آموزشکده توانا
51K subscribers
39.4K photos
41.2K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدحسن روشن‌قباس؛ قهرمان کشتی قزوین که سه روز مانده به تولدش کشته شد

محمدحسن روشن‌قباس، ۲۸ ساله، قهرمان کشتی استان قزوین و راننده اسنپ، شامگاه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه با شلیک گلوله جنگی از پشت سر جان باخت. او متولد ۲۳ دی ۱۳۷۶ و تک‌پسر خانواده بود.

بر اساس اطلاعات دریافتی، محمدحسن روشن‌قباس در جریان اعتراضات هدف تیراندازی قرار گرفت و گلوله‌ای از پشت سر به او اصابت کرد. پیکر او روز ۲۰ دی‌ماه به خانواده تحویل داده شد؛ آن‌هم با شرط سکوت و عدم برگزاری مراسم همراه با شعار.

سه روز پس از جان‌باختنش، ۲۳ دی، تولد ۲۸ سالگی‌اش بود. خانواده و نزدیکانش می‌گویند قرار بود ۲۷ دی برای خواستگاری‌اش اقدام کنند و حتی لباس دامادی نیز برای او تهیه شده بود. رؤیای آغاز زندگی مشترک، تنها چند روز پیش از آنکه به واقعیت بدل شود، با گلوله‌ای از پشت سر ناتمام ماند.

به گفته نزدیکانش، تیشرت سیاهی که در تصاویر بر تن دارد و نقش شیر و خورشید بر آن دیده می‌شود، لباسی بود که خودش خریده بود تا «فردای آزادی» بپوشد.

محمدحسن روشن‌قباس، ورزشکاری شناخته‌شده در استان قزوین، با آینده‌ای که در انتظارش بود، به فهرست جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه افزوده شد.

#محمدحسن_روشن_قیاس #قزوین #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
18💔15🕊4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«اون شب تیر به من هم خورد وقتی سر بی‌جونت روی دستان بود، من هم مردم و همراه تو به خاک سپرده شدم.»

این بخشی از سخنان دختر جاویدنام فرشته رجبی است.

مراسم چهلم جاویدنام فرشته رجبی آقباش برگزار شد

در این مراسم دختر خانم فرشته رجبی سخنان دردناکی از تجربه‌اش در از دست دادن مادرش بیان کرد.

حاضران شعار دادند : «می‌جنگیم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم»

فرشته رجبی اقباش، مادر دو فرزند بود که با شلیک مستقیم گلوله در خیابان قزوین تهران‌کشته شد

جاویدنام فرشته رجبی اقباش، ۳۹ ساله و مادر دو فرزند، روز ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در خیابان قزوین تهران با شلیک مستقیم گلوله به ناحیه قفسه سینه جان خود را از دست داد.

بر اساس اطلاعات رسیده، تیراندازی توسط نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی صورت گرفته و گلوله مستقیماً به قفسه سینه این زن جوان اصابت کرده است که منجر به مرگ او شده است.

گزارش‌ها حاکی است که پیکر فرشته رجبی اقباش پس از سه روز و تحت فشارهای امنیتی به خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری او به صورت شبانه و تحت تدابیر شدید امنیتی در بهشت زهرا تهران انجام شد؛ اقدامی که نشان‌دهنده تلاش نهادهای امنیتی برای جلوگیری از هرگونه تجمع مردمی و اطلاع‌رسانی عمومی است.

کشته‌شدن یک زن ۳۹ ساله و مادر دو فرزند، بار دیگر ابعاد فاجعه‌بار سرکوب اعتراضات مردمی را آشکار می‌کند؛ زنی که یک شهروند معترض بود، مادری که نگران آینده فرزندانش. حالا فرزندان او مادرشان را برای همیشه از دست داده‌اند.

#فرشته_رجبی #نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت
#انقلاب_۱۴۰۴


@Tavaana_TavaanaTech
💔366🕊5
ایران در بزنگاه تاریخی و لزوم همبستگی و آمادگی برای گذار

ایران وارد یک بزنگاه تاریخی شده است. هزاران معترض کشته شدند، جامعه زخمی است، و دیاسپورای ایرانی هم در روز جهانی اقدام نشان داد که می‌تواند در سطح بین‌المللی صدا و فشار ایجاد کند. اما پرسش اصلی تازه از این‌جا شروع می‌شود: بعد از این چه می‌شود؟

در روزها و هفته‌های پیش رو، احتمال مطرح شدن یک اقدام نظامی محدود (با وسیع، بستگی به واکنش جمهوری اسلامی دارد) از سوی ایالات متحده علیه اهداف مشخص در داخل ایران، متصور است. اگر چنین حمله‌ای رخ دهد، می‌تواند توان موشکی و نظامی حکومت را به‌شدت فرسوده کند، بخشی از ستون‌های امنیتی و لجستیکی سرکوب را از کار بیندازد، و حتی باعث حذف یا کنار رفتن برخی چهره‌های کلیدی قدرت شود. هم‌زمان، ضربه نظامی به شبکه اقتصادی وابسته به نهادهای نظامی می‌تواند منابع مالی سرکوب را کاهش دهد.

اما حتی اگر این سناریو محقق شود، تجربه جهانی هشدار می‌دهد که سرنوشت حکومت‌های اقتدارگرا معمولاً با یک «اتفاق تک‌عاملی» تعیین نمی‌شود. آنچه مسیر را می‌سازد، همگرایی چند روند است: فشار اجتماعی، بحران اقتصادی، شکاف در قدرت، سازمان‌یافتگی نیروهای معترض، و شرایط بین‌المللی.

بر این اساس، می‌توان دست‌کم پنج مسیر یا سناریوی اصلی را در نظر گرفت، سناریوهایی که ممکن است هم‌زمان یا پشت سر هم رخ دهند.

سناریوی اول، انقباض امنیتی و ادامه وضع موجود است.
حتی پس از یک شوک خارجی یا داخلی، حکومت می‌تواند به سمت قفل امنیتی شدیدتر برود، یعنی کنترل بیشتر، مجازات سنگین‌تر، و کوچک‌تر کردن فضای عمومی. نمونه‌هایی مثل بلاروس نشان داده‌اند که سرکوب می‌تواند بقای کوتاه‌مدت بسازد. اما تجربه‌هایی مانند رومانی هم یادآوری می‌کنند که این «ظاهرِ منسجم» گاهی ناگهان می‌شکند، نه به دلیل یک عامل، بلکه به دلیل جمع شدن بحران‌ها.

سناریوی دوم، شکاف در درون نظام است.
وقتی هزینه سرکوب از هزینه عقب‌نشینی یا مصالحه بیشتر شود، بخشی از بدنه قدرت ممکن است فاصله بگیرد. فشار اقتصادی، فرسایش مشروعیت، و احساس بن‌بست در اداره کشور می‌تواند تکنوکرات‌ها و حتی لایه‌هایی از دستگاه اجرایی را به سمت ریزش سوق دهد. در تجربه‌هایی مثل اسپانیا و شیلی، همین شکاف‌ها وقتی با فشار اجتماعی و سازماندهی همراه شد، مسیر تغییر را هموار کرد. در ایران هم اگر ضربه نظامی خارجی رخ دهد یا منابع مالی حکومت خشک‌تر شود، احتمال شکاف افزایش می‌یابد، و ممکن است بخشی از ساختار برای بقا به سمت «توافق» با آمریکا یا بازآرایی قدرت برود.

سناریوی سوم، مداخله خارجی و سقوط سریع است، همراه با خطر خلأ قدرت.
مدل عراق و لیبی نشان می‌دهد که سقوط سریع ممکن است، اما «روز بعد» می‌تواند خطرناک‌تر باشد: خلأ قدرت، بی‌ثباتی، یا رقابت‌های مسلحانه. این‌جاست که نکته‌ای که تو گفتی حیاتی می‌شود: در لحظه حمله، انتظار حضور خیابانی از مردم واقع‌بینانه نیست، چون جان شهروندان به‌شدت در خطر است. مسئله اصلی «پس از حمله» است، یعنی لحظه‌ای که حکومت تضعیف شده اما هنوز معلوم نیست چه نیرویی توان مدیریت گذار را دارد.

سناریوی چهارم، نافرمانی مدنی و اعتصاب‌های گسترده است.
اگر ظرفیت سرکوب کاهش یابد، اعتصاب، مقاومت خشونت‌پرهیز و نافرمانی سازمان‌یافته می‌تواند به فرسایش وفاداری نیروهای امنیتی و اداری منجر شود. تجربه‌هایی مثل صربستان و فیلیپین نشان داده‌اند که مشارکت گسترده مردم در کنش‌های مدنی، وقتی شبکه و رهبری عملیاتی داشته باشد، می‌تواند نقطه عطف بسازد. در ایران، اگر «پس از شوک» شبکه‌های صنفی، کارگری، بازاری، دانشگاهی و محلی آماده فعال شدن باشند، نافرمانی مدنی می‌تواند نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

سناریوی پنجم، نقش دیاسپورا در فشار بین‌المللی و مشروعیت‌زدایی است.
دیاسپورا می‌تواند هزینه سیاسی حکومت را بالا ببرد، روایت رسمی را بی‌اعتبار کند، و فشار حقوق‌بشری و دیپلماتیک ایجاد کند. اما موتور اصلی تغییر در داخل می‌چرخد. دیاسپورا «شتاب‌دهنده» است، نه جایگزین. اثر واقعی زمانی ساخته می‌شود که هم‌زمان در داخل، نافرمانی مدنی رشد کند و ریزش در بدنه حکومت رخ دهد، چیزی شبیه آنچه در پایان آپارتاید آفریقای جنوبی دیده شد.

با این همه، ایران ویژگی‌های خاصی دارد. جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک چندلایه است، با بخش‌های انتصابی که خود را از فشار اجتماعی مصون می‌پندارند، و نیروهای نظامی‌ای که هم خشن‌اند و هم در اقتصاد دخیل. همین ساختار چندتکه باعث می‌شود هیچ سناریویی به تنهایی کافی نباشد.

برای همین، واقع‌بینانه‌ترین تصویر، یک روند ترکیبی است:

ادامه در لینک زیر:

https://tinyurl.com/43xy8ush

با در اسلایدها

#نه_به_جمهوری_اسلامی #همبستگی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊145👍2
روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه، طوفان توییتری گسترده‌ای در شبکه اجتماعی ایکس به دعوت شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان برگزار شد؛ کارزاری برای یادآوری ۲۳۰ کودک جان‌باخته در اعتراضات دی‌ماه. در این فراخوان تأکید شده بود که این نیمکت‌های خالی، تنها آمار نیستند، بلکه زندگی‌ها و رویاهایی هستند که ناتمام مانده‌اند.

در این طوفان توییتری، فعالان مدنی و سیاسی، فرهنگیان و بخش گسترده‌ای از جامعه با انتشار متن‌ها، تصاویر و روایت‌هایی از این کودکان همراه شدند و تلاش کردند صدای دادخواهی خانواده‌ها را بازتاب دهند. هشتگ‌های #نیمکتهای_خالی و #کلاسهای_بی_معلم محور اصلی این کارزار بود؛ نمادی از ۲۳۰ جای خالی در کلاس‌های درس.
این کارزار تنها به یادآوری جان‌باختگان محدود نماند و شرکت‌کنندگان در این کارزار بر لزوم توجه فوری به وضعیت دانش‌آموزان بازداشتی هم تأکید کردند؛ کودکانی که همچنان با سرنوشت نامعلوم، فشارهای امنیتی و محرومیت از حقوق اولیه مواجه‌اند.
اسلایدها را ورق بزنید

#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍186🕊3