یونس آزادبر، فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق، بار دیگر بازداشت شد
بنا به گزارش دریافتی، آقای یونس آزادبر، فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق امروز ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۵ در تجمع بازنشستگان در شهر رشت بازداشت شد.
آقای آزادبر که در سالهای گذشته بارها بازداشت و زندانی شده بود، در دوره قبلی زندان به دلیل بیماری شدید قلبی تحت عمل جراحی تعویض دریچه قلب و نصب باطری قرار گرفت و با وثیقه ۸ میلیارد تومانی از زندان آزاد شده بود. او همچنین مبتلا به بیماری صرع است و وضعیت سلامت جسمانیاش بسیار حساس گزارش شده است.
آقای آزادبر به دلیل ابتلا به بیماریهای مختلف بارها در بیمارستان بستری شده و در نهایت با توجه به عدم تحمل حبس آزاد شده بود
یونس آزادبر از چهرههای ثابت تجمعات هفتگی بازنشستگان تأمین اجتماعی در رشت بوده و با وجود وضعیت وخیم جسمانی، همواره برای احقاق حقوق خود و همنسلانش ایستادگی میکرد. او همچنین در هفتههای گذشته با در دست داشتن عکس زندانیان سیاسی به خصوص متهمینی که به اعدام محکوم شدهاند، خواستار آزادی آنها و لغو حکم اعدام بوده است.
آقای آزادبر از زندانیان دهه شصت بود و حدود ۱۲ سال را در زندان سپری کرده است. او با آنکه در زمان تسخیر سفارت آمریکا در ایران درسال ۱۳۵۸ دانشآموز بود و نقشی در آن واقعه نداشت، با این حال در سال ۱۴۰۲ طی نامهای از مردم آمریکا و ایران بابت آن واقعه عذرخواهی کرد.
بازداشت آقای آزادبر، با توجه به شرایط جسمیاش، برای او خطر زیادی به همراه دارد و ایشان شرایط جسمی تحمل حبس را ندارند.
طبق اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، آقای آزادبر در یکی از بازداشتهای سالهای اخیر به شدت مورد آزار از جانب بازجویان اطلاعات سپاه قرار گرفته است.
#یونس_آزادبر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
بنا به گزارش دریافتی، آقای یونس آزادبر، فعال کارگری و زندانی سیاسی سابق امروز ۲۵ مرداد ماه ۱۴۰۵ در تجمع بازنشستگان در شهر رشت بازداشت شد.
آقای آزادبر که در سالهای گذشته بارها بازداشت و زندانی شده بود، در دوره قبلی زندان به دلیل بیماری شدید قلبی تحت عمل جراحی تعویض دریچه قلب و نصب باطری قرار گرفت و با وثیقه ۸ میلیارد تومانی از زندان آزاد شده بود. او همچنین مبتلا به بیماری صرع است و وضعیت سلامت جسمانیاش بسیار حساس گزارش شده است.
آقای آزادبر به دلیل ابتلا به بیماریهای مختلف بارها در بیمارستان بستری شده و در نهایت با توجه به عدم تحمل حبس آزاد شده بود
یونس آزادبر از چهرههای ثابت تجمعات هفتگی بازنشستگان تأمین اجتماعی در رشت بوده و با وجود وضعیت وخیم جسمانی، همواره برای احقاق حقوق خود و همنسلانش ایستادگی میکرد. او همچنین در هفتههای گذشته با در دست داشتن عکس زندانیان سیاسی به خصوص متهمینی که به اعدام محکوم شدهاند، خواستار آزادی آنها و لغو حکم اعدام بوده است.
آقای آزادبر از زندانیان دهه شصت بود و حدود ۱۲ سال را در زندان سپری کرده است. او با آنکه در زمان تسخیر سفارت آمریکا در ایران درسال ۱۳۵۸ دانشآموز بود و نقشی در آن واقعه نداشت، با این حال در سال ۱۴۰۲ طی نامهای از مردم آمریکا و ایران بابت آن واقعه عذرخواهی کرد.
بازداشت آقای آزادبر، با توجه به شرایط جسمیاش، برای او خطر زیادی به همراه دارد و ایشان شرایط جسمی تحمل حبس را ندارند.
طبق اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، آقای آزادبر در یکی از بازداشتهای سالهای اخیر به شدت مورد آزار از جانب بازجویان اطلاعات سپاه قرار گرفته است.
#یونس_آزادبر #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
هانس-گئورگ گادامر، فیلسوف آلمانی و از چهرههای برجسته هرمنوتیک فلسفی، نقش بنیادینی در بازاندیشی مفهوم گفتوگو در عرصه فهم و اخلاق ایفا کرد.
او با اثر مهم خود «حقیقت و روش» (Wahrheit und Methode)، سنت فهم متون، فرهنگ و تجربه انسانی را از تفسیر صرف به یک رخداد گفتوگو محور بدل ساخت.
برای گادامر، فهم نه انتقال یکسویه معنا، بلکه فرآیندی زنده، باز و دیالوگمحور است که میان افقهای متفاوت شکل میگیرد.
گادامر باور داشت که ما همواره درون یک سنت زبانی، تاریخی و فرهنگی زندگی میکنیم و فهمیدن، یعنی گفتوگو کردن با این سنتها. از دید او، گفتوگو تنها ابزار انتقال اطلاعات نیست، بلکه رخدادی است که در آن سوژه و ابژه به تعامل و تاثیر متقابل میرسند. این دیدگاه، فهم را از یک فرآیند مکانیکی یا نسبیگرایانه، به حرکتی پویا و اخلاقی تبدیل میکند، حرکتی که مستلزم گشودگی، احترام به دیگری و پذیرش پیشداوریهای سازنده است.
گفتوگو در هرمنوتیک گادامر، بیش از یک روش، نوعی رویکرد به جهان است، رویکردی که در آن هیچکس صاحب حقیقت مطلق نیست و معنا در فضای اشتراک افقها پدید میآید. این نگاه، بهویژه در عرصه اخلاق، سیاست، دین و تفاهم بینفرهنگی اهمیت مییابد جایی که پیشفرضها، هویتها و زبانهای گوناگون به مواجههای سازنده نیاز دارند.
گفتوگوی واقعی نزد گادامر، مستلزم آمادگی برای تغییر خود در مواجهه با دیگری است.
میراث گادامر، بازاندیشی در نسبت میان فهم، زبان و دیگری است. رویکردی که اخلاق گفتوگو را نه تنها برای تفسیر متن، بلکه برای همزیستی انسانی ضروری میداند.
او ما را دعوت میکند به شنیدن، به باز بودن در برابر تجربههای متفاوت، و به مشارکت در گفتوگویی که نه پایان دارد و نه صاحب مطلق. به تعبیر او، حقیقت در گفتوگو ظهور میکند، نه بیرون از آن.
#گادامر #شنیدن #فهم #اخلاق #گفتگو_توانا
@dialogue1402
او با اثر مهم خود «حقیقت و روش» (Wahrheit und Methode)، سنت فهم متون، فرهنگ و تجربه انسانی را از تفسیر صرف به یک رخداد گفتوگو محور بدل ساخت.
برای گادامر، فهم نه انتقال یکسویه معنا، بلکه فرآیندی زنده، باز و دیالوگمحور است که میان افقهای متفاوت شکل میگیرد.
گادامر باور داشت که ما همواره درون یک سنت زبانی، تاریخی و فرهنگی زندگی میکنیم و فهمیدن، یعنی گفتوگو کردن با این سنتها. از دید او، گفتوگو تنها ابزار انتقال اطلاعات نیست، بلکه رخدادی است که در آن سوژه و ابژه به تعامل و تاثیر متقابل میرسند. این دیدگاه، فهم را از یک فرآیند مکانیکی یا نسبیگرایانه، به حرکتی پویا و اخلاقی تبدیل میکند، حرکتی که مستلزم گشودگی، احترام به دیگری و پذیرش پیشداوریهای سازنده است.
گفتوگو در هرمنوتیک گادامر، بیش از یک روش، نوعی رویکرد به جهان است، رویکردی که در آن هیچکس صاحب حقیقت مطلق نیست و معنا در فضای اشتراک افقها پدید میآید. این نگاه، بهویژه در عرصه اخلاق، سیاست، دین و تفاهم بینفرهنگی اهمیت مییابد جایی که پیشفرضها، هویتها و زبانهای گوناگون به مواجههای سازنده نیاز دارند.
گفتوگوی واقعی نزد گادامر، مستلزم آمادگی برای تغییر خود در مواجهه با دیگری است.
میراث گادامر، بازاندیشی در نسبت میان فهم، زبان و دیگری است. رویکردی که اخلاق گفتوگو را نه تنها برای تفسیر متن، بلکه برای همزیستی انسانی ضروری میداند.
او ما را دعوت میکند به شنیدن، به باز بودن در برابر تجربههای متفاوت، و به مشارکت در گفتوگویی که نه پایان دارد و نه صاحب مطلق. به تعبیر او، حقیقت در گفتوگو ظهور میکند، نه بیرون از آن.
#گادامر #شنیدن #فهم #اخلاق #گفتگو_توانا
@dialogue1402
👍3👌1
دیکتاتورها فقط با سرکوب حکومت نمیکنند
قدرت یک حکومت به همکاری چه کسانی وابسته است؟
وقتی از دیکتاتوری حرف میزنیم، معمولاً نخستین تصاویر، زندان، نیروهای امنیتی، سانسور و سرکوباند. همه اینها ابزارهای مهم حکومتهای اقتدارگرا هستند؛ اما هیچ حکومتی تنها با زور اداره نمیشود.
برای صدور یک حکم ناعادلانه، فقط قاضی لازم نیست؛ کارمندانی باید آن را ثبت و اجرا کنند. برای اخراج یک استاد یا دانشجو، مدیران و مسئولانی باید دستور را عملی کنند. برای پنهان کردن یک حقیقت، رسانههایی باید آن را منتشر نکنند. برای سرکوب یک اعتصاب، علاوه بر نیروی امنیتی، مجموعهای از نهادها باید با دستگاه سرکوب همکاری کنند.
این نکته یکی از پایههای مهم نظریه مقاومت مدنی است: قدرت سیاسی فقط چیزی نیست که حکومت «دارد»؛ بخشی از آن از همکاری و اطاعت جامعه به دست میآید.
واتسلاو هاول در «قدرت بیقدرتان» این سازوکار را با مثال معروف سبزیفروشی توضیح میدهد که شعار حکومتی را در ویترین مغازهاش نصب میکند؛ نه لزوماً چون به آن باور دارد، بلکه چون میخواهد دردسر نداشته باشد. میلیونها رفتار کوچک از این دست میتوانند ظاهرِ پذیرش و اقتدار را برای یک نظام سیاسی بازتولید کنند.
به همین دلیل میان نارضایتی و نافرمانی تفاوت بزرگی وجود دارد.
ممکن است میلیونها نفر از یک حکومت ناراضی باشند، اما اگر ادارهها همچنان کار کنند، تبلیغات بازتولید شود، دستورات اجرا شوند و نهادهای اجتماعی نتوانند مستقل عمل کنند، ساختار قدرت همچنان منابع لازم برای ادامه حیات خود را در اختیار دارد.
این به معنای مقصر دانستن شهروندانی نیست که زیر فشار و تهدید زندگی میکنند. حکومتهای اقتدارگرا دقیقاً با بالا بردن هزینه «نه گفتن»، همکاری را تحمیل میکنند. اما شناخت این سازوکار به ما نشان میدهد چرا تشکلهای مستقل، اعتصاب، تحریم، نافرمانی مدنی و دیگر شکلهای کنش جمعی میتوانند اهمیت پیدا کنند.
قدرت چنین کنشهایی فقط در اعتراض کردن نیست؛ در کاهش همکاریای است که یک ساختار اقتدارگرا برای ادامه کار خود به آن نیاز دارد.
هیچ حکومتی نمیتواند شخصاً مدرسهها را اداره کند، قطارها را براند، کارخانهها را بچرخاند، خبر تولید کند، مالیات جمع کند و هزاران دستور روزانه را اجرا کند.
قدرت در رأس هرم دیده میشود، اما بخش بزرگی از آن در پایین هرم تولید میشود.
برای شناخت قدرت یک دیکتاتوری، فقط نباید پرسید چه کسانی فرمان میدهند؛ باید پرسید چه کسانی باعث میشوند آن فرمانها اجرا شوند.
مرتبط:
قدرت بیقدرتان
https://tavaana.org/the_power_of_the_powerless
@Tavaana_TavaanaTech
دیکتاتورها فقط با سرکوب حکومت نمیکنند
قدرت یک حکومت به همکاری چه کسانی وابسته است؟
وقتی از دیکتاتوری حرف میزنیم، معمولاً نخستین تصاویر، زندان، نیروهای امنیتی، سانسور و سرکوباند. همه اینها ابزارهای مهم حکومتهای اقتدارگرا هستند؛ اما هیچ حکومتی تنها با زور اداره نمیشود.
برای صدور یک حکم ناعادلانه، فقط قاضی لازم نیست؛ کارمندانی باید آن را ثبت و اجرا کنند. برای اخراج یک استاد یا دانشجو، مدیران و مسئولانی باید دستور را عملی کنند. برای پنهان کردن یک حقیقت، رسانههایی باید آن را منتشر نکنند. برای سرکوب یک اعتصاب، علاوه بر نیروی امنیتی، مجموعهای از نهادها باید با دستگاه سرکوب همکاری کنند.
این نکته یکی از پایههای مهم نظریه مقاومت مدنی است: قدرت سیاسی فقط چیزی نیست که حکومت «دارد»؛ بخشی از آن از همکاری و اطاعت جامعه به دست میآید.
واتسلاو هاول در «قدرت بیقدرتان» این سازوکار را با مثال معروف سبزیفروشی توضیح میدهد که شعار حکومتی را در ویترین مغازهاش نصب میکند؛ نه لزوماً چون به آن باور دارد، بلکه چون میخواهد دردسر نداشته باشد. میلیونها رفتار کوچک از این دست میتوانند ظاهرِ پذیرش و اقتدار را برای یک نظام سیاسی بازتولید کنند.
به همین دلیل میان نارضایتی و نافرمانی تفاوت بزرگی وجود دارد.
ممکن است میلیونها نفر از یک حکومت ناراضی باشند، اما اگر ادارهها همچنان کار کنند، تبلیغات بازتولید شود، دستورات اجرا شوند و نهادهای اجتماعی نتوانند مستقل عمل کنند، ساختار قدرت همچنان منابع لازم برای ادامه حیات خود را در اختیار دارد.
این به معنای مقصر دانستن شهروندانی نیست که زیر فشار و تهدید زندگی میکنند. حکومتهای اقتدارگرا دقیقاً با بالا بردن هزینه «نه گفتن»، همکاری را تحمیل میکنند. اما شناخت این سازوکار به ما نشان میدهد چرا تشکلهای مستقل، اعتصاب، تحریم، نافرمانی مدنی و دیگر شکلهای کنش جمعی میتوانند اهمیت پیدا کنند.
قدرت چنین کنشهایی فقط در اعتراض کردن نیست؛ در کاهش همکاریای است که یک ساختار اقتدارگرا برای ادامه کار خود به آن نیاز دارد.
هیچ حکومتی نمیتواند شخصاً مدرسهها را اداره کند، قطارها را براند، کارخانهها را بچرخاند، خبر تولید کند، مالیات جمع کند و هزاران دستور روزانه را اجرا کند.
قدرت در رأس هرم دیده میشود، اما بخش بزرگی از آن در پایین هرم تولید میشود.
برای شناخت قدرت یک دیکتاتوری، فقط نباید پرسید چه کسانی فرمان میدهند؛ باید پرسید چه کسانی باعث میشوند آن فرمانها اجرا شوند.
مرتبط:
قدرت بیقدرتان
https://tavaana.org/the_power_of_the_powerless
@Tavaana_TavaanaTech
❤7👍5👌1💯1
مطالبهگران کف خیابان گیلان با انتشار بیانیهای، بازداشت یونس آزادبر، فعال صنفی، در جریان تجمع روز یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ را محکوم کردند و خواستار آزادی فوری و بیقیدوشرط او شدند. در این بیانیه آمده است که آزادبر پس از سخنرانی کوتاه و دعوت حاضران به پایان تجمع، مقابل چشم معترضان بازداشت شد؛ اقدامی که امضاکنندگان بیانیه آن را تلاش برای سرکوب مطالبهگری و اعتراضات صنفی توصیف کردهاند.
متن بیانیه به شرح زیر است:
مردم شریف و آگاه ایران!
امروز یکشنبه ٢٥مرداد١٤٠٥، فرزندان شما در گیلان سرافراز، علیرغم محاصره از پیشطراحیشده نیروهای سرکوب که پیش از رسیدن مطالبه گران كف خيابان گيلان در محل تجمع ،حاضر شده و آنان را به ترک تجمع تهدید کرده بودند، تسلیم زور و ارعاب نيروهاى سركوب نشدند و کف خیابان ماندند. آنان با فریاد "فقر و فساد فراوان، ما را كشاند خيابان" صدای خود را علیه چپاول و بیعدالتی در خيابان ،طنینانداز کردند.
در حالی که مطالبات، تماماً صنفی و برحق بود، اما پاسخ نيروهاى سركوب ،مانند هميشه ايجاد رعب و وحشت و در نهايت بازداشت يكى از خوشنام ترين اعضاى مطالبه گران كف خيابان گيلان؛يونس آزادبر بود.
یونس آزادبر،که با درایت و مسئولیتپذیری،جمع را پس از سخنرانی کوتاه، تشويق به ترك تجمع کرد اما جلوى چشمان همه معترضان ، توسط عوامل سرکوب، بازداشت و درون اتومبيلى هدايت شد. مطالبه گران كف خيابان از آن جايي كه از بيمارى يونس آزادبر ، اين فعال صنفى حق طلب، آگاه بودند و نيز مى دانستند كه او بعد از تجمع بايد به بيمارستان برود در دفاع از او شعار داده و نسبت به دستگيرى او معترض شدند . اما برخلاف قولى كه مأموران امنيتى به معترضان داده بودند كه فقط قصد صحبت كردن با او در اتومبيل را داريم؛ وى را آزاد نكرده و ربودند!
ربودن يونس آزادبر، مصداق یک جنایت آشکار، علیه حقطلبی ست. ما مطالبه گران كف خيابان گيلان ، گروگانگیری یک فعال صنفی، به جرم دفاع از نان و حق کارگر را يك اقدام ننگین دانسته و محکوم میکنیم و با تمام قدرت اعلام میداریم:
"یونس آزادبر، آزاد باید گردد، همین امروز، نه فردا"
"فقط کف خیابون بدست میاد حقمون"
ما تا آزادی بیقید و شرط یونس آزادبر، از پای نخواهیم نشست. این صدا خاموششدنی نیست؛ این خشم، نسل به نسل، خیابان به خیابان، ادامه خواهد داشت.
غرور و سربلندی هم شما را باد
(مطالبهگران کف خیابان گیلان)
#یونس_آزادبر #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
متن بیانیه به شرح زیر است:
مردم شریف و آگاه ایران!
امروز یکشنبه ٢٥مرداد١٤٠٥، فرزندان شما در گیلان سرافراز، علیرغم محاصره از پیشطراحیشده نیروهای سرکوب که پیش از رسیدن مطالبه گران كف خيابان گيلان در محل تجمع ،حاضر شده و آنان را به ترک تجمع تهدید کرده بودند، تسلیم زور و ارعاب نيروهاى سركوب نشدند و کف خیابان ماندند. آنان با فریاد "فقر و فساد فراوان، ما را كشاند خيابان" صدای خود را علیه چپاول و بیعدالتی در خيابان ،طنینانداز کردند.
در حالی که مطالبات، تماماً صنفی و برحق بود، اما پاسخ نيروهاى سركوب ،مانند هميشه ايجاد رعب و وحشت و در نهايت بازداشت يكى از خوشنام ترين اعضاى مطالبه گران كف خيابان گيلان؛يونس آزادبر بود.
یونس آزادبر،که با درایت و مسئولیتپذیری،جمع را پس از سخنرانی کوتاه، تشويق به ترك تجمع کرد اما جلوى چشمان همه معترضان ، توسط عوامل سرکوب، بازداشت و درون اتومبيلى هدايت شد. مطالبه گران كف خيابان از آن جايي كه از بيمارى يونس آزادبر ، اين فعال صنفى حق طلب، آگاه بودند و نيز مى دانستند كه او بعد از تجمع بايد به بيمارستان برود در دفاع از او شعار داده و نسبت به دستگيرى او معترض شدند . اما برخلاف قولى كه مأموران امنيتى به معترضان داده بودند كه فقط قصد صحبت كردن با او در اتومبيل را داريم؛ وى را آزاد نكرده و ربودند!
ربودن يونس آزادبر، مصداق یک جنایت آشکار، علیه حقطلبی ست. ما مطالبه گران كف خيابان گيلان ، گروگانگیری یک فعال صنفی، به جرم دفاع از نان و حق کارگر را يك اقدام ننگین دانسته و محکوم میکنیم و با تمام قدرت اعلام میداریم:
"یونس آزادبر، آزاد باید گردد، همین امروز، نه فردا"
"فقط کف خیابون بدست میاد حقمون"
ما تا آزادی بیقید و شرط یونس آزادبر، از پای نخواهیم نشست. این صدا خاموششدنی نیست؛ این خشم، نسل به نسل، خیابان به خیابان، ادامه خواهد داشت.
غرور و سربلندی هم شما را باد
(مطالبهگران کف خیابان گیلان)
#یونس_آزادبر #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔4🕊1