فقر و تنگدستی به برکت جمهوری اسلامی گسترده شده است. هفتهای نیست که بازنشستگان سراسر کشور تجمع نداشته باشند. حداقل حقوقی که برای کارگران در سال آینده در نظر گرفته شده است، بسیار پایینتر از خط فقر است.
از طرف دیگر انواع تبعیضها بر زندگی مردم سایه افکنده است و در حالیکه اقشار زیادی از مردم توانایی خرید یک وعده غذا را ندارند، فرزندان متولیان امور در کشورهای غربی در ناز و نعمت زندگی میکنند.
جمهوری اسلامی اما، توسعه شهرهای موشکی را در برنامه خود قرار داده و هر روز از یک شهر موشکی رونمایی میکند.
چرا که حفظ نظام از اول واجبات است!
#شهر_موشکی #فقر #گرانی
@Tavaana_TavaanaTech
از طرف دیگر انواع تبعیضها بر زندگی مردم سایه افکنده است و در حالیکه اقشار زیادی از مردم توانایی خرید یک وعده غذا را ندارند، فرزندان متولیان امور در کشورهای غربی در ناز و نعمت زندگی میکنند.
جمهوری اسلامی اما، توسعه شهرهای موشکی را در برنامه خود قرار داده و هر روز از یک شهر موشکی رونمایی میکند.
چرا که حفظ نظام از اول واجبات است!
#شهر_موشکی #فقر #گرانی
@Tavaana_TavaanaTech
کاوه مدنی: فعالان محیطزیست «مزاحم» پروژههای امنیتی بودند
کاوه مدنی، استاد و پژوهشگر حوزه آب و محیطزیست، در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) به برخی روایتها درباره پرونده فعالان محیطزیستی واکنش نشان داد. او نوشت: «مشکل این نبود که بچههای محیطزیستی بهطور اتفاقی به فعالیتهای موشکی پی برده بودند، چون چنین اتفاقی هرگز رخ نداد.»
مدنی در ادامه تأکید کرد: «مشکل این بود که آنها بیآنکه خود بدانند، “مزاحم” و در مکانی “نامناسب” به دنبال حفظ حیات موجوداتی بودند که در محاسبات نظامی و امنیتی، ارزش حیاتی نداشتند.»
او همچنین در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به امکان ردیابی غیرمستقیم فعالیتهای بزرگ نظامی از طریق دادههای مصرف انرژی و منابع، نوشت اگر چنین محاسباتی به سادگی آنچه در فضای مجازی مطرح میشود بود، کارشناسان و نهادهای امنیتی خارجی پیشتر این اطلاعات را افشا میکردند و نیازی به چنین گمانهزنیهایی نبود. مدنی با طرح این پرسش که چرا متخصصان داخلی حوزه انرژی طی دهههای گذشته چنین مواردی را گزارش نکردهاند، نتیجه گرفت که این ادعاها با واقعیتهای فنی همخوانی ندارد.
همزمان با انتشار این اظهارات، شماری از کاربران شبکههای اجتماعی با بازنشر تصاویری از ورودیهای منسوب به شهرهای موشکی و سکوهای پرتاب در مناطق طبیعی، از پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی این پروژهها انتقاد کردند. برخی کاربران مدعی شدند منابع گسترده مالی کشور صرف توسعه زیرساختهای نظامی شده و این روند به تشدید فقر، فشار معیشتی و تخریب محیطزیست انجامیده است.
در بخشی از این واکنشها، کاربران با انتقاد از اولویتهای حکمرانی، این پروژهها را عامل محرومیت اقتصادی و آسیب به زیستبوم ایران دانسته و نسبت به پیامدهای اجتماعی و انسانی آن ابراز نگرانی کردهاند. برخی دیگر نیز به فضای دو قطبی شکلگرفته در جامعه اشاره کرده و از دفاع برخی جریانها از این سیاستها انتقاد کردهاند.
#شهر_موشکی #محیط_زیست #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
کاوه مدنی، استاد و پژوهشگر حوزه آب و محیطزیست، در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) به برخی روایتها درباره پرونده فعالان محیطزیستی واکنش نشان داد. او نوشت: «مشکل این نبود که بچههای محیطزیستی بهطور اتفاقی به فعالیتهای موشکی پی برده بودند، چون چنین اتفاقی هرگز رخ نداد.»
مدنی در ادامه تأکید کرد: «مشکل این بود که آنها بیآنکه خود بدانند، “مزاحم” و در مکانی “نامناسب” به دنبال حفظ حیات موجوداتی بودند که در محاسبات نظامی و امنیتی، ارزش حیاتی نداشتند.»
او همچنین در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به امکان ردیابی غیرمستقیم فعالیتهای بزرگ نظامی از طریق دادههای مصرف انرژی و منابع، نوشت اگر چنین محاسباتی به سادگی آنچه در فضای مجازی مطرح میشود بود، کارشناسان و نهادهای امنیتی خارجی پیشتر این اطلاعات را افشا میکردند و نیازی به چنین گمانهزنیهایی نبود. مدنی با طرح این پرسش که چرا متخصصان داخلی حوزه انرژی طی دهههای گذشته چنین مواردی را گزارش نکردهاند، نتیجه گرفت که این ادعاها با واقعیتهای فنی همخوانی ندارد.
همزمان با انتشار این اظهارات، شماری از کاربران شبکههای اجتماعی با بازنشر تصاویری از ورودیهای منسوب به شهرهای موشکی و سکوهای پرتاب در مناطق طبیعی، از پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی این پروژهها انتقاد کردند. برخی کاربران مدعی شدند منابع گسترده مالی کشور صرف توسعه زیرساختهای نظامی شده و این روند به تشدید فقر، فشار معیشتی و تخریب محیطزیست انجامیده است.
در بخشی از این واکنشها، کاربران با انتقاد از اولویتهای حکمرانی، این پروژهها را عامل محرومیت اقتصادی و آسیب به زیستبوم ایران دانسته و نسبت به پیامدهای اجتماعی و انسانی آن ابراز نگرانی کردهاند. برخی دیگر نیز به فضای دو قطبی شکلگرفته در جامعه اشاره کرده و از دفاع برخی جریانها از این سیاستها انتقاد کردهاند.
#شهر_موشکی #محیط_زیست #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔2
یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس ضمن انتشار تصاویری از دریچههای یک شهر موشکی در استان فارس، نوشت:
«کولبر و سوختبر و میلیونها نفر در فقر نگه داشته شدن تا این شهرهای موشکی ساخته بشن. میلیونها نفر در حسرت یک زندگی نرمال موندن تا این موشکها و شهرهای موشکی ساخته بشن. محیط زیست رو نابود کردن تا شهر موشکی بسازن. مردم رو بدبخت کردن تا شهر موشکی بسازن. لعنت به جمهوری اسلامی»
کاربر دیگری نوشت:
«حالا کاش در جهت حفاظت از کشور بود، همش در جهت توهمات یه مشت روان پریشه که برن قدس رو آزاد کنن و کربلا رو ضمیمه کنن و بقیه رو نابود کنن. تازه یه عده الان دارن دفاع میکنن و وطن دوست شدن. یادشون رفته با کی طرفن پنجاه ساله، البته خیلیهاشون نگران منافعشون هستن. »
در ادامه این بحثها، برخی کاربران با اشاره به پروژههای زیرساختی نظامی در مناطق مختلف، از جمله ساخت تأسیسات زیرزمینی در برخی استانها، مدعی شدهاند که چنین طرحهایی پیامدهای زیستمحیطی و مصرف گسترده منابعی چون آب و انرژی را به همراه داشته است. این ادعاها در حالی مطرح میشود که آمار دقیق و رسمی درباره ابعاد این پروژهها منتشر نشده و برآوردها عمدتاً بر پایه تحلیلهای غیررسمی و مشاهدات میدانی است. برخی گزارشها از وجود چند ده پایگاه موشکی زیرزمینی در سراسر کشور خبر میدهند، اما تعداد دقیق آن به دلیل محرمانه بودن اطلاعات نظامی به طور رسمی اعلام نمیشود.
در این میان، کاربران منتقد با طرح این پرسش که چگونه مدیریت منابع طبیعی و توسعه نظامی در کنار هم قرار گرفتهاند، به پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی این سیاستها اشاره کردهاند. برخی نیز با یادآوری بحرانهایی مانند خشکشدن منابع آبی و سرکوب اعتراضات کشاورزان در استانهای مختلف کشور در طی سالهای گذشته، خواهان شفافیت تخصیص منابع آبی به پروژههای نظامی شدند.
#شهر_موشکی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
«کولبر و سوختبر و میلیونها نفر در فقر نگه داشته شدن تا این شهرهای موشکی ساخته بشن. میلیونها نفر در حسرت یک زندگی نرمال موندن تا این موشکها و شهرهای موشکی ساخته بشن. محیط زیست رو نابود کردن تا شهر موشکی بسازن. مردم رو بدبخت کردن تا شهر موشکی بسازن. لعنت به جمهوری اسلامی»
کاربر دیگری نوشت:
«حالا کاش در جهت حفاظت از کشور بود، همش در جهت توهمات یه مشت روان پریشه که برن قدس رو آزاد کنن و کربلا رو ضمیمه کنن و بقیه رو نابود کنن. تازه یه عده الان دارن دفاع میکنن و وطن دوست شدن. یادشون رفته با کی طرفن پنجاه ساله، البته خیلیهاشون نگران منافعشون هستن. »
در ادامه این بحثها، برخی کاربران با اشاره به پروژههای زیرساختی نظامی در مناطق مختلف، از جمله ساخت تأسیسات زیرزمینی در برخی استانها، مدعی شدهاند که چنین طرحهایی پیامدهای زیستمحیطی و مصرف گسترده منابعی چون آب و انرژی را به همراه داشته است. این ادعاها در حالی مطرح میشود که آمار دقیق و رسمی درباره ابعاد این پروژهها منتشر نشده و برآوردها عمدتاً بر پایه تحلیلهای غیررسمی و مشاهدات میدانی است. برخی گزارشها از وجود چند ده پایگاه موشکی زیرزمینی در سراسر کشور خبر میدهند، اما تعداد دقیق آن به دلیل محرمانه بودن اطلاعات نظامی به طور رسمی اعلام نمیشود.
در این میان، کاربران منتقد با طرح این پرسش که چگونه مدیریت منابع طبیعی و توسعه نظامی در کنار هم قرار گرفتهاند، به پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی این سیاستها اشاره کردهاند. برخی نیز با یادآوری بحرانهایی مانند خشکشدن منابع آبی و سرکوب اعتراضات کشاورزان در استانهای مختلف کشور در طی سالهای گذشته، خواهان شفافیت تخصیص منابع آبی به پروژههای نظامی شدند.
#شهر_موشکی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤4
"«شهر موشکی برای افراد پوشکی»
اینها با هزینه مردم ایران شهر موشکی برای نگهداشتن خودشون درست کردن، در صورتیکه حتی توان نگهداری دستشوییشون رو هم ندارن"
این متن را یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس، همراه با تصویری از تعدادی از آخوندهای سالخورده منتشر کرده است.
گرچه این جملات لحنی طنزآمیز دارد، اما واقعیتی تلخ را بازتاب میدهد: حکومتی که به جای تقویت مشروعیت خود در داخل کشور و رسیدگی به رفاه مردم، مسیر بقا را در توسعه ساختارهای نظامی و ایجاد «شهرهای موشکی» جستوجو کرده است.
شهرهای موشکیای که هر یک میلیاردها دلار هزینه بر کشور تحمیل کردهاند. اما مسئله فقط هزینههای مالی نیست؛ منابع آبی مصرفشده برای ساخت و خنکسازی این تأسیسات، انرژی صرفشده و نیروی انسانی بهکارگرفتهشده نیز بخشی از این هزینه پنهان است. منابعی که میتوانست صرف توسعه، آبادانی، رونق کشاورزی و صنعت، و بهبود وضعیت محیط زیست شود.
با این حال، در شرایطی که سیاستهای تنشزا و نگاه امنیتی بر تصمیمگیریها سایه انداخته، بخش قابلتوجهی از ثروت کشور طی سالها بهصورت مخفیانه صرف پروژههای نظامی شده است؛ پروژههایی که بیش از آنکه در خدمت رفاه مردم باشند، در راستای اهداف ایدئولوژیک و ستیزهجویانه متطقهای تعریف شدهاند.
ملایان پیر، برای آنکه دو روز بیشتر بقا داشته باشند، به خاطر باورهای آخرالزمانی و خرافی و ستیزهجویانه خود، امنیت و آبادانی و زندگی یک کشور را گروگان گرفتهاند.
اما فقط آنها مسئول نیستند، مهندسان و متخصصان و شرکتها و سازمانهایی که عالمانه و عامدانه با آنها همکاری کردند هم باید پاسخگو باشند. این ملایان که بدون کمک آنها هرگز نمیتوانستند از عهده پروژهها برآیند. آنها حتی توان انجام کارهای شخصی خودشان را هم ندارند.
#شهر_موشکی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
"«شهر موشکی برای افراد پوشکی»
اینها با هزینه مردم ایران شهر موشکی برای نگهداشتن خودشون درست کردن، در صورتیکه حتی توان نگهداری دستشوییشون رو هم ندارن"
این متن را یکی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس، همراه با تصویری از تعدادی از آخوندهای سالخورده منتشر کرده است.
گرچه این جملات لحنی طنزآمیز دارد، اما واقعیتی تلخ را بازتاب میدهد: حکومتی که به جای تقویت مشروعیت خود در داخل کشور و رسیدگی به رفاه مردم، مسیر بقا را در توسعه ساختارهای نظامی و ایجاد «شهرهای موشکی» جستوجو کرده است.
شهرهای موشکیای که هر یک میلیاردها دلار هزینه بر کشور تحمیل کردهاند. اما مسئله فقط هزینههای مالی نیست؛ منابع آبی مصرفشده برای ساخت و خنکسازی این تأسیسات، انرژی صرفشده و نیروی انسانی بهکارگرفتهشده نیز بخشی از این هزینه پنهان است. منابعی که میتوانست صرف توسعه، آبادانی، رونق کشاورزی و صنعت، و بهبود وضعیت محیط زیست شود.
با این حال، در شرایطی که سیاستهای تنشزا و نگاه امنیتی بر تصمیمگیریها سایه انداخته، بخش قابلتوجهی از ثروت کشور طی سالها بهصورت مخفیانه صرف پروژههای نظامی شده است؛ پروژههایی که بیش از آنکه در خدمت رفاه مردم باشند، در راستای اهداف ایدئولوژیک و ستیزهجویانه متطقهای تعریف شدهاند.
ملایان پیر، برای آنکه دو روز بیشتر بقا داشته باشند، به خاطر باورهای آخرالزمانی و خرافی و ستیزهجویانه خود، امنیت و آبادانی و زندگی یک کشور را گروگان گرفتهاند.
اما فقط آنها مسئول نیستند، مهندسان و متخصصان و شرکتها و سازمانهایی که عالمانه و عامدانه با آنها همکاری کردند هم باید پاسخگو باشند. این ملایان که بدون کمک آنها هرگز نمیتوانستند از عهده پروژهها برآیند. آنها حتی توان انجام کارهای شخصی خودشان را هم ندارند.
#شهر_موشکی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💯11❤1🕊1
نیلوفر بیانی؛ روایت یک قربانی در تقاطع امنیت و محیطزیست
در روزهایی که نام «شهرهای موشکی» و پروژههای نظامی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری مطرح شده، بازخوانی پرونده فعالان محیطزیست، بهویژه نیلوفر بیانی، معنایی تازه پیدا میکند؛ روایتی که نهفقط از سرکوب، بلکه از برخورد دو جهان متفاوت حکایت دارد: جهان حفاظت از طبیعت و جهان امنیتیسازی همهچیز.
نیلوفر بیانی، کارشناس محیطزیست و فارغالتحصیل دانشگاههای معتبر بینالمللی، یکی از چهرههایی بود که با هدف حفظ حیاتوحش به ایران بازگشت. او سالها در پروژههای بینالمللی، از جمله در برنامه محیطزیست سازمان ملل، فعالیت کرده بود و در سال ۱۳۹۶ همکاری خود را با مؤسسه میراث حیاتوحش پارسیان آغاز کرد. اما تنها چند ماه بعد، در بهمن همان سال، به همراه جمعی از فعالان محیطزیست بازداشت شد؛ بازداشتی که به یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای امنیتی سالهای اخیر تبدیل شد.
در روایتهایی که بعدتر از درون زندان منتشر شد، تصویر تکاندهندهای از آنچه بر او گذشته، شکل گرفت. بیانی از «دستکم ۱۲۰۰ ساعت بازجویی» سخن گفت؛ بازجوییهایی همراه با شدیدترین فشارهای روانی، تهدیدهای مکرر به شکنجه فیزیکی و حتی تهدیدهای جنسی. او نوشته بود که بازجویان برای گرفتن اعترافات ساختگی، او را وادار به رفتارهای تحقیرآمیز، از جمله تقلید صدای حیوانات کرده و با تهدید به تزریق آمپولهای فلجکننده یا حتی «آمپول هوا» تلاش کردهاند او را بشکنند.
در بخشی از این فشارها، به او تصویر جسد کاووس سیدامامی نشان داده شده و هشدار داده بودند که سرنوشت او و خانوادهاش نیز میتواند مشابه باشد. در روایت دیگری، بیانی از انتقال به ویلایی در لواسان و مواجهه با رفتارهایی که خود «غیراخلاقی و غیراسلامی» توصیف کرده، سخن گفته است؛ تجربهای که نشان میدهد فشارها تنها به بازجوییهای رسمی محدود نبوده است.
او در نامههای متعدد به مقامهای مختلف، از جمله رئیس وقت قوه قضاییه و حتی رهبر جمهوری اسلامی، نسبت به این رفتارها اعتراض کرد؛ اما نهتنها پاسخی دریافت نکرد، بلکه به گفته خودش، پس از هر بار افشاگری، فشارها و تهدیدها افزایش یافت. در یکی از این نامهها، از توهینهای جنسی مکرر و تلاش بازجویان برای وادار کردن او به مشارکت در سناریوهای ساختگی سخن گفته است. او حتی در «آخرین دفاع» خود نیز از ترس دائمی از تعرض جنسی در طول بازجوییها نوشته؛ ترسی که به گفته او هرگز پایان نیافت.
با وجود این روایتها، دستگاه قضایی نهتنها این ادعاها را بررسی نکرد، بلکه بر اساس همان اعترافات مورد مناقشه، احکام سنگینی علیه متهمان صادر شد. این در حالی بود که وزارت اطلاعات، بهعنوان نهاد رسمی تشخیص جرایم جاسوسی، اساساً اتهام جاسوسی علیه این فعالان را بیپایه دانسته بود.
در این میان، تحلیلهایی که امروز از سوی کارشناسانی چون کاوه مدنی مطرح میشود، ابعاد تازهای به این پرونده میدهد. او تأکید کرده که ادعای دسترسی تصادفی فعالان محیطزیست به اطلاعات نظامی از طریق دوربینهای تلهای «هیچگونه» صحتی ندارد. به گفته او، مسئله اصلی این بود که این فعالان، ناخواسته در مکانهایی حضور داشتند که در نگاه امنیتی «نامناسب» تلقی میشد؛ مناطقی که شاید در آنها پروژههای نظامی جریان داشته، اما برای این فعالان تنها زیستگاه گونههای در حال انقراض بوده است.
از این منظر، پرونده نیلوفر بیانی را میتوان نمونهای از برخورد امنیتی با فعالیتهای مدنی دانست؛ جایی که حفاظت از یوزپلنگ آسیایی یا سایر گونههای حیاتوحش، بهجای حمایت، به سوءظن و اتهام تبدیل شد. افرادی که نه با نیت سیاسی، بلکه با دغدغه علمی و زیستمحیطی وارد میدان شده بودند، ناگهان در میانه یک روایت امنیتی گرفتار شدند.
بیانی سرانجام پس از سالها تحمل زندان، در فروردین ۱۴۰۳ و در قالب یک عفو آزاد شد. اما این آزادی، نمیتواند سالهایی را که در شرایطی توأم با فشار، تهدید و محرومیت سپری شد، جبران کند.
امروز، با پررنگ شدن دوباره بحث پروژههای نظامی در مناطق مختلف ایران، این پرسش بیش از پیش مطرح است: چند نفر دیگر، تنها به این دلیل که در مسیر حفظ طبیعت «در جای نامناسب» قرار گرفتند، به سرنوشتی مشابه دچار شدند؟ پرونده نیلوفر بیانی، فقط روایت یک فرد نیست؛ نمادی است از هزینهای که جامعه مدنی در برخورد با ساختارهای امنیتی میپردازد، هزینهای که گاه به قیمت سالها از بهترین سالهای زندگی تمام میشود.
#نیلوفر_بیانی #محیط_زیست #شهر_موشکی #کاووس_سیدامامی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهایی که نام «شهرهای موشکی» و پروژههای نظامی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری مطرح شده، بازخوانی پرونده فعالان محیطزیست، بهویژه نیلوفر بیانی، معنایی تازه پیدا میکند؛ روایتی که نهفقط از سرکوب، بلکه از برخورد دو جهان متفاوت حکایت دارد: جهان حفاظت از طبیعت و جهان امنیتیسازی همهچیز.
نیلوفر بیانی، کارشناس محیطزیست و فارغالتحصیل دانشگاههای معتبر بینالمللی، یکی از چهرههایی بود که با هدف حفظ حیاتوحش به ایران بازگشت. او سالها در پروژههای بینالمللی، از جمله در برنامه محیطزیست سازمان ملل، فعالیت کرده بود و در سال ۱۳۹۶ همکاری خود را با مؤسسه میراث حیاتوحش پارسیان آغاز کرد. اما تنها چند ماه بعد، در بهمن همان سال، به همراه جمعی از فعالان محیطزیست بازداشت شد؛ بازداشتی که به یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای امنیتی سالهای اخیر تبدیل شد.
در روایتهایی که بعدتر از درون زندان منتشر شد، تصویر تکاندهندهای از آنچه بر او گذشته، شکل گرفت. بیانی از «دستکم ۱۲۰۰ ساعت بازجویی» سخن گفت؛ بازجوییهایی همراه با شدیدترین فشارهای روانی، تهدیدهای مکرر به شکنجه فیزیکی و حتی تهدیدهای جنسی. او نوشته بود که بازجویان برای گرفتن اعترافات ساختگی، او را وادار به رفتارهای تحقیرآمیز، از جمله تقلید صدای حیوانات کرده و با تهدید به تزریق آمپولهای فلجکننده یا حتی «آمپول هوا» تلاش کردهاند او را بشکنند.
در بخشی از این فشارها، به او تصویر جسد کاووس سیدامامی نشان داده شده و هشدار داده بودند که سرنوشت او و خانوادهاش نیز میتواند مشابه باشد. در روایت دیگری، بیانی از انتقال به ویلایی در لواسان و مواجهه با رفتارهایی که خود «غیراخلاقی و غیراسلامی» توصیف کرده، سخن گفته است؛ تجربهای که نشان میدهد فشارها تنها به بازجوییهای رسمی محدود نبوده است.
او در نامههای متعدد به مقامهای مختلف، از جمله رئیس وقت قوه قضاییه و حتی رهبر جمهوری اسلامی، نسبت به این رفتارها اعتراض کرد؛ اما نهتنها پاسخی دریافت نکرد، بلکه به گفته خودش، پس از هر بار افشاگری، فشارها و تهدیدها افزایش یافت. در یکی از این نامهها، از توهینهای جنسی مکرر و تلاش بازجویان برای وادار کردن او به مشارکت در سناریوهای ساختگی سخن گفته است. او حتی در «آخرین دفاع» خود نیز از ترس دائمی از تعرض جنسی در طول بازجوییها نوشته؛ ترسی که به گفته او هرگز پایان نیافت.
با وجود این روایتها، دستگاه قضایی نهتنها این ادعاها را بررسی نکرد، بلکه بر اساس همان اعترافات مورد مناقشه، احکام سنگینی علیه متهمان صادر شد. این در حالی بود که وزارت اطلاعات، بهعنوان نهاد رسمی تشخیص جرایم جاسوسی، اساساً اتهام جاسوسی علیه این فعالان را بیپایه دانسته بود.
در این میان، تحلیلهایی که امروز از سوی کارشناسانی چون کاوه مدنی مطرح میشود، ابعاد تازهای به این پرونده میدهد. او تأکید کرده که ادعای دسترسی تصادفی فعالان محیطزیست به اطلاعات نظامی از طریق دوربینهای تلهای «هیچگونه» صحتی ندارد. به گفته او، مسئله اصلی این بود که این فعالان، ناخواسته در مکانهایی حضور داشتند که در نگاه امنیتی «نامناسب» تلقی میشد؛ مناطقی که شاید در آنها پروژههای نظامی جریان داشته، اما برای این فعالان تنها زیستگاه گونههای در حال انقراض بوده است.
از این منظر، پرونده نیلوفر بیانی را میتوان نمونهای از برخورد امنیتی با فعالیتهای مدنی دانست؛ جایی که حفاظت از یوزپلنگ آسیایی یا سایر گونههای حیاتوحش، بهجای حمایت، به سوءظن و اتهام تبدیل شد. افرادی که نه با نیت سیاسی، بلکه با دغدغه علمی و زیستمحیطی وارد میدان شده بودند، ناگهان در میانه یک روایت امنیتی گرفتار شدند.
بیانی سرانجام پس از سالها تحمل زندان، در فروردین ۱۴۰۳ و در قالب یک عفو آزاد شد. اما این آزادی، نمیتواند سالهایی را که در شرایطی توأم با فشار، تهدید و محرومیت سپری شد، جبران کند.
امروز، با پررنگ شدن دوباره بحث پروژههای نظامی در مناطق مختلف ایران، این پرسش بیش از پیش مطرح است: چند نفر دیگر، تنها به این دلیل که در مسیر حفظ طبیعت «در جای نامناسب» قرار گرفتند، به سرنوشتی مشابه دچار شدند؟ پرونده نیلوفر بیانی، فقط روایت یک فرد نیست؛ نمادی است از هزینهای که جامعه مدنی در برخورد با ساختارهای امنیتی میپردازد، هزینهای که گاه به قیمت سالها از بهترین سالهای زندگی تمام میشود.
#نیلوفر_بیانی #محیط_زیست #شهر_موشکی #کاووس_سیدامامی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤4
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز پنجشنبه ۶فروردین۱۴۰۵ تصاویری از اقامه نماز جماعت تعدادی از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی در تونلهای یکی از شهرهای موشکی هوافضای سپاه «برای اولین بار» از شبکه سه صدا و سیمای جمهوری اسلامی منتشر شد.
شهرهای موشکی سپاه از موضوعات پربحث اینروزهای شبکههای اجتماعی است.
#نمازجماعت #شهر_موشکی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شهرهای موشکی سپاه از موضوعات پربحث اینروزهای شبکههای اجتماعی است.
#نمازجماعت #شهر_موشکی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402