Forwarded from گفتوشنود
تکروایتی رسمی در برابر روایتهای موازی مردم
چه بر سر جامعهای میآید که فقط یک تفسیر از حقیقت مجاز است؟
جورج اورول در رمان «۱۹۸۴» مفهوم «کنترل گذشته» را تصویر کرد: حزب حاکم داستان، هر روز اسناد تاریخی را بازنویسی میکند تا روایت رسمی همیشه با وضعیت لحظه همخوان بماند. اورول این ایده را نه از خیال محض، بلکه از مشاهده نظامهای توتالیتر زمان خودش گرفته بود. جایی که کنترل بر تفسیر گذشته، ابزار کنترل بر حال بود.
هانا آرنت، فیلسوف آلمانی-آمریکایی، در مقاله «حقیقت و سیاست» (۱۹۶۷) تمایزی روشن را تبیین کرد: حقایق واقعی (Factual Truth) مثل اینکه رویدادی در چه تاریخی رخ داده، برخلاف حقایق عقلی، همیشه میتوانستند «بهگونهای دیگر» باشند، و همین ویژگی آنها را در برابر قدرت سیاسی آسیبپذیر میکند.
آرنت هشدار داد وقتی یک نهاد قدرت، انحصار روایت رویدادها را در دست میگیرد، آنچه از بین میرود نه یک نظر، بلکه زمینه مشترکی است که همه شهروندان فارغ از عقیدهشان، بر سر «چه اتفاقی افتاد» میتوانستند توافق کنند.
پژوهش تیمور کوران، اقتصاددان آمریکایی-ترکتبار، درباره «کژنمایی ترجیحات» نشان داد در جوامعی که فقط یک روایت رسمی مجاز است، مردم روایت خصوصی خود را لزوما کنار نمیگذارند، بلکه در فضای خصوصی نگه میدارند، شکافی که میان گفتمان رسمی و گفتوگوی واقعی خانهها و محافل خصوصی شکل میگیرد و میتواند سالها بدون آنکه در آمار یا رسانه رسمی دیده شود، تداوم یابد.
نمونه مستندی از این پدیده، فروپاشی بلوک شرق در سال ۱۹۸۹ است. پژوهشگرانی مثل تیموتی گارتوناش که آن رویدادها را از نزدیک روایت کردهاند، نشان دادند که در کشورهایی مثل آلمان شرقی، نظرسنجیهای رسمی تا هفتهها پیش از فروپاشی، حمایت گسترده از نظام را نشان میدادند. تصویری که با آنچه در گفتوگوهای خصوصی مردم جریان داشت، فاصله زیادی داشت.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد به دست میآید، این است که تکروایتی رسمی، لزوما روایتهای موازی را از میان نمیبرد. آنها را از دید عمومی پنهان میکند، تا زمانی که شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته، بهگونهای غیرقابلپیشبینی، آشکار شود.
#تکثر #حقیقت #نقد_قدرت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چه بر سر جامعهای میآید که فقط یک تفسیر از حقیقت مجاز است؟
جورج اورول در رمان «۱۹۸۴» مفهوم «کنترل گذشته» را تصویر کرد: حزب حاکم داستان، هر روز اسناد تاریخی را بازنویسی میکند تا روایت رسمی همیشه با وضعیت لحظه همخوان بماند. اورول این ایده را نه از خیال محض، بلکه از مشاهده نظامهای توتالیتر زمان خودش گرفته بود. جایی که کنترل بر تفسیر گذشته، ابزار کنترل بر حال بود.
هانا آرنت، فیلسوف آلمانی-آمریکایی، در مقاله «حقیقت و سیاست» (۱۹۶۷) تمایزی روشن را تبیین کرد: حقایق واقعی (Factual Truth) مثل اینکه رویدادی در چه تاریخی رخ داده، برخلاف حقایق عقلی، همیشه میتوانستند «بهگونهای دیگر» باشند، و همین ویژگی آنها را در برابر قدرت سیاسی آسیبپذیر میکند.
آرنت هشدار داد وقتی یک نهاد قدرت، انحصار روایت رویدادها را در دست میگیرد، آنچه از بین میرود نه یک نظر، بلکه زمینه مشترکی است که همه شهروندان فارغ از عقیدهشان، بر سر «چه اتفاقی افتاد» میتوانستند توافق کنند.
پژوهش تیمور کوران، اقتصاددان آمریکایی-ترکتبار، درباره «کژنمایی ترجیحات» نشان داد در جوامعی که فقط یک روایت رسمی مجاز است، مردم روایت خصوصی خود را لزوما کنار نمیگذارند، بلکه در فضای خصوصی نگه میدارند، شکافی که میان گفتمان رسمی و گفتوگوی واقعی خانهها و محافل خصوصی شکل میگیرد و میتواند سالها بدون آنکه در آمار یا رسانه رسمی دیده شود، تداوم یابد.
نمونه مستندی از این پدیده، فروپاشی بلوک شرق در سال ۱۹۸۹ است. پژوهشگرانی مثل تیموتی گارتوناش که آن رویدادها را از نزدیک روایت کردهاند، نشان دادند که در کشورهایی مثل آلمان شرقی، نظرسنجیهای رسمی تا هفتهها پیش از فروپاشی، حمایت گسترده از نظام را نشان میدادند. تصویری که با آنچه در گفتوگوهای خصوصی مردم جریان داشت، فاصله زیادی داشت.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد به دست میآید، این است که تکروایتی رسمی، لزوما روایتهای موازی را از میان نمیبرد. آنها را از دید عمومی پنهان میکند، تا زمانی که شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته، بهگونهای غیرقابلپیشبینی، آشکار شود.
#تکثر #حقیقت #نقد_قدرت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3👌1
Forwarded from گفتوشنود
مونتسکیو (۱۶۸۹–۱۷۵۵)، از برجستهترین فیلسوفان سیاسی عصر روشنگری در فرانسه بود که با نگاه انتقادی و جامعهشناختی خود به ساختارهای قدرت، نقشی بنیادین در شکلگیری اندیشه سیاسی مدرن ایفا کرد.
شاهکار او، «روحالقوانین»، از سنگهای بنای دموکراسیهای امروزی محسوب میشود.
نوآوری بزرگ مونتسکیو در این اثر، طرح نظریه «تفکیک قوا» (مقننه، مجریه و قضاییه) بود. او استدلال کرد که برای جلوگیری از استبداد و تضمین آزادیهای فردی، این سه قوه باید مستقل از یکدیگر و در عین حال ناظر بر عملکرد هم باشند تا هیچ نهادی نتواند قدرت مطلق را تصاحب کند.
علاوه بر این، مونتسکیو از پیشگامان جامعهشناسی سیاسی و تاریخنگاری قیاسی بود. او برخلاف متفکران پیش از خود، قوانین، اخلاقیات و نهادهای هر جامعه را محصول تصادف یا اراده صرف فرمانروایان نمیدانست، بلکه معتقد بود آبوهوا، جغرافیا، اقتصاد، سنتها و فرهنگ هر سرزمین (که آن را «روح کلی یک ملت» مینامید) شکلدهنده نظام حقوقی و سیاسی آن است. اندیشههای او راهنمای تدوین قانون اساسی ایالات متحده و بسیاری از نظامهای دموکراتیک جهان شد.
#مونتسکیو #فلسفه #اخلاق
#نقد_قدرت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شاهکار او، «روحالقوانین»، از سنگهای بنای دموکراسیهای امروزی محسوب میشود.
نوآوری بزرگ مونتسکیو در این اثر، طرح نظریه «تفکیک قوا» (مقننه، مجریه و قضاییه) بود. او استدلال کرد که برای جلوگیری از استبداد و تضمین آزادیهای فردی، این سه قوه باید مستقل از یکدیگر و در عین حال ناظر بر عملکرد هم باشند تا هیچ نهادی نتواند قدرت مطلق را تصاحب کند.
علاوه بر این، مونتسکیو از پیشگامان جامعهشناسی سیاسی و تاریخنگاری قیاسی بود. او برخلاف متفکران پیش از خود، قوانین، اخلاقیات و نهادهای هر جامعه را محصول تصادف یا اراده صرف فرمانروایان نمیدانست، بلکه معتقد بود آبوهوا، جغرافیا، اقتصاد، سنتها و فرهنگ هر سرزمین (که آن را «روح کلی یک ملت» مینامید) شکلدهنده نظام حقوقی و سیاسی آن است. اندیشههای او راهنمای تدوین قانون اساسی ایالات متحده و بسیاری از نظامهای دموکراتیک جهان شد.
#مونتسکیو #فلسفه #اخلاق
#نقد_قدرت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6👌3❤2