آموزشکده توانا
48.7K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلشن فتحی، فعال مدنی، در این ویدیو از ایجاد آلودگی صوتی توسط نیروهای حکومتی و تبعیض در حق استفاده از خیابان می‌گوید.

او ضمن انتشار این ویدیو می‌نویسد:
«چرا بعضی‌ها مالک خیابانند؟ چرا خیابان، برای بعضی‌ها همیشه روشن و امن است و برای بعضی دیگر تاریک و پر از ترس؟
چرا آن‌ها با پرچم و شعار، صاحب این خاک به نظر می‌رسند و ما، ساکنانی موقت که هر لحظه ممکن است بازخواست شویم نه به‌خاطر خطای احتمالی، صرفا به‌خاطر متفاوت بودن؟

من خواسته‌ای عجیب ندارم. نه قدرت می‌خواهم، نه آشوب.
فقط می‌خواهم اگر حق نامش را بتوان گذاشت ماهی یک‌بار، یک ربع، یا حتی چند دقیقه، در میدان اصلی شهر بایستم، میکروفونی در دست بگیرم و حرفم را بزنم.
همین مثل آنها… فریاد بزنم و تمام حرص و بغضم را بر سر پنجره‌های این شهر آوار کنم
بدون ترس و لرز… بدون این‌که هر کلمه‌ام را پیشاپیش سانسور کنم در ذهن خودم.

مگر حق شهروندی من چه تفاوتی دارد با کسی که با یک پرچم و چند شعار ایدئولوژیک، خیابان را به تصرف خود درمی‌آورد؟
او می‌تواند هر شب آرامش مرا به هم بزند، صدای بلندش را بر زندگی من تحمیل کند، خیابان را ببندد، فضا را پر کند از حضور خودش و من از ترس کشنده حتی جرأت نکنم بگویم لطفاً، خواهش میکنم کمی آرام‌تر.

آلودگی صدا که صرفا صدا نیست.
وقتی با صدای جنگ و اخبار بمباران و اضطرابِ هر لحظه گره می‌خورد، تبدیل می‌شود به فشاری که تا عمق جان نفوذ می‌کند.
من احساس می‌کنم میان دو دیوانه گیر افتاده‌ام
میان دشمن خارجی و تندروهای داخلی،
میان ترس از آن‌چه از بیرون می‌آید و فشاری که از درون تحمیل می‌شود.
جایی که نه پناهی هست و نه صدایی که تو را نمایندگی کند.

احساس می‌کنم اسیرم.
اسیری که زندانبانش آن‌قدر به او نزدیک است که راه فرار را هم از یادش می‌برد.
و تلخ‌تر از آن لحظه‌ای است که حتی اگر در را باز بگذارند،
به خودش می‌گوید: «کجا بروم؟ چه کسی منتظر من است؟»

من همان بیتِ ناتمامم:
حالِ من، حالِ اسیری‌ست که هنگامِ فرار یادش آمد
کسی منتظرش نیست…
و نرفت.

این فقط یک اعتراض نیست.
یک بغض قدیمی است.
بغضِ دیده‌نشدن، شنیده‌نشدن، مهم نبودن.

چرا شادی آن‌ها مجاز است و شادی ما جرم؟
چرا حضور آن‌ها حق است و حضور ما تهدید؟
چرا خیابان برای آن‌ها خانه است و برای ما، جایی که باید از آن عبور کنیم سریع، بی‌صدا با اضطراب کشنده؟

من فقط می‌خواهم سهم کوچکی از این شهر داشته باشم نه حتی بیشتر از دیگران.
فقط برابر با آنها

همین‌قدر ساده همین‌قدر دور و بعید…»


#جنگ #ایران #iran

@Tavaana_TavaanaTech
14👍5💯2💔1
Judiciary Head Ejei Threatens "Traitors" as Repression Intensifies

Gholamhossein Mohseni Ejei, Islamic republic's Judiciary Head, recently vowed to punish "traitors," pledging full support for security forces targeting "spies and infiltrators", labels used to criminalize dissent. Human rights groups have warned of a surge in executions under his leadership. Sanctioned by the US, UK, EU, and Canada for gross human rights violations, Ejei utilizes the legal system to suppress activists and journalists. This rhetoric signals a continued commitment to eradicating peaceful opposition through judicial violence and systemic intimidation.

#HumanRights
#Iran
#MohseniEjei
#FreedomOfSpeech

@Tavaana_TavaanaTech
Two Women Sentenced to a Total of 53 Years in Prison for Cooperating with Opposition Media

The Islamic Republic’s judiciary has sentenced two women, Leila Ramezani and Fatemeh Malek-Ahmadi, to a total of 53 years in prison. According to the Semnan Provincial Justice Department, Ramezani received 26 years and Malek-Ahmadi 27 years on charges of "cooperating with hostile networks" and "acting against national security." Authorities allege the two transmitted information and images to opposition media outlets under the direction of foreign intelligence services. In addition to their lengthy sentences, the court imposed supplementary punishments, including travel bans and permanent exclusion from social and political organizations, without disclosing any evidence or details regarding their trial proceedings.

#PoliticalPrisoners #HumanRights #Iran

@Tavaana_TavaanaTech
💔2
ما از کره‌ی زمین حذف شدیم
✍️مصطفا آل‌احمد

مصطفی آل‌احمد، نویسنده، فیلمساز و کارگردان ایرانی، با انتشار یادداشتی در اینستاگرام به قطع ۸۸ روزه اینترنت در ایران واکنش نشان داد و آن را «حذف میلیون‌ها ایرانی از جهان» توصیف کرد. او در این نوشته، اینترنت را بخشی از حیات اجتماعی انسان معاصر دانسته و استدلال کرده است که قطع ارتباط آزاد شهروندان با جهان، نشانه‌ای از شکاف میان «قدرت فناورانه» و «تمدن فناورانه» است. آل‌احمد همچنین این پرسش را مطرح کرده که چگونه حکومتی که دستیابی به فناوری‌های پیشرفته را مایه افتخار می‌داند، همزمان ارتباط آزاد مردم با جهان را تهدید تلقی می‌کند.


متن این یادداشت به شرح زیر است:

در همان ساعات اول جنگ، نخستین گلوله‌های جمهوری اسلامی، پل ارتباط جهانی ایرانیان را هدف قرار داد و پیوند ما را با دنیا قطع کرد. میلیون‌ها انسان، ناگهان از جهان حذف شدند و اینترنت ۸۸ روز در ایران خاموش شد، آن هم اینترنتی که در شرایط عادی و حالا نیز با سنگین‌ترین اشکال فیلترینگ و سانسور به مردم تحویل می‌شود و نسبتی با اینترنت آزاد در اغلب کشورهای جهان ندارد. با این حال بسیاری از کارگزاران حکومت _ که خود به اینترنت بدون محدودیت، دسترسی دارند _ نه تنها این محرومیت گسترده را توجیه کردند، بلکه آن را نشانه‌ای از اقتدار دانستند. میلیون‌ها ایرانی در این ۳ ماه، نه صدایشان به جایی رسید، نه تصویری از زندگی‌شان منتشر شد و نه توانستند آزادانه ببینند جهان درباره‌ی آن‌ها چه می‌گوید. گویی دورتادور کشوری، دیواری عظیم کشیده باشند. شاید تا پیش از این بسیاری می‌پنداشتند، اینترنت صرفاً ابزاری برای سرگرمی، کسب و کار یا حضور در شبکه‌های اجتماعی است، اما خاموشی بزرگ اخیر، نشان داد، اینترنت اکنون بخشی از حیات اجتماعی انسان‌هاست. قطع اینترنت فقط خاموش کردن چند وب‌سایت یا پیام‌رسان نیست، بلکه به مثابه بریدن سیستم عصبی یک جامعه است. تمدن جدید انسانی بر پایه‌ی ارتباطات ساخته شده است. خاموشی اینترنت یعنی اختلال در اقتصاد، آموزش و پژوهش، اختلال در درمان، کسب و کار، حمل و نقل، آگاهی، دوستی، عشق و حتی از دست دادن حافظه‌ی جمعی و تاریخ. به این ترتیب میلیون‌ها انسان در انزوایی اجباری حذف شدند. حکومت‌ها در گذشته برای کنترل جامعه کتاب می‌سوزاندند، روزنامه‌ها را توقیف می‌کردند و کنش‌گران را زندانی می‌کردند، اما قدرت در قرن بیست‌ویکم شکل تازه‌ای پیدا کرده است: حذف انسان از جهان از طریق قطع ارتباط. انسانِ بدون پیوند اجتماعی، انسانی منزوی، خاموش و گرفتار در تاریکی است. پرسش اما این جاست: چگونه حکومتی که دستیابی به فن‌آوری هسته‌ای، موشکی و نظامی را نشانه «پیش‌رفت» معرفی می‌کند، ابتدایی‌ترین شکل پیوند آزاد شهروندانش را قطع می‌کند؟ چگونه سانتریفیوژ و انرژی هسته‌ای می‌توانند به نماد غرور ملی تبدیل شوند، اما پیوند آزاد انسان‌ها با جهان تهدید تلقی می‌شود؟ این شاید فقط یک تناقض سیاسی نیست؛ بلکه نشانه‌ی نوعی عدم اقتدار و ناامنیِ عمیق قدرت است. اینجاست که تفاوت میان «قدرت فن‌آورانه» و «تمدن فن‌آورانه» آشکار می‌شود. داشتن فن‌آوری پیشرفته، الزاماً به معنای مدرن بودن یک جامعه نیست. تمدن مدرن فقط با پیچیدگی ابزارها تعریف نمی‌شود؛ بلکه با آزادی گردش اطلاعات، امکان ارتباط آزاد و اعتماد به شهروندان معنا پیدا می‌کند.
حکومتی که ارتباط آزاد مردمش با جهان را قطع می‌کند، حتی اگر به قلب اتم نفوذ کند، همچنان از معنای زندگی مدرن فاصله‌‌ی بسیار دارد.

#iran #DigitalBlackOutIran‌

@Tavaana_TavaanaTech
💔155👍4💯2