب داخلی نیز هدف این حملات بوده است.
قدرت تصمیمگیری حکومت برای رفتار داخلی و خارجیاش کاهش یافته است و توان گذشته خود را ندارد.
به باور بسیاری، اکنون بهترین فرصت برای یک خیزش همگانی است که کار حکومت را تمام کند.
هر یک از تجارب مردم سراسر دنیا در خیزشهای خشونتپرهیز میتواند برای اعتراضات ما نیز الهامبخش باشد، اگرچه این به این معنی نیست که میتوان تمام آن روشها را به کار گرفت. بلکه باید با در نظر داشتن تفاوتهای جغرافیایی و حتی ماهیت متفاوت نظامهای سرکوبگر، به این تجارب نگریست.
در پادکست «حالا وقتشه» به مبارزه شهروندان اوکراینی در «انقلاب نارنجی» پرداختهایم. شنیدن آن خالی از لطف نیست.
«ما نمیخواهیم یک مشت راهزن کشورمان را اداره کنند. ما یک کشور عادی میخواهیم؛ جایی که بتوانیم کار کنیم، آزاد باشیم و دولتی داشته باشیم که برای مردم کار کند.»
سخن یکی از شهروندان اوکراین پس از «کثیفترین انتخابات»؛ توصیفی که بسیاری برای انتخابات سال۲۰۰۴ اوکراین به کار بردند. دولت نامزد خود را پیروز اعلام کرد. شهروندان هم با مقاومتی گسترده و خشونتپرهیز، خواسته خود را پیاده و دولت را برکنارکردند.
انقلاب نارنجی جامعه اوکراین را متحول کرد. از سال۲۰۰۴ مردم اوکراین دیگر زیر بار حکومتهای ضد دموکراتیک فاسد و استبدادی به مدل روسی نمیروند.
#پادکست
#ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
#مقاومت_مدنی #جنبش_ها_و_خیزش_ها
@Tavaana_TavaanaTech
قدرت تصمیمگیری حکومت برای رفتار داخلی و خارجیاش کاهش یافته است و توان گذشته خود را ندارد.
به باور بسیاری، اکنون بهترین فرصت برای یک خیزش همگانی است که کار حکومت را تمام کند.
هر یک از تجارب مردم سراسر دنیا در خیزشهای خشونتپرهیز میتواند برای اعتراضات ما نیز الهامبخش باشد، اگرچه این به این معنی نیست که میتوان تمام آن روشها را به کار گرفت. بلکه باید با در نظر داشتن تفاوتهای جغرافیایی و حتی ماهیت متفاوت نظامهای سرکوبگر، به این تجارب نگریست.
در پادکست «حالا وقتشه» به مبارزه شهروندان اوکراینی در «انقلاب نارنجی» پرداختهایم. شنیدن آن خالی از لطف نیست.
«ما نمیخواهیم یک مشت راهزن کشورمان را اداره کنند. ما یک کشور عادی میخواهیم؛ جایی که بتوانیم کار کنیم، آزاد باشیم و دولتی داشته باشیم که برای مردم کار کند.»
سخن یکی از شهروندان اوکراین پس از «کثیفترین انتخابات»؛ توصیفی که بسیاری برای انتخابات سال۲۰۰۴ اوکراین به کار بردند. دولت نامزد خود را پیروز اعلام کرد. شهروندان هم با مقاومتی گسترده و خشونتپرهیز، خواسته خود را پیاده و دولت را برکنارکردند.
انقلاب نارنجی جامعه اوکراین را متحول کرد. از سال۲۰۰۴ مردم اوکراین دیگر زیر بار حکومتهای ضد دموکراتیک فاسد و استبدادی به مدل روسی نمیروند.
#پادکست
#ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
#مقاومت_مدنی #جنبش_ها_و_خیزش_ها
@Tavaana_TavaanaTech
👍32👎4❤1
آغاز کن، حتی اگر پایان را نمیدانی؛
چرا در مبارزه با استبداد، «امید واهی» آسیبزا است؟
در قدرت بیقدرتان، واتسلاف هاول تفاوتی بنیادین را برجسته میکند:
امید را از آنچه او «زادگی» یا تولد مینامد، جدا میسازد.
در نظامهای سرکوبگر، امید اغلب به شکل یک انتظار منفعلانه درمیآید:
امید به اینکه روزی شرایط خودبهخود بهتر شود،
یا کسی بیاید و ما را نجات دهد،
یا ظلم، خودبهخود فروبریزد.
این نوع امید، اگرچه دلفریب است، در واقع ما را از مسئولیت فردی و کنش فعال دور میکند.
ما را به تماشاگرانی تبدیل میکند که در حاشیه ماندهاند، منتظر تغییری که قرار نیست از جایی بیرون آغاز شود.
اما در مقابل، هاول از مفهومی سخن میگوید که بهمراتب ریشهدارتر و رهاییبخشتر است: زادگی.
زادگی، یا تولد، یعنی توانایی انسان برای آغاز کردن چیزی نو—بیپیشینه، بیدستور، بیانتظار پاداش.
یعنی برخاستن، ایستادن، و عمل کردن نه بهخاطر تضمین نتیجه، بلکه بهخاطر درستی آن عمل.
در این معنا، زادگی یعنی من تصمیم میگیرم «با حقیقت زندگی کنم»، حتی اگر هیچکس نبیند یا همراهی نکند.
یعنی من دروغ را نمیپذیرم، حتی اگر تنها بمانم.
و همین کنش کوچک، همین نهگفتن فردی، میتواند آغاز شکافی در دیوار عظیم استبداد باشد.
در مسیر آزادی، آنچه ما را پیش میبرد، نه امید به نجات، بلکه شجاعت آغاز کردن است.
شجاعت زاده شدن، هر روز، در لحظهای که میتوانیم حقیقت را انتخاب کنیم حتی در تاریکترین شرایط.
هاول به ما یادآوری میکند:
«امید، نه به معنای خوشبینی، بلکه به معنای زیستن در راستی است، صرفنظر از آنکه نتیجه چه باشد.»
نه منتظر بمان، نه امیدوار باش—زاده شو
و این، عمیقترین قدرت بیقدرتان است.
ـ مطلب فوق را یکی از مخاطبان فرستاده است.
#واتسلاو_هاول #شهامت #امید #مقاومت_مدنی #مقاومت_زندگیست #مسئولیت_فردی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چرا در مبارزه با استبداد، «امید واهی» آسیبزا است؟
در قدرت بیقدرتان، واتسلاف هاول تفاوتی بنیادین را برجسته میکند:
امید را از آنچه او «زادگی» یا تولد مینامد، جدا میسازد.
در نظامهای سرکوبگر، امید اغلب به شکل یک انتظار منفعلانه درمیآید:
امید به اینکه روزی شرایط خودبهخود بهتر شود،
یا کسی بیاید و ما را نجات دهد،
یا ظلم، خودبهخود فروبریزد.
این نوع امید، اگرچه دلفریب است، در واقع ما را از مسئولیت فردی و کنش فعال دور میکند.
ما را به تماشاگرانی تبدیل میکند که در حاشیه ماندهاند، منتظر تغییری که قرار نیست از جایی بیرون آغاز شود.
اما در مقابل، هاول از مفهومی سخن میگوید که بهمراتب ریشهدارتر و رهاییبخشتر است: زادگی.
زادگی، یا تولد، یعنی توانایی انسان برای آغاز کردن چیزی نو—بیپیشینه، بیدستور، بیانتظار پاداش.
یعنی برخاستن، ایستادن، و عمل کردن نه بهخاطر تضمین نتیجه، بلکه بهخاطر درستی آن عمل.
در این معنا، زادگی یعنی من تصمیم میگیرم «با حقیقت زندگی کنم»، حتی اگر هیچکس نبیند یا همراهی نکند.
یعنی من دروغ را نمیپذیرم، حتی اگر تنها بمانم.
و همین کنش کوچک، همین نهگفتن فردی، میتواند آغاز شکافی در دیوار عظیم استبداد باشد.
در مسیر آزادی، آنچه ما را پیش میبرد، نه امید به نجات، بلکه شجاعت آغاز کردن است.
شجاعت زاده شدن، هر روز، در لحظهای که میتوانیم حقیقت را انتخاب کنیم حتی در تاریکترین شرایط.
هاول به ما یادآوری میکند:
«امید، نه به معنای خوشبینی، بلکه به معنای زیستن در راستی است، صرفنظر از آنکه نتیجه چه باشد.»
نه منتظر بمان، نه امیدوار باش—زاده شو
و این، عمیقترین قدرت بیقدرتان است.
ـ مطلب فوق را یکی از مخاطبان فرستاده است.
#واتسلاو_هاول #شهامت #امید #مقاومت_مدنی #مقاومت_زندگیست #مسئولیت_فردی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👌19❤12