ناخودآگاهِ جمعیِ ناتوان از کنش؛
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!
شامِ تاریکِ ما را سحر کن
پیام همراهان
ناخودآگاهِ جمعی ما آکنده از رنج است، اما تهی از کنش. ما درد را بهخوبی میشناسیم، آن را روایت کردهایم، آوازش را خواندهایم و برایش اشک ریختهایم؛ اما هنگامی که نوبت به خشم میرسد، به آن نیروی مرزگذار و تغییرساز، ناگهان زبانمان میگیرد. بهجایش آه میکشیم، ناله میکنیم و چشم به جایی بیرون از خود میدوزیم.
«ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!» این فراخوان جمعی، بیش از آنکه دعایی ساده باشد، نشانهی یک الگوی روانیِ ریشهدار است: عادت به واگذاری عاملیت. گویی تاریکی بیفاعل است و سحر باید از جایی بیرون از انسان نازل شود. در این الگو، ما نه کنشگران تاریخ، که تماشاگران تقدیر هستیم؛ محکومانِ صبوری که امید را جانشین مسئولیت کردهایم.
فرهنگ عاطفی ما خشم را یا خطرناک دانسته یا نازیبا. خشم باید تلطیف شود، به ناله بدل گردد، یا در قالب عرفان و رضا حل شود تا نظم نمادین بر هم نخورد. نتیجه، شکلگیری نوعی مظلومیت اخلاقی است: رنج میکشیم، پس حق داریم، اما کنش نمیکنیم. این مظلومیت آرامبخش است، اما ناتوانکننده.
نقد ناخودآگاه جمعی، درست از همینجا آغاز میشود: از بازشناسی این حقیقت که بدون خشمِ آگاهانه، هیچ تغییری ممکن نیست. خشمی که فریاد نیست، ویرانگری نیست، بلکه مطالبه است؛ خشمی که خطاب دارد، مسئول را نشانه میگیرد و از جهان پاسخ میخواهد.
شاید وقت آن رسیده که بهجای التماس برای سحر،
جرئت کنیم تاریکی را نامگذاری کنیم
و سهم خودمان را در ساختن صبح بپذیریم
#خشم #کنشگری #مسئولیت_پذیری #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!
شامِ تاریکِ ما را سحر کن
پیام همراهان
ناخودآگاهِ جمعی ما آکنده از رنج است، اما تهی از کنش. ما درد را بهخوبی میشناسیم، آن را روایت کردهایم، آوازش را خواندهایم و برایش اشک ریختهایم؛ اما هنگامی که نوبت به خشم میرسد، به آن نیروی مرزگذار و تغییرساز، ناگهان زبانمان میگیرد. بهجایش آه میکشیم، ناله میکنیم و چشم به جایی بیرون از خود میدوزیم.
«ای خدا، ای فلک، ای طبیعت!» این فراخوان جمعی، بیش از آنکه دعایی ساده باشد، نشانهی یک الگوی روانیِ ریشهدار است: عادت به واگذاری عاملیت. گویی تاریکی بیفاعل است و سحر باید از جایی بیرون از انسان نازل شود. در این الگو، ما نه کنشگران تاریخ، که تماشاگران تقدیر هستیم؛ محکومانِ صبوری که امید را جانشین مسئولیت کردهایم.
فرهنگ عاطفی ما خشم را یا خطرناک دانسته یا نازیبا. خشم باید تلطیف شود، به ناله بدل گردد، یا در قالب عرفان و رضا حل شود تا نظم نمادین بر هم نخورد. نتیجه، شکلگیری نوعی مظلومیت اخلاقی است: رنج میکشیم، پس حق داریم، اما کنش نمیکنیم. این مظلومیت آرامبخش است، اما ناتوانکننده.
نقد ناخودآگاه جمعی، درست از همینجا آغاز میشود: از بازشناسی این حقیقت که بدون خشمِ آگاهانه، هیچ تغییری ممکن نیست. خشمی که فریاد نیست، ویرانگری نیست، بلکه مطالبه است؛ خشمی که خطاب دارد، مسئول را نشانه میگیرد و از جهان پاسخ میخواهد.
شاید وقت آن رسیده که بهجای التماس برای سحر،
جرئت کنیم تاریکی را نامگذاری کنیم
و سهم خودمان را در ساختن صبح بپذیریم
#خشم #کنشگری #مسئولیت_پذیری #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍9🕊4💔3👌2❤1
بیانیه عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی در محکومیت «هنر در خدمت سرکوب» منتشر شد
جمعی از عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی در خارج از کشور با انتشار بیانیهای، سکوت در برابر همکاری هنرمندان با نهادهای جمهوری اسلامی را «غیرقابل قبول» دانستند و تأکید کردند که در نظامی مبتنی بر سرکوب، سانسور، زندان و کشتار، هیچ همکاری فرهنگی «خنثی» محسوب نمیشود.
در این بیانیه آمده است که جشنوارهها و مراسم حکومتی، بهویژه در چارچوب دهه فجر، ابزار مشروعیتسازی یک نظام سرکوبگرند و حضور در آنها، خواسته یا ناخواسته، به عادیسازی ظلم کمک میکند. امضاکنندگان با اشاره به تأثیر رفتار پیشکسوتان بر نسل جوان هنرمندان تأکید کردهاند که انتخابهای امروز، الگوی فردای آنان خواهد بود و همراهی با قدرت یا حتی سکوت در برابر آن، هر دو حامل پیام است.
به باور نویسندگان بیانیه، منابع مالی حاصل از این مسیر از سیستمی تأمین میشود که «دستانش به خون جوانان این سرزمین آلوده است» و پذیرش آن بدون هزینه اخلاقی نیست. آنان تصریح کردهاند که مهارت فنی بدون مسئولیت اخلاقی ارزشی ندارد و هنر زمانی که در خدمت سرکوب قرار گیرد، از معنا تهی میشود.
در ادامه تأکید شده است که این موضعگیری حملهای شخصی نیست، بلکه دفاع از شأن هنر و وجدان حرفهای بهشمار میرود. امضاکنندگان ضمن محکوم کردن هرگونه همسویی با ساختار حکومتی یادآور شدهاند که همه عکاسان و فیلمبرداران ایرانی چنین مسیری را انتخاب نکردهاند و انتشار این بیانیه «ثبت موضعی برای امروز و برای قضاوت تاریخ» است.
این بیانیه به امضای ۳۸ نفر از عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی رسیده و در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ منتشر شده است.
متن بیانیه و اسامی در اسلایدها
#بیانیه #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
بیانیه عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی در محکومیت «هنر در خدمت سرکوب» منتشر شد
جمعی از عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی در خارج از کشور با انتشار بیانیهای، سکوت در برابر همکاری هنرمندان با نهادهای جمهوری اسلامی را «غیرقابل قبول» دانستند و تأکید کردند که در نظامی مبتنی بر سرکوب، سانسور، زندان و کشتار، هیچ همکاری فرهنگی «خنثی» محسوب نمیشود.
در این بیانیه آمده است که جشنوارهها و مراسم حکومتی، بهویژه در چارچوب دهه فجر، ابزار مشروعیتسازی یک نظام سرکوبگرند و حضور در آنها، خواسته یا ناخواسته، به عادیسازی ظلم کمک میکند. امضاکنندگان با اشاره به تأثیر رفتار پیشکسوتان بر نسل جوان هنرمندان تأکید کردهاند که انتخابهای امروز، الگوی فردای آنان خواهد بود و همراهی با قدرت یا حتی سکوت در برابر آن، هر دو حامل پیام است.
به باور نویسندگان بیانیه، منابع مالی حاصل از این مسیر از سیستمی تأمین میشود که «دستانش به خون جوانان این سرزمین آلوده است» و پذیرش آن بدون هزینه اخلاقی نیست. آنان تصریح کردهاند که مهارت فنی بدون مسئولیت اخلاقی ارزشی ندارد و هنر زمانی که در خدمت سرکوب قرار گیرد، از معنا تهی میشود.
در ادامه تأکید شده است که این موضعگیری حملهای شخصی نیست، بلکه دفاع از شأن هنر و وجدان حرفهای بهشمار میرود. امضاکنندگان ضمن محکوم کردن هرگونه همسویی با ساختار حکومتی یادآور شدهاند که همه عکاسان و فیلمبرداران ایرانی چنین مسیری را انتخاب نکردهاند و انتشار این بیانیه «ثبت موضعی برای امروز و برای قضاوت تاریخ» است.
این بیانیه به امضای ۳۸ نفر از عکاسان و فیلمبرداران مستقل ایرانی رسیده و در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ منتشر شده است.
متن بیانیه و اسامی در اسلایدها
#بیانیه #مبارزه_مدنی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
❤8👍8🕊2👌1💯1