Forwarded from گفتوشنود
عرفان و استبداد؛
از مراد و مرید تا ولایت مطلقه فقیه!
بازخوانی انتقادی اندیشه مولوی
ما ایرانیان به جلالالدین مولوی افتخار میکنیم. او شاعر عشق، عرفان و معنویت است و آثارش تا امروز الهامبخش میلیونها انسان بوده است. اما پرسش اساسی این است: آیا اندیشههای او میتوانند بدون نقد، پاسخگوی نیاز ما در جهان امروز باشد؟
مولوی بر «انسان کامل» تأکید میکند؛ انسانی که حقیقت را در اختیار دارد و دیگران باید مطیع او باشند. در سنت عرفانی او، مرید باید در برابر مراد تسلیم باشد؛ چنانکه «مرده در دست غسّال» است. این الگو در جهان پیشامدرن معنایی معنوی و فردی داشت، اما وقتی به عرصهی اجتماعی و سیاسی تعمیم داده شود، بهروشنی با برابری، آزادی و دموکراسی ناسازگار است.
دموکراسی بر عقل جمعی و نقد قدرت بنا شده است. هیچکس در آن حق ندارد حقیقت را در انحصار بگیرد یا مطاع مطلق باشد. اما در الگوی مولوی، حقیقت نزد مراد یا ولی قرار دارد و دیگران تنها مریدان او هستند. همین منطق، اگر بدون نقد به امروز منتقل شود، میتواند پایهگذار یا توجیهگر استبداد دینی باشد.
جمهوری اسلامی با نظریهی ولایت فقیه همین الگو را بازتولید کرده است: یک فرد در مقام «ولی مطلق» نشسته و مردم به تودهی مطیع فروکاسته شدهاند. اینجا دیگر با عرفان شخصی روبهرو نیستیم، بلکه با سیستمی مواجهیم که اطاعت را به قانون سیاسی تبدیل کرده و استبداد را در پوشش دین تحمیل میکند.
البته نباید فراموش کنیم که مولوی وجوه رهاییبخش نیز دارد: عشق به انسان، نفی تعصب و نگاه جهانی. اما درست به همین دلیل است که باید اندیشه او را با نگاه انتقادی بخوانیم: تا آنچه به آزادی و عشق یاری میرساند را پاس بداریم و آنچه به اطاعت کور و سلطه مشروعیت میدهد، کنار بگذاریم.
امروز رسالت ما روشن است:
میراث فرهنگیمان را پاس بداریم، اما آن را بیچونوچرا نپذیریم.
هر اندیشهای حتی اندیشه بزرگی چون مولوی را نقد کنیم.
میان عرفان فردی و سیاست جمعی مرز بگذاریم.
به جای اطاعت کور، به دموکراسی، برابری و آزادی تکیه کنیم.
استبداد دینی نه از آسمان نازل شده و نه فقط محصول فقه سیاسی است؛ بخشی از آن از فرهنگی برآمده که اطاعت را فضیلت میدانست. امروز ما میتوانیم این چرخه را بشکنیم: با نقد میراث گذشته، با بازاندیشی در بنیادهای فکری، و با ساختن آیندهای بر پایه آزادی و برابری.
آینده ما را نقد میسازد، نه تقدیس.
#عرفان #مرید #مراد #ولایت_فقیه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
عرفان و استبداد؛
از مراد و مرید تا ولایت مطلقه فقیه!
بازخوانی انتقادی اندیشه مولوی
ما ایرانیان به جلالالدین مولوی افتخار میکنیم. او شاعر عشق، عرفان و معنویت است و آثارش تا امروز الهامبخش میلیونها انسان بوده است. اما پرسش اساسی این است: آیا اندیشههای او میتوانند بدون نقد، پاسخگوی نیاز ما در جهان امروز باشد؟
مولوی بر «انسان کامل» تأکید میکند؛ انسانی که حقیقت را در اختیار دارد و دیگران باید مطیع او باشند. در سنت عرفانی او، مرید باید در برابر مراد تسلیم باشد؛ چنانکه «مرده در دست غسّال» است. این الگو در جهان پیشامدرن معنایی معنوی و فردی داشت، اما وقتی به عرصهی اجتماعی و سیاسی تعمیم داده شود، بهروشنی با برابری، آزادی و دموکراسی ناسازگار است.
دموکراسی بر عقل جمعی و نقد قدرت بنا شده است. هیچکس در آن حق ندارد حقیقت را در انحصار بگیرد یا مطاع مطلق باشد. اما در الگوی مولوی، حقیقت نزد مراد یا ولی قرار دارد و دیگران تنها مریدان او هستند. همین منطق، اگر بدون نقد به امروز منتقل شود، میتواند پایهگذار یا توجیهگر استبداد دینی باشد.
جمهوری اسلامی با نظریهی ولایت فقیه همین الگو را بازتولید کرده است: یک فرد در مقام «ولی مطلق» نشسته و مردم به تودهی مطیع فروکاسته شدهاند. اینجا دیگر با عرفان شخصی روبهرو نیستیم، بلکه با سیستمی مواجهیم که اطاعت را به قانون سیاسی تبدیل کرده و استبداد را در پوشش دین تحمیل میکند.
البته نباید فراموش کنیم که مولوی وجوه رهاییبخش نیز دارد: عشق به انسان، نفی تعصب و نگاه جهانی. اما درست به همین دلیل است که باید اندیشه او را با نگاه انتقادی بخوانیم: تا آنچه به آزادی و عشق یاری میرساند را پاس بداریم و آنچه به اطاعت کور و سلطه مشروعیت میدهد، کنار بگذاریم.
امروز رسالت ما روشن است:
میراث فرهنگیمان را پاس بداریم، اما آن را بیچونوچرا نپذیریم.
هر اندیشهای حتی اندیشه بزرگی چون مولوی را نقد کنیم.
میان عرفان فردی و سیاست جمعی مرز بگذاریم.
به جای اطاعت کور، به دموکراسی، برابری و آزادی تکیه کنیم.
استبداد دینی نه از آسمان نازل شده و نه فقط محصول فقه سیاسی است؛ بخشی از آن از فرهنگی برآمده که اطاعت را فضیلت میدانست. امروز ما میتوانیم این چرخه را بشکنیم: با نقد میراث گذشته، با بازاندیشی در بنیادهای فکری، و با ساختن آیندهای بر پایه آزادی و برابری.
آینده ما را نقد میسازد، نه تقدیس.
#عرفان #مرید #مراد #ولایت_فقیه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌25👍3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شجاعت عرفان رضایی و سایر مردم دلیر ایران را فراموش نمیکنیم. آنها که جان بر کف نهادند و با حکومت ظالم و استبدادی تا پای جان مبارزه کردند.
مادر عرفان دو سال پیش نوشته بود:
«من اما با افتخار میگویم ...
عرفانم به عمد از سفر طبیعتگردی، زودتر از موعد برگشت و در جواب منعِ مادربزرگش، از شرکت در این اعتراضات گفت : ( چرا نرم؟ اتفاقا صف اول میرم!)
و پسر من در صف اول جلوی مردم ایستاد.
پسرم از بیلبورد برای پارهکردن عکس (او) بالا رفت.
ضربهای که برای پاره کردنش به تصویر زد ... صدایش...
صدایش ..
گوشنوازترین صدای این روزهاست وقتی برای هزارمین بار کلیپش را میبینم . _ آخ کسی که فیلمش را گرفتی ....آرزو میکنم تنت سالم و روزگار بر وقف مرادت باشد ._
بعد جلوی صف به سمت ماشین ضد اعتراضات (به گفته خودشان ضد شورش) حمله کرد. روی ماشینِ در حال حرکت پرید ...
_ آخ فیلمبردار ..آخ فیلمبردار ...دستانت را بوسه باران میکنم ...._ »
روایت است که در ساعات آخر زندگی، عرفان پرچم ایران را روی شانهاش حمل میکرد. آری او برای ایران و برای آزادی جنگید و جانش را نثار کرد.
یاد عرفان در دل میلیونها ایرانی زنده است و شرح شهامتش در کتابهای درسی ایران پس از پیروزی خواهد آمد. او الهامبخش جوانان بسیاری است که پای در راه میگذارند. عرفان بذر شد و هزاران دلاور خواهد رویاند و سرانجام نور بر ظلمت پیروز خواهد شد و نقش برجسته عرفان و عرفانها در پیروزی از خاطر نخواهد رفت.
- عرفان رضایی، معترض ۲۱ ساله، روز ۳۰ شهریور در آمل هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و کشته شد.
#عرفان_رضایی #آمل #یادمون_نمیره #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مادر عرفان دو سال پیش نوشته بود:
«من اما با افتخار میگویم ...
عرفانم به عمد از سفر طبیعتگردی، زودتر از موعد برگشت و در جواب منعِ مادربزرگش، از شرکت در این اعتراضات گفت : ( چرا نرم؟ اتفاقا صف اول میرم!)
و پسر من در صف اول جلوی مردم ایستاد.
پسرم از بیلبورد برای پارهکردن عکس (او) بالا رفت.
ضربهای که برای پاره کردنش به تصویر زد ... صدایش...
صدایش ..
گوشنوازترین صدای این روزهاست وقتی برای هزارمین بار کلیپش را میبینم . _ آخ کسی که فیلمش را گرفتی ....آرزو میکنم تنت سالم و روزگار بر وقف مرادت باشد ._
بعد جلوی صف به سمت ماشین ضد اعتراضات (به گفته خودشان ضد شورش) حمله کرد. روی ماشینِ در حال حرکت پرید ...
_ آخ فیلمبردار ..آخ فیلمبردار ...دستانت را بوسه باران میکنم ...._ »
روایت است که در ساعات آخر زندگی، عرفان پرچم ایران را روی شانهاش حمل میکرد. آری او برای ایران و برای آزادی جنگید و جانش را نثار کرد.
یاد عرفان در دل میلیونها ایرانی زنده است و شرح شهامتش در کتابهای درسی ایران پس از پیروزی خواهد آمد. او الهامبخش جوانان بسیاری است که پای در راه میگذارند. عرفان بذر شد و هزاران دلاور خواهد رویاند و سرانجام نور بر ظلمت پیروز خواهد شد و نقش برجسته عرفان و عرفانها در پیروزی از خاطر نخواهد رفت.
- عرفان رضایی، معترض ۲۱ ساله، روز ۳۰ شهریور در آمل هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و کشته شد.
#عرفان_رضایی #آمل #یادمون_نمیره #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔50🕊12