Forwarded from گفتوشنود
صیانت از خود و مقاومت در برابر دیگری:
سازوکار فرویدیِ گریز از حقیقت و تفاوت
در روانکاوی فروید، «صیانت از خود» تنها به معنای حفاظت جسمی نیست؛ بلکه نظامی روانی است که انسان را از اضطراب، تعارض و فروپاشی درونی حفظ میکند.
از این منظر، ذهن برای دوام آوردن، حقیقت را تنها زمانی میپذیرد که با انسجام درونیاش سازگار باشد.
هر واقعیتی که تصویر فرد از خود، جهان یا باورهایش را تهدید کند، در ذهن بهصورت خطر تجربه میشود و سازوکارهای دفاعی فعال میشوند: انکار، سرکوب، عقلانیسازی
یا فرافکنی.
همین سازوکار است که مقاومت انسان در برابر «دیگری» را توضیح میدهد.
دیگری، با باورها، ارزشها یا سبک زندگی متفاوت، واقعیتی بیرونی است که میتواند نظم روانی فرد را مختل کند، زیرا تفاوت شکافی در میان قطعیتهای درونی ایجاد میکند.
برای فروید، باورهای شخصی فقط اندیشه نیستند؛ بخشی از ساختار روانیاند و تکیهگاه صیانت نفس.
در نتیجه، مواجهه با دیگری نه صرفا مبادله نظر، بلکه برخوردی تهدیدکننده با چیزی است که ممکن است بنیان هویتی را سست کند.
ذهن برای جلوگیری از این لرزش، همان دفاعهایی را بهکار میگیرد که در برابر حقیقت ناخوشایند بهکار میبرد:
دیگری بیاعتبار میشود، سادهسازی یا کلیشهسازی میشود، یا بهعنوان دشمن و تهدید بازنمایی میگردد.
این واکنشها نشانه ضعف اخلاقی نیست؛ بلکه از دید فروید، عملکرد طبیعی روان برای حفظ انسجام و جلوگیری از فروپاشی است.
به این ترتیب، الگوی بنیادین چنین است:
صیانت از خود → تحریف حقیقت → مقاومت در برابر دیگری.
یعنی همان نیرویی که انسان را از اضطراب درونی محافظت میکند، او را در برابر پذیرش تفاوت و مواجههٔ واقعی با دیگری نیز مقاوم میسازد.
انسان تنها زمانی میتواند دیگری را بپذیرد که روانش ظرفیت تحمل گسست در باورهای خودساخته و مواجهه با حقیقتهای ناهمخوان را پیدا کرده باشد.
#فروید #صیانت_از_خود #دیگری #تفاوت #باور #روان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صیانت از خود و مقاومت در برابر دیگری:
سازوکار فرویدیِ گریز از حقیقت و تفاوت
در روانکاوی فروید، «صیانت از خود» تنها به معنای حفاظت جسمی نیست؛ بلکه نظامی روانی است که انسان را از اضطراب، تعارض و فروپاشی درونی حفظ میکند.
از این منظر، ذهن برای دوام آوردن، حقیقت را تنها زمانی میپذیرد که با انسجام درونیاش سازگار باشد.
هر واقعیتی که تصویر فرد از خود، جهان یا باورهایش را تهدید کند، در ذهن بهصورت خطر تجربه میشود و سازوکارهای دفاعی فعال میشوند: انکار، سرکوب، عقلانیسازی
یا فرافکنی.
همین سازوکار است که مقاومت انسان در برابر «دیگری» را توضیح میدهد.
دیگری، با باورها، ارزشها یا سبک زندگی متفاوت، واقعیتی بیرونی است که میتواند نظم روانی فرد را مختل کند، زیرا تفاوت شکافی در میان قطعیتهای درونی ایجاد میکند.
برای فروید، باورهای شخصی فقط اندیشه نیستند؛ بخشی از ساختار روانیاند و تکیهگاه صیانت نفس.
در نتیجه، مواجهه با دیگری نه صرفا مبادله نظر، بلکه برخوردی تهدیدکننده با چیزی است که ممکن است بنیان هویتی را سست کند.
ذهن برای جلوگیری از این لرزش، همان دفاعهایی را بهکار میگیرد که در برابر حقیقت ناخوشایند بهکار میبرد:
دیگری بیاعتبار میشود، سادهسازی یا کلیشهسازی میشود، یا بهعنوان دشمن و تهدید بازنمایی میگردد.
این واکنشها نشانه ضعف اخلاقی نیست؛ بلکه از دید فروید، عملکرد طبیعی روان برای حفظ انسجام و جلوگیری از فروپاشی است.
به این ترتیب، الگوی بنیادین چنین است:
صیانت از خود → تحریف حقیقت → مقاومت در برابر دیگری.
یعنی همان نیرویی که انسان را از اضطراب درونی محافظت میکند، او را در برابر پذیرش تفاوت و مواجههٔ واقعی با دیگری نیز مقاوم میسازد.
انسان تنها زمانی میتواند دیگری را بپذیرد که روانش ظرفیت تحمل گسست در باورهای خودساخته و مواجهه با حقیقتهای ناهمخوان را پیدا کرده باشد.
#فروید #صیانت_از_خود #دیگری #تفاوت #باور #روان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10