Forwarded from گفتوشنود
ایران معترض و گذار از ایدئولوژی تحمیلی
تحلیل نشانههای رنسانس عقیدتی در بطن جامعه
پیام همراهان
اعتراضات سراسری این روزهای ایران بار دیگر نشان داده است که شکاف میان جامعه و نظام سیاسی ـ مذهبی به مرحلهای تازه رسیده است. تصاویر منتشرشده از شهرهای مختلف، که در آنها تعدادی مسجد، چند حوزه علمیه و دستکم یک امامزاده در آتش خشم معترضان سوخته است، صرفا تخریبِ فیزیکی یکسری بنا نیست؛ بلکه بازتاب نمادین یک تغییر عمیق در ذهنیت جمعی است. این رویدادها را نمیتوان به رفتار گروهی محدود تقلیل داد؛ بلکه باید آنها را نشانهای از تحولات گستردهتری در بطن جامعه ایران دانست.
در سالهای اخیر، با گسترش دسترسی به اطلاعات آزاد، شبکههای اجتماعی و ارتباط با جهان بیرون، نسلهای جدید بیش از هر زمان دیگری قادرند روایتهای رسمی را با واقعیتهای مختلف مقایسه کنند. آنچه زمانی حقیقت قطعی تلقی میشد، اکنون به چالش کشیده میشود. جوانان دیگر نه صرفا مصرفکننده روایتهای حکومتی، بلکه تولیدکننده و تحلیلگر روایتهای خود هستند. این تغییر پارادایم، قدرت حکومت را در انحصار حقیقت بهطور جدی تضعیف کرده است.
حال در کنار احتمال خرابکاری حکومتی برای تخریب این اماکن و تهیج قشر مذهبی علیه معترضان که امری ممکن به نظر میرسد، اگر خروش بخش از مردم بر این نمادها را در نظر بگیریم می توان گفت؛ در کنار تحول اطلاعاتی، فشارهای اجتماعی ناشی از حاکمیت دینی از تحمیل سبک زندگی تا کنترلهای عقیدتی و محدودیتهای مدنی نارضایتی انباشتهای ایجاد کرده که امروز به شکل طغیان علیه نمادهای قدرت مذهبی بروز میکند. در ذهن بسیاری از معترضان، این بناها نه فقط مکانهای مذهبی، بلکه ابزار تثبیت اقتدار و ایدئولوژی رسمی تلقی میشوند. تخریب آنها، یک پیام آشکار دارد: اعتراض فقط سیاسی نیست، عقیدتی هم هست.
این مجموعه عوامل نشان میدهد ایران در آستانه نوعی «رنسانس عقیدتی» قرار گرفته است؛ دورهای که در آن مردم، بهویژه نسلهای جوان، به بازتعریف رابطه خود با دین، اخلاق، آزادی و قدرت میپردازند. رنسانسی که لزوما به معنای بیدینی نیست، بلکه به معنای بازگرداندن دین به قلمروی شخصی و جدا کردن آن از ساختار قدرت است. نشانههای این تحول را میتوان در رواج پرسشگری، نقد مرجعیت مذهبی، فاصلهگیری از مناسک رسمی، و تلاش فردی برای یافتن معنای شخصی و غیرتحمیلی مشاهده کرد.
اگرچه آینده ایران هنوز در راه است، اما این واقعیت روشن است که جامعه امروز، جامعه دیروز نیست. رنسانس عقیدتی در حال شکلگیری، نه یک رویداد لحظهای، بلکه یک روند تاریخی است که بهتدریج سیمای فکری و فرهنگی ایران را دگرگون خواهد کرد.
#اعتراضات_سراسری #رنسانس_عقیدتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
تحلیل نشانههای رنسانس عقیدتی در بطن جامعه
پیام همراهان
اعتراضات سراسری این روزهای ایران بار دیگر نشان داده است که شکاف میان جامعه و نظام سیاسی ـ مذهبی به مرحلهای تازه رسیده است. تصاویر منتشرشده از شهرهای مختلف، که در آنها تعدادی مسجد، چند حوزه علمیه و دستکم یک امامزاده در آتش خشم معترضان سوخته است، صرفا تخریبِ فیزیکی یکسری بنا نیست؛ بلکه بازتاب نمادین یک تغییر عمیق در ذهنیت جمعی است. این رویدادها را نمیتوان به رفتار گروهی محدود تقلیل داد؛ بلکه باید آنها را نشانهای از تحولات گستردهتری در بطن جامعه ایران دانست.
در سالهای اخیر، با گسترش دسترسی به اطلاعات آزاد، شبکههای اجتماعی و ارتباط با جهان بیرون، نسلهای جدید بیش از هر زمان دیگری قادرند روایتهای رسمی را با واقعیتهای مختلف مقایسه کنند. آنچه زمانی حقیقت قطعی تلقی میشد، اکنون به چالش کشیده میشود. جوانان دیگر نه صرفا مصرفکننده روایتهای حکومتی، بلکه تولیدکننده و تحلیلگر روایتهای خود هستند. این تغییر پارادایم، قدرت حکومت را در انحصار حقیقت بهطور جدی تضعیف کرده است.
حال در کنار احتمال خرابکاری حکومتی برای تخریب این اماکن و تهیج قشر مذهبی علیه معترضان که امری ممکن به نظر میرسد، اگر خروش بخش از مردم بر این نمادها را در نظر بگیریم می توان گفت؛ در کنار تحول اطلاعاتی، فشارهای اجتماعی ناشی از حاکمیت دینی از تحمیل سبک زندگی تا کنترلهای عقیدتی و محدودیتهای مدنی نارضایتی انباشتهای ایجاد کرده که امروز به شکل طغیان علیه نمادهای قدرت مذهبی بروز میکند. در ذهن بسیاری از معترضان، این بناها نه فقط مکانهای مذهبی، بلکه ابزار تثبیت اقتدار و ایدئولوژی رسمی تلقی میشوند. تخریب آنها، یک پیام آشکار دارد: اعتراض فقط سیاسی نیست، عقیدتی هم هست.
این مجموعه عوامل نشان میدهد ایران در آستانه نوعی «رنسانس عقیدتی» قرار گرفته است؛ دورهای که در آن مردم، بهویژه نسلهای جوان، به بازتعریف رابطه خود با دین، اخلاق، آزادی و قدرت میپردازند. رنسانسی که لزوما به معنای بیدینی نیست، بلکه به معنای بازگرداندن دین به قلمروی شخصی و جدا کردن آن از ساختار قدرت است. نشانههای این تحول را میتوان در رواج پرسشگری، نقد مرجعیت مذهبی، فاصلهگیری از مناسک رسمی، و تلاش فردی برای یافتن معنای شخصی و غیرتحمیلی مشاهده کرد.
اگرچه آینده ایران هنوز در راه است، اما این واقعیت روشن است که جامعه امروز، جامعه دیروز نیست. رنسانس عقیدتی در حال شکلگیری، نه یک رویداد لحظهای، بلکه یک روند تاریخی است که بهتدریج سیمای فکری و فرهنگی ایران را دگرگون خواهد کرد.
#اعتراضات_سراسری #رنسانس_عقیدتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3