سام، فرزند زندهیاد بابک شهبازی، در روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام تصویری از پدرش کشیده و در کنار آن نوشته «نه به اعدام»
حمزه سواری، زندانی سیاسی که از نوجوانی تا کنون حدود بیست سال است در زندان است و دو برادرش توسط جمهوری اسلامی اعدام شدهاند، در سال ۱۴۰۰ در نامهای از زندان نوشته بود:
«اعدام فارغ از هر عنوانی که به یدک میکشد و فارغ از هر دلیلی که پشت آن باشد یک رویداد تلخ و غمانگیز خواهد بود. اما اعدام سیاسی در کشوری مثل ایران داستانی به مراتب تلختر و غم انگیزتر دارد و در بسیاری از مواقع بسان پروسه انتقام بیپایان میماند. پروسهای که اعدام فرد نقطه آغازین آن است. لحظه اعدام سیاسی ممکن است برای فرد معدوم نقظه اوج و پایان عذاب و شکنجه روحی و جسمی باشد اما برای بازماندگان او نقطه آغاز غم و غصه بیپایان و پرسشهای بیپاسخ خواهد بود.
زندگی برای بازماندگان فرد معدوم به دو دوره ماقبل و مابعد اعدام عزیزشان تقسیم میشود؛ دوره مابعد اعدام برای آنها دوره حیرت و ناباوری خواهد بود. من این حقیقت ناگوار را به وضوح در پرسش مشابه عمر، برادرزاده خردسالم و مادر داغدیده زامل باوی مشاهده کردم. هنگامیکه عمر باصدای آهسته گویی که نمیخواست کسی متوجه شود از من پرسید که “عمو! بابا کجاست؟” و یا هنگامیکه مادر زامل سراغ فرزندش را از من میگرفت پرسشی که برای پاسخ دادن به آن زبانم یارای چرخیدن نداشت. کودکی که تا همین دیروز، پدری داشت و به یکباره دیگر آن پدر را نداشت. اینکه آن پدر کجا و چرا رفته هرگز برای او کاملا قابل درک نخواهد بود و مادری که چندان درکی از معادلات سیاسی و یا بازی کثیف قدرت ندارد، تنها پسرش را میخواهد و هیچ عذر و توجیهی برای حذف پسرش را نمیپذیرد.»
سام شهبازی و خواهرش ناباورانه سوگوار پدری شدند که تا روز آخر امید به لغو حکم اعدامش و بازگشتش به خانه داشتند و حالا زندگیشان به دو دوره قبل و بعد از اعدام بابا تقسیم شده است.
سام هنوز درگیر سوالات زیادی است، چرا در ویدیوی پخش شده توسط حکومت، خودروی پدرش چیز دیگر و محل دستگیری او جای دیگر نمایش داده شد، چرا تصویری فتوشاپی از بابایش ارائه دادند؟ چرا به او اتهامی دروغین بستند؟ چرا صدای فرزندانش را نشنیدند و بیرحمانه پدرشان را کشتند؟ چرا مردی حکومتی در خیابان حرف ناروایی به این کودک ۱۲ ساله زد، و دهها چرای دیگر ...
او حق دارد خشمگین باشد. او سوگوار است و در قالب نقاشیهایش دلتنگیاش را نشان میدهد.
کودکان را باید شنید و با آنها همدل بود.
امیدواریم با مشاوره و راهنمایی درست فرزندان سوگوار به زندگی بازگردند و امیدواریم در ایران به زودی حقیقت روشن شود و عدالت برقرار شود و از هیچ جانی حق حیات سلب نشود.
#نه_به_اعدام #بابک_شهبازی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حمزه سواری، زندانی سیاسی که از نوجوانی تا کنون حدود بیست سال است در زندان است و دو برادرش توسط جمهوری اسلامی اعدام شدهاند، در سال ۱۴۰۰ در نامهای از زندان نوشته بود:
«اعدام فارغ از هر عنوانی که به یدک میکشد و فارغ از هر دلیلی که پشت آن باشد یک رویداد تلخ و غمانگیز خواهد بود. اما اعدام سیاسی در کشوری مثل ایران داستانی به مراتب تلختر و غم انگیزتر دارد و در بسیاری از مواقع بسان پروسه انتقام بیپایان میماند. پروسهای که اعدام فرد نقطه آغازین آن است. لحظه اعدام سیاسی ممکن است برای فرد معدوم نقظه اوج و پایان عذاب و شکنجه روحی و جسمی باشد اما برای بازماندگان او نقطه آغاز غم و غصه بیپایان و پرسشهای بیپاسخ خواهد بود.
زندگی برای بازماندگان فرد معدوم به دو دوره ماقبل و مابعد اعدام عزیزشان تقسیم میشود؛ دوره مابعد اعدام برای آنها دوره حیرت و ناباوری خواهد بود. من این حقیقت ناگوار را به وضوح در پرسش مشابه عمر، برادرزاده خردسالم و مادر داغدیده زامل باوی مشاهده کردم. هنگامیکه عمر باصدای آهسته گویی که نمیخواست کسی متوجه شود از من پرسید که “عمو! بابا کجاست؟” و یا هنگامیکه مادر زامل سراغ فرزندش را از من میگرفت پرسشی که برای پاسخ دادن به آن زبانم یارای چرخیدن نداشت. کودکی که تا همین دیروز، پدری داشت و به یکباره دیگر آن پدر را نداشت. اینکه آن پدر کجا و چرا رفته هرگز برای او کاملا قابل درک نخواهد بود و مادری که چندان درکی از معادلات سیاسی و یا بازی کثیف قدرت ندارد، تنها پسرش را میخواهد و هیچ عذر و توجیهی برای حذف پسرش را نمیپذیرد.»
سام شهبازی و خواهرش ناباورانه سوگوار پدری شدند که تا روز آخر امید به لغو حکم اعدامش و بازگشتش به خانه داشتند و حالا زندگیشان به دو دوره قبل و بعد از اعدام بابا تقسیم شده است.
سام هنوز درگیر سوالات زیادی است، چرا در ویدیوی پخش شده توسط حکومت، خودروی پدرش چیز دیگر و محل دستگیری او جای دیگر نمایش داده شد، چرا تصویری فتوشاپی از بابایش ارائه دادند؟ چرا به او اتهامی دروغین بستند؟ چرا صدای فرزندانش را نشنیدند و بیرحمانه پدرشان را کشتند؟ چرا مردی حکومتی در خیابان حرف ناروایی به این کودک ۱۲ ساله زد، و دهها چرای دیگر ...
او حق دارد خشمگین باشد. او سوگوار است و در قالب نقاشیهایش دلتنگیاش را نشان میدهد.
کودکان را باید شنید و با آنها همدل بود.
امیدواریم با مشاوره و راهنمایی درست فرزندان سوگوار به زندگی بازگردند و امیدواریم در ایران به زودی حقیقت روشن شود و عدالت برقرار شود و از هیچ جانی حق حیات سلب نشود.
#نه_به_اعدام #بابک_شهبازی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔41❤2👍1
تصاویری از جمعی از زندانیان سیاسی، هنگامی که در زندان تهران بزرگ بودند.
جاویدنام بابک شهبازی هم در تصاویر حضور دارد. همچنین امیرحسین موسوی و زندانیانی همچون ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، محمد نجفی، شهریار براتی، مهدی محمودیان (آزاد شده)، محمد باقر بختیار (آزاد شده)، حسین شنبهزاده، محمدرضا فقیهی، خشایار سفیدی (آزاد شده)، رضا ولیزاده، رضا خندان و سایر زندانیان سیاسی ...
#بابک_شهبازی #اميرحسين_موسوی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام بابک شهبازی هم در تصاویر حضور دارد. همچنین امیرحسین موسوی و زندانیانی همچون ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، محمد نجفی، شهریار براتی، مهدی محمودیان (آزاد شده)، محمد باقر بختیار (آزاد شده)، حسین شنبهزاده، محمدرضا فقیهی، خشایار سفیدی (آزاد شده)، رضا ولیزاده، رضا خندان و سایر زندانیان سیاسی ...
#بابک_شهبازی #اميرحسين_موسوی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊2❤1👍1