آموزشکده توانا
47.9K subscribers
43.3K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
ابوالفضل و علیرضا سپاهی، پسرعمو و هم‌پرونده، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارند و جان هر دو در خطر جدی است.

رابطه این دو تنها به نسبت پسرعمو بودن محدود نمی‌شود؛ یکی از آن‌ها با دخترعموی خود، یعنی خواهر دیگری، ازدواج کرده و در نتیجه، علاوه بر پسرعمو بودن، یکی داماد خانواده دیگر نیز هست.
امروز آخرین ملاقات آن‌ها با خانواده برگزار شد؛ دیداری تلخ با مادری که هم‌زمان باید با پسر و دامادش، که قرار است اعدام شوند، خداحافظی کند. این مادر خود نیز با حکم پنج سال حبس در زندان به سر می‌برد و برای انجام این آخرین ملاقات، او را از زندان به محل ملاقات منتقل کردند.

این روایت، تصویری دردناک از پیامدهای انسانی احکام اعدام است؛ خانواده‌ای که هم‌زمان با خطر از دست دادن دو عزیز خود، با زندانی بودن مادر نیز روبه‌روست. ابوالفضل و علیرضا سپاهی از متهمان پرونده میدان علیخانی در اصفهان هستند. در این پرونده ۱۲ نفر محکوم به اعدام شده‌اند و دیروز دونفر از آن‌ها اعدام شدند.

#نه_به‌_اعدام #ابوالفضل_سپاهی #علیرضا_سپاهی

@Tavaana_TavaanaTech
💔47❤5🕊1
رد اعاده دادرسی علیرضا سپاهی بدون تشکیل جلسه؛ پرونده برای اجرای حکم اعدام ارسال شد

شهرزاد شهبازی، وکیل علیرضا سپاهی، از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی اصفهان»، اعلام کرد شعبه هم‌عرض دادگاه انقلاب اصفهان، با وجود تجویز اعاده دادرسی از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور، بدون تشکیل جلسه رسیدگی درخواست اعاده دادرسی موکلش را رد و پرونده را برای اجرای حکم اعدام به شعبه اجرای احکام ارسال کرده است.

شهبازی روز چهارشنبه ۱۱ شهریور در صفحه اینستاگرام خود نوشت که پس از تجویز اعاده دادرسی از سوی شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور انتظار می‌رفت پرونده «در چارچوب موازین قانونی و با رعایت کامل حقوق دفاعی» مورد رسیدگی قرار گیرد.

این وکیل دادگستری اعلام کرده است روز شنبه بار دیگر درخواست اعاده دادرسی را تقدیم خواهد کرد و «تمامی ظرفیت‌های قانونی برای توقف اجرای حکم و رسیدگی مجدد به پرونده» را پیگیری می‌کند.

علیرضا سپاهی پیش‌تر قرار بود بامداد سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۴۰۵ همراه با ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسین‌آبادی اعدام شود، اما پیش از انتقال به محل اجرای حکم دچار سکته شد و در پی وخامت وضعیت جسمانی به بیمارستان انتقال یافت. او دو روز بعد، پس از دریافت خدمات درمانی، به زندان دستگرد اصفهان بازگردانده شد.

ابوالفضل سپاهی بادجانی (پسرعموی علیرضا) و امیرحسین صفری حسین‌آبادی همان بامداد ۶ مرداد اعدام شدند.

بر اساس اطلاعات رسیده، مأموران هنگام بازداشت علیرضا سپاهی، با وجود آنکه مقاومتی از سوی او صورت نگرفته بود، چهار گلوله به پای او شلیک کردند. همچنین گزارش‌هایی از شکنجه شدید او و دیگر متهمان این پرونده در دوران بازجویی منتشر شده است.

پرونده «میدان علیخانی» مربوط به گروهی از معترضان بازداشت‌شده در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان است. دیوان عالی کشور در تیرماه ۱۴۰۵ احکام اعدام ۱۲ متهم این پرونده را تأیید و پرونده آنان را برای اجرای حکم ارسال کرد.

تاکنون پنج نفر از محکومان این پرونده اعدام شده‌اند و هفت نفر دیگر همچنان با خطر اجرای حکم اعدام مواجه‌اند.

با ارسال مجدد پرونده علیرضا سپاهی به اجرای احکام و در شرایطی که درخواست تازه اعاده دادرسی هنوز ارائه نشده است، نگرانی از اجرای قریب‌الوقوع حکم او افزایش یافته است. همچنین بر اساس اطلاعات رسیده، خطر اجرای حکم شماری دیگر از محکومان این پرونده در ساعات یا روزهای آینده جدی است.

#علیرضا_سپاهی #نه_به‌_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔19❤2🕊2
مهدی محمودیان فعال حقوق بشر در حساب کاربری ایکس خود از انتقال مجدد علیرضا سپاهی از بند عمومی به سلول انفرادی خبر داد. مهدی محمودیان این خبر را شامگاه جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ منتشر کرده است.

علیرضا سپاهی یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان و از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» است که به اتهام مواردی از جمله قتل مأموران امنیتی در جریان اعتراضات به اعدام محکوم شده است.

پس از رد درخواست اعاده دادرسی او توسط دادگاه انقلاب اصفهان و با وجود اینکه اجرای حکم اعدام او پیش‌تر به دلیل سکته قلبی و انتقال به بیمارستان موقتاً به تعویق افتاده بود، پرونده‌اش به اجرای احکام ارسال شد و او برای اجرای قریب‌الوقوع حکم از بند عمومی به سلول انفرادی زندان دستگرد اصفهان منتقل شده است.

در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان، از مجموع ۵۹ نفر بازداشتی ۱۲ نفر به اعدام محکوم شده‌اند، تا کنون حکم ۵ نفر به اجرا درآمده است و خطر اجرای حکم سایر محکومان این پرونده، از جمله علیرضا سپاهی، به شدت آن‌ها را تهدید می‌کند.

#علیرضا_سپاهی #میدان_علیخانی #نه_به_اعدام
💔18🕊3
خطر قریب‌الوقوع اعدام علیرضا سپاهی؛ انتقال به انفرادی و فراخوان خانواده برای ملاقات آخر

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، علیرضا سپاهی، از زندانیان پرونده «میدان علیخانی اصفهان»، از بند عمومی زندان دستگرد این شهر به سلول انفرادی منتقل شده است. این انتقال نگرانی‌های جدی درباره اجرای حکم اعدام او زا افزایش داده است.

علیرضا سپاهی امروز (۱۲ مهر) از بند عمومی زندان دستگرد به سلول انفرادی منتقل شد.

همچنین در گزارش‌ها آمده: سمیه افشار، مادر او که خود در همین پرونده به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده، به همراه سایر اعضای خانواده برای «آخرین دیدار» با فرزندشان فراخوانده شده‌اند؛ رویدادی که معمولا نشان‌دهنده آماده‌سازی برای اجرای حکم در ساعات آینده است.

علیرضا سپاهی پیش‌تر در زمان انتقال به محل اجرای حکم دچار سکته و عارضه قلبی شده و به بیمارستان انتقال یافته بود. با وجود تلاش‌های وکیل پرونده، برای ثبت و پیگیری اعاده دادرسی، حکم همچنان در مرحله اجرا قرار دارد.


#نه_به_اعدام #علیرضا_سپاهی #پرونده_میدان_علیخانی
💔42🕊5❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عقد در زندان؛ عشق در سایه اعدام
علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی، دو جوان زندانی که عاشق یکدیگرند، در شرایطی خطبه عقدشان را در زندان خواندند که علیرضا با خطر اجرای حکم اعدام روبه‌روست و مهشاد نیز به پنج سال حبس محکوم شده است.
آن‌ها در میان دیوارهای زندان تصمیم گرفتند زندگی مشترکشان را آغاز کنند؛ زندگی‌ای که پیش از آن‌که فرصت آغاز واقعی پیدا کند، سایه اعدام بر آن افتاده است. خطبه عقد علیرضا و مهشاد را امیرسالار داوودی، وکیل دادگستری، خوانده است.
اکنون یکی از خواسته‌های علیرضا پیش از اجرای حکم، دیدار با همسرش مهشاد است؛ دیداری میان دو زندانی که ممکن است آخرین دیدارشان باشد.
اعدام فقط گرفتن جان یک انسان نیست. هر حکم اعدام، زندگی کسان دیگری را نیز برای همیشه دگرگون می‌کند؛ پدر و مادر، خواهر و برادر، همسر و همه کسانی که آینده‌شان را با آن انسان گره زده‌اند.
علیرضا و مهشاد حق داشتند مانند میلیون‌ها جوان دیگر، ازدواجشان را بیرون از زندان جشن بگیرند؛ برای آینده برنامه بریزند، خانه‌ای بسازند و فرصت زندگی‌کردن داشته باشند. اکنون اما به‌جای آغاز یک زندگی مشترک، با احتمال یک جدایی جبران‌ناپذیر روبه‌رو هستند.
تا زمانی که امکان جلوگیری از اجرای حکم وجود دارد، نباید سکوت کرد. صدای علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی باشیم و خواستار توقف اجرای حکم اعدام او شویم.
برای فرصت زندگی؛ برای عشق؛ برای حق زیستن.
#علیرضا_سپاهی
#مهشاد_کشانی
#نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊25❤8
‌
بامداد امروز دوشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۴۰۵، جمهوری اسلامی دو تن از معترضان دی ماه ۱۴۰۴ را در اصفهان به قتل رساند.
علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی اصفهان بودند، که همراه با تعدادی دیگر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شده بودند. علیرضا سپاهی چند ماه پیش قرار بود همراه با پسرعمویش ابوالفضل (که همسر خواهر علیرضا است) اعدام شود، علیرضا هنگام انتقال برای اعدام سکته کرده بود و به بیمارستان منتقل شد و بعد از یک روز به زندان برگردانده شد.

متهمان این پرونده به شدت شکنجه شده بودند و از همان ابتدا در هنگام بازداشت با آن‌ها به شدت وحشیانه رفتار شده بود. علیرضا رئیسی را تهدید به قتل با آمپول هوا کرده بودند، علیرضا سپاهی را با شلیک چهار. گلوله به پاهایش بازداشت کرده بودند، در حالی که او هیچ مقاومتی نکرده بود.

کل پرونده بر اساس اعترافات اجباری زیر شکنجه تنظیم شد.

علیرضا سپاهی به تازگی در حبس با مهشاد کشانی (زندانی سیاسی که در حال گذراندن حبس است) وصلت کرده بود. آن دو هرگز با هم ملاقات نکردند... و مهشاد حالا نوعروسی عزادار است.

مادر جاویدنام علیرضا سپاهی نیز از بازداشت‌شدگان دی ماه است که به پنج سال حبس محکوم شده است.

جاویدنام علیرضا رئیسی از اقوام نزدیک جاویدنام رامین رئیشی از کشته‌شدگان دی ماه در اصفهان بوده است.

#نه_به_اعدام #علیرضا_سپاهی #علیرضا_رئیسی

@Tavaana_TavaanaTech
💔60🕊6❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
صحبت‌های دایی علیرضا رئیسی درباره اجرای حکم اعدام

دایی علیرضا رئیسی بعد از اجرای حکم اعدام خواهرزاده‌اش این ویدئو را منتشر کرد:
«داغ علیرضا رئیسی را روی جگر ما گذاشتید، جگرتون خون بشه الهی!»


علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی، دو متهم پرونده «علیخانی اصفهان» اعدام شدند. این دو معترض امروز، دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵، در زندان دستگرد اصفهان اعدام شده‌اند.
متهمان این پرونده به شدت شکنجه شده بودند و از همان ابتدا در هنگام بازداشت با آن‌ها به شدت وحشیانه رفتار شده بود. علیرضا رئیسی را تهدید به قتل با آمپول هوا کرده بودند، علیرضا سپاهی را با شلیک چهار. گلوله به پاهایش بازداشت کرده بودند، در حالی که او هیچ مقاومتی نکرده بود.

دایی علیرضا ۲۱ ساله خبر اعدام او را میدهد. خانواده رئیسی در کشتار دی رامین رئیسی جوان ۲۸ ساله دیگرشون را هم از دست دادند.

#علیرضا_رئیسی #علیرضا_سپاهی

📱 tavaanatech
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔55❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از علیرضا سپاهی
جوانی که بامداد امروز اعدام شد

جوانی که عقد شد ولی دیداری با معشوقش میسر نشد.
مهشاد کشانی، حالا عروسی عزادار است که حسرت دیدار آخر، حسرت بوسیدن و عشق ورزی و تشکیل زندگی با علیرضا سپاهی بر دلش ماند.

#علیرضا_سپاهی #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔96❤1😍1
‌
#ابوالفضل_سپاهی و #علیرضا_سپاهی، دو پسرعمو که جمهوری اسلامی اعدامشان کرد. ابوالفضل همسر یکی از خواهران علیرضا بود.

علیرضا هنگام بازداشت، با آنکه مقاومتی نکرده بود، هدف چهار گلوله قرار گرفت و از ناحیه پا زخمی شد. او در دور قبلی انتقال برای اعدام سکته کرد و به بیمارستان الزهرا برده شد؛ بیمارستانی که آن شب زیر کنترل شدید امنیتی بود. حتی پدرش را هم اجازه ندادند دقایقی فرزندش را ببیند. نیمه‌شب هشتم مرداد، علیرضا را از بیمارستان به زندان بازگرداندند؛ جایی که قرار بود جانش را بگیرند.

علیرضا سه خواهر داشت: خواهری بیست‌وچندساله، خواهری ۱۶ساله و خواهری سه‌ساله. مادرش، سمیه افشاری، وقتی به سرنوشت پسرش اعتراض کرد، بازداشت و به پنج سال حبس محکوم شد. او کارگر خط تولید گروه صنعتی انتخاب، معروف به اسنوا، بود؛ همکارانش او را کارگری ماهر و متعهد می‌دانستند. سمیه افشاری نزدیک به بیست سال به‌عنوان مداح اهل بیت شناخته می‌شد، اما ۱۷ روز پس از بازداشت پسرش، خود نیز بازداشت شد.

علیرضا کارگر نانوایی بود؛ با دستمزدی محدود و آرزوهایی معمولی. ابوالفضل، که پیش از او اعدام شد، کارگر ساختمانی بود و روزی چهارصد هزار تومان دستمزد می‌گرفت. وام گرفته و مدت‌ها پس‌انداز کرده بود تا سرانجام، تنها دو هفته پیش از بازداشتش، موتوری بخرد؛ موتوری که حالا یادگاری تلخی در گوشه حیاط است.

این دو جوان در ۲۱ روز نخست بازداشت در انفرادی نگه داشته شدند و تن به اعتراف اجباری ندادند. مأموران مادر و خواهر علیرضا را هم بازداشت کردند. مادر را در برابر چشم علیرضا و علیرضا را در برابر چشم مادر شکنجه کردند؛ تا جایی که او به آنچه از او می‌خواستند اعتراف کرد.

علیرضا و ابوالفضل گرایش سیاسی خاصی نداشتند. دو کارگر محروم و معترض بودند که به وضعیت کشور، گرانی و بی‌آیندگی اعتراض کردند. خانواده‌شان با دشواری ۱۰ تا ۱۲ سکه فراهم کردند و به وکیل سپردند؛ اما به گفته خانواده، وکیل فرصتی برای کار روی پرونده نیافت. جمهوری اسلامی هر دو جوان را پای چوبه دار برد.

علیرضا را در حالی اعدام کردند که دست راستش پس از سکته بی‌حس و نیمه‌فلج بود. اجازه ندادند که علیرضا با همسرش (مهشاد کشانی) که در زندان چند روز قبل از اعدام تلفنی به عقد هم درآمده بودند، دیدار کند.

حکومتی که ۴۷ سال است دم از حقوق کارگر می‌زمد، این‌گونه با زندگی دو جوان کارگر و خانواده‌شان رفتار کرد....

#نه_به_اعدام

اطلاعات برگرفته از صفحه خانم خضر حیدری و برخی اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔40🕊4❤3
گلشن فتحی در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس، در واکنش به انتقادها از عقد مهشاد کشانی و علیرضا سپاهی در زندان، نوشت این آیین برای جلب توجه افکار عمومی به وضعیت دو زندانی در معرض اعدام و چرخه خشونتی بود که جمهوری اسلامی به نام قانون بازتولید می‌کند. او این مراسم را انتخاب زندگی و عشق در برابر دستگاهی توصیف کرد که هم‌زمان از ازدواج و خانواده می‌گوید و شهروندان را به مرگ نزدیک می‌کند.


متن این یادداشت به شرح زیر است:

حامیان جمهوری اسلامی و سایبری‌هایش افتاده‌اند به تخریب عقد #مهشاد_کشانی و #علیرضا_سپاهی
می‌گویند آیین ازدواج یک بازی کثیف روانی و رسانه‌ای برای جلب توجه بود.
بله، برای جلب توجه بود! دقیقاً برای جلب توجه افکار عمومی به جایی که جمهوری اسلامی سال‌هاست می‌خواهد نگاه‌ها از آن منحرف بماند… طناب دار، زندان و جان انسان‌ها.
در جمهوری اسلامی قانون به ابزار انتقام بدل شده، رسانه‌های حکومتی به‌جای پرسشگری، ماشین توجیه خشونت‌اند و پای جان انسان‌ها در میان است، چه کنش خشونت‌پرهیز و نافرمانی مدنی‌ای انسانی‌تر و زیباتر از به نمایش گذاشتن عشق، در میانه #اعدام و مرگ؟
بله، این ازدواج قرار بود توجه جلب کند.. توجه به انسان‌هایی که در انتظار اعدام‌اند، به خانواده‌هایی که زیر بار سال‌ها رنج و خشم، تنها راه التیام را در اجرای حکم قصاص و کشته‌شدن متهم پرونده‌شان می‌بینند و نفرت مبتنی بر قانون، آنقدر در جانشان ریشه دوانده که فراموش میکنند متهم انسان است… و به جامعه‌ای که حکومتش به‌جای شکستن چرخه خشونت، آن را با نام قانون بازتولید می‌کند.
جمهوری اسلامی از جلب توجه به مرگ ابایی ندارد، اما از جلب توجه به امکان زندگی و عشق و شادی وحشت دارد.
۴۷ سال است با میلیاردها تومان بودجه عمومی، دستگاهی عریض‌وطویل از تبلیغات، تریبون‌ها و رسانه‌های حکومتی ساخته‌اند تا افکار عمومی را مهندسی کنند… از ازدواج آسان و ازدواج در میادین شهر بگویند، از فضیلت خانواده و اخلاق و انسانیت شعار بدهند و هم‌زمان، طناب دار را به بخشی از زندگی روزمره جامعه تبدیل کنند.
اما حالا دو جوان، پشت میله‌های زندان و در انتظار مرگ، زیباترین آیین انسانی را به صحنه آورده‌اند… نه برای یک زندگی معمولی، نه برای یک جشن چندروزه، که برای فرصتی کوتاه، حتی کوتاه‌تر از یک شبانه‌روز، تا پیش از آنکه مرگ درباره سرنوشتشان تصمیم بگیرد، زندگی را انتخاب کنند و عشق را ترویج کنند و صدای ضعیفشان را به جهان برسانند
این همان تناقضی است که دستگاه تبلیغاتی حکومت را رسوا می‌کند! حکومتی که سال‌ها ازدواج را تبلیغ کرده، اکنون در برابر دو انسانی قرار گرفته که می‌خواهند ازدواج کنند، اما نه آزادی دارند، نه امنیت و نه حتی اطمینان از اینکه فردایی برای باهم‌بودنشان وجود خواهد داشت و حتی میدانستند عمر این نکاح، یک روز هم نخواهد بود
آن‌ها با یک خطبه شرعی و قانونی، تمام دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی را به چالش کشیدند… نه بودجه بیشتری داشتند، نه رسانه‌ای قدرتمند پشت سرشان بود، دقیقا چون حقیقت انسانیِ این تصویر، از تمام دروغ‌های یک دستگاه تبلیغاتی رساتر بود.
و چه چیزی برای حکومتی که سال‌هاست می‌کوشد مرگ را عادی، اعدام را اخلاقی و انتقام را عدالت جلوه دهد، رسواتر از این تصویر است؟
دو جوان که باید در آغاز زندگی باشند، پشت میله‌های زندان، در انتظار طناب دار، برای عشق و زندگی جشن می‌گیرند… و حکومتی که در میدان‌های شهر از ازدواج آسان می‌گوید، در برابر ابتدایی‌ترین حق انسانی آن‌ها ایستاده است.
اگر این حرکت برای جلب توجه بود، خوشبختانه توجه را به همان جایی جلب کرد که باید!!! به تناقض عریان حکومتی که از عشق و خانواده دم می‌زند، اما شهروندانش را چنان به مرگ نزدیک می‌کند که ازدواجشان بوی درد و مرگ و وداع می‌دهد.
این بازی روانی نبود… افشای روانی‌ترین خشونت یک نظام بود… خشونتی که می‌خواهد انسان، حتی در آخرین فرصت زندگی‌اش، از آرزوی زندگی‌کردن شرمنده باشد.

#نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
❤18👍6👌2