روایت تکاندهنده شکنجه پارسا جعفری؛ اعتراف اجباری زیر تهدید تعرض جنسی
یک منبع آگاه و موثق میگوید پارسا جعفری، از متهمان محکوم به اعدام پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، در جلسه دادگاه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ و در حضور وکیل خود، در حالی که زار میزد، روایت کرده است که مأموران او را با چشمبند به زیرزمینی منتقل و میان هفت یا هشت مرد برهنه و فاقد کنترل رفتاری رها کردهاند. این افراد بهسوی او هجوم بردند و پارسا آنقدر فریاد زد و با دست به میلههای در کوبید که دستانش خونآلود شد. او سرانجام فریاد زده است: «فقط من را بیرون بیاورید؛ هرچه بخواهید مینویسم.»
بر اساس اطلاعات موثق رسیده، پارسا جعفری، روز ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ در جلسه رسیدگی به پروندهاش، در حضور وکیل خود و در حالی که بهشدت گریه میکرد و زار میزد، جزئیات یکی از تکاندهندهترین مراحل بازجویی خود را برای دادگاه شرح داده است.
او گفته است زمانی که در اختیار ضابطان قرار داشت، مأموران چشمانش را بستند، او را از زندان خارج کردند و به ساختمانی دیگر بردند.
پس از بازکردن چشمبند، پارسا خود را مقابل اتاقی با دری طوسیرنگ دید که در قسمت بالای آن میلههایی وجود داشت. برای رسیدن به اتاق باید از تعداد زیادی پله بهسمت پایین میرفت.
او را وادار کردند از پلهها پایین برود.
به روایت پارسا در دادگاه، وقتی در باز شد، هفت یا هشت مرد را داخل اتاق دید. بیشتر آنان چاق بودند، شلوار و لباس زیر به تن نداشتند و تنها زیرپوش پوشیده بودند. اتاق بوی شدید توالت میداد و مردان حاضر در آن، که قادر به صحبتکردن عادی نبودند، با اندام جنسی خود بازی میکردند.
بنا بر روایت ارائهشده در دادگاه، این افراد بیماران روانی مهارنشدنی بودند که در آن زیرزمین نگهداری میشدند.
مأموران پارسا را به داخل اتاق انداختند و به او گفتند که پیشتر برای مردان حاضر در آنجا فیلم پورنوگرافیک پخش کردهاند. سپس در را بستند.
مردان داخل اتاق بهسوی پارسا هجوم بردند.
پارسا جعفری گفته است برای رهایی از آن وضعیت با تمام توان فریاد کشیده و با کف دستهایش به میلههای بالای در کوبیده است. او آنقدر دستهایش را به میلهها زده که کف دستانش خونآلود و دستهایش کبود شدهاند.
بااینحال، مأموران در را باز نکردند.
پارسا در نهایت فریاد زده است: «فقط من را بیرون بیاورید؛ هرچه بخواهید مینویسم.»
پس از بیان این جمله، مأموران در را باز کردند و او را بیرون آوردند. هنگامی که از اتاق خارج شد، دکمههای لباس بالاتنهاش بر اثر هجوم افراد داخل اتاق کنده شده بود.
منبع آگاه و موثقی که این اطلاعات را در اختیار ما قرار داده، تأکید کرده است که پارسا جعفری تمام این ماجرا را در جلسه رسمی دادگاه و در حضور وکیل خود و عوامل دادگاه بیان کرده و هنگام بازگویی آن بهشدت گریسته است.
بر اساس اطلاعات رسیده، درست از همان روز مسیر تحقیقات و بازجوییها تغییر کرد. بازجوییهایی که پیشتر بر ادعای ساخت کوکتل مولوتف متمرکز بود، پس از آن واقعه بهسمت انتساب قتل عباس کامرانی به پارسا جعفری و سایر متهمان پرونده رفت.
این روایت نشان میدهد که ضابطان، پارسا را آگاهانه در موقعیتی قرار دادهاند که خطر فوری تعرض جنسی را احساس کند و برای رهایی از آن، آمادگی خود را برای نوشتن هر آنچه بازجویان میخواستند اعلام کند.
این فقط «تهدید» با کلمات نبود. مأموران یک بازداشتشده را با چشمبند به زیرزمینی ناشناس بردند، او را میان چند مرد برهنه رها کردند، در را بستند و تا زمانی که نگفت «هرچه بخواهید مینویسم»، بیرونش نیاوردند.
پارسا جعفری و نه نفر دیگر از متهمان در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شدهاند؛ حکمی جبرانناپذیر که اکنون پرسشهای جدی درباره نقش شکنجه، تهدید به تعرض جنسی و اعترافات اجباری در صدور آن مطرح است.
اعترافی که انسان برای نجات خود از تعرض، شکنجه و وحشت از مرگ مینویسد، اعتراف نیست؛ سند شکنجه است.
#پارسا_جعفری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
یک منبع آگاه و موثق میگوید پارسا جعفری، از متهمان محکوم به اعدام پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، در جلسه دادگاه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ و در حضور وکیل خود، در حالی که زار میزد، روایت کرده است که مأموران او را با چشمبند به زیرزمینی منتقل و میان هفت یا هشت مرد برهنه و فاقد کنترل رفتاری رها کردهاند. این افراد بهسوی او هجوم بردند و پارسا آنقدر فریاد زد و با دست به میلههای در کوبید که دستانش خونآلود شد. او سرانجام فریاد زده است: «فقط من را بیرون بیاورید؛ هرچه بخواهید مینویسم.»
بر اساس اطلاعات موثق رسیده، پارسا جعفری، روز ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ در جلسه رسیدگی به پروندهاش، در حضور وکیل خود و در حالی که بهشدت گریه میکرد و زار میزد، جزئیات یکی از تکاندهندهترین مراحل بازجویی خود را برای دادگاه شرح داده است.
او گفته است زمانی که در اختیار ضابطان قرار داشت، مأموران چشمانش را بستند، او را از زندان خارج کردند و به ساختمانی دیگر بردند.
پس از بازکردن چشمبند، پارسا خود را مقابل اتاقی با دری طوسیرنگ دید که در قسمت بالای آن میلههایی وجود داشت. برای رسیدن به اتاق باید از تعداد زیادی پله بهسمت پایین میرفت.
او را وادار کردند از پلهها پایین برود.
به روایت پارسا در دادگاه، وقتی در باز شد، هفت یا هشت مرد را داخل اتاق دید. بیشتر آنان چاق بودند، شلوار و لباس زیر به تن نداشتند و تنها زیرپوش پوشیده بودند. اتاق بوی شدید توالت میداد و مردان حاضر در آن، که قادر به صحبتکردن عادی نبودند، با اندام جنسی خود بازی میکردند.
بنا بر روایت ارائهشده در دادگاه، این افراد بیماران روانی مهارنشدنی بودند که در آن زیرزمین نگهداری میشدند.
مأموران پارسا را به داخل اتاق انداختند و به او گفتند که پیشتر برای مردان حاضر در آنجا فیلم پورنوگرافیک پخش کردهاند. سپس در را بستند.
مردان داخل اتاق بهسوی پارسا هجوم بردند.
پارسا جعفری گفته است برای رهایی از آن وضعیت با تمام توان فریاد کشیده و با کف دستهایش به میلههای بالای در کوبیده است. او آنقدر دستهایش را به میلهها زده که کف دستانش خونآلود و دستهایش کبود شدهاند.
بااینحال، مأموران در را باز نکردند.
پارسا در نهایت فریاد زده است: «فقط من را بیرون بیاورید؛ هرچه بخواهید مینویسم.»
پس از بیان این جمله، مأموران در را باز کردند و او را بیرون آوردند. هنگامی که از اتاق خارج شد، دکمههای لباس بالاتنهاش بر اثر هجوم افراد داخل اتاق کنده شده بود.
منبع آگاه و موثقی که این اطلاعات را در اختیار ما قرار داده، تأکید کرده است که پارسا جعفری تمام این ماجرا را در جلسه رسمی دادگاه و در حضور وکیل خود و عوامل دادگاه بیان کرده و هنگام بازگویی آن بهشدت گریسته است.
بر اساس اطلاعات رسیده، درست از همان روز مسیر تحقیقات و بازجوییها تغییر کرد. بازجوییهایی که پیشتر بر ادعای ساخت کوکتل مولوتف متمرکز بود، پس از آن واقعه بهسمت انتساب قتل عباس کامرانی به پارسا جعفری و سایر متهمان پرونده رفت.
این روایت نشان میدهد که ضابطان، پارسا را آگاهانه در موقعیتی قرار دادهاند که خطر فوری تعرض جنسی را احساس کند و برای رهایی از آن، آمادگی خود را برای نوشتن هر آنچه بازجویان میخواستند اعلام کند.
این فقط «تهدید» با کلمات نبود. مأموران یک بازداشتشده را با چشمبند به زیرزمینی ناشناس بردند، او را میان چند مرد برهنه رها کردند، در را بستند و تا زمانی که نگفت «هرچه بخواهید مینویسم»، بیرونش نیاوردند.
پارسا جعفری و نه نفر دیگر از متهمان در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شدهاند؛ حکمی جبرانناپذیر که اکنون پرسشهای جدی درباره نقش شکنجه، تهدید به تعرض جنسی و اعترافات اجباری در صدور آن مطرح است.
اعترافی که انسان برای نجات خود از تعرض، شکنجه و وحشت از مرگ مینویسد، اعتراف نیست؛ سند شکنجه است.
#پارسا_جعفری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔47❤3🕊3