عدم حضور خامنهای در انظار عمومی طولانی شده است. او حتی در مراسم عزاداری محرم که در حسینهاش برگزار میشود، شرکت نمیکند. خامنهای کجاست؟
شهیر شهیدثالث، در شبکه اجتماعی ایکس نوشته:
«میخواهید به علت ترس شدید و سرگیجه سیستم و غایب شدن بیسابقه مقام معظم از انظار عمومی پی ببرید، کافی است به این بخش از نوشته دختر علی شادمانی توجه دقیق کنید. در پی کشته شدن غلامعلی رشید فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا، که همردیف فرمانده سپاه است، خامنه ای علی شادمانی را بجای او منصوب کرد. اما در تحولی حیرت انگیز شادمانی هم 4 روز بعد کشته شد. ببینید دختر او در این رابطه چه میگوید:
"محل استقرار پدر هرچند ساعت تغییر میکرد. گوشی و وسایل هوشمند همراه نداشتند. پروتکلهای امنیتی رعایت شده بود اما در طی روزهای فرماندهی ستاد جنگ [توجه کنید فرماندهی ستاد جنگ بر عهده او بوده] چندین بار مورد ترور هدفمند اسرائیل قرار گرفتند. ردیابیهای دقیق اسرائیل فراتر از واتساپ یا "جاسوسی سنتی و فردی" است [تاکید داخل گیومه از من است. نمی تواند صریحا بگوید اما به زبان بی زبانی از نفوذ عمیق اطلاعاتی اسرائیل در بالاترین سطوح کشور حرف میزند]".
شادمانی میافزاید که زمانی که پدرش زمانی کشته شد لباس نظامی بر تن نداشت. با "لباس خاکی و بدون درجههای نظامی" ردیابی و کشته شد.»
طرح از ایمان رضایی
imanrezaee.art
——
"He Reminds Hidden”
#موشعلی #خامنهای #دیکتاتور_ترسو #دیکتاتور #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شهیر شهیدثالث، در شبکه اجتماعی ایکس نوشته:
«میخواهید به علت ترس شدید و سرگیجه سیستم و غایب شدن بیسابقه مقام معظم از انظار عمومی پی ببرید، کافی است به این بخش از نوشته دختر علی شادمانی توجه دقیق کنید. در پی کشته شدن غلامعلی رشید فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا، که همردیف فرمانده سپاه است، خامنه ای علی شادمانی را بجای او منصوب کرد. اما در تحولی حیرت انگیز شادمانی هم 4 روز بعد کشته شد. ببینید دختر او در این رابطه چه میگوید:
"محل استقرار پدر هرچند ساعت تغییر میکرد. گوشی و وسایل هوشمند همراه نداشتند. پروتکلهای امنیتی رعایت شده بود اما در طی روزهای فرماندهی ستاد جنگ [توجه کنید فرماندهی ستاد جنگ بر عهده او بوده] چندین بار مورد ترور هدفمند اسرائیل قرار گرفتند. ردیابیهای دقیق اسرائیل فراتر از واتساپ یا "جاسوسی سنتی و فردی" است [تاکید داخل گیومه از من است. نمی تواند صریحا بگوید اما به زبان بی زبانی از نفوذ عمیق اطلاعاتی اسرائیل در بالاترین سطوح کشور حرف میزند]".
شادمانی میافزاید که زمانی که پدرش زمانی کشته شد لباس نظامی بر تن نداشت. با "لباس خاکی و بدون درجههای نظامی" ردیابی و کشته شد.»
طرح از ایمان رضایی
imanrezaee.art
——
"He Reminds Hidden”
#موشعلی #خامنهای #دیکتاتور_ترسو #دیکتاتور #ج_ا_یعنی_جنگ #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍28❤12🕊4😍3👌1
طبق گزارشهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی، پیکر بیجان امید سرلک، جوان ۲۷ ساله الیگودرزی، در حالی که گلوله خورده بود، همراه با یک اسلحه در یک خودرو پیدا شد
او روز گذشته متنی را استوری کرده و ویدیویی از به آتشکشیدن تصویر خامنهای را در استوری اینستاگرام خود منتشر کرده بود. (اسلاید دوم) ویدیویی که روی آن صدای محمدرضا شاه پهلوی را گذاشته بود.
بعد از چند ساعت جنازهی گلوله خوردهاش با یک اسلحه در ماشین پیدا شده است.
این جوان عصیانگر و به ستوهآمده از شرایطی که جمهوری اسلامی بر مردم ایران تحمیل کرده، در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«مرگ بر اخوند، تا کی فقر، تا کی حقارت تا کی سواری دادن، الان وقتشه خودتو نشون بدی جوون، الان وقتشه دلر و به دریا بزنی. البته این اخوندا واسه جوونای ایران رودی بیش نیستن، میتونی به جای استوری گذاشتن با دشمن فرضی الان خودتو نشون بدی الان همون زمانیه که میگفتی الله یار باشه دشمن هزار، این گوی اینم میدون، دلدارا خودتونو ثابت کنید! یعنی هر شهری چهارتا جوون دلدار نداره؟»
#قاسم كتلت
#موشعلی
خودمم نفر اول میام
مرگ بر خامنهای»
آن طور که در شبکههای اجتماعی نوشته شده، جنازه او را به خانواده تحویل ندادهاند و آنها را تحت فشار گذاشتهاند تا بگویند که او خودکشی کرده است.
با توجه به متن و ویدئویی که او در استوری اینستاگرامش منتشر کرده، کاربران شبکههای اجتماعی، احتمال قتل امید سرلک توسط عوامل جمهوری اسلامی را زیاد میدانند.
در هر حالت مسئول از دست دادن چنین جانهایی جمهوری اسلامی است که کشور را به این شرایط مبتلا کرده است.
یا. این جوان عصیانگر و آزادیخواه، گرامی
#امید_سرلک #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او روز گذشته متنی را استوری کرده و ویدیویی از به آتشکشیدن تصویر خامنهای را در استوری اینستاگرام خود منتشر کرده بود. (اسلاید دوم) ویدیویی که روی آن صدای محمدرضا شاه پهلوی را گذاشته بود.
بعد از چند ساعت جنازهی گلوله خوردهاش با یک اسلحه در ماشین پیدا شده است.
این جوان عصیانگر و به ستوهآمده از شرایطی که جمهوری اسلامی بر مردم ایران تحمیل کرده، در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«مرگ بر اخوند، تا کی فقر، تا کی حقارت تا کی سواری دادن، الان وقتشه خودتو نشون بدی جوون، الان وقتشه دلر و به دریا بزنی. البته این اخوندا واسه جوونای ایران رودی بیش نیستن، میتونی به جای استوری گذاشتن با دشمن فرضی الان خودتو نشون بدی الان همون زمانیه که میگفتی الله یار باشه دشمن هزار، این گوی اینم میدون، دلدارا خودتونو ثابت کنید! یعنی هر شهری چهارتا جوون دلدار نداره؟»
#قاسم كتلت
#موشعلی
خودمم نفر اول میام
مرگ بر خامنهای»
آن طور که در شبکههای اجتماعی نوشته شده، جنازه او را به خانواده تحویل ندادهاند و آنها را تحت فشار گذاشتهاند تا بگویند که او خودکشی کرده است.
با توجه به متن و ویدئویی که او در استوری اینستاگرامش منتشر کرده، کاربران شبکههای اجتماعی، احتمال قتل امید سرلک توسط عوامل جمهوری اسلامی را زیاد میدانند.
در هر حالت مسئول از دست دادن چنین جانهایی جمهوری اسلامی است که کشور را به این شرایط مبتلا کرده است.
یا. این جوان عصیانگر و آزادیخواه، گرامی
#امید_سرلک #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔46🕊26❤12👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«عملیات نجات موش»؛ صحنهای نمادین در دانشگاه شریف
۴ اسفند ۱۴۰۴ – دانشگاه صنعتی شریف
یکی از اتفاقات قابلتوجه در اعتراضات روز گذشته دانشگاه صنعتی شریف، ابتکار نمادین گروهی از دانشجویان بود که چند عروسک موش را از درختان محوطه دانشگاه آویزان کردند؛ حرکتی که خیلی زود در شبکههای اجتماعی بازتاب یافت.
پس از حمله ۱۲ روزه اسرائیل و انتشار گزارشهایی مبنی بر انتقال رهبر جمهوری اسلامی به مکانی امن در زیرزمین، در فضای طنز سیاسیِ شبکههای اجتماعی لقب «موشعلی» برای او رواج یافت؛ تعبیری کنایهآمیز که به حقیر بودن خامنهای، اقتدار پوشالی او و پنهانشدن در شرایط بحرانی اشاره دارد. آویختن عروسکهای موش در دانشگاه شریف نیز در همین چارچوب نمادین و طنزآمیز قابل تحلیل است.
آنچه این اقدام را بیش از پیش خبرساز کرد، واکنش نیروهای بسیج حاضر در دانشگاه بود. تلاش آنان برای پایین آوردن عروسکها از بالای درخت، به صحنهای کمیک و در عین حال نمادین تبدیل شد؛ صحنهای که از سوی بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی با عنوان «عملیات نجات موش» توصیف شد. گویا نیروهای جان بر کف بسیجی، رهبر خود را در عروسک موش تجسم میکردند و خود را به آب و آتش زده بودند برای نجاتش!
استفاده از طنز و نماد در مبارزات مدنی، روشی شناختهشده در تجربههای جهانی مقابله با اقتدارگرایی است؛ روشی که بدون خشونت، پیام اعتراضی را منتقل میکند و همزمان فضای رسمی قدرت را به چالش میکشد. آنچه در دانشگاه شریف رخ داد نیز نمونهای از همین شیوه بود؛ کنشی نمادین که بیش از خودِ عروسکها، به معنای پشت آنها اشاره داشت.
#موشعلی #دانشگاه_شریف #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
۴ اسفند ۱۴۰۴ – دانشگاه صنعتی شریف
یکی از اتفاقات قابلتوجه در اعتراضات روز گذشته دانشگاه صنعتی شریف، ابتکار نمادین گروهی از دانشجویان بود که چند عروسک موش را از درختان محوطه دانشگاه آویزان کردند؛ حرکتی که خیلی زود در شبکههای اجتماعی بازتاب یافت.
پس از حمله ۱۲ روزه اسرائیل و انتشار گزارشهایی مبنی بر انتقال رهبر جمهوری اسلامی به مکانی امن در زیرزمین، در فضای طنز سیاسیِ شبکههای اجتماعی لقب «موشعلی» برای او رواج یافت؛ تعبیری کنایهآمیز که به حقیر بودن خامنهای، اقتدار پوشالی او و پنهانشدن در شرایط بحرانی اشاره دارد. آویختن عروسکهای موش در دانشگاه شریف نیز در همین چارچوب نمادین و طنزآمیز قابل تحلیل است.
آنچه این اقدام را بیش از پیش خبرساز کرد، واکنش نیروهای بسیج حاضر در دانشگاه بود. تلاش آنان برای پایین آوردن عروسکها از بالای درخت، به صحنهای کمیک و در عین حال نمادین تبدیل شد؛ صحنهای که از سوی بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی با عنوان «عملیات نجات موش» توصیف شد. گویا نیروهای جان بر کف بسیجی، رهبر خود را در عروسک موش تجسم میکردند و خود را به آب و آتش زده بودند برای نجاتش!
استفاده از طنز و نماد در مبارزات مدنی، روشی شناختهشده در تجربههای جهانی مقابله با اقتدارگرایی است؛ روشی که بدون خشونت، پیام اعتراضی را منتقل میکند و همزمان فضای رسمی قدرت را به چالش میکشد. آنچه در دانشگاه شریف رخ داد نیز نمونهای از همین شیوه بود؛ کنشی نمادین که بیش از خودِ عروسکها، به معنای پشت آنها اشاره داشت.
#موشعلی #دانشگاه_شریف #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💯32👍7❤4🕊1😍1
عملیات نجات موشعلی!
طنز سیاه و فرسایش قداست در گفتمان قدرت
پیام همراهان
در هفتههای اخیر و پس از قتل عام خونین دی ماه ماجرای آویختن عروسکهایی موسوم به «موشعلی» در برخی از دانشگاهها، بار دیگر توجهها را به نقش طنز سیاه در سیاست ایران جلب کرد. صرفنظر از داوری ارزشی درباره این کنش، آنچه اهمیت دارد معنای نمادین آن است: ورود زبان تمسخر به قلمرو «قداست سیاسی».
در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، رهبر نظام یعنی علی خامنهای نه صرفاً یک مقام سیاسی، بلکه شخصیتی با جایگاه فقهی و الهیاتی معرفی میشود. این چارچوب، نوعی حریم قدسی پیرامون مقام رهبری ایجاد میکند؛ حریمی که نقد آن را دشوار و پرهزینه میسازد. طنز سیاه دقیقاً در همین نقطه مداخله میکند.
طنز سیاه با تغییر نامها، بازیهای زبانی و تولید تصاویر کاریکاتوری، «فاصلهی هراس» را کاهش میدهد. وقتی یک چهره مقدس به سوژه شوخی تبدیل میشود، اقتدار از حالت آیینی به سطحی روزمره و قابلدسترس تنزل مییابد. این فرایند را میتوان نوعی «فرسایش نمادین» دانست: نه حمله مستقیم به قدرت، بلکه تضعیف هاله پیرامون آن.
در تجربههای تاریخی نیز دیدهایم که کاریکاتور و طنز سیاسی غالباً پیشدرآمد تغییرات گفتمانی بودهاند. طنز، امکان بیان انتقاد در شرایط محدودیت را فراهم میکند؛ زیرا همزمان میخنداند و نیش میزند. خنده در اینجا ابزار تخلیه خشم جمعی و نیز بازتعریف رابطه مردم با قدرت است.
با این حال، طنز سیاه تیغ دولبه است. اگر از سطح تحلیل عبور کند و به نفرتپراکنی فروکاهد، میتواند به قطبیسازی بیشتر بینجامد. بنابراین پرسش اصلی نه درباره «درست یا غلط بودن» طنز، بلکه درباره کارکرد آن است: آیا این زبان تازه، گفتوگو را ممکنتر میکند یا شکافها را عمیقتر؟
«عملیات نجات موشعلی» بیش از آنکه یک شوخی دانشجویی باشد، نشانهای از دگرگونی در زبان اعتراض است؛ زبانی که میکوشد قداست را به نقد بکشد و قدرت را به سطحی انسانی و قابل پرسش بازگرداند.
ـ عکس پوستر، توسط کاربران با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است.
#موشعلی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دانشگاه
@Tavaana_TavaanaTech
طنز سیاه و فرسایش قداست در گفتمان قدرت
پیام همراهان
در هفتههای اخیر و پس از قتل عام خونین دی ماه ماجرای آویختن عروسکهایی موسوم به «موشعلی» در برخی از دانشگاهها، بار دیگر توجهها را به نقش طنز سیاه در سیاست ایران جلب کرد. صرفنظر از داوری ارزشی درباره این کنش، آنچه اهمیت دارد معنای نمادین آن است: ورود زبان تمسخر به قلمرو «قداست سیاسی».
در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی، رهبر نظام یعنی علی خامنهای نه صرفاً یک مقام سیاسی، بلکه شخصیتی با جایگاه فقهی و الهیاتی معرفی میشود. این چارچوب، نوعی حریم قدسی پیرامون مقام رهبری ایجاد میکند؛ حریمی که نقد آن را دشوار و پرهزینه میسازد. طنز سیاه دقیقاً در همین نقطه مداخله میکند.
طنز سیاه با تغییر نامها، بازیهای زبانی و تولید تصاویر کاریکاتوری، «فاصلهی هراس» را کاهش میدهد. وقتی یک چهره مقدس به سوژه شوخی تبدیل میشود، اقتدار از حالت آیینی به سطحی روزمره و قابلدسترس تنزل مییابد. این فرایند را میتوان نوعی «فرسایش نمادین» دانست: نه حمله مستقیم به قدرت، بلکه تضعیف هاله پیرامون آن.
در تجربههای تاریخی نیز دیدهایم که کاریکاتور و طنز سیاسی غالباً پیشدرآمد تغییرات گفتمانی بودهاند. طنز، امکان بیان انتقاد در شرایط محدودیت را فراهم میکند؛ زیرا همزمان میخنداند و نیش میزند. خنده در اینجا ابزار تخلیه خشم جمعی و نیز بازتعریف رابطه مردم با قدرت است.
با این حال، طنز سیاه تیغ دولبه است. اگر از سطح تحلیل عبور کند و به نفرتپراکنی فروکاهد، میتواند به قطبیسازی بیشتر بینجامد. بنابراین پرسش اصلی نه درباره «درست یا غلط بودن» طنز، بلکه درباره کارکرد آن است: آیا این زبان تازه، گفتوگو را ممکنتر میکند یا شکافها را عمیقتر؟
«عملیات نجات موشعلی» بیش از آنکه یک شوخی دانشجویی باشد، نشانهای از دگرگونی در زبان اعتراض است؛ زبانی که میکوشد قداست را به نقد بکشد و قدرت را به سطحی انسانی و قابل پرسش بازگرداند.
ـ عکس پوستر، توسط کاربران با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است.
#موشعلی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دانشگاه
@Tavaana_TavaanaTech
👍24❤6🕊4