♻️ سهگانههای نگارش
🔻 متن اصلی
تیمور، چنانکه ذکر آن رفت، از میرانشاه آزرده بود. علاوتاً گفته میشد که او دچار پریشانی حواس شده است.
🔹 نظر ویراستار
در متنهای تاریخی به نظرم کمتر از ضمیر استفاده کنیم مگر جایی که مرجع ضمیر به صورت قطعی مشخص باشد. از تکرار اسم نپرهیزیم حتی در دو جملهٔ متوالی. چون متن تاریخی یک متن مرجع است و به عنوان سند به آن نگریسته میشود. در اینجا این «او» جملهٔ دوم به روشنی مشخص نیست که تیمور است یا میرانشاه. هرچند به قرینهٔ معنوی و با توجه به عبارتهای بعد معلوم میشود که میرانشاه است.
✅ حاصل ویرایش
تیمور، چنانکه ذکر آن رفت، از میرانشاه آزرده بود. علاوتاً گفته میشد که میرانشاه دچار پریشانی حواس شده است.
#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
🔻 متن اصلی
تیمور، چنانکه ذکر آن رفت، از میرانشاه آزرده بود. علاوتاً گفته میشد که او دچار پریشانی حواس شده است.
🔹 نظر ویراستار
در متنهای تاریخی به نظرم کمتر از ضمیر استفاده کنیم مگر جایی که مرجع ضمیر به صورت قطعی مشخص باشد. از تکرار اسم نپرهیزیم حتی در دو جملهٔ متوالی. چون متن تاریخی یک متن مرجع است و به عنوان سند به آن نگریسته میشود. در اینجا این «او» جملهٔ دوم به روشنی مشخص نیست که تیمور است یا میرانشاه. هرچند به قرینهٔ معنوی و با توجه به عبارتهای بعد معلوم میشود که میرانشاه است.
✅ حاصل ویرایش
تیمور، چنانکه ذکر آن رفت، از میرانشاه آزرده بود. علاوتاً گفته میشد که میرانشاه دچار پریشانی حواس شده است.
#آموزشی_کاظمی
#نگارش
@asarkazemi
👍3
♻️ سهگانههای نگارش
🔻 متن اصلی
تیمور به احضار شادملک فرمان داد. چون او را نیافتند، خشم تیمور افزون شد و به نابودی او دستور صادر کرد. پیرمحمد جهانگیر خون آن بانو را از تیمور درخواست کرد و تیمور امضای آن حکم را متوقف اعلان کرد.
🔹 نظر ویراستار
در متنهای تاریخی چیز دیگری که باید از آن پرهیز کرد عبارتهای کنایی یا دوپهلو است. ممکن است ما برای زیبایی کلام از کنایه و استعاره هم استفاده کنیم چنان که در تاریخ بیهقی هم چنین است. ولی خیلی مراقب باشیم که عبارتی به کار بریم که دوپهلو نباشد. در اینجا واضح نیست که «خون آن بانو را درخواست کرد» به معنی ریختن خون اوست، یا بخشیدن خون او. که در اینجا البته دومی منظور است ولی در نگاه اول ممکن است تصور کنیم که درخواست کشتن آن بانو را داشته است.
✅ حاصل ویرایش
تیمور به احضار شادملک فرمان داد. چون او را نیافتند، خشم تیمور افزون شد و به نابودی او دستور صادر کرد. پیرمحمد جهانگیر برای آن بانو درخواست بخشش کرد و تیمور امضای آن حکم را متوقف ساخت.
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
@asarkazemi
🔻 متن اصلی
تیمور به احضار شادملک فرمان داد. چون او را نیافتند، خشم تیمور افزون شد و به نابودی او دستور صادر کرد. پیرمحمد جهانگیر خون آن بانو را از تیمور درخواست کرد و تیمور امضای آن حکم را متوقف اعلان کرد.
🔹 نظر ویراستار
در متنهای تاریخی چیز دیگری که باید از آن پرهیز کرد عبارتهای کنایی یا دوپهلو است. ممکن است ما برای زیبایی کلام از کنایه و استعاره هم استفاده کنیم چنان که در تاریخ بیهقی هم چنین است. ولی خیلی مراقب باشیم که عبارتی به کار بریم که دوپهلو نباشد. در اینجا واضح نیست که «خون آن بانو را درخواست کرد» به معنی ریختن خون اوست، یا بخشیدن خون او. که در اینجا البته دومی منظور است ولی در نگاه اول ممکن است تصور کنیم که درخواست کشتن آن بانو را داشته است.
✅ حاصل ویرایش
تیمور به احضار شادملک فرمان داد. چون او را نیافتند، خشم تیمور افزون شد و به نابودی او دستور صادر کرد. پیرمحمد جهانگیر برای آن بانو درخواست بخشش کرد و تیمور امضای آن حکم را متوقف ساخت.
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
@asarkazemi
👍6❤2
مار و پله
(شعری تازه)
این باغها برای یکی بار داشته
اما برای خلق دگر، دار داشته
یعنی که در برابر هر شاخهٔ انار
سرهای از درخت نگونسار داشته
این آسمان به روی خلایق، تگرگ و سیل
روی قبیله، ابر گهربار داشته
این کارخانهای است که مفتی و محتسب
در جعبه کرده، راهی بازار داشته
بازار درهمی است که در صدر و ذیل آن
حرف وطنفروش خریدار داشته
دارالحکومهای که به بازوی علم و شرع
عدل قلیل و بندی بسیار داشته
یعنی به جای شاعر و دانشور و حکیم
جلاد و دزد و دلقک دربار داشته
بویی نبرده از خط نسخ و نوای نی
اما به این خوش است که دستار داشته
خطی نخوانده از ورق دانش بشر
اما به هر کجای بشر کار داشته
***
ماییم و قریهای که به جای درخت و گل
اسب لگدپران و سگ هار داشته
بازیگران خستهٔ تاریخ کشوریم
در مار و پلهای که فقط مار داشته
۲۳ خرداد ۰۵
(شعری تازه)
این باغها برای یکی بار داشته
اما برای خلق دگر، دار داشته
یعنی که در برابر هر شاخهٔ انار
سرهای از درخت نگونسار داشته
این آسمان به روی خلایق، تگرگ و سیل
روی قبیله، ابر گهربار داشته
این کارخانهای است که مفتی و محتسب
در جعبه کرده، راهی بازار داشته
بازار درهمی است که در صدر و ذیل آن
حرف وطنفروش خریدار داشته
دارالحکومهای که به بازوی علم و شرع
عدل قلیل و بندی بسیار داشته
یعنی به جای شاعر و دانشور و حکیم
جلاد و دزد و دلقک دربار داشته
بویی نبرده از خط نسخ و نوای نی
اما به این خوش است که دستار داشته
خطی نخوانده از ورق دانش بشر
اما به هر کجای بشر کار داشته
***
ماییم و قریهای که به جای درخت و گل
اسب لگدپران و سگ هار داشته
بازیگران خستهٔ تاریخ کشوریم
در مار و پلهای که فقط مار داشته
۲۳ خرداد ۰۵
❤14👍11
♻️ سهگانههای نگارش
🔹متن اصلی
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه نسبت به حادثهٔ کربلا مشتی نمونه از خروار هم نیست.
✳️ نظر ویراستار
اینجا به چند دلیل به نظرم عبارت خوبی انتخاب نشده است. یکی این که «مشت نمونهٔ خروار» کاربرد دیگری دارد و در مواقعی به کار میآید که بخواهیم بگوییم با همین یک نمونه، میشود وضعیت کل را تشخیص داد. اگر نوشته میشد که «مشتی در برابر خروار هم نیست» منطق کلام درست میشد. ولی باز هم به نظرم جالب نبود، چون خود «خروار» با توجه به ریشهٔ این کلمه «خر + وار» (باری معادل توان یک الاغ) بهتر است در مورد کربلا به کار نرود. درست است که ما امروز این کلمه را فقط به عنوان واحد وزن میشناسیم و ریشهٔ آن الزاماً مورد نظر نیست، ولی بالاخره وجود کلمهٔ «خر» در آن، یک مقدار آن را سخیف میسازد و بهتر است در کنار کربلا نیاید. میشد تعبیر دیگری انتخاب کرد که با آن مقام معنوی و ارزشمند هماهنگ باشد، مثلاً «قطره و دریا».
✅ حاصل ویرایش
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطرهای در برابر دریا هم نیست.
یا
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطرهای در برابر دریاست.
و من این دومی را ترجیح میدهم چون جمله حالت اثبات دارد نه نفی. خود «نیست» در اینجا اثر تحقیر نسبت به این حادثه هم دارد. میشود طوری نوشت که هیچسمت قضیه تحقیر نشود.
#نگارش
#سهگانه_های نگارش
@asarkazemi
🔹متن اصلی
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه نسبت به حادثهٔ کربلا مشتی نمونه از خروار هم نیست.
✳️ نظر ویراستار
اینجا به چند دلیل به نظرم عبارت خوبی انتخاب نشده است. یکی این که «مشت نمونهٔ خروار» کاربرد دیگری دارد و در مواقعی به کار میآید که بخواهیم بگوییم با همین یک نمونه، میشود وضعیت کل را تشخیص داد. اگر نوشته میشد که «مشتی در برابر خروار هم نیست» منطق کلام درست میشد. ولی باز هم به نظرم جالب نبود، چون خود «خروار» با توجه به ریشهٔ این کلمه «خر + وار» (باری معادل توان یک الاغ) بهتر است در مورد کربلا به کار نرود. درست است که ما امروز این کلمه را فقط به عنوان واحد وزن میشناسیم و ریشهٔ آن الزاماً مورد نظر نیست، ولی بالاخره وجود کلمهٔ «خر» در آن، یک مقدار آن را سخیف میسازد و بهتر است در کنار کربلا نیاید. میشد تعبیر دیگری انتخاب کرد که با آن مقام معنوی و ارزشمند هماهنگ باشد، مثلاً «قطره و دریا».
✅ حاصل ویرایش
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطرهای در برابر دریا هم نیست.
یا
گرچه حادثهٔ زندانیان کورچه در برابر حادثهٔ کربلا قطرهای در برابر دریاست.
و من این دومی را ترجیح میدهم چون جمله حالت اثبات دارد نه نفی. خود «نیست» در اینجا اثر تحقیر نسبت به این حادثه هم دارد. میشود طوری نوشت که هیچسمت قضیه تحقیر نشود.
#نگارش
#سهگانه_های نگارش
@asarkazemi
❤10
♻️ سهگانههای نگارش
🔻 متن اصلی
به محض اینکه جنازه و گروه همراه به برابر دروازهٔ قلعه میرسند، ناگهان خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح میبینند.
🔹 نظر ویراستار
چون ادامهٔ عبارت دربارهٔ آن زمان نیست، بلکه دربارهٔ آن گروه همراه با جنازه است، بهتر است جمله با آن گروه شروع شود.
مسئلهٔ دیگر این است که الان عبارت به نوعی است که گویا خود جنازه هم خود را در محاصره دیده است. اینجا هم باید «گروه همراه جنازه» بیاید نه «جنازه و گروه همراه».
کلمهٔ «ناگهان» هم اضافی است چون «به محض اینکه» کار آن را میکند.
✅ حاصل ویرایش
گروه همراه جنازه به محض اینکه به برابر دروازهٔ قلعه میرسند، خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح میبینند.
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
🔻 متن اصلی
به محض اینکه جنازه و گروه همراه به برابر دروازهٔ قلعه میرسند، ناگهان خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح میبینند.
🔹 نظر ویراستار
چون ادامهٔ عبارت دربارهٔ آن زمان نیست، بلکه دربارهٔ آن گروه همراه با جنازه است، بهتر است جمله با آن گروه شروع شود.
مسئلهٔ دیگر این است که الان عبارت به نوعی است که گویا خود جنازه هم خود را در محاصره دیده است. اینجا هم باید «گروه همراه جنازه» بیاید نه «جنازه و گروه همراه».
کلمهٔ «ناگهان» هم اضافی است چون «به محض اینکه» کار آن را میکند.
✅ حاصل ویرایش
گروه همراه جنازه به محض اینکه به برابر دروازهٔ قلعه میرسند، خود را در محاصرهٔ نیروهای مسلح میبینند.
#آموزشی_کاظمی
@asarkazemi
#نگارش
❤7👍3