Forwarded from گفتوشنود
🔹️محمدعلی نادعلیزاده، مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایسنا، گفت: «مسجد باید در همه زمینهها حضور داشته باشد. متأسفانه امروز شاهد هستیم در برخی مساجد فقط جمعی از سالمندان حضور دارند و جوانان کمتر دیده میشوند.»
او افزود: «این یک اشکال است که انشاءالله با همت کانونهای فرهنگی مساجد مرتفع میشود.»
نادعلیزاده اضافه کرد: «آمار حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور، حتی اگر برخی تعطیل یا کمرونق باشند، یک سرمایه عظیم ملی است. وجود مکانی با حداقل امکاناتی مانند آب و برق رایگان، بهخصوص در مواقع بحران همانند دفاع مقدس ۱۲ روزه، بسیار تعیینکننده است.»
🔸️اظهارات اخیر مدیرعامل ایسنا درباره خالی ماندن مساجد از جوانان را نمیتوان صرفاً یک «اشکال» ساده دانست، بلکه باید آن را نشانه شکست یک سیاست چنددههای دید؛ سیاستی که با صرف هزینههای هنگفت، ایجاد زیرساختهای گسترده، اختصاص بودجههای کلان، و پیشبرد آموزشهای ایدئولوژیک دینی در مدارس، دانشگاهها، رسانهها و کانونهای فرهنگی اجرا شده است.
دهها نهاد رسمی و شبهدولتی مأمور «جذب جوانان به دین» بودهاند، اما نتیجه برعکس شده است: دینگریزی، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن عمومی از نهادهای مذهبی، بهویژه در میان نسلهای جدید.
این واقعیت اجتماعی پیام روشنی دارد: مشکل از نبود «امکانات» یا کمبود «کانون فرهنگی» نیست؛ مشکل از رویکرد حکومتیای است که دین را به ابزار سیاست تبدیل کرده، آن را با اجبار، کنترل اجتماعی و نظارت ادغام کرده و ایدئولوژی را جایگزین معنویت کرده است.
جمهوری اسلامی با وجود ادعای تشکیل یک «حکومت دینی»، حتی در مهمترین هدف ادعایی خود—حفظ و تقویت باور دینی مردم—ناکام مانده است.
شکاف نسلی در نهادهای دینی، مسجدهای کمرمق، و گسترش بیاعتمادی عمومی نشان میدهد که این ساختار نه تنها موفق به جذب مردم نشده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی دینگریزی تبدیل شده است.
#دین_گریزی #حکومت_ایدئولوژیک #مسجد #معنویت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️محمدعلی نادعلیزاده، مدیرعامل خبرگزاری دولتی ایسنا، گفت: «مسجد باید در همه زمینهها حضور داشته باشد. متأسفانه امروز شاهد هستیم در برخی مساجد فقط جمعی از سالمندان حضور دارند و جوانان کمتر دیده میشوند.»
او افزود: «این یک اشکال است که انشاءالله با همت کانونهای فرهنگی مساجد مرتفع میشود.»
نادعلیزاده اضافه کرد: «آمار حدود ۸۰ هزار مسجد در کشور، حتی اگر برخی تعطیل یا کمرونق باشند، یک سرمایه عظیم ملی است. وجود مکانی با حداقل امکاناتی مانند آب و برق رایگان، بهخصوص در مواقع بحران همانند دفاع مقدس ۱۲ روزه، بسیار تعیینکننده است.»
🔸️اظهارات اخیر مدیرعامل ایسنا درباره خالی ماندن مساجد از جوانان را نمیتوان صرفاً یک «اشکال» ساده دانست، بلکه باید آن را نشانه شکست یک سیاست چنددههای دید؛ سیاستی که با صرف هزینههای هنگفت، ایجاد زیرساختهای گسترده، اختصاص بودجههای کلان، و پیشبرد آموزشهای ایدئولوژیک دینی در مدارس، دانشگاهها، رسانهها و کانونهای فرهنگی اجرا شده است.
دهها نهاد رسمی و شبهدولتی مأمور «جذب جوانان به دین» بودهاند، اما نتیجه برعکس شده است: دینگریزی، بیاعتمادی و فاصلهگرفتن عمومی از نهادهای مذهبی، بهویژه در میان نسلهای جدید.
این واقعیت اجتماعی پیام روشنی دارد: مشکل از نبود «امکانات» یا کمبود «کانون فرهنگی» نیست؛ مشکل از رویکرد حکومتیای است که دین را به ابزار سیاست تبدیل کرده، آن را با اجبار، کنترل اجتماعی و نظارت ادغام کرده و ایدئولوژی را جایگزین معنویت کرده است.
جمهوری اسلامی با وجود ادعای تشکیل یک «حکومت دینی»، حتی در مهمترین هدف ادعایی خود—حفظ و تقویت باور دینی مردم—ناکام مانده است.
شکاف نسلی در نهادهای دینی، مسجدهای کمرمق، و گسترش بیاعتمادی عمومی نشان میدهد که این ساختار نه تنها موفق به جذب مردم نشده، بلکه خود به یکی از عوامل اصلی دینگریزی تبدیل شده است.
#دین_گریزی #حکومت_ایدئولوژیک #مسجد #معنویت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17
Forwarded from گفتوشنود
خدای قهّار، حاکم قهّار:
چگونه استبداد دینی صفات خدا را به قدرت منتقل میکند
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، برخی صفات الهی مانند «قهّار»، «مالکالملک» و «ولیّ» به شکل انسانی و تنبیهی بازتفسیر میشوند. این بازخوانی، خدا را نه بهعنوان منبع معنا و رهایی، بلکه بهصورت الگویی برای سلطه و مجازات معرفی میکند. در چنین ساختاری، «خدای قهّار» به «حاکم قهّار» تبدیل میشود و صفات الهی مستقیماً در رفتار سیاسی بازتاب مییابند؛ گویی خشونت و تنبیه لازمهٔ حکومت دینیاند.
رهبر جمهوری اسلامی نمونهای آشکار از این سازوکار است. آنچه در ذهن او شکل گرفته، خدایی شبیه به خودش است: خشمگین، قهّار، انتقامجو و بدبین به انسان. تصویر ذهنی چنین خدایی، اطاعت مطلق را فضیلت نهایی معرفی میکند و هر مخالفتی را نه اعتراض انسانی، بلکه عصیان علیه نظم مقدس میداند. نتیجه، مهندسی ترس و کاهش مسئولیت شهروندی است: مردم بهجای شهروندان آگاه، به رعیتهایی در برابر «قهّاریت مقدس» تبدیل میشوند.
نمونههای عملی این سازوکار روشن هستند: اعدامهای گسترده معترضان، کور کردن چشمهای آنها با شلیک گلولههای ساچمهای، زندانیکردن مخالفان، اعمال سلول انفرادی و محرومیتهای جسمی و روانی، همگی در چارچوب این الهیات تحریفشده مشروعیت مییابند. سیاستهای سرکوب با استفاده از زبان مقدس، هر عمل خشونتآمیز را توجیه میکنند و نقد قدرت به «گناه» و مخالفت با خدا بدل میشود.
با این حال، یادداشت لازم است تمایز میان این قرائت خاص حکومتی و الهیات رسمی اسلام را روشن کند. اسلام غنی است و در متون عرفانی، اخلاقی و فقه معتزلی، خداوند بهعنوان رحمت، عدالت و عدالتخواهی نیز تصویر شده است. سوءاستفاده از صفات الهی در خدمت قدرت، نه نقد دین، بلکه نقد تحریف دین است.
چشمانداز جایگزین روشن است: بازگرداندن خدا به جایگاه معنوی خود و جدا کردن صفات الهی از دستگاه سرکوب سیاسی، میتواند جامعه را از کودکوارگی در برابر قدرت رها کند و فضای نقد و پاسخگویی سیاسی را بازسازی نماید. تنها با این بازخوانی است که امکان محدود کردن خشونت و تقدیس قدرت فراهم میشود و ایمان از اسارت سیاست آزاد میگردد.
#قدسی_سازی #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه استبداد دینی صفات خدا را به قدرت منتقل میکند
پیام همراهان
در جمهوری اسلامی، برخی صفات الهی مانند «قهّار»، «مالکالملک» و «ولیّ» به شکل انسانی و تنبیهی بازتفسیر میشوند. این بازخوانی، خدا را نه بهعنوان منبع معنا و رهایی، بلکه بهصورت الگویی برای سلطه و مجازات معرفی میکند. در چنین ساختاری، «خدای قهّار» به «حاکم قهّار» تبدیل میشود و صفات الهی مستقیماً در رفتار سیاسی بازتاب مییابند؛ گویی خشونت و تنبیه لازمهٔ حکومت دینیاند.
رهبر جمهوری اسلامی نمونهای آشکار از این سازوکار است. آنچه در ذهن او شکل گرفته، خدایی شبیه به خودش است: خشمگین، قهّار، انتقامجو و بدبین به انسان. تصویر ذهنی چنین خدایی، اطاعت مطلق را فضیلت نهایی معرفی میکند و هر مخالفتی را نه اعتراض انسانی، بلکه عصیان علیه نظم مقدس میداند. نتیجه، مهندسی ترس و کاهش مسئولیت شهروندی است: مردم بهجای شهروندان آگاه، به رعیتهایی در برابر «قهّاریت مقدس» تبدیل میشوند.
نمونههای عملی این سازوکار روشن هستند: اعدامهای گسترده معترضان، کور کردن چشمهای آنها با شلیک گلولههای ساچمهای، زندانیکردن مخالفان، اعمال سلول انفرادی و محرومیتهای جسمی و روانی، همگی در چارچوب این الهیات تحریفشده مشروعیت مییابند. سیاستهای سرکوب با استفاده از زبان مقدس، هر عمل خشونتآمیز را توجیه میکنند و نقد قدرت به «گناه» و مخالفت با خدا بدل میشود.
با این حال، یادداشت لازم است تمایز میان این قرائت خاص حکومتی و الهیات رسمی اسلام را روشن کند. اسلام غنی است و در متون عرفانی، اخلاقی و فقه معتزلی، خداوند بهعنوان رحمت، عدالت و عدالتخواهی نیز تصویر شده است. سوءاستفاده از صفات الهی در خدمت قدرت، نه نقد دین، بلکه نقد تحریف دین است.
چشمانداز جایگزین روشن است: بازگرداندن خدا به جایگاه معنوی خود و جدا کردن صفات الهی از دستگاه سرکوب سیاسی، میتواند جامعه را از کودکوارگی در برابر قدرت رها کند و فضای نقد و پاسخگویی سیاسی را بازسازی نماید. تنها با این بازخوانی است که امکان محدود کردن خشونت و تقدیس قدرت فراهم میشود و ایمان از اسارت سیاست آزاد میگردد.
#قدسی_سازی #حکومت_ایدئولوژیک #حکومت_مذهبی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👍5