آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.2K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
اطلاعات تکمیلی از قتل در بازداشتگاه:
زمان انتقال به بیمارستان، کبد و هر دو کلیه فرزاد خوش‌برش از کار افتاده بود

اطلاعات تازه‌ به‌دست‌آمده نشان می‌دهد فرزاد خوش‌برش، جوان ۳۱ ساله اهل نکا که در بازداشتگاه اداره اطلاعات مازندران تحت شکنجه قرار گرفته بود، هنگام انتقال به بیمارستان در وضعیت کاملاً بحرانی قرار داشته و کبد و هر دو کلیه‌ او از کار افتاده بود. او در حالی که به کما رفته بود به بیمارستان خاتم‌الانبیاء بهشهر منتقل شد، اما تنها چند ساعت بعد، بامداد ۲۵ آبان، جان باخت.

براساس این گزارش‌ها، در روزهای بازداشت، به فرزاد و برادرش فرهاد در بازداشتگاه کیک و آب داده شده بود. فرهاد از نوشیدن آب خودداری می‌کند، اما فرزاد آب را می‌نوشد و بلافاصله دچار وخامت شدید جسمی، شامل استفراغ و اسهال خونی می‌شود؛ علائمی که به گفته نزدیکان خانواده تا پیش از مرگ نیز ادامه داشته است. پس از وخیم‌شدن وضعیت او، مأموران دو برادر را از هم جدا می‌کنند؛ فرزاد را به زندان بهشهر و فرهاد را به زندان ساری منتقل می‌کنند. نزدیکان خانواده این جداسازی ناگهانی را اقدامی برای جلوگیری از افشای واقعیت شکنجه‌ها می‌دانند.

روایت‌ها حاکی است که در بازداشتگاه اداره اطلاعات، فرزاد تحت ضرب‌وشتم سنگین قرار گرفته و آثار کبودی در سراسر بدن او دیده می‌شد. تنها تصویری که از آثار شکنجه او ثبت شده، عکسی است که مخفیانه از پاهایش در بیمارستان گرفته شده؛ زیرا مأموران اطلاعات نکا اجازه تصویربرداری از صورت و سایر نقاط بدن او را نمی‌دادند.

فرزاد در تاریخ ۲۴ آبان در وضعیت وخیم به بیمارستان منتقل می‌شود. همان روز خانواده‌اش را مطلع می‌کنند که او بستری شده است، اما چند ساعت بعد به آنان خبر می‌رسد که فرزندشان درگذشته است. به گفته منابع آگاه، مأموران اطلاعات نکا پس از مرگ فرزاد، خانواده را تهدید کرده‌اند که در صورت اطلاع‌رسانی، مصاحبه یا برگزاری هرگونه مراسم، جان برادر دیگر او را نیز به خطر خواهند انداخت. همچنین گفته شده که اگر موضوع رسانه‌ای شود، پیکر فرزاد را تحویل نخواهند داد.

در پی این تهدیدها، از خانواده تعهد کتبی گرفته شده و پیکر او به‌صورت شبانه و در سکوت کامل امنیتی در روستای قلعه‌سر نکا دفن شده است. این دومین بازداشت فرزاد خوش‌برش بود. او نخستین‌بار در جریان «جنگ دوازده‌روزه» بازداشت و با وثیقه آزاد شده بود، اما دو هفته پیش به دلیل انتشار چند استوری انتقادی در اینستاگرام دوباره بازداشت شد و شکنجه‌های اعمال‌شده در بازداشتگاه، به گفته نزدیکان، مستقیماً به مرگ او منتهی شده است.


#فرزاد_خوش_برش #فرزاد_خوش‌برش #شکنجه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊156
فریب آزادی؛ بازی روانی بازجو برای در هم شکستن مقاومت زندانی سیاسی

✍️احسان قدیری، زندانی سیاسی سابق

توجه و پرداختن به رویدادهایی که در زندان‌های جمهوری اسلامی برای زندانیان سیاسی رخ می‌دهد، نقش مهمی در افزایش آگاهی ملی و حرکت به سمت آزادی ایران دارد. هدف، نه بزرگ‌نمایی است و نه ارائه اطلاعات نادرست، بلکه بازتاب واقعیتی غیرقابل‌انکار تا میهن‌دوستان آگاهانه‌تر در این مسیر پرپیچ‌وخم گام بردارند. آنچه در ادامه می‌آید، بخشی از تجربه‌ای است که در این مسیر به دست آورده‌ام.

در زندان، بیش از فشارهای فیزیکی، این فشارهای روانی هستند که زندانیان سیاسی را آزار می‌دهند. این فشارها در اشکال مختلف و اغلب به‌مراتب شدیدتر از شکنجه‌های جسمی اعمال می‌شوند.

پس از بازداشت –که معمولاً با خشونت، برای ایجاد ترس و نمایش قدرت انجام می‌شود– زندانی سیاسی به سلول انفرادی منتقل شده و در بندهای امنیتی تحت بازجویی قرار می‌گیرد. در این شرایط، هرگونه ارتباط او با دنیای بیرون قطع شده و تنها فردی که مجبور به تحملش است، بازجو (یا آن‌گونه که خود می‌گویند، "ضابط") خواهد بود.

بازجو برای در هم شکستن زندانی، از انواع روش‌های غیراخلاقی و غیرانسانی استفاده می‌کند؛ شکنجه‌های جسمی و روانی را توأمان به کار می‌گیرد تا او را وادار به پذیرش خواسته‌هایش کند. در این میان، یکی از رایج‌ترین ابزارهای فشار روانی، حربه‌ای است که می‌توان آن را «فریب آزادی» نامید.

در این روش، ابتدا به زندانی القا می‌کنند که آزادی (معمولاً با وثیقه) نزدیک است. به او گفته می‌شود که برای خروج آماده شود. سپس، در حالی که امید رهایی در دلش شعله‌ور شده، او را به سلول بازمی‌گردانند. بازجویی‌ها موقتاً متوقف می‌شود تا فشار روانی بیشتری بر او وارد آید. در این مدت، زندانی در حالتی از انتظار و بلاتکلیفی نگه داشته می‌شود، وضعیتی که خود نوعی شکنجه روحی است. در نهایت، امیدی که در او زنده کرده‌اند، ناگهان از بین می‌رود. هدف از این تاکتیک، در هم شکستن مقاومت زندانی و وادار کردن او به اعترافات کذب علیه خود و دیگران است؛ اعترافاتی که می‌تواند زمینه‌ساز احکام سنگین‌تر برای او باشد.

این روش محدود به دوران بازجویی نیست. در بندهای عمومی نیز این سیاست بر زندانیان سیاسی، به‌ویژه آن‌هایی که در میان سایر زندانیان تأثیرگذارند، اعمال می‌شود. در این مرحله، حقوق اولیه‌ای همچون مرخصی، آزادی مشروط، یا حتی اعزام به مراکز درمانی از آن‌ها سلب می‌شود و این حقوق به‌عنوان امتیازاتی ویژه جلوه داده می‌شوند. زندانی، که به امید این امتیازات روزها را سپری کرده، در آخرین لحظات متوجه می‌شود که همه‌چیز یک بازی روانی بوده است. لحظه‌ای که او با هم‌بندی‌های خود وداع کرده و خود را برای آزادی آماده کرده، با حقیقت تلخی مواجه می‌شود: فریبی دیگر، و حبس ادامه‌دار.

در چنین شرایطی، زندانی سیاسی که تمام مسیرهای اعتراض را بسته می‌بیند، ناچار به روش‌های نهایی متوسل می‌شود؛ اعتصاب غذا، آسیب رساندن به خود، یا اقداماتی که تنها سلاح باقی‌مانده در برابر سرکوب سیستماتیک هستند. در نهایت، آنچه در زندان‌های جمهوری اسلامی بر زندانیان سیاسی تحمیل می‌شود، چیزی فراتر از یک دوره‌ی حبس است؛ این‌جا، زندانی نه‌تنها برای بقای جسمانی خود، بلکه برای حفظ هویت و آرمان‌هایش نیز باید بجنگد.

مرتبط:
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟، راهنمای مقدماتی برای کنش‌گران
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/

#بازجویی #شکنجه #شکنجه_سفید #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊41