This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آغاز سال تحصیلی؛ روز #اول_مهر در دبیرستان مفید قیطریه (دوره اول) به یاد استاد #شجریان
ایرانی زسر کن خواب مستی،
بر هم زن بساط خودپرستی
که چشم جهانی سوی تو باشد،
چه از پا نشستی
در این شب سپیده نودمیده
تیغ شب به خونش درکشیده
امید چهداری از این شب
که در خون کشیده سپیده
....
با خواری در روزگار، ننگ باشد زتدگانی
مرگه به تا که این زندهمانی
@Tavaana_TavaanaTech
ایرانی زسر کن خواب مستی،
بر هم زن بساط خودپرستی
که چشم جهانی سوی تو باشد،
چه از پا نشستی
در این شب سپیده نودمیده
تیغ شب به خونش درکشیده
امید چهداری از این شب
که در خون کشیده سپیده
....
با خواری در روزگار، ننگ باشد زتدگانی
مرگه به تا که این زندهمانی
@Tavaana_TavaanaTech
برای همه کودکان ایران
و نیمکتهای خالی مهر
اول مهر است.
زنگ مدرسه در هزاران کلاس درس ایران به صدا درآمده، اما نیمکتهایی هست که دیگر هیچگاه پر نخواهند شد.
کودکانی که باید امروز کیف و کتاب به دست، پا به مدرسه میگذاشتند، در خیابانهای اعتراض، زیر ضرب باتوم و گلوله، یا زیر آوار موشکی که بر سقف کلاسشان فرود آمد، جان باختند.
برخیشان تنها آرزویشان دیدن یک فردای آزاد بود؛ برخی حتی معنای «زندگی» را درنیافته بودند و تنها در آغوش خانواده یا پشت نیمکت مدرسه بودند که زندگی از آنها گرفته شد.
نام بردن از تک تک آنها سخت است و غمانگیزتر آنکه که شمار دقیق این کودکان را نمیدانیم. نه به این دلیل که کم بودهاند، بلکه به این دلیل که حاکمان جمهوری اسلامی، بهجای شفافیت، پروندهها را میبندند، آمار را کتمان میکنند، خانوادهها را به سکوت وامیدارند و حتی حق برگزاری مراسم یادبود را از داغدیدگان میگیرند. این کتمان خود بخشی از همان سرکوب سیستماتیکی است که کودکان را قربانی کرد؛ سرکوبی که صدای معترض را با گلوله پاسخ داد، و جنگطلبیای که هزینهاش را کودکان بیگناه در مدرسه، خانه و خیابان پرداختند.
هر کودکی که در این سالها جان باخت، رویایی ناتمام بود؛ نقاشیای نیمهکاره، دفتر مشقی که هرگز تمام نشد، صندلی خالیای در کلاسی که باید امروز پر از خنده باشد.
در نخستین روز مهر، ما آنها را فراموش نمیکنیم. نه با عدد، که با یادشان. یاد هر کودکی که حق زیستن، حق آموختن و حق رویاپردازی از او ربوده شد.
برای همه کودکان ایران، یادتان تا همیشه زنده است.
#دانش_آموز #اول_مهر
@Tavaana_TavaanaTech
و نیمکتهای خالی مهر
اول مهر است.
زنگ مدرسه در هزاران کلاس درس ایران به صدا درآمده، اما نیمکتهایی هست که دیگر هیچگاه پر نخواهند شد.
کودکانی که باید امروز کیف و کتاب به دست، پا به مدرسه میگذاشتند، در خیابانهای اعتراض، زیر ضرب باتوم و گلوله، یا زیر آوار موشکی که بر سقف کلاسشان فرود آمد، جان باختند.
برخیشان تنها آرزویشان دیدن یک فردای آزاد بود؛ برخی حتی معنای «زندگی» را درنیافته بودند و تنها در آغوش خانواده یا پشت نیمکت مدرسه بودند که زندگی از آنها گرفته شد.
نام بردن از تک تک آنها سخت است و غمانگیزتر آنکه که شمار دقیق این کودکان را نمیدانیم. نه به این دلیل که کم بودهاند، بلکه به این دلیل که حاکمان جمهوری اسلامی، بهجای شفافیت، پروندهها را میبندند، آمار را کتمان میکنند، خانوادهها را به سکوت وامیدارند و حتی حق برگزاری مراسم یادبود را از داغدیدگان میگیرند. این کتمان خود بخشی از همان سرکوب سیستماتیکی است که کودکان را قربانی کرد؛ سرکوبی که صدای معترض را با گلوله پاسخ داد، و جنگطلبیای که هزینهاش را کودکان بیگناه در مدرسه، خانه و خیابان پرداختند.
هر کودکی که در این سالها جان باخت، رویایی ناتمام بود؛ نقاشیای نیمهکاره، دفتر مشقی که هرگز تمام نشد، صندلی خالیای در کلاسی که باید امروز پر از خنده باشد.
در نخستین روز مهر، ما آنها را فراموش نمیکنیم. نه با عدد، که با یادشان. یاد هر کودکی که حق زیستن، حق آموختن و حق رویاپردازی از او ربوده شد.
برای همه کودکان ایران، یادتان تا همیشه زنده است.
#دانش_آموز #اول_مهر
@Tavaana_TavaanaTech
💔20
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امسال دیگر پرنیان را به مدرسه نبردم
مادر جاویدنام پرنیان دبیری، نوجوانی که در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به دست نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد، همزمان با آغاز سال تحصیلی، از نخستین مهر بدون دخترش گفت؛ از لباس فرم اتوکشیده، کوله مرتب و کتانیهایی که دیگر کسی آنها را برای رفتن به مدرسه نمیپوشد.
او با مرور صبحهای نخستین روز مدرسه در ۱۱ سال گذشته گفت که هر سال با صدای زدن دخترش، آمادهکردن شیر و کیک و گذاشتن خوراکیهای محبوبش در کوله آغاز میشد. پرنیان در رشته معماری تحصیل میکرد و بهدلیل سنگینی وسایلش، مادر کوله او را تا دم در حمل میکرد.
مادر پرنیان از مسیر مشترکشان تا مدرسه نیز گفت؛ مسیری که با خندههای مادر و دختر، گوشدادن پرنیان به موسیقی و شوق دیدن دوستانش میگذشت. پرنیان به مادرش میگفت: «من از درِ آن مدرسه بروم داخل و بچهها را ببینم، دیگر از خستگی خبری نیست.»
اما امسال نخستین مهر برای این مادر بهشکل دیگری آغاز شد؛ لباس فرم پرنیان را تمیز و اتوکشیده آماده کرد، کوله و کتانیهایش را مرتب کنار هم گذاشت، اما دختری نبود که صدایش کند و به مدرسه ببرد.
او در پایان، با صدایی آکنده از اندوه گفت:
«امسال من این روز را تجربه نکردم… مهر ایران… تو پاییز میآمد و درس میخواند… خواستم حال امروزم را با شما در میان بگذارم.»
#پرنیان_دبیری #دادخواهی #اول_مهر
@Tavaana_TavaanaTech
امسال دیگر پرنیان را به مدرسه نبردم
مادر جاویدنام پرنیان دبیری، نوجوانی که در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به دست نیروهای جمهوری اسلامی کشته شد، همزمان با آغاز سال تحصیلی، از نخستین مهر بدون دخترش گفت؛ از لباس فرم اتوکشیده، کوله مرتب و کتانیهایی که دیگر کسی آنها را برای رفتن به مدرسه نمیپوشد.
او با مرور صبحهای نخستین روز مدرسه در ۱۱ سال گذشته گفت که هر سال با صدای زدن دخترش، آمادهکردن شیر و کیک و گذاشتن خوراکیهای محبوبش در کوله آغاز میشد. پرنیان در رشته معماری تحصیل میکرد و بهدلیل سنگینی وسایلش، مادر کوله او را تا دم در حمل میکرد.
مادر پرنیان از مسیر مشترکشان تا مدرسه نیز گفت؛ مسیری که با خندههای مادر و دختر، گوشدادن پرنیان به موسیقی و شوق دیدن دوستانش میگذشت. پرنیان به مادرش میگفت: «من از درِ آن مدرسه بروم داخل و بچهها را ببینم، دیگر از خستگی خبری نیست.»
اما امسال نخستین مهر برای این مادر بهشکل دیگری آغاز شد؛ لباس فرم پرنیان را تمیز و اتوکشیده آماده کرد، کوله و کتانیهایش را مرتب کنار هم گذاشت، اما دختری نبود که صدایش کند و به مدرسه ببرد.
او در پایان، با صدایی آکنده از اندوه گفت:
«امسال من این روز را تجربه نکردم… مهر ایران… تو پاییز میآمد و درس میخواند… خواستم حال امروزم را با شما در میان بگذارم.»
#پرنیان_دبیری #دادخواهی #اول_مهر
@Tavaana_TavaanaTech
💔48🕊3❤2