آموزشکده توانا
51.3K subscribers
38.9K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
پیام یکی از همراهان توانا درباره حادثه درگذشت دانشجوی علوم پزشکی شهرکرد:

"این روزها خبرهای تلخ زیادی می شنویم، اما تا برای یکی از عزیزان و نزدیکان و آشنایانمان نباشد، به سادگی و بی تفاوتی از کنار آن، عبور می کنیم...
از این دست خبر های تلخ مثل خبر سانحه اتوبوس حامل دانش آموزان دختر استعداد های درخشان و... بحرانی عظیم را به ما یادآوری می کند: فقدان مدیریت و مسئولیت...

در اتفاقی که چند شب گذشته افتاد، دختر دانشجوی پزشکی ترم نه، دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، ساکن خوابگاه بهارستان این دانشگاه، بر اثر گاز گرفتگی، جان خود را از دست داد...
جدای از تلخ بودن این اتفاق که دانشجوی پزشکی ای که نمادی از نخبگان جوان جامعه است، و سال ها خودش، خانواده، اطرافیان و جامعه، زحمت کشیده‌اند و هزینه کرده اند که این دختر، دانشجوی طبابت شود تا سال دیگر، بتواند جان هزاران نفر را نجات دهد، به این سادگی و بر اثر سهل انگاری و بی کفایتی و بی مدیریتی مسئولان، جان خود را از دست می دهد...
جدای از این که، خانواده‌ای اکنون داغ دار هستند، جدای از این که جامعه طبیبی درمانگر را از دست داد، جدای از نگرانی سایر خانواده‌های دانشجویان ساکن خوابگاههای این دانشگاه، باید سوالاتی اساسی را مطرح کرد...
چرا مسئولین دانشگاه، با گفتن تسلیتی ساده، به سادگی از کنار این اتفاق تلخ عبور کرده و مسئولیت این اتفاق را بر عهده نمی گیرند؟
چرا دانشگاهی، بودجه آن را ندارد تا تاسیسات فنی خود را تعمیر و نوسازی کند؟
چرا خوابگاه های دانشجویی را معمولا خارج از شهرها و به دور از هرگونه امکانات اولیه، رفاهی، تفریحی می سازند تا در مواقع خطر و بحران، نیرو های امداد به موقع در صحنه حاضر نشوند؟
اصولا بودجه دانشگاهها، صرف چه اموری می شود که به طور عموم، وضعیت خوابگاه، غذا و امکانات دانشجویان تا این حد ضعیف و بدوی است؟
چرا دانشجویان، به دلیل فقدان نهادهای مدنی معترض و پیگیر به مشکلات دانشگاه، تنها به پست های تسلیت در فضای مجازی، بسنده می کنند؟
آیا از فردا، مسئولی در دانشگاه به خاطر این اتفاق تلخ، بازخواست می شود و یا از شرمندگی استعفا می دهد یا خیر؟
مجموع سکوت ها و نداشتن تاثیر آحاد جامعه برای تغییر و اعتراض، در نهایت سبب رخوت و بی تفاوتی جامعه و به سادگی عبور کردن آن ها، نسبت به فجایع تلخ انسانی می شود که هر روز در این جامعه رخ می دهد...
با آرزوی صبر برای خانواده فرد درگذشته🙏"

از این همراه محترم بسیار سپاسگزازیم.

تصاویر: از مراسم خاکسپاری پیکر این دانشجو
goo.gl/G18qnX

مطلب مرتبط:
وبینار نظام آموزشی در ایران
goo.gl/kuibme
کنشگری و جنبش دانشجویی
http://bit.ly/1l7J0nl

تجربه جنبش دانشجویی
http://bit.ly/XM55Q4

@Tavaana_TavaanaTech
خوابگاه دختران یا زندان دختران؟
.
تصور کنید اتاقی در خوابگاهی آتش بگیرد و شما راه فرار از ساختمان نداشته باشید و اگر هم با آتش نشانی تماس بگیرید از طرف مسئول ساختمان توبیخ شوید و به شما بگوید: «اگر هم می‌سوختید، دیه تون رو می دادیم»!
.
عجیب و ترسناک است؟ فکر می‌کنید درباره زندان سخن می‌گوییم؟! خیر! این شرایطی ست که بر خوابگاه دختران در ایران حاکم است. اگرچه به طور قطع نمی‌توانیم این ادعا را به «همه» خوابگاه‌های دخترانه در ایران تعمیم بدهیم، اما به نظر می رسد با توجه به تجربیات مشابه می‌توان گفت اکثر خوابگاه‌های دخترانه از ساعتی از شب به بعد قفل می‌شوند! بله درست خواندید! در را مانند یک زندان قفل می‌کنند!
.
مثلا به توییت سرمه توجه کنید: «زنگ زدیم ۱۱۰ بیاد به صدای دزدگیر ماشینی که یه ساعته رو مخه رسیدگی کنه، گشتیشون زنگ زده که نمیتونی شماره پلاکش رو بگی زنگ بزنیم صاحبش بیاد خفه‌اش کنه گفتم نه ما تو خوابگاهیم در رومون قفله».
.
وضعیت فاجعه باری ست. روایت‌های شخصی و بی‌واسطه که از آن فضا خوانده می‌شود گاهی ترکیبی از خشم و حیرت می‌آفریند. اکانت «دیده‌بان آزار» در توییتر تجارب وحشتناکی از زندگی در این فضا را نوشته است. به دو نمونه از تجربیات او توجه کنیم: ««یکی از دوستانم به دلیل داشتن موهای زائد زیاد و موهای کوتاه روی سرش از خوابگاه اخراج شد. دختر را به دفتر کشاندند و گفتند: "شلوارت را بالا بزن" خشونت به بدن یکی از ترسناک‌ترین و شاید سینمایی‌ترین نظارت‌ها بود». یا به این توجه کنیم: ««یک بار دختری که می‌گفتند دهانش بوی الکل می‌داد ساعت دوازده شب رسید و فردای آن روز برایش شرط گذاشتند که فقط با آوردن گواهی بکارت اجازه پذیرشش را می‌دهند».
.
-لطفا اگر در خوابگاه دخترانه زندگی کردید، تجربه خود از این فضا را برای ما بنویسید. به نظر می رسد باید اعتراضی عمومی به این مساله صورت بگیرد. دختران ما مجرم نیستند که در پشت درهای بسته زندانی باشند.

#خوابگاه_دختران #حقوق_زنان

@Tavaana_TavaanaTech
در خوابگاه دختران چه می‌گذرد؟

پس از اینکه اینستاگرام آموزشکده توانا، پستی در این باره قرار داد و از مخاطبان خود خواست که اگر تجربه زندگی در خوابگاه دخترانه را دارند از آن بنویسند، نظرات و پیام های مختلفی دریافت شد. در یکی از پیام ها یکی از همراهان از تجربه ای تلخ در خوابگاه دانشگاه خوارزمی کرج نوشته بود:‌ «در مورد خوابگاه دخترانه. من به مدت یکسال در خوابگاه دانشگاه خوارزمی واقع در حصارک کرج زندگی میکردم که دارای بیست و یک ساختمان جداگانه درون یک محوطه پارک مانند بود. هر شب ساعت یازده در ورودی هر ساختمان قفل میشد و نگهبان به ساختمان خودش می رفت. یک شب هم اتاقی من از پله ها سر خورد و پایش شکست و من هر چه سعی کردم با تلفنخانه یا نگهبانی تماس بگیرم، نشد که نشد و در قفل بود و دوست من تا صبح داد زد از درد ولی کسی سراغمون نیومد تا نزدیک شش صبح. من سال بعد از خوابگاه خارج شده و خانه گرفتم...».

فرشته از نوع برخورد مسئولین خوابگاه بسیار ناراضی ست و با اشاره به تجربه اش از خوابگاه کوی شهید بهشتی در ولنجک تهران می گوید: «وضعیت نظارت بر حجاب در دوران ما خیلی بد بود و خیلی گیر می داند. یک خانم به نام خانم رضایی دم در بود که سراسر عقده بود و کاسه داغ تر از آش بود. یکی از دوستان ما با او درگیر شده بود و او نیز دوست ما را به جاهایی مانند کمیته انضباطی و مراحل جدی تر کشاند. من فکر می کنم مسئولین به صورت عامدانه کسانی را دم در می گذاشتند که  بیشتر اذیت می کردند».

روایت هایی که دیگران نیز از تجارب خود عرضه می کنند نیز شبیه به روایتی ست که فرشته می گوید. به عنوان مثال اکانت «دیده بان آزار» در توییتر تجارب بسیار ناراحت کننده ای از زندگی در این فضا را نوشته است. به دو نمونه از این تجربیات توجه کنیم: «یکی از دوستانم به دلیل داشتن موهای زائد زیاد و موهای کوتاه روی سرش از خوابگاه اخراج شد. دختر را به دفتر کشاندند و گفتند: "شلوارت را بالا بزن" خشونت به بدن یکی از ترسناک‌ترین و شاید سینمایی‌ترین نظارت‌ها بود». یا او در یک توییت دیگر نوشته است: «یک بار دختری که می‌گفتند دهانش بوی الکل می‌داد ساعت دوازده شب رسید و فردای آن روز برایش شرط گذاشتند که فقط با آوردن گواهی بکارت اجازه پذیرشش را می‌دهند».
از فرشته پرسیدیم ِآیا مسئولین خوابگاه روی نوع پوشش شما هم حساسیت داشتند؟...

در ادامه‌ی گزارش نگاهی به وضعیت خوابگاه دختران در کشور ترکیه می‌اندازیم...
.
ادامه‌ی این گزارش را بخوانید:
https://bit.ly/2R9TDgm

#خوابگاه دختران

@Tavaana_TavaanaTech
پس از اینکه گزارشی درباره تجربه تلخ خوابگاه دخترانه برای بسیاری از دانشجویان دختر نوشتیم، پیام ها و کامنت های بسیاری از مخاطبانی داشتیم که به تلخی از خوابگاه دخترانه یاد کردند.
.
در زیر یکی از این پیام‌ها را با شما به اشتراک می‌گذاریم.
.
«من دانشجوی علامه طباطبایی بودم و سال‌ها اونجا رنج کشیدم تا اینکه دست آخر توی ترم هفت برای همیشه تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم. در خوابگاه رو ساعت ۹ می‌بستن. یه شب من ۹ و ۱۰ دقیقه رسیدم دم در خوابگاه ولی از ترس شدید تحقیر و آزار و اذیت حاضر نبودم در بزنم و وارد شم چون قبلا اتفاق افتاده بود و رفتارهای وحشیانه و پلیس گونه‌ای انجام داده بودن . راه افتادم تو خیابونا. دیگه ساعت نزدیکای ۱۱ شده بود. دوستم نیز با من بود. گفتیم بریم هتل. رفتیم اونجا گفتن ما به دخترای مجرد اتاق نمیدیم. ما اصرار کردیم که جایی نداریم بخوابیم.

گفتن باشه برین اماکن نامه بیارین ما بهتون اتاق بدیم. ما هم فکر کردیم راهش اینه. آدرس گرفتیم رفتیم اماکن ولی اونجا بازداشتمون کردن و کلی حرف های بی ربط زدن و بهمون گفتن شما فاحشه هستین. من با خانواده ام تماس گرفتم و بابام باهاشون حرف زد ولی دوستم از ترس خانواده اش شماره اشتباهی بهشون داد. عصبانی شدن پرتمون کردن تو یه ون و بردن وزرا. دوستم حین پیاده شدن قصد فرار داشت که تیراندازی راه انداختن و بالاخره گرفتنش. بعد بردنمون تو یه فضای خیلی وحشتناک بین خانومای خلاف کار و عجیب و غریب.
ما تا صبح به خودمون می‌لرزیدیم و هم دیگه رو بغل کرده بودیم و گریه می‌کردیم. فردا صبحشم بردنمون دادگاه و دوتا پرونده درست حسابی برامون درست کردن.
واقعا تجربه‌ وحشتناکی بود. من تا سال‌ها بعد از اون اتفاق افسردگی شدید داشتم و هنوز هم با آثار اون افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنم».

گزارش مرتبط:

در خوابگاه دختران چه می‌گذرد؟
https://bit.ly/2R9TDgm

#خوابگاه_دختران

@Tavaana_TavaanaTech
خوابگاهی به مثابه زندان!

یکی از مشکلات جدی خوابگاه ها؛ نگاهی زندانی وار به دانشجویان دختر که خود را در قفل کردن در خوابگاه در شب و مقررات بسیار سختگیرانه و ارتجاعی ورود و خروج نشان می دهد.

روایت های شخصی و بی واسطه ای که از اتفاقات متاثر از این فضا خوانده می شود گاهی ترکیبی از خشم و حیرت می آفریند.

پیشتر تنها نگهبان و سرپرست خوابگاه عبور و مرور دانشجویان را کنترل می کردند، اما حالا گیت ها هم اضافه شده اند.
حسین به‌نژاد (معاون دانشجویی دانشگاه تهران) درباره گیت‌ِ خوابگاه‌ها که منجر به اعتراض برخی از دانشجویان شده است، گفت: «گیت‌ها یکی از ابزارهای مناسب و الزامی‌ برای خوابگاه‎های مجردی است که حتی باید به عنوان ارزش قلمداد شود، اما دانشجویان متاهل به دلیل وجود خانواده‌هایشان در خوابگاه، ممکن است برای ورود و خروج دچار مشکل شوند. طبق تقاضاهایی که برای حذف گیت‌ها در خوابگاه‌های متاهلان شده بود ما نیز با آن موافقت کردیم.»

تصور می کنند،دانشجو دختر حتی صلاحیت این را ندارد که تشخیص دهد، چه ساعتی از خوابگاه خارج شده، و چه ساعتی بازگردد.

#دانشجو #خوابگاه_دختران #دانشگاه

@Tavaana_TavaanaTech
امروز شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۴، در جریان تجمع دانشجویان دانشگاه تهران روبروی کتابخانه مرکزی پردیس مرکزی دانشگاه، یک از دانشجویان در سخنرانی خود به تشریح سیاست‌های پولی‌سازی دانشگاه و ترجمه عملی این سیاست‌ها در زیست دانشجویان پرداخت. مصوبه لغو اسکان دانشجویان ترم ۶ ارشد و ترم ۱۰ کارشناسی و دکتری یکی از نمونه‌های اخیر این تعرضات به زندگی دانشجویان است.

#جنبش_دانشجویی #اعتراضات_دانشجویی #تجمع_اعتراضی #دانشگاه_تهران #آموزش_رایگان #خوابگاه_دانشجویی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
12👍6