برای سودا ( مرضیه ابراهیمی شمسآبادی)
✍️سمیه سعیدی
دانشجوی دکتری جامعه شناسی فرهنگی
چند روزی است که خبر یک حکم اعدام دیگر در فضای مجازی وایرال شده است. دختری با چهرهای دلنشین، ساده و ظریف، چشمان میشیرنگ روشن و زیبا، گونههایی کمی برجسته، سیوسهساله و بلاگر ساکن بندرعباس. کنجکاو شدم صفحه اینستاگرامش را ببینم. تصاویر و ویدیوهایی را که به اشتراک گذاشته بود دیدم و میخکوب شدم. محتوای صفحهاش معرفی کافه، رستوران و اقامتگاه است، از انواع غذاهای بومی حرف میزند، از استان هرمزگان، از شهر بندرعباس، از جزیره قشم تا هرمز. از ایران میگوید، از وطنش، از سرزمینش. از معرفی کسبوکارها میگوید؛ از معرفی کارگاههای شمعسازی زنان کارآفرین، نقاشی، لیپگلاس، از هنر مکرمهبافی، هنر بومی استان میگوید کسبوکار زنان و دختران جنوب را معرفی میکند؛ دختران سرزمین آفتاب.
سودا، اگر نگوییم سفیر فرهنگی است، دستکم تفسیرکننده فرهنگ است. تولید محتوای فضای مجازی او رنگ و بوی غذا و رنگ و هنر و موسیقی دارد. او از فرهنگ میگوید، از رسم و رسوم جنوب ایران. در ویدیویی لغات بومی بندریها را به کار میبرد و میگوید: «بندریها به خرچنگ نمیگن خرچنگ، میگن سینگو؛ بندریها به ماهی مرکب نمیگن ماهی مرکب، میگن انکاس.»
همانطور که ویدیو را میبینم و صدایش را میشنوم که چطور کلمات را به زبان محلی، به زبان جاری میکند، جمله ویتگنشتاین در کتاب رساله منطقی ـ فلسفی به ذهنم میآید: «حدود زبان من، حدود جهان من است.» زبان سودا ساده و صمیمی و شفاف است، زبان او زبان شعر و موسیقی و هنر است. زبان او از جهانی خبر میدهد که در آن فرهنگ محلی، زنان، کسبوکار، غذا، موسیقی و هنر به هم پیوند خوردهاند. جهانی که در روایت او نه پیچیده و مرموز، که ملموس، زنده و قابل زیستن است.
.....
ادامه را در اسلایدها با در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/sevda-ebrahimi/
#نه_به_اعدام #سودا_ابراهیمی
@Tavaana_TavaanaTech
✍️سمیه سعیدی
دانشجوی دکتری جامعه شناسی فرهنگی
چند روزی است که خبر یک حکم اعدام دیگر در فضای مجازی وایرال شده است. دختری با چهرهای دلنشین، ساده و ظریف، چشمان میشیرنگ روشن و زیبا، گونههایی کمی برجسته، سیوسهساله و بلاگر ساکن بندرعباس. کنجکاو شدم صفحه اینستاگرامش را ببینم. تصاویر و ویدیوهایی را که به اشتراک گذاشته بود دیدم و میخکوب شدم. محتوای صفحهاش معرفی کافه، رستوران و اقامتگاه است، از انواع غذاهای بومی حرف میزند، از استان هرمزگان، از شهر بندرعباس، از جزیره قشم تا هرمز. از ایران میگوید، از وطنش، از سرزمینش. از معرفی کسبوکارها میگوید؛ از معرفی کارگاههای شمعسازی زنان کارآفرین، نقاشی، لیپگلاس، از هنر مکرمهبافی، هنر بومی استان میگوید کسبوکار زنان و دختران جنوب را معرفی میکند؛ دختران سرزمین آفتاب.
سودا، اگر نگوییم سفیر فرهنگی است، دستکم تفسیرکننده فرهنگ است. تولید محتوای فضای مجازی او رنگ و بوی غذا و رنگ و هنر و موسیقی دارد. او از فرهنگ میگوید، از رسم و رسوم جنوب ایران. در ویدیویی لغات بومی بندریها را به کار میبرد و میگوید: «بندریها به خرچنگ نمیگن خرچنگ، میگن سینگو؛ بندریها به ماهی مرکب نمیگن ماهی مرکب، میگن انکاس.»
همانطور که ویدیو را میبینم و صدایش را میشنوم که چطور کلمات را به زبان محلی، به زبان جاری میکند، جمله ویتگنشتاین در کتاب رساله منطقی ـ فلسفی به ذهنم میآید: «حدود زبان من، حدود جهان من است.» زبان سودا ساده و صمیمی و شفاف است، زبان او زبان شعر و موسیقی و هنر است. زبان او از جهانی خبر میدهد که در آن فرهنگ محلی، زنان، کسبوکار، غذا، موسیقی و هنر به هم پیوند خوردهاند. جهانی که در روایت او نه پیچیده و مرموز، که ملموس، زنده و قابل زیستن است.
.....
ادامه را در اسلایدها با در لینک زیر بخوانید:
https://tavaana.org/sevda-ebrahimi/
#نه_به_اعدام #سودا_ابراهیمی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15💔7❤1