Forwarded from تواناتک Tavaanatech
پیامرسان تلگرام قابلیتی دارد که اگر کاربر برای مدت مشخصی آنلاین نشود، حسابش بهصورت خودکار حذف میشود.
این بازه زمانی از ۱ ماه تا ۲۴ ماه قابل تنظیم است، اما برخی کاربران، آگاهانه یا به اشتباه، این گزینه را روی «۱ ماه» تنظیم کرده بودند. در شرایطی که اینترنت برای مدت طولانی قطع شد، همین تنظیم باعث شد حساب تلگرام آنها بدون هشدار حذف شود که در نهایت، هزاران حساب کاربری تلگرام به همراه تمام چتها، فایلها و اطلاعات مهمی که در آنها ذخیره شده بود از بین رفت. این تنها یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده قطعی اینترنت است، از نابودی صدها هزار کسبوکار آنلاین گرفته تا فشار روانی بر میلیونها نفر که حتی امکان تماس یا اطلاع از وضعیت عزیزانشان را نداشتند.
🔹تغییر زمان حذف خودکار حساب در تلگرام
برای جلوگیری از حذف خودکار حساب، این تنظیم را بررسی و اصلاح کنید:
اگر این گزینه روی «۱ ماه» باشد و در این مدت آنلاین نشوید، حساب شما بهطور کامل حذف میشود. برای همنی منظور بهتر است بازه طولانیتری را انتخاب کنید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
سرقت اعتماد کاربران؛
کلاهبرداری با جعل نام کانالهای معتبر در تلگرام
در هفتهها و ماههای اخیر، همزمان با قطعی گسترده اینترنت در ایران، برخی کانالها و گروههای تلگرامی با سوءاستفاده از نامهای شناختهشده و معتبر، اقدام به کلاهبرداری کردهاند. این کانالها با وعده ارائه کانفیگ یا فیلترشکن، مبالغ بالایی از کاربران دریافت میکنند، اما در نهایت بدون ارائه هیچگونه سرویس یا ابزاری، کاربران را بلاک میکنند.
در مواردی نیز مشاهده شده که کلاهبرداران با جعل نام کانال «بشکن تواناتک» و ساخت رباتهای جعلی، اقدام به فریب کاربران کردهاند.
در این مدت، بسیاری از کاربران و مال باختگان با ارسال پیام، خواستار معرفی این کانالها شدهاند.
📢 مهم:
لازم به تأکید است که تمامی ابزارها و سرویسهای ارائهشده در کانال «بشکن تواناتک» و همچنین ربات «بشکن»، کاملا رایگان هستند.
آدرس کانال بشکن:
t.me/beshkan
🌐 بات بشکن:
@beshkantechbot
💸 tavaanatech
کلاهبرداری با جعل نام کانالهای معتبر در تلگرام
در هفتهها و ماههای اخیر، همزمان با قطعی گسترده اینترنت در ایران، برخی کانالها و گروههای تلگرامی با سوءاستفاده از نامهای شناختهشده و معتبر، اقدام به کلاهبرداری کردهاند. این کانالها با وعده ارائه کانفیگ یا فیلترشکن، مبالغ بالایی از کاربران دریافت میکنند، اما در نهایت بدون ارائه هیچگونه سرویس یا ابزاری، کاربران را بلاک میکنند.
در مواردی نیز مشاهده شده که کلاهبرداران با جعل نام کانال «بشکن تواناتک» و ساخت رباتهای جعلی، اقدام به فریب کاربران کردهاند.
در این مدت، بسیاری از کاربران و مال باختگان با ارسال پیام، خواستار معرفی این کانالها شدهاند.
لازم به تأکید است که تمامی ابزارها و سرویسهای ارائهشده در کانال «بشکن تواناتک» و همچنین ربات «بشکن»، کاملا رایگان هستند.
آدرس کانال بشکن:
t.me/beshkan
@beshkantechbot
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خواهر بنیامین نقدی، زندانی محکوم به اعدام:
صدای برادرم باشید، نگذارید اعدامش کنند
دختری که خود را خواهر بنیامین معرفی میکند، در این ویدیو از مردم خواسته صدای برادرش باشند. به گفته او، بنیامین نقدی با اتهام «محاربه» در بازداشت است و در شرایط انفرادی نگهداری میشود. بر اساس همین روایت، احتمال اجرای حکم اعدام او در ساعات پیشرو مطرح شده است.
در گزارشی که دادبان منتشر کرده، یکی از نزدیکان خانواده میگوید مادر این زندانی برای تحویل وسایل شخصی فرزندش به محل نگهداری مراجعه کرده، اما حتی اجازه ملاقات یا شنیدن صدای او را هم نداشته است.
بنیامین نقدی ۱۳ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد. مدت کوتاهی پس از بازداشت، رسانههای حکومتی ویدیویی از «اعترافات اجباری» او منتشر کردند؛ اعترافاتی که بنا بر این گزارش، در شرایط بازداشت و بدون دسترسی به حقوق اولیه متهمان گرفته شده است.
بنیامین نقدی پیش از بازداشت، به عنوان ورزشکاری شناختهشده در رشتههای کیکبوکسینگ و مویتای فعالیت داشت و عنوان قهرمانی در مسابقات آزاد این رشتهها را در کارنامه خود ثبت کرده بود. همچنین گزارش شده که او دارای مدارک بینالمللی در حوزههایی مانند بادیگاردی، مربیگری، داوری و تغذیه بوده است.
#بنیامین_نقدی
💸 tavaanatech
صدای برادرم باشید، نگذارید اعدامش کنند
دختری که خود را خواهر بنیامین معرفی میکند، در این ویدیو از مردم خواسته صدای برادرش باشند. به گفته او، بنیامین نقدی با اتهام «محاربه» در بازداشت است و در شرایط انفرادی نگهداری میشود. بر اساس همین روایت، احتمال اجرای حکم اعدام او در ساعات پیشرو مطرح شده است.
در گزارشی که دادبان منتشر کرده، یکی از نزدیکان خانواده میگوید مادر این زندانی برای تحویل وسایل شخصی فرزندش به محل نگهداری مراجعه کرده، اما حتی اجازه ملاقات یا شنیدن صدای او را هم نداشته است.
بنیامین نقدی ۱۳ دیماه ۱۴۰۴ بازداشت شد. مدت کوتاهی پس از بازداشت، رسانههای حکومتی ویدیویی از «اعترافات اجباری» او منتشر کردند؛ اعترافاتی که بنا بر این گزارش، در شرایط بازداشت و بدون دسترسی به حقوق اولیه متهمان گرفته شده است.
بنیامین نقدی پیش از بازداشت، به عنوان ورزشکاری شناختهشده در رشتههای کیکبوکسینگ و مویتای فعالیت داشت و عنوان قهرمانی در مسابقات آزاد این رشتهها را در کارنامه خود ثبت کرده بود. همچنین گزارش شده که او دارای مدارک بینالمللی در حوزههایی مانند بادیگاردی، مربیگری، داوری و تغذیه بوده است.
#بنیامین_نقدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤4💔3
اینترنت طبقاتی؛ از تبعیض ساختاری تا عادیسازی «ابتذال شر»
در حالی که قطع یا محدودسازی اینترنت بینالملل، زندگی و معیشت میلیونها شهروند را تحت تأثیر قرار داده، طرحهایی نظیر «اینترنت پرو» بیش از پیش بحث تبعیض در دسترسی به اطلاعات را برجسته کردهاند؛ تبعیضی که نهتنها حقوق بنیادین شهروندان را نقض میکند، بلکه در سطحی عمیقتر، به عادیسازی نابرابری در جامعه دامن میزند.
رضا اسلامی، حقوقدان، در یادداشتی با تأکید بر حق همگانی دسترسی به اینترنت، مینویسد:
«حق دسترسی به کلیه فناوریهای دیجیتال از جمله اینترنت بینالملل از مولفههای آزادی دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان است... هیچ تبعیضی در این خصوص بین اقشار و طبقات مختلف جامعه روا نیست.»
او همچنین اعطای دسترسی ویژه به برخی گروهها را «ناروا» دانسته و تأکید میکند که حتی در صورت اعمال محدودیت، این محدودیت باید بهطور برابر برای همه اعمال شود. اسلامی با اشاره به نمونههایی چون «سیمکارت سفید» این نوع سیاستها را مصداق «تبعیضی سیاه» توصیف کرده و از گروههایی که مشمول دسترسی ویژه شدهاند میخواهد در همبستگی با سایر شهروندان، این امتیاز را نپذیرند.
در همین حال، کیوان حسینی، روزنامهنگار، نیز در شبکه اجتماعی ایکس با روایتی متفاوت، به بُعد اجتماعی و اخلاقی این پدیده پرداخته است. او مینویسد:
«یک آدم عادی را تصور کنید... اینترنت برای همه قطع شده، اما او از مسیر شرکتی که تاسیس کرده یا کارفرمایش یک مجوز “قانونی” برای دسترسی میگیرد... نه اعتراضی میکند... در ذهنش هم توجیه سادهای دارد: “من که طرفدار حکومت نیستم، فقط دارم کارم را میکنم.”»
حسینی این وضعیت را مصداقی از مفهوم «ابتذال شر» میداند؛ مفهومی که هانا آرنت، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی، مطرح کرده است. بهزعم او، شر لزوماً از نیتهای شیطانی ناشی نمیشود، بلکه میتواند حاصل کنشهای روزمره و بیتأمل افرادی باشد که بدون در نظر گرفتن مسئولیت اخلاقی، در چارچوب یک ساختار ناعادلانه عمل میکنند.
در این چارچوب، مسئله صرفاً ایجاد یا اعمال تبعیض نیست، بلکه پذیرش و عادیسازی آن نیز به همان اندازه اهمیت دارد. فردی که از اینترنت طبقاتی بهرهمند میشود، حتی اگر نقشی در طراحی این سیاست نداشته باشد، با پذیرش آن به تداوم نابرابری کمک میکند.
این دو نگاه، از دو زاویه متفاوت، حقوقی و اخلاقی، به یک نقطه مشترک میرسند:
اینترنت طبقاتی نهتنها یک سیاست تبعیضآمیز، بلکه روندی است که میتواند به تدریج حساسیت جامعه نسبت به نابرابری را کاهش دهد و آن را به «امر عادی» بدل کند؛ امری که پیامدهای آن فراتر از دسترسی به اینترنت، به بنیانهای عدالت اجتماعی و مسئولیتپذیری فردی نیز گره میخورد.
#اینترنت_طبقاتی #اینترنت_پرو
@Tavaana_TavaanaTech
در حالی که قطع یا محدودسازی اینترنت بینالملل، زندگی و معیشت میلیونها شهروند را تحت تأثیر قرار داده، طرحهایی نظیر «اینترنت پرو» بیش از پیش بحث تبعیض در دسترسی به اطلاعات را برجسته کردهاند؛ تبعیضی که نهتنها حقوق بنیادین شهروندان را نقض میکند، بلکه در سطحی عمیقتر، به عادیسازی نابرابری در جامعه دامن میزند.
رضا اسلامی، حقوقدان، در یادداشتی با تأکید بر حق همگانی دسترسی به اینترنت، مینویسد:
«حق دسترسی به کلیه فناوریهای دیجیتال از جمله اینترنت بینالملل از مولفههای آزادی دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان است... هیچ تبعیضی در این خصوص بین اقشار و طبقات مختلف جامعه روا نیست.»
او همچنین اعطای دسترسی ویژه به برخی گروهها را «ناروا» دانسته و تأکید میکند که حتی در صورت اعمال محدودیت، این محدودیت باید بهطور برابر برای همه اعمال شود. اسلامی با اشاره به نمونههایی چون «سیمکارت سفید» این نوع سیاستها را مصداق «تبعیضی سیاه» توصیف کرده و از گروههایی که مشمول دسترسی ویژه شدهاند میخواهد در همبستگی با سایر شهروندان، این امتیاز را نپذیرند.
در همین حال، کیوان حسینی، روزنامهنگار، نیز در شبکه اجتماعی ایکس با روایتی متفاوت، به بُعد اجتماعی و اخلاقی این پدیده پرداخته است. او مینویسد:
«یک آدم عادی را تصور کنید... اینترنت برای همه قطع شده، اما او از مسیر شرکتی که تاسیس کرده یا کارفرمایش یک مجوز “قانونی” برای دسترسی میگیرد... نه اعتراضی میکند... در ذهنش هم توجیه سادهای دارد: “من که طرفدار حکومت نیستم، فقط دارم کارم را میکنم.”»
حسینی این وضعیت را مصداقی از مفهوم «ابتذال شر» میداند؛ مفهومی که هانا آرنت، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی، مطرح کرده است. بهزعم او، شر لزوماً از نیتهای شیطانی ناشی نمیشود، بلکه میتواند حاصل کنشهای روزمره و بیتأمل افرادی باشد که بدون در نظر گرفتن مسئولیت اخلاقی، در چارچوب یک ساختار ناعادلانه عمل میکنند.
در این چارچوب، مسئله صرفاً ایجاد یا اعمال تبعیض نیست، بلکه پذیرش و عادیسازی آن نیز به همان اندازه اهمیت دارد. فردی که از اینترنت طبقاتی بهرهمند میشود، حتی اگر نقشی در طراحی این سیاست نداشته باشد، با پذیرش آن به تداوم نابرابری کمک میکند.
این دو نگاه، از دو زاویه متفاوت، حقوقی و اخلاقی، به یک نقطه مشترک میرسند:
اینترنت طبقاتی نهتنها یک سیاست تبعیضآمیز، بلکه روندی است که میتواند به تدریج حساسیت جامعه نسبت به نابرابری را کاهش دهد و آن را به «امر عادی» بدل کند؛ امری که پیامدهای آن فراتر از دسترسی به اینترنت، به بنیانهای عدالت اجتماعی و مسئولیتپذیری فردی نیز گره میخورد.
#اینترنت_طبقاتی #اینترنت_پرو
@Tavaana_TavaanaTech
❤3
تفهیم اتهام به سیامک چهرازی، معلم و فعال صنفی خوزستان؛ تداوم بازداشت در زندان شیبان اهواز
سیامک چهرازی، معلم و فعال صنفی در خوزستان که در تاریخ ۸ فروردینماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در اهواز بازداشت شده بود، در شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای دادگاه انقلاب خوزستان مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.
بر اساس اطلاعات دریافتی، اتهامات مطرحشده علیه این فعال صنفی شامل «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» عنوان شده و مصداق این اتهامات، امضای یک بیانیه ذکر شده است.
گزارشها حاکی از آن است که قرار بازداشت سیامک چهرازی در حال حاضر به مدت یک ماه صادر شده و وی هماکنون در زندان شیبان اهواز در بازداشت بهسر میبرد.
پیشتر، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان اعلام کرده بود که سیامک صادقی چهرازی، عضو کانون صنفی معلمان خوزستان، روز شنبه ۸ فروردینماه ۱۴۰۵ در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
به گفته منابع مطلع، مأموران امنیتی در جریان این بازداشت با یورش به منزل وی، فضای رعب و وحشت ایجاد کرده و خانواده او را نیز از اطلاعرسانی درباره وضعیتش برحذر داشتهاند.
همچنین در زمان بازداشت، دلیل این اقدام «استفاده از فیلترشکن» عنوان شده بود؛ موضوعی که در ادامه با طرح اتهامات امنیتی در مرحله بازپرسی همراه شده است.
#سیامک_چهرازی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
سیامک چهرازی، معلم و فعال صنفی در خوزستان که در تاریخ ۸ فروردینماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در اهواز بازداشت شده بود، در شعبه ۱۲ بازپرسی دادسرای دادگاه انقلاب خوزستان مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.
بر اساس اطلاعات دریافتی، اتهامات مطرحشده علیه این فعال صنفی شامل «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» عنوان شده و مصداق این اتهامات، امضای یک بیانیه ذکر شده است.
گزارشها حاکی از آن است که قرار بازداشت سیامک چهرازی در حال حاضر به مدت یک ماه صادر شده و وی هماکنون در زندان شیبان اهواز در بازداشت بهسر میبرد.
پیشتر، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان اعلام کرده بود که سیامک صادقی چهرازی، عضو کانون صنفی معلمان خوزستان، روز شنبه ۸ فروردینماه ۱۴۰۵ در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.
به گفته منابع مطلع، مأموران امنیتی در جریان این بازداشت با یورش به منزل وی، فضای رعب و وحشت ایجاد کرده و خانواده او را نیز از اطلاعرسانی درباره وضعیتش برحذر داشتهاند.
همچنین در زمان بازداشت، دلیل این اقدام «استفاده از فیلترشکن» عنوان شده بود؛ موضوعی که در ادامه با طرح اتهامات امنیتی در مرحله بازپرسی همراه شده است.
#سیامک_چهرازی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔7❤1
Islamic Republic Regime Arrests Dozens in New Wave of Mass Crackdown
The Islamic Republic regime has detained at least 52 citizens across the country in the last two days, signaling an intensified wave of repression.
Official reports confirm that since the start of the war, 55 individuals in Sistan and Baluchestan alone have been arrested on recurring charges of gathering information for the enemy. Further detentions occurred in Shiraz, Gilan, Khuzestan, and other provinces under similar security pretexts.
Authorities are employing generic allegations like espionage and disturbing public opinion to justify these arrests without evidence or access to legal counsel. Rights observers describe this surge as a calculated campaign of mass intimidation, replacing judicial due process with a familiar script of state-led suppression.
#IranMassArrests
#StopRepressionInIran
#HumanRightsIran
The Islamic Republic regime has detained at least 52 citizens across the country in the last two days, signaling an intensified wave of repression.
Official reports confirm that since the start of the war, 55 individuals in Sistan and Baluchestan alone have been arrested on recurring charges of gathering information for the enemy. Further detentions occurred in Shiraz, Gilan, Khuzestan, and other provinces under similar security pretexts.
Authorities are employing generic allegations like espionage and disturbing public opinion to justify these arrests without evidence or access to legal counsel. Rights observers describe this surge as a calculated campaign of mass intimidation, replacing judicial due process with a familiar script of state-led suppression.
#IranMassArrests
#StopRepressionInIran
#HumanRightsIran
❤5
تناقض حاکمیت در عصر فیلترینگ؛ گفتوگو با «مردمی» که از اینترنت حذف شدهاند
✍️گلشن فتحی
مقامات جمهوری اسلامی در توییتر طوری اطلاعرسانی ودستاوردسازی میکنند که انگار مخاطبشان همه مردم ایران است؛
در حالی که همین مردم، زیر سنگینترین و خفهکنندهترین نظام فیلترینگ و محدودسازی اینترنت در جهان عملاً از دسترسی آزاد به همین فضا محروماند.
این تناقض مضحک درواقع اعتراف صریح به ماهیت حکمرانی است.
من تنها دو برداشت از این طنز تلخ دارم:
۱. از نگاه حاکمیت، مردم ایران تقلیل پیدا کردهاند به دارندگان سیمکارتهای خونی، پروها، خط سفیدها و کاربران دارای دسترسی ویژه و شبکههای وابسته
و میلیونها شهروند دیگر اساساً در معادله دیده نمیشوند بدین معنی که هیچ اهمیتی ندارند
۲. یا اینکه تعریف مردم شریف ایران به شکلی عامدانه تحریف شده؛
گروهی خاص شریف محسوب میشوند و باقی جامعه بدون هیچگونه حق شهروندی و دسترسی به حاشیه رانده شدهاند.
مقامات، اینترنت را قطع میکنند و دسترسی آزاد را میبندند و ارتباط نود میلیون ایرانی با جهان را فیلتر میکنند، و درهمین بسترها مردم را مخاطب قرارمیدهند و قلاده سایبریهاش را برای جنگ نرم باز میکنند!! با چه کسانی به زبان فارسی در ایکس در جنگ هستند؟ آنها فقط با خودشان و خودیهاشان گفتوگو میکنند که نمایش قدرت حکومت در خلأ ملت است.
حکومتِ اقلیت بر اقلیتی کوچکتر، با حذف سیستماتیک اکثریت.
ـ متن بالا در حساب کاربری خانم گلشن فتحی، فعال مدنی و پژوهشگر حقوقی، منتشر شده است.
#اینترنت_طبقاتی
#DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
✍️گلشن فتحی
مقامات جمهوری اسلامی در توییتر طوری اطلاعرسانی ودستاوردسازی میکنند که انگار مخاطبشان همه مردم ایران است؛
در حالی که همین مردم، زیر سنگینترین و خفهکنندهترین نظام فیلترینگ و محدودسازی اینترنت در جهان عملاً از دسترسی آزاد به همین فضا محروماند.
این تناقض مضحک درواقع اعتراف صریح به ماهیت حکمرانی است.
من تنها دو برداشت از این طنز تلخ دارم:
۱. از نگاه حاکمیت، مردم ایران تقلیل پیدا کردهاند به دارندگان سیمکارتهای خونی، پروها، خط سفیدها و کاربران دارای دسترسی ویژه و شبکههای وابسته
و میلیونها شهروند دیگر اساساً در معادله دیده نمیشوند بدین معنی که هیچ اهمیتی ندارند
۲. یا اینکه تعریف مردم شریف ایران به شکلی عامدانه تحریف شده؛
گروهی خاص شریف محسوب میشوند و باقی جامعه بدون هیچگونه حق شهروندی و دسترسی به حاشیه رانده شدهاند.
مقامات، اینترنت را قطع میکنند و دسترسی آزاد را میبندند و ارتباط نود میلیون ایرانی با جهان را فیلتر میکنند، و درهمین بسترها مردم را مخاطب قرارمیدهند و قلاده سایبریهاش را برای جنگ نرم باز میکنند!! با چه کسانی به زبان فارسی در ایکس در جنگ هستند؟ آنها فقط با خودشان و خودیهاشان گفتوگو میکنند که نمایش قدرت حکومت در خلأ ملت است.
حکومتِ اقلیت بر اقلیتی کوچکتر، با حذف سیستماتیک اکثریت.
ـ متن بالا در حساب کاربری خانم گلشن فتحی، فعال مدنی و پژوهشگر حقوقی، منتشر شده است.
#اینترنت_طبقاتی
#DigitalBlackOutIran
@Tavaana_TavaanaTech
❤3
Forwarded from گفتوشنود
با گذشت ۱۰ روز از بازداشت عنقا سیاوشی، شهروند ۱۹ ساله بهائی ساکن شیراز، همچنان وی از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم است و هیچ اطلاع روشنی از وضعیت او در دست نیست؛ موضوعی که نگرانیها را درباره شرایط جسمی و روحی این جوان افزایش داده است.
عنقا سیاوشی در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران وزارت اطلاعات و بدون ارائه حکم قضایی در منزل خانوادگی خود بازداشت شد. این بازداشت با تفتیش کامل منزل و ضبط وسایل شخصی او و دیگر اعضای خانواده همراه بوده است.
بر اساس گفته یک منبع آگاه، مأموران امنیتی به خانواده این شهروند اعلام کردهاند که وضعیت روحی و جسمی او «بسیار وخیم» است؛ اظهاراتی که بهگفته این منبع، با هدف اعمال فشار روانی بر خانواده مطرح شده است.
تداوم بیخبری از وضعیت عنقا سیاوشی در حالی است که در ماههای اخیر، گزارشهای متعددی از بازداشت و برخوردهای امنیتی با شهروندان بهائی در شهرهای مختلف ایران منتشر شده است. این روند، از سوی نهادهای حقوق بشری بهعنوان نشانهای از تشدید سرکوب سیستماتیک علیه جامعه بهائی و محدودسازی آزادیهای دینی در ایران ارزیابی شده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران @Dialogue1402
عنقا سیاوشی در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران وزارت اطلاعات و بدون ارائه حکم قضایی در منزل خانوادگی خود بازداشت شد. این بازداشت با تفتیش کامل منزل و ضبط وسایل شخصی او و دیگر اعضای خانواده همراه بوده است.
بر اساس گفته یک منبع آگاه، مأموران امنیتی به خانواده این شهروند اعلام کردهاند که وضعیت روحی و جسمی او «بسیار وخیم» است؛ اظهاراتی که بهگفته این منبع، با هدف اعمال فشار روانی بر خانواده مطرح شده است.
تداوم بیخبری از وضعیت عنقا سیاوشی در حالی است که در ماههای اخیر، گزارشهای متعددی از بازداشت و برخوردهای امنیتی با شهروندان بهائی در شهرهای مختلف ایران منتشر شده است. این روند، از سوی نهادهای حقوق بشری بهعنوان نشانهای از تشدید سرکوب سیستماتیک علیه جامعه بهائی و محدودسازی آزادیهای دینی در ایران ارزیابی شده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران @Dialogue1402
💔3
🔴 روایت یورش شبانه به بند سیاسی قزلحصار؛ انتقال محکومان به اعدام و اعمال خشونت گسترده در واحد ۴
یک منبع موثق، جهت ثبت در تاریخ، بخشی از روایت یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ در واحد ۴ زندان قزلحصار کرج را بیان میکند:
از حدود ساعت ۲۱ شب گذشته بود که ناگهان مشاهده کردیم چندین نفر با نقاب، به همراه اکثر مسئولان زندان، به سالن زندانیان سیاسی واحد چهار یورش بردند. تعدادی از زندانیان را به سمت بیرون درِ سالن هدایت کردند و سپس به آنها دستبند زدند. از داخل سالن متوجه شدیم که قصد دارند زندانیان محکوم به اعدام را خارج کنند.
با اعمال زور و در مواجهه با مقاومت، یکییکی همه را خارج کردند. هر کسی در مقابل خروج از سالن یا زدن دستبند مقاومت میکرد، با خشونت زندانبانها مواجه میشد. وحید روی زمین نشست و گفت «دستبند نمیزنم»، اما به زور به او دستبند زدند. اکبر (شاهرخ) دانشورکار با خشونت به بیرون سالن برده شد. سعید ماسوری فریاد زد: «همه ما را باید بکشید» و مورد حمله زندانبان قرار گرفت. پویا قبادی نیز با اعمال خشونت به بیرون منتقل شد.
در بیرون سالن، هر کسی که به زندانبانها اعتراض میکرد یا درباره رژیم سخنی میگفت، مورد حمله قرار میگرفت؛ بهویژه محکومان به اعدام. بابک علیپور، با وجود آسیبدیدگی رباط پایش، در جریان مقاومتش به زور از سالن خارج شد. علی یونسی گفت «دستبند نمیزنم»، اما قاسم صحرایی با مشت به زیر چشم او زد که منجر به کبودی شد و سپس به او دستبند زد.
نقابدارها در بیرون سالن نیز با محکومان به اعدام اعمال خشونت میکردند و صدای شوکر برقی (برای ایجاد رعب) شنیده میشد. میثم دهبانزاده نیز به دلیل مقاومت، مورد ضربوشتم قرار گرفت. سپس تلاش کردیم فضا را آرام کنیم و فریاد زدیم «کسی را نزنید» و تا حد ممکن زندانیان را از نقابدارها دور کردیم.
در این عملیات، افرادی از جمله قاسم صحرایی، حقی و خدایی (افسر جانشین)، حسن قبادی (معاون زندان)، وحید اشرفآبادی (پرسنل حفاظت اطلاعات)، مجتبی کمرهای (رئیس حفاظت اطلاعات)، سجاد لروند (مسئول گارد زندان)، اشکان کمالی (رئیس سابق زندان قزلحصار و نماینده سازمان زندانها) و رضا غلامپور سیگارودی (معاون قضایی زندان قزلحصار) حضور داشتند. در پاسخ به اعتراضها، اعلام شد که این اقدام «به دستور اطلاعات» انجام شده است.
پس از آنکه شش زندانی محکوم به اعدام (ابوالحسن منتظر، پویا قبادی، وحید بنیعامریان، بابک علیپور، محمد تقوی و اکبر (شاهرخ) دانشورکار) را جدا کردند، مشخص شد که این اقدام برای اجرای حکم اعدام است.
همه را به زیر هشت واحد ۴ بردند و آن شش نفر را یکییکی جدا کردند. لحظات بسیار سنگین و شکنجهآور بود. زندانیان تلاش میکردند آنها را در آغوش بگیرند و خداحافظی کنند، اما زندانبانها اجازه آخرین دیدار نمیدادند و با ممانعت از تجمع، آنها را یکییکی از واحد خارج کردند.
اکبر (شاهرخ) دانشورکار دستش را بالا برد و گفت: «برای اجرای ما آمدهاند، بچهها ناراحت نباشید» و از دور خداحافظی کرد؛ در حالی که نشانی از ترس در چهرهاش دیده نمیشد. محمد تقوی نیز آرام و خونسرد بود. سپس هر شش نفر را جدا کرده و بردند.
بر اساس این روایت، این زندانیان بدون اطلاع قبلی و بهطور ناگهانی برای اجرای حکم منتقل شدند و از حق آخرین ملاقات با خانواده یا وکیل خود محروم ماندند. همچنین تا لحظه تنظیم این گزارش، پیکرهای آنان به خانوادهها تحویل داده نشده و هیچ اطلاع شفافی درباره محل دفن آنها منتشر نشده است؛ مشخص نیست که آیا دفن شدهاند یا در صورت دفن، در کجا.
پس از این وقایع، تعدادی از زندانیان شعارهای اعتراضی سر دادند و در پی آن، جمعی از آنها به انفرادی واحد ۳ (موسوم به «سوئیت») منتقل شدند. در هر سلول حدود ۴ تا ۵ نفر نگهداری میشدند، در حالیکه این سلولها حدود ۱۰ متر مربع مساحت داشتند. شرایط بهداشتی و انسانی بسیار نامناسب بود؛ دستشویی و حمام داخل سلول، زیر دوربین و بدون درب، در برابر چند نفر دیگر قرار داشت و وضعیت شکنجهآوری ایجاد کرده بود. زندانیان از هواخوری و تماس تلفنی نیز محروم بودند و حدود یک هفته در این شرایط نگهداری شدند.
پس از آن، معاون زندان اعلام کرد که ۱۲ نفر به سالن بازگردانده میشوند، اما با شرایطی محدودتر و با «هماهنگی بالا» (اشاره به نهادهای امنیتی) و دستور مدیرکل زندانهای استان تهران. تماس تلفنی به روزانه دو ساعت (۱۴ تا ۱۶) محدود شد و تردد نیز تحت کنترل شدید قرار گرفت.
۱۲ نفر به سالن بازگشتند و ۴ نفر، سعید ماسوری، لقمان امینپور، سپهر امامجمعه و میثم دهبانزاده، بهدلیل آنچه «تحریک سایر زندانیان» عنوان شد، برای چند روز بیشتر در انفرادی نگهداری شدند.
ادامه گزارش در لینک زیر:
https://tinyurl.com/GhezEd
#نه_به_اعدام #از_قزلحصار_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
یک منبع موثق، جهت ثبت در تاریخ، بخشی از روایت یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ در واحد ۴ زندان قزلحصار کرج را بیان میکند:
از حدود ساعت ۲۱ شب گذشته بود که ناگهان مشاهده کردیم چندین نفر با نقاب، به همراه اکثر مسئولان زندان، به سالن زندانیان سیاسی واحد چهار یورش بردند. تعدادی از زندانیان را به سمت بیرون درِ سالن هدایت کردند و سپس به آنها دستبند زدند. از داخل سالن متوجه شدیم که قصد دارند زندانیان محکوم به اعدام را خارج کنند.
با اعمال زور و در مواجهه با مقاومت، یکییکی همه را خارج کردند. هر کسی در مقابل خروج از سالن یا زدن دستبند مقاومت میکرد، با خشونت زندانبانها مواجه میشد. وحید روی زمین نشست و گفت «دستبند نمیزنم»، اما به زور به او دستبند زدند. اکبر (شاهرخ) دانشورکار با خشونت به بیرون سالن برده شد. سعید ماسوری فریاد زد: «همه ما را باید بکشید» و مورد حمله زندانبان قرار گرفت. پویا قبادی نیز با اعمال خشونت به بیرون منتقل شد.
در بیرون سالن، هر کسی که به زندانبانها اعتراض میکرد یا درباره رژیم سخنی میگفت، مورد حمله قرار میگرفت؛ بهویژه محکومان به اعدام. بابک علیپور، با وجود آسیبدیدگی رباط پایش، در جریان مقاومتش به زور از سالن خارج شد. علی یونسی گفت «دستبند نمیزنم»، اما قاسم صحرایی با مشت به زیر چشم او زد که منجر به کبودی شد و سپس به او دستبند زد.
نقابدارها در بیرون سالن نیز با محکومان به اعدام اعمال خشونت میکردند و صدای شوکر برقی (برای ایجاد رعب) شنیده میشد. میثم دهبانزاده نیز به دلیل مقاومت، مورد ضربوشتم قرار گرفت. سپس تلاش کردیم فضا را آرام کنیم و فریاد زدیم «کسی را نزنید» و تا حد ممکن زندانیان را از نقابدارها دور کردیم.
در این عملیات، افرادی از جمله قاسم صحرایی، حقی و خدایی (افسر جانشین)، حسن قبادی (معاون زندان)، وحید اشرفآبادی (پرسنل حفاظت اطلاعات)، مجتبی کمرهای (رئیس حفاظت اطلاعات)، سجاد لروند (مسئول گارد زندان)، اشکان کمالی (رئیس سابق زندان قزلحصار و نماینده سازمان زندانها) و رضا غلامپور سیگارودی (معاون قضایی زندان قزلحصار) حضور داشتند. در پاسخ به اعتراضها، اعلام شد که این اقدام «به دستور اطلاعات» انجام شده است.
پس از آنکه شش زندانی محکوم به اعدام (ابوالحسن منتظر، پویا قبادی، وحید بنیعامریان، بابک علیپور، محمد تقوی و اکبر (شاهرخ) دانشورکار) را جدا کردند، مشخص شد که این اقدام برای اجرای حکم اعدام است.
همه را به زیر هشت واحد ۴ بردند و آن شش نفر را یکییکی جدا کردند. لحظات بسیار سنگین و شکنجهآور بود. زندانیان تلاش میکردند آنها را در آغوش بگیرند و خداحافظی کنند، اما زندانبانها اجازه آخرین دیدار نمیدادند و با ممانعت از تجمع، آنها را یکییکی از واحد خارج کردند.
اکبر (شاهرخ) دانشورکار دستش را بالا برد و گفت: «برای اجرای ما آمدهاند، بچهها ناراحت نباشید» و از دور خداحافظی کرد؛ در حالی که نشانی از ترس در چهرهاش دیده نمیشد. محمد تقوی نیز آرام و خونسرد بود. سپس هر شش نفر را جدا کرده و بردند.
بر اساس این روایت، این زندانیان بدون اطلاع قبلی و بهطور ناگهانی برای اجرای حکم منتقل شدند و از حق آخرین ملاقات با خانواده یا وکیل خود محروم ماندند. همچنین تا لحظه تنظیم این گزارش، پیکرهای آنان به خانوادهها تحویل داده نشده و هیچ اطلاع شفافی درباره محل دفن آنها منتشر نشده است؛ مشخص نیست که آیا دفن شدهاند یا در صورت دفن، در کجا.
پس از این وقایع، تعدادی از زندانیان شعارهای اعتراضی سر دادند و در پی آن، جمعی از آنها به انفرادی واحد ۳ (موسوم به «سوئیت») منتقل شدند. در هر سلول حدود ۴ تا ۵ نفر نگهداری میشدند، در حالیکه این سلولها حدود ۱۰ متر مربع مساحت داشتند. شرایط بهداشتی و انسانی بسیار نامناسب بود؛ دستشویی و حمام داخل سلول، زیر دوربین و بدون درب، در برابر چند نفر دیگر قرار داشت و وضعیت شکنجهآوری ایجاد کرده بود. زندانیان از هواخوری و تماس تلفنی نیز محروم بودند و حدود یک هفته در این شرایط نگهداری شدند.
پس از آن، معاون زندان اعلام کرد که ۱۲ نفر به سالن بازگردانده میشوند، اما با شرایطی محدودتر و با «هماهنگی بالا» (اشاره به نهادهای امنیتی) و دستور مدیرکل زندانهای استان تهران. تماس تلفنی به روزانه دو ساعت (۱۴ تا ۱۶) محدود شد و تردد نیز تحت کنترل شدید قرار گرفت.
۱۲ نفر به سالن بازگشتند و ۴ نفر، سعید ماسوری، لقمان امینپور، سپهر امامجمعه و میثم دهبانزاده، بهدلیل آنچه «تحریک سایر زندانیان» عنوان شد، برای چند روز بیشتر در انفرادی نگهداری شدند.
ادامه گزارش در لینک زیر:
https://tinyurl.com/GhezEd
#نه_به_اعدام #از_قزلحصار_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔1