Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چهلم جاویدنام میثم قادری؛ روایت یک عشق ناتمام
پنجشنبه ۳۰ بهمنماه، آتشگاهِ باغستانِ کرج سیاهپوش شد؛ همان خاکی که پیکر جوان ۳۰ سالهای را در آغوش گرفته که آرزوهایش هنوز تازه بود. کنار همان مزار، چهلم میثم قادری برگزار شد؛ با اشکهایی که تمامی نداشت و بغضی که در سینهها سنگینی میکرد.
میثم قادری، جوان ۳۰ ساله و اهل شاهینویلای کرج، در حالی به خاک سپرده شد و مراسم یادبودش برگزار گردید که داغ هجدهم دیماه همچنان بر دل خانواده و دوستانش تازه است؛ روزی که او برای آزادی وطن به خیابان آمد و در نهم شاهینویلا با اصابت گلولههای جنگی به گلو، مظلومانه جان باخت.
میثم تنها دقایقی پس از تیر خوردن چشم از جهان فروبست و زندگیاش در اوج جوانی و در میان آرزوهای ناتمام، خاموش شد.
میثم بعد از سالها انتظار، بالاخره دستِ دخترِ مورد علاقهاش را گرفت و پیمان عشق بست. سالها صبر، سالها امید، تا سرانجام به عقدی رسید که قرار بود آغاز خوشبختیشان باشد. اما تنها هفت ماه از آن روزهای شیرین گذشته بود که ضحاکان زمانه، با گلولهای بر گلویش، زندگیاش را مظلومانه گرفتند.
همسری که لباس سپید عروسی را در خیال میپوشید، امروز سیاهپوش کنار مزار ایستاده است؛ عشقی که تازه شکفته بود، پیش از آنکه به بهار برسد، پرپر شد. مادری که سالها چشمانتظار دامادی پسرش بود، نتوانست صدای ساز عروسیاش را بشنود؛ به جای آن، بر خاک سرد آتشگاه اشک ریخت و نام پسرش را با ناله صدا زد.
چهلم میثم، تنها گذر چهل روز از نبودنش نیست؛ چهل روز است که خانهای بیصدا مانده، چهل روز است که قلبی تازهعروس شکسته، چهل روز است که مادری قامت خم کرده است.
میثم قادری رفت، اما نامش در دلها ماند؛ یادِ جوانی که عشقش ناتمام ماند و رؤیاهایش پیش از رسیدن به بهار، در زمستان خاموش شد.
میثم جان ، بچه محل ، یادت تا همیشه در قلب ما زنده و گرامیست.💔
تهیه و تدوین ویدیو، نگارش متن و گردآوری اطلاعات توسط : مسعود علیزاده.
Masoudalizadeh___
#میثم_قادری
#عشق_ناتمام
#دی_ماه_خونین
#علیه_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
پنجشنبه ۳۰ بهمنماه، آتشگاهِ باغستانِ کرج سیاهپوش شد؛ همان خاکی که پیکر جوان ۳۰ سالهای را در آغوش گرفته که آرزوهایش هنوز تازه بود. کنار همان مزار، چهلم میثم قادری برگزار شد؛ با اشکهایی که تمامی نداشت و بغضی که در سینهها سنگینی میکرد.
میثم قادری، جوان ۳۰ ساله و اهل شاهینویلای کرج، در حالی به خاک سپرده شد و مراسم یادبودش برگزار گردید که داغ هجدهم دیماه همچنان بر دل خانواده و دوستانش تازه است؛ روزی که او برای آزادی وطن به خیابان آمد و در نهم شاهینویلا با اصابت گلولههای جنگی به گلو، مظلومانه جان باخت.
میثم تنها دقایقی پس از تیر خوردن چشم از جهان فروبست و زندگیاش در اوج جوانی و در میان آرزوهای ناتمام، خاموش شد.
میثم بعد از سالها انتظار، بالاخره دستِ دخترِ مورد علاقهاش را گرفت و پیمان عشق بست. سالها صبر، سالها امید، تا سرانجام به عقدی رسید که قرار بود آغاز خوشبختیشان باشد. اما تنها هفت ماه از آن روزهای شیرین گذشته بود که ضحاکان زمانه، با گلولهای بر گلویش، زندگیاش را مظلومانه گرفتند.
همسری که لباس سپید عروسی را در خیال میپوشید، امروز سیاهپوش کنار مزار ایستاده است؛ عشقی که تازه شکفته بود، پیش از آنکه به بهار برسد، پرپر شد. مادری که سالها چشمانتظار دامادی پسرش بود، نتوانست صدای ساز عروسیاش را بشنود؛ به جای آن، بر خاک سرد آتشگاه اشک ریخت و نام پسرش را با ناله صدا زد.
چهلم میثم، تنها گذر چهل روز از نبودنش نیست؛ چهل روز است که خانهای بیصدا مانده، چهل روز است که قلبی تازهعروس شکسته، چهل روز است که مادری قامت خم کرده است.
میثم قادری رفت، اما نامش در دلها ماند؛ یادِ جوانی که عشقش ناتمام ماند و رؤیاهایش پیش از رسیدن به بهار، در زمستان خاموش شد.
میثم جان ، بچه محل ، یادت تا همیشه در قلب ما زنده و گرامیست.💔
تهیه و تدوین ویدیو، نگارش متن و گردآوری اطلاعات توسط : مسعود علیزاده.
Masoudalizadeh___
#میثم_قادری
#عشق_ناتمام
#دی_ماه_خونین
#علیه_فراموشی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤3🕊2