Forwarded from گفتوشنود
ماریو بارگاس یوسا، نویسنده و برنده جایزه نوبل ادبیات، درگذشت.
این نویسنده نامدار پرویی که با آثار برجستهای چون «گفتوگو در کاتدرال» و «سور بز» شهرت جهانی یافت، در سن ۸۸ سالگی چشم از جهان فروبست. یوسا یکی از چهرههای برجسته ادبیات آمریکای لاتین بود که نقش مهمی در موج نو رماننویسی این منطقه داشت.
ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برجسته پرویی و برنده جایزه نوبل ادبیات، در آثار خود همواره بر اهمیت گفتوگو و مدارا در جوامع تأکید داشته است. در رمان «گفتوگو در کاتدرال»، او ساختار روایت را بر پایه دیالوگهای متعدد بنا نهاده و از طریق آنها، زوایای مختلف جامعه دیکتاتورزده پرو را به تصویر کشیده است. عبدالله کوثری، مترجم این اثر، در مقدمه کتاب مینویسد: «ساخت اصلی داستان بر گفتوگوها استوار است... از درون گفتوگوهاست که آدمها سر بر میآورند و شناخته میشوند و از درون گفتوگوها است که رویدادها به تصویر در میآیند.»
یوسا در مصاحبهای با نشریه آبزرور نیز بیان میکند: «دیکتاتورها فجایع طبیعی نیستند. این همان چیزیاست که من تلاش کردهام در رمانهایم بیان کنم. این که چگونه دیکتاتورها به کمک مردمان بسیاری و گاه حتی به کمک قربانیان خود به قدرت میرسند.»
این دیدگاهها نشاندهنده باور عمیق یوسا به نقش گفتوگو و مدارا در پیشگیری از استبداد و ترویج آزادی در جوامع است.
#یوسا #گفتگو_در_کاتدرال #گفتگو #دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ماریو بارگاس یوسا، نویسنده و برنده جایزه نوبل ادبیات، درگذشت.
این نویسنده نامدار پرویی که با آثار برجستهای چون «گفتوگو در کاتدرال» و «سور بز» شهرت جهانی یافت، در سن ۸۸ سالگی چشم از جهان فروبست. یوسا یکی از چهرههای برجسته ادبیات آمریکای لاتین بود که نقش مهمی در موج نو رماننویسی این منطقه داشت.
ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برجسته پرویی و برنده جایزه نوبل ادبیات، در آثار خود همواره بر اهمیت گفتوگو و مدارا در جوامع تأکید داشته است. در رمان «گفتوگو در کاتدرال»، او ساختار روایت را بر پایه دیالوگهای متعدد بنا نهاده و از طریق آنها، زوایای مختلف جامعه دیکتاتورزده پرو را به تصویر کشیده است. عبدالله کوثری، مترجم این اثر، در مقدمه کتاب مینویسد: «ساخت اصلی داستان بر گفتوگوها استوار است... از درون گفتوگوهاست که آدمها سر بر میآورند و شناخته میشوند و از درون گفتوگوها است که رویدادها به تصویر در میآیند.»
یوسا در مصاحبهای با نشریه آبزرور نیز بیان میکند: «دیکتاتورها فجایع طبیعی نیستند. این همان چیزیاست که من تلاش کردهام در رمانهایم بیان کنم. این که چگونه دیکتاتورها به کمک مردمان بسیاری و گاه حتی به کمک قربانیان خود به قدرت میرسند.»
این دیدگاهها نشاندهنده باور عمیق یوسا به نقش گفتوگو و مدارا در پیشگیری از استبداد و ترویج آزادی در جوامع است.
#یوسا #گفتگو_در_کاتدرال #گفتگو #دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔26👍3❤2👌1
Forwarded from گفتوشنود
«گفتوگو در کاتدرال» یکی از پیچیدهترین و عمیقترین آثار ماریو بارگاس یوسا است؛ رمانی پرلایه که در بستر سیاسی-اجتماعی پرو دوران دیکتاتوری مانوئل اودریا میگذرد. داستان ظاهراً ساده است: گفتوگویی میان دو شخصیت—سانتیاگو زاباتا، روزنامهنگاری سرخورده، و آمبروسیو، رانندهی سابق پدرش—در میکدهای به نام «کاتدرال». اما همین گفتوگو، مانند نخ کشیده شده در هزار تویی از خاطرات، فساد، خیانت، و شکنندگی انسان، به مرور جهانی را میسازد که هم عمیقاً شخصی است و هم تمامقد سیاسی.
یوسا با مهارتی بینظیر، خواننده را به تأمل دربارهی سؤالهایی بنیادین میکشاند: آزادی چیست، و چگونه ممکن است در جامعهای سرکوبگر و فاسد، فرد هنوز بهدنبال معنا و اختیار باشد؟ سانتیاگو، قهرمانی بیقهرمانیست؛ نه آنقدر فعال که بخواهد دنیا را تغییر دهد، و نه آنقدر مردهدل که با آن کنار بیاید. او، در کشاکش انتخابهای گذشته و زخمهای اکنون، همچون آینهای است که شکستگیهای یک جامعهی پوسیده را بازتاب میدهد.
نکتهی برجستهی رمان، ساختار چندلایه و روایت غیرخطی آن است؛ جملهها گاه چندین صفحه ادامه دارند، روایتها در هم تنیده میشوند، و مرز میان گذشته و حال محو میشود. این فرم پیچیده، در واقع بازتابی از وضعیت درونی شخصیتها و جامعه است: جایی که زمان پیوستگی ندارد، حقیقت قطعی نیست، و حافظه میدان نبردی است میان فراموشی و زندهنگهداشتن درد.
«گفتوگو در کاتدرال» فقط یک رمان سیاسی نیست؛ اثریست دربارهی انسان در جهنمی خودساخته، دربارهی روشنفکری که راهش را گم کرده، و دربارهی سؤالی که مثل خوره در ذهن میچرخد: «کی گند زدیم؟ کی همهچی خراب شد؟» این رمان نه فقط از فساد سیاسی حرف میزند، بلکه از فساد درونی انسان، از تسلیم در برابر بیمعنایی، و از لحظهای که آدمی دیگر امیدی برای نجات نمیبیند.
این کتاب توسط عبدالله کوثری به فارسی برگردانده و لوح فکر آنرا منتشر کرده و علاوه بر برنده شدن جایزه بهترین کتاب سال ۱۳۸۵ بعنوان یکی از برجستهترین آثار ادبیات آمریکای لاتین در ایران شناخته میشود.
#یوسا #ماریو_بارگاس_یوسا #گفتگو_در_کاتدرال #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«گفتوگو در کاتدرال» یکی از پیچیدهترین و عمیقترین آثار ماریو بارگاس یوسا است؛ رمانی پرلایه که در بستر سیاسی-اجتماعی پرو دوران دیکتاتوری مانوئل اودریا میگذرد. داستان ظاهراً ساده است: گفتوگویی میان دو شخصیت—سانتیاگو زاباتا، روزنامهنگاری سرخورده، و آمبروسیو، رانندهی سابق پدرش—در میکدهای به نام «کاتدرال». اما همین گفتوگو، مانند نخ کشیده شده در هزار تویی از خاطرات، فساد، خیانت، و شکنندگی انسان، به مرور جهانی را میسازد که هم عمیقاً شخصی است و هم تمامقد سیاسی.
یوسا با مهارتی بینظیر، خواننده را به تأمل دربارهی سؤالهایی بنیادین میکشاند: آزادی چیست، و چگونه ممکن است در جامعهای سرکوبگر و فاسد، فرد هنوز بهدنبال معنا و اختیار باشد؟ سانتیاگو، قهرمانی بیقهرمانیست؛ نه آنقدر فعال که بخواهد دنیا را تغییر دهد، و نه آنقدر مردهدل که با آن کنار بیاید. او، در کشاکش انتخابهای گذشته و زخمهای اکنون، همچون آینهای است که شکستگیهای یک جامعهی پوسیده را بازتاب میدهد.
نکتهی برجستهی رمان، ساختار چندلایه و روایت غیرخطی آن است؛ جملهها گاه چندین صفحه ادامه دارند، روایتها در هم تنیده میشوند، و مرز میان گذشته و حال محو میشود. این فرم پیچیده، در واقع بازتابی از وضعیت درونی شخصیتها و جامعه است: جایی که زمان پیوستگی ندارد، حقیقت قطعی نیست، و حافظه میدان نبردی است میان فراموشی و زندهنگهداشتن درد.
«گفتوگو در کاتدرال» فقط یک رمان سیاسی نیست؛ اثریست دربارهی انسان در جهنمی خودساخته، دربارهی روشنفکری که راهش را گم کرده، و دربارهی سؤالی که مثل خوره در ذهن میچرخد: «کی گند زدیم؟ کی همهچی خراب شد؟» این رمان نه فقط از فساد سیاسی حرف میزند، بلکه از فساد درونی انسان، از تسلیم در برابر بیمعنایی، و از لحظهای که آدمی دیگر امیدی برای نجات نمیبیند.
این کتاب توسط عبدالله کوثری به فارسی برگردانده و لوح فکر آنرا منتشر کرده و علاوه بر برنده شدن جایزه بهترین کتاب سال ۱۳۸۵ بعنوان یکی از برجستهترین آثار ادبیات آمریکای لاتین در ایران شناخته میشود.
#یوسا #ماریو_بارگاس_یوسا #گفتگو_در_کاتدرال #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13💯2❤1