Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیه در این ویدئو با نگاهی نقادانه و ذهنی پرسشگر طرح مسئله و پرسشهایی میکند که شاید بسیاری از ما بارها از خود پرسیده و یا از آن گذشتهایم.
@worldofayeh
ما عاشق این هستیم که برای سوالات جواب پیدا کنیم و اگر جواب یک سوال رو ندانیم دیوانه میشویم، اصلا جای خالی ما را آزار میدهد.
اما مسئله اینجاست که وقتی سوالها پیچیده میشوند اول از همه تو باید اینقدر صداقت و شهامت داشته باشی که بگویی نمیدانم و بعد با تلاش و کوشش زیاد سعی کنی که جواب سوال را پیدا کنی .
ولی خوب کی میره اینهمه راه رو. من ترجیح میدهم که برای سوالات پیچیده جواب ساده داشته باشم و چی از این بهتر که حوالهاش بدهم به نادیدهها، چونکه نادیده ها را نه میشود ردکرد نه میشود اثبات کرد نه میشود توضیح داد.
قشنگ یک چیز پرفکت جای خالی را پر میکنه و مسئولیت ندانستن را از دوش من برمیدارد.
بگذارید چند سوال از شما بپرسم :
چرا اعتقاد به این موجودات در کشورهایی که ریشههای آیینی، مذهبی و اساطیری دارند بیشتر است؟
چرا مردم در کشورهایی که فقیر هستند گزارش بیشتری از دیدن این موجودات دادهاند؟!
آیا الان در سوئد برای حل مشکل اسکیزوفرنی به جنگیر مراجعه میکند؟
آیا کسی الان در هلند برای حل مشکل مالی پیش خواهر روحانی میرود تا با جن موکلش دعایی بنویسد و مشکل را حل کند؟
اینها سؤالهای مهمی است که باید همه به آن فکر کنیم.
#جن #خرافه #ماوراءالطبیعه #علم #وهم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیه در این ویدئو با نگاهی نقادانه و ذهنی پرسشگر طرح مسئله و پرسشهایی میکند که شاید بسیاری از ما بارها از خود پرسیده و یا از آن گذشتهایم.
@worldofayeh
ما عاشق این هستیم که برای سوالات جواب پیدا کنیم و اگر جواب یک سوال رو ندانیم دیوانه میشویم، اصلا جای خالی ما را آزار میدهد.
اما مسئله اینجاست که وقتی سوالها پیچیده میشوند اول از همه تو باید اینقدر صداقت و شهامت داشته باشی که بگویی نمیدانم و بعد با تلاش و کوشش زیاد سعی کنی که جواب سوال را پیدا کنی .
ولی خوب کی میره اینهمه راه رو. من ترجیح میدهم که برای سوالات پیچیده جواب ساده داشته باشم و چی از این بهتر که حوالهاش بدهم به نادیدهها، چونکه نادیده ها را نه میشود ردکرد نه میشود اثبات کرد نه میشود توضیح داد.
قشنگ یک چیز پرفکت جای خالی را پر میکنه و مسئولیت ندانستن را از دوش من برمیدارد.
بگذارید چند سوال از شما بپرسم :
چرا اعتقاد به این موجودات در کشورهایی که ریشههای آیینی، مذهبی و اساطیری دارند بیشتر است؟
چرا مردم در کشورهایی که فقیر هستند گزارش بیشتری از دیدن این موجودات دادهاند؟!
آیا الان در سوئد برای حل مشکل اسکیزوفرنی به جنگیر مراجعه میکند؟
آیا کسی الان در هلند برای حل مشکل مالی پیش خواهر روحانی میرود تا با جن موکلش دعایی بنویسد و مشکل را حل کند؟
اینها سؤالهای مهمی است که باید همه به آن فکر کنیم.
#جن #خرافه #ماوراءالطبیعه #علم #وهم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14❤3🕊1
Forwarded from گفتوشنود
پدیدارشناسی دین نشان میدهد که بخش مهمی از بقا و گسترش باورهای دینی، فراتر از استدلالهای عقلانی، بر پایه تجربیات احساسی و سازوکارهای روانی بنا شده است. یکی از ابزارهای کلیدی در این میان، استفاده از «وهم» و «تلقین احوال روحانی» است که نقش مهمی در جذب، حفظ و تعمیق وفاداری پیروان ایفا میکند.
▪️مکانیسمهای القای تجربه روحانی
ادیان از ابزارهای متنوعی برای گذار از سطح استدلال عقلانی به سطح تجربه احساسی استفاده میکنند. مراسمها، مناسک جمعی، موسیقیهای آیینی و فضاسازیهای خاص (مانند معماری مکانهای مقدس)، با هدف «تعلیق ادراک عقلانی» طراحی شدهاند. وقتی فرد در فضایی قرار میگیرد که محرکهای حسی-احساسی به شدت تقویت شدهاند، سد مقاومت منطقی کاهش یافته و زمینه برای پذیرش آموزهها به عنوان «حقایق درونی» فراهم میشود. در این وضعیت، پیرو نه از طریق منطقِ گزارهای، بلکه از طریق «شهود احساسی» با امر قدسی پیوند میخورد.
▪️کارکرد وهم به مثابه ابزار انسجامبخش
در این بافتار، «وهم» نه به معنای کذب مطلق، بلکه به مثابه ساختاری برای تفسیر جهان فراتر از ماده به کار میرود. تأکید بر معجزات، کرامات و روایتهای فراطبیعی، کارکردهای مشخصی در جامعه دینی دارد:
این روایتها به پرسشهای لاینحل انسانی پاسخ داده و نوعی امنیت روانی ایجاد میکنند.
اشتراک در باور به نشانههای الهی و تجربههای فراطبیعی، مرزهای «خودی» و «دیگری» را پررنگ کرده و حس تعلق گروهی را تعمیق میبخشد.
وهم با دور زدن تحلیل منطقی، مستقیما به لایههای احساسی ذهن نفوذ میکند. هنگامی که یک باور با تجربهای شدید (مانند گریه در مراسم مذهبی یا رویت نشانهای خاص) گره میخورد، نقد آن برای فرد دشوار میشود، چرا که نقد آموزه به مثابه نقد تجربه درونی خود فرد تلقی میگردد.
▪️ از دیدگاه انتقادی، اتکا بر این روشها میتواند منجر به کاهش «عاملیت عقلی» پیروان شود. منتقدان معتقدند هنگامی که سیستمهای دینی برای بقای خود به تقویت وهم و سرکوب تفکر نقادانه متوسل میشوند، آزادی انتخاب فردی محدود شده و ساختار قدرت در درون سازمانهای دینی تثبیت میشود. با این حال، کارکردگرایانِ دینشناس استدلال میکنند که این تجربیات «غیرعقلانی»، پاسخ به نیازهای بنیادی انسان برای معنایابی و پیوند با متعالی هستند که صرفا با ابزارهای منطقی قابل جایگزینی نیستند.
این رویکرد، تضاد میان «عقل» و «ایمان» را به عنوان یکی از تنشهای دائم در تاریخ ادیان حفظ کرده است.
#وهم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️مکانیسمهای القای تجربه روحانی
ادیان از ابزارهای متنوعی برای گذار از سطح استدلال عقلانی به سطح تجربه احساسی استفاده میکنند. مراسمها، مناسک جمعی، موسیقیهای آیینی و فضاسازیهای خاص (مانند معماری مکانهای مقدس)، با هدف «تعلیق ادراک عقلانی» طراحی شدهاند. وقتی فرد در فضایی قرار میگیرد که محرکهای حسی-احساسی به شدت تقویت شدهاند، سد مقاومت منطقی کاهش یافته و زمینه برای پذیرش آموزهها به عنوان «حقایق درونی» فراهم میشود. در این وضعیت، پیرو نه از طریق منطقِ گزارهای، بلکه از طریق «شهود احساسی» با امر قدسی پیوند میخورد.
▪️کارکرد وهم به مثابه ابزار انسجامبخش
در این بافتار، «وهم» نه به معنای کذب مطلق، بلکه به مثابه ساختاری برای تفسیر جهان فراتر از ماده به کار میرود. تأکید بر معجزات، کرامات و روایتهای فراطبیعی، کارکردهای مشخصی در جامعه دینی دارد:
این روایتها به پرسشهای لاینحل انسانی پاسخ داده و نوعی امنیت روانی ایجاد میکنند.
اشتراک در باور به نشانههای الهی و تجربههای فراطبیعی، مرزهای «خودی» و «دیگری» را پررنگ کرده و حس تعلق گروهی را تعمیق میبخشد.
وهم با دور زدن تحلیل منطقی، مستقیما به لایههای احساسی ذهن نفوذ میکند. هنگامی که یک باور با تجربهای شدید (مانند گریه در مراسم مذهبی یا رویت نشانهای خاص) گره میخورد، نقد آن برای فرد دشوار میشود، چرا که نقد آموزه به مثابه نقد تجربه درونی خود فرد تلقی میگردد.
▪️ از دیدگاه انتقادی، اتکا بر این روشها میتواند منجر به کاهش «عاملیت عقلی» پیروان شود. منتقدان معتقدند هنگامی که سیستمهای دینی برای بقای خود به تقویت وهم و سرکوب تفکر نقادانه متوسل میشوند، آزادی انتخاب فردی محدود شده و ساختار قدرت در درون سازمانهای دینی تثبیت میشود. با این حال، کارکردگرایانِ دینشناس استدلال میکنند که این تجربیات «غیرعقلانی»، پاسخ به نیازهای بنیادی انسان برای معنایابی و پیوند با متعالی هستند که صرفا با ابزارهای منطقی قابل جایگزینی نیستند.
این رویکرد، تضاد میان «عقل» و «ایمان» را به عنوان یکی از تنشهای دائم در تاریخ ادیان حفظ کرده است.
#وهم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍4👌2