آموزشکده توانا
47.9K subscribers
43.3K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
حسین وحدت‌حق و فرهاد زاهدی
سرگذشت دو سرباز بهایی ایران
پیش و پس از انقلاب
ورق بزنید

سرگذشت سرهنگ حسین وحدت‌حق و فرهاد زاهدی، دو ایرانی بهایی از دو نسل متفاوت، بخشی از تحول جایگاه بهاییان در ایران معاصر را در خود خلاصه کرده است. وحدت‌حق در ارتش شاهنشاهی ایران تا درجه سرهنگی پیش رفت و به عنوان وابسته نظامی ایران در آلمان خدمت کرد؛ زاهدی، چند سال پس از انقلاب به سربازی فراخوانده شد و در جنگ ایران و عراق جان باخت، اما به دلیل بهایی بودن حتی عنوان رسمی «شهید» نیز به او داده نشد.

حسین وحدت‌حق؛ از دانشکده نظامی تا وابستگی نظامی
حسین وحدت‌حق در سال ۱۳۰۴ در شیراز و در خانواده‌ای بهایی متولد شد. وارد مدرسه نظام شد و در سال ۱۳۲۶ به درجه ستوان دومی رسید. بعدها در رشته مهندسی برق و مخابرات تحصیل کرد و برای ادامه تحصیل به دانشگاه اشتوتگارت آلمان رفت. پس از بازگشت، سال‌ها در ارتش ایران خدمت کرد و به درجه سرهنگی رسید. وحدت‌حق تنها یکی از ده‌ها افسر درجه‌دار بود که با وجود عقاید دینی متفاوت خود در ارتش ایران خدمت می‌کرد. 

انقلاب اسلامی؛ اخراج و تیرباران
پس از انقلاب ۱۳۵۷، مسیر زندگی او به شکل بنیادی تغییر کرد. وحدت‌حق پس از حدود ۳۳ سال خدمت از ارتش اخراج شد و مستمری بازنشستگی او نیز قطع شد. او برای بازگرداندن حقوق خود به مقام‌های جمهوری اسلامی نامه نوشت، اما در سال ۱۳۶۰ بازداشت شد. در حکم دادگاه، اعتقاد به بهائیت و فعالیت در جامعه بهایی از جمله موارد مطرح‌شده علیه او بود. او بدون برخورداری از وکیل به اعدام محکوم شد و در ۹ اسفند ۱۳۶۰ تیرباران شد.

فرهاد زاهدی؛ نسلی که پس از انقلاب سرباز شد
فرهاد زاهدی متعلق به نسل دیگری بود. او جوانی بهایی از مازندران بود که پس از پایان دبیرستان، مانند دیگر جوانان بهایی آن دوره با محدودیت ورود به دانشگاه روبرو بود. در سال ۱۳۶۴، برای خدمت سربازی فراخوانده شد و بعد از آموزش نظامی به جبهه جنگ ایران و عراق اعزام شد. در ۱۴ فروردین ۱۳۶۶، هنگام حمله نیروهای عراقی و افراد نفوذی به محل استقرار واحدش، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد و پیکرش در روستای احمدآباد به خاک سپرده شد.

تو «شهید» نیستی
پس از کشته شدن فرهاد، خانواده او برای تحویل پیکرش با مشکل روبرو شدند. بنیاد شهید سرانجام به خانواده اعلام کرد که چون فرهاد بهایی بوده است، او «شهید» محسوب نمی‌شود و خانواده نیز از حمایت‌ها و مزایایی که به خانواده کشته‌شدگان جنگ تعلق می‌گرفت محروم خواهد بود. فرهاد زاهدی در کنار بهاییان دیگری مانند سهیل روحانی یا فرهنگ شاه‌بهرامی تا کنون به عنوان شهید به رسمیت شناخته نشده است. این تضاد قابل توجه است: فرهاد زاهدی برای دفاع از ایران به خدمت فراخوانده شده بود، اما همان هویت دینی که مانع معافیت او از وظیفه سربازی نشده بود، پس از مرگ مانع برخورداری خانواده‌اش از حقوق مرتبط با کشته‌شدگان جنگ شد.

دو سرگذشت و یک پرسش تاریخی
فاصله میان این دو زندگی تنها چند دهه بود. حسین وحدت‌حق توانسته بود در ارتش ایران تحصیل کند، افسر شود، به درجه سرهنگی برسد و کشورش را در مقام وابسته نظامی در خارج از ایران نمایندگی کند. فرهاد زاهدی در نظامی دیگر همچنان موظف بود برای همان کشور سربازی کند، اما بهایی بودنش هم امکان تحصیل دانشگاهی را از او گرفته بود و پس از جان باختن در جنگ نیز مبنایی برای محروم کردن خانواده‌اش از حقوق رسمی شد. آیا ایران می‌تواند بار دیگر در مسیری حرکت کند که ملاک قضاوت افراد، شایستگی و توانمندی‌های آنان و خدمتشان به کشور باشد، فارغ از اعتقاد یا عدم اعتقاد دینی؟

#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
❤14🕊6💔6👍1
Forwarded from گفت‌وشنود
ذات‌گرایی روان‌شناختی
جوهر نامرئی‌ هویت‌سازی

از بچه‌ها در یک آزمایش پرسیدند: اگر دکترها قلب یک راکون را بردارند و در بدن یک خرگوش بگذارند، آن خرگوش چه حیوانی می‌شود؟ بسیاری از کودکان پاسخ دادند: هنوز خرگوش است، چون یک «چیز نامرئی» درونش هست که هویتش را می‌سازد؛ چیزی فراتر از ظاهر یا حتی اندام‌هایش.

🔹 شهود ذات‌گرایانه چیست؟
Psychological Essentialism
(ذات‌گرایی روان‌شناختی) باوری ناخودآگاه است که می‌گوید هر موجود یا دسته‌ای از اشیاء، یک «ذات» پنهان و تغییرناپذیر دارد که هویت واقعی‌اش را تعیین می‌کند؛ چیزی جدا از ظاهر، رفتار، یا حتی ترکیب زیستی‌اش.

🔹 چرا این شهود طبیعی است؟
روان‌شناسانی مانند سوزان گلمن نشان دادند
کودکان از سنین بسیار پایین، حتی پیش از آموزش رسمی زیست‌شناسی، فرض می‌کنند یک سگ همیشه سگ می‌ماند، حتی اگر مثل گربه آرایش شود یا شبیه گربه رفتار کند؛ چون باور دارند یک «جوهر درونی نامرئی» است که نوع واقعی موجود را مشخص می‌کند، نه ظاهرش.

🔹 مثال آشنا
همین شهود پشت جمله‌هایی مثل «خون آن‌ها در رگ‌هایش جاری است» یا «او ذاتا شجاع است» نهفته است؛ گویی صفات، مثل مایعی نامرئی، از نسلی به نسل دیگر، یا از یک موجود به موجود دیگر منتقل می‌شوند.

🔹 ارتباط با تفکر دینی
در علوم شناختی دین، این شهود پایه مفاهیمی مانند روح جاودان، گناه موروثی، یا انتقال برکت و نحسی دانسته می‌شود. وقتی ذهن از ابتدا باور دارد هر موجود یک «جوهر پنهان» دارد که با مرگ جسم از بین نمی‌رود، پذیرفتن ایده‌ روحی که از بدن جدا و باقی می‌ماند، بسیار طبیعی‌تر جلوه می‌کند.

📌 نکته‌ پایانی: شاید باور به یک «ذات مقدس» در اشیاء، مکان‌ها یا افراد (مثل زیارتگاه‌ها یا اشیاء نیاکان)، نتیجه‌ همان سازوکار ذهنی‌ای باشد که به کودکان می‌گوید یک خرگوش، حتی با قلب یک راکون، باز هم خرگوش می‌ماند.

#علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #ذات #هویت #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍9❤1👌1