Forwarded from گفتوشنود
فیدئیسم
دفاع از ایمان یا فرار از استدلال؟
اگر کسی به شما بگوید «هرچه دلیلت قویتر باشد، ایمانت ضعیفتر است»، تعجب میکنید یا حرفش را جدی میگیرید؟
این جمله، خلاصه عجیبترین رویکرد به ایمان در تاریخ فلسفه دین است: فیدئیسم (Fideism).
برخلاف کسانی که تلاش میکنند برای خدا برهان بیاورند، فیدئیستها میگویند اصلا نباید چنین تلاشی کرد، چون ایمان، از جنس دیگری است و با معیارهای عقل سنجیده نمیشود.
فیلسوف دانمارکی سورن کییرکگور، از مهمترین چهرههای این رویکرد، ایمان را «جهش» مینامید، جهشی که دقیقا در نقطهای رخ میدهد که عقل دیگر راهنما نیست.
او داستان ابراهیم و فرمان قربانی کردن اسحاق را نمونه اعلای این جهش میدانست: از منظر عقل و اخلاق معمول، این فرمان غیرقابلتوجیه است؛ اما کییرکگور میگفت ایمان راستین، دقیقا همانجایی آغاز میشود که منطق متوقف میشود.
فیلسوف دیگری که فدئیستها به ایدههای او متوسل میشوند، لودویگ ویتگنشتاین متاخر، مفهوم «بازیهای زبانی» را مطرح کرد: هر حوزه از زندگی ( علم، اخلاق، دین ) قواعد داوری خودش را دارد و نباید با معیار حوزه دیگر سنجیده شود. از این زاویه، پرسیدن «برهان علمی برای خدا کجاست؟» مثل این است که در وسط یک بازی شطرنج بپرسید «گل این بازی کجاست؟» سؤال، از قواعد اشتباهی میآید.
اما نقد جدی به فیدئیسم از همینجا شروع میشود: اگر ایمان از هر داوری عقلانی معاف باشد، چه چیزی مانع میشود هر باور غیرمنطقی، حتی خرافه یا تعصب خطرناک با همین توجیه، از نقد در امان بماند؟
فیلسوف آنتونی فلو دقیقاً همین اشکال را مطرح کرد: باوری که در برابر هیچ شاهد یا استدلالی، حتی در اصل، قابل ابطال نیست، عملا از هرگونه معنای قابلبحث تهی میشود.
مثالی ساده: تصور کنید کسی ادعا کند در اتاق کناری یک اژدهای نامرئی و بیوزن و بیصدا زندگی میکند که هیچ ابزاری نمیتواند حضورش را ثابت یا رد کند.
آیا تفاوت معناداری میان «این اژدها هست» و «این اژدها نیست» باقی میماند؟
پرسشی که منتقدان فیدئیسم مطرح میکنند: وقتی باوری را از هر آزمون عقلانی معاف میکنیم، آیا داریم از ایمان محافظت میکنیم، یا آن را از هر معنای قابلفهم تهی میسازیم؟
#فیدئیسم #ایمان #باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دفاع از ایمان یا فرار از استدلال؟
اگر کسی به شما بگوید «هرچه دلیلت قویتر باشد، ایمانت ضعیفتر است»، تعجب میکنید یا حرفش را جدی میگیرید؟
این جمله، خلاصه عجیبترین رویکرد به ایمان در تاریخ فلسفه دین است: فیدئیسم (Fideism).
برخلاف کسانی که تلاش میکنند برای خدا برهان بیاورند، فیدئیستها میگویند اصلا نباید چنین تلاشی کرد، چون ایمان، از جنس دیگری است و با معیارهای عقل سنجیده نمیشود.
فیلسوف دانمارکی سورن کییرکگور، از مهمترین چهرههای این رویکرد، ایمان را «جهش» مینامید، جهشی که دقیقا در نقطهای رخ میدهد که عقل دیگر راهنما نیست.
او داستان ابراهیم و فرمان قربانی کردن اسحاق را نمونه اعلای این جهش میدانست: از منظر عقل و اخلاق معمول، این فرمان غیرقابلتوجیه است؛ اما کییرکگور میگفت ایمان راستین، دقیقا همانجایی آغاز میشود که منطق متوقف میشود.
فیلسوف دیگری که فدئیستها به ایدههای او متوسل میشوند، لودویگ ویتگنشتاین متاخر، مفهوم «بازیهای زبانی» را مطرح کرد: هر حوزه از زندگی ( علم، اخلاق، دین ) قواعد داوری خودش را دارد و نباید با معیار حوزه دیگر سنجیده شود. از این زاویه، پرسیدن «برهان علمی برای خدا کجاست؟» مثل این است که در وسط یک بازی شطرنج بپرسید «گل این بازی کجاست؟» سؤال، از قواعد اشتباهی میآید.
اما نقد جدی به فیدئیسم از همینجا شروع میشود: اگر ایمان از هر داوری عقلانی معاف باشد، چه چیزی مانع میشود هر باور غیرمنطقی، حتی خرافه یا تعصب خطرناک با همین توجیه، از نقد در امان بماند؟
فیلسوف آنتونی فلو دقیقاً همین اشکال را مطرح کرد: باوری که در برابر هیچ شاهد یا استدلالی، حتی در اصل، قابل ابطال نیست، عملا از هرگونه معنای قابلبحث تهی میشود.
مثالی ساده: تصور کنید کسی ادعا کند در اتاق کناری یک اژدهای نامرئی و بیوزن و بیصدا زندگی میکند که هیچ ابزاری نمیتواند حضورش را ثابت یا رد کند.
آیا تفاوت معناداری میان «این اژدها هست» و «این اژدها نیست» باقی میماند؟
پرسشی که منتقدان فیدئیسم مطرح میکنند: وقتی باوری را از هر آزمون عقلانی معاف میکنیم، آیا داریم از ایمان محافظت میکنیم، یا آن را از هر معنای قابلفهم تهی میسازیم؟
#فیدئیسم #ایمان #باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9👌1