آموزشکده توانا
48.2K subscribers
42.7K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
دنیل دنت و «تکامل باور دینی»
اگر دین یک ویروس ذهنی باشد چه؟

دنیل دنت (۱۹۴۲-۲۰۲۴)، فیلسوف آمریکایی و از چهره‌های مطرح فلسفه ذهن، در سال ۲۰۰۶ کتاب «شکستن طلسم: دین به عنوان پدیده‌ای طبیعی» را نوشت. پرسش او این بود: چرا نباید دین را از دایره‌ پژوهش علمی مستثنا کنیم؟ او خواستار مطالعه‌ دین همچون هر پدیده‌ طبیعی دیگر شد، نه تقدیس آن و نه رد صریحش.

دنت دین را محصول تکامل فرهنگی می‌دید، نه فقط زیستی. او مفهوم «میم» (meme) ریچارد داوکینز را وام گرفت و باورهای دینی را «انگل‌های ذهنی» توصیف کرد که برای بقای خود، نه لزوما برای خیر انسان، تکامل یافته‌اند. ایده‌هایی که «مستقل از حقیقت‌داشتن‌شان» تکثیر می‌شوند.

او تمایزی کلیدی گذاشت میان «باور به خدا» و «باور به باور»: بسیاری افراد دیگر واقعا به خدا باور ندارند اما به این باور دارند که باید باور داشته باشند یا وانمود کنند. این تحلیل، ریاکاری اجتماعی پیرامون دین را توضیح می‌دهد.

دنت مدافع سرسخت شفافیت بود؛ پیشنهاد داد کودکان درباره‌ همه‌ ادیان جهان آموزش ببینند تا خودشان انتخاب کنند، نه فقط دین خانواده‌شان. او هشدار داد جهل دینی، از دین‌داری، خطرناک‌تر است.

برخلاف داوکینز و هریس که لحنی جدلی‌تر داشتند، دنت رویکردی آرام‌تر و علمی‌تر داشت، هدفش نه نابودی دین، بلکه فهم آن به‌عنوان داده بود. همین موضع، او را در کنار داوکینز، هریس و هیچنز یکی از «چهار سوار خداناباور» ملحدان نو کرد.

تاثیر دنت در علوم شناختی دین (Cognitive Science of Religion) عمیق است. پژوهشگرانی چون پاسکال بویه و اسکات آتران مستقیما بر پایه‌ چارچوب تکاملی او کار کرده‌اند.

میراث دنت امروز در بحث‌های سکولاریسم آموزشی و سواد دینی زنده است: نگاه علمی به باور، بدون تحقیر باورمندان.

#دنیل_دنت #چهار_سوار #آتئیست #خداناباور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
12👌2
Forwarded from گفت‌وشنود
برتراند راسل
فیلسوفی که گفت:
هیچ دلیلی برای باور به خدا کافی نیست

سال ۱۹۲۷، برتراند راسل در برابر جمعیتی در لندن سخنرانی کرد با عنوانی که خودش هم می‌دانست جنجال‌برانگیز است: «چرا من مسیحی نیستم».
او فیلسوف، ریاضی‌دان و برنده‌ نوبل ادبیات بود، نه یک ملحد خشمگین؛ اما تصمیم گرفت با آرامش کامل، ستون‌های ایمان را یکی‌یکی زیر سؤال ببرد.

راسل نخست به دلایل کلاسیک وجود خدا حمله کرد؛ دلیل علّی، دلیل نظم، دلیل اخلاقی.
او پرسید اگر هر چیزی علتی می‌خواهد، پس علت خدا چیست؟ و اگر خدا نیازی به علت ندارد، چرا جهان نیاز داشته باشد؟ استدلالی ساده که ستون‌های الهیات سنتی را می‌لرزاند.

جمله‌ای از او که هنوز نقل می‌شود این است: «به گمان من، دین اساسا و در وهله‌ نخست، بر ترس بنا شده است.»
او دین را نه محصول حقیقت، بلکه محصول ترس از ناشناخته و نیاز به حامی می‌دانست.

راسل کلیسا را نه فقط نهادی معنوی، بلکه نیرویی بازدارنده در برابر پیشرفت اخلاقی می‌دید؛ او نوشت مسیحیت در طول تاریخ «مخالف هر پیشرفت اخلاقی» بوده، از الغای برده‌داری تا حقوق زنان.

برخلاف بسیاری منتقدان دین، راسل بر اخلاق سکولار مستقل تاکید داشت: انسان می‌تواند بدون ترس از دوزخ، نیک باشد؛ عشق و دانش، به گفته‌ او، دو ستون یک زندگی خوب‌اند.

این رساله (سخنرانی چرا مسیحی نیستم، بعدها با همین عنوان به کتاب تبدیل شد) بعدها الهام‌بخش نسل ملحدان نو شد، ریچارد داوکینز و کریستوفر هیچنز صراحتا از راسل به‌عنوان پیشگام یاد کرده‌اند.
میراث راسل امروز در هر بحثی درباره جدایی دین از اخلاق و آموزش، زنده است.

#برتراند_راسل #خداناباوری #آتئیست #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
30👌8💯2😍1