Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام خدیجه (مرضیه) بهمنی؛ زنی که هنگام کمکرسانی در بابل هدف گلوله قرار گرفت
خدیجه (مرضیه) بهمنی، متولد سال ۱۳۶۱ و اهل روستای گردنبری از توابع بخش موزیرج شهرستان بابل، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه زمانی که در حال کمکرسانی به یکی از مجروحان اعتراضات بابل بود، از ناحیه پشت سر هدف اصابت گلوله جنگی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
به گفته خواهر او، خدیجه بهمنی زنی محجبه، باوقار، صبور و مظلوم بود که اطرافیانش او را با همین ویژگیها میشناختند. خانواده بهمنی از خانوادههای «شهید» بهشمار میآیند و عموی خدیجه در سال ۱۳۶۳ در جنگ ایران و عراق کشته شده است.
بر اساس روایت خانواده، شرایط معیشتی این خانواده دشوار بود و خدیجه بهمنی برای تأمین هزینههای زندگی، یک مغازه کوچک سوپری راهاندازی کرده بود. برادرش برای تهیه اجناس مغازه با ارائه چک به او کمک میکرد تا بتواند مخارج فرزندانش را تأمین کند.
از خدیجه (مرضیه) بهمنی دو پسر به یادگار مانده است؛ یکی ۲۳ ساله و دیگری ۹ ساله.
یاد و نام او در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از رنج خانوادهها و تلاش برای زندگی در شرایط دشوار، در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#خدیجه_بهمنی #مرضیه_بهمنی #بابل #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
خدیجه (مرضیه) بهمنی، متولد سال ۱۳۶۱ و اهل روستای گردنبری از توابع بخش موزیرج شهرستان بابل، در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه زمانی که در حال کمکرسانی به یکی از مجروحان اعتراضات بابل بود، از ناحیه پشت سر هدف اصابت گلوله جنگی قرار گرفت و جان خود را از دست داد.
به گفته خواهر او، خدیجه بهمنی زنی محجبه، باوقار، صبور و مظلوم بود که اطرافیانش او را با همین ویژگیها میشناختند. خانواده بهمنی از خانوادههای «شهید» بهشمار میآیند و عموی خدیجه در سال ۱۳۶۳ در جنگ ایران و عراق کشته شده است.
بر اساس روایت خانواده، شرایط معیشتی این خانواده دشوار بود و خدیجه بهمنی برای تأمین هزینههای زندگی، یک مغازه کوچک سوپری راهاندازی کرده بود. برادرش برای تهیه اجناس مغازه با ارائه چک به او کمک میکرد تا بتواند مخارج فرزندانش را تأمین کند.
از خدیجه (مرضیه) بهمنی دو پسر به یادگار مانده است؛ یکی ۲۳ ساله و دیگری ۹ ساله.
یاد و نام او در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از رنج خانوادهها و تلاش برای زندگی در شرایط دشوار، در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#خدیجه_بهمنی #مرضیه_بهمنی #بابل #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔39🕊15❤5
جاویدنام محمدمهدی جارچی؛ مرد ۳۸ سالهای که در فردیس کرج با شلیک به قلب کشته شد
محمدمهدی جارچی، ۳۸ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه حوالی ساعت ۲۰:۳۰ در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی به ناحیه قلب جان خود را از دست داد.
او تکپسر خانواده بود و نزدیکانش از علاقه عمیقش به ایران و موسیقی یاد میکنند.
بر اساس روایت همراه او، محمدمهدی جارچی در واپسین لحظات زندگی چنین گفته است:
«فکر کنم دارم میمیرم… مراقب خودت باش. دوستت دارم.»
یاد و نام او در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از زندگیهای ناتمام و اندوه خانوادهها در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمدمهدی_جارچی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavsanaTech
محمدمهدی جارچی، ۳۸ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه حوالی ساعت ۲۰:۳۰ در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی به ناحیه قلب جان خود را از دست داد.
او تکپسر خانواده بود و نزدیکانش از علاقه عمیقش به ایران و موسیقی یاد میکنند.
بر اساس روایت همراه او، محمدمهدی جارچی در واپسین لحظات زندگی چنین گفته است:
«فکر کنم دارم میمیرم… مراقب خودت باش. دوستت دارم.»
یاد و نام او در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از زندگیهای ناتمام و اندوه خانوادهها در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمدمهدی_جارچی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavsanaTech
💔51🕊7❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لونا کرمانینژاد در اعتراضات ۱۸دی۱۴۰۴ در مشهد با شلیک گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در آغوش همسرش جان باخت.
همسرش ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«همسر زیبا و مهربونم ۱۸ دی توی دستای خودم رفت… ولی کوه آرزوها و هدفهاش رو هم با خودش برد…
لونا دو سال تموم، هر روز ساعت ۸ صبح میرفت باشگاه.
لونا همیشه به بدنش اهمیت میداد، رژیمش رو جدی میگرفت و وقتی مربیش یه برنامه میداد، اولین کسی بود که قبول میکرد و انجام میداد.
لونا برای هر روزش برنامه داشت، حتی برای کارهای سادهی خونه یا خرید روزانه.
لونا عاشق موسیقی و موزیک بود، هر آهنگ و ریتمی که دوست داشت، با دل و جان گوش میداد و زندگیشو پر از شور میکرد.
لونا عاشق کتاب بود توی چندین گروه کتاب خوانی مختلف بود بیشتر ۱۰۰ کتاب مختلف خونده بود، یکی از بهترین هدیه ها برای لونا کتاب بود
لونا توی نقاشی استعداد فوقالعادهای داشت و سالها از همین استعدادش به زندگی ما کمک کرد و رنگ و روح به روزهای ما میبخشید.
لونا عاشق یادگیری بود، مخصوصاً زبان انگلیسی، و برای کلاسهاش با شور و اشتیاقی بینظیر آماده میشد.
لونا تازه گواهینامه گرفته بود و رانندگی یاد گرفته بود، هر روز پیشرفت میکرد و از تأییدهای من ذوق میکرد و خوشحال میشد.
لونا همیشه دوست داشت مستقل باشه، درآمد داشته باشه و موفق باشه… و موفق هم بود.
لونا دلش میخواست روی پای خودش وایسه، همیشه به آینده امید داشت و برای رسیدن به اهدافش تلاش میکرد.
لونا همیشه به خانوادهاش فکر میکرد و به آدمهای دور و برش عشق میورزید، مهربون و دوستداشتنی بود.
لونا همیشه آرزوی ایران آباد و آزاد داشت، دلش میخواست ایران جایی بهتر باشه و میخواست سهم خودش رو داشته باشه که چیزی جز آزادی و آرامش نبود …
و حالا، وقتی به نبودنش نگاه میکنم، احساس میکنم همه ی عمرم رفت، عمری که فقط باید کنار اون سپری میشد ....»
#جنایت_علیه_بشریت
#لونا_کرمانی_نژاد
#فاطمه_کرمانی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
همسرش ضمن انتشار این ویدیو نوشت:
«همسر زیبا و مهربونم ۱۸ دی توی دستای خودم رفت… ولی کوه آرزوها و هدفهاش رو هم با خودش برد…
لونا دو سال تموم، هر روز ساعت ۸ صبح میرفت باشگاه.
لونا همیشه به بدنش اهمیت میداد، رژیمش رو جدی میگرفت و وقتی مربیش یه برنامه میداد، اولین کسی بود که قبول میکرد و انجام میداد.
لونا برای هر روزش برنامه داشت، حتی برای کارهای سادهی خونه یا خرید روزانه.
لونا عاشق موسیقی و موزیک بود، هر آهنگ و ریتمی که دوست داشت، با دل و جان گوش میداد و زندگیشو پر از شور میکرد.
لونا عاشق کتاب بود توی چندین گروه کتاب خوانی مختلف بود بیشتر ۱۰۰ کتاب مختلف خونده بود، یکی از بهترین هدیه ها برای لونا کتاب بود
لونا توی نقاشی استعداد فوقالعادهای داشت و سالها از همین استعدادش به زندگی ما کمک کرد و رنگ و روح به روزهای ما میبخشید.
لونا عاشق یادگیری بود، مخصوصاً زبان انگلیسی، و برای کلاسهاش با شور و اشتیاقی بینظیر آماده میشد.
لونا تازه گواهینامه گرفته بود و رانندگی یاد گرفته بود، هر روز پیشرفت میکرد و از تأییدهای من ذوق میکرد و خوشحال میشد.
لونا همیشه دوست داشت مستقل باشه، درآمد داشته باشه و موفق باشه… و موفق هم بود.
لونا دلش میخواست روی پای خودش وایسه، همیشه به آینده امید داشت و برای رسیدن به اهدافش تلاش میکرد.
لونا همیشه به خانوادهاش فکر میکرد و به آدمهای دور و برش عشق میورزید، مهربون و دوستداشتنی بود.
لونا همیشه آرزوی ایران آباد و آزاد داشت، دلش میخواست ایران جایی بهتر باشه و میخواست سهم خودش رو داشته باشه که چیزی جز آزادی و آرامش نبود …
و حالا، وقتی به نبودنش نگاه میکنم، احساس میکنم همه ی عمرم رفت، عمری که فقط باید کنار اون سپری میشد ....»
#جنایت_علیه_بشریت
#لونا_کرمانی_نژاد
#فاطمه_کرمانی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
💔47🕊8❤2
آرش صادقی، فعال حقوق بشر، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از «شرمِ زندهبودن» در روزهای مرگ و فاجعه نوشت و دیماه ۱۴۰۴ را زخمی دانست که نه با گذر زمان التیام مییابد و نه با عادت فراموش میشود. او در این یادداشت تأکید کرد که هیچ ایده و ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد و ارزش جان آدمی والاتر از هر باور و نظام فکری است؛ اصلی که فرو ریختن آن، به گفته او، به معنای قربانیشدن خود انسان و معنای زندگی خواهد بود.
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:
«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار میافتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی میگیرد. میخواهی بنویسی، اما نوشتهات ناتمام میماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب مینشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند میکند و معنا را معلق نگه میدارد.
در این تعلیق، احساسی شکل میگیرد که نامگذاریاش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه میآید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده میشود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بیآنکه دلیلی منطقی در کار باشد.
بسیاری این حس را تجربه کردهاند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا میکند و آرامش ادامهدادن را سلب میکند. این همان جاییست که فهم میکنیم برخی زخمها التیام نمییابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط میآموزیم چگونه با آنها زندگی کنیم، چگونه آنها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دیماه ۱۴۰۴ از همین زخمهاست.
این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژیای نمیتواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما میتواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.
در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی میشود.
آنهایی که امروز کنارمان نیستند، شهادتطلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راستقامتان.
یادشان جاودان.»
#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊6❤4
جاویدنام محمد مرادی؛ جوان ۲۵ سالهای که در مشهد با شلیک گلوله جنگی کشته شد
محمد مرادی، ۲۵ ساله، در منطقه امامت مشهد در حالیکه با دست خالی در خیابان حضور داشت، هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به ناحیه شکم جان خود را از دست داد.
او بهتازگی دوران خدمت سربازی را به پایان رسانده بود و با امیدها و آرزوهای بسیار در انتظار دریافت کارت پایان خدمت خود بود. محمد مرادی در شب ۱۸ دیماه هدف گلوله قرار گرفت و نزدیک بامداد به خانوادهاش اطلاع داده شد که در بیمارستان بستری است. بنا بر روایت نزدیکان، مادرش هنگامی که بر بالین او رسید و فرزندش را بوسید، محمد مرادی اندکی بعد جان سپرد.
گزارشها حاکی است کفشهای او آغشته به خون بوده و پیکرش سه روز در انتظار شستوشو در سردخانه مانده است؛ وضعیتی که بهگفته نزدیکان، نشاندهنده شمار بالای جانباختگان در آن روزهاست.
کارت پایان خدمت او نیز در حالی به درِ خانه خانواده رسید که خود پیشتر به خاک سپرده شده بود.
یاد و نام محمد مرادی، جوانی عاشق زندگی و میهن، در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمد_زمانی #مشهد #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محمد مرادی؛ جوان ۲۵ سالهای که در مشهد با شلیک گلوله جنگی کشته شد
محمد مرادی، ۲۵ ساله، در منطقه امامت مشهد در حالیکه با دست خالی در خیابان حضور داشت، هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به ناحیه شکم جان خود را از دست داد.
او بهتازگی دوران خدمت سربازی را به پایان رسانده بود و با امیدها و آرزوهای بسیار در انتظار دریافت کارت پایان خدمت خود بود. محمد مرادی در شب ۱۸ دیماه هدف گلوله قرار گرفت و نزدیک بامداد به خانوادهاش اطلاع داده شد که در بیمارستان بستری است. بنا بر روایت نزدیکان، مادرش هنگامی که بر بالین او رسید و فرزندش را بوسید، محمد مرادی اندکی بعد جان سپرد.
گزارشها حاکی است کفشهای او آغشته به خون بوده و پیکرش سه روز در انتظار شستوشو در سردخانه مانده است؛ وضعیتی که بهگفته نزدیکان، نشاندهنده شمار بالای جانباختگان در آن روزهاست.
کارت پایان خدمت او نیز در حالی به درِ خانه خانواده رسید که خود پیشتر به خاک سپرده شده بود.
یاد و نام محمد مرادی، جوانی عاشق زندگی و میهن، در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمد_زمانی #مشهد #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊4
جاویدنام محمود کاظمی؛ گرافیست ۳۱ سالهای که در قزوین با شلیک به سر کشته شد
محمود کاظمی، ۳۱ ساله و مجرد، در تاریخ ۱۸ دیماه در محدوده چهارراه فلسطین قزوین بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.
او بهعنوان گرافیست و طراح سنگ مزار فعالیت میکرد و بنا بر روایت نزدیکان، از حامیان سگهای بیسرپرست بود. گفته میشود لحظه شلیک در برابر دیدگان دوستان و برادرش رخ داده است.
پیکر این جانباخته صبح روز شنبه ۲۰ دی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری در همان روز برگزار شد.
یاد و نام محمود کاظمی در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از زندگیهای ناتمام و اندوه بازماندگان در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمود_کاظمی #قزوین #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
محمود کاظمی، ۳۱ ساله و مجرد، در تاریخ ۱۸ دیماه در محدوده چهارراه فلسطین قزوین بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.
او بهعنوان گرافیست و طراح سنگ مزار فعالیت میکرد و بنا بر روایت نزدیکان، از حامیان سگهای بیسرپرست بود. گفته میشود لحظه شلیک در برابر دیدگان دوستان و برادرش رخ داده است.
پیکر این جانباخته صبح روز شنبه ۲۰ دی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری در همان روز برگزار شد.
یاد و نام محمود کاظمی در کنار دیگر جانباختگان این روزها، بهعنوان نمادی از زندگیهای ناتمام و اندوه بازماندگان در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.
#محمود_کاظمی #قزوین #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔28🕊5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکوفه عبدی، متولد ۶۷ اهل شازند و ساکن اراک، ۱۹ دی ۱۴۰۳ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی کشته شد. شکوفه عکاس بود و در یک آتلیه عکاسی در شهر اراک مشغول به کار بود. پیکر او بە خانوادە تحویل و در زادگاهش شهر شازند بە خاک سپردە شد.
#راهت_ادامه_دارد
#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #شکوفه_عبدی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
#راهت_ادامه_دارد
#زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #شکوفه_عبدی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔30🕊7❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عرشیا نرجآبادی نوجوان ورزشکار، تنها ۱۸ سال سن داشت. او در ۱۹ دی ۱۴۰۴ در تهران با شلیک گلوله جاودانه شد.
۱۲ آذر زادروزش بود و آرزوهای بزرگ و زیبایی داشت.
عرشیا. در خانواده و اقوام محبوب بود و همه به او امید داشتند. جوانی پر انرژی، پر انگیزه و مهربان که حالا فقط یادش داغ دل و خشم علیه قاتلانش را زنده میکند.
خواهرش ضمن انتشار این ویدیو چند روز پیش نوشت:
«قربون قد و بالات، قربون چشای رنگیت قربون ادب ومهربونیت
کاش آنقدر شاد و پر انرژی نبودی،کاش آنقدر خوب نبودی😭
امروز بیست روزه که نیستی دیگه توان زندگی کردن ندارم 😭
قبلا خوشگل من و فرزین بودی الان خوشگل یه ایران شدی🖤🖤»
#۱۹_دی
#عرشیا_نرج_آبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
۱۲ آذر زادروزش بود و آرزوهای بزرگ و زیبایی داشت.
عرشیا. در خانواده و اقوام محبوب بود و همه به او امید داشتند. جوانی پر انرژی، پر انگیزه و مهربان که حالا فقط یادش داغ دل و خشم علیه قاتلانش را زنده میکند.
خواهرش ضمن انتشار این ویدیو چند روز پیش نوشت:
«قربون قد و بالات، قربون چشای رنگیت قربون ادب ومهربونیت
کاش آنقدر شاد و پر انرژی نبودی،کاش آنقدر خوب نبودی😭
امروز بیست روزه که نیستی دیگه توان زندگی کردن ندارم 😭
قبلا خوشگل من و فرزین بودی الان خوشگل یه ایران شدی🖤🖤»
#۱۹_دی
#عرشیا_نرج_آبادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔31🕊7❤4
از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتلعام در گفتار علی خامنهای
پیام همراهان
در نظامهای اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمیشود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب میگیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته میشود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته میماند، بهدست نهادهای قهری تفسیر و اجرا میشود.
علی خامنهای در بزنگاههای اعتراض و نافرمانی مدنی، بهندرت دستور صریح سرکوب میدهد. در عوض، با نامگذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را میسازد. واژههایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلالگر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی مینشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازاتها باز میکند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل میشوند. دادگاهها، نیروهای انتظامی و شبهنظامیان، این زبان را نه بهمثابه استعاره، بلکه بهعنوان چراغ سبز تلقی میکنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژهها جان میگیرند و به گلوله بدل میشوند، گوینده نمیتواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آنکه ماشه چکانده شود، این واژهها هستند که شلیک کردهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه
@Tavaana_TavaanaTech
از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتلعام در گفتار علی خامنهای
پیام همراهان
در نظامهای اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمیشود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب میگیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته میشود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته میماند، بهدست نهادهای قهری تفسیر و اجرا میشود.
علی خامنهای در بزنگاههای اعتراض و نافرمانی مدنی، بهندرت دستور صریح سرکوب میدهد. در عوض، با نامگذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را میسازد. واژههایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلالگر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی مینشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازاتها باز میکند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل میشوند. دادگاهها، نیروهای انتظامی و شبهنظامیان، این زبان را نه بهمثابه استعاره، بلکه بهعنوان چراغ سبز تلقی میکنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژهها جان میگیرند و به گلوله بدل میشوند، گوینده نمیتواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آنکه ماشه چکانده شود، این واژهها هستند که شلیک کردهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در مراسم جاویدنام افشین میارکیانی، با ترانه «سوگند» به افتخارش دست زدند و با آرمانهای او تجدید میثاق کردند
افشین میارکیانی، قهرمان تکواندو، مقابل کلانتری چالوس با شلیک گلوله کشته شد
افشین میارکیانی، تکواندوکار و مربی ورزشی، پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات چالوس و در برابر ساختمان کلانتری، با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی جان باخت.
بر اساس روایتهای منتشرشده، افشین میارکیانی در حالی همراه خانوادهاش در اعتراضات حضور داشت که هدف تیراندازی قرار گرفت. گفته میشود نخستین گلوله به ناحیه کلیه او اصابت کرد، اما با وجود جراحت همچنان تلاش میکرد از اطرافیان مراقبت کند. در ادامه، دو گلوله دیگر از پشت به او شلیک شد و در نهایت جان خود را از دست داد.
افشین میارکیانی، مهندس، قهرمان تکواندو و پدر دو فرزند دانشجو به نامهای آرمان و آرمین بود. نزدیکان و آشنایان او از وی بهعنوان فردی مهربان، انساندوست و ایراندوست یاد میکنند. او در ماههای پیش از کشتهشدن نیز در صفحه اینستاگرام خود از رنج مردم ایران مینوشت و یاد جانباختگانی چون نیکا شاکرمی، مهسا امینی، کیان پیرفلک و زندانیانی چون خانواده قرهحسنلو را گرامی میداشت.
#افشین_میارکیانی #چالوس #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
افشین میارکیانی، قهرمان تکواندو، مقابل کلانتری چالوس با شلیک گلوله کشته شد
افشین میارکیانی، تکواندوکار و مربی ورزشی، پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات چالوس و در برابر ساختمان کلانتری، با شلیک مستقیم نیروهای انتظامی جان باخت.
بر اساس روایتهای منتشرشده، افشین میارکیانی در حالی همراه خانوادهاش در اعتراضات حضور داشت که هدف تیراندازی قرار گرفت. گفته میشود نخستین گلوله به ناحیه کلیه او اصابت کرد، اما با وجود جراحت همچنان تلاش میکرد از اطرافیان مراقبت کند. در ادامه، دو گلوله دیگر از پشت به او شلیک شد و در نهایت جان خود را از دست داد.
افشین میارکیانی، مهندس، قهرمان تکواندو و پدر دو فرزند دانشجو به نامهای آرمان و آرمین بود. نزدیکان و آشنایان او از وی بهعنوان فردی مهربان، انساندوست و ایراندوست یاد میکنند. او در ماههای پیش از کشتهشدن نیز در صفحه اینستاگرام خود از رنج مردم ایران مینوشت و یاد جانباختگانی چون نیکا شاکرمی، مهسا امینی، کیان پیرفلک و زندانیانی چون خانواده قرهحسنلو را گرامی میداشت.
#افشین_میارکیانی #چالوس #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔28❤4🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام محمد نعمتی، تکپسر خانواده، در اعتراضات اصفهان با شلیک از پشت سر کشته شد
جاویدنام محمد نعمتی، ۳۷ ساله و اهل شهر ابریشم اصفهان، در جریان اعتراضات ۱۹ دیماه با اصابت گلوله قناصه از پشت سر جان باخت؛ پیکر او پس از یک هفته به خانواده تحویل داده شد و در شب تولدش به خاک سپرده شد.
بر اساس گزارشهای رسیده، محمد نعمتی در جریان اعتراضات مردمی در اصفهان هدف تیراندازی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله از پشت سر کشته شد. خانواده او یک هفته در انتظار تحویل پیکر فرزندشان بودند و سرانجام همزمان با شب تولدش، او را به خاک سپردند؛ وداعی تلخ برای پدر و مادری که تنها فرزند خود را از دست دادهاند.
نزدیکان محمد نعمتی میگویند او تکپسر خانواده بود و فقدانش اندوهی عمیق برای والدینش بر جای گذاشته است. او همچنین از دنبالکنندگان صفحه اینستاگرام «آموزشکده توانا» به شمار میرفت.
#محمد_نعمتی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محمد نعمتی، ۳۷ ساله و اهل شهر ابریشم اصفهان، در جریان اعتراضات ۱۹ دیماه با اصابت گلوله قناصه از پشت سر جان باخت؛ پیکر او پس از یک هفته به خانواده تحویل داده شد و در شب تولدش به خاک سپرده شد.
بر اساس گزارشهای رسیده، محمد نعمتی در جریان اعتراضات مردمی در اصفهان هدف تیراندازی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله از پشت سر کشته شد. خانواده او یک هفته در انتظار تحویل پیکر فرزندشان بودند و سرانجام همزمان با شب تولدش، او را به خاک سپردند؛ وداعی تلخ برای پدر و مادری که تنها فرزند خود را از دست دادهاند.
نزدیکان محمد نعمتی میگویند او تکپسر خانواده بود و فقدانش اندوهی عمیق برای والدینش بر جای گذاشته است. او همچنین از دنبالکنندگان صفحه اینستاگرام «آموزشکده توانا» به شمار میرفت.
#محمد_نعمتی #اصفهان #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔24🕊6❤2
عذرا بهادرینژاد، مادر دو فرزند، در سبزوار با شلیک مستقیم گلوله کشته شد
عذرا بهادرینژاد، ۳۹ ساله و مادر دو فرزند ۸ و ۱۶ ساله، در جریان وقایع دیماه در محله بعثت سبزوار با اصابت مستقیم گلوله به شاهرگ گردن جان باخت؛ پیکر او پس از چهار روز و با محدودیتهای امنیتی به خاک سپرده شد.
بر اساس روایتهای رسیده از نزدیکان، عذرا بهادرینژاد شامگاه ۱۹ دیماه در حالی هدف تیراندازی قرار گرفت که برای کمک به دو جوان زخمی، درِ خانه خود را گشود تا آنان را از ضربوشتم نجات دهد. گفته میشود گلولهای مستقیم به ناحیه گردن او اصابت کرد و در همانجا جان خود را از دست داد.
پیکر او پس از چهار روز و پس از طی مراحل اداری از جمله انتقال به مرکز استان برای دریافت گواهی پزشکی قانونی، با گرفتن تعهداتی از خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری نیز با محدودیت در زمان، شمار حاضران و نحوه برگزاری، در سکوت و بهصورت کوتاه در مصلای قدیمی شهر سبزوار انجام شد.
عذرا بهادرینژاد نویسنده و کارشناس ادبیات بود و به نوشتن داستان کوتاه میپرداخت. نزدیکانش میگویند دغدغه ایران و آینده کودکان همواره در نوشتهها و زندگیاش حضور داشت. او پیش از آنکه نامش در شمار جانباختگان ثبت شود، انتخاب کرده بود در کنار مردم بایستد و در یکی از روایتهایش گفته بود:
«مگه خون من رنگینتر از بقیه جوونهای این شهره؟»
به گفته نزدیکان، او در شبهای پیش از کشتهشدن نیز برای یاری رساندن به دیگران از خانه خارج میشد. در همان شب آخر، ساعاتی را در ترس و پنهانشدن گذراند، اما باز هم بازنگشت؛ تصمیمی که به گفته نزدیکانش از باور او به مسئولیت در برابر جوانان شهر سرچشمه میگرفت.
#عذرا_بهادری_نژاد #سبزوار #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
عذرا بهادرینژاد، ۳۹ ساله و مادر دو فرزند ۸ و ۱۶ ساله، در جریان وقایع دیماه در محله بعثت سبزوار با اصابت مستقیم گلوله به شاهرگ گردن جان باخت؛ پیکر او پس از چهار روز و با محدودیتهای امنیتی به خاک سپرده شد.
بر اساس روایتهای رسیده از نزدیکان، عذرا بهادرینژاد شامگاه ۱۹ دیماه در حالی هدف تیراندازی قرار گرفت که برای کمک به دو جوان زخمی، درِ خانه خود را گشود تا آنان را از ضربوشتم نجات دهد. گفته میشود گلولهای مستقیم به ناحیه گردن او اصابت کرد و در همانجا جان خود را از دست داد.
پیکر او پس از چهار روز و پس از طی مراحل اداری از جمله انتقال به مرکز استان برای دریافت گواهی پزشکی قانونی، با گرفتن تعهداتی از خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری نیز با محدودیت در زمان، شمار حاضران و نحوه برگزاری، در سکوت و بهصورت کوتاه در مصلای قدیمی شهر سبزوار انجام شد.
عذرا بهادرینژاد نویسنده و کارشناس ادبیات بود و به نوشتن داستان کوتاه میپرداخت. نزدیکانش میگویند دغدغه ایران و آینده کودکان همواره در نوشتهها و زندگیاش حضور داشت. او پیش از آنکه نامش در شمار جانباختگان ثبت شود، انتخاب کرده بود در کنار مردم بایستد و در یکی از روایتهایش گفته بود:
«مگه خون من رنگینتر از بقیه جوونهای این شهره؟»
به گفته نزدیکان، او در شبهای پیش از کشتهشدن نیز برای یاری رساندن به دیگران از خانه خارج میشد. در همان شب آخر، ساعاتی را در ترس و پنهانشدن گذراند، اما باز هم بازنگشت؛ تصمیمی که به گفته نزدیکانش از باور او به مسئولیت در برابر جوانان شهر سرچشمه میگرفت.
#عذرا_بهادری_نژاد #سبزوار #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔27🕊4❤3
قتل عام کودکان به اندازه یک مدرسه کامل
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان نوشت:
دیگر صحبت از «نیمکت» و «کلاس» نیست؛
با رسیدن به عدد ۲۰۰، حالا رسماً یک «مدرسه کامل» را قتلعام کردهاند.
تصور کنید: زنگ مدرسهای را میزنند، اما حیاط خالی است.
۲۰۰ دانشآموز، ۲۰۰ کیف، ۲۰۰ آینده که زیر خاک رفت.
این لیست، کارنامه مردودیِ حکومتی است که پاسخِ سوال را با گلوله داد.
ـ بسیاری از جانباختگان جنایت حکومت در دی ماه ۱۴۰۴ کودک بودند، حتی تعدادی نوزاد هم در بین جانباختگان مشاهده شده است.
هر روز با شناسایی بیشتر قربانیان جنایت جمهوری اسلامی، بر این تعداد افزوده میشود.
حکومتی که برای بقای خود، از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و جان انسان برایش ارزشی ندارد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان نوشت:
دیگر صحبت از «نیمکت» و «کلاس» نیست؛
با رسیدن به عدد ۲۰۰، حالا رسماً یک «مدرسه کامل» را قتلعام کردهاند.
تصور کنید: زنگ مدرسهای را میزنند، اما حیاط خالی است.
۲۰۰ دانشآموز، ۲۰۰ کیف، ۲۰۰ آینده که زیر خاک رفت.
این لیست، کارنامه مردودیِ حکومتی است که پاسخِ سوال را با گلوله داد.
ـ بسیاری از جانباختگان جنایت حکومت در دی ماه ۱۴۰۴ کودک بودند، حتی تعدادی نوزاد هم در بین جانباختگان مشاهده شده است.
هر روز با شناسایی بیشتر قربانیان جنایت جمهوری اسلامی، بر این تعداد افزوده میشود.
حکومتی که برای بقای خود، از هیچ جنایتی فروگذار نکرده و جان انسان برایش ارزشی ندارد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔36❤3🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرهاد سهرابزاده، ۳۵ ساله، در تیراندازی ۱۹ دی تهرانپارس کشته شد
فرهاد سهرابزاده، از نمایشگاهداران منطقه دلاوران تهران، در جریان تیراندازی شامگاه ۱۹ دیماه در محدوده تهرانپارس هدف گلوله قرار گرفت و بر اثر شدت جراحات جان باخت.
بر اساس روایتهای رسیده از نزدیکان، شامگاه ۱۹ دیماه همزمان با تجمع جمعیتی معترض در تهرانپارس، تیراندازی گستردهای در منطقه رخ داد. گفته میشود در حالیکه صدای رگبار هوایی موجب هراس و پراکندگی مردم شده بود، افرادی با لباس شخصی در میان جمعیت با سلاح کمری اقدام به تیراندازی کردند. در این میان، فرهاد سهرابزاده با اصابت گلولهای از فاصله نزدیک به ناحیه پهلو بهشدت مجروح شد؛ جراحتی که به آسیب جدی کبد انجامید. او پس از انتقال به بیمارستان و بهدلیل خونریزی شدید، در اتاق عمل جان خود را از دست داد.
خانواده او میگویند پیکر فرهاد تنها با این شرط تحویل داده شد که علت مرگ «اقدام تروریستی» اعلام شود و او شهید معرفی گردد.
پیکر فرهاد سهرابزاده در بهشتزهرا و در قطعهای که مزار پدرش نیز در آن قرار دارد، به خاک سپرده شد.
#فرهاد_سهراب_زاده #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
فرهاد سهرابزاده، از نمایشگاهداران منطقه دلاوران تهران، در جریان تیراندازی شامگاه ۱۹ دیماه در محدوده تهرانپارس هدف گلوله قرار گرفت و بر اثر شدت جراحات جان باخت.
بر اساس روایتهای رسیده از نزدیکان، شامگاه ۱۹ دیماه همزمان با تجمع جمعیتی معترض در تهرانپارس، تیراندازی گستردهای در منطقه رخ داد. گفته میشود در حالیکه صدای رگبار هوایی موجب هراس و پراکندگی مردم شده بود، افرادی با لباس شخصی در میان جمعیت با سلاح کمری اقدام به تیراندازی کردند. در این میان، فرهاد سهرابزاده با اصابت گلولهای از فاصله نزدیک به ناحیه پهلو بهشدت مجروح شد؛ جراحتی که به آسیب جدی کبد انجامید. او پس از انتقال به بیمارستان و بهدلیل خونریزی شدید، در اتاق عمل جان خود را از دست داد.
خانواده او میگویند پیکر فرهاد تنها با این شرط تحویل داده شد که علت مرگ «اقدام تروریستی» اعلام شود و او شهید معرفی گردد.
پیکر فرهاد سهرابزاده در بهشتزهرا و در قطعهای که مزار پدرش نیز در آن قرار دارد، به خاک سپرده شد.
#فرهاد_سهراب_زاده #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔18🕊4❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولد ۲۴ سالگی جاویدنام صدرا سلطانی، بر سر مزار او برگزار شد
صدرا سلطانی، دانشجوی ۲۴ ساله معماری، در نارمک کشته شد
جاویدنام صدرا سلطانی، ۲۴ ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، ۱۸ دیماه در خیابان مهرانپور نارمک با شلیک نیروهای سرکوب جان باخت؛ جوانی که به گفته نزدیکانش مهربان و دلبسته ایران بود.
بر اساس گزارشهای رسیده، صدرا سلطانی در جریان خیزش انقلابی مردم ایران در ۱۸ دیماه در محدوده نارمک هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد. او دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد معماری بود و خانواده و دوستانش از او بهعنوان جوانی آرام، مهربان و عاشق وطن یاد میکنند.
این ویدیو که به دست ما رسیده، نشان میدهد پدر صدرا سلطانی در سالروز تولد ۲۴ سالگی فرزندش، بهجای صدرا شمعهای تولد را فوت میکند.
پدر او در آرزویی کوتاه، رهایی کشور از ظلم، فساد، دروغ و تباهی را خواستار شده است.
#صدرا_سلطانی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
تولد ۲۴ سالگی جاویدنام صدرا سلطانی، بر سر مزار او برگزار شد
صدرا سلطانی، دانشجوی ۲۴ ساله معماری، در نارمک کشته شد
جاویدنام صدرا سلطانی، ۲۴ ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، ۱۸ دیماه در خیابان مهرانپور نارمک با شلیک نیروهای سرکوب جان باخت؛ جوانی که به گفته نزدیکانش مهربان و دلبسته ایران بود.
بر اساس گزارشهای رسیده، صدرا سلطانی در جریان خیزش انقلابی مردم ایران در ۱۸ دیماه در محدوده نارمک هدف تیراندازی قرار گرفت و جان خود را از دست داد. او دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد معماری بود و خانواده و دوستانش از او بهعنوان جوانی آرام، مهربان و عاشق وطن یاد میکنند.
این ویدیو که به دست ما رسیده، نشان میدهد پدر صدرا سلطانی در سالروز تولد ۲۴ سالگی فرزندش، بهجای صدرا شمعهای تولد را فوت میکند.
پدر او در آرزویی کوتاه، رهایی کشور از ظلم، فساد، دروغ و تباهی را خواستار شده است.
#صدرا_سلطانی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لیلی مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، در یک پیام ویدیویی با یادآوری صحنههای کشتهشدن جوانان در خیابانها گفت حال همه در این یک ماه گذشته بد بوده و دیدن تصاویر جانباختگانِ «دستخالی» داغ دل خانوادهها را تازهتر میکند. او با اشاره به لحظه شناسایی پیکر فرزندش گفت هر بار که تصاویر احراز هویت را میبیند، رنج آن لحظه دوباره زنده میشود و این تجربه برای خانوادههای دیگر نیز «بسیار سخت» است.
او پرسید: «این جوانها چه میخواستند؟ کدامشان اسلحه داشتند؟» و با رد نسبتدادن عنوان «تروریست» به کشتهشدگان افزود کسانی که به سوی جوانان شلیک کردند چگونه خود را توجیه میکنند. مهدوی همچنین از سکوت جهان، دولتها و نهادهای حقوقبشری انتقاد کرد و گفت چگونه با وجود کشتهشدن شمار زیادی از شهروندان، این جنایت دیده نمیشود.
مادر سیاوش محمودی با توصیف اندوه و خشم خانوادههای داغدار تأکید کرد آنچه بر مزار جانباختگان دیده میشود تنها سوگواری نیست، بلکه «آتشی زیر خاکستر» است؛ خشمی که به گفته او میتواند روزی شعلهور شود.
#سیاوش_محمودی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
لیلی مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، در یک پیام ویدیویی با یادآوری صحنههای کشتهشدن جوانان در خیابانها گفت حال همه در این یک ماه گذشته بد بوده و دیدن تصاویر جانباختگانِ «دستخالی» داغ دل خانوادهها را تازهتر میکند. او با اشاره به لحظه شناسایی پیکر فرزندش گفت هر بار که تصاویر احراز هویت را میبیند، رنج آن لحظه دوباره زنده میشود و این تجربه برای خانوادههای دیگر نیز «بسیار سخت» است.
او پرسید: «این جوانها چه میخواستند؟ کدامشان اسلحه داشتند؟» و با رد نسبتدادن عنوان «تروریست» به کشتهشدگان افزود کسانی که به سوی جوانان شلیک کردند چگونه خود را توجیه میکنند. مهدوی همچنین از سکوت جهان، دولتها و نهادهای حقوقبشری انتقاد کرد و گفت چگونه با وجود کشتهشدن شمار زیادی از شهروندان، این جنایت دیده نمیشود.
مادر سیاوش محمودی با توصیف اندوه و خشم خانوادههای داغدار تأکید کرد آنچه بر مزار جانباختگان دیده میشود تنها سوگواری نیست، بلکه «آتشی زیر خاکستر» است؛ خشمی که به گفته او میتواند روزی شعلهور شود.
#سیاوش_محمودی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤5🕊4
جاویدنام محمد جمشیدی، مربی بوکس و پدر دو کودک خردسال، که با گلولههای جنگی کشته شد
جاویدنام محمد جمشیدی، ۴۲ ساله، مربی بوکس و پدر دو کودک ۸ و ۳ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده اشرفی اصفهانی تهران با شلیک مستقیم گلولههای جنگی نیروهای سرکوبگر، جان باخت.
بر اساس روایت دریافتی، نخستین گلوله از روبهرو به زانوی او اصابت کرد و گلوله دوم از پشت به قفسه سینهاش شلیک شد که به مرگ او انجامید.
حدود ساعت ۱۲ شب، همسر محمد با تلفن همراه او تماس میگیرد و پس از چند بار بیپاسخ ماندن تماس، فردی پاسخ میدهد و خبر میدهد که محمد هدف گلوله قرار گرفته و او را به بیمارستان منتقل میکنند، اما احتمال میدهند که جان خود را از دست داده باشد.
خانواده با شنیدن این خبر به بیمارستان مراجعه میکنند، اما نامی از او در میان مجروحان ثبت نشده بود. آنان با اصرار از یکی از کارکنان سردخانه میخواهند با توجه به عکس و نشانه خالکوبی دستش بررسی کند. مسئول سردخانه اعلام میکند حدود ۱۵۰ پیکر مجهولالهویه در آنجا وجود دارد و پس از جستوجو تأیید میکند که پیکر محمد در میان کشتهشدگان است.
با این حال، صبح روز بعد هنگام مراجعه خانواده برای تحویل پیکر، مسئولان اعلام میکنند تنها پنج پیکر در سردخانه وجود دارد و محمد در میان آنان نیست و خانواده را به کهریزک ارجاع میدهند.
خانواده از صبح جمعه تا شنبه در کهریزک به جستوجو ادامه میدهند، اما اثری از پیکر او نمییابند تا اینکه پس از دو روز جستوجو، سرانجام پیکر محمد جمشیدی در بهشتزهرا با عنوان «مرد ناشناس شماره ۱۱۷۰۳» شناسایی میشود.
به گفته نزدیکان، خانواده تحت فشار قرار میگیرند که یا او را در قطعهای مشخص در بهشتزهرا، بدون سنگ قبر و مراسم، دفن کنند یا پیکر را به شهرستانی دیگر منتقل کرده و بدون برگزاری مراسم خاکسپاری کنند.
در نهایت، محمد جمشیدی در تاریخ ۲۲ دیماه، تحت فشارهای امنیتی و بدون برگزاری مراسم عمومی، در یکی از شهرستانهای اطراف تهران به خاک سپرده شد.
#محمد_جمشیدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محمد جمشیدی، ۴۲ ساله، مربی بوکس و پدر دو کودک ۸ و ۳ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه در محدوده اشرفی اصفهانی تهران با شلیک مستقیم گلولههای جنگی نیروهای سرکوبگر، جان باخت.
بر اساس روایت دریافتی، نخستین گلوله از روبهرو به زانوی او اصابت کرد و گلوله دوم از پشت به قفسه سینهاش شلیک شد که به مرگ او انجامید.
حدود ساعت ۱۲ شب، همسر محمد با تلفن همراه او تماس میگیرد و پس از چند بار بیپاسخ ماندن تماس، فردی پاسخ میدهد و خبر میدهد که محمد هدف گلوله قرار گرفته و او را به بیمارستان منتقل میکنند، اما احتمال میدهند که جان خود را از دست داده باشد.
خانواده با شنیدن این خبر به بیمارستان مراجعه میکنند، اما نامی از او در میان مجروحان ثبت نشده بود. آنان با اصرار از یکی از کارکنان سردخانه میخواهند با توجه به عکس و نشانه خالکوبی دستش بررسی کند. مسئول سردخانه اعلام میکند حدود ۱۵۰ پیکر مجهولالهویه در آنجا وجود دارد و پس از جستوجو تأیید میکند که پیکر محمد در میان کشتهشدگان است.
با این حال، صبح روز بعد هنگام مراجعه خانواده برای تحویل پیکر، مسئولان اعلام میکنند تنها پنج پیکر در سردخانه وجود دارد و محمد در میان آنان نیست و خانواده را به کهریزک ارجاع میدهند.
خانواده از صبح جمعه تا شنبه در کهریزک به جستوجو ادامه میدهند، اما اثری از پیکر او نمییابند تا اینکه پس از دو روز جستوجو، سرانجام پیکر محمد جمشیدی در بهشتزهرا با عنوان «مرد ناشناس شماره ۱۱۷۰۳» شناسایی میشود.
به گفته نزدیکان، خانواده تحت فشار قرار میگیرند که یا او را در قطعهای مشخص در بهشتزهرا، بدون سنگ قبر و مراسم، دفن کنند یا پیکر را به شهرستانی دیگر منتقل کرده و بدون برگزاری مراسم خاکسپاری کنند.
در نهایت، محمد جمشیدی در تاریخ ۲۲ دیماه، تحت فشارهای امنیتی و بدون برگزاری مراسم عمومی، در یکی از شهرستانهای اطراف تهران به خاک سپرده شد.
#محمد_جمشیدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊3❤2
جاویدنام شاپور پروینمهر، ۵۲ ساله ، با شلیک گلوله جنگی سرکوبگران در رشت کشته شد
شاپور پروینمهر، ۵۲ ساله و اهل فومن، در جریان اعتراضات روز ۱۹ دیماه در شهر رشت بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلب جان خود را از دست داد.
بر اساس روایت نزدیکان، پس از کشتهشدن این شهروند، مأموران امنیتی خانواده او را تحت فشار شدید قرار دادهاند تا وی را بهعنوان «بسیجی» معرفی کنند؛ فشاری که خانواده تاکنون آن را نپذیرفتهاند.
پیکر شاپور پروینمهر که دارای دو پسر بزرگسال بود، در روستای خوشکندوهان به خاک سپرده شده است. همچنین به خانواده اجازه برگزاری هیچگونه مراسم عمومی سوگواری داده نشده و محدودیتها همچنان ادامه دارد.
#شاپور_پروین_مهر #رشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
شاپور پروینمهر، ۵۲ ساله و اهل فومن، در جریان اعتراضات روز ۱۹ دیماه در شهر رشت بر اثر اصابت گلوله جنگی به قلب جان خود را از دست داد.
بر اساس روایت نزدیکان، پس از کشتهشدن این شهروند، مأموران امنیتی خانواده او را تحت فشار شدید قرار دادهاند تا وی را بهعنوان «بسیجی» معرفی کنند؛ فشاری که خانواده تاکنون آن را نپذیرفتهاند.
پیکر شاپور پروینمهر که دارای دو پسر بزرگسال بود، در روستای خوشکندوهان به خاک سپرده شده است. همچنین به خانواده اجازه برگزاری هیچگونه مراسم عمومی سوگواری داده نشده و محدودیتها همچنان ادامه دارد.
#شاپور_پروین_مهر #رشت #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔39🕊8❤2
جاویدنام یوسف شیخها؛ جانباختهای که هنگام کمک به یک نوجوان هدف گلوله قرار گرفت
جاویدنام یوسف شیخها، ۳۳ ساله، متأهل و دارای یک فرزند سهساله، روز ۱۹ دیماه در شهر نرجه از توابع استان قزوین بر اثر اصابت گلوله جنگی جان باخت.
بر اساس گزارش دریافتی، او مقابل پایگاه بسیج این شهر و در حالی که قصد کمک به یک نوجوان ۱۷ ساله را داشت، با شلیک گلولهای که گفته میشود از پشتبام پایگاه و از سوی یکی از نیروهای بسیج انجام شده بود، از ناحیه پشت مورد اصابت قرار گرفت؛ گلولهای که به قلب او نشست و به مرگش انجامید.
گفته میشود پیکر یوسف شیخها در تاریخ ۲۲ دیماه، با اخذ تعهد درباره زمان خاکسپاری در ساعت ۷ صبح، به خانواده تحویل داده شد. با این حال، به خانواده اجازه برگزاری مراسم سوگواری در مسجد یا قبرستان داده نشد و بنا بر گزارش نزدیکان، هرگونه ابراز سوگ و صدای گریه با تهدید مأموران به سکوت واداشته میشد.
یوسف چند سال پیش در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«گیرم که در باورتان به خاک نشستیم و ساقههای جوانمان از ضربههای تبرهایتان زخم دار است؛ با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع میزنید؛ با جوجههای نشسته در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید گیرم که میبرید گیرم که میکشید؛ با رویش ناگزیر و شادی جوانهها چه میکنید؟»
#یوسف_شیخها #نرجه #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام یوسف شیخها، ۳۳ ساله، متأهل و دارای یک فرزند سهساله، روز ۱۹ دیماه در شهر نرجه از توابع استان قزوین بر اثر اصابت گلوله جنگی جان باخت.
بر اساس گزارش دریافتی، او مقابل پایگاه بسیج این شهر و در حالی که قصد کمک به یک نوجوان ۱۷ ساله را داشت، با شلیک گلولهای که گفته میشود از پشتبام پایگاه و از سوی یکی از نیروهای بسیج انجام شده بود، از ناحیه پشت مورد اصابت قرار گرفت؛ گلولهای که به قلب او نشست و به مرگش انجامید.
گفته میشود پیکر یوسف شیخها در تاریخ ۲۲ دیماه، با اخذ تعهد درباره زمان خاکسپاری در ساعت ۷ صبح، به خانواده تحویل داده شد. با این حال، به خانواده اجازه برگزاری مراسم سوگواری در مسجد یا قبرستان داده نشد و بنا بر گزارش نزدیکان، هرگونه ابراز سوگ و صدای گریه با تهدید مأموران به سکوت واداشته میشد.
یوسف چند سال پیش در استوری اینستاگرامش نوشته بود:
«گیرم که در باورتان به خاک نشستیم و ساقههای جوانمان از ضربههای تبرهایتان زخم دار است؛ با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع میزنید؛ با جوجههای نشسته در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید گیرم که میبرید گیرم که میکشید؛ با رویش ناگزیر و شادی جوانهها چه میکنید؟»
#یوسف_شیخها #نرجه #قزوین #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔19❤4🕊3