تصاویری منتشر شده که نشان میدهد تعدادی از وسایل بهجامانده و آغشته به خون کودکان میناب، همراه هیئت ایرانی مذاکرهکننده با آمریکا به پاکستان منتقل شده و اعضای این هیئت، از جمله محمدباقر قالیباف، با این اقلام عکس گرفتهاند.
رسانههای جمهوری اسلامی مدعی شدهاند این وسایل «سندی روشن از جنایت جنگی آمریکا علیه ملت ایران» است و «بهعنوان نماد خونخواهی» در مذاکرات احتمالی پیشرو مورد استفاده قرار میگیرد.
اما این روایت، نمونهای آشکار از مغالطه توسل به احساسات است؛ جایی که بهجای پاسخگویی و ارائه استدلال، با نمایش تصاویر تکاندهنده از رنج کودکان تلاش میشود احساسات عمومی تحریک و افکار عمومی هدایت شود. همزمان، با مصادره به مطلوب، این واقعه برای پیشبرد روایت سیاسی مطلوب حاکمیت بهکار گرفته میشود، بدون آنکه به نقش و مسئولیت خود در شکلگیری این فاجعه پرداخته شود.
در حالیکه خطر حمله نظامی قابل پیشبینی بود، جمهوری اسلامی نهتنها تدابیر لازم برای حفاظت از غیرنظامیان را اتخاذ نکرد، بلکه با باز نگه داشتن یک مدرسه در مجاورت یک موقعیت نظامی، بدون ایجاد پناهگاه، سامانه هشدار یا پوشش دفاعی مؤثر، عملاً جان شهروندان را در معرض خطر قرار داد. این اقدام، در کنار تصمیمات کلان حاکمیتی، نشان میدهد که حکومت مردم را به سپر انسانی تبدیل کرده و از این منظر، مسئول مرگ هموطنان نیز هست.
این در حالی است که همین حکومت با سیاستهای خطرناک منطقهای، از جمله اعلام نابودی یک کشور عضو سازمان ملل، حمایت از گروههای تروریستی و گسترش تروریسم، کشور را در معرض چنین بحرانهایی قرار داده است. همچنین، غنیسازی ۶۰ درصدی اورانیوم که فاقد توجیه غیرنظامی است، عملاً در راستای اهداف نظامی و ساخت سلاح هستهای ارزیابی میشود و به تشدید تنشها دامن زده است.
ادعای «خونخواهی» در حالی مطرح میشود که کارنامه جمهوری اسلامی خود مملو از خشونت علیه شهروندان است. بر اساس گزارشها، این حکومت در سرکوب اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، دستکم دهها هزار نفر از شهروندان را کشته که بیش از ۲۵۰ تن از جانباختگان شناسایی شده، کودک و دانشآموز بودند، جنایاتی که تا امروز هیچ پاسخگویی روشنی درباره آنها ارائه نشده است.
در چنین شرایطی، استفاده ابزاری از خون قربانیان برای پیشبرد اهداف سیاسی، نهتنها کمکی به روشن شدن حقیقت نمیکند، بلکه خود ادامه همان چرخهای است که جان انسانها را به ابزار تبدیل کرده است.
#کودکان_میناب #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
رسانههای جمهوری اسلامی مدعی شدهاند این وسایل «سندی روشن از جنایت جنگی آمریکا علیه ملت ایران» است و «بهعنوان نماد خونخواهی» در مذاکرات احتمالی پیشرو مورد استفاده قرار میگیرد.
اما این روایت، نمونهای آشکار از مغالطه توسل به احساسات است؛ جایی که بهجای پاسخگویی و ارائه استدلال، با نمایش تصاویر تکاندهنده از رنج کودکان تلاش میشود احساسات عمومی تحریک و افکار عمومی هدایت شود. همزمان، با مصادره به مطلوب، این واقعه برای پیشبرد روایت سیاسی مطلوب حاکمیت بهکار گرفته میشود، بدون آنکه به نقش و مسئولیت خود در شکلگیری این فاجعه پرداخته شود.
در حالیکه خطر حمله نظامی قابل پیشبینی بود، جمهوری اسلامی نهتنها تدابیر لازم برای حفاظت از غیرنظامیان را اتخاذ نکرد، بلکه با باز نگه داشتن یک مدرسه در مجاورت یک موقعیت نظامی، بدون ایجاد پناهگاه، سامانه هشدار یا پوشش دفاعی مؤثر، عملاً جان شهروندان را در معرض خطر قرار داد. این اقدام، در کنار تصمیمات کلان حاکمیتی، نشان میدهد که حکومت مردم را به سپر انسانی تبدیل کرده و از این منظر، مسئول مرگ هموطنان نیز هست.
این در حالی است که همین حکومت با سیاستهای خطرناک منطقهای، از جمله اعلام نابودی یک کشور عضو سازمان ملل، حمایت از گروههای تروریستی و گسترش تروریسم، کشور را در معرض چنین بحرانهایی قرار داده است. همچنین، غنیسازی ۶۰ درصدی اورانیوم که فاقد توجیه غیرنظامی است، عملاً در راستای اهداف نظامی و ساخت سلاح هستهای ارزیابی میشود و به تشدید تنشها دامن زده است.
ادعای «خونخواهی» در حالی مطرح میشود که کارنامه جمهوری اسلامی خود مملو از خشونت علیه شهروندان است. بر اساس گزارشها، این حکومت در سرکوب اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، دستکم دهها هزار نفر از شهروندان را کشته که بیش از ۲۵۰ تن از جانباختگان شناسایی شده، کودک و دانشآموز بودند، جنایاتی که تا امروز هیچ پاسخگویی روشنی درباره آنها ارائه نشده است.
در چنین شرایطی، استفاده ابزاری از خون قربانیان برای پیشبرد اهداف سیاسی، نهتنها کمکی به روشن شدن حقیقت نمیکند، بلکه خود ادامه همان چرخهای است که جان انسانها را به ابزار تبدیل کرده است.
#کودکان_میناب #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👍3