Forwarded from گفتوشنود
🔹️محمد خاتمی، رییس سابق دولت در جمهوری اسلامی، با نادیده گرفتن نقش علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در وضعیت اقتصادی کنونی و بحرانها در ایران، گفت برای ۸۰ درصد مردم ایران چندان مهم نیست که «حاکم کیست و چگونه است».
خاتمی چهارشنبه ۲۸ آبان در نشستی با اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات، گفت در طی سالهای پس از انقلاب تاکنون، بحرانی که اینک کشور با آن روبهروست و «تهدیدهایی که وجود دارد» سابقه نداشته است.
او درباره خطر از بین رفتن «سامان حکمرانی» هشدار داد و با تشبیه جمهوری اسلامی به درختی تناور، گفت: «این درخت تناور گرچه سالها میتواند در خشکسالی و طوفان دوام بیاورد ولی امروز تهدیدهای داخلی و خارجی و مشکلات چنان انبوه و بزرگ است که بیم آن میرود یکباره پژمرده شود و از پا بیفتد؛ که آن روز مباد.»
خاتمی «تنها و کم هزینهترین راه ممکن» در شرایط فعلی را تغییر رویکرد حاکمیت و «تجدیدنظر در خط قرمزها، بدون تسلیم در برابر فزونخواهی بیگانه» خواند.
تاکید خاتمی بر «اصلاحپذیر» بودن جمهوری اسلامی در شرایطی است که شماری از چهرههای نزدیک به اصلاحطلبان در سالهای گذشته بر تغییر ساختاری حکومت فعلی تاکید کردهاند.
✍️مخاطبی برای ما نوشته:
از نگاه بسیاری از مردم، سخنان محمد خاتمی دیگر کمترین نسبتی با واقعیت جامعه ندارد؛ مردمی که سالهاست در خیابانها با شعار روشن «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» مرزبندی خود را با هر دو جناح رسمی اعلام کردهاند.
در حالی که خاتمی همچنان از «اصلاحپذیری» یک حکومت ایدئولوژیک دینی سخن میگوید، جامعه معترض تاکید میکنند که مردم از این شکل حکمرانی عبور کردهاند: حکومتی که تمام ساختارهایش بر اساس وفاداری به یک ایدئولوژی دینی بنا شده، در برابر تغییر واقعی مقاومت میکند و مسئولیتپذیر نیست.
در چنین وضعیتی، سخن گفتن از تغییر رویکرد یا تجدیدنظر در «خط قرمزها» نه تنها پاسخی به بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیست، بلکه تکرار همان نسخههایی است که سالهاست کارآیی خود را از دست دادهاند؛ جامعه دیگر به وعده اصلاح در چهارچوب یک نظام دینی باور ندارد، زیرا خود را بیرون از این چهارچوب تعریف کرده است.
بله مردم سالهاست که از حکومت دینی به هر شکل گذر کردهاند.
#حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔹️محمد خاتمی، رییس سابق دولت در جمهوری اسلامی، با نادیده گرفتن نقش علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در وضعیت اقتصادی کنونی و بحرانها در ایران، گفت برای ۸۰ درصد مردم ایران چندان مهم نیست که «حاکم کیست و چگونه است».
خاتمی چهارشنبه ۲۸ آبان در نشستی با اعضای مجمع عمومی جبهه اصلاحات، گفت در طی سالهای پس از انقلاب تاکنون، بحرانی که اینک کشور با آن روبهروست و «تهدیدهایی که وجود دارد» سابقه نداشته است.
او درباره خطر از بین رفتن «سامان حکمرانی» هشدار داد و با تشبیه جمهوری اسلامی به درختی تناور، گفت: «این درخت تناور گرچه سالها میتواند در خشکسالی و طوفان دوام بیاورد ولی امروز تهدیدهای داخلی و خارجی و مشکلات چنان انبوه و بزرگ است که بیم آن میرود یکباره پژمرده شود و از پا بیفتد؛ که آن روز مباد.»
خاتمی «تنها و کم هزینهترین راه ممکن» در شرایط فعلی را تغییر رویکرد حاکمیت و «تجدیدنظر در خط قرمزها، بدون تسلیم در برابر فزونخواهی بیگانه» خواند.
تاکید خاتمی بر «اصلاحپذیر» بودن جمهوری اسلامی در شرایطی است که شماری از چهرههای نزدیک به اصلاحطلبان در سالهای گذشته بر تغییر ساختاری حکومت فعلی تاکید کردهاند.
✍️مخاطبی برای ما نوشته:
از نگاه بسیاری از مردم، سخنان محمد خاتمی دیگر کمترین نسبتی با واقعیت جامعه ندارد؛ مردمی که سالهاست در خیابانها با شعار روشن «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» مرزبندی خود را با هر دو جناح رسمی اعلام کردهاند.
در حالی که خاتمی همچنان از «اصلاحپذیری» یک حکومت ایدئولوژیک دینی سخن میگوید، جامعه معترض تاکید میکنند که مردم از این شکل حکمرانی عبور کردهاند: حکومتی که تمام ساختارهایش بر اساس وفاداری به یک ایدئولوژی دینی بنا شده، در برابر تغییر واقعی مقاومت میکند و مسئولیتپذیر نیست.
در چنین وضعیتی، سخن گفتن از تغییر رویکرد یا تجدیدنظر در «خط قرمزها» نه تنها پاسخی به بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیست، بلکه تکرار همان نسخههایی است که سالهاست کارآیی خود را از دست دادهاند؛ جامعه دیگر به وعده اصلاح در چهارچوب یک نظام دینی باور ندارد، زیرا خود را بیرون از این چهارچوب تعریف کرده است.
بله مردم سالهاست که از حکومت دینی به هر شکل گذر کردهاند.
#حکومت_دینی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17👎4
Forwarded from گفتوشنود
رقص؛ بدنِ نافرمان در برابر قدرت
چرا جمهوری اسلامی از رقص و شادی شهروندان میترسد؟
پیام همراهان
رقص، از قدیمیترین شکلهای تجربهٔ آزادی و حضور انسان در جهان بوده است؛ زبانی غیرکلامی که بدن را به ابزار بیان و خلاقیت تبدیل میکند. با این حال، در جمهوری اسلامی، رقص نه یک هنر یا تفریح، بلکه تهدیدی سیاسی تلقی شده است. «بدنِ نافرمان» در برابر قدرت، نماد بیقید و شرط زندگی و شادی است؛ حرکتی که نظم کنترلشده و سلسلهمراتبی جامعه را به چالش میکشد.
کنترل بدن، یکی از بنیادیترین ابزارهای حکومت است. رقص، برخلاف بسیاری از رفتارهای روزمره، غیرقابل پیشبینی و مستقل است؛ به همین دلیل برای ساختار قدرت تهدید محسوب میشود. شادی جمعی و رقص، پیوند اجتماعی و همبستگی ایجاد میکنند؛ این نوع تجمعها میتوانند حس قدرت و تعلق مردم را تقویت کنند، چیزی که برای حکومتهای اقتدارگرا تهدید است.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایدئولوژی غممحوری ایجاد کرده که ارزشگذاری به سوگواری، فروتنی اجباری و پرهیز از لذت را مشروع میسازد. رقص و شادی، دقیقاً نقطهٔ مقابل این ایدئولوژی هستند: نماد حیات، حضور و آزادی فردی. سرکوب رقص و شادی، نه هدف، بلکه ابزاری برای تثبیت قدرت و کنترل فضای عمومی است.
با این حال، نتیجهٔ ناخواسته این سیاست طولانیمدت، تبدیل رقص به نماد مقاومت فرهنگی و فردی است. مردم در خانهها، جمعهای خصوصی و فضای دیجیتال رقصیده و میرقصند. هر حرکت بدن آزادانه، نوعی اعتراض و بازپسگیری آزادی است.
رقص تنها حرکت فیزیکی نیست؛ فلسفهای عمیق دارد. بدن در رقص از ابزار بودن به سوژه بودن میرسد، ذهن کنترلکننده کنار میرود و انسان به «خود اصیل» و «لحظهٔ اکنون» دست مییابد. از نگاه عرفان و فلسفه، رقص مراقبه در حرکت و تجربهٔ آزادی و یگانگی با جهان است.
در نهایت، ممنوعیت رقص و شادی در ایران، ۴۷ سال است که فرهنگ و زندگی مردم را محدود کرده، اما ارادهٔ طبیعی انسان برای شادی و حرکت، شکستناپذیر است. هر بار که بدن رقصان آزاد میشود، زندگی و امید، حتی در برابر قدرت مطلق، پیروز میشوند.
#رقص #شادی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رقص؛ بدنِ نافرمان در برابر قدرت
چرا جمهوری اسلامی از رقص و شادی شهروندان میترسد؟
پیام همراهان
رقص، از قدیمیترین شکلهای تجربهٔ آزادی و حضور انسان در جهان بوده است؛ زبانی غیرکلامی که بدن را به ابزار بیان و خلاقیت تبدیل میکند. با این حال، در جمهوری اسلامی، رقص نه یک هنر یا تفریح، بلکه تهدیدی سیاسی تلقی شده است. «بدنِ نافرمان» در برابر قدرت، نماد بیقید و شرط زندگی و شادی است؛ حرکتی که نظم کنترلشده و سلسلهمراتبی جامعه را به چالش میکشد.
کنترل بدن، یکی از بنیادیترین ابزارهای حکومت است. رقص، برخلاف بسیاری از رفتارهای روزمره، غیرقابل پیشبینی و مستقل است؛ به همین دلیل برای ساختار قدرت تهدید محسوب میشود. شادی جمعی و رقص، پیوند اجتماعی و همبستگی ایجاد میکنند؛ این نوع تجمعها میتوانند حس قدرت و تعلق مردم را تقویت کنند، چیزی که برای حکومتهای اقتدارگرا تهدید است.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایدئولوژی غممحوری ایجاد کرده که ارزشگذاری به سوگواری، فروتنی اجباری و پرهیز از لذت را مشروع میسازد. رقص و شادی، دقیقاً نقطهٔ مقابل این ایدئولوژی هستند: نماد حیات، حضور و آزادی فردی. سرکوب رقص و شادی، نه هدف، بلکه ابزاری برای تثبیت قدرت و کنترل فضای عمومی است.
با این حال، نتیجهٔ ناخواسته این سیاست طولانیمدت، تبدیل رقص به نماد مقاومت فرهنگی و فردی است. مردم در خانهها، جمعهای خصوصی و فضای دیجیتال رقصیده و میرقصند. هر حرکت بدن آزادانه، نوعی اعتراض و بازپسگیری آزادی است.
رقص تنها حرکت فیزیکی نیست؛ فلسفهای عمیق دارد. بدن در رقص از ابزار بودن به سوژه بودن میرسد، ذهن کنترلکننده کنار میرود و انسان به «خود اصیل» و «لحظهٔ اکنون» دست مییابد. از نگاه عرفان و فلسفه، رقص مراقبه در حرکت و تجربهٔ آزادی و یگانگی با جهان است.
در نهایت، ممنوعیت رقص و شادی در ایران، ۴۷ سال است که فرهنگ و زندگی مردم را محدود کرده، اما ارادهٔ طبیعی انسان برای شادی و حرکت، شکستناپذیر است. هر بار که بدن رقصان آزاد میشود، زندگی و امید، حتی در برابر قدرت مطلق، پیروز میشوند.
#رقص #شادی #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17❤6